انسان بهشت و بهشت انسان

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

در آموزه های قرآنی درباره مقام صعود انسان و سقوطش مطالبی است که برخی آن را به سبب فقدان فهم و درک‌، تاویل می برند. در حالی که باید خودشان را تاویل برند نه آن که قرآن را تاویل کنند: «خویش را تأویل کن نه این ذکر را»

از جمله آموزه های قرآنی که از معارف عالی و بلند قرآن است،‌ مساله صیرورت و شدن های انسانی در دو جهت مثبت و منفی یعنی صعود و سقوط است. آیات قرآنی بر این معنا تاکید دارند که انسان در دنیا در حال شدن و صیرورت است و این گونه نیست که وضعیت نهایی داشته باشد. اگر انسان از نظر قرآن حیوان متاله است، این حیوان متاله می تواند این صفات الهی را در خود ظهور بخشد و خدایی و ربانی شود، یا آن را از دست دهد و به پست ترین درجات سقوط کند به گونه ای که پست تر حیوانات چارپا، بلکه پایین تر به گیاه و بلکه سنگ خارا و سخت و حتی بدتر از آن سنگ آتش شود که سوخت دوزخ خواهد بود؛(اعراف، آیه ۱۷۹؛ فرقان، آیه ۴۴؛ بقره، آیات ۲۴ و ۷۴؛ انعام، آیه ۴۳؛ تحریم، آیه ۶؛ جن ، آیه ۱۵) چرا که این همه استعدادهای الهی خود را نابود کرده است و در بدی چنان غرق شده که خودش بدی و شر و سئیه شده است و همین سیئات و بدی است که در جانش گر می گیرد و فروزان می شود و دوزخ را نیز می افروزد.(همزه، آیات ۶ و ۷)

این همان حالتی است که در اصطلاح قرآنی از آن به خسران یاد می شود(سوره عصر) چرا که در این حالت شخص همه سرمایه و داشته های الهی خود را از دست می دهد و چیزی از آن علوم اسمایی و صفاتی که خداوند به حضرت آدم(ع) و فرزندانش بخشیده(بقره،‌آیه ۳۰) باقی نمی ماند.

در سمت دیگر انسان با ایمان و عمل صالح که همان صراط مستقیم عبودیت است(ذاریات، آیه ۵۶) بالا می رود و پس از رنگ خدایی گرفتن(بقره،ایه ۱۳۸) و خدایی شدن در مقام متاله، خلیفه الهی می شود(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) و در مقام ربیون و ربانیون در می آید و مظهر ربوبیت خداوندگار می شود.(آل عمران، آیات ۷۹ و ۱۶۴)

البته هر چه انسن بالاتر می رود و در مسیر تقوا گام بر می دارد و تقرب بیش تری پیدا می کند، در عوالم کمالی بالاتری جا می گیرد. این عوالم کمالی همان بهشت هایی است که از آن به هشت بهشت یاد شده که بهشت رضوان الهی بزرگ ترین آن هاست.(توبه، آیه ۷۲) در این بهشت رضوان است که انسان در نزد پروردگارست. خداوند در این باره می فرماید: إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ؛ متقین در بهشت ها و نهرهایی در جایگاه صد در نزد پادشاهی مقتدر هستند.(قمر، آیه ۵۵)

آنان همه بهشت ها را دارا هستند؛‌ چرا که در اوج خدایی بوده و با وجودشان به خداوند می نگرند.(قیامت، آیات ۲۲ و ۲۳) دراین جا آنان دیگر خودشان بهشت هستند نه این که در بهشتی وارد می شوند. این مطلب را می توان از آیات ۸۸ و ۸۹ سوره واقعه به دست آورد؛ زیرا خداوند در این آیات می فرماید: فَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّهُ نَعِیمٍ؛ پس اگر از مقربان باشند پس روح و ریحان و جنت نعیم هستند. خداوند در این جا نمی فرماید که برای آنان چنین چیزهایی است، بلکه گفته شده که مقربان این چنین هستند. پس مقربان خود روح و ریحان و بهشت هستند.

در روایتی که صدوق در امالی خود نقل کرده این جمله آمده که پیامبر(ص) می فرماید: أنا مدینه الحکمه و هی الجَنّه و أنت یا علیُّ بابها؛ من شهر حکمت هستم و آن بهشت است و تو یا علی در آن بهشت هستی.

پس همان گونه که انسان در جهت سقوط در درکات خودش چون سوزان بهشت(جن، آیه ۱۵) سنگ آتشین دوزخ و سوخت آن می شود، هم چنین در جهت صعود و درجات انسان به جایی می رسد که خودش بهشت می شود. این ها در همه حضرات بهشت و نشئات و عوالم آن هم حضور دارند؛‌چون که صد آمد نود هم پیش ماست. پس متقین و مقربان از آنان در درجاتی قرار دارند که خودشان بهشت می شوند که یک بهشت معنوی است هم چنان که از بهشت های دیگر نیز بهره مند هستند. این بهشتی که آنان می شوند همان بهشت روحانی و بهشت عقلی است. از این رو در بهشت ذات الهی هستند نه صفات الهی و به آنان فرمان داده می شود: فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی.(فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰) پس آنان خودشان بهشت روح و ریحان و نعمت می شوند. این جاست که آنان بهشت ساز هم می شوند و هر چه اراده می کنند همان می شود و نهر ایجاد می کنند و کارهای دیگر انجام می دهند.(فرقان، آیه ۱۶؛ انسان، آیه ۶) البته از آن جایی که خداوند بی نهایت است اینان هم چنان مزید گو و مزید خواه هستند و خداوند نیز از برخی از اسمای مستاثر خود به آنان عنایت می کند و فراتر از اسمایی که ظهور یافته و به آنان اظهار می شود و درجات آنان بالاتر و بالاتر می رود(ق، آیه ۳۵) و به چیزهایی دست می یابند که برنفس انسانی مخفی و نهان بوده است.(سجده، آیه ۱۷)

خداوند در آیاتی قرآنی گاه با آوردن حرف اضافه لام می فرماید که برای بهشتی ها درجاتی است(انفال، آیه ۴) و گاه آن را حذف می کند و می گوید که خود بهشتی ها درجات هستند. (آل عمران، آیه ۱۶۳)این قسم دوم درباره مقربان و ابرار و من خاف مقام ربه است.