افشاگری، شرایط و آثار آن

نجوا

بسم الله الرحمن الرحیم

افشاگری و آشکار کردن اسرار و رازها به ویژه در حوزه های امنیتی یکی از مباحث مهم در حوزه سیاسی و فقه سیاسی است؛ چرا که امنیت جامعه این مهم ترین عنصر و مولفه سعادت به این مهم وابسته است. در آموزه های وحیانی قرآنی، به مساله افشاگری در ابعاد گوناگون پرداخته شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا از نظر فلسفه و فقه سیاسی به این مساله بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

احکام افشای اسرار امنیتی

اصولا هر انسان و جامعه ای دارای رازها و اسراری است که آشکارسازی آن می تواند به اطراف قضیه آسیب جدی وارد سازد.

از نظر قرآن در مسایل شخصی و فردی، گفتن عیب دیگران گناه و حرام است، چنان که تجسس از آن نیز حرام و گناه است.(حجرات، آیه ۱۱؛ نساء، آیه ۱۴۸) البته مظلوم برای دفع اتهام از خود، می تواند حتی گناه نهان و رازآلود ظالم را آشکار کند(یوسف، آیه ۲۶)؛ چنان که مظلوم می تواند معایب ظالم و ستمگر را نیز آشکار کند.(نساء، آیه ۱۴۸)

اما در مسایل اجتماعی، بازگویى اسرار و رازهاى مسلمانان به بیگانگان حرام و گناه است. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَهً مِنْ دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیَاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از غیر خودتان دوست و همراز مگیرید آنان از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى ‏ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‏ هایشان نهان مى دارد بزرگتر است در حقیقت ما نشانه‏ هاى دشمنى آنان را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید.(آل عمران، آیه ۱۱۸)

شیخ طبرسی می نویسد که نهى از اتّخاذ غیر مؤمنان در جایگاه همراز، براى جلوگیرى از افشاى اسرار مسلمین است(مجمع‌البیان، ذیل‌آیه)؛ زیرا همرازها خواسته و ناخواسته اسرار و رازها را به یک دیگر بازگو کرده و افشای اسرار می کنند.

هم چنین خدا می فرماید: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ آیا پنداشته‏ اید که به خود واگذار مى ‏شوید و خداوند کسانى را که از میان شما جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده او و مؤمنان محرم اسرارى نگرفته‏ اند معلوم نمى دارد و خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است.(توبه، آیه ۱۶)

در این آیه به مومنان هشدار داده می شود تا مواظب رفتارها و گفتارهای خودشان باشند؛ زیرا خداوند به همه اسرار آگاه است و ارتباط گیری آنان با غیر مومنان و بیگانگان را می داند. پس مواظب باشند تا چنین ارتباط گیری نداشته باشند که مشکل زا برای خودشان و جامعه است.

البته در این میان، اسرار نظامی از درجه حساسیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا بستگی مستقیم به امنیت عمومی جامعه دارد و هر گونه افشای اسرار نظامی می تواند خطری امنیتی برای جامعه و امت اسلام ایجاد کند. بر همین اساس خداوند در آیه ۱ سوره ممتحنه فاش ساختن اطّلاعات نظامى مسلمین را، امرى حرام و ممنوع دانسته و فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّهِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّهِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید! به طورى که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند و پیامبر خدا و شما را از مکه بیرون مى کنند که چرا به خدا پروردگارتان ایمان آورده‏ اید. اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‏ اید شما پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى ‏کنید! در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم؛ و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.

آثار و پیامدهای افشای اسرار امنیتی

در آیات قرآنی با اشاره به آثار و پیامدهای افشای اسرار نظامی ، تلاش می شود تا امت اسلام از افشاگری در این حوزه پرهیز کنند و شرایط را به گونه ای فراهم نیاورند که اطلاعات و اسراری در اختیار دشمن قرار داده شود. از جمله آثاری که قرآن برای افشای اسرار امنیتی بیان کرده است عبارتند از:

