انقلاب اسلامی در گام دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

تحولات اجتماعی بر مبانی و اصول و قواعد شکل می گیرد که آگاهی از آن می تواند در تبیین و توصیه سازنده نقش اساسی ایفا کند. انقلاب اسلامی، یکی از مهم ترین تحولات اجتماعی در هزاره دوم پس از بعثت پیامبر مکرم و معظم(ص) برای بقا و مانایی خویش نیازمند عناصر پویایی است تا از مرگ درونی یا حذف بیرونی در امان ماند؛ زیرا هر چیزی که عناصر پویایی مطلوب و سازنده را نداشته باشد، از مانایی و بقا بهره نخواهد برد و مرگ یا حذف نتیجه طبیعی چنین چیزهایی است. امام خامنه ای مدظله العالی در چارچوب منابع اصلی انقلاب و آموزه های ثقلین، به عنوان «امام» و دارنده «ولایت الهی» بر خویش لازم می بیند تا با تبیین عناصر و لوازم پویایی انقلاب اسلامی، این گفتمان جهانی را در ساختار «حرکت و قیامی پویا» برای تغییرات مثبت جهانی و بسترساز برای ظهور مصلح کل حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حفظ کند و «امت» را به اقامه عناصر سازنده پویایی توجه و تحریص و ترغیب نماید.

عوامل تحولات مثبت و منفی اجتماعی از نظر قرآن

تحولات و تغییرات بر خلاف اصلاحات هماره نمی تواند مثبت و سازنده باشد؛ زیرا می توان تحولات و تغییراتی را یافت که «نعمت» را «حذف» یا تبدیل به «نقمت می کند.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ اعراف، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲ و آیات دیگر)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عوامل چندی در عقاید و کردار بشر مانند رویگردانی از تعالیم الهی پیامبران، بی ایمان، بی تقوایی و عمل طالح به جای عمل صالح وجود دارد، که تغییرات و تحولات منفی و غیر سازنده ای را موجب می شود. این عوامل چنان که گفته شد، می تواند نعمت های بزرگی چون آرامش و آسایش را از اجتماع بگیرد و آن را به ناامنی و گرسنگی تبدیل کند.(همان) در حالی که گرایش به تعالیم الهی پیامبران در چارچوب شرایع اسلامی(بقره، آیه ۲۱۳؛ مائده، آیه ۶۶)، ایمان(نور، آیه ۵۵)، تقوا (اعراف، آیه ۹۶) و عمل صالح(نور، آیه ۵۵) می تواند نه تنها سعادت بشر را در دنیا تضمین کند، بلکه آخرت او نیز با سعادت ابدی گره بخورد.

بر اساس آیات قرآنی تحولات و تغییرات عظیم اجتماعی هم چون افزایش «برکات»( اعراف، آیه ۹۶)، دست یابی به «اطمینان» در بعدی مادی و معنوی(نحل، آیه ۱۱۲)، دست یابی به فرقان جداساز حق و باطل(انفال، آیه ۲۹)، تغییر امور بد و زشت به امور و چیزهای نیک و خوب(همان)، دست یابی به راه های برونرفت از مشکلات(طلاق، آیات ۲ و ۳) از جمله آثار برای عوامل چون ایمان و تقوا است که در آیات قرآنی بیان شده است.

از نظر قرآن، این تغییرات و تحولات مثبت تنها محدود به حوزه مسایل شخصی نمی شود، بلکه آثار آن بیش تر در حوزه مسایل اجتماعی بروز می کند. بنابراین، توصیه رهبری معظم انقلاب در تبیین شاخص های تحولات اساسی مثبت، توجه و اهتمام امت اسلام به تقوای الهی به عنوان مهم ترین و اساسی ترین عامل تحولات و تغییرات اجتماعی مثبت است و به صراحت ایشان می فرماید: «ایجاد گشایش در مسائل شخصی و اجتماعی در گرو تقوا است».(مقام معظم رهبری، خطبه نماز جمعه ۲۷ دی ۹۸)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تحولات و تغییرات مثبت در شخص و اجتماعی در گرو عواملی است که اگر به آن بی اعتنا باشیم، به جای تغییرات مثبت، تغییرات منفی و غیر سازنده ای رخ می دهد که می تواند حتی سعادت انسان را به شقاوت تبدیل کند.

