التزام قولی و عملی به تعهدات

somamusبسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع بر پای اخلاقی و حقوقی از جمله صداقت، امانت، عدالت، وفای به عهد، عقد و قول و قرارها سامان می یابد و همگان از این طریق با اعتماد متقابل به یک دیگر در مسیر سعادت و آرامش و آسایش گام بر می دارند. اگر این اصول اخلاقی و حقوقی نادیده گرفته شود و جامعه با بحران عدم اعتماد نسبت به یک دیگر مواجه شود، شاید بتوان احتمال فروپاشی اجتماعی را به عنوان برآیند چنین رفتاری به عنوان یک سنت الهی حاکم بر جامعه پیش بینی کرد. بسیاری از مردم در قالب قول و قرارها، وعده هایی به یک دیگر می دهند که باید بدان پای بند باشند تا اصل اعتماد متقابل حفظ شود؛ اما برخی می گویند: حال قول و قراری بود مگر عقد و قراردادی بود که پای آن را امضا کرده باشیم تا به مفاد آن متعهد و ملتزم شویم. چنین نگاهی یکی از مهم ترین عوامل سلب اعتماد اجتماعی متقابل است که در آیات و روایات اسلامی از آن برحذر داشته شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا ابعاد و آثار التزام و عدم التزام به تعهدات و قول و قرارها را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

وعده های توخالی و قول و قرارهای بی پایه

اعتماد اجتماعی متقابل میان افراد جامعه نقش اساسی در ثبات و امنیت اجتماع دارد؛ زیرا فقدان اعتماد اجتماعی متقابل به معنای بحران و زمینه درگیری و فروپاشی اجتماع است. اجتماعی که مردم آن به قول و قرارهای خود عمل نکنند و یا وعده های توخالی بدهند و به آن پای بند نباشند و تنها از باب فریبکاری و عبور از مشکل و معضل شخصی به این ترفند رو آورند، پس از چند بار تکرار این رویه ، به سبب سلب اعتماد، دیگر کسی به قول و قرارها بلکه حتی تعهدات و التزامات حقوقی در قالب قراردادهای رسمی نیز توجهی نمی کند و همین رفتار اجتماعی و داد و ستد و معاملات را سخت تر و پیچیده تر می کند. این گونه است که جامعه باید هزینه بالایی را برای فقدان اعتماد متقابل بپردازد و دستاوردهای اندکی داشته باشد.

در نظر بگیرید نامزدهای انتخاباتی در هنگام انتخابات وعده هایی به مردم حوزه انتخابی خود بدهند که یا توخالی است؛ زیرا از نظر حقوقی و قانونی دارای اختیاراتی در آن حوزه نیستند تا به وعده های خود عمل کنند، یا آن که اگر از نظر حقوقی و قانونی جزو وظایف و اختیارات قانونی آنان باشد، به دلایل شخصی یا غیر شخصی نمی توانند به آن وعده عمل کنند یا حتی بدتر از آن نخواهند به آن وعده ها عمل کنند و تنها برای راهیابی به آن مقام و بهره مندی از شیرینی قدرت و اعتبارات و جایگاه اجتماعی، وعده هایی را می دهند و قول و قرارهایی را می گذارند. در این صورت اگر به این قول و قرارها عمل نشود و یک بار و دوبار و در نهایت سه بار توجیه بدقولی را بکند، مردم در بار چهارم عذرها و توجیهات حتی معقول و مقبول وی را نمی پذیرند و همین موجب سلب اعتماد مردم نسبت به نمایندگان خود می شود. نتیجه و برآیند چنین رویه و رفتاری، کاهش مشارکت مردم و عدم استقبال از انتخابات و کاهش قدرت چانه زنی نمایندگان و حتی دولت و نظام اجتماعی در برابر دشمنان و مخالفان خواهد شد و امنیت کلان و ملی اجتماع با خطر مواجه می شود؛ چرا که برآیند آن اگر نگوییم، فقدان مشروعیت سیاسی و مقبولیت نظام، دست کم بحران مشروعیت خواهد بود.

