امر به معروف و نهی از منکر در نظام ولایی

بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از وظایف و نیز حقوق امت در نظام سیاسی ولایی، حق نظارت است که در قالب تکلیف و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر انجام می شود. امت اسلام همان طوری که موظف است در یک جامعه اسلامی، بر پایه ولایت متقابل مومنان، یک دیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند، موظف هستند بر عملکرد رهبران و کارگزاران سیاسی نظام نظارت داشته باشند و در صورت دیدن خلافی چون ترک معروف یا عمل به منکری، در قالب نصیحت مورد و مصداقی آنان را از منکر بازدارند و به معروف فرمان دهند. البته در حقوق و وظایف امام نیز بیان می شود که مهم ترین وظیفه و مسئولیت امام و نظام سیاسی ولایی بر اساس آیاتی چون آیه ۴۱ سوره حج از مهم ترین وظایف حکومت و حاکمیت اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند می فرماید: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ؛ همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم، نماز برپا مى دارند، و زکات مى‏ دهند، و به معروف و کارهاى پسندیده وامى دارند، و از منکرات و کارهاى ناپسند باز مى دارند، و فرجام همه کارها از آن خدا است.

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نظام اسلامی و رهبران آن از حق برپایی نماز جماعت و جمعه، گرفتن زکات و دادن آن به مستحقان و امر به معروف و نهی از منکر برخوردارند، بلکه موظف هستند تا به زور هم شده مردم را به بهشت ببرند و بستری را فراهم آورند که قوانین و احکام شریعت اسلامی در جامعه اجرا شده و هنجارها و ارزش های اسلامی جایگزین هنجارها و ارزش های ضد اسلامی شود؛ نه این که تنها ضامن دنیا و اقتصاد و آرامش و امنیت و آسایش دنیوی مردم باشند که این از وظایف ابتدایی نظام های سیاسی از جمله نظام سیاسی ولایی است. پس نظام سیاسی ولایی، ضامن دنیا و آخرت مردم است و باید سیاست ها و برنامه هایش به گونه ای باشد که تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت مردم باشد.

آن چه در این مطلب مورد توجه است، وظایف امت در قبال نظام سیاسی ولایی است که به جای عمل به وظیفه ای چون فراهم آوری زمینه و بستر مناسب قوانین و احکام شریعت و هنجارها و ارزش های اسلامی، از بار مسئولیت شانه خالی کرده و یا به دنیا مشغول شده یا حتی به فکر سعادت دنیوی جامعه اسلامی نیست و به غارت بیت المال و اختلاس از آن اشتغال دارد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا بر اصل حق نظارت امت از امام و نظام سیاسی و کارگزاران آن به عنوان یک وظیفه شرعی و الهی تاکید کند و ابعاد آن را روشن سازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار عمل به فریضه

از نظر قرآن نظام سیاسی ولایی و جامعه اسلامی باید به عنوان یکی از مهم ترین وظایف خویش، به مساله امر به معروف و نهی از منکر و نظارت دایمی و همیشگی بر عملکرد یک دیگر بپردازند و ولایت متقابل میان امت و امام را اعمال کنند. اگر این وظیفه و فریضه الهی به درستی در جامعه اسلامی اعمال شود، برکاتی برای دنیا و آخرت امت اسلام خواهد داشت که به برخی از آن ها در این جا اشاره می شود:

  1. امت صالح مصلح: از نظر قرآن، از مهم ترین ویژگی های امت اسلام، صالح و مصلح بودن است. این امت نه تنها صالح است، بلکه نسبت به بازسازی و اصلاح امور اهتمام می ورزد. یکی از مهم ترین راه هایی دست یابی به چنین ویژگی توجه امت در همه مراتب سیاسی و اجتماعی به مساله امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا در این چارچوب است که می توان موارد و مصادیق فساد و منکر را درک کرد و به اصلاح آن پرداخت و جامعه ای صالح و مصلح داشت. خداوند می فرماید: یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولَئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛ به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به کار پسندیده فرمان مى‏ دهند؛ و از کار ناپسند باز مى دارند؛ و در کارهاى نیک شتاب مى کنند؛ و آنان از شایستگان هستند.(آل عمران، آیه ۱۱۴)
  2. ایمان واقعی: ایمان واقعی در عملکرد آدمی خودنمایی می کند؛ زیرا بسیاری از مردم سخنگو و سخندان بسیار خوب و ماهری هستند؛ ولی آن چه می گویند با آن چه می کنند، تفاوت بسیار دارد. منافقان از جمله کسانی هستند که کاتولیک تر از پاپ و پای بند تر از پیامبر(ص) در سخن هستند؛ اما هیچ ارتباطی میان قول و اعتقاد ایشان با عمل و فعل ایشان نیست. این گونه است که اندیشه از کردارشان، ذهن از قلب و جزم از عزم در ایشان جدا است. به امری ممکن است جزم قطعی داشته باشند؛ ولی در مقام عزم وارد نمی شوند؛ چون قلب ایشان به آن جزم، جحد می ورزد، و انکار می کند.(نمل، آیه ۱۴) اما مومن واقعی جزم و عزمش یکی است؛ و آن را در بازتاب عملی می توان دریافت؛ زیرا هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت وجودی خودش که ترکیبی از عزم و جزم است، عمل و رفتار می کند.(اسراء، آیه ۸۴) بر این اساس، مومن واقعی نه تنها به معروف می پردازد و از منکر گریزان است، بلکه این گرایش و گریزش را برای دیگران نیز می خواهد و بدان فرمان می دهد.(عصر، آیات ۱ تا ۴؛ توبه، آیه ۱۱۲)
  3. نصرت الهی: یکی از مهم ترین ابزارها و وسایل بهره مندی از امدادهای الهی و برخورداری از نصرت و یاری خداوند که موجب پیروزی جامعه و امت و امام در برابر دشمنان درونی و بیرونی می شود، عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره حج به این نکته توجه می دهد. در آیه ۴۰ می فرماید: وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ؛ هر آینه هر کسی خدا را یاری رساند، خداوند او را یاری می رساند. در آیه ۴۱ توضیح می دهد این یاری به ویژه در زمانی که حکومت و حاکمیت در اختیار ایشان است، در قالب اقامه نماز و ایتاء زکات و امر به معروف و نهی از منکر است. پس کسانی که به این فریضه در زمان حاکمیت اسلام عمل می کنند، از نصرت الهی برخوردار خواهند بود. بنابراین، امت و امام باید به این فریضه به عنوان مهم ترین عامل در جلب نصرت الهی و امدادهای خداوند توجه یابند و بدان عمل کنند.
  4. برتری و بهتری: از نظر قرآن، ملاک و معیار برتری امت و جامعه ای از دیگر امت ها و جوامع، عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند به صراحت در این باره می فرماید: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ؛ شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‏ اید، به کار پسندیده فرمان مى‏ دهید و از کار ناپسند بازمى دارید و به خدا ایمان دارید.