اهداف تحریف گفتمان اسلامی

somamusبسم الله الرحمن الرحیم
آموزه های قرآن به امت اسلام هشدار می دهد که جنگ نرم هماره در اشکال گوناگون برای نابودی گفتمان اسلامی در جریان و دشمنان تا زمانی که به اهداف شوم و پلید خود نرسند از پا نمی نشینند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا یکی از روش های دشمن و اهداف آن را در قالب تحریف محتوای گفتمان از طریق جعل و وضع حدیث و خاطره سازی و روایت سازی و حادثه سازی دروغین تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
تحریف گفتمان اسلامی
تحریف از مادّه «حَرْف» به معناى کژ کردن و برگردانیدن چیزى است. وقتی از تحریف کلام، سخن به میان می آید، مراد تغییر معناى آن است.(لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۱۲۹، «حرف») البته حرف در اصل به معنای جانب، کناره و طرف مقابل وسط، داخل، قلب و مرکز است.(فرهنگ نامه های عربی) بنابراین، تحریف به معنای اخراج و بیرون بردن یا دور کردن یا منصرف کردن چیزی از اصل، وسط، مرکز و قلب چیزی است. نتیجه چنین رفتاری چیزی جز افساد، اتلاف، اهلاک و تشویه چیزی نیست. از همین روست که تحریف به طور مجازی در این معانی به کار می برند.(همان پیشین)
تحریف به دو شکل انجام می شود: ۱. تحریف لفظی؛ ۲. تحریف معنوی.
تحریف لفظی عبارت از کم و زیاد کردن الفاظ متن است؛ چه یک حرف اضافه و کم شود یا آن که یک واژه یا جمله ای کم و زیاد شود. تحریف یک «حرف» مانند تحریفی که معاویه با حذف یک «واو» از آیه ۳۴ سوره توبه انجام داد و ابوذر علیه آن تحریف ایستاد. در روایات تاریخی آمده است: ابوذر غفاری یار پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در شام راه می رفت در حالی که شمشیر بر دوش گرفته بود و می گفت: شمشیر را بر زمین نمی گذارم تا «واو» را در جای خود قرار دهید !! مردم پرسیدند: چه اتفاقی افتاده؟ ابوذر گفت: معاویه واو «و الذین یکنزون» را از آیه « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّ کَثِیرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مى‏خورند، و آنان را از راه خدا باز مى‏دارند، و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى‏کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى‏کنند، ایشان را از عذابى دردناک خبر ده.»
در حقیقت معاویه با برداشتن «واو» معنای آیه را به کلی زیر و رو کرده بود؛ زیرا معنای آیه بدون «واو» این گونه می شود که عده ای از خاخام های یهود و کشیشان مسیحی و مانند آن ها ، زر و سیم جمع کرده و آنها را انفاق نمی کنند. پس این آیه تنها یک گزارش تاریخی است و هیچ ارتباطی با امت اسلام ندارد؛ در حالی که وقتی «واو» باشد این عذاب وعده داده شده الهی شامل پیشینیان و هر کسی می شود که این گونه عمل می کند. از همین رو، آیه و وعده عذاب در آن، شامل زراندوزان امت اسلام نیز خواهد شد و باید به آنان نیز عذاب درد آوری بشارت داد.
هم چنین تحریف لفظی پریکلوتوس (periklutos) به (پاراکلتوس یا parakletos) در انجیل و تورات از مصادیق تحریف لفظی است؛ زیرا پاراکلتوس یا parakletos در تلفظ عربی فارقلیط به معنای روح القدس در انجیل و تورات کنونی در زبان های دیگر اروپایی به کار رفته است، یک تحریف لفظی است؛ زیرا نسخه اصلی به معنای برگزیده، نامدار و ستوده یعنی همان احمد بوده است؛ ولی با تحریف لفظی مقصود دیگری از آن اراده شده است؛ زیرا فارقلیط یا پارکلیت و در زبان پارسی «فراخوان» از زبان یونانی معمولی (پاراکلتوس یا parakletos) گرفته شده‌است که به معنای «کسی است که دلداری می‌دهد؛ تسلی بخش» یا «کسی که میانجی گری می‌کند؛ شفاعت کننده». این واژه از دو ریشه بخش پارا (فرا)+کالین (خوان) تشکیل شده‌است و بازتابی از واژهٔ عبری «مناههم» به معنای تسلی دهنده‌است؛ اما از همان آغاز اسلام برخی از مسیحیان عرب زبان در مناطق عربی و نیز مسلمانان، محمد(ص) را به عنوان فارقلیط موعود مسیح شناختند؛ چراکه پریکلوتوس (periklutos) ترجمه دقیق واژه احمد و ستوده و نامدار و برگزیده است. اما مسیحیان با سوء استفاده و تحریف لفظی از راه تشابهی میان واژهٔ پاراکلتوس (parakletos) به معنای دلداری دهنده و پریکلوتوس (periklutos) به معنای برگزیده و نامدار و ستوده خواستند این بشارت را حذف کنند؛ چرا که پریکلوتوس با واژه احمد(ص)، نام دیگر محمد (ص) در قرآن است. خداوند خود به صراحت به این بشارت در انجیل اشاره می کند و می فرماید: وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاهِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ؛ و آنگاه که عیسی پسر مریم گفت: ای پسران اسرائیل! من فرستاده خداوند بر شمایم، تا تورات پیش از من را تصدیق کنم و مژده دهم شما را به پیامبری که پس از من خواهد آمد؛ که نامش احمد است؛ ولی آنگاه که او با نشان‌های روشن می‌آید، آنان می‌گویند که این جادویی آشکار است.(صف، آیه ۶) هم چنین خداوند در آیه ۱۴۶ سوره بقره و ۲۰ سوره انعام به صراحت بیان می کند که اینان پیامبر(ص) را بهتر از فرزندان خودشان می شناختند ولی از روی عناد و لجاجت به انکار می پردازند و تحریف لفظی که انجام می دهند در همین راستا است.
