انقلاب اسلامی در آیینه چهل سالگی

بسم الله الرحمن الرحیم

در چهل سالگی انقلاب لازم است تا نگاهی به اصول گفتمان انقلاب اسلامی و نیز چالش ها و مشکلات کنونی و پیش رو شود. آن چه در این جا بیان می شود، گوشه ای از مهم ترین مسایل در این باره است.

  1. نقش رهبران در تحولات اجتماعی

تحولات عظیم اجتماعی در سطح کشوری، منطقه ای و جهانی، مدیون رهبرانی است که فرالحظه می اندیشند و عمل می‌کنند. رهبرانی که عقل و قلب مردم را با افکار بدیع و رفتار صنیع به تسخیر در آورده و موج عظیمی را موجب می شوند. آنانی که به سبب شرح صدر جهانی می اندیشند و جهانی عمل می کنند و تحت تأثیر شرایط تحمیلی، هرگز حقیقت را فدای واقعیت موجود نمی کنند و با واقع بینی، در اندیشه تحقق حقایق به واقعیت خارجی از هیچ گونه تلاش علمی و عملی دریغ نمی ورزند.

انقلاب اسلامی ایران هر چند در جغرافیای سیاسی کوچک زاده شد، اما به سبب جهان شمولی افکار و اندیشه های رهبران آن، تأثیرات عمیق و ژرفی را در سطوح منطقه ای و جهانی از به جا گذاشت.

مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی مد ظله العالی به تبع مقتدای خود امام خمینی ( قده) انقلاب اسلامی را در مسیری مدیریت و ساماندهی کرده تا نه تنها سرمشقی برای آزادگان جهان باشد، بلکه با بهره گیری از توانایی و ظرفیت های موجود بر پایه راهبرد جهانی اسلام بر آن شد تا بستری برای گفتمان مصلح کل و دولت آخر زمانی حضرت بقیه الله (عج) فراهم آورد. در این راستا ایشان با ارائه نظریه کلان، ایجاد و تحقق تمدن اسلامی در دوره معاصر با پیش زمینه، نظام سازی، دولت سازی و امت سازی مبتنی بر آموزه های وحیانی قرآن و سنت و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بر آن است تا امت وسط و نمونه ای را به جهانیان عرضه دارد.

با نگاهی گذرا بر حیات و آثار و اندیشه های امام خامنه ای می توان به منظومه علمی و عملی دست یافت که چنین مقصد و مقصودی را مد نظر قرار داده است. از این رو است که دشمنان با درک دقیق این امر، همه تلاش خود را در ناکام گذاری این راهبرد مقام معظم رهبری مصروف داشته اند. بی گمان امروز دشمنان گفتمان انقلاب اسلامی در سطوح مختلف علمی، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و سیاسی و فرهنگی با بهره گیری از اندیشمندان و اندیشکده و تحقیقات حتی میدانی بر آن هستند تا سدی استوار در این گفتمان جهانی انقلاب اسلامی و سرمشق قرار گرفتن آن از سوی جهانیان شوند.

بررسی و تحلیل و تبیین حیات، اندیشه ها و آثار امام خامنه ای، از سوی آزادی خواهان جهان نه تنها ظرفیت های آشکار و نهان گفتمان انقلاب اسلامی و شیوه ها و روش های آن را آشکار می سازد، بلکه چراغ راهی روشن برای انقلابیون علیه نظام های سلطه گر استکباری فراهم می آورد.

  1. اصول گفتمان انقلاب در آینه کلام و مرام رهبری

گفتمان انقلاب اسلامی، با گرایش خدا محوری شریعت مدار در راستای تحقق جهانی عدالت قسطی برای همه بشریت به عنوان تنها رقیب اساسی گفتمان اومانیستی مبتنی بر لیبرال دموکراسی سرمایه محور، برگرفته از اسلام ناب محمدی است که امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی قدس سره و امام خامنه ای سکاندار جهانی گفتمان انقلاب اسلامی در طول نزدیک به نیم قرن با مجاهدت شبانه روزی در ساختار جهادهای مالی، جانی، جهاد کبیر علمی و جهاد اکبر نفسی به سرانجام رسانیده و میوه ها و ثمرات جهانی آن نه تنها در منطقه غرب آسیا، بلکه در اقصی نقاط جهان به بار نشسته است.

