اعتماد به ظالمان، از مصادیق طغیان

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، طغیان علیه خدا دارای مصادیقی چون کفر و حق ناپذیری و اعتماد به ظالمان است. این که خدا در کنار کفر نسبت به خدا، اعتماد به ظالمان را جزو مصادیق طغیان مطرح می کند، دانسته می شود که چنین روحیه و رویه ای بسیار خطرناک است؛ زیرا اعتماد به ظالمان چیزی جز نوعی تولی آنان در کنار تولای الهی نیست؛ در حالی که نسبت تولی خدا با تولی ظالمان می بایست به عنوان متناقضان مطرح باشد؛ به این معنا که یا جای ولایت خدا است، یا جای ولایت ظالمان. پس اگر ولایت ظالمان است، ولایت خدا معنا ندارد؛ چرا که نسبت میان آن ها نسبت سلب و ایجاب است. از همین روست که در آیات قرآنی اثبات ولایت الله به معنای نفی ولایت طاغوت است؛ چنان که اثبات ولایت طاغوت به معنای نفی ولایت الله خواهد بود. در همین راستا در وظایف و تکالیف مومنان، «اصل تولی و تبری» مطرح است که معنای وجوب اعتماد بر ولایت الله و برائت از ولایت طاغوت است.

خدا به صراحت به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا خود و مومنان اهل استقامت بر ماموریت های الهی باشند و با گرایش به ظالمان و اعتماد و رکن قرار دادن آنان، طغیان نورزند. خدا می فرماید: فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ؛ پس همان گونه که دستور یافته‏ اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده نیز چنین کند و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست؛ و به کسانى که ستم کرده‏ اند متمایل مشوید که آتش دوزخ به شما مى ‏رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام یارى نخواهید شد.(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)

در این آیه بیان شده کسانی که ظالمان را «رکن» قرار می دهند، اهل طغیان بوده و از مسیر استقامت بر اصول و مبانی اسلامی خارج شده اند. از همی روست که خدا به ایشان هشدار می دهد چنین رویه ای چیزی جز تمسک جویی به آتش دوزخ نیست و این گونه نه تنها از ولایت الهی خارج می شوند و کسی را نمی یابند که مظهر ولایت الهی برای ایشان باشد تا تضمین کننده موفقیت آنان نیز شود،هم چنین در شرایطی قرار می گیرند که کم ترین نصرت و یاری نخواهند دید و پیروزی و موفقیت برای آنان نیست.

تاکید بر واژه «رکن» به معنای آن است که طغیان گران و اهل طاغوت دنبال پناهگاه مطمئن هستند تا به آن اعتماد کرده و تکیه نمایند. باید توجه داشت که «رکن» به معنای چیزی است که به سبب ثبات و وقار می توان به آن اعتماد کرد و اطمینان نمود و به سکون و آرامش خاطر رسید واز تلاطم در امان ماند. هم چنین واژه «رُکْنٍ» به معنای جانب نیز آمده است. پس وقتی گفته می شود که با ارکان بدن به کار برخاست به معنای این است که وی با تمام وجود به کاری اقدام کرده است.

خدا در قرآن بیان می کند که برخی از مردم هم چون فرعون به قدرت و لشکریان خویش تکیه و اعتماد می کند و بر اساس آن رفتار متکبرانه و مغرورانه نسبت به دیگران در پیش می گیرد؛ چنان که فرعون در جواب دعوت های الهی حضرت موسی(ع) به عناد و لجاجت رو می آورد وبا تکیه به رکن لشکریان حاضر به پذیرش حق نمی شود: فَتَوَلَّى بِرُکْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ وَهُوَ مُلِیمٌ؛ پس فرعون با ارکان دولت خود روى برتافت و گفت: این شخص ساحر یا دیوانه‏ اى است.(ذاریات، آیات ۳۹ و ۴۰)

در این آیات مشخص می شود که رکن فرعون که بدان تمسک جسته است، همان لشکریانش بوده است؛ زیرا خدا همین رکن را بر می دارد و به دریا می ریزد به طوری که دیگر هیچ تکیه گاهی ندارد تا بدان اعتماد کند.

توضیح این که اگر حرف (ب) در کلمه «بِرُکْنِهِ» همان باء مصاحبت باشد، معنی چنین است: فرعون و هم ارکان حکومت و لشکریانش از فرمان خدا و اطاعت از موسی رویگردان شدند؛ اما اگر باء سببیه باشد، معنی چنین است: او به سبب تکیه بر ارکان حکومت و لشکریانش از فرمان خدا، رویگردان شد؛ یا این که او با تمام وجود متکبرانه روی برتافت. اگر حرف تعدیه باشد، معنی چنین است: او هم خودش از فرمان خدا روی برتافت و هم ارکان حکومت و لشکریان خود را از حق منحرف ساخت.

به نگاهی به سیاق آیه می توان گفت که مراد از «رُکْنٍ» همان تکیه‌گاه مادی از قبیل لشکر و سپاه و اموال و اولاد است که فرعون به آن تکیه کرده و به امید به تقابل با حضرت موسی(ع) پرداخته است.