حضرت مسیح درباره حضرت محمد (ص) می فرماید: «اگر شما مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید، و من از پدر خواهم خواست تا «فارقلیط» دیگری به شما خواهد داد» (باب۱۴جمله ی۱۵)
و فرموده است: من این سخن ها را به شما گفته ام وقتی که با شما بودم، لکن آن «فارقلیط» که پدر او را به اسم من خواهد فرستاد، همان شما را هر چیز خواهد آموخت و هر چیز من به شما گفته ام به یاد شما خواهد آورد.(یوحنا، باب ۱۴: ۲۵ – ۲۶)
و نیز می فرماید: حالا قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتی که واقع گردد ایمان آورید (یوحنا، باب ۱۴ : ۲۹) چون آن فارقلیط که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، روح راستی که از طرف پدر می اید درباره من شهادت خواهد داد. (یوحنا،  باب ۱۵ : ۲۶)
حتی حضرت مسیح به این مقدار تذکرها اکتفا نکرد و در جمله ۲۹ از باب ۱۴ در این قسمت پافشاری کرده و فرمود: «اکنون قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتی که واقع گردد ایمان آورید» آن حضرت هم چنین آمدن پیامبر(ص) منوط به رفتن خود از جمع مردم دانسته و می فرماید: «اگر من نروم فارقلیط نزد شما نمی آید» (باب ۱۵، جمله ی ۷)
گفتنی است مسیح به زبان «عبری» سخن می گفت؛ زیرا او در میان عبری زبانان پرورش یافته بود، و از میان نویسندگان انجیل ها تنها «متی» انجیل خود را به زبان «عبری» نوشته و سه نفر دیگر انجیل خود را به زبان «یونانی» نوشته اند. بنابراین لفظی که خود حضرت مسیح به آن تلفظ نموده از میان رفته است؛ زیرا این بشارت فقط در انجیل «یوحنا» است و نویسنده آن نیز نخست کتاب خود را به زبان «یونانی» نوشته است.(نگاه کنید: بخشی از کتاب احمد موعود انجیل، آیت ا… جعفر سبحانی)
باید توجه داشت تصرف در الفاظ و عبارات که همان «تحریف لفظی» است سه قسم دارد: ۱. تحریف به تعویض؛ ۲. تحریف به زیادت؛ ۳. تحریف به نقیصه.
از آن جایی که خداوند وعده داده که حافظ قرآن است(حجر، آیه ۹؛ و نیز فصلت، آیه ۴۲؛ قیامت، آیه ۱۷)، هر گونه تحریف لفظی به زیادت و نقصان و تعویض در قرآن محال است و امت اسلام همگی چنین تحریفی را رد کرده و منکر آن هستند.( صیانه القرآن من التحریف، معرفت، محمدهادی، ۱۳۰۹ -۱۳۸۵، ص۱۳؛ المحصول فی علم الاصول، سبحانی تبریزی، جعفر، ج۳، ص ۱۵۸-۱۵۶)
اما تحریف معنوی، عبارت از تحریف معنا و مفهوم یک حرف، واژه و جمله است بی آن که تصرف در لفظ شده باشد. از مصادیق تحریف معنوی می توان به تفسیر گزینشی و نادرست از آیه اشاره کرد. به عنوان نمونه تفسیر «سین» به سین تسویف و تاخیر، در حالی که می تواند «سین» تحقیق باشد، یک تحریف معنوی است؛ چنان که این تحریف در آیات ۹۴ و ۱۰۵ سوره توبه در تفاسیر اتفاق افتاده است. هم چنین تفسیر واژه «ولی» و «ولایت» به محبت برای اهداف سیاسی از مصادیق تحریف معنوی است؛ زیرا این واژه به معنای سرپرستی و نصرت، همانند سرپرستی و ولایت پدر بر فرزند و مانند آن نیز آمده است. برخی از مفسران، ولیّ در آیه ۵۵ سوره مائده که خداوند به صراحت و روشنی، سرپرستی و ولایت را به امیرمومنان (ع) سپرده است: « إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ؛ ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند: همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند، به معنای محبت گرفته اند.
