انتقام از دشمن، چرا و چگونه

بسم الله الرحمن الرحیم

انتقام از ریشه نقمت در برابر نعمت، به معنای گرفتن نعمت و تغییر آن به نقمت است. کسی که انتقام می گیرد می بایست توانایی و قدرت آن را داشته باشد که نعمتی چون عافیت، سلامت، سعادت، آرامش، آسایش و مانند آن ها را از دشمن سلب کرده و به جای آن بدبختی، بیماری، ناامنی، فقر، مسکنت و مانند آنها را جایگزین کند.

از نظر قرآن، منتقم حقیقی خداست؛ چرا که یکی از نام های جلالی خدا، «ذوانتقام» است.(مائده، آیه ۹۵) همین اسم الهی متقضی آن است که خدا به عنوان «قاصم الجبارین» ظهور کند؛ چرا که خدای رحمان در مقام رحمت رحمانی خویش، درهم کوبنده مستکبران، مستبدان و زورگویان جهان است؛ زیرا همه نعمت ها از رحمت رحمانی و رحیمی خدا نشات می گیرد و اوست که می تواند نعمت ها را به نقمت تغییر کرده و از مستکبران و دشمنان اسلام و مسلمین انتقامی سخت بگیرد. البته از نظر قرآن، هر کسی که مظهر تمامیت اسماء و صفات الهی است، در مقام مظهریت اسمای جلالی الهی قرار می گیرد و می تواند مظهر «المنتقم» باشد؛ زیرا بخشی از ولایت الهی در این افراد به «اشداء علی الکفار» بر می گردد. از همین روست که حضرت ولی عصر(عج) به عنوان «المنتقم» ظهور می کند تا انتقام همه ظلم های تاریخ را از جباران بگیرد و حکومت جهانی عدالت قسطی را با یاری صالحان برپا نماید.

انتقام، مجازات وکیفر متجاوزان

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انتقام یک واکنش در برابر کنش های ظالمانه متجاوزان است و هرگز به عنوان یک کنش ابتدایی مطرح نیست؛ زیرا پیش از آن که کنش و فعل باطلی انجام شود، هرگز انتقام و گرفتار کردن دیگری به نقمت مطرح نیست؛ زیرا رحمت رحمانی الهی مقتضی آن است که انتقام به عنوان یک «واکنش» مطرح باشد نه «کنش». بر اساس همین اصل رحمت رحمانی است که خدا هرگز کسی را در آغاز گمراه نمی کند؛ زیرا آن چه اقتضای طبیعت رحمت رحمانی است، هدایت گری خدا است. از همین روست که خدا به صراحت هدایت را به عنوان یک سنت حاکم و نرم افزار فطری و طبیعی برای همه مخلوقات و آفریده های خویش مطرح می کند.(طه، آیه ۵۰)

در همین راستا، هر گونه ضلالت و اضلالی از سوی خدا، به عنوان یک «واکنش» در برابر «کنش» باطلی است که برخی از گمراهان در پیش گرفته اند؛ زیرا این افراد به جای آن که از «هدایت فطری و طبیعی» خویش بهره گیرند و از «هدایت پاداشی تشریعی وحیانی» بهره گیرند، هدایت فطری را «دسیسه» و دفن کرده و نور آن را در حد نابودی تغییر دادند هر چند که توانایی تبدیل و تحویل آن را نداشته باشند، و این گونه با دفن و دسیسه و کاهش تاثیرگذاری نورانیت فطری، از نورانیت اسلام و وحی بی بهره شده اند و چوب اضلال کیفری و انتقامی خدا را می خورند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰؛ رعد، آیه ۲۷؛ ابراهیم، آیه ۴)

بنابراین، اقتضای سنت الهی همان طوری که هدایت گری است و اضلال تنها به عنوان مجازات و کیفر پشت کنندگان به هدایت فطری است، هم چنین اقتضای سنت الهی دادن نعمت از همه اقسام آن به ویژه نعمت هدایت، اسلام، ولایت، آسایش و آرامش به مردمان است، مگر آن که انسان خود با رفتارها و کنش های باطل خویش، غضب الهی را بر انگیزاند و خدا در اسمای جلالی ظهور یابد و به عنوان یک «واکنش» به کنش های باطل این افراد از ایشان انتقام گیرد و نعمت های ایشان را به نقمت تغییر دهد.