از همین روست که در اسلام بر اصول اخلاقی پایه و بنیادینی چون صداقت، امانت، وفا به عهد و عدالت فراگیر به ویژه عدالت قسطی تاکید شده است و از مردمان خواسته شده تا برای تحقق یک جامعه نه آرمانی بلکه اجتماع سالم معمولی به این اصول پای بند باشند؛ زیرا این ها از فضایل و محاسن اخلاقی هر انسانی است و اگر اجتماع اسلامی بخواهد به یک اجتماع آرمانی و سرمشق تبدیل شود باید فراتر از محاسن اخلاقی در چارچوب مکارم اخلاقی عمل نماید و اهل احسان و ایثار باشد.

از آموزه های وحیانی اسلامی به دست می آید که دین داری چیزی جز اخلاق مداری نیست؛ از این روست که در روایات آمده کسی که اصول اخلاقی چون حیا و عهد و مانند آن را رعایت نکند در حقیقت دین ندارد و نمی تواند مدعی دین داری باشد؛ زیرا وقتی همه دین همان اخلاق است؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) فرموده است: «اَلحَیاءُ هُوَ الدِّین کُلُّه ؛ حیا تمام دین است.»(میزان الحکمه، ج۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۷.) پس اگر کسی حیاء و اخلاق نداشته باشد، و بی حیایی و بی اخلاقی کند، باید گفت او دین ندارد.

از نظر اسلام چنان میان اخلاق و دین به ویژه حیا ارتباط است که آن دو را همراهان همیشگی دانسته اند. امام باقر (ع) فرموده است: «اَلحَیاءُ وَ الاِیمان مَقرُونانِ فی قَرنٍ فَاِذا ذَهَبَ اَحَدَهُما تَبَعهُ صاحِبهُ ؛حیا و ایمان با هم بر یک شاخه قرار گرفته اند، پس هرگاه یکی از آن دو برود، دیگری نیز از او تبعیت می کند.»( همان، روایت، ۴۵۶۵؛ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۰۹.) از این روست که امام صادق (ع) فرموده است: «لاایمانَ لِمَن لاحَیاءَ لَهُ ؛ایمانی نیست برای آن کسی که حیا ندارد.»( همان، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۷۰.) و امام حسین (ع) فرموده است: «لا حَیاءَ لِمَن لادِینَ لَهُ ؛ آن که دین ندارد، حیاء هم ندارد.»( همان، ج۷۸، ص ۱۱۱، حدیث ۶، میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹.)

بر همین اساس امیرمومنان امام علی (علیه السلام) می فرماید: «اَحسَنُ مَلابِس الدِّینِ اَلحَیاءُ ؛ نیکوترین لباس دین حیا است.»(محمدی ری شهری، میزان الحکمه ، بیروت دارالحدیث، چاپ دوم، ۱۴۱۹، ج ۲، ص ۷۱۶ ، روایت ۴۵۴۴.)

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، سه گانه دین و عقل و اخلاق هماره با هم هستند به طوری که اگر یکی نباشد دو دیگر نیز وجود نخواهد داشت. از این روست که در روایت آمده است عقل و دین و حیا (اخلاق) همراه با هم هستند و وقتی حضرت آدم(ع) عقل را پذیرفت دین و اخلاق حاضر به جدا شدن از عقل نشده و گفتند خداوند ما سه را با هم قرار داده است.(اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱ کتاب عقل و جهل)

دینداری در عمل به تعهدات

همان طوری که گفته شد اصول اخلاقی به ویژه اصول بنیادین و پایه ای اخلاق چون حیا از نظر اسلام همان دینداری و بلکه عقلانیت است و کسی که اخلاق ندارد عقل و دین ندارد، باید گفت که کسی که به تعهدات خود عمل نمی کند، دین و عقل ندارد. از این روست که پیامبر اکرم(ص) می فرماید: لادین لمن لا عهد له ؛ آن کس که وفای به عهد و پیمان نکند، دین ندارد.﴿بحارالانوار، ج٧۵، ص٩۶﴾

اصولا دین چیزی جز قبول تعهدات و عمل و التزام به آن نیست؛ زیرا مهم ترین تعهدی که انسان در زندگی می پذیرد و متعهد به انجام می شود، تعهداتی است که انسان نسبت به خداوند دارد. در آیات قرآنی از عهدی میان خدا و انسان سخن به میان آمده است. خداوند در آیات ۶۰ و ۶۱ سوره یس از عهد و پیمان الهى با انسان مبنى بر عبادت و پرستش او و پرهیز از عبودیّت شیطان سخن به میان آورده است و در آیه ۷ سوره مائده می فرماید که اطاعت مطلق از خدا، عهد و پیمان الهى با مؤمنان است.