امروز مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای دام ظله الوارف علی رؤوس المسلمین، با عنایت و فضل الهی با ارائه نظریات بدیع در حوزه ها و عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و غیره به شدت در تقابل اندیشه های مادی‌گرایانه گفتمان غربی، گفتمان عدالت گرایانه اسلام را به جهانیان عرضه داشته است که دشمنان را به چالش و استیصال کشانده است.

اندیشه های حضرت امام خامنه ای بر پایه واقع بینی حقیقت گرایانه سامان یافته است، به طوری که اصلاح طلبی بر اصول اساسی چون توحید محوری، شریعت مداری، آخرت گرایی، قیام به عدالت قسطی، دفاع از حقوق مظلوم و مستضعف در ظالم و مستکبر در همه جهان بی توجه به تفاوت های جنسیتی، نژادی، دینی، مذهبی و فرهنگی سامان یافته است.

بی گمان تدبر و تامل در حیات فردی، اجتماعی، سیر و سلوک، علم و عمل در سطوح مختلف، می تواند نه تنها در درک شخصیت آن حضرت ما را یاری رساند، بلکه چراغ راهی روشن در حرکت مبتنی بر صراط مستقیم الهی باشد.

امام خامنه ای جلوه گاه امروزی اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله و سلم است که می تواند سرمشق امروزی برای جهانیان باشد که در اندیشه فقط سعادت دنیوی مردم هستند و صلح و آرامش و آسایش و رفاه و امنیت را برای بشریت می خواهند.

  1. نقش جوانان در انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی با آن که فراگیرترین انقلاب ها در دوره معاصر از نظر جذب حداکثری مردم به خود بوده است تا جایی که از همه اقشار و طبقات اجتماعی در تحقق اهداف آن نقش داشتند، اما نمی توان از نقش ویژه جوانان در ایجاد، حفظ، دفاع و مدیریت آن چشم پوشید. انقلاب اسلامی با نگاهی جدید به حوزه شناختی و رفتاری بر آن بود تا نگرشی جدید در سطوح گوناگون معرفی و رفتاری به ویژه در عرصه سیاسی و سیاست بین الملل ایجاد کند. از این روست که با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، نظام های گفتمانی کمونسیتی و سرمایه داری را به چالش کشید و طرح نو در انداخت که بر اساس گفتمان توحید محور و شریعت مدار عدالت قسطی جهانی بود. در این میان قشر جوان دانشگاهی با شناختی که به اوضاع جهان داشت، گفتمان انقلاب اسلامی را تنها راه حل برای مشکلات جهانی یافته و برای تحقق آن از جان و مال گذشت و جانفشانی و فداکاری بسیاری کرد. امام خمینی(ره) با درک این مهم از همان آغاز یاران خویش را کسانی معرفی می کند که در کوچه ها بازی یا در گهواره خوابیده اند. اینان بودند که در دهه نخست انقلاب اسلامی در ایجاد و تدوام و دفاع از انقلاب اسلامی جانفشانی کردند.

