افزون یافتگان در قرآن

پاداشهای دو چندان خدایی

یکی از صفات مؤمنان رستگار، افزون یافتگان یا همان «مضعفون» به تعبیر قرآنی است. اینان به سبب برخی از رفتارهای خاص به ویژه در حوزه عمل اقتصادی به این صفت ستوده شدند.

خداوند در آیه ۳۹ سوره روم می فرماید: و ما اتیتم من ربا لیربو فی أموال الناس فلا یربو عندالله و ما آتیتم من زکاه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون؛ و آنچه از ربا می دهید تا (برای شما) در مالهای مردم بیفزاید پس (بدانید که) نزد خدا افزون نمی شود، و آنچه از زکات می دهید که (بدان وسیله) خشنودی خدای را می خواهید پس ایشان دارای پاداشی چند برابر هستند.

با نگاهی به کاربردهای واژه مضاعف در آیات قرآنی این معنا به دست می آید که این افزایش در امور مالی و پاداش های دو چندان در دنیا و آخرت به سبب فعالیت مثبت اقتصادی چون صدقه، احسان، قرض الحسنه است. (بقره، آیه ۲۴۵و آل عمران، آیه ۱۳۰ و نیز حدید، آیه ۱۱) بنابراین کسانی که در مسئله اقتصادی فعالیت هایشان را تنها در راستای وجه الهی به جا می آورند و انجام می دهند، امیدوار به پاداش های مضاعف در اصل سرمایه و سود دو چندان آن هستند.

علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه می نویسد: کلمه «ربا»، به معنای نمو مال و زیاد شدن آن است و جمله «لیربوا…» اشاره به علت این نامگذاری می کند، که چرا ربا را ربا خواندند. بنابراین، مراد این است که: مالی که شما به مردم داده اید تا اموالتان زیاد شود، نه برای اینکه خدا راضی شود- این قید را از ذکر اراده وجه خدا در عبارت مقابل آن می فهمیم- آن مال نزد خدا زیاد نمی شود و نمود نمی کند و ثوابی از آن عایدتان نمی شود، برای اینکه قصد قربت نداشته اید.

فرق ربا و زکات

و مراد از «زکات»، مطلق صدقه است و معنایش این است که: آن مالی که برای رضای خدا دادید، و اسراف هم نکردید، چند برابرش عایدتان می شود، کلمه «مضعف» به معنای دارنده چند برابر است و معنای کلام این می شود که: چنین کسانی آنهایند که «یضاعف لهم»، مالشان و یا ثوابشان چند برابر می شود. پس مراد از «ربا» در مفهوم کلی آن این است که چیزی را به کسی عطا کنی و قصد قربت نداشته باشی، و مراد از صدقه (زکات) آن مالی است که برای رضا خدا بدهی.

علامه طبرسی در مجمع البیان در ذیل آیه آورده است: آنچه را به منظور بهره وری بیشتر از ثروت های مردم و جلب افزایش در پاسخ هدیه شما از سوی آنان، به دیگران می پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت، چرا که این بخشش ها و هدیه ها، برای بازگشت ثروت و هدیه بیشتر است، نه برای خدا.

در مورد مفهوم واژه «ربا» در آیه شریفه دو نظر است: ۱- از نظر «ابن عباس» و «طاوس» و طبق روایت رسیده از حضرت باقر(ع) منظور از واژه «ربا» در آیه مورد بحث، بهره های روا و عادلانه و هدیه هایی است که فردی برای دیگری می دهد و در برابر آن سود و بهره و عوض بیشتری دریافت می کند، این سود و بهره نه پاداشی دارد و نه گناه به شمار می رود. ۲-اما به باور «حسن» و «جبایی» منظور، همان «ربا» و بهره ای است که اسلام آن را تحریم می کند؛ با این بیان، آیه مورد بحث بسان این آیه است که می فرماید: «یمحق الله الربی و یربی الصدقات؛ خدا از برکت ربا می کاهد و بر صدقات می افزاید…

پاداش دو چندان به صدقه دهندگان

در خصوص آیه: و ما آتیتم من زکاه تریدون وجه الله فأولئک هم المضعفون و آنچه را به عنوان زکات و حقوق محرومان می پردازید و در انجام آن خشنودی خدا را می خواهید و هیچ انتظار پاداشی از دریافت دارندگان ندارید، بدانید که چنین کسانی دو چندان گیرندگان پاداش خود خواهند بود و خدا پاداش اینان را افزون می سازد. به باور عده ای از مفسران منظور این است که: این گروه هستند که در کارهای شایسته پیشی جسته اند و کار نیک بسیاری انجام می دهند. و به باور پاره ای دیگر، منظور این است که: این گروه از انسانها با پرداخت حقوق محرومان و کمک به آنان، در این جهان به ثروت و امکانات خویش می افزایند و در سرای آخرت نیز پاداشی چند برابر خواهند داشت.

در روایت هم آمده است که: با پرداخت زکات و حقوق محرومان و یاری رسانی به بینوایان، از ثروت و دارایی انسان کاسته نمی شود.

امیرمؤمنان(ع) در این مورد می فرماید: فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک، والصلوه تنزیها عن الکبر، و الزکوه تسبیباً للرزق، و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق…، و صله الارحام منماه للعدد… خدا ایمان و توحیدگرایی را واجب ساخت تا مردم از پلیدی های شرک و بیداد پاک گردند و نماز را واجب ساخت تا از خودپسندی و کبر دور شوند و زکات و پرداخت حقوق محرومان را لازم شمرد تا وسیله فزونی روزی گردد و روزه را واجب ساخت تا اخلاص مردم را بیازماید… و ارتباط با خویشان را مقرر فرمود تا بسیار و همیاری و تعاون در میان آنان بیشتر شود…

گفتنی است که آیه مورد بحث در آغاز به صورت خطاب و در ادامه به شکل خبر آمده است که از دیدگاه فرهنگ و ادبیات عرب خود نوعی فصاحت به شمار می رود.