افزایش آزادی عمل متقین در بهشت

عاقبت به خیری

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان در دنیا در چارچوب مشیئت حکیمانه الهی هر چند دارای آزادی و حق انتخاب به سبب مشیئت ارادی است؛ اما دارای محدودیت بسیار است؛ زیرا مشیئت الهی بر این قرار گرفته که در یک محدوده بسیار تنگ، انتخاب های آزاد داشته باشد و جبر سنت ها و قوانین الهی به او اذن نمی دهد تا هر گونه که دلش بخواهد کاری را انجام دهد و به هر خواسته ای دست یابد. این گونه است که در میانه جبر و اختیار زندگی می کند.

اما از نظر قرآن، انسان در بهشت به سبب آن که به سطحی از خدایی شدن رسیده می تواند دارای مشیئت خود در محیط ساخته شده از اعمال خویش باشد؛ زیرا بهشتی که در آن می زید، همان بهشت اعمال خودش است. این گونه است که در بهشت خویش خدایی می کند و هم چون خدا در آن بهشت از مشیئت کاملی برخوردار است و سنت ها و قوانین را وضع و جعل می کند. بنابراین، سطح آزادی عمل انسان در بهشت بسیار افزایش می یابد و این افزایش بستگی به سطح خدایی شدن دارد که خود تابع ایمان و اعمال صالح او در دنیا و کسب درجات و مراتب عالی تقوا است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های قرآنی فرق بهشت اعمال در آخرت را با زندگی دنیوی و نیز ارتباط آن با دست یابی به ساحت مشیئت فراتر از اراده را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فقدان مشیئت استقلالی انسان در دنیا

در قرآن، بارها واژه «شاء و یشاء» برای خدا به شکل فعلی به کار رفته است. بر اساس روایات، مشیئت فراتر و قبل از اراده قرار می گیرد. نزدیک ترین واژه به «شاء» در اشتقاق کبیر واژه «مَشی» است که به معنای حرکت استقلالی است که انسان با قیام استقلالی بر رِجل و پای خویش انجام می دهد. مردان را از آن رو، «رَجُل یا رِجال» می گویند که بر پای خویش می ایستند و قیام دارند تا جایی که به «فضل» ذاتی نه اکتسابی، تکیه گاه زنان می شوند، و در جایگاه «قوّامون» قرار می گیرند.(نساء، آیه ۳۴)

به سخن دیگر، شاء به سبب آن که قبل از اراده قرار می گیرد، هم چون اراده از حالات باطنی است که خروجی آن مشیّت فعلی است که در ظاهر بروز می کند. وقتی شاء تحقق یافت، اراده تحقق می یابد و در مقام عزم عمل، مَشی انجام می شود که نوعی حرکت استقلالی است.

براساس آموزه های وحیانی قرآن، مشیئت فراتر از اراده، نوعی قوت و توانایی است که برای هر آفریده ای نیست؛ زیرا مشیئت، قوتی است که از آن قدرت اراده و حق انتخاب آزاد نشأت می گیرد، و به نوعی مشیئت خاستگاه اراده و از نظر رتبه نیز مقدم بر آن است. از همین رو گفته می شود: شاء الله و أراد و أمضی و قضی.

از نظر آموزه های قرآنی، در ساختار وجودی انسان، مشیئت به گونه ای جعل شده که تابع مشیئت الهی باشد. از همین روست که خدا می فرماید: ما تشاؤون الا ما یشاء‌ الله؛ شما چیزی را مشیئت نمی کنید، مگر آن که خدا آن را مشیئت کرده باشد.(انسان، آیه ۳۰؛ تکویر، آیه ۲۹) از همین روست که انسان در امور زندگی خویش می تواند در همان محدوده مشیئت الهی انتخابی چون ایمان و کفر یا شکر و کفران(انسان، آیات ۳ و ۲۹) یا استقامت و عدم استقامت در مسیر هدایت(تکویر، آیه ۲۸) یا ارجاء یا ایواء در مسایل زناشویی یعنی تاخیر در برنامه زناشویی و انجام آن داشته باشد.(احزاب، آیه ۵۱)

علت این تابعیت مشیئت انسان از مشیئت الهی آن است که خدا چارچوب و محدودیتی برای هر چیزی به عنوان «قَدر و مُقدَّر» قرار داده که مبتنی بر علم، حکمت و اهداف الهی است.(انسان، آیه ۳۰) بنابراین، انسان نمی تواند مشیئتی بیرون از دایره مشیئت الهی داشته باشد، و به طور استقلالی بخواهد بیرون از دایره قدر و مقدرات کلی و جزئی عمل کند، بلکه در همان محدوده مشیئت الهی انتخابی میان کفر و ایمان و مانند آنها داشته باشد.

