امدادگری، وظیفه انسانی

samamosامدادگری به معنای یاری کردن و یاری دادن و فریاد رسی، یک وظیفه اخلاقی و انسانی است. ماهیت انسان به گونه ای است که به عنوان خلیفه الهی خود را در برابر دیگران مکلف و موظف می داند. بنابراین، انسان طبیعی و متعادل هرگز از کمک و امداد به دیگری پرهیز نمی کند؛ چرا که مقام خلافت الهی مقتضی این معناست که نسبت به دیگر آفریده مهر ورزد و در مقام مظهریت طبیعی از خداوند،‌ به پرورش و ربوبیت دیگران بپردازد و دستگیر دیگر آفریده باشد.

به سخن دیگر،‌جعل خلافت الهی برای نوع انسان مقتضی این معناست که ماهیت انسانی، ماهیت مظهریت الهی در الوهیت و ربوبیت است و هر انسانی طبیعی و متعادل، از شخصیت امدادگری و فریادرسی برخوردار می باشد و آن را بیانگر ماهیت انسانی خود می داند و به عنوان یک وظیفه طبیعی قلمداد می کند.

نویسنده در این مطلب بر آن است بر اساس آموزه های قرآنی به چرایی و چگونگی امدادرسانی بشر نسبت به دیگران از هم نوعان و غیر هم نوعان بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

امدادگری، نشانه خلافت انسانی

خداوند خلافت را برای انسان جعل کرده است.(بقره، آیه ۳۰) این بدان معناست که ماهیت انسانی به طور طبیعی خلیفه الهی است وهر انسانی در جایگاه خلافت عمومی قرار گرفته و تفاوتی میان انسانی با انسانی دیگر نیست. اگر چه در مقام مظهریت تفاوت هایی ایجاد می شود که برخاسته از نوع تعامل هر انسانی با داده های الهی اوست. به این معنا که هر انسانی به تعلیم الهی دارای همه صفات و اسمای حسنای الهی است؛ چرا که انسان مظهریت الوهیت الهی می باشد و به سخنی دیگر متاله و متخلق به خلق الهی می باشد، و از این جهت شایسته خلافت الهی شده است؛ زیرا خلیفه می بایست صفات مستخلف عنه را داشته باشد تا بتواند در مقام خلافت انجام وظیفه کند.(بقره، آیه ۳۱) پس هر انسانی ظرفیت طبیعی خلافت الهی را دارا می باشد و تنها کاری که می بایست انجام دهد، فعلیت بخشی به این اسماء و صفات از طریق آن چیزی است که از آن به دین،‌ صراط مستقیم، عبودیت و مانند آن یاد می کنند.

هر چه انسان بتواند اسماء و صفات بیشتری را فعلیت بخشد یا در فعلیت آن غایت و تمامیت آن را مد نظر قرار دهد و بدان برسد، به همان اندازه مظهریت کامل تری از خداوند خواهد داشت. این که برخی از افراد را به طور خاص خلیفه الهی می نامیم به این معناست که ایشان در این معنا به تمامیت کمالی رسیده اند و مظهر کامل صفات و اسمای الهی می باشند.

بنابراین آن چه گفته شد دانسته می شود که هر گونه یاری و امدادگری نسبت به دیگری، جزو طبیعت انسانی و ماهیت اوست و انسان ها به طور طبیعی گرایش به این عمل دارند؛ چرا که خود را مظهر رحمت و مهر می یابند و خود به خود بدان پای بند هستند؛ چرا که مقتضی مظهریت در الوهیت، ظهور در ربوبیت است. پس هر انسانی به طور طبیعی در مقام پرورش و دستگیری دیگری بر می آید و خود را به حکم انسانیت موظف به آن می داند.