مفسران شیعی این تحریف معنوی را نادرست شمرده و بر معنای حقیقی آن تاکید دارند. امین الاسلام طبرسی می نویسد: «ولىّ»: به مفهوم سرپرست، سررشته‏دار، یار، مددکار و صاحب اختیار آمده است و به همین دلیل است که به کسى که در ازدواج صاحب اختیارات است، «ولىّ نکاح»، و به صاحب‏اختیار در خونِ مقتول، «ولىّ دم»، و به شاه و فرمانروا و حاکم بر کشور و جامعه‏اى «ولىّ امر» مى‏گویند؛ چراکه آنان صاحب‏اختیار در تدبیر امور مورد اشاره هستند.
پاره‏اى نیز برآنند که «ولىّ» به مفهوم برتر و زیبنده‏تر و سزاوارتر از دیگران است.(مجمع البیان، ذیل آیه ۵۵ سوره مائده)
مورد دیگر از تحریف معنوی، حمل و تطبیق آیه‌ای از قرآن کریم بر غیر مورد آن، و در واقع دست بردن در شان نزول آیه است، مانند تحریفی که «سمره بن جندب» در آیاتی از قرآن انجام داد؛ او صد هزار درهم از «معاویه بن ابی سفیان» گرفت تا بگوید: آیه ۲۰۷ سوره بقره: وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَاللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ که درباره امیرمومنان به عنوان مصداق اتم و اکمل آمده است، در مورد « ابن ملجم » قاتل امام علی علیه‌السّلام بوده ؛ و آیه ۱۲ سوره حج: وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللهَ عَلی حَرْف؛ که سرزنش برخی از مسلمانان در بندگی خدا است،  درباره امام علی علیه‌السّلام نازل شده است.
نمونه دیگر این تحریف معنوی، نسبت به روایت پیامبر اسلام(ص) «یا عمّارتقتلک الفئه الباغیه؛ ای عمار گروهی باغی و سرکش تو را می کشند»، انجام شد؛ زیرا در جنگ صفّین وقتی عمار به دست لشگر معاویه به قتل و شهادت رسید، یک مرتبه فریاد از همه جا بلند شد که معاویه و یارانش باطل و سرکش اند، چون آنان قاتل عمّار هستند و پیامبر(ص) در این مساله به صراحت سخن گفته و پیش گویی کرده است. اینجا بود که معاویه دست به تحریف معنوی روایت زد و اعلام کرد: ما کشنده عمار نیستیم، عمار را علی(ع) کشت که او را به صفین آورد و موجبات کشتن وی را فراهم کرد.
به هر حال، تحریف در دو شکل لفظی و معنوی انجام می شود. شیخ طوسى نیز در تفسیر خویش می نویسد که تحریف به دو وسیله محقّق مى‌شود: یکى تأویل ناروا و بد (بدون تغییر در ساختار کلام)؛ و دیگرى تغییر و تبدیل آن.( التبیان، ج‌۳، ص‌۴۷۰)
بر اساس آیات قرآنی، یهودیان استاد تحریف بوده اند. هم چنین از مجموع آیاتى که در قرآن مجید درباره تحریفهاى یهود آمده، استفاده مى‌شود که ۱. گاهى تحریف آنها معنوى بوده؛ بدین گونه که معانى الفاظ را دگرگون مى‌ساختند، ۲. و گاهى تحریف لفظى مى‌کردند، ۳. و گاهى به مخفى ساختن قسمتى از آیات دست مى‌زدند.( تفسیر نمونه، ج‌۴، ص‌۳۱۳‌-‌۳۱۴ با تلخیص)
با توجه به آن چه گفته شد، تحریف معنوی در قرآن و متون مقدس دیگر اتفاق افتاده و می افتد؛ زیرا بسیاری از مردم خواسته و ناخواسته و دانسته و نادانسته گرفتار تحریف معنوی قرآن می شوند. شکی نیست که تحریف معنوی خطرناک تر است.
اهداف ایجاد تحریف خط امام
بدترین نوع تحریف ها، تحریف هایی است که نسبت به گفتمان ها و اصول اساسی صورت می گیرد. به عنوان نمونه گفتمان اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) هماره گرفتار انواع تحریف بوده است و پیامبران(ع) پیاپی می آمدند تا به بازسازی و نوسازی گفتمان بپردازند و اصلاحاتی را در موارد افسادی انجام دهند.
