اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد مقاومتی

کار

بسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد مقاومتی لوازم و ملزوماتی دارد که باید به آن توجه داشت و گرنه تحقق عینی و خارجی آن ناشدنی است و تنها تصور و فرضیه ای در اذهان و نظریه ای بر روی کاغذ خواهد بود. از جمله لوازم اقتصاد مقاومتی توجه به اقتصاد دانش بنیان است تا اقتصاد بر پایه و بنیان دانشی شکل گیرد که همه ابعاد و زوایای آن را توصیف، تحلیل و تبیین نماید و توصیه ها و باید و نبایدهای علمی و عملی را در چارچوب علمی قابل تجربه، مشاهده، آمارگیری، سنجش، آسیب شناسی، بازشناسی و بازسازی ارایه نماید. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا نقش اقتصاد دانش بنیان را در اقتصاد مقاومتی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اقتصاد مقاومتی، اقتصاد پایدار پویا

اقتصاد مقاومتی به مفهوم اقتصاد با ویژگی های قیام و قوام و مقاوم، زمانی شکل می گیرد که عناصر و مقتضیات آن فراهم و موانع از پیش رو برداشته شود. اقتصاد مقاومتی با ویژگی قیام یک اقتصاد خودکفا و مستقل است که به دیگری برای ایستادن نیازی ندارد؛ هم چنین قوام بخش است و می تواند دیگر اجزاء جامعه را بر پا نگه داشته و ستون خیمه گاه جامعه باشد چنان که انتظار قرآن از یک اقتصاد اسلامی آن است.(نساء، آیه ۵) هم چنین این اقتصاد باید مقاوم در برابر فشارهای درونی و بیرونی و تحریم ها و تهدیدها باشد و در برابر آن مقاومت نماید.

بنابراین، دست یابی به این مرتبه از اقتصاد نیازمند تامین پیش نیازها و مقدمات و مقتضات و نیز بر طرف کردن موانعی است که اجازه نمی دهد تا چنین اقتصادی شکل گیرد.

ویژگی هایی چون قیام، قوام و مقاوم بودن برای اقتصاد، زمانی تحقق می یابد که اقتصاد افزون بر پایداری و استقامت ، از ویژگی پویایی برخوردار باشد و در برابر فشارها و تهدیدها بتواند مقاومت نماید و بیدی نباشد که به این بادها بلکه توفان ها بلرزد و آسیب ببیند یا با بحران مواجه شود.

هم چنین برای آن که بتواند نیازهای متغیر و دایم در تغییر جامعه را برطرف نماید، باید از پویایی برخوردار باشد و بتواند هماره در راستای پاسخ گویی به نیازهای متنوع و متعدد و متغیر جامعه ، از خود توانایی بروز دهد. این جاست که دانایی خود را به عنوان یک امر بایسته بر اقتصاد مقاومتی تحمیل می کند؛ زیرا اقتصاد حتی اگر پایدار و توانا باشد بدون دانش و دانایی نمی تواند دوام بیابد و به عنوان یک اقتصاد کارآمد خود را نشان دهد.

به سخن دیگر، کارآمدی دایمی یک اقتصاد از جمله اقتصاد مقاومتی زمانی خواهد بود که عنصر توانایی دایمی با بهره گیری از دانش و دانایی شکل گیرد تا این گونه نه تنها بر پایه های خود استوار بماند، بلکه با تغییرات دایمی همراهی کرده و خود را وقف داده و کارآمدی خود را در همه عصرها و مصرها و دوره ها و اماکن به رخ کشد.

دانش و دانایی رکن اصیل پویایی اقتصاد مقاومتی

بر اساس آن چه بیان شد معلوم می شود که دانش و دانایی رکن اصیل پویایی اقتصاد مقاومتی است و اگر اقتصاد مقاومتی بخواهد پاسخ گو نیازها متنوع و متعدد و متغیر جامعه اسلامی باشد، باید خود را به عنصر دانش و دانایی مهجز نماید. بنابراین، اگر بخواهیم مولفه ها و عناصر اصلی اقتصاد مقاومتی را تعریف و تبیین نماییم بی گمان از جمله مهم ترین و اصلی ترین عناصر و مولفه های آن، دانش و دانایی است.