  1. نقش حمایت مردمی در پیروزی انقلاب

چنان که گفته شد ، انقلاب اسلامی پدیده ای شگفت بود که همه اقشار و طبقات اجتماعی را مجذوب خود کرد. این گونه است که حمایت مردمی را با خود همراه داشته است. البته ممکن است هر یک اقشار و طبقات اجتماعی به انگیزه ای خاص وارد جریان انقلابی شده باشند، و به طور طبیعی اهداف خاصی را دنبال می کردند؛ اما همه مردم به این نتیجه رسیده بودند که برای تحقق اهداف خاص خویش تنها راهکار سازنده و موثر، همراهی با انقلاب اسلامی و گفتمان امام خمینی (ره) است که از جهان شمولی و فراگیری عمیق و گسترده ای برخوردار بود به طوری که هر کسی را با هر انگیزه ای به خود جلب و جذب می کرد. گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس رحمت برای جهانیان شکل گرفته بود که اختصاص به بشریت ندارد، بلکه حتی مسایل و مباحث زیست محیطی و مانند آن ها نیز در خود داشت. نگاهی جهان شمولی انقلاب اسلامی که بر گرفته از گفتمان قرآن و اسلام بود، می توانست همه اقشار ایرانی بلکه جهانی را به خود جلب و جذب کند. از این روست که یک جریان عظیم اجتماعی را در سطح جهان موجب شد و تحولات انقلاب در محدوده ایران باقی نماند. ذات انقلاب اسلامی و گفتمان آن، به گونه ای بود که نیاز به صدور انقلاب نداشت، بلکه به خودی خود دیگران را به خود جلب و جذب و همراه و همگام می کرد. از این روست که در همه جای جهان از همه اقشار و طبقات اجتماعی، افراد و گروه هایی به سمت انقلاب جذب و جلب شده و حتی برای درک میدانی سفرهایی به ایران داشتند تا از مدل آن بهره گیری کرده و برای تحولات اجتماعی در کشور خویش از آن استفاده کنند. بنابراین، انقلاب اسلامی نه تنها در جغرافیایی اجتماعی قشر یا طبقه خاص محدود نشد، بلکه در جغرافیای انسانی در همه جهان شکل گرفته و تاثیر گذاشته و همه را به گونه ای با خود درگیر و همراه کرده است. به طور طبیعی همراهی اجتماعی مردم به شکل گسترده موجب شد تا نتوان هیچ انگ و رنگی به انقلاب اسلامی چسباند و با فرار به جلو، انقلاب را محدود یا سرکوب کرد. انقلاب اسلامی با چنین ویژگی به سادگی توانست از سد همه مشکلات و چالش ها و بحران ها عبور کند و به پیروزی قطعی دست یابد. شاید بتوان گفت که انقلاب اسلامی در دوره معاصر بلکه در همه تاریخ تنها تحول اجتماعی عمیق است که همراهی همگانی مردم را با خود داشته است و از صفر تا صد این مردم بودند که انقلاب را ایجاد، حفظ و تقویت کرده و به اهداف متعالی آن سوق دادند.

