اقسام جهاد در قرآن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

بیش تر مردم وقتی واژه جهاد را می شنوند تنها جهاد نظامی به اذهان ایشان تبادر می کند؛ چرا که این نوع جهاد در طول تاریخ اجتماعی و سیاسی بیش ترین نقش را در صحنه های زندگی مردم و تحولات عظیم تاریخی ایفاد کرده است؛ از این روست که عبارت مجاهدان تنها مجاهدان نظامی را به ذهن می آورد؛ البته هستند کسانی که از جهاد اکبر نیز مطلبی را شنیده اند و با آن کمی آشنایی دارند؛ اما باید توجه داشت که در قرآن اقسام دیگری از جهاد بیان شده که نویسنده در این مطلب به آن ها پرداخته است. با هم این مطلب از نظر می گذرانیم.

معنا و مفهوم شناسی واژه جهاد

واژه جهاد از واژه عربی جَهد و جُهد به معنای مشقت و سختی بسیار(معجم مقاییس‌اللّغه، ج‌۱، ص‌۴۸۶، «جَهد»)، کوشش، تلاش سخت و کامل است. البته به زمین سخت که در آن گیاه نروید نیز جَهَاد می گویند که جمع آن جُهُد است. واژه جُهْد نیز به معنای نیرو و توانایى به کار می رود. از همین روست که گفته می شود: بَذَلَ جُهْدَهُ : تمام نیروى خود را بکار بُرد. یا گفته می شود: أَجْهَدَ الدابَّهَ : ستور را بیش از طاقتش بار کرد.

پس واژه جهاد نیرو و توان فوق العاده ای را در کاری سخت و مشقت بار هزینه کردن است. زمین سخت را نیز به خاطر آن که غیر قابل نفوذ است جُهد می گویند تا سخت کاری و مشقت آن را بیان کنند. این که در می گویند: جهد الحق به معنای آشکار شدن حق است که البته به سختی از درون باطل و شبهات آشکار می شود؛ و یا جهد المال به معنای هزینه بیهوده است؛ یعنی مشقت مالی و توان و نیروی خود را در جایی صرف کردن که هیچ سودی ندارد؛ چنان که کسی در زمین سخت و بی حاصل با مشقت بخواهد گیاهی برویاند یا آبی را به چنگ آورد.

به هر حال، به هر کوشش و تلاشی جهاد گفته نمی شود؛ بلکه تلاش و کوششی تمام و کامل همراه با سختی و مشقت را جهاد می گویند.

در اصطلاح فقهی جهاد تنها به جهاد با مال و جان در برابر متجاوزان و دشمنان و دفاع از سرزمین و مال و جان مسلمانان گفته می شود، اما در فرهنگ قرآنی جهاد اصطلاحی فراگیرتر است. از این روست که صاحب جواهر، جهاد در مفهوم شرعی را که همان مفهوم برگرفته از قرآن است، به بذل جان، مال و توان خویش در راه اعتلاى کلمه اسلام و اقامه شعائر ایمان تعریف و تفسیر کرده است.( جواهرالکلام، ج‌۲۱، ص‌۳)

البته از سنت معصومان(ع) بر می آید که مفهوم جهاد در اصطلاح قرآنی حتی فراتر از آن چیزی است که صاحب جواهر بیان کرده است؛ زیرا ایشان تنها به جهاد بیرونی اشاره کرده و هیچ اشاره ای به جهاد درونی یا همان جهاد نفس اشاره ندارد؛ به سخن دیگر، جهاد در اصطلاح شرعی هر گونه تلاش مشقت آمیز برای ارتقای نفس و اعتلای کلمه اسلام و اقامه شعائر اسلامی است به طوری که تزکیه و تهذیب نفس نیز به عنوان یک مصداق از مصادیق جهاد شرعی قرار می گیرد.

اقسام جهاد در قرآن

با توجه به معنای پیش گفته که جهاد به معنای هر گونه تلاش مشقت آمیز برای ارتقای نفس و اعتلای کلمه اسلام و اقامه شعائر اسلامی دانسته شد، باید گفت که جهاد دارای اقسامی است. براساس یک تقسیم بندی می توان گفت که جهاد در قرآن و روایات چهار گونه است: اصغر، اوسط، کبیر و اکبر. در ادامه به اقسام جهاد اشاره می شود.