این دانش و دانایی باید همه ابعاد وجودی اقتصاد مقاومتی را از مدیریت تا تولید تا توزیع تا مصرف در بر گیرد؛ زیرا اقتصاد یک موجود زنده است که باید هماره در همه ساحات و ابعاد بر اساس دانش و دانایی مدیریت و مهار شود. پس همان اندازه که اقتصاد به عنوان یک موجود زنده در حال رشد و نمو و شکوفایی و پیشرفت است هم چنین گاه دچار بیماری و حتی بحران مرگ و نیستی می شود. بنابراین، لازم است تا با یک موجود زنده بر اساس دانش و دانایی تعامل شود. قوانین حاکم بر آن دانسته شود و بیمارها و آسیب هایی که پدیدار می شود بر اساس دانش و دانایی درمان گردد.

دانش و دانایی در اقتصاد مقاومتی هم نیاز مدیریت و هم نیاز تولید و بلکه حتی نیاز توزیع و مصرف است؛ زیرا اگر ندانیم که قوانین حاکم بر اقتصاد چیست نمی توانیم آن را مهار و مدیریت کنیم. این که انسان توانسته است تا بر طبیعت مسلط شود و به تعبیر قرآن آن را به تسخیر خود در آورد، بر اساس شناخت سنت ها و قوانین حاکم بر جهان ماده و طبیعت است. هم چنین برای تسخیر و سلطه بر اقتصاد نیز لازم است تا قوانین آن دانسته شود و در سایه این دانایی است که تسخیر و سلطه بر اقتصاد معنا می یابد.

البته میان سلطه و تسخیر بر طبیعت و مواد آن، با تسخیر بر اقتصاد تفاوت ها و فرق هایی است؛ زیرا طبیعت امری واقعی است در حالی که اقتصاد یک امر اعتباری و انتزاعی است، ولی همین امر اعتباری و انتزاعی دارای قوانین و سنت های خاص خود است. از این روست که خداوند فراتر از افراد که حقایق واقعی است برای جوامع بشری نیز قوانین و سنت هایی را بیان می کند که به عنوان سنت ها و قوانین جامعه مطرح است؛ یعنی همان طوری که برای فرد حقیقی و واقعی احکام و قوانین و سنت هایی است، برای جامعه که امری اعتباری و انتزاعی است نیز قوانینی است که در قرآن بیان شده است.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ آیات دیگر)

چیستی اقتصاد دانش بنیان

اقتصاد دانش بنیان، نظام اقتصادی است که همه مراحل اقتصاد در ساختار دانایی و دانش شکل می گیرد. این بدان معناست که اقتصاد به عنوان یک موضوع می بایست در چارچوب دانش تجربی هماره تحلیل ، تعلیل و تبیین شود و نمی توان بدون دانش و دانایی توصیه ای در زمینه اقتصادی ارایه داد. مدیریت اقتصادی باید به عنوان مدیریت دانش اقتصاد دیده شود و کسانی مسئولیت اقتصاد جامعه را به دست گیرند که از دانش مدیریت اقتصادی برخوردار باشند. در مرحله تولید اقتصادی نیز کسانی مسئولیت تولید را به عهده می گیرند که از دانش و دانایی در تولید بهره باشند. همین دانایی و دانش نیز در مرحله توزیع و حتی مصرف نیز مورد نیاز است؛ زیرا اگر بر اساس دانش و دانایی، توزیع شکل نگیرد ، توزیع نامتوازن رخ می دهد و عرضه و تقاضا در شاخص نوسانی موجب بحران اقتصادی می شود؛ چنان که مصرف هر کالا اقتصادی نیز نیازمند دانایی و دانش مصرف است. به عنوان نمونه مصرف کالایی چون رایانه و موبایل و مانند آن ها، نیازمند دانایی و دانش به کارگیری آن است تا کالای اقتصادی بتواند مفید و سازنده برای افراد جامعه باشد و گرنه چیزی جز هزینه های اضافی و مضاعف بر خانوار و جامعه نیست.