  1. دلیل هجمه فرهنگی دشمنان علیه انقلاب

بی گمان انقلاب اسلامی، یک انقلاب اجتماعی با ریشه ها و خاستگاه های فلسفی و فرهنگی است. گفتمان انقلاب اسلامی در برابر گفتمان های دیگر حتی به ظاهر اسلامی و فکری و فرهنگی، یک گفتمان فلسفی است که حوزه هست ها را با بایدها در آمیخته است. هر گزاره رفتاری و توصیه ای آن برخاسته از گزاره شناختی فلسفی آن است. از این روست که می توان گفت انقلاب اسلامی حتی از انقلاب های کمونسیتی فکری و فلسفی تر است. افزون بر این که گفتمان انقلاب اسلامی توصیه هایی دارد که فراتر از اقتصادی و سیاسی، به حوزه فرهنگ عمومی و فرهنگ خاص توجه ویژه ای دارد. از این روست که نمی توان به سادگی با تقابل با چنین انقلابی رفت. اصولا حرکت هایی که بر بنیادهای عقل و قلب، سامان یافته است، به سادگی نمی توان آن را از دوره جریان های اجتماعی خارج کرد و از آثار و تاثیرات آن کاست. آن چه ایمان مردم ایران را در گفتمان انقلاب اسلامی ساخت، مجموعه ای از گزاره های معرفتی ، شناختی و فلسفی است که با قلب و ایمان آمیخته است. این گونه است که عقل و قلب با هم جمع شده تا مردم با تعبدی عقلانی و عقلانیتی تعبدی در حرکت های انقلابی از همه چیز خویش به عشق الهی بگذرند و همه هستی را فدای آرمان های انقلاب اسلامی کنند. موتور محرکه انقلاب اسلامی ریشه در نهضت و قیام عاشورایی دارد که هدف آن را تامین حکومت مصلح جهانی است. امیدی که مردم به ظهور مهدی(عج) و بستری سازی برای آن به عنوان انتظار مقدس دارند، ایشان را به سمت و سوی حرکت هایی سوق داده است که شهادت یک پیروزی تلقی می شود، چنان که رسیدن به اهداف انتظار پیروزی دیگر است. به سخن دیگر، آنان خود را مامور به وظیفه می دانستند نه نتیجه ظاهری هر چند که اگر آن نیز به دست می آمد مطلوب است؛ اما وقتی مردم خود را بر اساس فرهنگ گفتمانی مامور به وظیفه حرکت انقلابی می دانند، به طور طبیعی شهادت در آن نیز پیروزی تلقی می شود. با توجه به این عناصر مهم گفتمانی که برخاسته از فرهنگ عاشورایی و مهدویت است، دشمن دریافته است که برای نابودی جریان گفتمان انقلاب اسلامی که منطقه و جهان را به هم ریخته و معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و امنیتی آنان را تهدید می کند و به دفاع از مظلومان و مستضعفان عالم علیه ظالمان و مستکبران حرکت هایی را ساماندهی می کند، تنها راه مبارزه علیه چنین گفتمانی ، تهدید و به چالش کشیدن موتورهای حرکتی آن است که ریشه در عاشورایی حسینی و عدالت جهانی مصلح کل حضرت مهدی(عج) دارد. از این روست که دشمن بیش ترین هجمه را به عاشورا و مهدویت می کند تا با تضعیف این بنیادهای فلسفی و فرهنگی، انقلاب را از درون به چالش بکشاند و از مسیر اصلی دور و در نهایت ساقط سازد. در برابر یک انقلاب با خاستگاه های فلسفی و فرهنگی دشمن نقشه راه خویش را نیز به چالش کشیدن و هجوم و حمله به این بنیادها و خاستگاه های فلسفی و فرهنگی قرار داده و ناتو و تهاجم فرهنگی را سامان داده است.

  1. جایگاه ایران در منطقه پس از انقلاب

انقلاب اسلامی در بستر گفتمانی اسلام شکل گرفته است، به طور طبیعی منطقه ای که جغرافیایی سیاسی مسلمانان را شکل می دهد، از چنین جریانی به شدت تاثیر می پذیرد. بنابراین، پیش از هر جایی دیگر این منطقه است که متاثر از توفان بنیان کنی قرار گرفته است که انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. مردم منطقه به سبب شکست هایی که سده ها آنان را در عقب افتادگی مطلق نگه داشته و حتی سرزمین هایی آنان را اشغال کرده و مستقیم بر آنان سلطه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را تحمیل کرده در حالی که بر اساس اصل اولی اسلام، هر گونه سلطه بیگانگان غیر قابل قبول بوده و می بایست با آن مبارزه شود. بدتر آن که بخشی از مهم ترین جغرافیایی دینی آنان یعنی فلسطین و قدس این قبله نخست به اشغال جریان غربی و عبری در آمده و صهیونیزم دولت یهودی را در سرزمین های اسلامی با آواره سازی مسلمانان و کشتار دست جمعی به وجود آورده است تا در نقش ژاندارم منطقه اهداف استعماری سرمایه داری غربی را پیش برد و امکان غارت ثروت های مسلمانان از جمله نفت را تسهیل بخشد.