از آن جایی که حکمت الهی به این تعلق گرفته که انسان به عنوان خلافت الهی قرار گیرد، همان طوری که هدایت فطری – طبیعی برای دست یابی به این مهم را در انسان قرار داده (طه، آیه ۵۰)، هم چنین در قالب آموزه های وحیانی شرایع اسلامی، این هدایت را تقویت و به شکل آسانی در دسترسی بشریت قرار داده است.(بقره، آیات ۲ تا ۵ و ۲۱؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵)

بنابراین، ایمان به غیب و عمل بر اساس آموزه های شرایع وحیانی اسلام می تواند بشریت را به سمت اهدافی هدایت کند که سعادت دنیا و آخرت در آن تامین و تضمین شده است.

خدا به بشر هشدار می دهد که این مردم هستند که با پیروی از پیامبران و اولیای الهی یا اولیای طاغوتی و شاهان مستبد و گمراه، تغییرات و تحولات عظیم اجتماعی را در ابعاد مثبت و منفی رقم می زنند. در حقیقت عنصر اصلی همه تغییرات اجتماعی را می بایست در خود «مردم» جست و جو کرد که گرایش آنان به اولیای الهی یا اولیای طاغوت و حرکت در دو مسیر متقابل ایشان را به سمت سعادت یا شقاوت می کشاند.(انعام، آیه ۶؛ انفال، آیات ۵۲ و ۵۳؛ هود، آیه ۵۷؛ رعد، آیه ۱۱؛ اسراء، آیات ۱۶ و ۱۷؛ یس، آیات ۳۰ و ۳۱) در حقیقت شاهان(نمل، آیه ۳۴) و مستکبران فرعونی(انفال، آیات ۵۲ و ۵۳) به تنهایی کاره ای نیستند، بلکه این مردم هستند که حتی در مقام استضعافی که از سوی مستکبران می شوند، تغییرات و تحولات اجتماعی را رقم می زنند و شقاوت را برای خویش ایجاد می کنند.(نساء، آیه ۹۷؛ ابراهیم، آیه ۲۱؛ سباء، آیات ۳۱ تا ۳۴)

خدا منشاء تغییرات و تحولات اجتماعی

هر چند در آیات قرآنی به عوامل تغییرات و تحولات اجتماعی توجه داده شده و برای آنها نقش و تاثیر به سزایی بیان کرده است؛ ولی باید توجه داشت که منشاء و خاستگاه اصلی تحولات و تغییرات از جمله اجتماعی تنها و فقط همان خدا سبحان است(بقره، آیات ۴۹ و ۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۱ و ۱۴۰؛ انعام، آیه ۲۴ و آیات بسیار دیگر)؛ زیرا نقش عوامل مادی و معنوی هرگز به این معنا نیست که خدا نقشی در این تغییرات و تحولات نداشته باشد؛ بلکه این خدا است که به این عوامل، قدرت تاثیرگذاری و سببیت می دهد. پس اگر تاثیر عامل آتش، سوزاندن است، و قانون و سنت الهی حاکم بر جهان این گونه سامان یافته است؛ اما این بدان معنا نیست که خدا نمی تواند تاثیر این عامل را بردارد یا حفظ کند؛ بلکه حفظ و حذف آن فقط به دست خدا است؛ از همین روست که گاه تاثیر سببیت عاملی چون آتش را می گیرد؛ چنان که تاثیر آتش را در سوزندان حضرت ابراهیم(ع) حذف کرده و آن را برخلاف سنت و قوانین حاکم بر هستی، برای آن حضرت(ع) خنک و سالم قرار داده است.(انبیاء، آیه ۶۹)

به سخن دیگر، قوانین و سنت های الهی حاکم بر هستی، از مصادیق «یجب عنه» است نه «یجب علیه» تا خدا خود تحت سلطه و حاکمیت قوانین و سنت هایی باشد که وضع و جعل کرده است؛ زیرا در این صورت خدای سبحان، مرید و مختار نخواهد بود، بلکه مجبور و محدود خواهد بود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیروزی و شکست امت در گروه «مشیت» الهی است که بر اساس «حکمت» و اهداف اصلی آفرینش سامان یافته است. بنابراین، هر چند که عوامل مادی یا معنوی نقش دارد، ولی این نقش تنها در محدوده مشیت و حکمت الهی خواهد بود و این گونه نیست که عوامل خود مستقل عمل کنند، بلکه در طول مشیت و اراده الهی عمل می کنند.