در مسایل اساسی جامعه و موضوعات بزرگ و حساس ، به سبب اهمیت هماره تحریف گری نسبت به مطالب و گفته های رهبران انقلابی و اصلاح از سوی دشمنان آنان وجود داشته است. به عنوان نمونه فرعون در تقابل با حضرت موسی(ع) دست به تحریف گری می زد و اهداف بزرگ آن پیامبر(ص) مخدوش می ساخت. به عنوان نمونه وقتی حضرت موسی(ع) در خواست می کند تا به او ایمان آورند یا قوم بنی اسرائیل را از بردگی رها سازد، با تحریف اهداف آن حضرت(ع) مدعی شدند: یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ؛ مى‏خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس چه دستور مى‏دهید؟» (اعراف، آیه ۱۰۰؛ و نیز طه، آیه ۶۳؛ شعراء، آیه ۳۵)
در باره عوامل تحریف می توان عوامل چندی را شناسایی کرد. به عنوان نمونه، استاد مطهری(ره) از دو عامل: ۱. اغراض دشمنان؛ و ۲. تمایل بشر به اسطوره سازی به عنوان عوامل عمومی تحریف تاریخ یاد می کند که اختصاص به حادثه عاشورا ندارد؛ ۳. پس از آن عامل سومی به عنوان عامل خاصّ که تنها مربوط به حادثه کربلاست یاد می کند، عاملی که موجب گشت استفاده از هر وسیله و ابزار هر چند نامقدس تجویز شود. برای رسیدن به هدفی مقدس عدّه ای گفتند: گریستن بر امام حسین(ع) هدفی مقدّس و منزه است و برای رسیدن و انجام دادن آن، هر کاری مجاز و رواست، در نتیجه افرادی در این قضیه دست به جعل و تحریف زدند.( ر.ک: حماسه حسینى، ص ۶۶ – ۹۲، مجموعه آثار، ج ۷، صدرا، ۱۳۷۷ه ش)
به هر حال، تحریف معنوی یک حادثه تاریخی همانند گفتمان اسلامی یا گفتمان عاشورا یا حتی گفتمان انقلاب اسلامی به این است که علل و انگیزه ها یا اهداف آن به گونه ای بیان و تفسیر شود که بر خلاف اصل آن باشد. مهم ترین اهداف و انگیزه هایی که برای تحریف گفتمان اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی می توان شناسایی کرد، عبارتند از:
۱. تغییر و استحاله گفتمان انقلاب اسلامی: نظام سلطه و دشمنان اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی، مهم ترین هدف خویش را استحاله گفتمان اسلامی قرار می دهند. این برنامه از زمان پیامبر(ص) تاکنون در دستور کار بوده ا ست و موجب انحراف و کژی امت شده است. امروز نیز بر اساس همان سازوکارها بر آن هستند تا این استحاله صورت گیرد و گفتمان انقلاب اسلامی در مسیر که آنان می خواهند استحاله شده و تغییر مسیر و هدف دهد.  طراحان و کارگزاران این سناریو با بهره گیرى از عوامل نفوذى، تجدیدنظرطلبان و منحرفین از مکتب امام خمینى، تغییر و استحاله رامدنظر قرار داده‌اند.
۲. گمراه کردن مردم: دشمن برای گمراه کردن مردم دست به تحریف می زند. بنابراین، با استفاده از متن مقدس و کلمات رهبران گفتمان انقلاب اسلامی مردم را از اهداف مقدس آنان دور ساخته در مسیری قرار می دهند که چیزی جز گمراهی از هدف نیست.(آل عمران، آیات ۷۵ تا ۷۸)
۳. تغییر نعمت : از جمله اهداف تحریف تغییر نعمت به نقمت است تا مردم از اهداف گفتمان اصیل انقلاب اسلامی دور شوند و در مسیر قرار گیرند که دشمنان می خواهند.(بقره، آیه ۲۱۲)
۴. فریب مردم: از اهداف تحریف می توان به فریب مردم اشاره کرد تا این گونه در مسیر بروند که تحریف گران اراده کرده و خواسته  اند.(آل عمران، آیات ۷۵ تا ۷۸)
۵. ثروت: از اهداف تحریف کسب ثروت و سرمایه است همان طوری که برخی از دانشمندان از این طریق ارتزاق می کنند و خواص به ثروت و کنزاندوزی می پردازند .(مائده ، آیه ۴۱؛ توبه، آیه ۳۴؛ آل عمران، آیه ۷۷)
۶. توجیه کردن رفتار ضد گفتمانی : خواص از طریق تحریف ، توجیهاتی برای دور شدن خودشان از اهداف گفتمان فراهم می کنند تا مردم متعرض آنان نشوند و به آنان اشکال و انتقادی وارد نسازند.
