افشاگری، حدود و مرزهای آن

samamosهر انسانی رازی دارد که گاه تنها خدا از آن آگاه است و گاه دیگرانی از آن آگاه هستند. اگر انسان رازی را از دیگری بداند، آیا می تواند آن را افشا کند؟ چه رازهایی را می توان افشا کرد و چه رازهایی را نمی توان؟ آیا اسرار امنیتی و نظامی را می توان افشا کرد؟ آیا رازهایی که با امنیت دولت اسلامی و ملت مسلمان مرتبط است می توان به مسئولان گزارش کرد؟ معیارها و ملاک های افشاگری چیست؟ چه محدودیت ها و مرزهایی برای افشاگری وجود دارد؟

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن شد تا به این پرسش ها پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

افشاگری از حرام تا حلال

افشاء به معناى آشکار کردن، فاش نمودن، پدیدار و هویدا ساختن است.( فرهنگ فارسى معین) افشاگر به معناى آشکارکننده مى‌باشد.( لغت‌نامه دهخدا)مقصود از افشاگرى، آشکار کردن اسرار و رازها است. به این معنا کسی از راز و سر دیگری آگاه است و آن را علنی می کند و به گوش دیگران می رساند.

گاه این سر و راز از طریق خود شخص در اختیار دیگری قرار می گیرد و در مقام مشورت و درد دل با او در میان می گذارد و این شخص را سنگ صبور خود دانسته و رازی را با او در میان گذاشته است؛ و گاه دیگر، شخص به شکلی از راز و سر دیگری با خبر و آگاه می شود.

هم چنین رازهای شخص می تواند فردی یا اجتماعی باشد؛ چنان که می تواند اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و نظامی باشد. هم چنین رازی که در شخص از آن آگاه شده است به دوست یا دشمن گفته می شود و یا همگانی می کند یا به افراد خاصی گزارش می کند. گاه به قصد حل مشکلی این افشاگری را انجام می دهد و گاه به قصد تخریب و تعییر شخص انجام می گیرد.

بنابراین می توان شقوق بسیاری را برای افشاگری از نظر محتوا،‌ روش کسب و آگاهی، مخاطب، انگیزه و مانند آن فرض کرد. پس‌ نمی توان یک حکم کلی اخلاقی در فضلیت و یا رذیلت افشاگری بیان کرد و یا از نظر شرعی آن حلال یا حرام و یا مجاز دانست.

از این روست که در قرآن احکام مختلفی درباره افشاگری وارد شده است و دین اسلام افشاگری را مطلقا خوب یا بد و نیز حلال و یا حرام یا مجاز نشمرده است؛ زیرا افشاگری بستگی به شرایطی دارد که با تغییر هر شرطی حکم آن نیز تغییر می کند. از این جاست که گاه نه تنها از جواز افشاگری بلکه حتی وجوب آن سخن به میان آمده است و در شرایطی شریعت به مکلف حکم می کند که نسبت به رازی افشاگری کند و آن را به عنوان یک راز در نزد خود نگه ندارد.

به عنوان نمونه اگر شخصی به هر علتی متهم به گناه و یا جرمی شده است و شخص می تواند با افشاگری خود را از اتهام برهاند، می بایست افشاگری کند و راز را حفظ نکند.(یوسف، آیه ۲۶)

گاه برای نجات دولت اسلامی و ملت مسلمان لازم است تا رازی را افشا کند و به مسئولان از ارتباط سست ایمان و منافقی با دشمنان اطلاع دهد و یا فاسقی را رسوا کند که با خبرهای دروغ خود جامعه اسلامی را در معرض خطر قرار می دهد و یا روحیه مردم را تضعیف می کند. بنابراین، برای دفاع از امت و دولت اسلامی واجب است که گاه افشاگری کند.

