امدادهای غیبی به ایران اسلامی

نماز در جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا در قرآن به مومنان وعده داده تا اگر شرایطی هم چون استقامت، صبر، دعا، تسلیم و اسلام را داشته باشند، از همه انواع امدادهای غیبی الهی بهره مند شوند. این وعده به عنوان یک سنت الهی در همه عصرها و مصرها یعنی زمان ها و مکان ها جاری و ساری است و اختصاصی به دوره پیامبر(ص) و حضور معصومان(ع) نداشته، بلکه عصر غیب را نیز شامل می شود؛ زیرا سنت های الهی به عنوان قوانین ثابت حاکم بر نظام هستی، هرگز دچار «تبدیل و تحویل» نمی شوند.(اسراء، آیه ۱۷؛ روم، آیه ۳۰؛ احزاب، آیه ۶۲؛ فتح، آیه ۲۳)

بر اساس همین سنت الهی است که خدا بارها به امت اسلام به ویژه امت مومن ایران اسلامی پیش و پس انقلاب اسلامی، امدادهای بسیاری کرده است که امام خمینی(ره) در نمونه ای تاریخی در شکست حمله نظامی آمریکایی ها گفتند: «نباید بیدار شوند، آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار شوند؟ کی این هلیکوپتر آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند، ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. شن ها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد؛ این باد مأمور خداست. این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز»( صحیفه نور، ج ۱۲، صص ۱۳۹ تا۱۴۰؛ صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۸۰)

این مطلب حتی بر دشمن نیز نهان نماند؛ زیرا وقتی از وزیر دفاع وقت آمریکا درباره چگونگی شکست مفتضحانه عملیات نجات پرسیدند، با اشاره به قدرت الهی امام گفت: «آیت اللّه خمینی در بالکن منزل خویش ایستاده بود و با هر حرکت دست او، یک هواپیما به زمین می افتاد».( قاسم بابایی، «دلتا فورس، مأموریت؛ کشتن تمام گروگان ها، هدف؛ براندازی نظام جمهوری اسلامی»، قدس، ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۷۸.)

هنگام فتح خرمشهر نیز با بیان عبارتهایی از نصوص قرآنی چون ما النصر الا من عندالله، ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی، فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی بدست آمد(صحیفه امام، ج ۱۶، صص ۲۵۷ تا ۲۵۹ ، مورخ ۳/۳/ ۱۳۶۱ )، در حقیقت به این نکته توجه می دهد که این امدادهای الهی و دست خدا بود که خرمشهر را آزاد کرده است.

مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای «مدظله العالی» نیز درباره امدادهای الهی نسبت به ایران اسلامی به بازگویی سنت الهی درباره قوم موسی(ع) اشاره می کند که در هنگام محاصره از همه سو، می فرماید: یکی از امیدبخش‌ترین آیاتی که من امروز می خواهم یک مقداری آیات آن را عرض بکنم، آیه‌ی معیّت الهی است؛ «اِنَّ اللهَ مَعَنا»، خدا با ما است. مسئله‌ی خیلی مهمّی است اینکه انسان احساس کند که خدا با او است، خدا در کنار او است، خدا پشت سر او است، خدا مراقب او است؛ این خیلی چیز مهمّی است! چون خدا مرکز قدرت و مرکز عزّت است. وقتی خدا با یک جبهه‌ای باشد، این جبهه قطعاً و بلاشک پیروز است. حالا مثلاً ملاحظه کنید در سخت‌ترین جاها خدای متعال این معیّت را به رخ اولیای خودش کشانده… آن‌وقت نتیجه این شده که پیغمبران به این وعده‌ی صادق الهی اعتماد کردند در این آیه‌ی شریفه که «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ  قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛(طه، آیات ۶۱ و ۶۲ ) به‌مجرّدی که دیدند که سیاهیِ لشکرِ فرعون از دور پیدا شد و الان است که برسد -جلویشان دریا، پشت سرشان لشکر فرعون- دلها