انقلاب اسلامی با شعار مبارزه با ظالمان و مستکبران و اشغالگران به ویژه با بیان عدم مشروعیت اسرائیل در سرزمین های اسلامی ، حرکت عمیقی در منطقه ایجاد کرد و در حالی که مردم منطقه در نومیدی نسبی بلکه مطلق به سر می بردند، بارقه های امید را در دل های آنان زنده کرد و ایشان را در مسیر کمالی سوق داد که آزادی بخشی از استعمار از جمله آن ها است. بازگشت به اسلام به عنوان تنها راه حل واقعی و اصلی ، در گفتمان انقلاب اسلامی برجسته سازی شده است. این امر موجب شده تا دیگر مکاتب جعلی که مدعی آزادیخواهی بشر بود به محاق برود و مردم با بازگشت به اسلام اصیل خواهان طرد مستکبران و ظالمان و استعمارگرایان برآیند. دشمنان با درک چنین تاثیری در چهار دهه پس از انقلاب تلاش کردند تا این اندیشه وگفتمان را به سوی نابودی بکشانند و ناکارآمدی گفتمان انقلاب اسلامی را به نمایش گذارند. جنگ ها و ایجاد جریان های رقیبی چون طالبان و القاعده و داعش و حتی مدل ترکیه از جمله برنامه هایی است که دشمنان برای ایجاد نومیدی در دل ملت های امیدوار و بیدار پدید آورده اند؛ با این همه انقلاب اسلامی راه خویش را یافته و مردم منطقه با درک صحیح از حق و باطل و جداسازی جریان های به ظاهر اسلامی از اصیل اسلامی با مقاومت اسلامی در منطقه همراه شده و مردم فلسطین و شامات و عراق و بحرین و عربستان و یمن و حتی شمال آفریقا به امید بهره گیری از جریان اصیل اسلام قیام ها و حرکت هایی را شکل دادند ؛ هر چند که در همه موارد با دشمنی مستکبران و ظالمان و اشغالگران و همراهی سه گانه شوم غربی، عربی و عبری مواجه بوده و خواهند بود، اما هنوز بارقه های امید باقی است ، بلکه در منطقه به یک جریان قوی تبدیل شده که آمریکا را از منطقه رانده و اشغالگران را در پشت دیوارهای بلند محدود ساخته است.

  1. علل بحران های اجتماعی پس از انقلاب

اسلام مجموعه ای هم چون جورچین است که قطعات آن متفاوت است. هر یک از این قطعات هر چند بسیار کوچک و به ظاهر بی ارزش یا کم ارزش می بایست در کنار هم قرار گیرد تا بتواند شکل کاملی را ترسیم کند؛ عدم استفاده از هر قطعه هر چند کوچک به معنای تصویری نارسا و بلکه حتی زشت خواهد بود. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نادیده گرفتن هر یک از این قطعات که در قالب عقاید معرفتی و اعمال رفتاری سامان داده شده است، به معنای عدم تحقق تصویر موثر و مفید خواهد بود که نمی تواند کارایی لازم را داشته باشد.

باید توجه داشت که احکام اسلام بر اساس هستی شناختی خاصی شکل گرفته است و باید و نبایدهای اسلامی مبتنی بر هست ها و نیست ها است. بنابراین، میان حوزه معرفتی و دستوری آن ارتباط مستحکم و وثیقی است که می بایست آن را شناخت و به آن عمل کرد. احکام اسلامی، ناظر به مصالح و مفاسد حقیقی و واقعی در پنج گانه واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح سامان داده شده است؛ زیرا هر چیزی که دارای مصلحت بسیار قوی است در قالب واجب و دارای مصلحت کم تر در قالب حرام ساماندهی شده است؛ در برابر هر چیزی که دارای مفسدت بیش تر است به عنوان حرام و کم مفسده تر در قالب مکروه معرفی می شود و مباحات همان چیزی است که مفسدت و مصلحت آن برابر است.