۷. قدرت طلبی: بعضی ها در داخل کشور به خاطر پیشبرد اهداف سیاسی خود که منجر به قدرت طلبی و کسب منصب است سعی دارند شخصیت امام بزرگوار (ره) را به شکل دلخواه خود معرفی کنند و برای اینکار تلاش های زیادی هم کرده اند. کسانی که در دهه ۶۰ تندترین مدافعان آیت‌الله خمینی بودند در دهه ۷۰ برای بازگشت مجدد به قدرت تصمیم به یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ایدئولوژیکی گرفتند و به مروجان لیبرالیسم تبدیل شدند و برخی از دیدگاه‌های آیت‌آلله خمینی را بزرگ و برخی را به کلی نادیده گرفتند.» جامع دیدن امام اصل فراموش شده‌ای است که این فراموشی معمولاً توسط کسانی صورت می‌گیرد که امام را طوری تفسیر می‌نمایند تا با نقطه‌ای که خود ایستاده‌اند، هماهنگ شود. بنابراین حملات امام به امریکا به صورت کامل سانسور می‌شود. ساده‌زیستی مسئولان به فراموشی عمدی سپرده می‌شود. «نگذارید انقلاب به دست نا‌اهلان و نامحرمان بیفتد» را علناً با دعوت از مطرودین امام به مجالس و میتینگ‌ها نادیده می‌گیرند و «تا مبارزه هست ما هستیم» امام را به «تعامل» و «گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» تبدیل می‌کنند‌. این در حالی است که امام «مظاهر مادی» را به کلی به رسمیت نمی‌شناخت و کاملاً در موضوع هجومی بود. امام در نگاه به غرب در جایگاه متهم نمی‌نشست بلکه طلبکارانه فریاد می‌زد و محکوم می‌کرد اما امروز برخی از مدعیان امام تلاش می‌نمایند استانداردهای حیات غربی را از حنجره امام خارج کنند و احساس کمتری را در ملت زنده نگه دارند.
۸. تغییر اهداف: گاه برای تغییر اهداف با انتخاب گزینشی از کلمات امام بر آن می شوند تا انقلاب را به سمت و سویی که خود می خواهند هدایت کنند. در حقیقت این عمل با بزرگ کردن برخی دیدگا‌ه‌های امام و نادیده گرفتن برخی دیگر انجام می گیرد. بخشی از جریانات سیاسی از ۲۱ جلد صحیفه امام فقط به یک جمله اکتفا می‌کنند که « میزان رأی ملت است» و حتی جمله بعد از آن را نیز سانسور می‌کنند.(بقره، آیه ۱۲۰؛ کهف، آیه ۲۰)
۹. تغییر نرم نظام و کودتای نرم: ایجاد تزلزل و شک در مردم و هرج و مرج در اهداف و وسایل برای بازگشت نظام سلطه و قدرت یابی مجدد آن از اهداف تحریف گران است که  در نهایت پای بیگانگان و سلطه گران دوباره به این مملکت باز می شود.(بقره، آیه ۱۲۰ و آیات دیگر)
۱۰. حذف جنبه‌های انقلابی شخصیت رهبر: همین مساله در طول تاریخ به عنوان اهداف تحریف به کار گرفته شده است. شخصیت های پیامبران تحریف شدند که در ایات بسیاری آمده است. در دوران ما نیز  برخی از نیروهای سابق انقلاب که از انقلابی‌گری به پراگماتسیم یا واقع‌گرایی محض رسیده یا در بین دو راه مبارزه یا زندگی، زندگی را انتخاب کرده‌اند، امام را طوری تفسیر و معرفی می‌نمایند که نسل امروز گمان می‌کند امام یک عنصر منفعل، حاشیه‌نشین، تشریفاتی و تزئینی بوده است. حال آنکه ادبیات به جا مانده از امام نشان می‌دهد که هر قدر امام از صدر انقلاب دور می‌شود چهره انقلابی اش برافروخته‌تر می‌شد. بدون تردید اگر مکتوبات سال ۱۳۶۷ امام را در اختیار یک ادیب قرار دهیم و سن نویسنده را جویا شویم ، فردی زیر ۳۰ سال را معرفی خواهد نمود. بنابراین امام انقلابی بودن را «احساسی بودن» نمی‌دانست بلکه وارد شدن به سازش‌های عزت‌سوز را مانع بود و به همین دلیل می‌فرمود «گمان نکنید ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم، اما هیهات که سیراب‌شدگان کوثر عاشورا به ملت خود خیانت کنند.»
