اندوه، چرایی و راه درمان آن

samamosاندوه حالتی در درون آدمی است که از آثار و نشانه های جسمی و روانی آن در چهره و رفتار آدمی می توان به اموری چون گرفتگی چهره، تنگدلی، بی تابی، بی میلی به کار، گوشه گیری، گوشه نشینی، کم اشتهایی، خستگی، بی احساسی، آشفتگی در خواب، خستگی، افسردگی، غفلت، عدم تمرکز، تشویش و اضطراب ذهنی، اشک، گریه ، تغییرات در وزن، تحولات در رفتار و فکر و مانند آن اشاره کرد.

باید توجه داشت که حزن و اندوه، نوعی هیجان عاطفی و احساسی نسبت به از دست دادن یک چیز با ارزش در زندگی است. این حالت تاثیرات بسیاری در زندگی آدمی به جا می گذارد و موجب تشویش شدید ذهنی و فروپاشی درونی شخص می شود. با وجودی که غم و اندوه معمولاً به مرور زمان کاهش می‌یابد، امّا ممکن است به تجربه‌ای دردناک و طولانی تبدیل گردد و باعث درماندگی شدید روانی و هیجانی در شخص شود.

تفاوت حزن و غم در این است که غم حالتی موقت است و آثار و تبعات کم تری دارد، اما حزن و اندوه از پایداری و ثبات بیش تری برخوردار بوده و تاثیرات آن بر جسم و روان باقی می ماند و بیش تر موجب رفتارهای شدید عاطفی و هیجانی می شود و شخص تعادل خود را از دست می دهد و دچار نوعی فقدان تعادل و اعتدال در شخصیت و رفتار می شود.

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا ضمن تبیین علل و عوامل ایجادی آن، راه های درمان و نیز مصونیت از آن را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چرایی و علل ایجاد اندوه

خداوند در آیاتی چند به چرایی و علل و عوامل ایجادی حزن و اندوه اشاره کرده است. مهم ترین علت در بیان چرایی حزن و اندوه را می بایست در از دست دادن و یا فقدان چیز با ارزش مادی و معنوی دانست. وقتی انسان هر چیز با ارزشی را از دست می دهد یا نمی تواند در اختیار داشته باشد، گرفتار حزن و اندوه می شود؛ بنابراین بر خلاف تصور برخی که حزن و اندوه را تنها در از دست دادن چیز با ارزش می دانند،‌ باید گفت که گاه انسان به سبب آن که چیز با ارزشی را فاقد است، اندوهگین می شود؛ زیرا شخص خود را لایق و سزاوار چیز با ارزش مادی و معنوی می داند که در اختیار او نیست و همین او را دچار اندوه می کند.

از آیات قرآنی به دست می آید که اگر انسان چیز با ارزشی را از دست بدهد یا فاقد چیز با ارزشی باشد، حالت حزن در او پدیدار می شود. بنابراین، شخص به موقعیت خود و آن چیز با ارزش در زمان کنونی توجه می یابد و نسبت به نداشتن آن دچار اندوه و حزن می شود؛ اما اگر این موقعیت سنجی نسبت به آینده باشد و شخص نسبت به فقدان آن در آینده توجه یابد، حالت دیگر در شخص پدیدار می شود که از آن به خوف و ترس یاد می شود. به این معنا که حزن حالتی است که شخص با نسبت سنجی خود با آن در موقعیت کنونی دچار آن می شود و خوف حالتی است که شخص با نسبت سنجی آن با خود در آینده و تصور از دست دادن یا فقدان آن دچار آن حالت می شود. پس حالت حزن، تصور حالت خود نسبت به وضعیت کنونی و خوف تصور حالت احتمالی در وضعیت آینده است؛ چرا که گاه انسان با تصور احتمال از دست دادن یا فقدان چیزی در آینده، دچار حالتی می شود که علائم و نشانه ها و آثاری چون حزن دارد. بنابراین می بایست توجه داشت که نشانه ها و آثاریی که برای حزن گفته شده است گاه برای شخص در حالت خوف نیز ایجاد می شود. از این رو، نمی توان به سادگی با نگاهی به نشانه ها و آثار، حکم به وجود حزن در شخص کرد،‌ بلکه محتمل است که ریشه این آثار و نشانه ها، مربوط به حالت خوف باشد.

