انفاق، عامل تبدیل سختی به آسانی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان در طول زندگی با مشکلات و سختی ها بسیاری مواجه می شود. عبور از آن ها چالشی بس بزرگ در پیش روی بشر است. بسیاری از مردم در برابر آن وا می زنند و گرفتار نومیدی و افسردگی می شوند؛ در حالی که عبور از آن ها چنان آسان است که گاه خنده دار می شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی یکی از راه ها برونرفت از مشکلات و مصیبت ها و رنج ها و دردها و سختی ها را بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آسانی و سختی؛ دو به یک

بر اساس آموزه های قرآنی، زندگی دنیوی آزمون بزرگ بشریت است به طوری که از آن، به عبور از دوزخ نیز تعبیر می شود(مریم، آیه ۷۱ و آیات دیگر)؛ زیرا انسان پس از هبوط در دنیا، گرفتار رنج و شقاوت از گرسنگی، تشنگی، گرما و سرما و مانند آن ها است که نمی تواند از آن رهایی یابد.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۱)

خداوند در آیات بسیاری از قرآن بیان می کند که انسان به دلیل خلافت الهی و جانشینی نه تفویض و واگذاری، می بایست آزمون های سختی را بگذراند که مایه رشد و بالندگی انسان و ظرفیت یابی برای مسئولیت های برتر و والاتر است. از همین رو، انسان هماره گرفتار انواع فتنه ها، ابتلائات و آزمون های الهی در قالب های متنوع نعمت و نقمت است.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳ ؛ احزاب، آیه ۱۱؛ فجر، آیات ۱۵ و ۱۶؛ بقره، آیه ۱۲۴؛ توبه، آیه ۱۲۶ و آیات بسیار دیگر)

البته مصبیت ها و مشکلاتی که انسان در زندگی با آن مواجه می شود، به دو دسته اصلی: ۱. آزمونی؛ ۳. کیفری تقسیم می شود؛ زیرا برخی از مصیبت ها و مشکلات به سبب گناهان و خطاهای انسانی به سراغ او می آید تا در همین دنیا تنبیه و مجازات شود و اشتباه و خطای خود را بفهمد و جبران نماید. بنابراین، همه مصیبت ها و مشکلات و سختی ها به سبب آزمون و ابتلاء و فتنه الهی نیست، بلکه مجازات الهی است تا انسان به خود آید و مسیر و راه درست را انتخاب کرده و از مسیر انحرافی و گمراهی بازگردد. پس این دسته از عذاب ها و کیفرها نیز از روی رحمت الهی انجام می گیرد تا اشتباه و خطا جبران شود.

به هر حال، انسان ها در طول زندگی کوتاه دنیوی خود با مجموعه ای متعدد و متنوع از مصیبت، رنج، سختی، مشکلات و دردها مواجه می شود؛ ولی جالب آن که با همه تعدد و تنوع آن ها، با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که هماره نسبت میان آسانی با سختی دو به یک است؛ زیرا بر اساس آموزه های قرآنی هر سختی محفوف به دو آسانی است.

خداوند در آیات ۵ و ۶ سوره شرح یا انشراح می فرماید: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ پس به راستی که با همان عسر و سختی، آسانی است. به راستی با همان عسر و سختی، آسانی است. در این آیات واژه عسر با الف و لام تکرار شده است که بیان گر یک عسر معروف و شناخته شده است، در حالی که واژه یسر نکره آمده که بیانگر جنس است. پس اگر یک عسر و سختی وجود داشته باشد، دو سویه آن یعنی پیش و پس آن را یسر و آسانی احاطه کرده است. بنابراین، پیش از تحقق عسر و سختی، آسانی وجود دارد و پس از آن که عسر و سختی می آید، دوباره پس از آن یسر و آسانی به سراغ آدمی خواهد آمد. از همین رو گفته شده که هر عسر و سختی محفوف به او یسر و آسانی و نسبت میان آسانی و سختی دو به یک است.

از «ابن عباس» آورده‏اند که خدا مى‏فرماید: من یک دشوارى آفریدم و دو آسانى، بنابر این هرگز یک دشوارى نخواهد توانست بر دو آسایش و راحتى چیره گردد.