لرزید، [گفتند] «اِنّا لَمُدرَکون»؛ پدرمان درآمد. اینجا حضرت موسیٰ به اعتماد همان وعده‌ی الهی میگوید: کـَلّا؛ چنین نیست؛ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین. یا پیغمبر اکرم در غار ثور؛ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا؛(توبه، آیه ۴۰) به اعتماد همین وعده‌ی الهی، پیغمبر اکرم میگوید «اِنَّ اللهَ مَعَنا»؛ ناراحت نباش، محزون نباش. پس هم خدای متعال این وعده را به طور قطعی داده است، هم اولیای الهی [مانند] حضرت موسیٰ و پیغمبر اکرم این وعده را باور کرده‌اند و قبول کرده‌اند و به آن ترتیب اثر داده‌اند. و این یک حقیقت و یکی از سنّت‌های قطعیِ تاریخ است؛ این یکی از آن سنّت‌هایی است که «لَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللهِ تَبدیلا»؛(احزاب، آیه ۶۲) بلاشک این همیشه هست.( بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲۴ اسفند ۹۶)

شرایط بهره مندی از امدادهای غیبی

از نظر آموزه های وحیانی قرآنی، بهره مندی از امدادهای غیبی الهی مشروط به تحقق شرایطی است تا شخص یا گروهی از امدادهای غیبی الهی بهره مند شوند. بنابراین، هر جا امت از جمله امت اسلامی ایران این شرایط را در خود تحقق بخشید، از امدادهای غیبی الهی بهره مند شده است؛ زیرا وجود امدادهای غیبی در طول تاریخ انقلاب اسلامی خود گواهی روشن بر تحقق این شرایط در امت ایران اسلامی است. بیان  وتکرار این شرایط در این جا برای آن است که امت ایران اسلامی به این شرایط توجه و اهتمام بیش تری داشته تا از امدادهای بیش تر از نظر کمی و کیفی بهره مند شوند. از جمله مهم ترین این شرایط می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. امداد غیبی الهی به شرط اقامه عدالت قسطی: خدا به صراحت در آیات قرآنی بیان می کند تا مومنان فراتر از حالت «قیام» به عنوان یک فعل، به گونه ای خود را بسازند که «قوامین» باشند؛ یعنی «قیام» در ایشان به حالت «ملکه» غیر قابل تغییر و تبدیل و تحویل در آید، بلکه حتی فراتر به صورت «شاکله» باشد که شخصیت و هویت وجودی آنان را شکل می دهد. انسانی که «قوامین» باشد، حتی در حالتی که ناتوان به ظاهر «قاعد» و نشسته است، از چیزی که می خواهد دفاع می کند و آن را می طلبد و می خواهد؛ زیرا چنین شخصی تا پای جان بر خواسته هایش اصرار و پافشاری دارد؛ زیرا واژه «قیام» در مقابل «قعود» در این فرهنگ قرآنی، به معنای ایستادگی و پایداری است که با ظاهر ایستادن  و قیام همسویی دارد؛ چرا که انسان در حالت ایستادن و بر پا شدن بر انجام کار مسلط تر است تا در حالت نشسته و قعود؛ پس وقتی از «قیام» در فرهنگ قرآنی سخن گفته می شود، به معنای «ایستادگی و استقامت و پایداری» است. کسی که به این حالت برسد، حتی اگر از نظر ظاهری ناتوان و قاعد باشد، ولی از حقیقتی که خواهان آن است، کوتاه نمی آید و عقب نشینی نمی کند. حال اگر چنین صفتی در شخص به «شاکله یا ملکه» در آید، هرگز نمی توان او را فریب داد یا به عقب نشینی وادار ساخت، زیرا او جز با دست یابی به خواسته اش حتی اگر جانش برود، دست بر نمی دارد و محکم با پا می خیزد و تا پای جان برای آن تلاش می کند. خدا در قرآن می فرماید این «قوامین» بودن مومنان می بایست «برای خدا» باشد. وقتی مومنان تنها برای خدا «قیام» کنند، شرایط مناسبی فراهم می آید که می تواند جلب امدادهای غیبی نماید. البته از نظر قرآن، تجلی و ظهور بروز این «قوامین لله» در بعد «عدالت قسطی» خود را نشان می دهد؛ زیرا برجسته ترین کاری که انسان می بایست به عنوان «قوامین بالله» داشته باشد، اقامه و اجرای عدالت قسطی است به طوری که برای همگان «مشهود» باشد؛ از همین روست که «قوامین بالله» را به «شهداء بالقسط» بودن آنان پیوند می زند؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف بعثت پیامبران و انزال کتب آسمانی از سوی خدا و ایجاد رهبری برای پیامبران صالح و مصلح تنها برای این است تا مردم را نسبت به حقوق خویش آگاه ساخته و «توده های مردم و ناس» از هر دین و مذهب و رنگ و نژادی را برای «قیام بالقسط» آماده و رهبری نمایند.