  1. رفتاری شیطانی: از نظر قرآن، افشای اسرار امنیتی جامعه، کاری شیطانی است که انسان ها باید از آن پرهیز و اجتناب کنند. خداوند می فرماید: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا؛ و چون خبرى حاکى از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعا از میان آنان کسانى‏ اند که مى‏ توانند درست و نادرست آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز شمار اندکى از شیطان پیروى می کردید.(نساء، آیه ۸۳) خداوند در این آیه فرموده افشاى اسرار جامعه اسلامى پیش از ارجاع به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اولواالامر، کارى شیطانى است.
  2. گمراهی: از آیه ۱ سوره ممتحنه به دست می آید که افشاى اسرار نظامى مسلمانان، سبب قرار گرفتن افشاکننده در زمره گمراهان است. پس آثار گمراهی بر چنین افراد بار می شود و از دایره مسلمانی بیرون می روند؛ چرا که راه راست، اسلام است و این افراد با این گونه اعمال ضد اسلامی و ضد امنیتی، از راه راست اسلام و مسلمانی بیرون رفته و گمراه شده اند.
  3. خیانت: از نظر قرآن، افشای اسرار نظامى مسلمانان، از سوى برخى مسلمانان، به‌رغم آگاهى آنان به خیانت بودن آن، خیانت در امانت به شمار می رود. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و نیز در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود می دانید که نباید خیانت کرد.(انفال، آیه ۲۷) در شأن نزول آیه آمده است: این آیه پس از آن نازل شد که مسلمانى رازى از مسلمانان را در نزد بیگانگان فاش ساخت. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) پس از نظر قرآن، افشای اسرار امنیتی مسلمانان و امت اسلام در نزد بیگانگان، از مصادیق خیانت در امانت و خیانت به خدا و پیامبر(ص) است.
  4. نکوهش و سرزنش خدا: کسانی که اسرار امنیتی را آشکار می کنند و زمینه بحران امنیتی و نفوذ دشمن را فراهم می آورند، مورد نکوهش و سرزنش خداوند قرار می گیرند.(نساء، آیه ۸۳)

افشاگران اسرار امنیتی

اصولا هر کسی به شکلی از اسرار و رازهایی آگاه است و به شکلی در معرض خطر است. بنابراین، باید مراقب باشد تا به گفتار و رفتار خویش رازی را آشکار نسازد.

اما در این میان برخی به طور طبیعی در معرض خطر بیش تر هستند که از جمله آنان کسانی هستند که در حوزه امنیتی امت و جامعه فعالیت می کنند.

قرآن افراد و جریان هایی را به امت معرفی می کند که به سبب خصوصیات شخصیتی و رفتاری در معرض خطر بیش تر هستند و امت و امام باید مراقب باشد تا آنان اخبار و اطلاعات امنیتی را افشا نکنند و در اختیار دشمنان و بیگانگان قرار ندهند. از جمله این افراد و جریان ها باید نسبت به این دو گروه زیر بیش تر از همه حساسیت نشان دهد و آنان را زیر نظر داشت:

  1. منافقان: نفاق یک جریان ریشه دار در ساختار نظام اسلامی و امت مسلمانان است؛ زیرا با اقتدار امت و نظام اسلامی، کافرانی با حفظ کفر باطنی اظهار اسلام کرده تا این گونه بقای خود را در میان مردم به عنوان امت و شهروند تضمین کرده و از منافع نظام اسلامی بهره برده و در همان حال افکار و عقاید باطنی خویش را پیش برند و در صورت بازگشت اوضاع و ایجاد بحران، کفر خویش را آشکار سازند. از این رو، هماره جریان نفاق بدتر از جریان کفر دانسته و معرفی شده است. آنها با استفاده از مصونیتى که در پناه اظهار ایمان پیدا می‌کنند، ناجوان‌مردانه، و آزادانه به مسلمانان حمله‌‌‏ور شده، از پشت به آنها خنجر می‌زنند، مسلماً حال چنین دشمنان ناجوان‌مرد و خطرناک که در قیافه دوست آشکار می‌شوند از حال دشمنانى که با صراحت اعلان عداوت کرده و وضع خود را مشخص ساخته‏‌اند به مراتب بدتر است، در حقیقت نفاق راه و رسم افراد بی‌‏شخصیت و پست، و مرموز و ترسو، و به تمام معنا آلوده است.(تفسیر نمونه، ج ‏۴، ص ۱۸۱.) جهت دیگر این است که کفار ظاهر و باطنشان یکی است و طبیعتاً می‌توان در برابر آنان موضع مشخصی گرفت، اما منافقان با دورویی آن‌چنان پیچیده عمل می‌کنند که تشخیص رفتار آنان ممکن است، حتی برای پیامبران نیز دشوار گردد، چنان‌که خداوند می‌فرماید: «برخى از بادیه ‏نشینانى که پیرامون شما هستند منافق‌اند، و از ساکنانِ مدینه نیز عدّه‌‏اى‏ بر نفاق خو گرفته‌‏اند. تو آنان را نمی‌‏شناسى، ما آنان را می‌‏شناسیم. بزودى آنان را دو بار عذاب می‌‏کنیم، سپس به عذابى بزرگ بازگردانیده می‌‏شوند».(توبه، آیه ۱۰۱) نتیجه این‌که خطراتى که از ناحیه منافقان به جوامع انسانى می‌رسد با هیچ خطرى قابل مقایسه نیست؛ از این‌رو منافقان حتی از کفار بدترند و خداوند ایشان را در پست ترین درکات دوزخ قرار داده است.(نساء، آیه ۱۴۵) خداوند در آیات قرآنی بارها نسبت به جریان نفاق هشدار داده است؛ زیرا آنان وقتی با امت همراه می شوند، به قصد خیانت و تجسس و جاسوسی همراه می شوند و اطلاعات و اخبار را کسب و به دشمنان اسلام می رسانند: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا أُولَئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ؛ اى پیامبر! کسانى که در کفر شتاب مى ‏ورزند تو را غمگین نسازند؛ چه از آنانکه با زبان خود گفتند: ایمان آوردیم و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود؛ و چه از یهودیان آنان که به سخنان تو گوش مى‏ سپارند تا بهانه‏ اى براى تکذیب تو بیابند و براى گروهى دیگر که خود نزد تو نیامده‏ اند خبرچینى [=جاسوسى] مى کنند. کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى کنند و مى‏ گویند: اگر این حکم به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى کنید؛ و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى ‏آید. اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند. در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود .(مائده، آیه ۴۱) در جایی دیگر نیز درباره فعالیت های ضد امنیتی جریان نفاق علیه امت و نظام اسلامی می فرماید: لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مَا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ؛ اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏ افزودند و به سرعت‏ خود را میان شما مى‏ انداختند و در حق شما فتنه‏جویى میکردند و در میان شما جاسوسانى دارند که به نفع آنان اقدام مى کنند و خدا به حال ستمکاران داناست.(توبه، آیه ۴۷) خداوند درباره افشاگری منافقان می فرماید: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا؛ و چون خبرى حاکى از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعا از میان آنان کسانى‏ اند که مى‏ توانند درست و نادرست آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز شمار اندکى از شیطان پیروى می کردید.(نساء، آیه ۸۳) در این‌که مرجع ضمیر «جاءهم» چه کسانى‌اند، دو احتمال وجود دارد: ۱. منافقان؛ ۲. مسلمانان ضعیف‌الایمان. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) برداشت براساس احتمال اوّل است.
  2. سست ایمان ها: از دیگر گروه هایی که خطر جاسوسی و افشاگری اطلاعات و اخبار از سوی آنان بیش تر مطرح است، گروه سست ایمان ها هستند. البته این بنا بر یک قول دیگر در مرجع ضمیر «جاءهم» از آیه ۸۳ سوره نساء است که مراد از ایشان همان مسلمانان سست ایمان و ضعیف‌الایمان هستند. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) سست ایمان ها به دلیل این که در برابر فشارها و تهدیدها یا تطمیع نمی توانند خود را حفظ کنند، ممکن است به افشای اسرار امنیتی و نظامی بپردازند و این گونه جامعه را با خطر مواجه سازند.
  3. اهل کتاب از شهروندان امت اسلام: چنان که اسلام فرمان داده اهل کتاب از یهود و مجوس و نصارا و صائبی، در برابر جزیه ای برای تامین هزینه های امنیت از سوی نظام اسلامی، می توانند جزو شهروندان اسلام قرار گیرند؛ اما همین افراد به سبب تفاوت اعتقادی با همه مشترکات، ممکن است به بیگانگان و دشمنان اطلاعات و اخباری را برسانند و اسرار و رازهای امنیتی را افشا کنند. از همین رو، هوشیاری و مراقبت در این زمینه لازم است. البته در این میان، احتمال خیانت از سوی یهودیان بیش تر از دیگر افراد از اهل کتاب است.(مائده، آیه ۴۱) خداوند در آیه ۱۰۹ سوره بقره به علتی دیگر نیز اشاره می کند. در این آیه آمده که حسادت اهل کتاب نسبت به مسلمانان ممکن است موجب رفتاری ضد امنیتی و افشای اسرار به بیگانگان از سوی آنان شود؛ چرا که خواست درونى بسیارى از اهل‌کتاب براى برگرداندن مؤمنان از دین اسلام مطلبی نیست که بر مسلمانان مخفی باشد؛ زیرا خداوند درباره این نیت درونی آنان در آیاتی از قرآن از جمله همین آیه و نیز آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰ سوره آل عمران افشاگری کرده است.
  4. مرزنشینان: از جمله افرادی که ممکن است به افشای رازها و اسرار امنیتی بپردازند و از نظر موقعیت حساس جغرافیایی در معرض خطر بیش تری برای افشاگری قرار دارند، حاشیه نشینان به ویژه مرزنشینان هستند. خداوند در آیه ۱۰۱ سوره توبه و ۱۱ و ۱۲ سوره فتح نسبت به آنان هشدار داده است. هر چند این آیه در باره بادیه نشینان و اعراب غیر شهرنشین است؛ ولی با توجه به آن که مرزهای آن روز نظام اسلامی محدود به شهر مدینه بود، اعراب حاشیه نشین به عنوان مرزنشینان در معرض خطر بودند، با آن که اعلان اسلام و مسلمانی می کردند و جزو شهروندان امت به شمار می آمدند.

