اعتماد به شیطان از نظر قرآن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی بی توجه به ملکات نفسانی افراد ظالم و مستکبر و غاصب یا احزاب خائن و وطن فروش، خواهان اعتماد به آنان می شوند؛ در حالی که وجود همین ملکات نفسانی به تنهایی می تواند بیانگر مانع اساسی و جدی باشد تا عاقل و خردمند به این دسته از انسان ها اعتماد نکند.

وقتی ابلیس جنی، یا فرعون انسی یا دولت آمریکا به عنوان شیطان معرفی می شود، به معنا و مفهوم آن است که شیطنت جزو ملکات وجودی آنان است و نمی توان به این افراد یا احزاب یا دولت ها به عنوان مصادیق از شیطان، اعتماد کرد؛ زیرا شیطان با شیطنت خویش به گونه ای رفتار می کند که قابل اعتماد نیست؛ چرا که شیطنت با اعتماد در تناقض آشکار است و در جایی که شیطنت است، هرگز اعتمادی شکل نمی گیرد.

توضیح این حقیقت نیازمند مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن است تا با شناخت صفات و ویژگی های شیطان معلوم شود که چرا نمی توان به هر کسی به سبب ظهور ملکه شیطنت و عنوان شیطان نمی توان اعتماد کرد.

صفات شیطان از نظر قرآن

بر اساس گزاره های قرآنی، ابلیس از جنیان با آن که در مراتب عالی در کنار فرشتگان به عبادت خدا می پرداخت، ولی به سبب عقاید و افکاری گرفتار هبوط و سقوط می شود که او را تبدیل به نماد شیطنت و شایسته عنوان شیطان می کند.

واژه شیطان از ریشه شطن، به هر موجود سرکش و متمرّد، از انسان و جنّ و حیوان، گفته مى شود.(المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۳۱۳، «شطن»؛ مفردات، ص ۴۵۴، «شطن») از همین روست که در قرآن از عنوان «شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ»(انعام، آیه ۱۱۲) یا شیاطین(بقره، آیه ۱۰۲؛ انعام، آیه ۱۲۱؛ مریم، آیه ۸۲) سخن به میان آمده که مراد شیطان هایی غیر از ابلیس شیطانی است.

البته از نظر قرآن، نخستین شیطان و اصلی ترین آن، همان ابلیس متمرد و ملعون به لعنت الهی است. بنابراین، وقتی عنوان شیطان در قرآن به کار می رود، در بیش تر موارد مراد همان ابلیس شیطانی است.