بر اساس آموزه های قرآنی، انسان دارای اراده استقلالی در چارچوب محدوده مشیئت الهی است. همین اراده استقلالی است که او را مکلف به انتخاب می کند و می بایست پاسخگوی انتخاب خویش باشد؛ زیرا اگر نتواند انتخاب درستی داشته باشد، می بایست خود را برای کیفر و مجازات آماده کند؛ زیرا حرکت انتخابی او به شکل نادرست به معنای حرکت بر خلاف جریان کلی حکمت الهی خواهد بود که موجب از دست رفتن قوت ها و قدرت های او می شود که این خود، مجازات اصلی او را شکل می دهد؛ زیرا تبدیل نعمت به نقمت در دنیا و آخرت و تبدیل بهشت به دوزخ، چیزی جز از درست رفتن صفات کمالی نیست که به سبب انتخاب ارادی غلط و نادرست پدید آمده است.

به هر حال، از نظر قرآن، انسان مشیئت استقلالی ندارد، بلکه مشیئت تابعی دارد که تابع مشیئت و مقدرات الهی حاکم بر جان و جامعه و جهان است. البته همین مشیئت الهی برای انسان، اراده استقلالی را رقم زده که عامل تعیین کننده سرنوشت ابدی در قالب سعادت بهشتی و شقاوت دوزخی است.

بهشت و دوزخ ظهور صفات و فقدان آن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انتخاب آزاد و ارادی انسان، عامل اصلی سعادت و شقاوت ابدی انسان است. هر انسانی در چارچوب مشیئت الهی می تواند با انتخاب ارادی آزاد خویش، صفات الهی سرشته در ذات خویش را اظهار کند و تجلی صفات الهی باشد. این گونه است که انسان می تواند متأله و خدایی شود. هر چه صفات الهی به بروز و ظهور بیش تری از نظر کمیت و کیفیت داشته باشد، به همان میزان و سطح نیز شخص در بهشت صفات الهی خویش بالاتر و برتر می رود، و به هر میزان و سطح کم تر باشد، از درجات پایین تر بهشت صفات برخوردار خواهد بود.

به سخن دیگر، بهشت هر کسی، همان بهشت صفات الهی است که در شخص ظهور و بروز کرده است؛ زیرا همان طوری که  هستی، ظهور نور الله است(نور، آیه ۳۵)، هم چنین بهشت هر کسی، همان بروز و ظهور «نور الله صفات الهی» در انسان است؛ زیرا بهشت چیزی جز ظهور صفات الهی نیست که از طریق ایمان و اعمال صالح ظهور و بروز می یابد.

بر همین اساس، دوزخ نیز چیزی جز فقدان ظهور صفات الهی در شخص نیست. پس هر بهشتی از بهشت های هشت گانه و هر دوزخی از دوزخ های هفت گانه چیزی جز بروز و ظهور صفات یا فقدان آن صفات و ظهور آن نیست. کسانی که در اسفل السافلین  «دَرَک دوزخ» قرار می گیرند، کم ترین سطح صفاتی الهی را از نظر کمیت و کیفیت در خود بروز داده اند؛ چنان که اهل بهشت قلب که بحبوحه جنات الهی است، همان بهشت مقربان سابقان است که همه صفات الهی را در تعداد کمی و تنوع کیفی ظهور داده  و این گونه تمامیت کمال را در خود اظهار نموده اند.

