اهانت و تحقیر اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اهانت و توهین، چیزی جز تحقیر اجتماعی افراد و خوار و سبک شمردن آنان نیست. این رفتار ضد اجتماعی موجب می شود تا افراد نتوانند در جامعه چنان که بایسته و شایسته است نقش اجتماعی خود را ایفا کنند و در جایگاه درست قرار گیرند. وجود آمارهای روزافزون اختلالات روانی و به تبع آن، پیامدهای اجتماعی نشأت گرفته از آن، ما را نسبت به طرح این مسأله در حوزه آسیب شناختی رفتار اجتماعی حساس می کند. از نظر قرآن چنین رفتاری نادرست است و به عنوان یک نابهنجاری مورد توبیخ و سرزنش قرار گرفته است. نویسنده در این مطلب به ابعاد اجتماعی اهانت و تحقیر دیگران در جامعه بر اساس آموزه های وحیانی قرآن پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهانت ، تحقیر اجتماعی دیگران

واژه اهانت از هون به معنای سبک، سست و بی بنیاد است. اهانت به معنای تحقیر و سبک شماری دیگران یک رفتار نابهنجار اجتماعی است که از نظر اسلام رفتاری مردود و ناپسند است.

در روان شناسی اجتماعی از تحقیر سخن به میان آمده است. از نظر روان شناسی تحقیر نوع واکنش به نقض معیارها و استانداردهای اجتماعی است. کسی که تحقیر می کند در حقیقت معیارهای اجتماعی را نسبت به دیگری در نظر نمی گیرد و کسی که تحقیر و اهانت می شود، معیارهای اجتماعی نسبت به او روا داشته نمی شود.

به سخنی دیگر، تحقیر نتیجه ارزیابی منفی دیگران و یا اعمال آنها است. روانشناس آمریکایی، پاول اکمن، مطالعات میان فرهنگی تحقیر را یکی از شش هیجان پایه به حساب نیاورده و آن را ترکیبی از هیجانهای پایه، نفرت و خشم، می‌داند. این بدان معنا است که از نظر او تحقیر برآیند از این حالات سه گانه از هیجانات فردی است. کسی اقدام به تحقیر دیگری می کند که گرفتار نفرت و خشم از دیگری است. بنابراین مهم ترین عامل در تحقیر دیگران را باید هیجان هایی چون خشم و نفرت دانست. اما برخی دیگر بر این باورند که تحقیر ممکن عوامل دیگری نیز داشته باشد؛ زیرا خود برتر بینی و کبر و تکبر در افراد موجب می شود تا دیگران را حقیر بشمارند و آنان تحقیر کنند. به سخن دیگر، گاه برای عرض اندام و نشان دادن برتری خود ، برخی از اشخاص اقدام به تحقیر دیگران می کنند و با اهانت زمینه را برای ایجاد فضای برتری خود فراهم می آورند.

هم چنین یافته ها نشان می دهد که انواع و اقسام تحقیر با توجه به انگیزه های تحقیرگر، شامل چهار نوع تحقیر معطوف به هدف، تحقیر معطوف به غفلت، تحقیر معطوف به قدرت و تحقیر معطوف به تحقیرشدگی است که مصادیق تحقیر اجتماعی، با عطف به اهداف و محورهایی که در چهارچوب آن شکل می گیرد، به دو دسته تحقیر کلامی شامل: القاب تشبیهی و غیرتشبیهی، تمسخر و استهزا، به کارگیری الفاظ رکیک و نیز تحقیر غیرکلامی مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود.(ابراهیم، آیه ۹؛ مومنون، آیه ۱۰۶؛ نگاه کنید: مطالعه کیفی از نحوه درک و تصور کنشگران از مصادیق تحقیر اجتماعی، سهیلا صادقی فسایی)

اصولا تحقیر اجتماعی یکی از مسائلی است که گاه آگاهانه و زمانی ناآگاهانه در جریان انتقال پیام میان فردی و بین گروهی شکل می گیرد. در حوزه روان شناسی اجتماعی، یکی از پیامدهایی که کنشگران اجتماعی در جریان تعاملات اجتماعی به صورت روزمره مبادله می‌کنند پیام حاوی تحقیر است. تحقیر اجتماعی یکی از نیرومندترین ابزارهایی است که سوژه‌های اجتماعی را دچار تنش‌های روانی و اجتماعی بی‌شماری می‌کند و آن‌ها را به اتخاذ راهبردهای تخریبی، چه علیه خود و چه علیه دیگران، سوق می‌دهد. این آسیب متضمن خسارت‌های جبران ناپذیر برای فرد، خانواده و جامعه است، اما با وجود فراگیری آن در همه اقشار و گروه‌های اجتماعی، عمدتاً تحت‌الشعاع متغیر‌های اثرگذار درک و تفسیر می‌شود.