از پیامبر آورده‏اند که پس از فرود این آیات، روزى در حالى که شاد و شادمان از خانه بیرون مى‏آمد، فرمود: هرگز رنج و دشوارى بر آسایش و آسانى چیره نخواهد شد، و آن‏گاه به تلاوت آیات مورد بحث پرداخت: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً…

«فراء» مى‏گوید: در فرهنگ عرب هر گاه نکره‏اى آمد، و پس از آن نکره‏اى دیگر به کار رفت، نکره دوم غیر از اول خواهد بود؛ براى نمونه، هنگامى که گفته شود: من درهمى به دست آوردم، پس یک درهم هزینه خواهم نمودم، در اینجا درهم دوم، غیر از درهم اول است. اما اگر به صورت معرفه آمد، معرفه دوم همان اولى خواهد بود؛ براى نمونه، اگر گفته شود: هر گاه یک درهم به دست آوردم، یک درهم هزینه خواهم کرد، این درهم دوم، همان درهم اول است.

بیان «زجاج» در تفسیر آیه بسان نکته‏اى است که ترسیم گردید، چراکه واژه «عسر» در هر دو آیه با «الف و لام» آمده و دومى همان اولى است، در حالى که واژه «یُسر» در هر آیه نکره است و دومى غیر اولى است؛ با این بیان با یک دشوارى دو آسانى خواهد بود…

نکته دیگر در اینجا این است که «اِنّ مع العسر یسراً» آغاز مطلب است، چرا که بدون «فا» و «و» آمده و بیانگر این قانون جهانشمول براى مردم با ایمان است که: هان اى مردم! بدانید که با هر دشوارى و سختى، آسانى و آسایش خواهد بود؛ یکى در این جهان و دیگرى در جهان دیگر. این نوید خداست که دل را صفا مى‏دهد و به انسان امید مى‏بخشد و غم و اندوه و غبار نومیدى را مى‏زداید؛ و چه بسا که هر دو آسایش و راحتى دنیا و سراى آخرت – که در دو آیه آمده است – روزى کسى گردد.

و بیان پیامبر نیز بیانگر همین نکته است که فرمود: یک دشوارى هرگز نمى‏تواند بر دو آسانى چیره شود؛ چرا که دشوارى میان دو آسایش است: یا پیروزى و آسایش دنیا و یا پاداش آخرت.(مجمع البیان، طبرسی، ذیل آیه)

راه های برونرفت از سختی به آسانی

بر اساس آموزه های قرآنی، رنج و سختی و مصیبت بشر چه ابتلایی و آزمونی باشد و چه کیفری و عذابی، راه های برنروفتی دارد و انسان می تواند از آن ها به سادگی عبور کند.