از نظر قرآن، شیطان و شیاطین دارای صفات نفسانی و رفتاری است که شناخت آنها می تواند به فهم فعالیت های شیطانی و افکار و رفتار آنان کمک کند. از جمله مهم ترین صفاتی که در قرآن برای شیطان و شیاطین بیان شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. شرارت: شرارت و شرور بودن از صفات شیطان است. این شرارت در شیطان تا جایی است که هیچ گونه خیری را نمی توان از شیطان توقع و انتظار داشت؛ از همین روست که خدا در قرآن، شیطان را به صفت «مرید» توصیف می کند(حج، آیه ۳؛ صافات، آیه ۷) که «مارد» و «مرید» به معنای کسی است که خالى از هر خیر و خوبى باشد. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۷۶۴، «مرد»)
  2. تمرد و عصیانگری: از دیگر صفات شیطانی می توان به تمرد و سرکشی و عصیانگری او اشاره کرد. خدا گاهی به صراحت عنوان عصیان را برای او به کار می برد(مریم، آیه ۴۴) و گاه دیگر با عنوان مرید و مارد او را توصیف می کند(نساء، آیه ۱۱۷؛ حج، آیه ۳؛ صافات، آیه ۷) که به معنای عصیان و استکبارورزی نیز آمده است.( مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۷۲؛ لسان العرب، ج ۱۳، ص ۷۰، «مرد»؛ المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۵۶۸، «مرد»)
  3. غرور و فریبکاری: فریبکاری و غرورآفرینی از دیگر صفات شیطان است(فاطر، آیه ۵)؛ زیرا مقصود از «غرور»، در این آیه، همان شیطان است. (الکشّاف، زمخشری، ج ۳، ص ۵۹۹) به شیطان این صفت غرور داده شده است؛ زیرا غرور صیغه مبالغه به معناى بسیار فریبکار است که از صفات اصلی شیطان است. از نظر قرآن، شیطان حتی به یاران و اولیاء خویش نیز رحم نمی کند، بلکه آنان را فریب می دهد و با ترغیب کردن ایشان آنان در کارزار وارد می سازد ولی در بحبوحه نبرد از آنان جدا شده و عقب نشینی کرده و از میدان می گریزد.(انفال، آیه ۴۸)
  4. وسوسه گری: وسوسه کردن برای انجام کارهای نادرست و باطل، از دیگر صفات شیطانی است که ابلیس و دیگر شیاطین از آن بهره مند هستند.(ناس، آیات ۴ تا ۶)
  5. اخلال در وحی: از شیطنت های ابلیس شیطانی اخلال در وحی است که البته به این مقصود دست نمی یابد.(حج، آیه ۳۲؛ شعراء، آیات ۲۱۰ و ۲۱۱)
  6. دعوت به کفر: شیطان به جای آن که به حق دعوت کند، به باطل از جمله کفر و شرک دعوت می کند و بر آن است تا انسان را نسبت به خدا کافر گرداند.(حشر، آیه ۱۶)
  7. ظلم: شیطان موجودی ظالم است که به خود و دیگران ظلم روا می دارد و بر آن است تا با کفر گویی و کفرسازی در بندگان خدا، ایشان را از عدالت به سوی ظلم سوق دهد.(حشر، آیات۱۶ و ۱۷)
  8. پلیدی: شیطان عامل پلیدی ها ، ناپاکی ها و گناهان و مایه آنها است.(انفال، آیه ۱۱؛ مائده، آیه ۹۰؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۰۷ و ۸۰۹ ) پس نمی توان از شیطان انتظار پاکی، طهارت، طیب و مانند آن را داشت.
  9. دروغگویی: کذب و دروغگویی جزو صفات شیطان است و انتظار صداقت و راستی از او بیهوده و بی معنا است.(شعراء، آیات ۲۲۱ تا ۲۲۳)
  10. سحر: مسحور کردن مردمان از جمله صفات شیطانی است؛ زیرا این گونه با تصرف در تخیلات مردم می تواند باطل را حق جلوه دهد و موجبات تفرقه، اختلاف و درگیری میان خانواده ها و مردمان را فراهم آورد.(بقره، آیه ۱۰۲)
  11. طغیان گری: شیطنت با عصیان و طغیان آمیخته است. از همین روست که شیطان دنبال طغیان گری است و اصولا مصداق اصلی طاغوت اوست. از همین رو، پذیرش ولایت طاغوت یعنی ابلیس شیطانی به معنای عدم پذیرش ولایت الله است.(بقره، آیه ۲۵۶) کسی که به طاغوت مراجعه می کند و تحت ولایت حکمی یا حکومتی او قرار می گیرد، از ولایت الله خارج شده است.(نساء، آیات ۶۰ و ۶۱)
  12. کید و مکر: از دیگر صفات شیطانی که به یک معنا جنود جهل در برابر جنود عقل است، همین کید و مکر است که شیطان و شیاطین به کار می گیرند تا سد راه حق و حقیقت شوند.(نساء، آیه ۷۶)
  13. اضلال: شیطان خود گرفتار ضلالت بوده و خواهان اضلال دیگران از جن و انس است تا این گونه قدرت و شوکت استکباری خویش را به نمایش گذارد.(نساء، آیات ۶۰ و ۶۱) خدا در قرآن شیطان را به سبب اغواگری به عنوان غاوی توصیف می کند که موجبات اضلال حتی علمای بزرگی چون بلعم باعورا را فراهم کرده و او را از مقامات عالی عرفانی و بصیرتی به درکات دوزخ ساقط کرده است.(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶؛ الکشّاف، ج ۲، ص ۱۷۸)
  14. غیر قابل اعتماد: شیطان به وعده ای که می دهد عمل نمی کند. از این روست که دیگران را می فریبد و به کارزار یا شرک و کفر گرفتار می کند، و سپس از آن تبری می جوید و از میدان می گریزد و فرار می کند.(ق، آیات ۲۶ و ۲۷؛ حشر، آیه ۱۶؛ انفال، آیه ۴۸)