با نگاه و بررسی چگونگی برساخت معانی، درک و تفاسیر کنش‌گران از تحقیر اجتماعی می توان رویکردیهای جنسیتی ، قومی، فرهنگی، منطقه ای، مذهبی ، طبقات اجتماعی و مانند آن ها را شناسایی و ردگیری کرد. این گونه است که برخی به سبب زن بودن یا از قوم خاص بودن مورد تحقیر قرار می گیرند. به عنوان نمونه یافته‌های علمی و پژوهشی در ایران، حاکی از فضای گفتمانی جنسیتی است که روابط را زیر سیطره خود قرار داده و عاملی در راستای تحقیر درون‌گروهی و بین‌گروهی است. برخلاف تصور رایج، مردان نیز مانند زنان، اما نه مشابه یک‌دیگر، چالش‌هایی را از قِبل جنسیت خود متحمل می‌شوند که زمینه‌ساز تحقیر آنان می‌شود؛ اما جنسیت در زنان، به دلیل کارکرد ایدئولوژیک گفتمان مردسالاری، تهدید بالقوه‌ای برای تحقیرشدگی آنان است که نحوه مواجهه با تحقیر را برای آنان دشوار می‌کند.

افراد زمانی که تحقیر می‌شوند در هر موقعیت و رتبه‌ای که باشند، دست به مقایسه خود با دیگران می‌زنند؛ حتی هنگامی که به امتیاز و برتری خود در مقابل شخصی که تحقیر را علیه آنان روا داشته اشراف کامل داشته باشند. برآیند و حاصل ارزیابی کنش‌گران از خود (در مقام تحقیرشده) و دیگری (در مقام تحقیرکننده) در چگونگی تفسیر آن‌ها از واقعه تحقیرآمیز نقش اساسی ایفا می‌کند.

پس برخی از موقعیت ها موجب افزایش ضریب و ظرفیت برای تحقیر شدگی است. این موقعیت گاه اکتسابی و گاه غیر اکتسابی است. نویسنده ای گفته است: سال‌ها پیش در جمعی که به همراه دوستم در آن شرکت داشتیم، شخصی از من پرسید که چه شغلی دارم. من در پاسخ گفتم که «روی یک سری برنامه ویدیویی آنلاین کار می‌کنم». کار من کار سختی بود که مستلزم برنامه‌ریزی فراوان، تحقیق و مصاحبه با افراد مختلف بود و این شغلی بود که من از آن درآمد کسب می‌کردم. در این بین دوستم زمزمه کرد: «ویدیو بلاگر است دیگر!» و خندید. نمی‌دانم چرا؟ ولی احساس می‌کردم، تحقیر شده‌ام.

و البته این سرآغاز تعدادی حمله مشابه تهاجمی یا ملایم دیگر بود. چیزی که احتمالا شما هم تجربه آن را داشته‌اید، چه در مورد کارتان، چه در مورد تصمیم‌گیری‌هایتان برای زندگی بهتر یا حتی تصمیم‌های مقتصدانه‌ای که برای جمع‌وجور کردن اوضاع مالی‌تان گرفته‌اید. انگیزه هر چه باشد، بسیاری از شما با افرادی از دوستان یا خانواده برخورد داشته‌اید که به نظر می‌رسد از ایراد گرفتن به شما، تحقیرتان یا سبک شمردن تصمیم‌های‌تان لذت می‌برند.

این چیزی است که به آن تضعیف اجتماعی یا social undermining می‌گویند و گرچه ممکن است در نگاه اول بی‌ضرر به نظر برسد، اما می‌تواند باری احساسی را به دوش شما تحمیل کند. به خصوص اگر از افرادی باشید که از مجادله پرهیز می‌کنید، ممکن است به خودتان شک کنید. به هر حال بهتر است آن آشنای موردنظر را پیش از این‌که شما را به نهایت تحمل‌تان برساند قفل کره و راه را بر او سد کنید.