  1. استغفار و توبه: از جمله راه هایی که قرآن بیان کرده استغفار و توبه است؛ یعنی انسان می تواند همه انواع و اقسام بلایا و سختی ها و مصیبت ها را استغفار و توبه عبور کند. از همین روست که استغفار و توبه در آموزه های وحیانی اسلام بسیار مهم و کاربردی و اساسی است؛ زیرا کارکردها و کارآیی هایی بسیاری دارد و انسان می تواند به تمسک به آن از بسیاری از رنج ها و دردها در دنیا و آخرت برهد.(آل عمران، آیات ۱۳۵ و ۱۹۳ و ۱۹۵؛ نساء، آیات ۶۴ و ۱۱۰) خداوند در قرآن وقتی به آثار و برکات استغفار و توبه اشاره می کند می فرماید که آن دو موجب بهره مندی انسان از امکانات دنیوی(هود، آیه ۳)، جلب محبت و رحمت رحیمی خداوند(هود، آیه ۹۰)، مصونیت از عذاب(انفال، آیه ۳۳؛ کهف، آیه ۵۵)، نزول باران و برکات آسمانی(نوح، آیات ۱۰ و ۱۱) و مانند آن ها می شود.
  2. تقوا: بر اساس آیات قرآنی، از دیگر راه های برونرفت از مشکلات و سختی ها به آسانی می توان به تقوا اشاره کرد. خداوند در آیه ۴ سوره طلاق می فرماید: وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا؛ و هر کس از خدا پروا دارد خدا براى او در کارش تسهیلى فراهم سازد. البته آیه می فرماید که اگر تقواپیشه کنید از همان اول در کاری مهم وارد می شود با آسانی مواجه خواهد شد. اما از آیات ۲ و ۳ همین سوره می توان فهمید که اگر با مشکلی مواجه شدید می توانید راه برنروفت را نیز بیابید؛ چون خداوند می فرماید: وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ؛ و هر کس از خدا پروا کند، خدا براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏دهد و از جایى که حسابش را نمى‏کند، به او روزى مى‏رساند.
  3. صبر: البته در آیات قرآنی بیان شده که صبر نیز یکی از راه های برنروفت از مصیبت و مشکلات و سختی هاست. البته کارکرد صبر بیش تر در حوزه افرایش آستانه تحمل است به طوری که مصبیت دو تا نشود یکی اصل مصیبت و دیگر فشار روحی و روانی که بر انسان وارد می شود. صبر جمیل به انسان کمک می کند که مصبیت را دو تا نگرداند و با آن به طوری کنار آید که بتواند راه عبور را بیابد و راهکار و چاره ای برای برونرفت از آن بیابد. خداوند در آیات ۴۵ و ۱۵۳ سوره بقره و ۱۲۷ و ۱۲۸ سوره اعراف بیان می کند که صبر موجب می شود تا سختی آسان شود و قابل تحمل گردد و زمینه رفتارهای هیجانی و عاطفی برطرف شود و عاقلانه و خردمندانه در اندیشه حل مشکل و عبور از مصبیت باشد؛ یعنی صبر موجب می شود تا از رفتارهای باطل چون تکیه بر ظالمان اجتناب کند(هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۵)، و گرفتار اسراف و زیاده روی در رفتار نشود(فرقان، آیات ۶۷ و ۷۵) و در امنیت قرار گیرد و به خود آسیب نزند(آل عمران، آیات ۱۲۰ و ۱۸۶) و زمینه بهره مندی از رحمت الهی و راه برونرفت از سوی خداوند برایش فراهم شود.(نحل، آیه ۱۱۰؛ حجرات، آیه ۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و آیات دیگر)

انفاق، راه برونرفت از سختی به آسانی

غیر از این راه ها که بیان شد، خداوند در آیاتی از قرآن از جمله آیه ۷ سوره طلاق می فرماید: لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا؛ بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند، و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند. خدا هیچ کس را جز به قدر آنچه به او داده است تکلیف نمى‏کند. خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى‏کند.

از این آیه به دست می آید که انفاق یکی از راه هایی است که سختی را به آسانی تبدیل می کند. به نظر می رسد که حتی کسی که در تنگنای مالی است اگر بخشی از همان کم از اموالش را انفاق کند زمینه ای می شود تا از مشکلات مالی و سختی های آن برهد و به آسانی برسد.

فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى؛ امّا آنکه حقّ خدا را داد و بخشید و نسبت به خدا پروا داشت… به زودى راهِ آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت.(لیل، آیات ۵ و ۷)

از این آیه به دست می آید که حتی ادای و اعطای حقوق مالی که شامل خمس و زکات می شود می تواند موجب آسانی در کارهای سخت شود و مشکلات را از پیش رو بر دارد. البته بر اساس آیاتی از قرآن از جمله آیه ۱۹ سوره ذاریات ۲۴ و ۲۵ سوره معارج حقوق مالی چون حقوق سائل و محروم نیز از مصادیقی است که انفاق و اعطای آن موجب می شود که سختی به آسانی تبدیل شود.

البته از آیات قرآنی به دست می آید که انفاق در هر شکلی از آن نه تنها موجب آسانی کارها و یا تبدیل سختی به آسانی می شود بلکه هم چنین موجب برکت نیز است. به این معنا که دارایی انسان با انفاق مضاعف و دو چندان می شود.(بقره، آیات ۲۶۱ و ۲۶۵ و ۲۶۷)

برخلاف تصور اکثریت مردم که دادن و بخشیدن و انفاق مال به معنا و مفهوم از دست دادن مال است، باید گفت که چنین نیست بلکه انفاق مال موجب ازدیاد و افزایش آن می شود. خداوند این مطلب را در آیه ۳۹ سوره سبا بیان کرده و می فرماید که مال انفاق شده از‌سوى خداوند جبران و جایگزینى می شود.