بر اساس همین قواعد اساسی در نظام هستی است که خدا در قرآن به صراحت پیروزی و شکست امت ها را در دست خود می داند و می فرماید: قل ان الامر کله لله؛ بگو هر امری به تمام و کمال برای خداست.(آل عمران، آیه ۱۵۴) پس اگر برای امتی پیروزی یا شکستی رقم می خورد می بایست به منشای آن یعنی خدا نظر کرد و تاثیر عوامل را از سوی او دید.

پس مشیت و اراده الهی فوق هر مشیتی و اراده ای است و این گونه نیست که اراده انسان یا امتی بتواند بر اراده الهی غلبه و چیره یابد.

از نظر قرآن، سنت الهی بر این قرار گرفته تا «دولت» در دست بشریت دست به دست شود تا معلوم شود هر کسی تا چه اندازه و چگونه کار می کند.(آل عمران، آیه ۱۴۰)

عوامل تغییر گفتمان جهانی به نفع انقلاب اسلامی

با توجه به این که مشیت الهی بر حاکمیت و حکومت صالحان در آخر زمان قرار گرفته است(انبیاء، آیه ۱۰۵)، وظیفه و تکلیف امت اسلام به ویژه جبهه مقاومت گفتمان انقلاب اسلامی این است تا شرایط را به گونه ای فراهم آورند تا این مشیت الهی به دست مومنان به گفتمان انقلاب اسلامی تحقق یابد.

البته خدا برای این که صالحان واقعی از مدعیان دروغین اصلاحات باز شناخته شود، هماره فتنه هایی را ایجاد می کند تا این جداسازی انجام گیرد.(آل عمران، آیه ۱۴۰) در همین رابطه خدا به مومنان یاد آور می شود که تنها کسانی می توانند همانند پیامبران اولوا العزم از حمایت و امدادهای الهی بهره مند شوند که عناصر و عوامل اصلی تحولات و تغییرات مثبت الهی از جمله ایمان و تقوا و عمل صالح را مد نظر قرار داده و به آن تکیه کنند. (ابراهیم، آیه ۵)

به سخن دیگر، خروج امت از ظلمات به سمت نور در شرایط سخت و استثنایی با آزمون ها و فتنه های شدید یک پیروزی است که از نظر قرآن «ایام الله» است. خدا به مومنان و امت های دیگر می فرماید این «ایام الله» برای کسانی است که «صبار و شکور» باشند.(همان)

مقام معظم رهبری در تفسیر این آیه می فرماید: صبّار یعنی مردمی که یکپارچه اهل صبر و استقامت هستند و با اندک چیزی از میدان خارج نمی‌شوند و شکور یعنی کسانی‌که با شناسایی نعمتها و دیدن ابعاد آشکار و پنهان آن، قدرشناس هستند و در قبال نعمت خدادادی احساس مسئولیت می‌کنند.(خطبه های نماز جمعه، ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸)

خدا در قرآن تبیین می کند که صبرهای سه گانه در اطاعت، هنگام معصیت دیگران و مصیبت های وارد می تواند انسان را به کمال برساند. هم چنین بهره مندی درست از هر نعمتی و پرهیز از جزع وفزع موجب می شود تا نه تنها تغییرات و تحولات در جهان و جامعه انجام یابد، بلکه این تغییرات به شکل مثبت در جان انسان نیز خود را نشان دهد وموجب سعه صدر و افزایش وجودی و اسمایی انسان و دست یابی به کمالات شود.(ابراهیم، آیات ۶ و ۷)

امت اسلام در طول انقلاب اسلامی و پس از آن همین گونه عمل کردند و توانستند ایام الله را رقم زنند که از جمله آن ها ایام های اخیر نسبت به «شکست همینه آمریکا و استکبار جهانی» پس از هشتاد سال و «ضربه حیثیتی» به قدرت جهانی آمریکا پس از هشتاد سال یکتازی فرعونی این شیطان بزرگ است که با موشک باران «عین الاسد» در عراق رقم خورد.