بنابراین، از نظر اسلام دین چیزی جز پذیرش عهد و تعهداتی از سوی انسان در قبال خداوند نیست. از این روست که پیامبر(ص) فرموده است که کسی که عهدی ندارد دینی ندارد و به همین منوال باید گفت کسی که دین ندارد عهدی ندارد؛ زیرا مهم ترین عهد انسان همان دین داری و بندگی و عبادت و عبودیت خداوند است.

علل عهد شکنی از نظر اسلام

از نظر قرآن کسانی عهد شکنی می کنند که دین ندارند و یا دین آنان سست است و از افراد سست ایمان هستند. از این روست که خداوند کافران(بقره، آیه ۱۰۰؛ اعراف، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲)، مشرکان(توبه، آیات ۱ تا ۱۳)، منافقان(احزاب، ایات ۱۲ تا ۱۵؛ توبه، آیات ۷۵ و ۷۶)، اهل کتاب(مائده، آیه ۱۴؛ بقره، آیه ۱۰۰؛ اعراف، ایات ۱۰۱ و ۱۰۲)، فاسقان از مسلمانان(بقره، آیات ۲۶ و ۲۷) و مانند آنان را از مصادیق عهد شکنان معرفی می کنند؛ زیرا یا دین ندارند یا سست دین و سست ایمان هستند.

از نظر قرآن عهد شکنی و عدم وفا به آن حرام و گناه است و انسان نباید حتی برای سود بیش تر و تغییر مصلحت ها، عهد شکنی کند.(نحل، آیات ۹۱ و ۹۲) پس اگر پیمان و میثاقی(انفال، ایه ۷۲) یا وعده ای داده شد(توبه، ایه ۱۱۴) باید به آن عمل شود و وفا گردد.

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: وَ إیّاکَ … اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَکَ بِخُلفِکَ… الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَ النّاسِ؛ بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود.(نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه ۵۳ ،ص۴۴۴)

کسی که وعده می دهد هر چند در زمان ناتوانی و عذر شرعی می تواند به وعده خود عمل نکند(یوسف، ایه ۶۶) ولی باید آدم تعهد نسپارد که قدرت و توان انجامش را ندارد. امام علی(ع) می فرماید: لا تَعِدَنَّ عِدَهً لاتَثِقُ مِن نَفسِکَ بِانجازِها؛ وعده اى نده که از وفاى به آن اطمینان ندارى.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۲۵۳ ، ح۵۳۱۶)

اگر کسی تعهد بدهد ولی وفا نکند و عذر و بهانه و توجیه تراشی کند قابل اعتماد نیست و نمی توان او را به عنوان فردی قابل اعتماد شناخت و با او پیوند خویشاوندی یا دوستی بست. امام علی (ع) : لا تَعتَمِد عَلى مَوَدَّهِ مَن لا یوفِى بِعَهدِهِ؛ به دوستى که به عهد خود وفا نمى کند اعتماد نکن.( تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۱۸ ، ح۹۵۶۲)

انسان باید بسنجد که آیا از توان عهد و قول و قرارش بر می آید یا نه؟ اگر بر نمی آید وعده ندهد. امام حسن(ع) می فرماید: المَسؤولُ حُرّ حَتی یَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتی یَنجَز؛ انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعده اش عمل نکند رها نخواهد شد.(بحار الانوار، بیروت، ج۷۵، ص۱۱۳)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: لا تَعِدَنَّ أخاکَ وَعداً لَیسَ فی یَدِکَ وَفاؤُهُ؛ به برادرت وعده ‏اى مده که وفاى به آن در توان تو نباشد.(بحارالأنوار، ج ۷۵ ، ص ۲۵۰ ؛ تحف العقول ص۳۶۷)

اگر کسی عهد شکنی کند باید بداند خودش پیش از دیگری آسیب می بند و اعتبار اجتماعی خود را از دست می دهد و مردم به وی بی اعتماد می شوند. هم چنین حضرت علی علیه‌السلام می فرماید: اذا نقضوا العهد سلط الله علیهم هدوهم؛ هرگاه مردم پیمانشکنی کنند، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط می‌کند.﴿بحارالانوار، ج١٠٠، ص۴۵﴾