(آل عمران، آیه ۱۱۰) اگر جامعه اسلامی بخواهد به عنوان یک جامعه برتر و بهتر در میان جوامع بشری مطرح باشد، برتری در اقتصاد نیست، بلکه برتری در اخلاق و معنویت و هنجارهای انسانی به ویژه امور اخلاقی و معروف است؛ در این صورت به طور طبیعی به سبب هنجارها و ارزش هایی چون عدالت قسطی، راستگویی، امانت داری، اعتماد عمومی، وفاداری و مانند آن ها، جامعه از نظر آرامشی و آسایشی به جایی می رسد که همگان از آن برخوردار بوده و اقتصاد و امنیت فراگیر در جامعه برقرار می شود. پس راه رسیدن به پیشرفت و توسعه اقتصادی فراگیر آن است که این اصول در جامعه برقرار شود؛ وگرنه اقتصادی سرمایه داری که ثروت و قدرت در دست یک گروه از طبقات اجتماعی باشد و دیگران محروم از حقوق ابتدایی، چنین اقتصاد و رشد اقتصادی با شکاف های بسیار طبقاتی هیچ گاه موجب آرامش و آسایش عمومی نمی شود و توسعه ای است که محرومان در زیر چرخ های آن خرد و نابود و تباه می شوند؛ و جامعه به سعادت واقعی دست نمی یابد. پس امت اسلام باید جلوی روندی که محرومان و سائلان را نادیده می گیرد، و اموری چون اقتصاد سرمایه داری را تقویت می کند، بیایستد؛ و به مقابله با چنین رویکرد نظام اسلامی برود.
  5. خیر و خوبی: امت اسلام زمانی به خیر و خوشی و خوبی می رسد که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل کند و رهبران و کارگزاران آن در مسیری قرار گیرند که خداوند در قرآن به عنوان وظیفه و مسئولیت نظام سیاسی ولایی برای آنان تعریف کرده است. خداوند در قرآن، به صراحت خیر و خوبی امت را در عمل به انجام فریضه دانسته و می فرماید: لَا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا؛ در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست، مگر کسى که بدین وسیله به صدقه یا کار پسندیده یا اصلاح و سازشى میان مردم فرمان دهد؛ و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند، به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد.(نساء، آیه ۱۱۴) از نظر قرآن، خیر در آن است که امت به اموری بپردازد که در آن خیر است و از مهم ترین خیرهای برای جامعه، کمک های مالی به نیازمندان، انجام معروف و امر به آن و اصلاح اختلافات میان مردمان است. حال این مردم مسلمان باشند یا کافر؛ زیرا مراد از ناس همان توده مردم است که ممکن است مسلمان و غیرمسلمان باشند.
  6. رحمت الهی: برای بهره مندی از رحمت الهی و برخورداری از آن باید امت اسلام، به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل کند. جامعه ای که تحت رحمت الهی قرار گیرد با یک دیگر خوب خواهند بود و تنش و چالش های اجتماعی از میان می رود و مهر و محبت جایگزین خشونت و درگیری می شود. خداوند می فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ؛ و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهاى پسندیده وا مى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و نماز را بر پا مى کنند و زکات مى‏ دهند و از خدا و پیامبرش فرمان مى ‏برند، آنانند که خدا همانا ایشان را مشمول رحمت خویش قرار می دهد که خدا توانا و حکیم است. (توبه، آیات ۷۱)
  7. رستگاری و موفقیت: هر جامعه ای که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل کند، به رستگاری و فلاح در دنیا و آخرت می رسد و موفقیت و پیروزی را برای خود رقم می زند. خداوند به صراحت در آیه ۱۱۴ سوره آل عمران و آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ سوره توبه به این تاثیر مهم فریضه در سعادتمندی انسان اشاره کرده است. این بدان معناست که جامعه و امتی که در انجام و عمل به فریضه کوتاهی و سستی کنند یا بدان وقعی ننهند، از سعادت و رستگاری محروم خواهند بود و خسران و زیان ابدی را برای خود رقم می زنند.