به سخن دیگر، هر چند که علل و عوامل و نشانه ها و آثار حزن و خوف می تواند یکسان باشد، ولی تفاوت هایی را می توان میان حزن و خوف یافت؛‌ چرا که حالت حزن به سبب تحقق و واقعیت عینی آن شدید تر از حالت خوف است، مگر این که قوه تخیل و تصور شخص بیش از حد طبیعی باشد و تصورات خیالی را شخص عینی بپندارد؛ چنان که این حالت در بیماران اسکیزوفرنی و مالیخولیایی وجود دارد.

شکی نیست که دو حالت حزن و خوف،‌ ارتباط تنگاتنگی با ذهن و روان آدمی دارد؛ زیرا فقدان چیز با ارزش در حال یا آینده زمانی می تواند این حالت های دوگانه را ایجاد کند که تصور ذهنی خاصی در شخص پدید آید. پس از تصور ذهنی و روانی است که احساسات شخص بر انگیخته می شود و عاطفه تحت تاثیر آن قرار گرفته و واکنش های هیجانی بروز می دهد.

حالت خوف را می توان همان حزن و اندوه انتظاری دانست؛ زیرا حزن انتظاری، اندوهی است که به دلیل احتمال و پیش‌بینی فقدان و ضایعه قبل از ضایعه شروع می‌شود. این حزن انتظاری و خوف مثل آغاز مراحل قانونی طلاق یا هنگامی که عزیزی به بیماری سخت درمان یا بی درمانی مبتلا و در مراحل پایانی زندگی باشد، پدید می آید که در تعابیر قرآنی از آن به خوف یاد شده است؛‌ چرا که حالتی است که اکنون در شخص پدید می آید ولی مرتبط به فقدان و ضایعه ای است که در آینده وقوع و تحقق خارجی خواهد یافت و یا محتمل است که به وقوع بپوندد.

گاهی شخص با یادآوری امری گرفتار حزن می شود. این حزن نسبت به آینده نیست،‌ بلکه به گذشته دوری است که زمانی از آن گذشته است. به این معنا که تصور فقدان و ضایعه ای در گذشته و سالگرد آن شخص را گرفتار حزن و اندوه می کند. در روان شناسایی از این حزن به حزن سالگردی تعبیر می شود. اندوه و واکنش‌های سالگردی، واکنش‌های غم و اندوهی است که بر اثر یادآوری بعدی مثل سالگرد ضایعه یا بعضی فقدان های خاص در آدمی ایجاد می شود و آثار آن در وضعیت کنونی شخص پیدار است.

اما در باره علل و چرایی ایجاد این حالت حزن در آدمی باید گفت که علل و عوامل ایجادی حزن و اندوه را می توان در دو دسته عوامل مادی و معنوی بخش کرد. به این معنا که گاه فقدان یک امر معنوی مانند ایمان موجب حزن و اندوه می شود؛(عبس، آیه ۴۰ و ۴۲ ؛ به قرینه مقابله با آیات ۳۸ و ۳۹ که در آنها از صورتهاى شاد و خندان مومنان سخن گفته شده، و در این آیات از صورت های اندوهگین کافران سخن گفته است؛ چرا که «غبره» و «قتره» کنایه از حُزن است.) و گاه زوال نعمت(حدید، آیه ۲۳) و یک ضرر مالی و مادی و جانی،این حالت را در شخص ایجاد می کند.( قلم‌، آیات ‌۱۸‌و‌۱۹‌و‌۲۰‌و‌۲۶‌و‌۳۱؛ آل‌عمران، آیات‌۱۳۹‌و‌۱۴۰‌و‌۱۵۳)

