اهداف و وظایف حکومت اسلامی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

شناخت وظایف و اهداف حکومت اسلامی برای جهت گیری ها، تبیین راهبردها، سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها ضروری و لازم است. از این رو، می بایست بارها این امور به امت و دولت اسلامی گوشزد شود تا کوچک ترین غفلت و تغافلی صورت نگیرد؛ زیرا فراموش کردن یا غفلت از آنها به معنای انحراف در رویکردهای نظام اسلامی و حتی فقدان مشروعیت به معنای سیاسی و شرعی آن است؛ زیرا مردم نظام اسلامی را به سبب اهداف و آرمان های بلند آن پذیرفته اند و نظام اسلامی به سبب آن مشروعیت به هر دو معنا یافته است. نویسنده با توجه به این ضرورت یادآوری بر آن شد تا بر اساس آموزه های قرآنی، اهداف و وظایف نظام و حکومت اسلامی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حکومت امانت الهی و وظایف آن

بر اساس آموزه های قرآنی حکومت یک امانت از سوی خداوند در دست بندگان است.(حج، آیه ۴۱ و آیات دیگر) بنابراین، انسان می بایست توجه داشته باشد که خداوند از او چه می خواهد و چه برنامه و هدفی را برای اصل حکومت در نظر گرفته است.

حکومت اهداف عمومی را باید برآورده سازد که در قالب وظایف به عهده آن است. در این جا به مهم ترین وظایف عمومی آن ها اشاره می کنیم:

  1. اطلاع رسانی و شفاف سازی به هنگام: از مهم ترین وظایف حکومت شفاف سازی و اطلاع رسانی دقیق مسایل حکومتی به مردم است تا جلوی هر گونه شایعه سازی گرفته شود. خداوند در آیه ۸۳ سوره نساء مقابله با شایعه ها و اطّلاع رسانى صحیح و به موقع، از وظایف حکومت است؛ چرا که بسیاری از مشکلات مردم به ویژه در حوزه امنیت روانی جامعه به سبب فقدان اطلاع رسانی به هنگام در باره مسایل مهم و اساسی چون امنیت اقتصادی، غذایی، جانی، مرزی و مانند آن است. اگر مردم حقایق را بدانند و با شایعات دروغین و بی پایه مبارزه شود، خود مردم آمادگی لازم را برای دفاع از کشور و جامعه فراهم می آورند و بزرگ ترین تهدیدات و بحران ها را از سر می گذرانند.
  2. ایجاد وحدت : ایجاد و حفظ وحدت جامعه، از وظایف حکومت است(نساء، آیه ۵۹)؛ زیرا جوامع براساس وحدت هدف و رویه و مشی ایجاد می شود و هر گونه عاملی که وحدت هدف و مشی و رویه دست یابی به آن اهداف را تضعیف کند یا از میان بردارد، در حقیقت با اصول جامعه در تضاد خواهد بود و می بایست با آن مقابله شود. تحزب گرایی اگر موجب تفاوت در اهداف و آرمان ها شود و یا مشی و اصول راهبردی جامعه را مخدوش کند، امری باطل است و تنها زمانی جایز است که اهداف و مشی کلی و راهبردی حفظ شود و تنها مجاز است که سیاست های خرد و برنامه های دست یابی به آرمان ها و اهداف متفاوت باشد. بنابراین، هر عاملی که وحدت جامعه را مخدوش سازد می بایست با آن مبارزه کرد و دولت نیز سیاست های خودش را می بایست به گونه ای تنظیم و سامان دهد که عامل حفظ وحدت باشد نه آن که وحدت را مخدوش و یا بحران مواجه سازد.
  3. برقراری امنیت: برقرارى نظم و امنیّت و دفاع از جان و مال مردم، از وظایف حکومت است؛ زیرا جوامع نخستین دغدغه ای که دارند، تامین امنیت است؛ چرا که سعادت و خوشبختی را در تامین آرامش و امنیت و آسایش می دادند و جوامع نیز برای تامین آن ایجاد و شکل می گیرد. امنیت غذایی و مالی و جانی و عرضی از مهم ترین خواسته ها به طور طبیعی وظایف و اهداف حکومت هاست.(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۵۱؛ یوسف، آیات ۹۹ تا ۱۰۱)
  4. تدبیر امور اقتصادی: چنان که گفته شد، مردم برای تامین آسایش گرد هم می آیند. بنابراین، از مهم ترین آرمان های آنان تامین آن است. بر همین اساس از وظایف دولت ها تدبیر امور اقتصادی است تا آسایش و رفاه برای جامعه فراهم آید.(نساء، آیه ۵۳؛ یوسف، آیه ۵۵) پس بر حکومت هاست که به برنامه ریزى، محاسبه و پیش بینى شرایط اقتصادى اهتمام ورزد(یوسف، آیات ۴۷ و ۴۸) و در شرایط بحرانى مهار تولید و توزیع ارزاق را به دست گیرد.(همان) خداوند حتی در آیه ۵۳ سوره نساء نسبت به بى توجّه حکومتها و حاکمان به وضع اقتصادى مردم نکوهش و سرزنش کرده و آنان را موظف و مکلف به این امور دانسته است.
  5. حفظ کشاورزی: کشاورزی مهم ترین عامل تامین امنیت غذایی و اصل اساسی است. از این روست که خداوند یکی از وظایف اصلی حکومت ها را تامین عناصری برای حفظ و گسترش کشاورزی و تامین امنیت غذایی دانسته است.(بقره، آیه ۲۰۵)
  6. حفظ نیروی انسانی و جمعیت: حفظ جمعیت و افزایش آن از دیگر وظایف هر حکومتی است. خداوند در آیه ۲۰۵ سوره بقره اصلاح جامعه و حفظ نسلها را از وظایف حکومتها دانسته است. اگر جمعیت جامعه ای کاهش یابد نشانه فقدان رفاه و آسایش و امنیت اقتصادی است؛ این بدان معناست که دولت و حکومت از عهده وظایف نخستین و اولیه خود بر نیامده است؛ چرا که افزایش امنیت و آرامش و آسایش، موجب افزایش رشد جمعیتی است و کاهش آن نشانه فقدان این عناصر در آن جامعه است. این بدان معنا خواهد بود که حکومت از عهده مسئولیت و وظایف اصلی خود برنیامده است.
  7. گردآوری مالیات: از دیگر وظایف حکومت ها تامین بودجه عمومی کشور از طریق مالیات و گردآوری درست و به کارگیری مناسب آن بودجه های مالیاتی است. بر دولت ها و حکومت ها تا نیروهایی را برای این کار برگزینند که دارای تخصص لازم و تعهد باشند و اهل امانت داری بوده و از خیانت در آن پرهیز کنند. خداوند در آیه ۶۰ سوره توبه گردآورى و تقسیم صدقات و تعیین کارگزارانى براى آنها از وظایف حکومت دانسته است.
  8. رعایت حق: رعایت حق در داورى بین مردم، وظیفه اساسى حکومت است(ص، آیه ۲۶) پس لازم است تا حاکمان از مجازات بى گناهان، به جاى گناهکاران و هر گونه باطل گرایی پرهیز کنند و بر خلاف اصول و وظایف حکومتی عمل نکنند.(یوسف، ایات ۷۸ و ۷۹)
  9. مبارزه با ظلم: مبارزه با ظلم نه تنها در جامعه تحت حاکمیت بلکه در تمامی جهان از وظایف حکومت هاست. خداوند در آیات ۸۷ و ۸۸ سوره کهف بر پرداختن حکومت به مبارزه با ظلم و تلاش براى سبک بار ساختن مقرّرات اجتماعى تاکید کرده است. به این معنا که دولت ها موظف به مراعات عدالت هستند و با هر گونه مصادیق و اشکال ظلم می بایست مبارزه کنند.
  10. ایجاد عدالت: چنان که گفته شد ، مبارزه با ظلم از وظایف حکومت هاست. به طور طبیعی مبارزه با ظلم مقتضی عمل به عدالت و تامین آن است. بر اساس آیات پیش گفته از سوره کهف لازم است تا حکومت به این وظیفه عمل نماید.
  11. نجات مستضعفان: نجات مستضعفان از سلطه ظالمان از دیگر وظایف عمومی حکومت هاست که باید بدان قیام کنند. در امر نمی بایست به محدودیت های جغرافیایی و سیاسی و مانند آن توجه کرد. دفاع از مظلوم و مستضعف در هر کجای عالم در حد استطاعت و توان حکومت ها امری لازم و وظیفه ای عینی و کفایی است.(نساء، آیه ۷۵)