خدا به صراحت در آیات قرآنی بیان می کند که اصل «انعام الهی و نعمت بخشی» است؛ مگر آن که مردم با رفتارهای نابهنجار و خلاف سنت های الهی خویش، غضب الهی را به جان می خرند و نعمت به نقمت تغییر می یابد و این گونه خدا از ایشان انتقام می گیرد.

به عنوان نمونه خدا برای هر «نفس» انسانی نگهبانان و حافظانی قرار داده تا وی را از مرگ حفظ کنند. این حفاظت تا اجل مسمی ادامه می یابد و سپس برداشته می شود تا نقل و انتقال به عالم برزخ و آخرت انجام شود.(طارق، آیه ۴)

خدا به صراحت می فرماید: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ ؛ براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت‏ سرش پاسدارى مى کنند. در حقیقت ‏خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا براى قومى آسیبى بخواهد هیچ برگشتى براى آن نیست و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود. (رعد، آیه ۱۱)

هم چنین خدا با اشاره به رویه فرعونیان به این نکته توجه می دهد که آنان به سنت الهی گرفتار آمدند؛ زیرا سنت و قانون الهی بر این قرار گرفته که هر کسی کفران نعمت کند و به کفر گرایید، گرفتار انتقام سخت خدا می شود و خدا نعمت را به نقمت تغییر می دهد تا این گونه آنان را مجازات کند. خدا می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ این کیفر بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏ دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست. (انفال، آیه ۵۳)

از این صریح تر می توان به این آیه قرآنی اشاره کرد که خدا به صراحت از تقدم نعمت و تغییر آن به نقمت به سبب کفر و کفران می گوید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که مطمئن و در امن و امان بود و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید. پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید. (نحل، آیه ۱۱۲)

پس زمانی خدا از خلق انتقام می گیرد و نعمت ایشان را به نقمت تغییر می دهد که ایشان کفر و کفران کرده باشند و قدر امنیت و آرامش و آسایش را ندانند. پس خدا به جای آرامش و آسایش، ناامنی و گرسنگی و فقدان آسایش را نصیب آنان می کند.

عوامل و چرایی انتقام

از نظر آموزه های وحیانی، عواملی چند موجب می شود تا خدا در مقام اسمای جلالی ظهور یابد و خشم و غضب الهی جایگزین رحمت و نعمت شود؛ هر چند که این غضب و انتقام الهی خود با خاستگاه رحمت الهی است؛ زیرا اگر انتقام و غضب الهی بروز و ظهور نکند، جهان نا امن تر می شود و جباران و مستکبران گستاخ تر به کفر و کفران رو می آورند. بنابراین، برای امنیت اکثریت جهانیان، می بایست رحمت الهی در قالب غضب و انتقام بروز کند.

به سخن دیگر، همان طوری که رحمت رحمانی الهی موجب می شود تا خدا دوزخ را ایجاد کرده و دشمنان و کافران و ظالمان و مستکبران را بدان بریزد و این گونه آنان را مجازات و کیفر دهد. البته بر اساس همین سنت الهی و رحمت رحمانی است که خدا اصولی چون حدود و تعزیرات را وضع و جعل کرده است و کافران را در دنیا به عذاب استیصال ریشه کن می کند؛ زیرا وجود نحس این ظالمان می تواند به اکثریت مردم آسیب وارد کند و امکان حرکت در مسیر هدایت الهی را از ایشان سلب نماید. بنابراین، اقتضای رحمت رحمانی الهی مجازات و کیفر ظالمان و متجاوزان در دنیا است. بر همین اساس، انتقام از دشمنان از جمله مستکبران و ظالمان جهانی از مقام رحمت رحمانی امری است که مردم باید به آن توجه و اهتمام ورزند و به عنوان منتقم وارد میدان عمل شوند.