شخصی که به وی ظلم شده است و راهی برای نجات خود جز افشاگری ظالم ندارد، مجاز است تا علیه آن شخص افشاگری کند و راز او را بر ملا و هویدا سازد.(نساء، آیه ۱۴۸)

در برابر،‌ افشای برخی از رازها نه تنها مجاز بلکه حرام و حتی از نظر کیفری جرم است. از جمله این موارد می توان به افشای اسرار نظامی و امنیتی دولت اسلامی و مسلمانان در نزد دشمنان اشاره کرد و یا با افشاگری اسرار نظامی و امنیتی در میان مردم، زمینه دسترسی اطلاعاتی دشمن را فراهم آورد. چنین افشاگری حتی اگر در نزد دشمن نباشد، گناه، حرام و جرم است.(ممتحنه، آیه ۱)

البته حرمت افشاگری اختصاص به مسایل نظامی و اسرار دولت اسلامی ندارد،‌ بلکه افشای رازهای مسلمانان نه دولت اسلامی در نزد بیگانگان نیز گناه و حرام است؛(توبه، آیه ۱۶؛ آل عمران، آیه ۱۱۸) زیرا با چنین افشاگری، دشمنان از نقاط ضعف و قوت مسلمانان و جامعه اسلامی آگاه می شود و گاه حتی می تواند از طریق اطلاعاتی که درباره مسلمانان و رازهای آنان به دست آورده، افرادی را در جامعه اسلامی شناسایی و به عنوان جاسوس به کار گیرد؛‌زیرا از نقاط ضعف مسلمانی که رازی بوده است آگاه شده است.

خداوند در آیه ۱۱۸ سوره آل عمران از اتّخاذ غیر مؤمنان در جایگاه هم راز نهی می کند تا این گونه از هر گونه افشای اسرار مسلمانان در نزد دشمنان جلوگیری شود؛(مجمع‌البیان، طبرسی، ذیل‌آیه) زیرا ارتباط با دشمنان در این سطح موجب می شود که دشمنان از وضعیت مومنان و اسرار و رازهای آنان آگاه شوند و به اطلاعات پربهایی در باره جامعه اسلامی دست یابند.

شکی نیست که اطلاعات از دشمن در هر چیز و مورد و نیز در هر سطحی بسیار گران بها می باشد؛‌ چرا که آگاهی از خلق و خو و افکار و رفتار دشمن و این که چگونه فکر و عمل می کند؟ به چه می اندیشد و چگونه کنش و واکنش نشان می دهد، اسرار بسیار گران بهایی است که بر اساس آن می توان برای جنگ نرم وروانی و حتی جنگ سخت بهره برد.

در جهان امروز با بهره گیری از دانش های مردم شناسی، فرهنگ شناسی، جامعه شناسی و روان شناسی و مانند آن تلاش می شود تا اطلاعات کاملی از دشمن به دست آورده و در جنگ نرم از آن بهره گیرند. پس هر گونه اطلاعاتی از جامعه اسلامی برای دشمنان رازهای گرانبهایی است که می تواند بر اساس آن برنامه ریزی کند و جامعه اسلامی را به رنج افکند یا بر آن تسلط یابد. از این روست که اسلام از هر گونه ارتباط دوستانه و ولایی با دشمنان بر حذر داشته است؛ زیرا امکان دسترسی به اطلاعات و اسرار مردم شناسی را در اختیار آنان می گذارد و دشمن می تواند بر اساس این اطلاعات تحلیلی جامع از وضعیت مسلمانان داشته باشد و بر اساس آن عمل کند.