  15. تزیین گری: از جمله صفات شیطانی تزیین باطل به حق و ترغیب مردم به گناه است. شیطان با خط دهی به دشمنان علیه اسلام آنان را ترغیب به عملیات نظامی کند و شرایط را به گونه ای جلوه می دهد که کافران راغب شوند تا به میدان نبرد در آیند.(انفال، آیه ۴۸) این زینت گری در عرصه ها و ساحات گوناگون از سوی شیطان انجام می شود و اختصاص به موردی چون جنگ یا وسوسه کافران ندارد، بلکه تلاش می کند تا هر انسانی را با تزیین گری به کفر و باطل سوق دهد. خدا در قرآن بیان می کند که تزیین اعمال زشت(فاطر، آیات ۶ و ۸؛ انعام، آیه ۴۳)، آراستن کلمات و عقاید باطل(انعام، آیه ۱۱۲)، تسویل گری و تاخیر افکنی(محمد، آیه ۲۵)؛ یعنی زیبا و نیکو جلوه دادن خواسته هاى زشت نفس(مفردات، ص ۴۳۷، «سول») و مانند آنها از سیاست های شیطانی است.
  16. طواف گری برای نفوذ و تماس: شیطان برای این که تماسی با انسان بر قرار کند و به درون او نفوذ کند، هماره به شکل گروهی اقدام به طواف و گردش دایمی در اطراف انسان می کنند تا در فرصت مناسب راه نفوذ را پیدا کرده و درون در آیند و انسان را برده و بنده خویش سازند.(اعراف، آیه ۲۱۰)
  17. ایجاد آرزوهای بی پایه: رجا و امید به آرزوی گفته می شود که دارای اساس و بنیادی است؛ اما امنیه آرزوهای بی پایه و اساس است. شیطان در ایجاد چنین امری استاد است و از صفات شیطانی ایجاد چنین امری در انسان است.(نساء، آیه ۱۱۹)
  18. تغییر در فطرت و خلقت: خدا خلقت انسان بلکه همه موجودات را به گونه ای قرار داده که حق را شناخته و بدان گرایش فطری دارند.(طه، آیه ۵۰) همین خلقت فطری است که انسان را به شناخت و گرایش حق هدایت می کند؛ اما شیطان بر آن است تا اگر نتواند تبدیل و تحویلی در آن ایجاد کند، دست کم تغییری را ایجاد کند که شامل دسیسه و زنده به گور کردن فطرت، تغییر به طبیعت یا مختوم شدن آن به عذاب الهی است.(نساء، آیه ۱۱۹؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷؛ نساء، آیه ۱۵۵؛ نحل، آیه ۱۰۸)
  19. ایجاد اختلالات روانی: از شیطنت شیاطین، ایجاد اختلال روانی در انسان است که با تحریک انسان به کارها و رفتارهای باطل از جمله رباخواری این بستر برای شیطان فراهم می شود.(بقره، آیه ۲۷۵)
  20. ذلت و انحطاط انسان: شیطان به سبب همان شیطنت خویش از همه ابزارها برای ذلت و انحطاط انسان بهره می برد تا انسان خوار و ذلیل شود.(فرقان، آیه ۲۹) این رفتار شیطانی به سبب وجود صفت خواری در خود اوست؛ زیرا خدا شیطان را به سبب گناهانش، خوار و خفیف و ذلیل ساخته است.
  21. شوم: شیطان اصولا موجودی شوم، نامیمون و بد ذات است. هر کسی با شیطان نشست و برخاست داشته باشد این گونه می شود.(نساء، آیه ۳۸؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۴)
  22. اسراف و تبذیر: از نظر قرآن، اسراف یعنی تجاوزگری در حوزه های عقیدتی مانند کفرگویی و کفرگرایی یا حوزه های رفتاری چون اسراف در مال یا شهوت جنسی، از رفتارهای شیطانی و صفات آن است؛ چنان که ریخت و پاش در ساحت اقتصادی و مالی نیز از صفات شیطانی است که خدا آنان را اخوان الشیاطین معرفی کرده است.(اعراف، آیه ۲۷)
  23. فتنه گری: ایجاد فتنه و فتنه گری از دیگر صفات شیطانی است. فتنه به معنای کوره آتش ذوب فلزات است. در حقیقت فتنه های ابلیس و شیطانی با آمیختگی حق و باطل انجام می شود تا مردم ناتوان از تشخیص حق و باطل شوند و به سوی باطل بروند.(اعراف، آیه ۲۷)
  24. دزدی و سرقت: شیطان اهل دزدی و سرقت از هر چیزی و هر کسی است. از این روست که دزدانه گوش می دهد تا مطالبی را سرقت کند و علیه مردمان به کار گیرد.(شعراء، آیات ۲۲۱ تا ۲۲۴)
  25. جدال و مجادله به باطل: شیطان اهل وحی به باطل و ایجاد شرایط برای مجادله به باطل است تا این گونه حق خود را نشان ندهد و مردم به دنبال حق نروند.(انعام، آیه ۱۲۱)
  26. تحریک و ترغیب به گناه: از نظر قرآن، شیطان دنبال تحریک و ترغیب دیگران به گناه است و کافران تحت تاثیر همین شیطنت در دام گناه افتاده و از آن رهایی ندارند.(مریم، آیه ۸۳) البته این گماشتن شیطان بر کافران از باب اضلال کیفری است؛ زیرا اگر هدایت ابتدایی باشد، هرگز اضلال ابتدایی نیست، بلکه هماره اضلال کیفری و عقوبتی است که به سبب انتخاب نادرست و غلط کافران برای آنان فراهم می شود.
  27. استکبار: از نظر قرآن، شیطان موجودی مستکبر است و همین استکبار است که او را به تمرد و عصیان و طغیان و دیگران اعمال زشت و ناحق و باطل کشانده است.(ص، آیه ۷۴)