۱۱. ارائه تفسیر ناروا از اهداف گفتمان اسلام: تفسیر نادرست از اهداف گفتمان اسلام نیز از اهداف بوده که در آیات قرآنی بسیار مورد توجه و تاکید بوده است. امروز نیز در گفتمان انقلاب اسلامی چنین اتفاقی در حال رخ دادن است. جمهوری‌خواهانه از امام و حذف بقیه ابعاد و اهداف داخلی و جهانی انقلاب اسلامی:  انقلاب امام (ره) دهها بعد و هدف مشخص و اعلام شده دارد که از عدم جدایی دین از سیاست تا استکبارستیزی را در بر می‌گیرد. جهانی بودن نهضت، ‌حذف نظام‌های فاسدی که بر پایه صهیونیسم، امپریالیسم و کمونیسم بنا شده‌اند، ‌حمایت از محرومین و مستضعفین در سراسر جهان، اجرای عدالت در جامعه اسلامی، تلاش جهت وحدت امت اسلامی، نفی ‌اشرافی‌گری در حوزه حاکمان، مردم‌سالاری و … از جمله اهداف امام است. اما نسل سوم و چهارم انقلاب وقتی اهداف امام را از دهان فلان جریان می‌شنود غیر از «جمهوری» و «دموکراسی» هیچ هدف مشخصی را از امام نمی‌داند. ابعاد فرامرزی امام توسط برخی افراد و جریانات به صورت صددرصد پنهان می‌شود. تا جایی که مقام معظم رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۹۳ با صراحت اعلام کردند که نمی‌شود بخشی از امام را کتمان یا پنهان کرد. و فرمودند این امام که عده‌ای معرفی می‌کنند امامی نیست که مردم به فرمان او فرزندانشان را به قربانگاه می‌فرستادند.
۱۲. جلوگیری از جهانی شدن گفتمان انقلاب اسلامی: اسلام دین جهانی است و دشمنان با تحریف و تبدیل آن به گفتمانی خشونت محور یا لیبرال محور بر آن هستند تا جلوی گسترش آن را بگیرند. در طول تاریخ این اقدام انجام گرفته است. امروز نیز دشمنان خارجی  امام(ع) نگران تکثیر امام، و هم چنین تکثیر راه و اندیشه امام در جهان هستند. از آن جایی تکرار انقلاب اسلامی ایران در کشور‌های منطقه، کابوس هر شب آنهاست و از تصور چنین رخدادی بند بند وجودشان می‌لرزد، از این رو با ایجاد نسخه های بدلی و جعلی و دروغی بر آن هستند تا راه گسترش آن را بگیرند. آنها اگر بتوانند امامی معرفی کنند که اهل جهاد و مبارزه نبود، امامی که با همه صلح کل بود و فقط لبخند می‌زد، می‌توانند یک شب سر راحت به بالین بگذارند! می توانند مدعی باشند که خط اصولی امروز امام حاضر با آرمان به میراث مانده از امام راحل متفاوت است! آنها می‌توانند با این حربه، مزدوران خود را در برابر خط روشن امام بکار بگیرند و در دل مسلمانان و محرومان بذر تردید بکارند که: امامی که از آن دم می‌زنید و به آن تاسی می‌کنید، آنگونه که می‌گویید هم مبارز نبود، مجاهد نبود! سیاستمداری بود مثل سایر سیاستمداران عالم! همین بذر تردید و دودلی برای سرد کردن یک جریان مبارز و مقاوم کافی است چرا که همانگونه که در ابتدای این نوشتار گفته شد، اسوه، پیشوا و الگوی مبارزه، نقشی محوری و تعیین کننده در برپایی یک تمدن جدید دارد و دشمن می‌کوشد با مخدوش کردن چهره این الگوی بی‌نظیر ،نقطه اتکا محرومان را از آنها بگیرد.
عوامل تحریف و ابزار آن
تحریف گران می تواند بیرونی و درونی باشد؛ اما بیش ترین ضربه را تحریف گرانی می زنند که در درون نظام گفتمانی قرار گرفته اند. از این روست که پیامبر(ص) نسبت به کسانی از امت و یارانش که خاطره سازی و روایت سازی و حدیث سازی می کنند و برای آیات قرآنی شان نزول و به نام پیامبر(ص) حدیث جعل می کند نفرین می کند. در حقیقت بزرگ ترین ضربه ای که گفتمان اسلامی در طول تاریخ خورده است از همین رهبران و یاران و دوستانی بوده است که به سبب مقاصد شوم و پلید و دنیوی خود دست به تحریف و جعل حدیث و روایت و خاطره سازی و شان نزول سازی کرده اند.