گاه مردم از روی نادانی و جهالت و سفاهت، با افشای رازی در نزد دشمن،‌ این امکان را برای دشمن فراهم می آورند تا نقاط ضعف مسلمانان و جامعه اسلامی و راه های نفوذ و ضربه زدن را بیابند و ناخواسته امکان سلطه دشمنان را بر جامعه اسلامی فراهم آورند. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که بنى‌اسرئیل، خود انبیا را به قتل نرساندند؛ بلکه با افشاى اسرارشان زمینه قتل آنان را فراهم آوردند. (کافى، ج ۲، ص ۳۷۲، ح ۶‌؛ نورالثقلین، ذیل ۶۱ سوره بقره)

در حقیقت بنى‌اسرائیل، فراهم‌آورنده اسباب قتل انبیا، با افشا کردن راز آنان نزد دشمنانشان بودند، ولی خداوند به سبب این که اطلاعات بسیار گران بهایی را در اختیار دشمن از وضعیت پیامبران و جامعه اسلامی در اختیار دشمنان می گذاشتند، اینان را متهم به قتل پیامبران خود می کنند.

به سخن دیگر، لازم نیست که شخص خود کمر به قتل رهبر و پیامبری کند،‌بلکه با ارایه اطلاعات از وضعیت جامعه اسلامی و رهبری می تواند این خدمت بی مزد و مواجب را به دشمنان بکند تا آنان رهبری را به قتل برسانند. البته گاه افرادی در جامعه خود خواسته این اطلاعات را در اختیار دشمن می گذارند؛ زیرا خود ناتوان از انجام چنین اقداماتی هستند و یا نمی خواهند مستقیم شناسایی و متهم شوند، ولی این افراد در حقیقت با دادن اطلاعات و افشاگری از اسرار،‌خود اقدام به قتل و ترور کرده اند هر چند که در این کار مباشرت نداشتند ولی سبب انجام آن شده اند.

خداوند در آیه ۱۰ سوره تحریم از افشای اطلاعات و اسرار حضرت لوط (ع) توسط همسر ایشان سخن می گوید. همسر لوط بر خلاف پیمان زناشویی که می بایست حافظ اسرار خانوادگی همسر باشد، اطلاعات و اسرار خانوادگی همسر را در اختیار دشمنان می گذاشت و خداوند به سبب همین خیانت در امانت اسرار خانوادگی او را به عذابی سخت همراه قوم لوط گرفتار کرد.(نگاه کنید، مجمع البیان، ذیل آیه)

غیر از این موارد، موردی دیگر نیز در آیات قرآنی حرام و گناه دانسته شده است. خداوند در آیه ۱۴۸ سوره نساء،‌ تنها زمانی افشاگری علیه افراد جامعه را مجاز دانسته است که شخصی که علیه او افشاگری می شود، انسان ظالم و ستمگری باشد، اما اگر انسانی ظالم و ستمگری نباشد و علیه شما ستمی روا نداشته است، اگر شما از راز او آگاه هستید و از گناه و جرم وی یا هر راز و سر دیگر او آگاه هستید،‌ مجاز نیستید تا علیه او افشاگری کنید،‌ بلکه چنین افشاگری علیه اشخاص حرام و گناه است.

خداوند در این آیه عدم خشنودی خود و حرمت چنین افشاگری را با عبارت « ان الله لا یحب» بیان کرده است. این عبارت کنایه از نهی الهی از ارتکاب افشاگری در حق غیر ظالم است و در حقیقت خداوند این گونه حرمت را نسبت به این گونه افشاگری جعل نموده است.

به هر حال، نمی توان حکم یگانه ای در فضلیت و رذیلت و یا وجوب و حرمت یا جواز افشاگری صادر کرد، بلکه با توجه به شروط و شرایط، احکام آن تفاوت می کند. این در حالی است که برخی بر این باورند که هر گونه افشاگری نسبت به رازی جایز نیست؛ زیرا از مصادیق خیانت یا تعییر و مانند آن است. در حالی که دیده شد که گاه افشاگری نه تنها اخلاقی بلکه واجب و لازم است و نمی توان به صرف این که فلانی در بیان این راز او را امین دانسته بسنده کرد و در زمان خطر علیه دولت اسلامی از افشای آن خودداری کرد. به عنوان نمونه اگر شما با گروهی از دوستان نشسته اید و کسی نقشه قتل رهبری جامعه اسلامی را کشیده است نمی توان به عنوان این که آنان وی را امین دانسته اند،‌ از افشای طرح ترور و قتل خودداری کرد، بلکه واجب و لازم است تا با در اختیار قراردادن اطلاعات به مسئولان و افشاگری درباره آن، از قتل جلوگیری به عمل آورد.