البته برخی اقتصاد دانش بنیان را محدود به حوزه تولید دانسته و گفته اند که اقتصاد دانش بنیان، نظام اقتصادی است که در آن، تولید و کاربرد دانش منشأ اصلی ایجاد ثروت محسوب می شود.

از نظر این افراد، اقتصاد دانش بنیان (انگلیسی: Knowledge economy) به روش تولیدی گفته می‌شود که در آن از دانش برای ایجاد ارزش افزودهٔ محسوس یا غیر محسوس استفاده می‌شود. فناوری و به خصوص فناوری‌های دانش بنیان کمکی برای تبدیل بخشی از دانش آدمی به ماشین آلات محسوب می‌شوند. این دانش می‌تواند توسط نظام‌های پشتیبانی – تصمیم گیری در زمینه‌های مختلف اقتصادی برای ایجاد ارزش افزوده استفاده شود.( پیتر دراکر ،عصر ناپیوستگی، فصل ۱۲ (انگلیسی: The Age of Discontinuity))

به نظر می رسد که چنین تعریف از اقتصاد دانش بنیان نمی تواند نیازهای اقتصاد مقاومتی را برآورده سازد؛ زیرا اگر تولید اقتصادی بر اساس دانش باشد، ولی مدیریت و یا دیگر مراحل فعالیت اقتصادی بر اساس دانش و دانایی شکل نگیرد ما با همان بحرانی مواجه خواهیم بود که تا کنون مواجه بودیم ؛ زیرا تنها تولید دانش بنیان نمی تواند اقتصاد قائم و قوام و مقاوم را شکل بخشد؛ بلکه حتی می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

اگر بخواهیم تنها مرحله ای از مراحل فعالیت کامل اقتصادی را دانش بنیان کنیم دیگر مراحل همانند گلوگاه عمل می کنند و اجازه نمی دهند تا یک جریان سالم و روان اقتصادی در همه مراحل داشته باشیم. این گونه است که تولید دانش بنیان نمی تواند همه خواسته ها و اهداف ما را از اقتصاد مقاومتی برآورده سازد. بنابراین لازم است تا اقتصاد دانش بنیان در همه مراحل فعالیت اقتصادی مد نظر قرار گیرد.

به سخن دیگر، کارایی یک نظام اقتصادی مستلزم تعریف ساز و کارها و شناخت عوامل مؤثر بر همه مراحل فعالیت اقتصادی از شناخت منابع و دارایی مادی و معنوی ، معدنی و انسانی، تا عوامل موثر بر تولید و تا توزیع و مصرف و نیز به کارگیری دانشی است که از ارتباط این عوامل با یکدیگر، زمینه افزایش عملکرد همه بخش های اقتصادی فراهم آید.

بی تردید دسترسی به اهدافی چون جایگاه برتر اقتصادی، رقابت مند شدن اقتصاد و نیز پیشرفت، رشد و توسعه پایدار و پرشتاب، مستلزم درک شرایط محیطی اقتصاد نوین و توجه به ملزومات آن است؛ زیرا برنامه ریزی برای رشد و پیشرفت و توسعه در اقتصاد نوین، بدون شناخت این محیط و شناسایی جایگاه و توانایی های جامعه در آن و همچنین شناخت منابع جدید رشد و پیشرفت و توسعه به هدف نخواهد رسید.