امدادگری بد و خوب

امدادگری به معنای یاری رسانی، فریادرسی و کمک کردن(لغت نامه دهخدا؛‌ اقرب الموارد،‌ فرهنگ معین فارسی) یک گرایش طبیعی و ذاتی انسان است؛ زیرا چنان که گفته شد مقتضی خلافت الهی انسان و مظهریت در الوهیت و ربوبیت الهی است. اما انسان همان گونه که می تواند به اراده و اختیار، دو مسیر متفاوت را بپیماید و مظهریت را تمام و کمال رساند یا با دسیسه کردن صفات الهی در خود و دفن آن، خود را از مظهریت محروم سازد و به جای تقرب به خدا و خدایی شدن،‌ از خداوند و صفات الهی دور شود،‌ می تواند این گرایش طبیعی را دو جهت کمالی و ضد کمالی قرار دهد.

کسانی که بر فطرت خود باقی باشند و به حکم عقل عمل کنند، این گرایش را به سوی خدمت و خیر رسانی به دیگران به کار می گیرند، اما کسانی که از فطرت خود بیرون رفته اند،‌ از این گرایش در مسیر ضد انسانی بهره می گیرند و به جای آن که خیر برساند، شر و ضرر به دیگران می رسانند.

بنابراین، امدادگری می تواند،‌ در دو شکل متفاوت و متقابل ظهور پیدا کند؛‌چرا گاه امداد و یاری رسانی در نیکی است و گاه یاری رسانی در بدی است.

از این روست که خداوند به انسان هشدار می دهد که در مظاهرت، معاونت ، نصرت و تایید دیگران، بکوشند تا در مدار خیر و نیکی باشد و از هر گونه امدادگری برای کارهای زشت و بد خودداری کنند.

خداوند همان گونه که امدادگری را در کارهای خیر چون کمک به مهاجران بی خانمان را امری واجب می داند(انفال، آیه ۷۲) هر گونه امداد و یاری رسانی را به کافران (قصص، آیه ۸۶) و کمک به دیگران بر گناه، تجاوزگری، آواره کردن دیگران و ضرر و زیان رسانی را حرام می شمارد و از آن پرهیز می دهد.(بقره، ایه ۸۵؛ مائده، آیه ۲؛ ممتحنه، آیه ۹؛ ‌انفال، ۷۲)

کسانی که دچار زنگار بر دل هایشان نشسته و گرفتار سنگدلی و کوردلی می باشند، گرایش به زشتی ها می یابند و به جای این که به کارهای خیر و نیک توجه یابند و کمک کار نیکوکاران باشند، در کنار بدکاران قرار می گیرند. خداوند با اشاره به بیماردلی برخی از یهودیان گزارش می کند که آنان با این که می بییند یهودیان به آوارگی مردمان حتی از هم کیشان خودشان می پردازند، باز به یاری و امداد آنان می روند و کمک کار ایشان در این بدکاری می شوند.(بقره، آیات ۸۳ تا ۸۵) برخی از بنى‌اسرائیل، یارى‌کننده یک دیگر بر تجاوز و آواره‌کردن هم‌کیشان از خانه و کاشانه خودشان بودند و به این رفتار ستمگرانه ادامه می دادند،‌ در حالی که خداوند هر گونه امداد و همکارى بر گناه و تجاوز بر ایشان حرام و ممنوع ساخته بود.(همان و نیز مائده، آیه ۲)

خداوند در آیه ۷ سوره فاتحه الکتاب قرار گرفتن در راه راست را دارای نشانه های می داند که از آن جمله می توان به نعمت الهی ایشان دانست. کسانی که خداوند به ایشان انعام کرده و نعمت داده ، پیامبران و صالحان و شهداء و مانند آن هستند. اینان به سبب همین رسیدن به مقام منعم علیهم، متعهد هستند که همواره بر کار خیر و نیک باشند و هرگز پیشتیبان و امدادگر مجرمان و بزهکاران نباشند.(قصص، ایه ۱۷)