هشدار خداوند نسبت به افشاگری عیوب مردم

انسان مسلمان انسانی اخلاقی است؛ زیرا پیامبر(ص) برای اتمام مکارم و محاسن اخلاقی مبعوث شده و اصول اسلامی همواره برای تثبیت و تحکیم مکارم اخلاقی و محاسن آن وارد شده است. پس هر گونه افشاگری نسبت به عیوب مردم را که رازی در نزد افراد است، حرام می شمارد.

اسلام از این که اشخاص در پی عیوب جویی دیگران باشد،‌به شدت به عنوان یک رذیلت اخلاقی برخورد می کند. اسلام از مومنان و مسلمانان می خواهد که به جای عیب جویی از دیگران به شناسایی و برطرف کردن عیوب خود مشغول باشند. برخی از مردم عادت کرده اند که برای رضایت دل خود، عیب جویی دیگران کنند تا عیوب خود را توجیه و دل خویش را آرام کنند. چنین رفتاری به سبب آن که موجب حفظ رذایل اخلاقی در فرد و تحکیم آن می شود، کاری بس ناپسند و حرام و گناه است. هر انسانی می داند که چه نقص و عیوبی دارد هر چند که در مقام عذر و بهانه تراشی باشد.(قیامت، آیات ۱۴ و ۱۵) پس به جای آن که سرگرم شناسایی عیوب دیگران و عیب جویی باشد، به عیوب خود مشغول شود و آن را برطرف نماید.

برخی از افراد جامعه از این بدتر هستند. این ها نه تنها عیب جویی می کنند تا خود را آرام کنند، بلکه عیب جویی می کنند تا دیگران را تحقیر کنند و خود را برتر نشان دهند. این کار از نظر اسلام به عنوان تعییر شناخته می شود و کاری بس نادرست و ناپسند و حرام و گناه است. کسانی که به تعییر اقدام می کنند پس از آگاهی از عیوب دیگران و رازهای ایشان از جمله گناهان و خطاهایی که مرتکب شده اند، با افشاگری آن راز، به تحقیر شخص می پردازند و به سرزنش او اقدام می کنند و آن راز را چماق کرده بر سرش می کوبند.

خرده گیری، سرزنش کردن و عیب و خطا و گناه کسی را بر رخش کشیدن و به تحقیر شخص اقدام کردن، از گناهانی است که خداوند آن را حرام دانسته است. کسی که به لمز و غمز و همز رو می آورد،‌عیب جوی کینه توزی است که خداوند به شدت از او ناخشنود است و او را دشمن می دارد.(توبه، آیات ۷۷ و ۷۹؛ حجرات، آیه ۱۱؛ همزه ، آیه ۱ و آیات دیگر) عیب جویان سرزنش کننده افشاگر، مانند چاه کنی هستند که همیشه خودشان در ته چاه بدبختی و شقاوت گرفتار هستند و دل هایشان در کینه و حقد می سوزد.(سوره همزه)

در روایات است که چنین کسانی همان طوری که به سرزنش دیگران و افشاگری می پردازند، خود پیش از مرگ به همان گرفتار می شود.