(حدید، آیه ۲۵) از نظر قرآن وقتی چنین چیزی تحقق یابد، این امت و ملت به حکم «وعده الهی» و «سنت الهی» مورد عنایت و امدادهای غیبی الهی قرار می گیرند که از جمله آن ها، جلوگیری از تعرضات دشمنان نسبت به امت مومن الهی است. خدا می فرماید:  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ… یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا بسیار محکم قیام کنید و بر پا برخیزید و به عدالت‏ قسطی شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است. خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است…اى کسانى که ایمان آورده‏ اید نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‏ یازند و خدا دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند .( مائده، آیات ۸ و ۹ و ۱۱) این که گفته شد، «قوامین بالقسط» همان «قوامین بالله» است؛ یعنی قوامین برای خدا بودن در قوامین بالقسط امت می بایست مشهود باشد و این امت به عنوان شاهدان و گواهان قسطی در همه جوامع بشری مطرح شوند؛ از این روست که خدا در جایی دیگر می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید پیوسته به عدالت قسطی محکم قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد اگر یکى از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است پس از پى هوس نروید که درنتیجه از حق عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید قطعا خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است (نساء، آیه ۱۳۵) در این آیه ۸ مائده و آیه ۱۳۵، جابه جایی انجام می شود؛ زیرا گاه می فرماید: کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ؛ و گاه دیگر می فرماید: قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ؛ زیرا بروز و ظهور «قوامین لله» بودن در همان اجرای  اقامه عدالت قسطی است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مومنان و امت اسلام می بایست «گواه و شاهد» برای بشریت باشد؛ یعنی نمونه عینی و مشهودی از فرهنگ الهی که بروز و ظهور مشهود آن در همان «عدالت قسطی» است؛ خدا می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ؛ و ما چنین شما را امتی میانه و وسط قرار دادیم تا شهدا و گواهان بر مردم و ناس باشید.(بقره، آیه ۱۴۳) در حقیقت امت وسط با میانه روی می کوشد تا به دور از هر گونه افراط و تفریطی رفتار نماید. چنین امتی بر اساس همین «وسط» بودن به عدالت گرایش دارد و از هر گونه افراط و تفریط به دور است. این گونه است که دیگران حتی کسانی که امت اسلام نیستند، آن را گواه و سرمشقی قرار دهند؛ زیرا این امت که مومنان آن باور به خدا و رسول و کتاب الهی و عالم غیب از جمله معاد و قیامت  دارند(نساء، آیه ۱۳۶) چون «قوامین بالقسط» هستند حتی با دشمنان خویش از ملکه و شاکله اقامه عدالت قسطی عدول نمی کنند و مراعات قسط و عدالت را نسبت به آنان دارند و آن را اقامه می کنند.(نساء، آیه ۱۳۵) همین روحیه و رویه «قوامین لله و بالقسط» بودن موجب می شود تا اهل استقامت، مقاومت، پایداری و ایستادگی از مومنان، نه تنها خود قیام به قسط داشته و عدالت قسطی را اقامه کنند، بلکه شرایط را برای «قیام ناس» و توده های مردم و بشریت فراهم می آورند(حدید، آیه ۲۵) و به عنوان جبهه پایداری و مقاومت، به حمایت حتی نظامی از مستضعفان و مظلومان بپردازند و بینی مستکبران و ظالمان را به خاک بمالند.(نساء، آیه ۷۵)