جهاد اصغر:

همان جهاد با دشمنان بیرونی است. این جهاد می تواند به مال و جان انجام گیرد. از این روست که خداوند در آیاتی از قرآن از جهاد با مال و جان سخن به میان آورده و آن را از مصادیق اهل احسان، اهل تقوا ، رستگاری و اهل خیر دانسته و برای آن اجر جزیل و عظیم قرار داده و مجاهدان را فائز و پیروزمند و دارای درجات در نزد خود معرفی کرده است.(نساء، آیه ۹۵؛ انفال، آیه ۷۲؛ توبه، آیات ۲۰ و ۴۱ و ۴۴ و ۸۱ و ۸۲ ؛ حجرات، آیه ۱۵ ؛ صف ، آیه ۱۱)

در یک تقسیم بندی جهاد اصغر به ۱. جهاد با مال ؛ ۲. و جهاد با جان تقسیم می شود. الف: جهاد داخلی علیه اهل بغی و منافقان انجام می گیرد.

پس دو نوع جهاد در جبهه داخلی انجام می گیرد که ۱. یکی همان جهاد علیه اهل بغی است؛ یعنی جهاد علیه مسلمانانی که از حق عدول کرده و خارج شده اند و دست به سلاح برده اند. این جهاد تا زمانی ادامه می یابد که آنان دست از سلاح شسته و تن به حکم حق دهند.(حجرات، آیه ۹) تعبیر قرآن از آن نوع جهاد به جهاد طائفه ای و جهاد علیه باغی است(همان و آیات دیگر) ؛ ۲. و دیگر جهاد علیه منافقان است که در آیه ۷۳ سوره توبه، ۹ سوره تحریم و ۸۸ و ۸۹ و ۹۰ سوره نساء به آن اشاره کرده و به عنوان جهاد واجب معرفی می کند.

ج: هم چنین جهاد در یک تقسیم بندی دیگر به ۱. جهاد ابتدایی (بقره، آیه ۲۱۶)؛ ۲. جهاد دفاعی(بقره، آیات ۱۹۰ و ۱۹۱) تقسیم بندی شده است.

ب: جهاد خارجی: همان جهاد علیه دشمنان خارجی از کافران و مشرکان است.(فتح، آیه ۱۶؛ توبه، آیه ۷۳ و آیات بسیار دیگر)

در تقسیم دیگر، جهاد با جان که همان جهاد نظامی است، به انواعی دیگر دسته بندی شده است که عبارتند از:

  1. جهاد اصغر خود دارای اقسامی است که در آیات قرآنی به آن ها اشاره شده است.
  2. جهاد اوسط همان جهاد با هواهای نفسانی است. انسان همان طوری که با دو دشمن داخلی و خارجی مواجه است، با دو دشمن درونی نیز مواجه است که شامل : ۱. وسوسه های شیطانی و ابلیسی(بقره، آیات ۱۶۸ و ۲۰۸ ؛ انعام، آیه ۱۴۲ ؛ اعراف، ایه ۲۲؛ یوسف، ایه ۵ ؛ سوره ناس و آیات دیگر)؛ ۲. هواهای نفسانی و خواسته های آن مواجه است.(اعراف، آیه ۱۷۶؛ کهف، ایه ۲۸؛ طه، آیه ۱۵؛ قصص، ایه ۵۰؛ جاثیه، آیه ۲۳ و آیات دیگر)

خداوند هواهای نفسانی را دشمن ترین دشمنان انسان می داند؛ زیرا از درون بر کلیت وجودی انسان مسلط می شود و زمام امور را به دست می گیرد به گونه ای که اجازه نمی دهد که عقل و قلب به درستی عمل کنند. در حقیقت جهاد اوسط جهاد علیه غرایز است. در این حالت غرایز طغیان می کند و اجازه نمی دهد تا شخص به درستی تصمیم بگیرد. این طغیان غرایز شامل غرایزی چون قدرت، ثروت، جنسی و مانند آن هاست. در این حالت نفس تسویل گر می شود و غرایز را می آراید و بهتر آن چیزی نشان می دهد که هست. پس به زشتی و بدی فرمان می دهد.(یوسف، آیات ۱۸ و ۵۳ و ۸۳؛ طه، آیه ۹۶)