چنان که گفته شد، کفر و کفران نعمت، موجب تغییر آن به نقمت از سوی خدای منتقم است. از جمله مهم ترین عواملی که می توان به کفر وکفران نسبت داد، اموری است که خشم الهی را موجب می شود. اما چه چیزهایی است که خشم و غضب الهی را بر می انگیزد به طوری که خدا در واکنش به آن ها، به تغییر نعمت به نقمت و انتقام رو می آورد؟ در آیات قرآنی به این عوامل اشاره شده که از جمله مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. تاسف: یکی از عواملی که موجب انتقام است، تاسف است. تاسف حالتی است که در شخص به سبب خطا و اشتباه و گناه دیگری ایجاد می شود؛ زیرا انتظار نیست که آن شخص چنین عملکردی داشته باشد. به عنوان نمونه وقتی به کسی نعمتی داده می شود، انتظار آن است که شاکر باشد و این شکر را در زبان و قلب و عمل داشته باشد. شکر عملی آن است که آن نعمت را به درستی به کار گیرد و بر خلاف اهداف مشخص شده آن نعمت، آن را به کار نبرد؛ اما وقتی کسی برخلاف این انتظار عمل کند، انسان متاسف می شود که شخص چنین رویکرد و عملکرد نادرستی را در پیش گرفته است. این گونه است که متاسف می شود و همین تاسف موجب می شود تا رویکرد انتقامی جایگزین رویکرد انعام شود و نعمت به نقمت تغییر یابد. از نظر قرآن، رویه فرعونیان این گونه بود که در برابر نعمت های الهی کفر و کفران را در پیش گرفتند و خدا از ایشان مایوس و متاسف شد، به طوری که دیگر امید اصلاح آنان وجود نداشت؛ وقتی شخص به جای برسد که امکان و امید اصلاح از وی سلب شده باشد، در آن جا ست که دیگر نمی توان رویه پیشین ادامه یابد و به جای آن انتقام جایگزین می شود.(زخرف، آیات ۵۵ و ۵۶) این انتقام الهی نسبت به افراد افزون بر این که موجب می شود تا افسادگری آنان ادامه نیابد، هم چنین درس عبرتی برای دیگران و مثل و مثالی برای آیندگان باشد تا از ادامه این رویه نادرست بازایستند و به اصلاح امور بپردازند یا اصولا وارد چنین رویه و رفتاری نشوند.(همان)
  2. تکذیب آیات الهی: انسان ها از هدایت فطری برخوردار هستند و می بایست از آن نور برای بهره گیری از نور اسلام و وحی بهره گیرند و به تصدیق آیات الهی بپردازند و آن را در زندگی عملیاتی کنند؛ اما بسیاری از مردم بر خلاف فطرت عمل کرده و با دفن و دسیسه فطرت، امکان بهره مندی از نور هدایت الهی و تشریع را از دست می دهند و به جای تصدیق به تکذیب ایات الهی می پردازند. در این حالت است که خدا انتقام می گیرد و نعمت را به نقمت تغییر می دهد.(اعراف، آیه ۱۰۶) رویه استکباری فرعونیان و ظلم و استضعافی که در حق مردم روا می داشتند، موجب می شود تا خدا نعمت جان و سلامت و آسایش و آرامش را از ایشان سلب کرده و آنان را غرق کند و این گونه انتقامی سخت از ایشان در دنیا بگیرد. البته این انتقام سخت از دشمن آسایش و آرامش برای اکثریت مردم را فراهم می آورد؛ زیرا با نابودی مستکبران و ظالمان، مستضعفان می توانند نفس راحتی بکشند و در فضایی رها از دشمنی و ظلم و استکبار به زندگی آرام خویش ادامه دهند و مسیر حق و حقانیت را بپیمایند.(اعراف، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷) در حقیقت انتقامی سخت از دشمنان در دنیا و کیفر و مجازات آنان از مصادیق رحمت الهی است تا دیگران در سعادت و آرامش و آسایش زندگی کنند.(همان) برای انتقام از مستبدان و حاکمان ظالم و ستمگر و مستکبر باید حکومت طاغوتی آنان نابود شود و عرش حکومتی آنان نابود و محو و دمار شود.(همان) در حقیقت نابودی مستکبر به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه باید نظام سیاسی و استکباری آنان که همان «عرش» است، نابود شود تا امکان سیاست گذاری برای مستضعفان فراهم آید.(همان) تاکید بر واژگان تدمیر به این معنا است که باید صورت و چهره حاکمیتی این نهاد سیاست گذار مستکبر نابود شود و همان طوری که شخص وقتی دمرو می افتد و دمار می شود، چهره برخاک باشد به طوری که دیگر هیچ گونه نماد و نهادی برای سیاست گذاری نداشته باشد. پس همان طوری که مستکبر جبار و ایستاده به خاک می افتد و چهره اش در خاک محو می شود، نظام استکباری و عرش و حکومت آنان می بایست این گونه نابود شود. پس تنها نابودی مستکبر در انتقام کفایت نمی کند، بلکه می بایست نظام سیاسی استکباری و هر چه که می سازند به خاک تباهی افتد و اثری تاثیرگذار از آنان باقی نماند.(همان)