  2. امداد غیبی الهی به شرط اطاعت و بیعت با رهبری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسانی دارای هویت الهی است که سه گانه ای را در خود تحقق بخشد که شامل «عبودیت خدا، تقوای الهی و اطاعت از رهبری» باشد؛ چنان که حضرت نوح (ع) می فرماید: أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ ؛ که خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید. (نوح، آیه۳) چنین انسانی با هویت الهی انسانی خویش می تواند از امدادهای غیبی الهی بهره مند شود؛ زیرا از سنت های الهی آن است که چنین مومنانی را از امدادهای غیبی بهره مند سازد؛ چنان که مومنان مطیع پیامبر(ص) پس از انجام بیعت شجره از چنین امدادهای بهره مند شدند. هنگامی که مومنان با بیعت و اطاعت خویش، حقیقت ایمانی خویش را به نمایش گذاشتند، خدا امدادهای بسیاری را نصیب آنان می کند که شامل «انزال سکینه و آرامش»، «کسب غنیمت»، «فتح و پیروزی»، «ایجاد بازدارندگی» و عدم تعرض دشمنان و تحقق «نصر بالرعب» است.(فتح، آیات ۱۸ تا ۲۹) خدا در ln اره می فرماید: سُنَّهَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَهُوَ الَّذِی کَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَکَّهَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَکُمْ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا ؛ سنت الهى از پیش همین بوده و در سنت الهى هرگز تبدیلی نخواهى یافت ؛ و اوست همان کسى که در دل مکه پس از پیروزکردن شما بر آنان دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ایشان کوتاه گردانید و خدا به آنچه مى ‏کنید همواره بیناست. (فتح، آیات ۲۳ و ۲۴)
  3. تقوای الهی و توکل : از دیگر شرایط برای تحقق امدادهای غیبی و بهره مندی از آن ها می بایست به تقوای الهی و توکل اشاره کرد. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عبودیت انسان نسبت به خدا به عنوان هدف خلقت، دنبال اهدافی چون کسب تقوای الهی از طریق اسلام و شرایع آن است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) این تقوای الهی ظرفیتی برای انسان ایجاد می کند که از تعلیم لدنی الهی برخوردار شود(بقره، آیه ۲۸۲) و صفات الهی در او ایجاد و متاله و خدایی شده (بقره، آیه ۱۳۸) و امکان خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت را فراهم آورد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱؛ آل عمران، آیه ۷۹) از همین روست که هماره تقوای الهی برای مومنان به عنوان یک هدف اصلی مطرح است و در آیات قرآنی برای آن تاکید می شود. این تقوای الهی دارای مراتب چندی است که بیانگر شدت و ضعف ایمان در افراد است.(مائده، آیه ۹۳؛ آل عمران، آیه ۱۷۳؛ توبه، آیه ۱۲۴؛ نساء، آیه ۱۳۷) هر چه ایمان و تقوای مردم افزایش یابد به همان میزان ارتباط و قرب الهی تحقق می یابد  و امکان بهره مندی از امدادهای غیبی فراهم می آید. البته تقوای الهی که بیش تر جنبه عملی دارد؛ از همین رو، در قرآن، اعمال عبادی و صالح به ویژه اقامه عدالت قسطی (نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) و عفو از دیگران(بقره، آیه ۲۳۷) به عنوان «اقرب للتقوی» و نزدیک ترین ابزار برای کسب تقوا معرفی