امام صادق (ع ) می فرماید: ابـعـد مـا یـکـون الـعـبـد مـن اللّه عـزوجـل ان یـوافی الرجل وهو یحفظ علیه زلا ته لیعیره بها یوما؛ دورترین بنده از درگاه الهی آن کسی است که با کسی دوست شود ولغزشهای اورا در نظر بگیرد تا روزی اورا سرزنش کند.(بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۱۹)

امام صادق (ع ) هم چنین می فرماید: من عیر مؤمنا بذنب لم یمت حتی یرکبه ؛ هـر کـسـی مـؤمـنـی را بر گناهی سرزنش کند، نمی میرد مگر آنکه خودش به آن گناه، مبتلا می شود.( کافی، کلینی، ج ۲، ص۳۵۶، باب التعییر)

البته باید توجه داشت که مساله تعییر و عیب جویی غیر از مساله امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا کسی که منکر را علنی مرتکب می شود و شخص می ببیند می بایست او را گوشزد کند تا ترک نماید و اگر مخالفت کرد و ادامه داد می بایست او را به اشکال دیگر مجبور به ترک نمایند. هم چنین اگر معروفی را ترک کرد می بایست او را به انجام آن بخوانند و فرمان دهند. این غیر از تعییر و سرزنش است که به قصد تحقیر و عیب جویی انجام می گیرد.

لزوم توجه متعلقات و محتوا رازها

در افشاگری لازم است که انسان به محتوا و متعلق رازها نیز توجه داشته باشد. اگر رازی خصوصی و در حوزه مسایل شخصی است،‌ جایز نیست که آن را افشا کرد و اگر این راز در ارتباط با خود اوست،‌ تنها در صورتی می تواند افشاگری کند که از طرف شخص به او ظلمی روا شده باشد و گرنه جایز نیست بلکه حرام است.

اما اگر رازی که در اختیار اوست، اجتماعی و امنیتی و نظامی باشد، نمی تواند در اختیار دشمنان بگذارد و می بایست در حفاظت آن بکوشد. اگر رازی می داند که در ارتباط با دیگری است و به مسایل امنیتی مربوط می شود حتی اگر شخص او را امین دانسته و با او در میان گذاشته باشد،‌می بایست در نزد مسئولان افشاگری نماید. مثلا اگر منافقی یا سست ایمانی ارتباط با دشمنان داشته باشد و شما از آن آگاه شدید حتی اگر خود او شما را در جریان این ارتباط گذاشته باشد،‌بر شماست که افشاگری کنید و مسئولان را در جریان امر قرار دهید.

بارها خداوند در آیات متعددی،‌رازهای منافقان و سست ایمان ها را افشا کرده و پرده از ارتباط ها و توطئه های آنان برداشته است.(سوره محمد، سوره منافقون و آیات دیگر) بنابراین، لازم است که مسلمانان نیز هر گاه از رازهای آنان مطلع شده اند و مرتبط با مسایل امنیتی جامعه است می بایست در اختیار مسئولان قرار دهند. خداوند گزارش می کند که سست ایمان ها و منافقان همواره در نقش جاسوس عمل کرده و خواسته و ناخواسته با افشای رازهای جامعه اسلامی ضرباتی را به جامعه زده اند و مشکلاتی را ایجاد کرده اند. از این روست که خواهان هوشیار مومنان نسبت به این گروه می شود و به سست ایمان ها و منافقان نیز هشدار می دهد.(نساء، آیه ۸۳؛ ممتحنه، ایه ۱؛ انفال، آیه ۲۷)

به هر حال، می بایست توجه داشت که رازها دارای تفاوت های ماهوی می باشند و افشای هر رازی نه مطلقا بد و نه خوب است. به این معنا که افشاگری امری خنثی است و زمانی می توان درباره آن ارزش گذاری بد یا خوب کرد که به متعلق و محتوای راز و انگیزه ها و شرایط آن توجه داشت. مرزها و محدوده افشاگری را می بایست در چارچوب خاص خود تحلیل و تبیین کرد و توصیه های ارزشی، قانونی و حقوقی را برمدار هر یک از فروض و شقوق مساله بیان کرد. از این روست که در آیات قرآنی برای افشاگری رازها و اسرار، احکام از واجب تا حرام و جایز بیان شده است که مرتبط به شقوق و فروض مساله است.