  3. غفلت: از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در ایجاد انتقام و غضب و خشم الهی، غفلتی است که انسان نسبت به خدا و آیات الهی در پیش می گیرد و به جای آن که حضور خدا و ذکر او را داشته باشد و در محضر خدا باشد، خدا را فراموش کرده و حضورش را نادیده می گیرد و گستاخانه بی حیایی می کند، خدا چنین مستکبرانی که خالق و رب خویش را نمی بیینند و بر خلاف فرمان ها و سنت هایش عمل می کنند، نابود کرده و انتقام می گیرد. (اعراف، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷)
  4. ظلم: از نظر قرآن، ظلم از جمله عواملی است که خشم وغضب الهی را به دنبال دارد و موجب انتقامی سخت می شود. این ظلم می تواند ظلم به خود و خدا و خلق باشد که شامل کفر و کفران و بی عدالتی نسبت به دیگران می شود. خدا کسانی که بر خلاف عدالت عمل می کنند، در همین دنیا انتقام می گیرد.(حجر، آیات ۷۸ و ۷۹)
  5. جرم: کسانی که مجرم هستند و بر اساس قوانین و مقررات الهی عمل می کنند در همین دنیا مجازات می شوند. جرم هر عمل خلاف قانونی است که مجازات مشخصی برای آن وضع شده است. پس کسی که مجرم شناخته می شود می بایست منتظر انتقام سخت الهی در دنیا باشد.(روم، آیه ۴۷)
  6. مخالفت با بینات: همان طوری که تکذیب آیات الهی موجب خشم الهی می شود، هم چنین کسانی که با بینات و دلایل روشن الهی مخالفت می ورزند و برخلاف قوانین عمل می کنند، می بایست خود را آماده انتقام سخت الهی در همین دنیا بدانند.(روم، آیه ۴۷) بر اساس این آیه و آیات دیگر، خدا در راستای انتقام به مومنان یاری می رساند تا به وظیفه اسلامی الهی خویش عمل کنند و از کسانی که با خدا مخالفت می ورزند، انتقام گیرند.(همان)
  7. مترفان: کسانی که اهل اتراف هستند و نعمت های الهی را به شکل بدی استفاده می کنند و شکر علمی ندارند، در حقیقت بر خلاف عدالت عمل کرده اند و باید منتظر انتقام الهی باشند؛ زیرا با چنین رفتار و رویه ای در عمل در حالت تکذیب خدا و اهداف آفرینش و هدایت های الهی هستند.(زخرف، آیات ۲۳ تا ۲۶)
  8. کفر و تقلید کورکورانه: از نظر قرآن کسانی که کفر می ورزند و به جای علم و عقل تنها به تقلید کورکورانه از سنت های اجداد و نیاکان می پردازند، گرفتار انتقام سخت الهی می شوند.(همان)
  9. مخالفت با شریعت و احکام و قوانین الهی: از نظر قرآن، شریعت برای آن است که بدان عمل شود و هر کسی برخلاف احکام الهی عمل کند و با آن مخالفت ورزد، می بایست خود را آماده انتقام الهی کند؛ زیرا رفتارهای خلاف شریعت و تکرار آن موجب می شود تا غضب و خشم الهی برانگیخته شود و خدا به کیفری سخت از ایشان انتقام گیرد.(مائده، آیه ۹۵)
  10. فسق: از نظر قرآن ممکن است برخی از افراد مسلمان باشند، ولی این اسلام ایشان بازدارنده از اعمال فسق ایشان نمی شود. این گونه است که با مومنان واقعی مخالفت می ورزند و به اذیت و آزار مومنان دست می یازند و این گونه برخلاف اسلام و ایمان عمل می کنند. در حقیقت دچار کردن مومنان به نقمت و سلب نعمت از آنان برخاسته از فسق این افراد به ظاهر مسلمان است.(مائده، آیه ۵۹) البته خدا در همین آیه و آیات دیگر می فرماید که دشمنان اسلام و حقیقت و عدالت نیز دست به انتقام می زنند و آسایش و آرامش مومنان را سلب می کنند. این گرفتار کردن مومنان به نقمت تنها به دلیل این است که آنان اهل ایمان شده اند و دشمن حاضر نیست تا ایمان ایشان را ببیند و از همین روست که نعمت هایی را از ایشان سلب می کند تا ایشان دست از ایمان بردارند که البته نتیجه عکس می دهد و مومنان با صبر و ایستادگی و مقاومت خویش پوزه دشمنان را به خاک می مالند.(اعراف، آیه ۱۲۶؛ بروج، آیات ۷ و ۸؛ توبه، آیه ۷۴؛ مائده، آیه ۵۹)