۱. خواص و یاران عالم: مهم ترین گروهی که دست به تحریف می زند و دیگران را برده وار و بنده وار به دنبال خود می کشند، خواص امت هستند که شامل رهبران و دانشمندان هستند؛ زیرا آنان با رسیدن به قدرت و ثروت دست به تحریف زده و راه خداوند را با رفتار و گفتار خویش سد می کنند.(توبه، آیه ۳۴)
۲. سنگدلان: کسانی که به سبب گناه و ترفه و رفاه زدگی از مسیر گفتمان اسلام دور شده اند، با تحریف معنوی بر آن هستند تا گفتمان را نابود سازند.(مائده، آیه ۱۳)
۳. حرص و آزمندی: از مهم ترین عوامل تحریف می بایست به حرص و آزمندی افراد تحریف گر اشاره کرد. (مائده، آیات ۴۱ و ۴۲)
۴. ولایت شیطان: کسانی که تحت ولایت شیطان هستند گرایش به تحریف گری پیدا می کنند و در مسیر تحریف گفتمان اسلام و انقلاب اسلامی گام بر می دارند.(نساء، آیه ۱۱۹)
۵. گرایش مردم: از دیگر عوامل تحریف، گرایش مردم به تحریف و پذیرش آن است که موجب می شود خاطره سازان و جاعلان حدیث و تحریف گری میدان پیدا کنند و به گسترش تحریف و افزایش دامنه و مصادیق آن بپردازند.(مائده، آیه ۴۱؛ توبه، آیه ۳۴ و آیات دیگر) زیرا اگر مردم مقاومت و مقابله کنند تحریف گران به این روند ادامه نمی دهند.

 روش ها و سازوکارهای تحریف
تحریف کنندگان برای رسیدن به اهداف شوم و پلید خویش از همه ابزار استفاده می کنند و از آن جایی که هدف وسیله را توجیه می کند از هیچ وسیله ای حتی اتهام و افترا به خدا و ادخال مالیس من الدین فی الدین یعنی بدعت و نوآوری در دین به نام دین نیز دست بر نمی دارند. از جمله روش ها و سازوکارهای آنان عبارت است از:
۱. تفسیر به عنوان ترجمه: یکی از روش هایی که تحریف گران در پیش می گیرند، قالب کردن محتوای شوم و پلید خود در قالب ترجمه است، در حالی که تفسیری نادرست را به عنوان ترجمه در اختیار مخاطب قرار می دهند و مخاطب گمان می کند که این مطالب جزوی از متن گفتار و کلام مثلا رهبر یا قرآن و دین و گفتمان اسلامی است.(آل عمران، آیه ۸۷)
۲. بهره گیری از زبان دین: یکی از راه های تحریف بهره گیری از زبان گفتمان از جمله گفتمان دین اسلام و انقلاب اسلامی است تا این گونه مردم را فریب دهند و به اهداف خود برسند.(آل عمران، آیات ۷۵ تا ۷۸)
۳. جعل سند: از مهم ترین روش ها و سازوکارهایی که تحریف گران استفاده می کنند جعل اسناد و نسبت دادن آن به رهبران است؛ چیزی را با دست خود می نویسند و آن را به رهبری نسبت می دهند.(همان)
۴. خاطره سازی : از مهمترین روش هایی است تحریف گران به کار می برند، خاطره سازی است و قصه ها و داستان هایی را می سازند یا تغییر می دهند تا هدف آنان از طریق آن برآورده شود. پس ممکن است اصل قصه و داستان درست باشد، ولی با یک جمله و کلمه جابه جا کردن اهداف تغییر می کند و اصولا قصه و حادثه چنان چه اتفاق افتاده بیان نمی شود. همین سوء استفاده درباره قصه های هابیل و قابیل(مائده، آیه ۲۷) و نیز حضرت سلیمان (ع) و شیاطین(بقره، آیه ۱۰۲) و مانند آن اتفاق افتاده که قرآن قصه های اصلی را بازگویی می کند تا تحریف گران را رسوا سازد.