  8. مانع اختلاف: از مهم ترین مشکلات نظام های سیاسی و اجتماعی، تفرقه و اختلافی است که در سطوح مختلف جامعه ایجاد می شود؛ گاه این اختلاف میان امت و گاه میان امت و امام ایجاد می شود. جامعه ای که به فریضه عمل نکند، دچار هر دو نوع اختلاف و تفرقه خواهد شد و تنها راه جلوگیری و نیز درمان نیز عمل به این فریضه الهی است. به سخن دیگر، اگر جامعه به فریضه عمل کند، هرگز اختلافی میان امت و یا امت و امام پدید نمی آید و نظام سیاسی ولایی و امت ولایی ، در مسیر رشد و بالندگی و سعادت دو سرا گام بر می دارند، اما وقتی آن را نادیده بگیرند، این اختلاف در سطوح مختلف جامعه بروز می کند؛ زیرا معروف نادیده گرفته و منکر بروز و ظهور می کند و به دنبال آن فساد به جای صلاح و افساد به جای اصلاح می نشیند. خداوند به صراحت در آیات ۱۰۴ و ۱۰۵ سوره آل عمران عمل به فریضه را مانع جدی در سر راه اختلافات دانسته و امر به معروف را زمینه‌ساز عدم بروز اختلاف بر شمرده است. باید یاد آور شد که جمله در آیه ۱۰۵ «لاتکونوا‌…» مى‌تواند براى بیان نتیجه آیه یاد‌شده باشد. بر این اساس می بایست گفت که نقش فریضه می تواند یک نقش بازدارندگی در برابر اختلاف مطرح باشد.
  9. مانع شکست امت: از نظر قرآن، همان طوری که انجام فریضه مانع بروز اختلاف در جامعه است، هم چنین مهم ترین مانع در سر راه شکست امت خواهد بود؛ به این معنا که جامعه و امتی که به فریضه عمل می کند هماره پیروز و سربلند است و شرایط را به گونه ای ایجاد می کند که هرگز شکستی برای امت رقم نخواهد خورد؛ اما با ترک فریضه شرایط برای شکست فراهم خواهد شد و امتی که به این فریضه عمل نکند دچار اختلاف و شکست خواهد شد.(آل عمران، آیات ۱۱۰ و ۱۱۱)
  10. برترین های جامعه: انجام فریضه امر به معروف به سبب آن که خیر، برترین عمل و وظیفه اسلامی و جزو دهگانه احکام اسلام است، شخص و گروه عامل به آن را به سطح برترین ها در جامعه می کشاند. از نظر قرآن، مؤمنان آمر به معروف، بهترین گروه اجتماعى در هر امتی هستند.(آل عمران، آیه ۱۱۰)
  11. امت هدفمند و روشمند: از نظر قرآن، آمران به معروف، در میان خود امت اسلام نیز گروهی متحد با ویژگی های خاص هستند و باید آنان را امت امت دانست که در روش و هدف متحدتر و استوارتر از دیگران هستند. از همین روست که در آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سوره آل عمران از آنان به «امت» تعبیر می شود که اتحاد قوی و مستحکم آنان را در روش و هدف بیان می کند. به سخن دیگر، از این‌که در این آیات از آمران به معروف به «امّت» تعبیر شده و امّت به معناى گروه متّحد است، (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب) می توان این برداشت را داشت که آنان در میان امت، خود امتی یکپارچه و متحد هستند که ویژگی خاصی به آنان می بخشد.
  12. رهایی از نفاق: امتی که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر می پردازند، از نفاق و آثار آن رها می شوند. با مقایسه دو آیه ۶۷ و ۷۱ سوره توبه می توان به این امر رسید؛ زیرا در یک آیه بیان می کند مومنان به معروف امر و از منکر نهی می کنند؛ در حالی که منافقان نه تنها خود اهل منکر هستند، بلکه از معروف باز داشته و به منکر دعوت می کنند. بنابراین، اگر کسی بخواهد از نفاق رهایی یابد، باید آمر به معروف و ناهی از منکر باشد.
  13. حافظ دین و ایمان: از نظر قرآن، انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، حافظ دین و ایمان شخص است و اگر کسی بخواهد دین و ایمان و اعتقاد خویش را حفظ کند باید به این فریضه عمل کند. خداوند در آیه ۱۱۰ سوره آل عمران با تقدّم امر به معروف بر ایمان، اهمّیّت ویژه آن را در حفظ اعتقاد و ایمان بیان کرده است.
  14. پرورش جامعه: از مهم ترین فواید و آثار فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید به مساله پرورش نیکو افراد جامعه اشاره کرد. از نظر قران کسانی که به این امر قیام می کنند تحت ربوبیت و پروردگاری خداوند بر آن هستند تا جامعه ای پرورش دهند که در آن امنیت و آرامش و آسایش فراهم می شود و نماز و زکات اقامه و فرایند رشد و پرورش به خوبی انجام می گیرد؛ زیرا کسانی عهده دار این مسئولیت هستند که خود تحت ربوبیت و پرورش الهی بوده و از رب العالمین خواهان پرورش خود و دیگران می شوند.(حج، آیات ۴۰ و ۴۱)