در شان نزول سوره لیل آمده است: مردى در میان مسلمانان بود که شاخه یکى از درختان خرماى او بالاى خانه مرد فقیر عیالمندى قرار گرفته بود، صاحب نخل هنگامى که بالاى درخت مى‏رفت تا خرماها را بچیند، گاهى چند دانه خرما در خانه مرد فقیر مى‏افتاد، و کودکانش آن را برمى‏داشتند، آن مرد از نخل فرود مى‏آمد و خرما را از دستشان مى‏گرفت (و آن قدر بخیل و سنگدل بود که) اگر خرما را در دهان یکى از آنها مى‏دید انگشتش را در داخل دهان او مى‏کرد تا خرما را بیرون آورد!. مرد فقیر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکایت آورد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: برو تا به کارت رسیدگى کنم. سپس صاحب نخل را ملاقات کرد و فرمود: این درختى که شاخه‏هایش بالاى خانه فلان کس آمده است به من مى‏دهى تا در مقابل آن نخلى در بهشت از آن تو باشد، مرد گفت: من درختان نخل بسیارى دارم، و خرماى هیچکدام به خوبى این درخت نیست (و حاضر به چنین معامله‏اى نیستم). کسى از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) این سخن را شنید، عرض کرد: اى رسول خدا! اگر من بروم و این درخت را از این مرد خریدارى و واگذار کنم، شما همان چیزى را که به او مى‏دادید به من عطا خواهى کرد؟ فرمود: آرى. آن مرد رفت و صاحب نخل را دید و با او گفتگو کرد، صاحب نخل گفت: آیا مى‏دانى که محمد حاضر شد درخت نخلى در بهشت در مقابل این به من بدهد (و من نپذیرفتم) و گفتم من از خرماى این بسیار لذت مى‏برم و نخل فراوان دارم و هیچکدام خرمایش به این خوبى نیست. خریدار گفت: آیا مى‏خواهى آن را بفروشى یا نه؟ گفت: نمى‏فروشم مگر آنکه مبلغى را که گمان نمى‏کنم کسى بدهد به من بدهى گفت چه مبلغ؟ گفت چهل نخل. خریدار تعجب کرد و گفت: عجب بهاى سنگینى براى نخلى که کج شده مطالبه مى‏کنى، چهل نخل! سپس بعد از کمى سکوت گفت: بسیار خوب، چهل نخل به تو مى‏دهم. فروشنده (طمعکار) گفت: اگر راست مى‏گویى چند نفر را به عنوان شهود بطلب! اتفاقا گروهى از آنجا مى‏گذشتند آنها را صدا زد، و بر این معامله شاهد گرفت.

سپس خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد اى رسول خدا! نخل به ملک من در آمد و تقدیم (محضر مبارکتان) مى‏کنم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سراغ خانواده فقیر رفت و به صاحب خانه گفت این نخل از آن تو و فرزندان تو است. اینجا بود که سوره و اللیل نازل شد و گفتنی ها را در باره بخیلان و سخاوتمندان گفت.(نگاه کنید: مجمع البیان، طبرسی، سوره لیل)

در تفسیر نور در ذیل آیه ۵ سوره لیل نیز آمده که هر کس گام اول سخاوت را بر اساس ایمان به معاد و تقوى بردارد، خدا ظرفیّت و شرایط روحى او را براى کارها هموار مى‏کند و روح او را با کار خیر مأنوس مى‏گرداند، تجربه و تعقل و کاردانى او را بالا مى‏برد، الهام و ابتکار به او مى‏دهد، پذیرش مردمى و اجتماعى او زیاد مى‏کند و راه‏هاى جدیدى را براى کار خیر پیش پاى او مى‏گذارد که همه اینها مصداق «فسینسره للعسرى» است.

نکته لطیف آن است که قرآن مى‏فرماید: او را براى آسان‏ترین راه آماده مى‏کنیم «فسنیسره للیسرى» و نفرمود: کار را براى او آسان مى‏کنیم «سنیسر له الیسرى» و فرق است میان آنکه انسان روان باشد یا کارش روان باشد. انسان مى‏تواند با توکل و دعا و اتصال به قدرت نهایت آسان داراى چنان سکینه و سعه صدر شود که هر کارى را به راحتى بپذیرد و انجام هر کار خیر براى او آسان باشد.

به هر حال، انفاق و اعطای مال به ویژه به نیازمندان و سائلان و محرومان موجب می شود تا خداوند نه تنها کار را آسان کند بلکه آسان تر و روان تر از هر کسی آن کار پیش رود و حتی رنج و سختی را در کار خود نیابد.