دانشمندان رفتارهایی که هدف آن‌ها از بین بردن قابلیت ایجاد و نگهداری روابط مثبت میان افراد، ممانعت از پیشرفت‌های شغلی و خدشه‌دار کردن اعتبار افراد باشد تضعیف اجتماعی نامیده می‌شوند. از مهم ترین آثار تضعیف اجتماعی در قالب تحقیر و اهانت، افسردگی، از دست رفتن اعتماد به نفس، گوشه گیری و فرار از جامعه و اجتماع است. دریافت حمایت مفید و مثبت از سوی دوستان نزدیک و خانواده با افسردگی کمتر مربوط است و تضعیف‌ها با افزایش افسردگی مرتبط است. در شرایطی که هر دو با هم وجود داشته باشند، بار منفی تضعیف‌ها نمی‌تواند اثر مثبت حمایت مثبت را از بین ببرد.

آثار اهانت و تحقیر اجتماعی

از نظر قرآن، اهانت و تحقیر اجتماعی دارای آثار زیانبار چندی است. از همین روست که گناه و حرام دانسته شده و در برخی از موارد موجب تعزیر می شود. طعن در دین، آیین و سبک زندگی مردم موجب می شود تا شخص احساس کند که رویه نادرستی را انتخاب کرده است. ایجاد گفتمان های دروغین از سوی مخالفان و دشمنان موجب می شود تا شخص نتواند در مسیر درست باقی بماند؛ زیرا احساس می کند که مورد حمایت اجتماعی نیست. امروز بسیاری از مردم از خواندن نماز یا حجاب به این دلیل کناره می گیرند و سبک زندگی خود را به نمایش نمی گذارند؛ چرا که احساس می کند دیگران به شکل تحقیر آمیز به آنان نگاه می کند. بنابراین، تحقیر می تواند انسانی که از ایمان و استقامت برخوردار نیست تحت تاثیر کنش های کنشگران تحقیرگرایانه از افکار و رفتار خویش کوتاه بیاید. این امر در جنگ نرم روانی و تهاجم فرهنگی بسیار به کار گرفته می شود. ایجاد جو و فضای تحقیرآمیز برای فرهنگ، قوم، آیین و مانند آن ها رویه ای است که دشمنان و مخالفان برای رسیدن به هدف خود بهره می برند.(توبه،‌آیات ۷ و ۱۲) البته در ایجاد تغییر در رفتارهای نابهنجار نیز می توان از این رویه و شیوه استفاده کرد. در حقیقت اهانت یک شمشیر دو کاره است که گاه به ضرر و گاه به نفع جامعه پذیری عمل می کند.

قرآن فرمان می دهد در صورتی که کسی قصد اهانت به فرهنگ ها و اقوام را در پیش گیرد باید جلوی این رفتار را گرفت؛ زیرا تفاوت های فرهنگی و قوم امری طبیعی است.(حجرات، آیه ۱۳)

از نظر قرآن اگر کسی به اسلام طعن بزند و اهانت کند، باید مجازات شود. خداوند در آیات ۷ و ۱۲ سوره توبه بر لزوم مبارزه و جنگ با سران کفر در پى پیمان شکنى و طعن و اهانت آنان به اسلام تاکید می کند؛ هم چنین در این آیه لغو اعتبار پیمان صلح با مشرکان، به عنوان پیامد طعن و اهانت آنها به اسلام مطرح شده است.

عوامل تحقیر و اهانت اجتماعی

از مهم ترین عواملی که موجب تحقیر و اهانت می شود، اموری چون تکبر و خودبزرگ بینی، خودبرتربینی، اشرافیت(هود، آیه ۲۷)، اختلافات طبقاتی (همان؛ شعراء، آیات ۱۰۶ و ۱۱۱)، اختلافات اقتصادی(عبس، آیات ۱ تا ۳)، شقاوت و سنگدلی باطنی(مومنون، آیات ۱۰۶ و ۱۰۸)، مظلومیت(نساء، آیه ۱۴۸) ، جهالت و بی خردی(بقره، آیه ۱۴۲) و مانند آن ها است.