در آیات قرآنی بر اقتصاد دانش بنیان و دانش محور تاکید شده است. به عنوان نمونه خداوند در آیه سوره یوسف بیان می کند که مدیریت اقتصاد جامعه باید به دست کسی داده شود که در علم اقتصاد از تخصص و تعهد لازم برخوردار است.(یوسف، آیه ۵۵) بنابراین، تخصص و تعهد به عنوان دو عنصر اصلی در مدیریت اقتصاد مورد تاکید و اهتمام قرار می گیرد. این مدیریت نه تنها باید راهبردهای اقتصادی ، سیاست های کلان و خرد و برنامه ها را تعیین نماید ، بلکه باید نظارت مستقیم و غیر مستقیمی را اعمال نماید تا مشخص شود حرکت و فعالیت اقتصادی تا چه اندازه مطابق و موافق راهبردهای علمی تعیین شده انجام می گیرد و میزان خطا و انحراف چه اندازه است. از این روست که حضرت یوسف(ع) نه تنها به عنوان عالم اقتصاد دارای تخصص و تعهد، راهبردهای کلان اقتصادی را برای جامعه مصر مشخص کرده و سیاست ها و برنامه را تعیین می کند، بلکه خود بر تمام مراحل از تولید تا توزیع و مصرف نظارت می کند و به کارگزاران و مردم می گوید که چگونه باید تولید دانش بنیان داشته و چگونه آن را برای فرآوری و مصرف حفظ کرده و به چه سان آن را توزیع کرده و در چه شکل و میزانی مصرف نمایند.(یوسف، آیات ۴۷ تا ۴۹؛ و نیز ۵۸ تا ۶۰ ؛ و نیز ۷۰ تا ۷۲)

مهم‌‌ترین مشخصه‌‌های اقتصاد دانش محور و دانش بنیان عبارتند از:

  1. دانشی بودن اقتصاد در همه مراحل از مدیریت تا مصرف؛
  2. تاکید بر تخصص و دانش و پژوهش در حوزه عمل اقتصادی؛
  3. تاکید بر دانش افزایی در حوزه عمل اقتصادی؛
  4. عمومی سازی دانش اقتصادی به ویژه در حوزه دانش چگونگی مصرف؛
  5. تاکید بر نیروی مهار و متخصص به جای نیروی ارزان؛
  6. انعطاف پذیری و پویایی با توجه به نیازهای متغیر جامعه؛
  7. تاکید بر پیوند دانشگاه، پژوهشگاه و شرکت ها و صنایع؛
  8. دانش محور بودن صنایع و صنعت؛

مولفه های اصلی اقتصاد دانش بنیان

چنان که بیان شد اقتصاد دانش بنیان، اقتصادی است که سر تا پای آن را دانش و دانایی مدیریت می کند و دانش در همه مراحل یک فعالیت اقتصادی محوریت دارد. بنابراین، در هیچ مرحله و مرتبه ای از فعالیت های اقتصادی نمی توان از عناصر و افرادی استفاده کرد که در حوزه خود دارای تخصص نیستند؛ زیرا در هر مرتبه و مرحله ای از مراحل فعالیت اقتصادی اگر متخصصی حضور نداشته باشد، نمی توان امید داشت که یک اقتصاد دانش بنیان شکل گیرد، بلکه اقتصاد به شکل کاریکاتوری رشد خواهد کرد و نمی تواند پاسخ گویی نیازهای جامعه بوده و در شرایط بحرانی مقاوم باشد.