به سخن دیگر، اصحاب زر و زور به قدرت های مالی و نظامی خود تکیه کرده و به دلیل اقتصاد قوی یا نفرات و تجهیزات پیشرفته و سلاح های جنگی طغیان می ورزند ونسبت به دیگران ظلم و ستم روا می دارند.

خدا به مومنان هشدار می دهد تا همانند اهل طغیان نباشند که به جای اطاعت خدا و اوامرش، با تکیه و اعتماد بر اموری کاذب هم چون قدرت و ثروت به ظلم و ستم رو می آورند. هر گونه اعتماد و تکیه کردن به مستکبران و ظالمان جهانی می تواند افزون بر این که به خود مومنان آسیب وارد سازد، بلکه آخرت آنان را نیز تباه سازد.

به نظر می رسد که برخی از سست ایمان ها و تازه مسلمانان در کنار منافقان به گونه ای عمل می کنند که آسیب جدی به نظام انسجام امت وارد می سازد. اگر دیروز در کنار فرعون و قارون و هامان قرار می گرفتند، امروز در کنار قدرت استکباری کشورهای غربی به سردمداری آمریکا و ثروت بادآورده کشورهای غربی و تزویرگری نهاد صهیونیزم جهانی قرار گرفته اند و علیه امت اسلام توطئه می کنند و فرصت های امت اسلامی را به عامل تهدید تبدیل می کنند و اجازه نمی دهند تا مومنان به خدا اعتماد کرده و به اهداف اصیل از جمله تمدن سازی اسلامی برسند.

آثار اعتماد به ظالمان

از نظر قرآن هر گونه اعتماد و رکون نسبت به طغیانگران ظالم رفتاری حرام و گناه و مستحق مجازات در دنیا و آخرت است. در آیات قرآنی به افرادی که به جای استقامت در مسیر حق و جانفشانی و جهاد در این راه، به طاغیان ظالم رکون و اعتماد می کنند، هشدار داده و آثاری از مشکلات و بلایا را برای چنین رویه ای بیان کرده اند. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. دوزخ : از نظر قرآن اعتماد به طاغوتیان ظالم موجب می شود تا انسان در آخرت گرفتار آتش دوزخ شود(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)؛
  2. فقدان ولایت الهی: کسانی که به طاغوت ظالم اعتماد می کنند، از ولایت الهی خارج می شود. این بدان معنا است که خدا به هیچ شکلی از اشکال به او کمکی نمی کند و به اعجاز یا مانند آن ها راه رهایی برای مشکلات آنان فراهم نمی آورد(همان)؛
  3. فقدان نصرت الهی: رکون و اعتماد به طغیانگر ظالم موجب می شود تا هیچ کمک و نصرتی از سوی خدا برای این افراد انجام نشود و آنان به پیروزی و موفقیت دست نیابند(همان)؛
  4. تاثیرپذیری از شرک: از نظر قرآن کسی که به طغیانگر ظالم رکون و اعتماد می کنند در نهایت گرفتار شرک شده و از توحید محض خارج می شوند. کم ترین مرتبه این شرک را می بایست در همان شرک فعلی جست و جو کرد که در این افراد به شکل بارزی نمودار است؛ زیرا کسی که به جای خدا به ظالمان و طاغیان تکیه و اعتماد می کند، دست کم در مقام فعل اعتقادی به توحید فعلی ندارد. به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسانی که به طغیانگر ظالم تکیه می کنند، گرفتار شرک هستند یا می شوند.(صافات، آیات ۲۲ تا ۳۲)
  5. تحیر: حیرت و سرگردانی از دیگر آثار اعتماد و رکون به ظالمان است. اصولا کسانی که با طغیان گران هستند یا خود اهل طغیان گرفتار تحیر و سرگردانی می شوند و نمی توانند حق را تشخیص داده و در مسیر آن حرکت کنند.(بقره، آیه ۱۵؛ اعراف، آیه ۱۸۶؛ یونس، آیه ۱۱؛ مومنون، آیه ۷۵) بیاد توجه داشت که «عَمَهَ» به معناى شدّت سرگردانى و تحیر است که خدا این امر را برای اهل طغیان بیان می کند. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۴۳)
  6. موضع گیری نسبت به حق و اهل آن: از دیگر آثار اعتماد و رکون به طاغیان ظالم می توان به موضع گیری و دشمنی با حق و اهل آن اشاره کرد؛ به گونه ای که شخص بی توجه به حقایق و تنها به سبب گرایش های ظالمانه خویش، به مخالفت با اهل حق می پردازد و موضع گیری هایی دارد که گویی حزبی است، در حالی که خاستگاه این نوع موضع گیری ها همان مخالفت با حق و اهل حق است و نیازی نیست تا دیگران توصیه ای داشته باشند تا چنین روحیه و رویه ای را در پیش گیرد.(ذاریات، آیات ۵۳ و ۵۴؛ مائده، آیات ۶۴ و ۶۸)
  7. ترجیح دنیا بر آخرت: کسانی که طاغوتی هستند یا گرایش به طاغوت و طغیان گری دارند و به امید طاغوت های مستکبر و ظالم عمل می کنند، خودشان نیز گرفتار همان روحیه و رویه طاغیان می شوند و مانند آنها دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند گویی که اصلا اهل اسلام و ایمان نیستند. در حقیقت علاقه شدید طاغیان و معتمدان به آنان به دنیا موجب می شود تا آخرت را کنار بگذارند.(نازعات، آیات ۳۷ و ۳۸)
  8. شقاوت: انسان دنبال سعادت با تامین آرامش و آسایش است؛ اما از نظر قرآن مردم و امتی که طغیان می ورزند، به جای سعادت، گرفتار شقاوت خواهند شد.(شمس، آیات ۱۱ و ۱۲) البته از آیات دیگر همین سوره به دست می آید که تنها شخص طاغی یا امت طاغی گرفتار شقاوت نمی شوند، بلکه هر کسی از نظر فکری و رفتاری همسو است و موافق اعمال طغیانگر هستند، گرفتار خواهند شد؛ زیرا یکی ناقه صالح (ع) را پی می کند و می کشد، ولی خدا همه کسانی که با او همسو و هم نیت بودند، به سبب این طغیانگری مجازات کرد و به شقاوت ابدی گرفتار نمود.(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۴)
  9. تغییر نعمت به نقمت: مردمی که طغیان می ورزند یا همفکر و همسو با آنان هستند، گرفتار انواع بلایا از جمله تغییر نعمت به نقمت می شوند. بنابراین یکی از علل زوال نعمت ها یا تغییر نعمت به نقمت می توان به طغیانگری اشاره کرد.(اعراف، آیات ۷۴ تا ۷۸؛ قلم، آیات ۳۱ تا ۳۳)
  10. غضب الهی: کسانی که طغیانگری می کنند گرفتار غضب الهی می شوند و خشم الهی آنان را در بر می گیرد.(طه، آیه ۸۱)
  11. سقوط: از عوامل سقوط انسان یا اجتماعی و نابودی آن می توان به طغیانگری اشاره کرد.(همان)
  12. هنجارشکنی و مفسده جویی: از آثار زیانبار طغیانگری آن است که فرد و اجتماع از مدار و محور هنجاری خارج شده و گرفتار هنجارشکنی و مفسده جویی می شود.(مائده، آیه ۶۴)
  13. کینه توزی: کسانی که طغیانگری می کنند گرفتار روحیه کینه توزی می شوند به طوری که حتی نسبت به یک دیگر نیز کینه توزی می ورزند.(مائده، آیه ۶۴)