خداوند در آیاتی از جمله از دست دادن هر چیز مهمی در زندگی، به ویژه مرگ عزیزان، می‌تواند باعث اندوه گردد. سقط جنین یا به دنیا آوردن فرزند مرده و در برخی از مردم فرزند دختر(نحل، آیه ۵۸؛ زخرف، ایات ۱۶ و ۱۷)، هر چند معمولاً به عنوان از دست دادن یک چیز مهم تلقی نمی‌شوند، امّا می‌توانند باعث اندوه در والدین گردند. تغییرات عمده در سبک زندگی، مانند طلاق، از دست دادن خانه، از دست دادن کار، یا از دست دادن توانایی ادامه فعالیت حرفه‌ای نیز می‌تواند باعث غم و اندوه گردد.

انسان هایی هستند که نسبت به دیگری حسادت می ورزند و هرگاه چیز با ارزشی را در دست دیگران ببیند حتی اگر خود نیز بدان چیز دسترسی داشته و آن را دارا باشند، حسادت می ورزند و همین حسادت موجب می شود تا گرفتار اندوه گردند.(ال عمران، ایه ۱۲۰) گاه شما می بییند که خبر مسرت بخشی به کسی داده می شود ولی دیگری را محزون می سازد؛ زیرا این شخص گرفتار حسادت است و می توان نشانه های حسادت را در حزن وی از شنیدن اخبار مسرت بخش درباره دیگری ردگیری و شناسایی کرد.(توبه، آیه ۵۰)

حزن مثبت و منفی

غم و اندوه دارای انواع مختلفی است. پس باید توجه داشت که حزن و اندوه همیشه یک امر منفی نیست و نمی بایست همواره حزن را به عنوان یک بیماری روانی و یا هیجان نادرست تلقی کرد؛ چرا که حزن یک واکنش طبیعی و سالم در برابر یک ضایعه است.

فایده این حزن و اندوه غیر از تخلیه درونی و سنجش و بازسازی موقعیت شخص نسبت به آن چیز یا کس، بازسازی رفتاری نیز می باشد؛ زیرا گاه در ایجاد فقدان شخص مقصر است و آگاهی نسبت به رفتار و بازتاب و واکنش های آن، می تواند شخص را نسبت به رفتارهای خود متنبه سازد و تغییر رفتار مشهودی را موجب شود.

گاه انسان نسبت به انجام وظیفه خود را مسئول می داند و همین حس مسئولیت پذیری موجب می شود تا شخص هرگاه احساس کند به وظیفه خود عمل نکرده است یا به درستی از عهده آن بر نیامده است، دچار حزن و تنگدلی شود. این حالت حتی در پیامبر(ص) گزارش شده است. خداوند در آیه ۱۲ سوره هود می فرماید که پیامبر(ص) به سبب اندیشه ترک ابلاغ برخی از ایات و آموزه های قرآنی به مردم، دچار دلتنگی شده است. این بدان معناست که گاه واکنش هایی چون حزن و دلتنگی به سبب احساس وظیفه و مسئولیت است.

هم چنین خداوند گزارش می کند که مومنان پس از تخلف از فرمان های پیامبر(ص) و شکست در جنگ احد، دچار حزن شدید شدند که چرا به مسئولیت و وظیفه خود چنان که بایسته و شایسته است قیام نکرده بودند.(آل عمران، آیه ۱۵۳)

بنابراین نمی توان تمامی انواع حزن و اندوه را منفی ارزیابی کرد؛ چرا که از مقتضیات دنیاست که انسان نسبت به وظایف و تکالیف خود واکنش های مختلف را بروز دهد و برخی از حالات و واکنش ها در دنیا امری طبیعی است و نمی توان آن را نادیده گرفت. به سخن دیگر، این حالات امری طبیعی در دنیاست و نمی بایست همواره آن را بیماری و یا ناخوش دانست،‌ بلکه همان چیزی که در شخصی ناخوشی و بیماری است در شخصی دیگر خوشی است؛ زیرا واکنش طبیعی را نشان می دهد و از سلامت روح و روان و ذهن او گزارش و خبر می دهد. مثلا کسی که نسبت به آثارمسئولیت ناپذیری خود،‌واکنش نشان می دهد و از این که درس نخوانده و قبول نشده و یا از سخن والدین تخلف کرده و تبعات منفی آن گریبانگیر وی شده است، حزین و اندوهگین است،‌این خود نشانه ای از سلامت روح و روان و ذهن شخص دارد.