  1. دانش تولید و تولید دانش: از آن جایی که محور اقتصاد تولید است، باید دانش متوجه تولید باشد. به این معنا که هر تحقیق و پژوهشی که انجام می گیرد در راستای تولید کالا، کیفیت بخشی به آن، افزایش کمی و کم هزینه تر آن و آسان کردن کارها و فعالیت های بشر باشد. هم چنین باید جامعه به تولید دانش توجه خاصی داشته باشد و هماره با تحقیق و پژوهش در عرصه های گوناگون با بهره گیری از دقت نظر در قوانین طبیعت و ماده به کشف رازهای آن پرداخته و به استفاده از آن قوانین در تولید اقتصادی اقدام نماید. پس از یک سو، تولید دانش، به عنوان هدایت کننده و محرک اصلی رشد و پیشرفت اقتصاد دانش محور، یک مولفه اصلی است و هم چنین دانش تولید یعنی دانشی که در خدمت تولید است یک نیاز جدی برای اقتصاد دانش بنیان است. در آیات قرآنی از مردم خواسته شده تا با دقت نظر در آیات آفاقی و انفسی الهی رازها و قوانین و سنت های حاکم بر آن را کشف کنند و به تولید دانش پرداخته و سپس آن دانش را در خدمت تولید قرار دهند.(غاشیه، آیه ۱۷؛ اعراف، آیه ۱۸۵؛و آیات دیگر) خداوند در آیه ۳۱ سوره مائده بیان می کند که انسان کیفیت دفن مردگان را از کلاغ و غراب آموخت. در حقیقت با نگاه و دقت نظر در رفتار کلاغ، دانست که چگونه می توان مردگان را دفن کرد و این گونه بر دانش خویش افزود. هم چنین حضرت یوسف(ع) با نگاهی به وضعیت نگه داشت بذر گندم در خوشه ، این دانش ابتکاری را ارایه می دهد که در حفظ و نگه داشت یک کالای تولید بسیار موثر است.(یوسف، آیه ۴۷) به سخن دیگر، هماره ابتکار و اختراع در حوزه تولید کالا نیست، بلکه در حوزه های حفظ و توزیع و حتی مصرف یک کالا نیز می تواند مفید و سازنده باشد. یعنی همان طوری که اختراع آجر(قصص، آیه ۳۸) و نوره پاک کننده و شیشه(نمل، آیه ۴۴) و مانند آن ها در اصل آسان سازی امور در زندگی بشر مفید است ، هم چنین اختراع و اکتشاف و ابتکار در حوزه حفظ و بسته بندی و مصرف نیز همان اندازه مفید و سازنده است. اصولا تولید دانش و دانش تولید کالا و اختراعات و ابتکارات و اکتشافات جدید ، می بایست در جامعه نهادینه شود تا اقتصاد مقاومتی بر محور اقتصاد دانش بنیان شکل گیرد. این دانایی و دانش به جامعه کمک می کند تا روش های نوین در علم و فناوری، اختراعات و نوآوری های جدید و توسعه تحقیقات قبلی داشته باشد؛
  2. انتشار دانش: در اقتصاد مقاومتی دانش بنیان ، باید علم از انحصار طبقه خاص بیرون آید و در جامعه آزادانه در تبادل و گردش باشد؛ زیرا اگر کسی دانشی را به دست آورد، شاید دیگری به سادگی بتواند آن را به دانش تولید یا مدیریت تولید تبدیل کند. انتشار آزادانه اطلاعات و دانش می تواند در پیبشرفت اقتصاد مقاومتی دانش بنیان بسیار کمک کند. در آیات قرآنی بر انتشار علم به عنوان زکات علم و دانش تاکید و از مصادیق انفاق شمرده شده است. بی گمان انتشار دانش از طریق فراهم کردن زیرساخت های ارتباطی مطلوب نظیر دسترسی به اینترنت، به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ایجاد بانک های دانش، تعداد کاربران اینترنت، ضریب نفوذ موبایل و سیستم های ارتباطی در بخش های مختلف جامعه امکان پذیر است. یکی از نکاتی که باید در انتشار دانش مورد توجه قرار گیرد، گسترش زیرساخت های توزیع دانش و اطلاعات در نقاط مختلف یک کشور از جمله در روستاها و شهرهای کوچک است که این موضوع نقش مهمی در هم افزایی و اثربخشی اقتصاد دانش محور خواهد داشت. دسترسی همه یا اکثریت مردم به دانش می تواند آنان را درگیر مسایل کند و هم زمینه را برای ابتکار و اختراع و اکتشاف فراهم نماید؛
  3. کاربرد دانش : کاربرد دانش به مفهوم استفاده از آن در تمامی ابعاد و بخش های جامعه است به طوری که در ایجاد ارزش افزوده، ایجاد ثروت و تولید ناخالص ملی و افزایش سطح رفاه اجتماعی مؤثر باشد. البته توجه به نوعی خاص از دانش که از آن به دانش تولید یا دانش کاربردی یاد می شود، می تواند در افزایش دانش تولیدی کمک کند. این بدان معنا نیست که از دانش های بنیانی و محض غافل شویم، بلکه مراد آن است تا جنبه های دانش تولیدی بیش تر از پیش مورد توجه قرار گیرد. اصولا از نظر اسلام هر دانشی که به مقام عمل در نیاید، دانش قلمداد نمی شود؛ از این رو، دانش محض نیز می بایست به نوعی در فرآیند کمالی انسان و در عمل او خود را نشان دهد. در اسلام علم و عمل با هم آمیخته است؛ به این معنا که با عمل به هر علمی ، علمی دیگر زاده می شود و علم و عمل تاثیر متقابل با یک دیگر دارند. بنابراین، ساختار اقتصاد مقاومتی دانش بنیان باید بر محور علم علمی و علم علمی باشد. این همان مفهوم درست از کاربرد دانش در اقتصاد دانش بنیان مقاومتی است که باید مورد تاکید و توجه قرار گیرد.