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی برای خویش بهشت اختصاصی دارد که سازه اعمال اوست؛ چنان که دوزخ نیز به شکل تمام موافق همان اعمال دوزخیان است و کم و زیادی در آن نیست.(نبأء، آیه ۲۶) البته برای اهل بهشت، فضل و زیادتی است که به عنوان تشویق به آنان داده می شود؛ زیرا افزایش عذاب خلاف عدالت و عملی ظالمانه است، اما افزایش عذب عملی کریمانه است و از خدای اکرم و کریم جز این بر انتظار و توقع نیست.

به هر حال، از نظر قرآن، بهشت و دوزخ سازه اعمال انسانی است؛ یعنی هر چه صفات الهی در تمامیت خود بروز کند در همان حد و اندازه انسان متاله و خدایی شده و می تواند بهشت خویش را بسازد؛ چنان که هر چه صفات کم تر یا از نظر کیفیت در تمامیت نباشد به همان میزان شخص صفات را در خود بروز داده و به همان میزان نیز سازه بهشتی او کاهش یافته و ضعیف تر شده و از نظر تعدد و تنوع نیز کاهش می یابد؛ یعنی چون صفات کم تر یا ضعیف تری دارد، سازه های بهشتی از حور و درخت و غلمان و میوه و کاخ و قصر و مانند آنها کاهش می یابد. از همین رو، می توان گفت که بهشت هر کسی از نظر امکانات در سطح صفاتی است که در دنیا با اعمال در خود ظهور داده است.

هم چنین دوزخیان نیز بر اساس همین قاعده گرفتار دوزخ صفات و اعمال خویش هستند که به شکل سازه های اخروی برای آنان بروز و ظهور می کند. نیش زبان و حرام خواری خوکی آنان را به صفت مار و عقرب و خوک در می آورد و پارس و اذیت دیگران به شکل سگ نفس بروز می کند و به جان آنان می افتد. حرام خواری مال یتیمان چون آتش در دلشان فوران می زند و ستون لهیب آن دوزخیان دیگر را می آزارد.

مشیئت استقلالی متقین در بهشت اعمال

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی در بهشت خویش دارای استقلال در مشیئت و اراده است؛ زییرا اگر انسان در دنیا محدودیتهایی در چارچوب مشیئت الهی دارد؛ زیرا در سرزمین ظهور صفات الهی زندگی می کند(نور، آیه ۳۵) و مشیئت او تابع مشیئت الهی است؛ اما در آخرت و بهشت خویش، تابع مشیئت صفات خویش است؛ زیرا بهشت هر کسی، سرزمین ظهور صفات الهی اوست. این گونه است که انسان در بهشت خویش از هیچ محدودیتی برخوردار نیست؛ زیرا انسان در بهشت خویش، از نظر مشیئت و اراده، آزاد مطلق است، و هر کاری را می تواند انجام دهد و هر چیزی را خلق نماید و بیافریند و آنها را پرورش دهد و ربوبیت کند.

البته اگر محدودیتی برای مشیئت و اراده انسان در بهشت خویش باشد، این محدودیت به سبب فقدان ظهور برخی از صفات الهی یا عدم تمامیت آن صفات است. پس اگر انسان جزو مقربان سابقان باشد، در سطح متاله و خدایی شده کامل قرار دارد و می تواند بهشت ساز و روح آفرین باشد و هر چه را بخواهد به شکل کامل در بهشت خویش بروز و ظهور دهد و هم چون خدا که دنیا را به کمال احسن آفریده ، بهشت خویش را در مقام متاله و خدایی شده بیافریند. از همین روست که خدا درباره ایشان می فرماید: اما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنه النعیم؛ اگر از مقربین باشد، پس خودش روح و روح آفرین و بهشت نعیم است.(واقعه، آیات ۸۸ و ۸۹)

اما اگر شخص جزو اصحاب یمین باشد که درجه ای پایین تر از مقربان دارد، در سطح همان صفات اظهار داشته در خویش، از مشیئت و اراده در بهشت خویش برخوردار خواهد بود. البته از یک نظر مشیئت و اراده او کامل و آزاد است؛ زیرا در بهشت خویش به طور کامل مشیئت دارد و اراده می کند و چیزی او را از آزادی و استقلال مانع نمی شود؛ زیرا او در مِلک خویش به شکل مطلق تصرف می کند و هیچ محدودیتی ندارد. تصرفات مالکانه او، تصرفات در ملک خویش است که به سبب اظهار صفات الهی در او فراهم آمده است.