چنان که گفته شد این حالت حزن و اندوه در دنیا امری طبیعی و واکنشی عادی است و همه از سالم و ناسالم و خوب و بد گرفتار آن می شوند ولی در آخرت چنین حالتی برای مومنان دست نخواهد داد،‌(بقره، ایات ۶۲ و ۱۱۲ و ۲۷۷ و آیات دیگر) هر چند که کافران در قیامت گرفتار اندوه و حزن خواهند بود.(انبیاء ، آیات ۱۱تا ۱۴ و ۹۷؛ یس، آیه ۵۲؛ صافات، آیه ۲۰؛ کهف، ایه ۴۹)

نشانه ها و آثار حزن و اندوه

اندوه، معمولاً به آسانی قابل تشخیص است و نشانه‌های آن هم جسمی و هم روانی – هیجانی است. افراد سوگوار در فراق فرزند(طه، آیات ۳۹ و ۴۰؛ یوسف، آیات ۸۴ و ۸۶) و فقدان فرزند و از دست دادن عزیزان خود(آل‌عمران، آیات ‌۱۳۹‌و‌۱۴۰‌و‌۱۵۳) به طور طبیعی،‌ واکنش های احساسی و هیجانی و عاطفی بروز می دهند و آن را می توان در آه کشیدن،‌ اشک ریختن، هق‌هق گریه کردن و ناله و شیون کردن مشاهده کرد.(توبه، آیه ۹۲) شوک، ناباوری و انکار، به ویژه بلافاصله پس از خبردار شدن از ضایعه، بسیار شایع است. این افراد خیلی زود خسته می شوند یا حس می کنند که انگار همیشه خسته بوده‌اند. اختلال در اشتها و خواب نیز معمولاً در این افراد پدید می‌آید و فشار روحی و روانی جسم ایشان را به تحلیل می برد و فرسایش را در جسم و جسد ایشان می توان به روشنی مشاهده کرد.( یوسف‌، آیات ‌۸۴ تا ‌۸۶ ؛ مزمل، ایه ۱۷)

خداوند در آیه ۸۴ سوره یوسف روشن می کند که فشار سنگین ضایعات و اندوه جانکاه می تواند تاثیرات بسیار منفی در جسم شخص به جا گذارد و حزن شدید و گریه های برخاسته از آن چشم را کور و فرد را نابینا سازد. اگر شخص درمان نشود می تواند اندوه جانکاه موجب مرگ شخص نیز شود و او را از پا در آورد.(یوسف، ایات ۸۵ و ۸۶؛ کهف، ایه ۶؛ شعراء، ایه ۲)

اگر افراد خود را ایجاد ضایعه و فقدان چیز با ارزشی سهیم بدانند یا احساس تقصیر و قصور کنند، ممکن است احساس خشم نسبت به خود یا گناه کنند.( آل‌عمران‌، آیه ‌۱۵۳؛ هود،‌ آیه ۱۲) در حقیقت گاه احساس سنگین انجام وظیفه و تکالیف به ویژه در برابر خداوند یا مسئولان عالی رتبه چون رهبری موجب می شود که انسان دچار دلتنگی و اندوه شود.(هود،‌‌آیه ۱۲)