بنابراین، اگر بخواهیم از مصلحت و مفسدتی سخن به میان آوریم، خدای آفریدگار و پروردگار هر چیزی به آن آگاه و داناتر است. بر این اساس نمی بایست بر اساس عقل انسانی، به مصلحت و مفسدت سنجی اقدام کرده و اموری که خدا حکم بر حرمت یا کراهت کرده به مصلحت آن را مباح سازیم. امروز در جامعه اسلامی این رویه در پیش گرفته شده است و انسان ها در قالب مصحلت اندیشی، احکام شریعت را نادیده می گیرند و تغییراتی را در قالب قوانین رسمی یا سنت های اجتماعی شکل می دهند که با بنیادهای اسلامی در تضاد است. به عنوان نمونه تفاوت جنسیتی ، امر حقی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. بر اساس همین تفاوت های جنسیتی احکام خاصی جعل شده است. اگر بخواهیم بر اساس مصلحت اندیشی انسانی عمل کنیم، نتیجه همان می شود که امروز در اجتماع با آن مواجه هستیم. از نظر اسلام مسئولیت مرد در خانواده تامین امنیت غذایی و اقتصادی و روانی و مانند آن ها است؛ حال اگر این مسئولیت به زن داده شود و مردان از کار و شغل باز مانند، به طور طبیعی خانواده ای شکل نمی گیرد. امروز بسیاری از نابهنجاری های اجتماعی برخاستگاه از عمل نصف و نیمه به احکام اسلامی و حتی تعطیلی برخی به داعی مصحلت های نظام یا مانند آن است. آن چه در ایران اسلامی تحقق یافته به تعبیر مقام معظم رهبری امام خامنه ای مدظله العالی، تنها نظام سازی اسلامی است و هنوز هیچ اقدام عملی برای دولت اسلامی و اجتماع اسلامی انجام نشده است. از این روست که مردم پیامدهای مخرب و زیانبار ، عدم اقدام عملی برای دولت سازی و امت سازی را در زندگی خویش می بینند. انواع فسادهای اجتماعی و اقتصادی و فکری و فرهنگی ریشه در همین امر مهم و اساسی است که باید آن را حل کرد تا بتوان به یک اجتماع اسلامی و امت با هنجارهای اسلامی دست یافت.

  1. چالش ها و آسیب های اصلی

مهم ترین آسیبی که نظام سیاسی اسلامی را تهدید می کند، بسنده کردن به نظام سازی است که در قالب کلیات انجام شده است؛ زیرا اگر اقدامات عملی برای دولت و امت سازی اسلامی انجام نشود، مشکلات گوناگون آن را به چالش کشانده و نه تنها موجب ناکارآمدسازی نظام سیاسی بلکه موجب می شود تا مشروعیت سیاسی نظام نیز مخدوش شود. امروز دشمنان برای کشاندن نظام سیاسی ایران به ناکارآمدی و به چالش کشیدن مشروعیت سیاسی آن از همه ابزارهای جنگ نرم و روانی بهره گرفته و با جنگ سخت اقتصادی و تحریم شدید بر آن هستند تا ایران به عنوان یک نظام ناکارآمد بر اساس اسلام و گفتمان اسلامی معرفی شود. آن چه در این امر به دشمنان سوگند خورده اسلام و انقلاب کمک می کند، اجازه دادن به نفوذی ها و فتنه گرانی است که باوری به دولت اسلامی نداشته و همانند مهندس بازرگان و نهضت آزادی به چیزی که باور دارند همان دولت مسلمانان است که برآیندی از گفتمان سقیفه است. به نظر می رسد که تنها شماری از دولت مردان به نظام سیاسی و دولت اسلامی باور دارند و بر اساس گفتمان غدیری فکر و عمل می کنند. به نظر می رسد مهم ترین چالش تبیین گفتمانی دو نظریه بلکه قول عملی است که در برابر هم قرار گرفته اند؛ یعنی طرفداران گفتمان غدیری که به دولت اسلامی باور دارند و ولایت مدارانه عمل و رفتار می کنند و در اندیشه چارچوب های علمی و عملی برای نهادسازی هستند؛ و دوم طرفداران گفتمان سقیفه که به دولت مسلمانان باور دارند و بیش تر از آن که حقیقت گرا باشند، به واقع بینی بی توجه به حقایق توجه داشته و بر اساس مدل و معیار عمل گرایانه هر دم مصلحت اندیشی کرده و اجتماع و اسلام را به بازی می گیرند و احکام اسلام را به تعطیلی می کشانند.