وجوب عینی و کفایی فریضه

از نظر قرآن، حکم شرعی امر به معروف و نهی از منکر، واجب عینی است. به این معنا که بر امت اسلام است تا مردم را به معروف فرمان دهند و از منکر بازدارند؛ چنان که خودشان اهل معروف و تارک منکر هستند، نسبت به دیگران نیز مسئولیت دارند. به سخن دیگر، راه رهایی از خسران و زیان ابدی تنها در پارسایی و زهدورزی شخصی نیست و کسی نمی تواند با اعتزال و رهبانیت و گوشه گیری ، خود را سعادتمند و رها از خسران ابدی بداند، بلکه تنها کسانی از خسران ابدی رها خواهند شد که خود و دیگران را در مسیر حق و عدالت قرار دهند و دست کم خود مومن و صالح باشند و دیگران را به حق و صبر توصیه و سفارش کنند.(عصر، آیات ۱ تا ۴)

خداوند در آیه ۱۰۴ سوره آل عمران می فرماید: وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ و باید از میان شما گروهى مردم را به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.

برخی از مفسران بر اساس مفاد این آیه، فریضه امر به معروف و نهی از منکر را از واجبات کفایى بر امّت اسلام دانسته است؛ زیرا طبق نظر بیش‌تر مفسّران، «من» در «منکم» تبعیضیّه است(مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) و روایتى از امام صادق علیه السلام آن را تأیید مى‌کند. (کافى، ج ۵، ص ۵۹، ح ۱۶)

این بدان معنا خواهد بود که اگر کسانی به این فریضه قیام کرده و با قیام آنان، مسئولیت از دیگران سلب می شود؛ اما برخی دیگر از مفسّران، «من» در «منکم» را بیانیّه دانسته و وجوب عینى را از آیه فهمیده‌اند. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) بر این اساس، امر به معروف از واجبات عینى و همگانى بر امّت اسلام خواهد بود و هر کسی باید به این وظیفه عمل کند.

با نگاهی به آیات قرآنی می توان به این جمع بندی رسید که اگر با قیام عده ای وظیفه ابلاغ و جلوی منکری گرفته شود، دیگر نیازی به دیگران نیست؛ اما گاه لازم است همگان ورود کنند و تنها به قیام عده ای کفایت نکنند؛ زیرا اگر به منکر هم چنان از سوی کس یا کسانی به ویژه در ابعاد اجتماعی و فراگیر عمل می شود و به عنوان پدیده ای نابهنجار باقی و برقرار است، باید انکار همگانی در قالب نهی از منکر صورت گیرد تا این پدیده حذف و از میان برود. در ظواهر و پدیده های اجتماعی نابهنجار نمی توان به قیام عده ای بسنده کرد، به ویژه اگر تاثیری نداشته باشد و منکر از سوی کس یا کسانی به شکل یک پدیده اجتماعی عمل می شود. در این موارد باید همگان وارد شوند تا پدیده از جامعه حذف شود. با نگاهی به آیات ۱۶۴ تا ۱۶۶ سوره اعراف به این نتیجه می توان رسید که ساکتین از واجب خود به عنوان هم کیشان منکرات شناخته و مجازات خواهند شد و نمی توان تنها به قیام عده ای در بسیاری از موارد اکتفا کرد. تاکید بر واجب کفایی بودن این فریضه گاه خود راهزن خواهد شد و در پدیده های اجتماعی منکرات باقی مانده و درمان نمی شود. بنابراین، کفایت گاه به ورود همگانی است نه گروهی از مومنان. در این صورت اگر همگان ورود نکنند باید منتظر پیامدها و آثار دنیوی و اخروی و خشم الهی باشند.

مسئولیت امت در قبال نظام سیاسی

از نظر قرآن، امت اسلام در برابر نظام سیاسی مسئول است تا به این وظیفه عمل کند. همان طوری که بر حاکمان است با استفاده از تمکن و قدرت خویش معروف را در جامعه ایجاد و از منکرات بازدارند، هم چنین بر امت است تا در صورت مخالفت نظام سیاسی و کارگزاران آن با اجرا و انجام معروف یا گرایش به منکرات، بر اساس فریضه آنان را امر و نهی کنند.

