انذار، هشدار از سر دلسوزی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

در ادبیات فارسی مفهوم واقعی انذار را می توان در یکی از ضرب المثل های شعری بسیار معروف یافت. صائب تبریزی می فرماید: اگر بینی که نابینا و چاه است/ اگر خاموش بنشینی گناه است. بر اساس آموزه های قرآنی بشارت رسالت پیامبران است، ولی انذار وظیفه همگانی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا فلسفه، ارزش، اهمیت، شیوه و روشها و نیز آثار و برکات انذار را بر اساس آموزه های قرآنی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی انذار

واژه انذار در فارسی بیم دادن معنا شده است که البته ترجمه و برگردان نارسایی است؛ زیرا بیم دادن و ترساندن ترجمه تخویف است. مثلا اگر کسی در محلی عبور می کند؛ شخصی ناگهان در جلوی پایش ترقه ای به زمین بزند، او می ترسد؛ این را تخویف می گویند، ولی انذار نیست و نمی توان در این موارد به جای تخویف از واژه انذار استفاده کرد.

در حقیقت انذار اعلام خطر است؛ یعنی اگر آینده خطرناکی در پیش روی کسی قرار داشته باشد؛ اگر شما از حالا به او خبر دهید و او را بترسانید، این نوع خاص از ترساندن را انذار گویند. به نظر می رسد که واژه هشدار که امروز در فارسی معمول شده است با این مفهوم نزدیک تر است. پس پیامبران هشدار دهنده هستند.( مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن جلد ۱و۲، صفحه ۱۴۱)

پس برگردان نزدیک به مفهوم و معنای انذار همان هشدار فارسی است. واژه هشدار، در اصل، فعل امر از «هُش داشتن» است که به شکل مصدر به کار رفته و در معنای مراقب و مواظب بودن به کار می­رود. (علی‌اکبر دهخدا، لغت­نامه، زیر نظر: محمد معین، تهران، سیروس،۱۳۳۷، چ ۱، ج ۴۹، ص۲۲۱)

معادل نسبی این واژه در عربی، «انذار» و «تحذیر» است. چنان­که در لسان العرب، واژه انذار، آگاه کردن همراه با پرهیز دادن و ترساندن معنا شده است.( ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ﻫـ . ق، چ ۱، ج ۱۴، ص۱۰۰)

راغب اصفهانی نیز انذار را به معنای خبری تعریف می کند که همراه با ترساندن است،.( راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، بیروت، الدار الشامیه، ۱۴۲۳ هـ .ق، چ ۳، ص ۲۲۳)

تحذیر نیز بر وزن «تفعیل»، اصل ماده اش«حذر» به معنای پرهیز دادن و ترساندن مخاطب از امری ترسناک است.(همان پیشین)

پس واژه بیم در برابر امید که در فارسی به عنوان نقیضان به کار می روند، بخشی از مفهوم انذار و بشارت را می رسانند نه تمام معنای آن؛ اما واژه هشدار در بیان معنای انذار رساتر است.

البته باید توجه داشت که واژه نذر گاه به معنای تقدیم چیزی به پیشگاه خدا یا رشوه به کار می رود که در عرف مردم بسیار معروف و مشهور است؛ زیرا برای گرفتن حاجتی نذر می کنند و با اجرای صیغه نذر خود را متعهد و ملتزم می دانند که اگر حاجت ایشان برآورده شد آن کار را انجام دهند؛ و گاه دیگر به معنای آماده شدن برای برحذر ماندن از چیزی است. گاهی ارتش و لشکر کسی را به عنوان پیشقراول می فرستد تا آگاهی لازم را به دست آورد و به لشکر نسبت به حرکت های دشمن خبر و بیم دهد. این عمل را نیز نذر می گویند.