  1. نقش روحانیت در جلوگیری از آسیب های اجتماعی

در حوزه های علمیه هماره دو جریان دولت اسلامی و دولت مسلمانان همتراز هم فکر و عمل می کرد. این دو جریان امروز نیز در حوزه های علمیه نقش اساسی را ایفا می کند. امام خمینی(ره) با شناختی که از جریانهای حوزوی داشت، بر آن بود تا با استدلال و منطق و عقل و نقل یعنی دو حجت الهی برای بشریت، اثبات کند که آن چه راه حل برای مشکلات بشر است، دولت اسلامی مبتنی بر نظام ولایی است که هرگز مصالح واقعی و حقیقی را فدای مصلحت موقت و موهوم نمی سازد. آسیب های اجتماعی زمانی ریشه ای حل و فصل می شود که گفتمان حقیقی انقلاب اسلامی نه تنها در دولت اسلامی بلکه امت اسلامی به شکل علمی و عملی جا افتاده باشد و قوانین آن حاکمیت یابد. این در حالی است که در طول چهار دهه از گذشت انقلاب اسلامی هم چنان گفتمان دولت مسلمانان با اندیشه عمل گرایی و واقع بینی حقیقت ستیز مدیریت و چرخه آن را به دست داشته است. انقلاب اسلامی زمانی به بلوغ می رسد که دولت و امت اسلامی شکل گیرد که حقیقت گرای واقع بین است و با اصول گرایی به اصلاحات دایمی اقدام می کند. به این معنا که واقعیت ها را می بیند و بر اساس واقعیت ها در اندیشه تحقق حقایقی است که مصالح الهی و انسانی را برآورده می سازد. تبیین دو گفتمان رقیب دولت اسلامی و دولت مسلمانان و نظریه پردازی بر اساس گفتمان دولت اسلامی در چارچوب دو حجت الهی عقل و نقل می تواند تامین کننده بسیاری از نیازهای بشری در همه حوزه های فرهنگی و فکری و اقتصادی و مانند آن ها باشد.

روحانیت و عالمان اسلامی موظف هستند تا با نظریه سازی در علوم انسانی با توجه به گفتمان انقلاب اسلامی و ساختار دولت و امت اسلامی، راهکارهایی برای بحران فکری و فرهنگی و اجتماعی ارایه دهند. امروز آن چه بیش تر از همه مشهود و ملموس است، التقاط گرایی در حوزه فکر و اندیشه است. گفتمان اسلامی به عنوان فلسفه کلان پذیرفته شده است، اما در قالب نظریه ها به گونه ای ارایه نشده است تا بتواند به عنوان سبک زندگی اسلامی مطرح باشد؛ از این رو، مردم بر اساس فلسفه اسلامی می اندیشند ولی بر اساس گفتمان غربی و یا دولت مسلمانان عمل و زندگی می کنند. برای رهایی از این تناقض که همه ابعاد وجودی مسلمانان را در بر گرفته است، لازم است تا بر اساس گفتمان اسلامی، نظریه پردازی و در قالب قانون و مانند آن ها سبک سازی شود. بنیادهای فلسفی روان شناسی و جامعه شناسی در ایران اسلامی، همان بنیادهای فلسفی اومانیستی غربی است که نتیجه آن تضاد و تناقض در حد مرگ آوری است که افسردگی را به اجتماع مسلمانان ترزیق می کند. باید از این بیماری بنیادین رها شد و در گفتمان انقلاب اسلامی به راهکارهای علمی و عملی دست یافت. این وظیفه ای است که حوزه های علمیه باید آن را مد نظر قرار دهند.