البته از نظر قرآن، متقین به سبب درجات سه گانه خویش در بهشت، از مشیئت و اراده سه سطحی برخوردار هستند، اما به سبب همان کرامت الهی، خدای اکرم کریم، عنایت و فضل خاص رحیمانه الهی آنان را در بر می گیرد و نوعی افزایش و ازدیاد برای آنان فراهم می آید و خدا سطحی عالی تر را به آنان می دهد و کمبودهای صفاتی را تمام کرده و به آنان اجازه می دهد تا در همان سطح عالی هر صفتی که ظهور داده عمل کنند.

به سخن دیگر، اگر صفتی در انسان در حد نقص وجود داشته باشد، خدای قدوس، آن نقص را به تمام می رساند و بر می دارد و این گونه شخص در سطح عالی و تمام آن صفت می تواند مشیئت داشته باشد؛ اما اگر اصلا صفتی را بروز و ظهور نداده باشد، ممکن است که خدا آن را ایجاد کند یا نکند. البته ایجاد صفت در بهشت ممکن نیست؛ زیرا هر کسی چیزی را با خود به آخرت خویش می برد که در دنیا با ایمان و عمل صالح یا کفر و عمل طالح ایجاد می کند. پس اگر صفتی را ایجاد نکرده باشد، آن را در آخرت با خود ندارد. از آن جایی که خدا در قرآن از ازدیاد و افزایش مشیئت سخن به میان آورده و فرموده است: لهم ما یشاؤون فیها و لدینا مزید؛ برای متقین در بهشت هر آن چیزی است که مشیئت کنند، و از نزد ما زیادتی است.(ق، آیه ۳۵)

سخن از زیادت در مشیئت است. از آن جایی که مشیئت هر کسی بسته به صفات اظهاری دارد، اگر صفتی را اظهار نکرده باشد، در ساحت آن صفت،‌ مشیئتی ندارد تا زیادت و افزایشی برایش باشد. اما اگر صفتی را دارا باشد و بتواند در دایره آن صفت و ساحت آن مشیئت و اراده ای داشته باشد، خدا در آن ساحت آن صفت،‌ افزایش مشیئت می دهد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن،‌ اگر مُلک، عزت ، تقسیم رزق ، هدایت و ضلالت و مانند آنها در چارچوب مشیئت الهی در دنیا سامان یافته است(آل عمران، آیات ۲۶ و ۲۷؛ اعراف، آیه ۱۵۵)، متقین در آخرت از چنین اختیارات تام و کاملی برخوردار هستند که در ملک خویش هر گونه تصرفاتی را داشته باشند بی آن که محدودیتی و مانعی در تحقق مشیئت و اراده آنان باشد. پس برای متقین در بهشت خویش عجز و ناتوانی نیست، بلکه قوت و قدرت آنان در بهشت خویش کامل و تمام است و هر گونه بخواهند و مشیئت و اراده کنند می توانند تصرف کنند.

از نظر قرآن، دوزخیان به سبب آن که صفات الهی را در خویش به تعدد و تنوع ظهور و بروز نداده و از نظر کمیت و کیفیت در پایین ترین سطحی هستند که آنان را لایق بهشت سازد، در دوزخ فراق صفات الهی، فاقد مشیت و اراده هستند و این گونه است که نوعی جبر مطلق بر آنان حاکم است، در حالی که در بهشت که سازه بهشتی ها است، اختیار و آزادی مطلق حاکم است و انسان هر چه را مشیئت و اراده کند و بخواهد و بطلبد انجام می دهد و تحقق می دهد. البته چنان که بارها گفته شده، این آزادی مطلق تنها در سازه بهشتی خودشان خواهد بود. از این روست که نوعی محدودیت نسبت به بهشت های دیگر می توان شناسایی کرد که البته برای آنان محدودیت نیست؛ زیرا در بهشت خویش آزاد و مختار هستند. اگر مقربان چشمه آفرین هستند، اصحاب یمین از آب بسته بندی آن چشمه های مقربان بهره مند خواهند شد.(مطففین، آیات ۱۸ تا ۲۶؛ انسان،‌ آیه ۸)