می شود. اما شکی نیست که استقامت در عمل و اراده به انگیزه های قوی نیاز دارد که در اندیشه و جزم در آن دارد؛ زیرا کسی که خدا را به عنوان «قاهر مطلق» می شمارد و مشیت و اراده الهی را فوق هر مشیت و اراده ای می داند، اهل توکل به خدا می شود و در هر کاری که وارد می شود و بر آن عزم می کند که انجام دهد، به خدا توکل می کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، سنت الهی به این تعلق گرفته که خدا مومنان را از دشمنان در امنیت نگه دارند به شرط آن که اهل توکل باشند و نعمت بزرگ اسلام به ویژه ولایت و اطاعت از رهبری را به کار گیرند و برای خدا «قوامین بالقسط» باشند؛ خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‏ یازند و خدا دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. (مائده، آیه ۱۱)
  4. امداد الهی به شرط دعا و استقامت و ایستادگی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از شرایط بهره مندی از امدادهای غیبی الهی، افزون بر ایمان، درخواست از خدا به عنوان «ربوبیت» و استقامت در چارچوب آن است؛ زیرا اگر چنین شرایطی فراهم آید، خدا وعده داده است تا در همین زندگی دنیوی نیز از امدادهای الهی بهره مند شده و از هر گونه عامل حزن و خوف در امان مانند. بنابراین، در شرایطی قرار می گیرند که نسبت به از دست داده ها حزین و اندوهگین نمی شوند و نسبت به آینده نیز خوف و ترسی ندارند و با استقامت در راه خدا حرکت می کنند؛ خدا می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ . نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آیند و مى‏ گویند: هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید ؛ در زندگى دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم و هر چه دلهایتان بخواهد در [بهشت] براى شماست و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت ؛ روزى آماده‏ اى از سوى آمرزنده مهربان است ؛ و کیست‏ خوشگفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: من در برابر خدا از تسلیم‏شدگانم. (فصلت، آیات ۳۰ تا ۳۳)  و نیز می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ؛ محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد ؛ ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام مى‏ دادند جاودانه در آن مى‏ مانند.(احقاف، آیات ۱۳ و ۱۴)
  5. تقوای الهی و ملکه احسان: امدادهای غیبی الهی زمانی شامل امت مومن می شود که تقوای الهی را با ملکه احسان همراه داشته باشند و به عنوان «محسنان» شناخته شوند؛ به طوری که در هر کاری خیر پیشگام باشند و اهل عفو و گذشت و بخشش به دیگران باشند و خطای دیگران را بزرگ نکنند؛ در برابر یک دیگر از مقام احسان و اکرام و ایثار وارد شوند؛ چنین افرادی از امدادهای غیبی الهی بهره مند می شوند و خدا در «معیت» ایشان خواهد بود و در جایی که هیچ امیدی به اسباب ندارند، به «رجا» و امید الهی زندگی می کند و امداد الهی نصیب آنان می شود؛ چنان که برای حضرت موسی(ع)  پیامبر اکرم(ص) و امت های اسلامی در طول تاریخ فراهم آمده است و در جایی که همه امیدها نسبت به اسباب عادی قطع شده بود، خدا با مومنان و در معیت آنان بود و ایشان را به انواع گوناگون از جمله «نصرت بالرعب» حمایت کرد.( طه، آیات ۶۱ و ۶۲ ؛ توبه، آیه ۴۰) خدا فرموده است: اِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنُون‌؛ کسانی که تقوا پیشه کنند و نیکو عمل بکنند، مَعَ الَّذینَ، خدا با اینها است. اینکه خدا با یک جمعی باشد، خیلی مسئله‌ی مهمّی است.(نحل، آیه ۱۲۸)