شرایط افشاگری اسرار امنیتی

در آیات قرآنی شرایطی را برای حفظ اسرار و نیز جواز انتشار اخبار و اطلاعات محرمانه بیان شده است. از جمله این شرایط می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ترور رهبران: در صورتی که اخبار و اسرار جامعه در راستای افشاگری نسبت به ترور رهبران جامعه یا ایجاد بحران در آن است، لازم است تا افشاگری انجام شود تا رهبران در امنیت قرار گیرند. خداوند در آیاتی از قرآن از جمله آیات ۶۴ و ۶۵ و ۷۴ سوره توبه به افشای نقشه منافقانی اشاره می کند که می خواستند در عقبه به ترور پیامبر(ص) بپردازند و خداوند ایشان را رسوا کرد و راز و سر ایشان را آشکار نمود. در شأن نزول آیه آورده‌اند: هنگام مراجعت پیامبر صلى الله علیه وآله از غزوه تبوک، تعدادى از منافقان در کمین نشستند تا او را ترور کنند. جبرئیل(ع) حضرت را از ماجرا آگاه کرد و آیه نازل شد. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) هم چنین افشا شدن توطئه عبداللّه بن ابىّ و همدستانش براى بازداشتن مردم از انفاق به همراهان پیامبر صلى الله علیه وآله از دیگر مواردی است که در قرآن مطرح شده است. چنان که تصمیم عبداللّه ‌بن ‌ابىّ و همدستانش از سوى خداوند، درباره اخراج پیامبر صلى الله علیه وآله و مسلمانان از مدینه، پس از بازگشت از جهاد نیز در آیه ۷ سوره منافقون مطرح می شود. این آیه درباره منافقان به سرکردگى «عبداللّه ‌بن ‌ابىّ» است که در غزوه بنى‌المصطلق، تصمیم گرفتند پس از بازگشت به همراهان پیامبر صلى الله علیه وآله انفاق نکنند تا آنان از اطرافش پراکنده شوند.(مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) در شان نزول آیه ۷۴ سوره توبه نیز آمده است: گروهى از بدخواهان پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله که به اهل عقبه موسومند، تصمیم گرفتند که هنگام بازگشت پیامبراکرم صلى الله علیه وآله و مسلمانان از غزوه تبوک، شتر پیامبر صلى الله علیه وآله را رانند و او را ترور کنند. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه)
  2. ایجاد زمینه های ترور: گاه خود اشخاص به ترور اقدام نمی کنند، ولی با گزارش ها و دادن اطلاعات زمینه را برای ترور از سوی دشمنان فراهم می آورند؛ چنان که بنى‌اسرائیل، فراهم‌آورنده اسباب قتل انبیا، با افشا کردن راز آنان نزد دشمنانشان بودند.(بقره، ایه ۶۱) این گونه افراد نیز باید رسوا شوند تا در خدمات اهداف دشمنان حرکت نکنند. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که بنى‌اسرئیل، خود انبیا را به قتل نرساندند؛ بلکه با افشاى اسرارشان زمینه قتل آنان را فراهم آوردند. (کافى، ج ۲، ص ۳۷۲، ح ۶‌؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه)
  3. جلوگیری از ظلم ظالم: از موارد جواز افشاگری، جلوگیری از ظلم ظالم است.(نساء، آیه ۱۴۸)
  4. رهایی از اتهام: افشای راز دیگری برای رهایی از اتهام به ویژه در باره رهبران جایز است.(یوسف، آیات ۲۵ و ۲۶، نور، آیات ۱۱ تا ۱۹)
  5. هماهنگی با رهبران: افشاگری در مسایل امنیتی که موجب بحران اجتماعی و ترس عمومی می شود، زمانی جایز است که با رهبران هماهنگی به عمل آمده باشد؛ زیرا افشای مردم نسبت به حمله دشمن پیش از هماهنگی با رهبری ممکن است بحران را تشدید کند.(نساء، ایه ۸۳)
  6. مصونیت سازی مردم و جامعه: گاه لازم است برای مصونیت سازی مردم و جامعه برخی از تحرکات گروه ها و جریان های سیاسی و اعتقادی افشا شود. خداوند بارها در همین ارتباط به افشای نیات باطنی منافقان و فعالیت های به ظاهر دینی آنان هم چون ساخت مسجد و همراهی در غزوات و جهادها پرداخته است تا امت آگاه و هوشیار شوند در دام این جریان ها قرار نگیرند.(توب، آیات ۴۷ و ۴۸ و ۱۰۷ و ۱۱۰ ؛ بقره، آیه ۲۰۴ و ایات بسیار دیگر)