برخی از محققان از جمله امیر یوسفی شرایط لازم و عوامل کلیدی برای توسعه فرآیند‌های اقتصاد دانش بنیان را عبارت از امور زیر دانسته اند:

  1. نیروی انسانی دانش آموخته و با مهارت؛
  2. زیرساخت‌های مربوط به فن آوری اطلاعات؛
  3. یک نظام نوآوری کارا؛
  4. نهادهای مشوق نوآوری و خلاقیت، انتشار و به‌کارگیری دانش موجود؛
  5. نیروی انسانی ماهر؛
  6. از نظر ایشان یک نظام کارا و مؤثر نوآوری از شرکت‌ها، مراکزتحقیقاتی، دانشگاه‌ها، دولت‌ها و دیگر سازمان‌هایی می‌توانند تشکیل می‌شود که در این زمینه اثرگذار باشند؛
  7. نهادهای مشوق نوآوری و خلاقیت، انتشار و به‌کارگیری دانش موجود ؛
  8. وجود یک سیستم نهادی مشوق و سیاست‌هایی که این سیستم برای تجهیز و تخصیص مناسب منابع، توانمندسازی کارآفرینی، و تولید، انتشار و به‌کارگیری از دانش انجام می‌دهد بسیار ضروری است.
  9. این سیاست‌ها شامل حیطه گسترده‌ای از سیاست‌ها، مانند سیاست‌های اقتصادی خرد وکلان، قوانین تجاری، قوانین مالی و بانکداری، تعدیل و ترفیع بازار کار و همچنین انجام نقش‌های نظارتی است.

با نگاهی به این شرایط و لوازم معلوم می شود که ایشان اقتصاد دانش بنیان را در محدوده تولید تعریف می کنند که نمی تواند اقتصاد مقاومتی دانش بنیان را تامین کند، بلکه باید دامنه و گستره عناصر و لوازم و شرایط را فراتر از حوزه تولید در همه بخش ها و فعالیت های اقتصادی دید. البته برخی از لوازم و شرایط پیش گفته ناظر به بخش های دیگر غیر از تولید است که از این جهت می توان به آن توجه یافت.

سخن در این است که این شرایط باید به عنوان شرایط بایسته مد نظر قرار گیرد و نباید به آن تنها به شرایط شایسته توجه یافت؛ به سخن دیگر، آن چه برای یک اقتصاد مقاومتی دانش بنیان لازم و ضروری است توجه به بایدها و نبایدهایی است که نادیده گرفتن آن در حد شایسته نه بایسته می تواند ما را از رسیدن به اقتصاد مقاومتی دانش بنیان محروم سازد.