مولفه و عناصر هشدار و انذار

بر اساس تعریفی که راغب اصفهانی گفته، انذار، از ریشه «نذر» همان گزارش و ابلاغى است که با‌ترساندن و بیم دادن همراه باشد.( راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص ۲۲۳)

در انذار، سه ویژگى وجود دارد که سبب تمایز آن با تخویف شده است:۱. انگیزه در انذار، فقط محبّت و علاقه و احسان به فردِ انذار شده است؛(معجم الفروق اللّغویّه، ذیل واژه نذر)؛ ۲. انذار، همراه با بیان شىء مورد انذار است؛(همان)؛ ۳. انذار، بیم دادن به‌وسیله سخن است؛(التحقیق، مصطفوی، ذیل واژه نذر) در حالى که تخویف در مقایسه با هر یک از سه‌مورد، عمومیّت دارد.

پس تا زمانی که این سه مولفه و عنصر در سخن و خبری جمع نشده باشد، آن را انذار نمی گویند.

فلسفه انذار و هشدار

فلسفه و هدف از انذارها و هشدارهای الهی اموری چند است که در آیات قرآنی به آن ها توجه داه شده است. مهم ترین اهداف و فلسفه انذارها اموری چون اتمام حجت بر مردم(نساء، آیه ۱۶۵)، مائده، آیه ۱۹؛ یس، آیات ۶۹ و ۷۰)، اجتناب از گناه و برحذر داشتن از آن (توبه، آیه ۱۲۲)، ایجاد روح تقوا(زمر، ایه ۱۶)، یا ایجاد گرایش به تقوا(انعام، آیه ۵۱؛ طه ، آیه ۱۱۳)، تذکر، پند و عبرت گیری(شعراء، آیات ۲۰۸ و ۲۰۹؛ قصص، آیه ۴۶؛ طه، آیه ۱۱۳)، هدایت به سوی حق و خداوند و راه راست(سجده، آیات ۲ و ۳؛ فاطر، آیه ۴۲) است.

البته این موارد درباره با انذارهایی است که در قرآن بیان شده است، و ممکن است که در انذارهای دیگر غیر از آن چه در قرآن آمده اهداف و فلسفه های دیگر باشد؛ ولی آن چه برای ما ارزشی است دریافت اهداف و فلسفه انذارهای الهی در قرآن است.

ابزارهای انذار الهی

خداوند برای انذارهای خویش از ابزارهای چندی استفاده است. با نگاهی به آیات قرآنی می توان دریافت که خداوند از سه ابزار مهم برای انذار و هشدار مردم استفاده کرده است:

  1. کتب آسمانی از جمله قرآن: خداوند برای انذار مردم از کتب آسمانی به ویژه قرآن استفاده کرده است. خداوند در قرآن در بیان جایگاه خود قرآن در انذار و هشدار به مردم، از قرآن به عنوان وسیله انذار و هشدار به انسان‌ها(انعام، آیات ۱۹ و ۹۲؛ اعراف، آیه ۲ و آیات دیگر)، ابزار انذار‌دهنده به انسان‌هاى آگاه(فصلت، آیات ۳ و ۴)، وسیله هشدار به صاحبان خرد(یس، آیات ۶۹ و ۷۰)، وسیله انذار به زنده‌دلان و اهل ایمان(همان)، وسیله انذار و هشدار دادن پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ستمگران(احقاف، آیه ۱۲)، وسیله هشدار به مردم از عذاب شدید الهى(کهف، آیات ۱ و ۲) و وسیله هشدار دادن محمّد(صلى الله علیه وآله) به دشمنان سرسخت اسلام(مریم، آیه ۹۷) یاد کرده است و در آیات ۵۰ و ۵۱ سوره انعام بیان می کند که پیامبر(صلى الله علیه وآله)، موظّف به انذار خائفان از قیامت به‌وسیله قرآن است.
  2. معجزات : از دیگر وسایل و ابزارهای هشدار و انذار مردمان که در قرآن از آن یاد شده، معجزات الهی پیامبران است که به هدف اثبات رسالت و تثبیت رسولان از سوی خداوند به پیامبران داده می شود. خداوند در آیه ۵۹ سوره اسراء می فرماید که معجزات الهى، وسیله هشدار و انذار و اخطار به انسان‌هاست.
  3. دوزخ و جهنم: از دیگر ابزارهای بسیار مهم خداوند در کتب آسمانی و از جمله قرآن ، استفاده از دوزخ و جهنم است. به عنوان نمونه خداوند در آیات ۲۶ تا ۳۶ سوره مدثر، جهنّم را به عنوان وسیله‌اى براى هشدار و انذار انسان‌ها مورد استفاده قرار داده است.