وظایف و اهداف حکومت اسلامی

دولت اسلامی افزون بر اهداف و وظایف پیش گفته عمومی که بر عهده همه حکومت ها و دولت هاست، باید وظایف و اهداف خاصی را نیز مد نظر قرار داده و بدان جامه عمل بپوشاند. براساس آیات قرآنی مهم ترین اهداف و وظایف حکومت اسلامی را می توان در امور زیر دسته بندی و خلاصه کرد:

  1. اقامه نماز: از نظر آموزه های قرآنی حکومت مومنان و صالحان که در قالب حکومت اسلامی شکل می گیرد می بایست تامین کننده شرایط برای اقامه نماز و برپایی آن باشد. خداوند در آیه ۴۱ سوره حج برپاداشتن نماز، از اهداف حکومت مؤمنان دانسته و معرفی کرده است. این بدان معناست که نخستین وظیفه و هدف خاص و ویژه حکومت اسلامی حوزه دین داری مردم و ایجاد شرایط برای عبادت خدا توسط مردم است؛ چرا که عبادت خداوند هدف خلقت و آفرینش انسان است(ذاریات، آیه ۵۶) و دولت اسلامی موظف است تا این هدف خلقت را تامین و شرایط آن برپایی آن را فراهم آورد.
  2. پرداخت زکات: دومین وظیفه اصلی حکومت مومنان و دولت اسلامی مساله زکات و تامین اقتصاد سالم برای همه افراد جامعه است؛ زیرا زکات دارای مصارف خاصی است. گردآوری و توزیع درست و سالم زکات موجب می شود تا همه اقشار جامعه از وضعیت مناسب اقتصادی بهره مند باشند و بتوانند به دور هر گونه دغدغه اصلی معیشت به کارهای دیگر به ویژه نماز و دیگر عبادیات بپردازند و بستر رشد و شکوفایی برای دست یابی به کمالات و مقامات انسانی برایشان فراهم آید.(حج، ایه ۴۱)
  3. امر به معروف: سومین وظیفه ای خداوند در آیه ۴۱ سوره حج برای حکومت مومنان تعریف و تعیین کرده ، امر به معروف است. این بدان معناست که حوزه اخلاق فردی و اجتماعی و فضایل و مکارم خوب و پسندیده بسیار با اهمیت است. شناخت معروف و پسندیده ها و تشویق و توصیه دیگران به آن می تواند جامعه را به کمال مطلوب برساند. از این روست که امر به معروف یعنی هدایت مردم به سوی کمال و بهشت و خوشبختی وظیفه حکومت و دولت مومنان است و نباید از این وظیفه چشم پوشی کرده و در این زمینه کوتاهی کند.
  4. نهی از منکر: چهارمین وظیفه ای است که در این آیه به آن اشاره و توجه داده شده ، مساله نهی از منکر است؛ زیرا شناخت منکرات و ناپسندها و جلوگیری از وجود یا گسترش آن ها از وظایف اصلی حکومت اسلامی مومنان است. باید توجه داشت که امر به معروف و نهی از منکر مکمل یک دیگر هستند و همان طوری که می بایست از منکرات نهی کرده و معروف را شناسایی و معرفی کرده و زمینه تحقق و بسترهای لازم ایجاد آن را فراهم آورد. برخی عادت کرده اندکه تنها به نهی از منکر بپردازند در حالی باید جایگزین آن یعنی معروف را شناسایی و معرفی کرده و بستر تحقق آن را فراهم آورند. این روشی است که پیامبران از جمله حضرت لوط(ع) بدان مشی می کرده است. ایشان با نهی از منکر لواط و هم جنس بازی، با ارایه معروف و تعیین مصداق آن یعنی دخترانش از مردم می خواهد به جای منکر از معروف بهره مند شوند.(هود، ایه ۷۸؛ حجر، آیات ۷۰ و ۷۱)
  5. امنیت فراگیر: از دیگر وظایف حکومت اسلامی امنیت فراگیر است. البته این از وظایف هر حکومتی است، ولی تفاوتی که در این جا با وظایف قبلی دارد این است که این امنیت می بایست برای آخرت انسان باشد و تنها به امنیت دنیوی آن فکر نکند. به این معنا که افزون بر رهایی از خوف و دست یابی به امنیت دنیوی شرایط را به گونه ای فراهم آورد تا مردم از دوزخ و خشم الهی در امان مانند. به سخن دیگر کاری کنند که دین مرضی الهی در جامعه تحقق یابد و مردم در امنیت کامل به آن بیاندیشند و برای رهایی از خوف دوزخ تلاش کنند.(نور، آیه ۵۵) پس تامین شرایط برای ورود مردم به بهشت از وظایف دولت و حکومت مومنان است. به سخن دیگر، دولت اسلامی هم موظف است مردم را به سوی بهشت تشویق کرده و هم در عمل از دوزخ بازدارد و دور نگه دارد و آنان را به امنیت نسبت به دوزخ برساند. بهشت بردن تشویقی در عمل و دور کردن اجباری مردم از دوزخ و اعمال دوزخی دردنیا از وظایف حکومت است؛ یعنی ایجاد بستری که دین مرضی الهی در همه جامعه به شکل فراگیر تحقق یابد و بدان عمل شود.
  6. شرک ستیزی: یکی دیگر از وظایف اختصاصی دولت مومنان ، شرک ستیزی است. به این معنا که با هر چه که نماد شرک است مبارزه شود و توحید در جامعه رخنه و رسوخ یابد. شرک ستیزى و ایجاد زمینه عبادت خالصانه پروردگار، از اهداف حکومت مؤمنان در آیه ۵۵ سوره نور تعریف و تعیین شده است. پس دولت اسلامی نمی تواند خود را کنار بکشد و بی توجه به مظاهر شرک اجازه دهد که شیطان پرستی و مانند آن در جامعه رواج یابد و مردم به سمت و سوی کشیده شوند که آنان را به دوزخ می برد.
  7. حاکمیت دین: در یک کلمه از مهم ترین وظایف حکومت مومنان و دولت اسلامی این است که دین و فرامین الهى بر اجتماع حاکمیّت یابد. پس دولت مومنان نمی تواند نسبت به حاکمیت دین در جامعه بی تفاوت باشد و اجازه دهد گروه ها و جریان هایی حاکمیت دین و قوانین آن را زیر پا گذارند و از مجازات حقوقی و قانونی بگریزند. این مطلبی است که در آیه ۵۵ سوره نور بر آن به عنوان یکی از اهداف حکومت مؤمنان تاکید شده است.