شیاطین الجن و الانس

از نظر قرآن، نماد اصلی شیطنت هر چند ابلیس شیطانی است؛ ولی هر کسی از جن و انس در مسیر شیطانی و شیطنت قرار گیرد مصداق آن خواهد بود. از همین روست که در قرآن از شیاطین جنی و انسی سخن به میان آمده است.

از نظر قرآن، افرادی چون ابلیس یا فرعون یا احزاب کافر و مشرک از مصادیق شیاطین جنی و انسی هستند که می بایست از آنان پرهیز کرد و آنان را به عنوان «اخوان» یا «اولیاء» بر نگزیید و انتخاب نکرد. مومنان بلکه انسان می بایست به جای این شیاطین را برادران خویش قرار دهند دنبال براداران ایمانی از مسلمانان باشند و به جای این که تحت ولایت طاغوتی شیطان و ابلیس و فرعون در آیند تحت ولایت الله و مظاهر اتم و اکمل آن از مومنان هم چون پیامبران و معصومان(ع) در آیند.(نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیات ۳ و۵۵؛ بقره، آیه ۲۵۶)

عدم اعتماد به ظالمان و مستکبران شیطانی

از آن جایی که ظلم و استکبار از صفات اساسی شیطان و شیاطین است، نمی توان انتظاری جز ظلم و استکبار از ظالمین و مستکبران شیطانی داشت. از نظر قرآن، شیطنت ظالمان و مستکبران به آنان اجازه نمی دهد تا بتوان به آنان اعتماد کرد؛ بلکه هماره باید از آنان برحذر بود و هوشیارانه علیه آنان عملیات ایذایی داشت. این عملیات ایذایی می بایست تا مقاتله و جنگ و کشتن آنان پیش برود تا این گونه مظلومین و مستضعفین از شرور آنان در امان مانند.(نساء، آیه ۷۵)

امام خمینی(ص) آمریکا را به عنوان نماد شیطان بزرگ معرفی می کند. بر این اساس، گفتمان سازی به نام مذاکره و اعتماد به آمریکا در حقیقت در تضاد و تناقض آشکار با دیدگاه امام خمینی (ره) است.