در برخی از افراد حزن و اندوه شدید نمایان می شود؛ هر چه احساسات و عواطف شخص قوی تر یا احساس مسئولیت وی بیش تر یا ارزش چیزی که از دست رفته بیش تر و مهم تر باشد،‌ واکنش ها نیز شدیدتر خواهد بود و می تواند حتی شخص را دچار اختلال شخصیتی و رفتاری نماید. اندوه شدید و مزمن می تواند به افسردگی حاد بیانجامد و در برخی از افراد همراه با خصوصیات اختلال استرس پس‌آسیبی (PTSD) مانند کابوس‌های شبانه باشد. بر طبق آمارهای مرکز ملی سلامت روان (NIMH)، در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد کسانی که در غم و اندوه از دست دادن عزیزی هستند، دچار غم و اندوه پیچیده و مزمن می‌شوند. در این گونه افراد شدت هیجانات احساسی و عاطفی می تواند اختلال کامل ذهنی و رفتاری را در شخص ایجاد کند و او را از ادامه فعالیت های اجتماعی و طبیعی محروم سازد. هر چند ماندگاری غم و اندوه در افراد مختلف با توجه به نوعی وابستگی، میزان و سطح درجه هوشیاری و احساسی و مانند آن متفاوت است،‌ ولی باید توجه داشت که عدم مدیریت هیجان حزن و اندوه می تواند اختلالات شدید شخصیتی و رفتاری را موجب شود و شخص را از ادامه زندگی باز داشته و موجبات افسردگی منجر به خودکشی شود. گاه دیده می شود که واکنش غم و اندوه ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها در یک فرد باقی بماند. نشانه‌های شدید درماندگی هیجانی معمولاً بین ۶ تا ۱۲ ماه دوام دارد و بعداً به شکل خفیف‌تر برای یک سال تا سه سال ادامه می‌یابد.

روان شناسان بر این باورند که فرایند غم و اندوه ممکن است طی چند مرحله اتفاق افتد. مراحل اولیه ممکن است شامل بهت‌زدگی و انکار و در پی آن، خشم و عصبانیت باشد. بعضی از افراد ممکن است بعداً دچار گریه‌های شدید و احساس نومیدی گردند. مراحل نهایی شامل پذیرش ضایعه است. مراحل غم و اندوه خطی نیستند. بعضی افراد مراحل را به سرعت می‌گذرانند و یا حتی بعضی از مراحل را به کلّی جا می‌اندازند. برخی دیگر ممکن است پس از یک دوره احساس بهتر شدن، دوباره به مرحله خاصی باز گردند. برای مثال، فردی که از همسرش جدا شده، ممکن است پس از مرگ همسرش دوباره دچار ناراحتی از دست دادن همسر گردد.

چنان که گفته شد،‌ میزان وابستگی،‌ میزان ارزش چیز، سطح هوشیاری،‌ میزان و درجه احساسات و عواطف اشخاص و مانند آن تاثیر مستقیم در واکنش های شخص نسبت به ضایعات دارد و حزن و اندوه او را درجه بندی و سطح بندی می کند. از این روست که واکنش های شخص نسبت به ضایعات متفاوت است. هم چنین تفاوت سن و سال نیز در واکنش ها موثر است. پس شیوه سوگواری مردم در سنین مختلف متفاوت است. کودکان ممکن است مفهوم مرگ را درک نکنند و در همان لحظه غمگین نشوند. کودکانی که در سنین قبل از دبستان قرار دارند معمولاً به مرگ به صورت پدیده‌ای موقت و زودگذر می‌نگرند و ممکن است نیاز داشته باشند که به طور مکرّر به آن‌ها توضیح داده شود. کودکان بین ۶ تا ۹ سال عموماً شروع به درک بهتری از پدیده مرگ می‌کنند. آن‌ها می‌فهمند که فرد فوت شده، دیگر باز نمی‌گردد و معمولاً به پرسش درباره مرگ و یا ابداع بازی‌هایی در این باره می‌پردازند. کسانی که در دوران بلوغ هستند، پدیده مرگ را مثل بزرگسالان درک می‌کنند؛ امّا ممکن است شیوه سوگواری متفاوتی داشته باشند. آن‌ها معمولاً به جستجوی کمک در بین همسالان خود برمی‌آیند و ممکن است دست به رفتارهای مخاطره‌آمیز مانند مصرف دارو یا الکل بزنند.