جهاد اوسط یک جهاد متوسط و میانه است؛ زیرا جهاد با غرایز به معنای تعطیلی آن نیست، بلکه مهار و مدیریت آن است تا طغیان نکند و از حدود و مرزهایش تجاوز ننماید و به مرزهای عقل و قلب و بلکه حتی غرایز دیگر نفوذ نکند و آن را به اشغال خود در نیاورد. این کار با ایجاد تعادل میان غرایز و ارضای در حد نیاز شدنی است. یعنی همان طوری که با ازدواج می توان غریزه جنسی را مدیریت و مهار کرد، می توان غریزه تغذیه را با غذای حلال و طیب به دور از اسراف مدیریت کرد.(اعراف، ایه ۳۱)اینان مهار خشم خود را به دست دارند و کاظمین غیظ هستند و اهل عفو و احسان هستند(آل عمران، آیه ۱۳۴)، اما مجاهدان جهاد اکبر افزون بر احسان و اکرام می پردازند.

حکایتهای از اهل جهاد متوسط

آیت‌الله اردوبادی دارای نفس تزکیه شده بود. ایشان شرح صدر عظیمی بودند، به طوری کسی نمی توانست ایشان را به خشم آورد. یکی از اراذل گفته بود من ایشان را از شرح صدر جدا می‌کنم و او را به خشم می آورم. این شخص در چهار راه شهداء قم که در سابق به چهار راه بیمارستان مشهور بود، نزدیک می شود و به ایشان سیلی محکمی می زند. آیت‌الله اردوبادی هیچ عکس‌العملی نشان نداد. نگاهی به آن شخص می کند و می پرسید: این سیلی را برای چه زدی؟ آیا جدی زدی یا شوخی؟! آقا فرمودند: پس مهم نیست، من با شما حساب شوخی نداشتم. شخص هتاک از این گفتار آیت‌الله اردوبادی شگفت‌زده می‌شود. این مهار و مدیریت خشم و عفو و گذشت نسبت به دیگران که رفتاری جاهلانه دارند از روی احسان است، اما اهل اکرام و جهاد اکبر همانند آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی‌(ره) عمل می کند که از امام حسن (ع) و امام حسین(ع) آموختند که با مرد شامی انجام داد.

می گویند شخصی به آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی‌(ره) فحش داد. ایشان عکس‌العملی از خود نشان نداد فقط به آن شخص فرمود: با من بیا. ایشان شخص فحاش را به در منزل بردند و به او پولی دادند و گفتند: از این به بعد هر وقت خواستی به من فحش بدهی، فحش ناموسی نده. به خودم فحش بده. قرآن نیز می فرماید که بهترین شیوه آن است که رفتاری کریمانه با دیگران به ویژه جاهل عملی و عقلی داشته باشیم.(فرقان، آیه ۷۲)

هم چنین حکایت است که یکی از بزرگان از اهل علم همسری بدخلق داشت. روزی در حیاط خانه در تشت لباس می شست و آن اهل علم در حیاط نشسته بود. زن شروع به بددهنی و دشنام می کند و آن اهل علم تنها سکوت می کند. وقتی همسرش لباس های چرک را کاملا شسته بود. ناگهان از روی عصبانیت وخشم آب چرک ها را روی سر همسرش خالی می کند. آن شخص بر می گردد و به همسرش نگاه می کند و می گوید: من فکر می کردم که فقط رعد و برق داری، پس باران هم داری! شخص هتاک جواب داد، از روی جدی، به تو سیلی زدم!

آن چه در آموزه های قرآنی درباره اخلاق و آداب متقین بیان شده در حقیقت در مراتبی ناظر به همین مجاهدان جهاد اوسط است؛ زیرا اینان اهل احسان و عفو و گذشت هستند، ولی در مراتب بالاتر تقوا مجاهدان به جهاد اکبر است که اهل اکرام نسبت به دشمن نیز هستند.