بسیاری از مردم به سبب آن که در خود احساس خودبزرگ بینی می کنند نگاهی تحقیر آمیز به دیگران دارند. به عنوان نمونه مردان گمان می کنند که از نظر ذاتی از زنان برترند و تفاوت های فیزیکی را مبنای بزرگی خود می دانند؛ این در حالی است که حقیقت انسان نفس و روح دمیده در کالبد انسانی است. شکی نیست که نفس مرد و زن ندارد؛ زیرا روح مجرد است و اگر در تن قرار می گیرد تن را به عنوان ابزار نفس و روان به کار می گیرد و این تن هیچ برتری ذاتی را برای مرد ایجاد نمی کند؛ هر چند که تفاوت کالبدی اقتضائاتی دارد؛ ولی این اقتضائات موجب برتری مرد بر زن نمی شود. قوامیت مرد برای زن نیز برای کسب درآمد و انفاق مالی اوست نه به دلیل دیگر.(نساء، آیه ۳۴)

اشرافیت و ثروت و قدرت نیز موجب برتری نیست تا عامل تحقیر دیگران شود؛ زیرا معیار برتری و کرامت انسانی با دیگری تقوای الهی است. (حجرات، آیه ۱۳) تقوا نیز امر باطنی است و کسی نمی تواند مدعی برتری تقوایی بر دیگری شود.

اختلاف طبقاتی نباید مبنای برای برتر جویی و تحقیر دیگران قرار گیرد؛ زیرا انسان ها به سبب مسئولیت ها و نقش اجتماعی در طبقات گوناگون جا می گیرند و این موجب فضلیت نیست تا موجب تحقیر دیگری دانسته شود.

همان طوری که اختلاف طبقاتی نباید مبنا قرار گیرد هم چنین نباید تفاوت اقتصادی موجب نگاه منفی شود. هم چنین از نظر قرآن دیگر تفاوت های منطقه ای و جغرافیایی و یا فرهنگی و قومی نباید مبنا قرار گیرد؛ زیرا چنان که گفته شد مبنا در زندگی چیزی جز همان تقوای الهی نیست.

برخی گمان می کنند ساکنان بر مهاجران برتری دارند و همین را نیز عامل عزت خود و ذلت دیگران قرار داده و به تحقیر و اهانت می پردازند که بسیار باطل و غلط است.(منافقون، آیه ۸)

جوانان چون در جوانی در اوج قدرت هستند خود را به گونه ای برتر می دانند و این گونه به تحقیر شیوخ و پیران می پردازند؛ در حالی که این امر هیچ گونه دخالتی در برتری شخص ندارد و نباید آن را مبنای تحقیر دیگران قرار دهند و اهانت کنند. از نظر قرآن تحقیر و اهانت والدین حتی با گفتن کلمه اف جایز نیست.(اسراء، آیه ۲۳)

هم چنین نباید داشتن والدین موجب شود تا یتیمان مورد تحقیر و اهانت قرار گیرند و با آنان برخوردی غلط و نادرست داشت. خداوند به صراحت از هر گونه اهانت به یتیمان و تحقیر آنان باز می دارد و منع می کند.(ماعون،‌آیات ۱ و ۲؛ ضحی، آیه ۹)

دنیاگرایان(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶)، پیروی از شیطان(همان)، تکذیب آیات الهی (همان)، شقاوت و چیرگی آن(مومنان،‌آیات ۱۰۶ تا ۱۰۸)، ظلم و ستم(نساء، آیه ۱۴۸)، علم بی عمل(جمعه، آیه ۵)، بی خردی و عدم تعقل(بقره، آیه ۱۷۱)، غفلت(اعراف، آیه ۱۷۹)، کفر(بقره، آیه ۱۷۱)، گمراهی(مومنون، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۸) و مانند آن ها هم عامل تحقیر دیگران و هم خود عاملی برای تحقیر خودشان از سوی خداوند است. در حقیقت کسی که به این عوامل به تحقیر دیگران می پردازد خود را برای تحقیر خداوند آماده می کند و سزاوار تا خود به شکلی در دنیا و آخرت مورد تحقیر قرار گیرد. این گونه نیست که عیب جویی و تحقیر دیگران موجب رهایی از حقارت خود او شود، بلکه باید شخص خود را آماده کند که از سوی خداوند و اسباب الهی در طول زندگی اش تحقیر شود و مجازات عمل زشت خویش را در دنیا ببیند.