امام حسین(ع) فلیسوف زیستن و مردن

samamosهر کسی می کوشد تا برای خود بهترین الگوها و سرمشق ها را انتخاب کند. برخی بر این باورند که انسان اگر سبک زندگی را به درستی بیاموزد، به درستی خواهد آموخت که چگونه سبک مرگ خویش را بیاموزد. انتخاب درست سبک زندگی به معنای انتخاب درست سبک مردن نیز می باشد؛ چرا که اگر کسی همه عمر در اندیشه دنیا و تکاثر ثروت و قدرت باشد، می کوشد تا به انواع گوناگون از مرگ بگریزد و با دستکاری در ژن و یا یافتن اکسیر جوانی، عمر خویش را طولانی کند. دغدغه بقای در دنیا برای او، دغدغه دایمی است و از زندگی خویش لذتی نمی برد، زیرا همواره مرگ را حاضر می بیند و زندگی اش را در آستانه نابودی می یابد. پس آرزوی می کند از معمرین باشد و عمر بلند داشته باشد که دست کم آن هزار باشد.(بقره، ایه ۹۶)

واقعا بشریت خوشبخت شد که عمرها کوتاه است، وگرنه با نگاهی به همین زندگی کوتاهی که بیش از صد سال نمی کشد، انسان چگونه دغدغه دریدن دیگران را دارد و مستکبران و ستمگران بر گرده مردمان چگونه سوار می شوند و هزاران را برای ارضای خواهش های نفسانی خویش می کشند و ملتی چون مردمان فلسطین، عراق، لبنان، افغانستان و کشمیر را به مسلخ می برند و میلیون ها نفر بی گناه از زن و کودک و پیر و جوان را هم چون ددمنشان می درند و نیست و نابود می کنند. اگر عمر هزار ساله برای این گرگان انسان نما بود، ملت ها هرگز دمی آرامش و آسایش نداشتند. کوتاهی عمر و فرصت اندک موجب می شود تا گرگان مستکبر و ستمگر نتوانند به آرزوی خویش دست یابند و ملت ها را برای همیشه در بند کشند.

هر انسانی می بایست با توجه به عقل الهی خود بهترین ها را برگزیند؛ زیرا در دنیایی که فرصت بقا و زندگی در آن کوتاه است، خوب ها و نیک ها بسیار است. پس می بایست بهترین ها و نیکوترین ها را برگزیند که انتخاب و بهره مندی از همین بهترین ها نیز سخت و دشوار است؛ چرا که عمر بسیار کوتاه است.

قرآن به انسان می آموزد که به حکم عقل بهترین ها و نیکوترین ها را برگزیند. سبکی که اسوه ها و سرمشق های زندگی آن را انتخاب کردند. خداوند بارها در قرآن از مومنان می خواهد تا حتی در میان آموزه های اسلامی و وحیانی بکوشند تا بهترین ها و نیکوترین ها را برگزیند و عمل کنند. بنابراین هم در نیکی کردن می بایست شتاب ورزند و هم در مسابقه شتاب، نفر نخست باشند. این گرایش به برترین ها و نیکوترین ها می بایست در همه ابعاد زندگی صورت گیرد. پس از سلام کردن گرفتن که به احسن آن رو آوردن است(نساء، ایه ۸۶) تا دیگر اعمال و رفتار عبادی و اجتماعی که می بایست نیکوترین و بهترین ها را انتخاب کند.(اعراف، ایه ۱۴۵)

بهترین سبک زندگی و مردن

امام حسین(ع) به عنوان یکی از اسوه ها و سرمشق های کامل انسانیت و برگزیده و انتخاب شده از سوی خداوند برای این منظور، نشان می دهد که انسان می بایست در زندگی چنان بهترین ها و نیکوترین ها را برگزیند که انتخاب وی در سبک مردن نیز بهترین ها و نیکوترین ها باشد.

آن حضرت (ع) همانند دیگر انوار الهی، در تمام زندگی اش به عدالت و احسان زیست و مردمان جز از وی احسان و نیکی ندیدند. اگر هر عملی خوب و نیک بود، او بهترین و نیکوترین ها را انجام می داد. با همان اندک اخباری که از سیرت و سیره آن حضرت(ع) به دست ما رسیده است می توان این رفتار را در سبک زندگی او شناسایی کرد. با آن که تمام تلاش دشمنان اهل بیت(ع) در طول دوران خلافت سلطنتی این بوده است تا نام و نشان اهل بیت(ع) را محو و نابود کنند، ولی چنان رفتار برتر و سیره نیکوی آنان در جهان تاریک اموی می درخشید که دشمنان نتوانستند با همه دشنام ها و افتراها و بهتان ها و کتمان ها آن را بپوشانند و نور الهی را با فوت خویش خاموش نمایند.

زمانی که دشمنان در دربار خلافت سلطنتی به طور رسمی سلام بر سلطنت می دادند و خطاب به معاویه می گفتند: السلام علیک ایها الملک؛ سلام بر شاه ! امام حسین(ع) در تدارک این بود تا با خون خویش عدالت علوی (ع) و محمدی(ص) زنده کند و مردمان را به حقیقت اسلام و ایمان یعنی قیام علیه بی عدالتی و برپایی عدالت قسطی دعوت کند و ایشان را با خونش از خواب غفلت و جهالت بیدار کند و سحر سامریان اموی را ابطال نماید.

این چنین بود که مردن خویش را به بهترین شکل رقم زد و با شهادت خونین خود، چهره دروغین امویان را آشکار و پرده فریب را از خلافت سلطنتی ایشان بر گرفت و توده ها را با کشف الغطای خونین خویش به حقیقت شهود رسانید. بصیرتی که از درون فتنه سقیفه بنی ساعده با شهادت خونین اهل بیت(ع) پدید آمد مردمان را آگاه کرد که اسلام وارونه را بر تن جامعه پوشانیده اند و به نام عدالت، قاسطین عدالت خوار نشسته و اهل قسط و عدالت را خوار و ذلیل کرده اند.

امام حسین(ع) فرزانه ای بود که به مردمان سبک درست و راستین چگونه زیستن و چگونه مردن را آموخت و به ایشان یاد داد که بهترین نوع زیستن به عدالت خواهی و احسان کردن است و نیکوترین مرگ، شهادت و ایثار در راه خدا و برپایی عدالت قسطی به جان و مال و اسارت است. به نظر ایشان، اسارت برای عدالت عین آزادگی است و آزادی در جامعه قسط خواران عین بردگی است.

حماسه حسینی، حماسه عرفان، شهود، عدالت خواهی، ایثار ، شهادت و در یک کلمه حماسه الهی بود که وجه الله در آن بروز و ظهوری کامل یافت و بهترین نوع زندگی و نیکوترین مردن را به همه مردمان دوران آموخت. کسی که با چنین پشتوانه ای از گذشته برخوردار می باشد، می داند که چگونه زیست کند و چگونه جان در طبق اخلاص نهاد و شهادت را بر زندگی ننگین در زیر پرچم ظالمان و مستکبران برتری دهد.

اکنون این ماییم با فرهنگ عظیم عاشورایی و آینده شکوفای مهدوی. باشد تا گذشته پشتوانه خود قرار دهیم و با نگاه به چراغ روشن و هدایتگر عدالت مهدوی بدان سمت و سو حرکت کنیم و امید به پیروزی را در دل هم چنان روشن نگه داریم.