این ها تنها بخشی از آثار زیانبار طغیانگری است که در قرآن بیان شده است. از نظر قرآن همین آثار اختصاص به خود طغیانگران ندارد، بلکه هر کسی که در مسیر آنان گام بر می دارد یا همفکر و همسو با ایشان هستند نیز گرفتار می شوند.

به هر حال، از نظر قرآن ملتی که به ظالمان مستکبر چون فرعون و فرعونیان در هر دوره و زمانه اعتماد دارند و آنها را تکیه گاه قرار داده و اعتماد به سخنان و رفتار آنان می کنند، گرفتار طغیانگری هستند و خدا ایشان را در دنیا و آخرت مجازات خواهد کرد.

عوامل و زمینه های طغیانگری

از نظر قرآن، کسانی که اهل استبداد و خودرای هستند و به گونه ای احساس بی نیازی کاذب در آنان وجود دارد، گرفتار طغیانگری می شوند.(علق، آیات ۶ و ۷)

البته امور دیگری چون استکبار رفتاری و خودبرتربینى باطنی(فرقان، آیه ۲۱)، بى اعتقادى به جهان آخرت(یونس، ایه ۱۱؛ نباء، آیات ۲۲ و ۲۷؛ مومنون، آیات ۷۴ و ۷۵)، رفاه زدگی و فراوانی نعمت و آسایش زیاد(قصص، آیه ۵۸؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۰۵)، فقدان تزکیه و خودسازی(نازعات، آیات ۱۷ و ۱۸)، پیمان شکنی و نقص سوگند(انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)، فرزند ناصالح و تاثیرپذیری از او(کهف، آیه ۸۰)، سوء اختیار و انتخاب نادرست(ق، آیات ۲۷ و ۲۸) از جمله عوامل تاثیرگذار در گرایش انسان به طغیانگری است که می بایست از این عوامل و مانند آنها پرهیز کرد تا گرفتار آثار زیانبار طغیانگری در دنیا و آخرت نشویم.

امروز هر گونه اعتماد به مستکبران جهانی از آمریکای ظالم و دولت های باطل غربی گرفته تا رژیم صهیونیستی تا دولت های مرتجع عربی چیزی جز اعتماد به طغیانگران نیست. بنابراین ، امت و دولت اسلامی می بایست از این گونه دولت ها و نظام های سیاسی مستکبر جهانی اجتناب کند و به آنان اعتماد و تکیه نکند؛ زیرا اگر چنین کند از مصادیق اعتماد و رکن به ظالمان و از مصادیق طغیانگری علیه خدا و آموزه های وحیانی الهی است که عقل و نقل آن را بیان کرده است.