۵. جابه جایی و تبدل: از روش هایی که تحریف گران به کار می برند جابه جایی و تبدیل است. مثلا سخنی را به سخنی دیگر تبدیل می کنند تا محتوای پیام قابل تحریف باشد؛ چنان که یهودی نسبت به قول حطه و مسیحیان درباره واژه احمد کردند.(بقره، آیات ۵۸ و ۵۹؛ صف، آیه ۶)
۶. کتمان و نهان سازی حقایق: از دیگر روش های تحریف نهان سازی و کتمان گری است تا حقایق چنان که هست منتقل نشود.(انعام، آیه ۹۱)
۷. گزینشی و تکه تکه کردن: از دیگر روش های تحریف یک گفتمان آن است که مطالب به شکل گزینشی انتخاب و به مخاطب منتقل شود و با تقطیع و تکه تکه کردن ارتباط میان پیام واحد دانسته نشود.(انعام، آیه ۹۱)
راه های مقابله با تحریف و تحریف گران
در آیات و روایات راه هایی برای مقابله با تحریف و تحریف گران بیان شده که عبارتند از:
۱. مطالعه و بازخوانی گفته ها و نوشته های رهبران از منابع معتبر و اصیل:  به صورت کلی وظیفه دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی در مرحله اول مطالعه شخصیت رهبران از پیامبر(ع) و امامان معصوم (ع) و در عصر ما به شخصیت و رویه امام خمینی(ره) و بازخوانی اصول و مبانی فکری ایشان از منابع موثق و در مرحله دوم انتشار و تبیین شخصیت امام(ره) و آرمان های ایشان در بین مردم به ویژه نسل جوان و نوجوان است. بازخوانی اصول مستند مکتب امام(ره) تنها راه مقابله با تحریف شخصیت آن بزرگوار است، اصولی مانند اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی، اعتماد به صدق وعده الهی و بی‌اعتمادی به مستکبران، اعتماد به اراده و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی، حمایت جدی از محرومان و مخالفت با اشرافی‌گری، حمایت از مظلومان جهان و مخالفت صریح و بی‌ملاحظه با قلدران بین‌المللی، استقلال و رد سلطه‌پذیری و تاکید بر وحدت ملی. مثلا حضرت امام خمینی درتبیین اسلام امریکایی در برابر اسلام ناب محمدی  این گونه خط مشی و مواضع خود را روشن می فرمایند : مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند…باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران کار مشکلى نیست.( صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۱۱)
۲. روشنگری و مقابله علمی: باید در برابر تحریف شخصیت رهبران از جمله شخصیت والای امام راحل، با استفاده از  روشنگری علمی به مقابله تریحف رفت. پس باید در برابر تحریف، مقابله علمی و روشنگری نمود تا خدای ناکرده دشمنان گفتمان اسلامی و انقلاب اسلامی و نیز دشمنان امام (ره) که همان دشمنان نظام اسلامی هستند نتوانند سوء استفاده کنند. رهبری نظام در جوار حرم مطهر امام راحل نسبت به این مساله هشدار دادند و در واقع  گفتند که در برابر این جریان خطرناک تحریف، تنها و تنها موج بیدارگری و روشنگری چاره‌ساز است. در حال حاضر بر اندیشمندان و صاحب‌نظران واجب است که این خط مستقیم و نورانی را دنبال کرده و آن را به درستی به مردم منتقل کنند که این روزها دشمن سخت در کمین است و باید هوشمندانه از این مرحله نیز عبور کرد. از نظر قرآن هر گاه درباره چیزی شک داریم نباید سخنی بگوییم بلکه باید سکوت کرده و به رهبران واقعی رجوع کنیم.(نساء، آیه ۵۹؛ نور، آیات ۱۱ تا ۱۹)
۳. بصیرت بخشی: در فتنه ها و مخدوش کردن اذهان مردم نسبت به حق و باطل باید به مردم بصیرت بخشید و چارچوب های اهداف گفتمان اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی و امام و انقلاب تبیین شود تا گرفتار فتنه هایی نشوند که از سوی دشمنان و نفوذی های درون انقلاب انجام می گیرد. این تحریف شخصیت از طریق بازی با کلمات و تحریفاتی از این دست ممکن است انجام گیرد.(نساء، آیه ۴۶ و آیات دیگر)
۴. معرفی نفوذی ها و راه های نفوذ: بیش ترین ضربه را هماره از درون به جامعه وارد می شود. بنابراین معرفی نفوذی ها و راه های نفوذ یکی از مهم ترین راه مقابله است. اصولا از نظر قرآن، نفوذی ها کسانی هستند که در خط تحریف حرکت می کنند.(مائده، آیه ۴۱)
۵. گفتمان سازی اسلام در جامعه و جهان: با بررسی کلید واژگان پر تکرار در ادبیات قرآن و رهبران و در عصر حاضر ادبیات امام خمینی(ره) گفتمان انقلاب اسلامی شناخته و به دیگران معرفی شود تا جلوی فعالیت های دشمن از طریق تحریف گرفته شود. شناخت اصول امهات بسیار مهم است. به عنوان نمونه امام باقر(ع) بر اصول ولایت در کنار خمس و نماز و روزه بسیار تاکید کرده و آن را سرآمد همه آن ها می داند تا این گونه جنبه ولایت مداری را در نظام فکری و سیاسی اسلام بسیار برجسته تر نشان دهد.( کافى ۲، ۲۱، ح ۸)
۶. خداترسی: ایجاد خداترسی در میان مردم موجب می شود تا تحریف گری از جامعه رخ بربندد و تنها دشمنان و منافقان به این عمل رو آورند.(مائده، آیه ۴۴)
۷. ترس از مجازات: از راه های پیشگیری تحریف آن است که تحریف گران را بر اساس قانون به مجازات های دنیوی سنگین تهدید کنند. اصولا ترس از مجازات و کیفر دنیوی و نیز مجازات و کیفر اخروی خود نقش بازدارندگی را ایفا می کند.(یونس، ایه ۱۵)