پیامبر گرامی (ص) در باره این دشمن سرسخت انسان می فرماید: « اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک ؛ سرسخت ترین دشمنت نفس تو هست که در میان دو پهلویت قرار دارد.»( عوالی اللئالی ،ابن ابی جمهور احسائی ، ج ۴ ، ص ۱۱۸ ، ح۱۸۷ ؛ عُدَّهُ الدَّاعِی، ابن فهد حلی، ص۳۱۴ ؛ بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج ۶۷ ، ص ۳۶ ) از این روست معصومان به ما فرمان داده و گفته اند: «جاهدوا أهواءَکم کما تجاهدون أعداءَکم؛ همان طوری که با دشمنانتان جهاد می کنید با هواهای نفسانی خودتان جهاد کنید».( بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۷۰)

جهاد کبیر علمی

سومین جهاد همان جهاد کبیر است که جهاد علیه جهل با استفاده از وحی قرآنی است که خداوند در قرآن از آن جهاد کبیر یاد کرده است.(فرقان، آیه ۵۳)به سخن دیگر، جهل انسانی یا در حوزه حکمت نظری است که نسبت به امری شناخت و علمی ندارد که می تواند با ابزارهای مناسب هر معلومی آن را از جهل به علم تبدیل کند یا جهل در حوزه حکمت عملی است؛ در مقام عمل انسان بر اساس رشد نرفته و رفتاری باطل و نابهنجار در پیش گرفته است.

انسان هایی که گرفتار جهل نقیض عقل هستند، انسان های رشیدی نیستند و از همین روست که مطالب را واژگونه دریافت و تحلیل و توصیه می کنند. از این روست که رفتارهای زشت و ناپسند و فاسد و افسادی خود را رفتاری زیبا و پسندیده و اصلاحی می بینند بی آن که شعور و درک درستی از حقیقت داشته باشند.(بقره، آیات ۸ تا ۱۲) زیرا فتیله عقل و چراغ فطرت خویش را پایین کشیده و دسیسه ودفن کرده اند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) اینان وقتی با فتنه الهی و شبهات مواجه شوند به جای عمل و گرایش به محکمات دنبال شبهات و متشابهات می روند.(آل عمران، آیه ۷)

نکته ای که باید که در جهاد علمی توجه داشت این است که گاه ابزارهای معرفتی و موجب و موجد علم، چون حواس پنج گانه امانت داران خوبی نیستند و داده ها را آن چنان که دریافت می کنند منتقل نمی کنند. این امر که در آیات قرآنی به خیانت تعبیر شده در برخی از حواس بیش تر جلوه می کند. مثلا خداوند از خیانت چشم ها سخن می گوید(غافر، آیه ۱۹)

این خیانت به این معناست که چشم آن چه را دیده به درستی بر نمی تاباند؛ زیرا یا دچار نقصی چون کوررنگی، لوچی و مانند آن است یا ما ابزاری در آن به کار گرفته ایم که نقص را ایجاد و خللی را موجب می شود و نمی تواند خارج را چنان که هست به ما نشان دهد. این خیانت چشم یعنی عدم دریافت درست حقایق خارجی و بیرون و انتقال آن به قوه مدرکه که همان قلب و دل ها و صدور و فواد آدمی باشد. این جاست که به سبب خیانت چشم، اطلاعاتی ناقص و یا نادرست به قوه مدرکه می رسد و دل نمی تواند تحلیل درستی داشته باشد و هم امر موجب می شود که حقیقت بر قلب مخفی بماند و شخص اطلاعات علمی واقعی نداشته باشد.(غافر، آیه ۱۹)

بنابراین، لازم است که با جهاد علمی این نقص و مشکل برطرف شود و انسان دریافت و تحلیل درستی از حقایق داشته باشد. قرآن در تحقق این مساله نقش اصلی و کلیدی دارد، زیرا آیات وحیانی است که حقایق را روشن و تصویری کامل از آن ها به دست می آید که هم در مقام نظر و هم عمل می تواند انسان را از جهل علمی و عقلی رهایی بخشد.