بنابراین، خلافت انسانی مقتضی آن است که انسان در کارهای نیک و خیر رسانی به دیگری معاونت و معاضدت کند و دراین امور امدادگر باشد و هر گونه امدادگری در کارهای زشت و بد را حرام و ممنوع بشمارد و از مصادیق ظلم بداند.(ممتحنه، آیه ۹ و آیات دیگر)

امدادگری، انجام وظیفه و تکلیف انسانی

امدادگری دامنه وسیعی پیدا می کند، زیرا در هر کار بد و خوب می توان به دیگری کمک کرد. اما انسانیت مقتضی آن است که در کارهای خیر و نیک پیشگام بوده و به یاری دیگران بپردازیم.

این کارهای خیر از یاری به دین خدا آغاز و تا یاری به جانوران و گیاهان ادامه می یابد. خداوند از انسان ها می خواهد تا دین حق را یاری کرده و همانند ربانیون و حواریون یاری کننده دین باشند؛(آل عمران، ایه ۵۲؛ حج، آیه ۴۰؛ صف، ایه ۱۴؛ محمد، آیه ۷) چرا که یاری دین حق به معنای یاری به اصول انسانی و حمایت از خلافت الهی است. البته کسانی که به یاری دین حق می پردازند، خداوند ایشان را در حمایت ویژه خود قرار می دهد و امدادگری دین موجب امدادهای غیبی الهی می شود.(محمد، آیه ۷)

امدادگری به هم نوعان در اشکال گوناگون گام هایی بلند برای رسیدن به مقام خلافت الهی انسان است؛ زیرا زمینه و بستر مناسبی را فراهم می آورد تا انسان بتواند مسئولیت خلافت الهی را در برابر همه موجودات و آفریده های به عهده گیرد.

هر انسانی اگر بتواند مسئولیت خود را نسبت به دیگران انسان به خوبی انجام دهد و به مدد و یاری دیگران بشتابد، در مقام خلافت انسانی حرکت کرده است. امدادگران چه کسانی که در جاده های به یاری مصدومان می شتابند، چه کسانی که در میان آواره ها به نجات زلزله زدگان می روند و چه کسانی که به ملتی کمک می کنند تا ابزارهای دفاعی چون پناهگاه بسازند و از شر تجاوزات دشمن در امان باشند(کهف، آیه ۹۴ و ۹۵) و چه کسانی که با ساختن دیوار و سدی از ملتی دفاع می کنند و سیل بند یا مانند آن درست می کنند و چه کسانی که از مال مردمان حفاظت می کنند تا دست تجاوزگران به آن نرسد(کهف، آیه ۷۹) همه مسئولیت خلافت الهی خود را انجام می دهند.

نقش امدادگر در لحظات نخستین حوادث یک نقش واقعا ممتاز و برجسته و حیاتی است. وقتی به آیات و احادیث مخصوصا آیات قرآن نگاه می کنیم، در می یابیم که این امدادگری در حق مصدومان حوادث از جمله حوادث جاده ای تا چه اندازه مهم و حیاتی و انسانی است. باید توجه داشت که در مساله نجات فرد آسیب دیده و مصدوم ، تنها نجات نسبت به خود مصدوم مطرح نیست، بلکه از نظر خداوند این امدادگری در مرتبه خیلی بالاتری مطرح است. از این روست که خداوند می فرماید: « ومن احیاها فکانما احی الناس جمیعاً » نجات یک مصدوم و مجروح و آسیب دیده به منزله نجات همۀ بشریت و انسانیت است و فرد آسیب دیده تنها مطرح نیست.(مائده،آیه ۳۲) چون کسی که به یاری مصدوم حادثه می شتابد و با این کارش حیات و زندگی به او می بخشد مثل اینکه انسانیت را احیا و زنده کرده است. پس نقش مهم امدادگری در این حوزه، همانند دمیدن روح حیات به انسانیت و بشریت است.