البته در این میان برخی از افراد امت به سبب جایگاه علمی و اجتماعی دارای وظیفه سنگین تری نسبت به عموم مردم هستند. از نظر قرآن، عالمانی که به احکام اسلام و معروف و منکر آشنایی کامل دارند، موظف هستند تا پیشگام در این امور باشند و به وظیفه امر و نهی عمل کنند.(بقره، آیه ۴۴؛ ال عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)

در جامعه گروه های از امت که داناتر و تواناتر هستند باید تشکلاتی را برای انجام این فریضه ایجاد کنند و به شکل امت متحد و گروه سازمان یافته وارد عمل شوند.(آل عمران، آیه ۱۰۴)

مومنان جامعه همان گونه که از ولایت متقابل نسبت به یک دیگر در فریضه امر به معروف و نهی از منکر برخوردارند ، هم چنین از ولایتی نسبت به اولیای امور و کارگزاران جامعه برخوردارند؛ زیرا منصب سیاسی و مسئولیت مضاعف نه تنها آنان را تحت عموم آیه خارج نمی کند و آنان نیز تحت ولایت همگانی مردم باقی هستند، بلکه باید گفت که مسئولیت مضاعف موجب می شود که نظارت بر ایشان نیز مضاعف و دوچندان شود و رفتار و گفتار آنان مورد سنجش و داوری بر اساس موازین شرعی قرار گیرد و در صورت تخطی گوشزد و امر به معروف و نهی از منکر شوند.(توبه، آیات ۷۱ و ۱۱۲)

از نظر قرآن، برای تحقق و انجام فریضه باید عزم را در این امور بسیار محکم و استوار کرد و نمی توان بدون عزم جدی و استوار کار را پیش برد. از آن جایی که امر به معروف و نهی از منکر از ارزش های والای اجتماعی در دین اسلام است، همت جدی و عزم استوار باید در دستور کار همگانی باشد و در این امر کوتاهی و سستی صورت نگیرد و وسط کار مساله رها و ول نشود؛ زیرا ممکن است در انجام این مسئولیت و حق اجتماعی ، به ویژه در برابر حکومت و حاکمیت و زور و قدرت، صبر و شکیبایی کرد و تحت فشار حکومت و زور از آن دست بر نداشت. از این رو در وصیت و سفار لقمان آمده است: یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاهَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ اى پسرک من! نماز را برپا دار! و به کار پسندیده وادار! و از کار ناپسند باز دار! و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است،‏ شکیبا باش. این حاکى از عزم و اراده تو در امور است. ( لقمان، آیه ۱۷)

پس اگر انجام این امور در کارهای فردی سخت و نیازمند عزم است، به طور طبیعی در کارهای اجتماعی و سیاسی و علیه قدرتمندان سخت تر و دشوارتر و نیازمند صبر بر مصیبت و فشاری است که از سوی آنان وارد می شود؛ چنان که امام حسین(ع) چنین صبر کرد و جان بر کف نهاد و شهادت و اسارت را برای خود و خویشان و پیروان خرید. این رویه هماره بوده و آمران معروف و ناهیان منکر به شهادت می رسیدند.(آل عمران، آیه ۲۱) بنابراین صبر در این امور وعزم جدی داشتند لازمه آن است؛ چرا که انجام فریضه هماره با مشکلات و سختی ها و فشارها و مصیبت ها است.(همان؛ لقمان، آیه ۱۷)

از نظر قرآن، همان طوری که فریضه بر امام واجب و فریضه است و حتی پیامبر(ص) مامور بر اساس معروف امر کند(اعراف، آیه ۱۹۹) هم چنین امر به معروف، از مهم‌ترین وظایف مؤمنان و بارزترین ویژگى جامعه اسلامى به ویژه در قبال کارگزاران نظام سیاسی است.(آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ و آیات دیگر)

این فریضه مقطعی نیست، بلکه همیشگی و دایمی (همان؛ توبه، آیه ۷۱؛ حج، آیه ۴۱) و وظیفه مشترک میان مرد و زن است و تفاوتی در آن میان جنس ها نیست.(توبه، آیه ۷۱) پس اگر در جهاد زن از انجام واجب معاف است؛ در انجام این فریضه اجتماعی معاف نیست و باید همانند مردان قیام به وظیفه کند.(همان) هر چند که وقتی مردی قیام کرده بر زن واجب نیست؛ زیرا با تقدم مردان اولویت قیام بر گردن آنان است.(همان)