به هر حال، خداوند از بشر می خواهد تا خود را با قرآن و آیات بینات و روشنگر و هدایت گر آن مهجز کند تا هم راه رشد را بیابد و هم بتواند از علم لدنی آن بهره گیرد و دیگران را دایره جهل نظری و عملی رهایی بخشد.(فرقان، آیه ۵۳)

در آیات قرآنی از جهل در برابر علم و جهل در برابر عقل سخن به میان آمده است و بر اساس روایاتی که در آغاز کتاب عقل و جهل اصول کافی نقل شده، آن که خطرناک تر است، جهل در برابر عقل است. در این روایات بیان شده که عقل و جهل جنود و لشکریان دارند که در حوزه عمل در برابر هم قرار می گیرند. مثلا یکی از جنود جهل، تکبر است که در برابر تواضع از جنود عقل قرار می گیرد. در حقیقت آن که انسان را می سازد و بهشت و رضوان الهی را برای آدمی رقم می زند، همین عقل و جنود آن است که در رفتار های نیک و خوب خود را نشان می دهد و آن که انسان را به دوزخ می کشاند همان جهل و جنود آن است.

شاید یکی از مهم ترین دشمنان درونی انسان جهل و جهالت باشد؛ بسیاری از گفته ها و رفتارهای نامناسب و غلط به خاطر جهل انسانی است. البته در قرآن از دو نوع جهل سخن به میان آمده است: ۱. جهل در برابر علم؛ ۲. جهل در برابر عقل. از جهل در برابر عقل گاه به سفاهت نیز یاد می شود و انسان غیر رشید کسی است که گرفتار جهل سفاهتی است.(بقره، آیه ۶۷؛ انعام، ایه ۳۵؛ اعراف، آیه ۱۹۹؛ هود، آیه ۴۶؛ یوسف، آیه ۳۳؛ قصص، آیه ۵۵؛ بقره، آیه ۱۳۰)

جهاد اکبر عقلی و قلبی یا جهاد نفس

چهارمین جهاد، جهاد اکبر است که جهاد میان عقل و قلب است. در جهاد اوسط که جهاد میان عقل و نفس است، انسان تقوا به دست می آورد که بهترین توشه برای سفر است. خداوند می فرماید: تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی(بقره، آیه ۱۹۷) پس آنان آن چیزی که دیگران پس از مرگ به کشف و شهودش نایل می شوند(ق، ایه ۲۲) و دوزخ را به چشم می بیند: کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ ٭ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ(تکاثر، آیات ۵ تا ۷) اینان در همین دنیا می بینند.

به هر حال، اهل جهاد اکبر بهره مند از تعلیمات اختصاصی پیامبر(ص) هستند که فرمود: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام. پس ایشان با مکارم اخلاقی سرو کار دارند نه فقط با محاسن اخلاقی که در یک درجه پایین تر قرار دارد.

اما از نظر قرآن، این مقصود و هدف نهایی و غایی انسانی نیست، بلکه مقصود حقیقی در جهاد اکبر تحصیل می شود که انسان در آن جهاد، خدایی و ربانی می شود. البته خدایی و ربانی شدن آثار و برکاتی دارد که از جمله آن ها خلافت الهی است که در آیه ۳۰ سوره بقره بیان شده است؛ هم چنین انسان در پی این مقام، اهل شهود و یقین شده و به مراتب سه گانه علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین دست می یابد؛ چنان حضرت امیر در خطبه همّام که فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ…؛ با بهشت چنان اند که گویى مى بینندش و غرق نعمتهایش هستند. و با دوزخ چنانند که گویى مى بینندش و به عذاب آن گرفتارند. دلهایشان اندوهگین است و مردمان از آسیبشان در امان اند. بدنهاشان لاغر است و نیازهاشان اندک است و نفسهایشان به زیور عفت آراسته است . روزى چند در بلا پاى مى فشرند و از پى آن آسایشى ابدى دارند. این معاملت ، که پروردگارشان نیز برایشان آسانش ساخته است ، سود بسیار دهد. دنیا در طلب آنهاست و آنها از دنیاگریزان اند. به اسارتشان مى گیرد ولى جانهاى خویش به فدیه دهند تا از اسارت برهند.»(نهج البلاغه، خطبه متقین یا همام)