اقتصاد مقاومتی دانش بنیان در قرآن

در آیات و روایات به اصل اقتصاد دانش بنیان بسیار توجه شده است؛ زیرا اصولا اسلام هر گونه حرکت ها و فعالیت های انسانی بیرون از دایره علم و دانایی را در قالب جهالت و سفاهت ممنوع می داند و از مردمان می خواهد با تعقل و تفکر و دانایی در هر عرصه وارد شده و گام بردارند و بر اساس نادانی و جهالت و یا بی خردی و سفاهت عمل نکنند؛ زیرا اسلام ، تکلیف مکلفان را بر اساس عناصر چهارگانه علم ، قدرت، اختیار و بلوغ قرار داده است و نمی تواند مدافع و حامی اقتصاد یا هر فعالیت انسانی باشد که بدون علم و دانایی و تعقل و تفکر باشد.

از نظر قرآن انسان موجود مکلفی است که باید در دایره تکوین و تشریع ، قوانین حاکم بر هستی و طبیعت و سنت های الهی حاکم بر جهان و جان و جامعه را بشناسد و مسئولیت ها و نقش هایی خود را به روشنی و درستی بداند و بر اساس آن عمل نماید؛ زیرا بدون دانایی و دانش ، هر گونه عملی حتی موافق سنت و قوانین، نمی تواند تاثیر مثبت واقعی از خود به جا گذارد.

خداوند در آیات قرآنی از جمله در ۶ سوره نساء پس از آن که در آیه ۵ بر اساس قوام بودن اقتصاد برای جامعه تاکید می کند، می فرماید: وَابْتَلُواْ الْیَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْکُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن یَکْبَرُواْ وَمَن کَانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَمَن کَانَ فَقِیرًا فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَیْهِمْ وَکَفَى بِاللّهِ حَسِیبًا؛ و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به [سنّ‏] زناشویى برسند پس اگر در ایشان رشد [فکرى‏] یافتید، اموالشان را به آنان رد کنید، و آن را [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید. و آن کس که توانگر است باید [از گرفتنِ اجرت سرپرستى‏] خوددارى ورزد و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف [از آن‏] بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان ردّ کردید بر ایشان گواه بگیرید، خداوند حسابرسى را کافى است.

از این آیه به خوبی و روشنی معلوم و دانسته می شود که هر گونه عمل اقتصادی می بایست با اساس دانش و نیز مهارت اقتصادی باشد؛ از این روست که بر واژه آنس تاکید می شود؛ زیرا انس گرفتن با عمل اقتصادی یا هر عمل دیگری زمانی شدنی است که شخص بارها در قالب کارگاهی پودمانی علمی و علمی ، دانش و مهارت را با هم آمیخته باشد و با کار و دانش خود را بر کاری مسلط کند. پس علم و عمل و دانش و کار و آمیختگی آن بیانگر آن این معنا است که عمل اقتصادی باید همراه با آمیختگی کار و دانش باشد و شخص زمانی می تواند مسئولیت عمل اقتصادی را به عهده گیرد که کاردانش بنیان را تجربه کرده و در عرصه خود متخصص شده باشد.

پس وقتی اسلام و قرآن به شخص اجازه نمی دهد تا در یک فعالیت شخصی و خصوصی در اموال خویش، بدون مهارت علمی و عملی عهده دارد مسئولیت شود، چگونه اجازه می دهد تا اقتصاد جامعه در اختیار غیر متخصص ماهر قرار گیرد؟! پس از آیات ۵ و ۶ سوره نساء این معنا به دست می آید که اقتصاد مقاومتی دانش بنیان باید در جامعه خرد و کلان حضور داشته باشد و بدون چنین اقتصادی جامعه دچار بحران و حتی فروپاشی به سبب ناکارآمدی و عدم مشروعیت و مقبولیت از قبل آن می شود.