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از مهم ترین وظایف اصلی و اساسی دولت اسلامی و حکومت مومنان است. مردم مسلمان و امت اسلامی باید بدانند که این ها وظایف و اهداف کلان حکومت اسلامی است و دولت اسلامی می بایست به گونه ای عمل کند که این اهداف تحقق یابد. بنابراین نادیده گرفتن هر یک از این اهداف از سوی دولت مردان و دولت اسلامی به معنای بحران در مشروعیت سیاسی و شرعی و مقبولیت آنان از سوی مردم است. دولت می بایست فلسفه وجودی خود را بشناسد و بر اساس این فلسفه وجودی عمل کند؛ چرا که در غیر این صورت نمی تواند امید به حمایت مردم و مشروعیت سیاسی و دینی خود داشته باشد.

هم چنین مردم می بایست بر اساس این اهداف مسئولان را مواخذه کرده و از آنان بازخواست نمایند. دولت مردان اسلامی هم می بایست در قیامت پاسخ گویی خدا باشند و هم در دنیا پاسخ گوی مردمی باشند که به ایشان اعتماد کرده و امانت دولت را به دست آنان سپرده اند تا اهداف و وظایف خود را به درستی انجام دهند. امر به معروف و ولایت متقابل مردم و دولت موجب می شود تا هماره دولت خود را پاسخ گوی ملت بداند و نمی تواند از پاسخگویی طفره رود.

وظیفه امت اسلامی آن است که دولت مردان را نسبت به اهداف زیر نظر گرفته و هماره آنان را مورد بازخواست قرار دهند. کوتاهی امت در این وظیفه موجب می شود تا در پیشگاه خداوند عذر و بهانه ای نداشته باشند.