حضرت علی علیه‌السلام هم چنین می فرماید: ان العهود قلائد فی الاعناق الی یوم القیامه فمن وصلها وصله الله و من نقضها خذله الله ؛ همانا عهد و پیمانها گردن بندهایی هستند در گردن‌ها تا روز قیامت. کسی که پیوند آنها را نگهدارد ﴿وفای به عهد کند﴾، خداوند او را به مقصود می‌رساند و کسی که آن عهدها را بشکند، خداوند او را به خودش واگذارد. ﴿ میزان الحکمه، ج٧، ص۴٩﴾

وجوب وفای به عهد

خداوند به مومنان فرمان می دهد تا به عهد خویش وفا کنند و بدانند که باید پاسخ گوی تعهدات و قول و قرارها و وعده های خویش باشند. خداوند می فرماید: واَوفوا بِالعَهدِ اِنَّ العَهدَ کانَ مَسـولا؛ و به عهد خود وفا کنید زیرا از عهد سوال می شود.(اسراء، آیه ۳۴)

خداوند در آیه ۱۷۷ بقره که اوصاف ابرار را می شمرد، وفای به عهد را یکی از اوصاف ابرار و نیکان قلمداد می کند و می فرماید: والموفون بعهدهم اذا عاهدوا والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون؛ هنگامی که عهد و پیمان می بندند رعایت می کنند؛ مومنان کسانی اند که در عهد و اماناتشان مراعات کننده اند.

و هم چنین می فرماید: بلی من اوفی بعهده و اتقی فان الله یحب المتقین؛ آری هرکس به عهد خود وفا کند و تقوای الهی پیشه نماید در زمره متقین بوده و خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. (آل عمران، آیه ۷۶)

در حدیث معروف و مشهور نیز آمده است: «المؤمنون عند شروطهم؛ مومنان در گرو عهد خود هستند.» سید محمد کاظم یزدی در عروه الوثقی می نویسد: این از قویترین ادله بر لزوم بیع است، برای اینکه شرط به معنای تعهد و مطلق تعهد است. این معنا از این واژه متبادر این است ؛ زیرا در کتاب لغت سراح آمده است: «شرط هو العهد». هم چنین باید توجه داشت که واژه شرط در روایات به معنای «مطلق عهد ولو عهد ابتدایی» استعمال شده مثل این که در روایات معتبر که مربوط به خیار حیوان است امام(سلام الله علیه) می‌فرماید: «الشرط فی الحیوان ثلاثه ایام؛ عهد درباره حیوان سه روز است»؛ یعنی تا سه روز خیار حیوان دارد که عقد را فسخ کند و بعد از آن دیگر حق فسخ نیست.

پیامبران به هر عهدی که می بستند و وعده ای که می دادند وفا می کردند حتی اگر این وعده و عهد را به دشمنان خود می دادند؛ چنان که حضرت ابراهیم(ع) به عهد خود با آزر سرپرست و عموی بت پرست خویش عمل کرد.(توبه، ایه ۱۱۴)

پیامبر(ص) براین نکته تاکید داشته و می فرماید: ثَلاثٌ لَیسَ لاَحَدِ النّاسِ فیهِ رُخصَهٌ: بِرُّ الوالِدَینِ مُسلِما کانَ اَؤ کافِرا وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِمُسلِمٍ اَو کافِرا وُ الاَمانَهُ اِلى مُسلِمٍ کانَ اَؤ کافِرا؛ سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر، وفاى به عهد با مسلمان یا کافر و اداى امانت به مسلمان یا کافر.(نهج الفصاحه ، ص۴۱۶ ،ح۱۲۶۴)

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: لَیسَ مِن فَرائِضِ اللّه شَىءٌ اَلنّاسُ اَشَدُّ عَلَیهِ اجتِماعا مَعَ تَفَرُّقِ اَهوائِهِم وَ تَشَتُّتِ آرائِهِم مِن تَعظیمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ؛ هیچ یک از فرائض الهى همانند وفاى به عهد نیست که مردم با همه خواسته هاى گوناگون و دیدگاه هاى مختلف، بیشتر بر آن اتّفاق نظر داشته باشند.(نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه ۵۳ ،ص۴۴۲)

