انسان معاصر و عوامل استحکام خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان معاصر با آن که در همه عرصه های آسایشی و رفاهی به سبب اختراعات و ابتکار و بهره مندی از فن آوری های روز ، احساس خوشبختی و سعادت می کند، اما از یک چالش عظیم و بزرگ روحی و روانی به شدت رنج می برد و احساس می کند که از سعادت و خوشبختی کاملی برخوردار نیست؛ زیرا آن چه فن آوری و اختراعات شگفت انگیز برایش فراهم آورده تنها پاسخ گو یک جنبه از ابعاد پیچیده انسان است؛ در حالی که ابعاد دیگرش که از اصالت و اهمیت بیش تری برخوردار است، مورد غفلت قرار گرفته است.

در همه ادیان و آیین های جهانی از اسلام تا مسیحیت و یهودیت تا زرتشتی تا آیین های کنفوسیوس، بودایی و هندویی سعی و تلاش بر آن است تا انسان و اجتماع انسانی به حالتی دست یابد که احساس خوشبختی فراگیر داشته و آرامش در کنار آسایش برای او تامین شود.

بی گمان یکی از مهم ترین کانون های تامین کننده آرامش و آسایش تن و روان، خانواده است. از همین روست که در همه آیین ها و ادیان الهی و انسانی، خانواده به عنوان مهم ترین تامین کننده سعادت و خوشبختی قلمداد و از اهمیت ویژه و خاصی برخوردار شده است. در برخی از آیین ها و ادیان حتی خانواده بزرگ مطرح است که فراتر از والدین و فرزندان، دیگر خویشان از عمو، عمه، خاله و دایی را در بر می گیرد و از فرزندان خواسته شده تا در نوعی خانواده بزرگ برای تامین سعادت تلاش کنند و از هیچ گونه تلاش و کوشش جمعی و اجتماعی برای تحقق سعادت جمعی اجتناب نکنند.

آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، چنان به کانون خانواده اهمیت می دهد که خوشبختی و سعادت نه تنها دنیوی انسان ها بلکه اخروی ایشان را در گرو آن دانسته است. از نظر قرآن، عنصری که خانواده را شکل می بخشد افزون بر اراده جعلی خداوند بر زوجیت برای هر موجودی از جمله انسان، جعل مودت و رحمت در میان زوجین است که نه تنها مایه بقای خانواده است، بلکه موجب بقای اجتماعی سالم خواهد بود؛ زیرا اجتماع سالم از کانون خردترین و اصلی ترین اجتماع یعنی خانواده شکل می گیرد و اگر اجتماع خانواده ناسالم و تنش آفرین باشد، چنین امری به اجتماع بزرگ کشیده می شود.

دست یافتن به آسایش و آرامش دو مولفه و عنصر اساسی خوشبختی و سعادت فردی، در گرو تامین آن در گستره اجتماع است، از همین روست که اسلام شرط سعادت را نه تنها ایمان و عمل صالح ، بلکه سفارش دیگران به حقانیت و صبر در مشکلات و استقامت دانسته است. این بدان معناست که اسلام، توجه یابی انسان مسلمان به دیگران و دیگرسازی را بخشی از فرآیند تکاملی خودسازی و تزکیه نفسی دانسته است که تامین کننده سعادت و رهایی از خسران ابدی خواهد که در آن آرامش و آسایشی نیست.

انسان امروز با گرایش های لیبرالی و خودمحورانه و نیز تاکید بر اصالت لذت فردی، نه تنها حقوق دیگران را تضییع می کند، بلکه برای دیگران و حقوق ایشان هیچ اهمیتی قایل نیست؛ چنین نگرشی خودبینانه و خودمحورانه موجب می شود که در کانون خانواده نیز اصول انسانی اخلاقی مراعات نشود و عفو و گذشت هنگام خطا و اشتباه به کار گرفته نشده و هیچ گونه احسان و ایثار و خودگذشتگی نسبت به دیگران ابراز نشود؛ نتیجه چنین رویه و روحیه در انسان معاصر، چیزی جز مقابله به مثل در رفتار اجتماعی حتی در کانون خانواده و از دست رفتن بنیان آن نیست. بر همین اساس، همان طوری که در آموزه های همه ادیان و آیین های الهی و بشری، به عنوان سرلوحه آموزه های دستوری قرار گرفته، انسان می بایست به جای خودمحوری و خودبینی، نه تنها به انسان های دیگر، بلکه همه موجوداتی که در محیط زیست انسانی با او زیست می کند، توجه و اهتمام داشته باشد و سهم و حقوق آنان را ادا نماید تا محیط زیستی به دور از هر گونه فساد وتباهی فراهم آید و آثار آن در خانواده و اجتماع بلکه محیط زیست و بوم زیست خودنمایی کند. اسلام بر اساس این باورها، خواهان توجه فراگیر انسان به همه هستی و ایثار و خودگذشتگی می شود تا به عنوان خلیفه الله بر جهان به شکلی پروردگاری کند که همه چیز از جمله گیاهان و نباتات به کمال شایسته و بایسته خویش برسند.

اینجانب به نوبه خود از تشکیل همایش استقبال کرده و با درک عمیق از چالش های انسان معاصر به ویژه در حوزه خانواده و فرآیند فروپاشی آن که بنیاد اجتماع انسانی را در معرض خطر قرار می دهد، به «کلمه سواء» چنان که خدا در قرآن دعوت کرده، می خوانم و از عموم شرکت کنندگان می خواهم تا با بهره گیری از اصول انسانی و اخلاقی که همه ادیان و آیین ها بر آن توافق دارند، به تحکیم خانواده اهتمام نموده و راهکارهای علمی و عملی برای آن بیان و به مورد اجرا در آوریم تا جهانی پر از صلح و دوستی و سعادت برای همگان فراهم آید و هنجارهای اجتماعی و بنیادهای ظلم جمعی و اجتماعی فروپاشد.