پیامبران موظف بودند تا مردم را نسبت به تکذیب اموری چون قیامت، حسابرسی، عذاب های دوزخ ، معاد و رستاخیز و مانند آن انذار دهند و آنان را به مسیری هدایت کنند که از عواقب بد اعمال خودشان در امان بمانند.(طور، ایات ۱۱ و ۱۴؛ واقعه، آیات ۴۷ تا ۵۵ و آیات بسیار دیگر)

موارد انذار

در آیات قرآنی گروه های خاص به عنوان کسانی که باید انذار شوند مطرح شده اند؛ زیرا رفتار آنان به گونه ای است که اگر ادامه یابد آنان را به دوزخ و عذاب های آن سوق می دهد. در حقیقت هشدارباش نسبت به کسانی خاص مورد تاکید است؛ زیرا راه و رویه آنان سرانجامی جز دوزخ و عذاب های آن نخواهد بود.

این گروه ها عبارتند از : استهزاگران آیات الهى و پیامبران(انعام، آیات ۴ تا ۶؛ مائده، آیات ۱۰ و ۱۱)، اشراف و مرفهان ناسپاس(نحل، آیه ۱۱۲؛ مزمل، آیات ۱۱ و ۱۲؛ سباء، آیه ۳۴)، افزون‌طلبان(تکاثر، آیات ۱ تا ۶)، بازى‌گران با دین و فریب خوردگان دنیا(انعام، آیه ۷۰)، پیروان شیطان(نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱؛ حجر، آیات ۴۲ و ۴۳)، تفرقه‌افکنان(انعام، آیه ۱۵۹)، توطئه گران(حج، آیات ۴۹ تا ۵۱)، حرام‌خواران(نساء، ایات ۱۶۰ و۱۶۱)، دشمنان خدا و پیامبران به ویژه دشمنان سر سخت دین(مریم، آیه ۹۷؛ مجادله ، آیات ۵ و ۶)، دنیاطلبان و تارکان آخرت(قیامت، آیه ۲۰ تا ۲۹؛ یونس‌، آیات‌۷‌و‌۸؛ اسراء، آیه ۱۸)، رباخواران(بقره، آیه ‌۲۷۵؛ آل‌عمران، آیات ‌۱۳۰‌و‌۱۳۱)، شکنجه‌گران اشخاص با ایمان(بروج، آیه ۱۰)، طغیان‌گران(ص، آیات ۵۵ و ۵۷)، ظالمان و ستمگران(بقره، آیه ۱۱۴)، عهد شکنان و نقض کنندگان پیمان(نحل، آیات ۹۱ تا ۹۵)، غافلان از آیات الهى(یونس، ایات ۷ و ۸)، قاتلان متجاوز و ستمگر(نساء، آیات ۲۹ و ۳۰)، کافران(فاطر، آیات ۳۶ و ۳۷)، ناسپاسان و کفران گران نعمت(ابراهیم، آیات ۲۸ و ۲۹)، گمراهان(واقعه، آیات ۵۱ تا ۵۶)، گناهکاران(ابراهیم، آیات ۴۸ تا ۵۲)، مانعان ذکر خدا(بقره، ایه ۱۱۴)، متخلّفان جهاد(توبه، ایه ۸۱) و مانند آنان هستند.

روش ، زمینه ها و موانع انذار

از آن جایی که انذار بیشتر در قالب کلام وسخن بیان می شود، باید اموری را در نظر داشت که عبارتند از: بهره‌گیرى از شیوایى و رسایى سخن، (مریم، آیه ۹۷)، صراحت و دورى جستن از ابهام‌گویى(اعراف، آیه ۱۸۴؛ هود، آیه ۲۵)، لزوم رعایت نرمى سخن و دورى از خشونت در انذار(طه، آیات ۴۴ تا ۴۸) تا این گونه انذار و هشدار در مخاطب و شنونده تاثیر بگذارد.