ارزش و اهمیت وفای به عهد

هم چنین از نظر قرآن، وفاى به عهد و پیمان، از ملاکهاى ارزشى انسان (انفال، آیات ۵۵ و ۵۶) و خصلت های شایسته (رعد، ایه ۲۰؛ مومنون، آیه ۸؛ معارج ، آیه ۳۲) است و کسانی به وعده ها و قول و قرارها و عهود خود عمل می کنند که اهل تقوا(مائده، آیه ۷)، متوجه بازخواست الهی نسبت به تعهدات(اسراء، آیه ۳۴؛ احزاب، ایه ۱۵)، متوجه پاداش های الهی به متلزمین به تعهد(نحل، آیه ۹۵ و ۹۶)، متوجه مشیت الهی(کهف، آیات ۶۵ تا ۶۹)، نظارت الهی بر عمل و کارها(نساء، آیه ۳۳؛ یوسف، ایه ۶۶)، عزم جدی در انجام به تعهدات و التزامات(طه، آیه ۱۱۵) و مانند آن ها باشند.

از نظر قرآن خردمندان و اولوا الالباب(رعد، آیات ۱۹ و ۲۰)، مومنان راستین(مومنون، آیات ۱ و ۸؛ احزاب، آیه ۲۳)، اهل عبادت و نماز(معارج، آیات ۲۲ و ۳۲)، ابرار و نیکان (بقره، آیه ۱۷۷) و مانند آن ها هستند که به عهد خویش پای بند بوده و بدان وفا می کنند.

حضرت علی علیه‌السلام نیز درباره نقش ایمان و یقین به خدا در انجام تعهدات می فرماید: مَا ایقَنَ بِاللهِ مَن لَم یَرع عُهودَهُ وَ دَمَمه؛ کسی که عهد و پیمان خود را رعایت نکرد، به خدای سبحان یقین نیاورده است.( غررالحکم، ص٣۶۶﴾ پیامبر(ص) نیز درباره ایمان به خدا و آخرت در پای بندی فرد به تعهدات و التزاماتش می فرماید: مَن کانَ یُؤمِنُ بِاللّه وَالیَومِ الآخِر فَلیَفِ اِذا وَعَدَ؛ هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، هرگاه وعده مى دهد باید وفا کند.(کافى، الاسلامیه، ج۲، ص۳۶۴، ح۲)

آثار و برکات وفای به تعهدات

چنین افرادی از نظر قرآن، به سبب وفا به تعهدات خود، در دنیا و آخرت رستگار(مومنون، آیات ۱ و ۸)، مورد تکریم فرشتگان(رعد، آیات ۲۰ تا ۲۴) و بهره مند از مقام و آثار متقین(بقره، آیه ۱۷۷)، صادقین(همان) و محبت خدا ( آل عمران، آیه ۶۷) خواهند بود.

رسول اکرم صل الله علیه و آله هم چنین می فرماید: مَن کانَ یُومِنُ بِاللهِ مَن لَم یَرع عُهودَه وَ دَمَمَه؛ آنکس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید به وعده‌ای که می‌دهد وفا کند.﴿ اصول کافی، ج٢، ص٣۶۴﴾

بر اساس روایات هر کسی می خواهد خودش را به پیامبر(ص) و معصوم نزدیک کند باید صفات ایشان را داشته باشد. از مهم ترین صفات که باید به عنوان اسوه سرمشق رفتار مومن باشد وفای به عهد است. پیامبر(ص) می فرماید: اَقرَبُکُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُکُم لِلحَدیثِ وَاَدَّاکُم لِلاَمانَهِ وَاوفاکُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُکُم خُلقا وَ اَقرَبُکُم مِن النّاسِ؛ نزدیک ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.(امالی، طوسی، ص۲۲۹ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج۷۲، ص۹۴، ح۱۲)

امام رضا علیه‌السلام درباره سیره اهل بیت(ع) در وفا به عهد و عقد می فرماید: انا اهل بیت نری ما وعدنا علینا دینا کما صنع رسول الله ؛ ما خاندانی هستیم که وعده‌های خود را قرضی بر گردن خود می‌بینیم، چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود. ﴿ بحارالانوار، ج٧۵، ص٩٧﴾