وقتی انسانی در مشکلی قرار گرفته است که جان او را تهدید می کند،‌هم به حکم وظیفه انسانی خلافت الهی می بایست به یاری او شتافت و هم مقتضی احسان انسانی این است که از خود بگذرد و زمانی را برای نجات مصدوم اختصاص دهد هر چند که کارهای بسیار ضروری دارد؛ زیرا هیچ کاری ضروری تر از نجات مجروحین و مصدومین نیست.

امدادگری به حکم قاعده احسان

عقل انسانی حکم می کند که هر انسانی رفتاری عادلانه داشته باشد. اوج عدالت را در احسان می توان یافت؛ زیرا احسان بهترین وجه عدالت است؛ چرا در احسان می توان اجتماع عقل و قلب را دید و در احسان است که قانون با مهر و محبت جمع می شود.

قاعده انسانی احسان اقتضا می کند که هر کسی به یاری دیگری به ویژه در جایی که جان کسی در خطر است بشتابد. این قاعده گاه موجب می شود تا انسان جان خویش را برای نجات جان دیگری به خطر افکند و ایثار نماید. امدادگران نجات غریق این گونه هستند؛ زیرا جانشان را در طبق اخلاص و احسان می گذارند و دل به دریای مواج می زنند و جان به خطر می اندازند تا جانی را از خطر مرگ برهانند؛ این در حالی است که عقل و قانون به تنهایی حکم به این حرکت نمی کند بلکه جنبه احسانی و خلافت الهی انسان است که او را به سوی این عمل می کشاند و می راند. در جایی که غریق به هر چیزی می آویزد و می کوشد تا جان خویش برهاند و امدادگر را با خود به قعر دریا بکشاند ولی امدادگر به حکم احسان وایثار دست یاری او را می گیرد و او را نجات می دهد.

بسیاری از مردمان در زندگی خویش به جای آن که تنها بر مدار عقل زندگی خود را سامان دهند بر مدار عقل و قلب زندگی می کنند و این گونه است که همواره دست یاری دیگران را پس نمی زنند و به امداد و یاری ایشان می شتابند.

خداوند نیز پاسخ احسان امدادگران را به نیکی می دهد و ایشان را به عنوان خلفای واقعی خود معرفی و در دنیا و آخرت از برکات و فضل خود بهره مند می سازد. بهره ای ایشان در دنیا آرامش روح و روان و در آخرت بهره مندی از مواهب بسیار بهشتی است.

در قرآن از امدادهای اهل بیت(ع) نسبت به مردمان حتی کافران متجاوز و اسیر در بند گزارش هایی آمده است. ایشان به حکم نیکوکاری و در مقام ابرار و احسان، نه تنها به فقیران و مسکینان و یتیمان دست یاری می دهند و دستگیر ایشان بودند، بلکه حتی اسیران جنگی را نیز مورد تفقد قرار داده و از خود می گذرند و به آنان یاری می رسانند تا افزون بر زخم اسارت،‌زخم دیگری در دل و جان ایشان نماند. این همدردی حتی با دشمنان اسیر خود گواه این مطلب است که انسان در مقام احسان و خلافت الهی، خود را نمی بیند بلکه همانند خداوند رحمت خلیفه بر غضب و خشم او پیشی می گیرد و با کظم غیظ و فرو خوردن خشم خود نسبت به دشمنان به درمان و پرستاری ایشان مشغول می شود.(سوره انسان و آیات دیگر)

بنابراین،‌ امداد گری وظیفه انسانی در مقام خلافت الهی است و انسان به طور طبیعی گرایش به ربوبیت و پروردگاری دیگران دارد و می کوشد تا دستگیر دیگران باشد و در این راه از هیچ گونه خدمتی خودداری نمی کند.

باشد با حرکت در مسیر انسانی و انجام وظیفه خود در این زمینه همواره دستگیر و یار و یاور نیازمندان باشیم و از جان و مال خویش برای نجات مردمان بکوشیم و از خود بگذریم تا خدایی شدن را تجربه کنیم.