اغلب افرادی که دچار غم و اندوه پس از ضایعه می‌شوند نیازی به کمک تخصصی و حرفه‌‌ای ندارند. امّا اگر به چنین کمکی نیاز باشد، یک پزشک یا متخصص سلامت روان می‌تواند به ارزیابی سلامت ذهنی بپردازد. با وجودی که غم و اندوه ممکن است در بعضی موارد به افسردگی حاد بیانجامد امّا نباید با اختلال جدّی خلق و خو، اشتباه گرفته شود.

جلوگیری از غمخواری و یا انکار ضایعه برای مدتی طولانی، کار سالم و درستی نیست. جلوگیری از غمخواری می‌تواند به مشکلات جدّی جسمی یا هیجانی بعدی در زندگی بیانجامد.

نشانه‌های هیجانی و روانی غم و اندوه شامل موارد گروه های از رفتارهای ظاهری و باطنی ، جسمی و روانی زیر است: ناراحتی ، کسالت، غصه، افسوس و حس ناراحتی ذهنی از موارد متداول در غم و اندوه است. شوک، ناباوری و بهت است؛ از این رو، نخستین واکنش به از دست دادن یک چیز مهم و یک ضایعه بزرگ و با ارزش، غالباً انکار روی دادن آن ضایعه است. فرد ممکن است قادر نباشد که واقعیت را بپذیرد یا از پذیرش آن سرباز زند. هنگامی که واقعیت برای فرد محرز گردد، ممکن است بهت‌زده شود و نتواند درک کند که چگونه یا چرا این اتفاق افتاده است.

غم و اندوه می‌تواند تاثیر منفی بر سلامت جسمانی نیز بگذارد. ممکن است شرایط جسمی فعلی را بدتر کند و یا شرایط جدیدی به وجود آورد. نشانه‌های جسمانی غم و اندوه به قرار زیرند: وسواس فکری، اضطراب، خستگی، فقدان احساس لذت، بی علاقه گی به کار، فقدان لذت از فعالیت های روزمره، احساس دلتنگی، احساس خالی بودن یا فرورفتگی در قفسه سینه و شکم، کناره‌گیری از دوستان ، اختلال در تغذیه و کم اشتهایی و کم خوابی، سوء مصرف مواد، احساس درد و سرگیجه، سردرد یا معده درد، اختلال در تمرکز ذهنی و رفتاری و در کودکان بازی‌های خشن و پرخاشگرانه، خشم و تحریک‌پذیری، افت تحصیلی یا سرباز زدن از حضور در مدرسه ، سوال کردن درباره ضایعه یا ادای آن را در آوردن ، ابداع بازی‌هایی درباره مرگ، بازگشت به رفتارهای پیشین کودکی مانند شب ادراری، صحبت‌های کودکانه، مکیدن شست از جمله نشانه های حزن و اندوه در شخص است.

قرآن گزارش می کند که افراد در هنگام بروز ضایعات سنگین، نه تنها نمی توانند با آن کنار بیایند، بلکه برای رهایی از فشار سنگین خواستار مرگ می شود و آرزوی آن را می کند.( مریم‌، آیات ‌۱۶‌و‌۲۳‌و‌۲۴) زیرا شخص نمی تواند با ضایعه سنگین و بحران پیش آمده کنار بیاید و مرگ را تنها راه چاره و درمان می داند. هر چه علاقه شخص به امری سنگین تر باشد و احساس تعلق بیش تری داشته باشد، واکنش ها نیز به همان میزان افزایش می یابد. خداوند در این آیات نشان می دهد که مساله عفت و حیا برای حضرت مریم(س) چنان مهم بود که احساس فقدان و ضایعه از دست دادن عفت و آبروی اش در جامعه را نمی توانست تحمل کند و آرزوی مرگ می کرد. این هیجانات شدید و قوی احساسی، در افراد مومنان به معاد و حساب و کتاب الهی این گونه بروز می کند،‌ اما در کسانی که از سست ایمان و یا کافر باشند، به شکل خودکشی ظهور می کند و شخص از شدت فشار و تنگدلی، جان خویش را می گیرد تا از غم و اندوه برهد.