از آیه ۱۲۲ سوره توبه به دست می آید که از هر قوم و ملتی گروهی برای یاد گیری دین بروند تا به انذار مردم خویش بپردازند. از همین ایه به دست می آید که فقیهان و عالمان دین، موظّف به مقدّم داشتن انذار قوم خود هستند، چرا که پذیرش مردم نسبت به سخنان هم قومی ها بیشتر است و از سوی دیگر انسان نخست باید خودش و اهل خویش را از آتش دوزخ دور نگه دارد.(تحریم، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۲۱۴)

البته انذار زمانی بیش تر تاثیر می گذارد که زمینه پذیرش وجود داشته باشد. از نظر قرآن اموری چون تعقل و خردورزی(یس، آیات ۶۹ و ۷۰) ایمان(اعراف، آیات ۲ و ۱۸۸)، ترس از خدا در نهان(فاطر، آیه ۱۸؛ یس، آیه ۱۱)، ترس از قیامت(انعام، آیه ۵۱)، اطاعت و پیروى از یادآورى‌هاى قرآن(یس،آیه ۱۱) و اقامه و برپاداشتن نماز(فاطر، آیه ۱۸) مهم ترین نقش را در تاثیرپذیری انذار دارد.

از نظر قرآن اموری چون استکبار(فاطر، آیات ۴۲ و ۴۳)، اعراض و روى‌گردانى از آیات و معجزات الهی(قمر، آیات ۲ تا ۵)، تکذیب آیات خدا(همان)، جدال باطل(کهف، آیات ۵۵ تا ۵۷)، جهل و نادانی (احقاف، آیات ۲۱ تا ۲۳)، حق‌ناشنوایى(انبیاء، آیه ۴۵)، خوش گذرانی(سباء، آیه ۳۴)، عدم تعقل و سفاهت(ملک، آیات ۶ تا ۱۰)، عقیده باطل(اعراف، آیه ۶۹)، غفلت(مریم،آیه ۳۹)، کفر(یونس، آیه ۱۰۱)، کوردلی(بقره،آیات ۵ و ۷) و پیروی از هواهای نفسانی(قمر،آیات ۳ تا۵) از مهم ترین موانع پذیرش انذار و تاثیرگذاری آن است.

انذار و هشدار وظیفه همگانی

به هر حال ، انذار یکی از مهم ترین راه هایی است که قرآن و خداوند برای هدایت مردم از آن استفاده کرده است. اصولا وظیفه همگانی آن است که دیگران را انذار کنند. از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که در هر ملت و قومی نذیر و هشدار دهنده وجود داشته و خواهد داشت ولی لزوما به معنای وجود بشارت دهنده نیست. آن چه مهم است وجود کسی است که هشدار دهد.(ملک، آیه ۸ و آیات دیگر)

خداوند به صراحت در آیه ۲۴ سوره فاطر می فرماید: وَإِن مِّنْ أُمَّهٍ إِلَّا خلَا فِیهَا نَذِیرٌ؛ و هیچ امّتى نبوده مگر اینکه در آن هشدار دهنده‏اى گذشته است.

البته این که در همه امت ها یک هشدار دهنده بوده به معنای آن نیست که حتما در همه جا پیامبران حضور داشته باشند و بلکه ممکن است که در برخی جاها تنها رسولانی از سوی پیامبران رفته و انذار داده باشند. نذیر لزوما به معنای پیامبر نیست. از آیه ۱۱۲ سوره توبه به دست می آید که عالمان و فقیهان که درس دین می آموزند در مقام انذار باید نذیر باشند. پس آنان نیز نذیر هستند. در خود حجاز پیامبر(ص) به همه جا آن سفر نکرده بلکه فرستادگانی را فرستاده تا انذار کنند. پس آن چه اهمیت دارد وجود نذیر و انذار است نه حضور پیامبر.

به هر حال، به معنای وجود نذیر در همه امت آن نیست که در هر شهر و دیار پیامبرى مبعوث شود، بلکه همین اندازه که دعوت پیامبران و سخنان آنها به گوش جمعیتها برسد، کافى است.