بنابراین، برای دست یابی اهداف گام دوم انقلاب اسلامی که مقام معظم رهبری آن را در عنوان «تمدن سازی» خلاصه کرده ، لازم است است تا امت با نگاهی به عوامل تحولات و تغییرات مثبت به اموری توجه کند که مقام معظم رهبری برخی از مهم ترین آن ها را در بخش فراجغرافیایی عبارت از موارد زیر دانسته است:

«وحدت علمای دین برای کشف راه‌حلهای اسلامی در سبک زندگی نوین اسلامی»، «همکاری دانشگاههای اسلامی برای ارتقاء علم و فناوری و ساخت زیربناهای تمدن جدید»، «هماهنگی رسانه‌های اسلامی برای اصلاح ریشه‌ای فرهنگ عمومی»، «ارتباط نیروهای مسلح اسلامی برای دور کردن جنگ و تجاوز از منطقه»، «ارتباط بازارهای اسلامی برای خارج کردن اقتصاد این کشورها از سلطه کمپانی‌های غارتگر»، «رفت ‌و آمد و سفرهای مردم برای افزایش همزبانی، همدلی، وحدت و دوستی» به‌عنوان راهکارهای افزایش وحدت و دور شدن از تفرقه.(خطبه های نماز جمعه، ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸)

شکی نیست که تاکید بر وحدت علمای دین برای کشف راه حل های اسلامی در سبک زندگی نوین اسلامی، از مهم ترین و اساسی ترین این عوامل و گام ها است؛ زیرا گفتمان های رقیب دارای راه کارهایی برای حل مشکلات در چارچوب فلسفه مادیگرایانه و دنیوی خود هستند؛ و اگر چنین راهکارهایی برای سبک زندگی مبتنی بر فلسفه اسلامی فراهم نیاید نمی توان از تمدن سازی نوین اسلامی سخن گفت. در حقیقت گام نخست برای تمدن سازی تبیین نظام نامه ها در همه ساحات بر اساس فلسفه اسلامی است. این مهم برعهده عالمان است که می بایست با نظریه پردازی و نظریه سازی به تولید بپردازند و راهکارهایی را در هر حوزه و ساحتی بیان کنند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر بخواهیم امت وسط و نمونه ای برای گفتمان اسلامی ایجاد کنیم می بایست بر اصول وحدت، تعاون، اقامه امر به معروف و نهی از منکر و اقامه عدالت قسطی و مانند آن ها تاکید کنیم و بدان اهتمام ورزیم.(حج، آیه ۴۱؛ مائده، آیه ۸)

از نظر قرآن، فرهنگ(مائده، آیه ۹۷) و اقتصاد(نساء، آیه ۵) دو پایه اساسی تمدن است که باید بر اساس آن چادر تمدنی برپا شود. بنابراین، اگر پایه فرهنگی که تبیین گر عقاید فلسفی و تعیین کننده سمت و سوی رفتارهای فردی و اجتماعی است، به درستی بر اساس فلسفه اسلامی تبیین و جانمایی نشود، نمی توان امیدی به تمدن سازی داشت. هم چنین اگر بنیادهای اقتصادی بر اساس فلسفه اسلامی شکل نگیرد نمی توان انتظار و توقع داشت که شکل تجمسی و مادی فلسفه اسلامی در قالب تمدن اسلامی تحقق یابد. از همین روست که در همه لوازمی که مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این چند سال برای تمدن سازی نوین اسلامی بیان می کند بر عناصر فرهنگی و اقتصادی تاکید بسیار می ورزد و حتی در همین خطبه های اخیر که در حقیقت تبیین گر گام دوم انقلاب اسلامی است همین مولفه ها و عناصر به شکلی دیگر مطرح و به عنوان یک ضرورت خواسته می شود.