هیجانات ناشی از ضایعات و حزن و اندوه می تواند موجب افشای رازهای شخص و یا دیگران باشد؛ زیرا اختلال ناشی از فشار سنگین، مدیریت عقلانی را کاهش می دهد و احساسات و عواطف با حاکمیت بر فکر و ذهن و رفتار آدمی او را به افشاگری رازها می کشاند. از این روست که خداوند در آیات ۷ و ۱۰ سوره قصص، اختلال ناشی از هیجان ضایعات و حزن و اندوه شدید را زمینه ساز و بستر افشاگری رازها می داند و نسبت به این حالت هشدار می دهد؛ چرا که اگر این افراد مدیریت بیرونی نشوند می تواند آسیب های جدی زیانباری به خود و دیگری و حتی جامعه وارد سازند.

درمان و مصونیت

چنان که گفته شد، حزن و خوف یک حالت طبیعی در انسان است؛‌ چرا که واکنش طبیعی نسبت به ضایعه موجود یا محتمل است. حزن و خوف با تفاوتی اندک در حال و آینده، عوامل مشترک و خاستگاه واحدی دارند،‌ با این تفاوت که حزن تصور از وضعیت موجود و کنونی یا گذشته است و خوف تصوری از وضعیت آینده می باشد.

از آن جایی که نمی توان از واکنش های طبیعی در دنیا فارغ شد سخن گفتن از مصونیت از حزن و اندوه شاید ناروا و نادرست باشد؛ بلکه اگر مصونیتی است تنها در آخرت برای مومنان است. به این معنا که مومنان در آخرت از هر گونه حزن و خوف در امنیت می باشند و مصونیت می یابند، ولی در دنیا همگان با واکنش های طبیعی در پی تحقق ضایعه یا تصور آن مواجه هستند.

اما راه درمان و یا به تعبیر اصطلاحی همان رفع حزن نه دفع آن، می توان به این مهم توجه داد یا توجه یافت که حزن و خوف امری مرتبط با ذهن و روان و تصورات آدمی است. پس می بایست در راهکارهای درمانی به این حوزه توجه یافت. از این روست خداوند در آیات قرآنی به اموری توجه می دهد که ذهنیت و نگرش و تصورات فرد را بازسازی و اصلاح می کند. از جمله این که می فرماید که انسان می بایست بپذیرد که همه امور در هستی تحت ربوبیت و پروردگاری خداوند رخ می دهد و تقدیر در امور را می بایست پذیرفت.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) در همین رابطه سخن گفتن از شنوایی(یونس، ایه ۶۵)، دانایی(همان)، عزت و توانایی(همان)، سنت ها و قوانین الهی(آل عمران،‌ایات ۱۳۷ تا ۱۴۰ و نیز ۱۷۶) و امدادهای غیبی و الهی (فصلت، ایات ۳۰ و ۳۱؛ توبه، آیه ۴۰) به عنوان رفع حزن و اندوه و درمان آن معنا می یابد؛‌زیرا انسان با این نگرش تصور دیگری از خود و چیزهایی که دوست دارد خواهد داشت و این که مالک خودش و آن چیزها خداوند است و هر زمانی که مصلحت و حکمت بداند از شخص می گیرد. حکمت آن می تواند بازگشت شخص به مسیر درست و استغفار باشد، (فاطر، آیه ۳۴) و مصلحت آن نیز تبسیح(حجر، آیات ۹۷ و ۹۸) یا دعاگویی و نیایش به درگاه الهی باشد.(انبیاء، آیه ۷۶؛ صافات،‌آیات ۷۵ و ۷۶)

خداوند در آیات بسیاری به مساله حزن و خوف پرداخته است. از این رو واکاوی و تبیین و تفسیر همه آن چه در آیات قرآنی دراین حوزه روان شناسی وارد شده نمی تواند در یک مطلب کوتاه آورده شود و به همین مقدار در این جا بسنده می شود.