البته ممکن است کسی بگوید که شرایط تغییر یافته است. از این دسته افراد باید پرسید: آیا صفات شیطانی که برای آمریکا از سوی امام خمینی(ره) مطرح شده بود، دیگر وجود ندارد و به جای آن صفات انسانی جایگزین شده است؟ یا این که این تغییر در آمریکا ایجاد نشده است، در این سوی یعنی دولت اسلامی ایجاد شده است؟ به نظر می رسد که آمریکا و صفات شیطانی و استکباری و ظالمانه اش به هیچ وجه تغییر نکرده است و آن چه تغییر یافته است همان تغییر در فکر و فرهنگ کسانی است که خواهان مذاکره با شیطان بزرگ و اعتماد به کسی است که در ذات و ملکات نفسانی اش، اصولا اعتماد جایی و راهی ندارد.

به سخن دیگر، اگر آمریکا همان آمریکای شیطان بزرگ است، چه تغییر در این سو رخ داده که خواهان مذاکره با آمریکا و اعتماد به او بلکه اعتماد مجدد و آزمودن آزموده ای است که بارها شیطنت خویش را ابراز و دشمنی خویش را آشکار ساخته است؟!!

از نظر امام خمینی(ره) شیطان بزرگ آمریکا صفاتی دارد که به نظر می رسد که هم چنان در آمریکای امروزی نیز وجود دارد و هیچ تغییر در آن رخ نداده است. ‏‏امام خمینی می فرماید: در نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن‏‎ ‎‏شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه‏‎ ‎‏مشکل شد کار بر ما‏‎‎‏. در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست،‏‎ ‎‏شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می کند. و چه بچه شیطانهایی‏‎ ‎‏که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده‏‎ ‎‏است و هیاهو به راه انداخته است.‏

شما می دانید که ایران در مدت حکومت این دو خبیث‏‎‎‏ ـ که‏‎ ‎‏حکومتشان هم برخلاف قانون بود ـ یک بُرهه ای از زمان گرفتار انگلستان‏‎ ‎‏بود و بعدش گرفتار امریکا؛ یعنی عمده اش امریکا.

ایشان در جایی دیگر می فرماید: ‏‏امروز ملت ما مقابل است با قدرت شیطانی بزرگ که در طول سیصد سال‏‎ ‎‏این اجانب بر ما ملتها، بر ملتهای مسلمین، بر ملتهای شرق حکومتهای‏‎ ‎‏غیرمشروع کرده اند و در طول پنجاه سال هم در حکومت این رضا خان و‏‎ ‎‏محمدرضا به این ملت با دست آنها ظلم و خیانت کردند. و جنایات آنها‏‎ ‎‏اخیراً بالا گرفت. و این جنایات به پشتیبانی از ابرقدرتها، خصوصاً امریکا‏‎ ‎‏بود. به طوری که تحمل دیگر از این ملت ما برداشته شد. و به اتکا به‏‎ ‎‏خدای کریم و اسلام، با وحدت کلمه نهضت کردند و نظام شاهنشاهی را‏‎ ‎‏که یک نظام پوسیدۀ غیرقانونی بود به هم زدند، و جمهوری اسلامی را‏‎ ‎‏در اینجا برقرار کردند. و در این حال که ما مشغول هستیم برای‏‎ ‎‏سازندگی، خرابیهایی که در طول این تسلط وحشت انگیز اجانب بر ما و‏‎ ‎‏تفاله های آنها که در این کشورها حکومت می کردند، امروز مواجه شدیم‏.

امام در جایی دیگر می فرماید: ‏‏ملتهای شریف و توده های ملت شریف ما و این قشرهای مختلف، همه با‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی موافقند و با امریکا مخالف. لکن با صورتهای دیگری، با‏‎ ‎‏ماسک های دیگری، اشخاص در بین آنها نفوذ می کنند و آنها را اغفال‏‎ ‎‏می کنند. و در یک موقعی که باید ما همه با آرامش خاطر روبروی این دیو‏‎ ‎‏بزرگ بایستیم، و این شیطان بزرگ، منحرف می کنند ملت ما را از آن‏‎ ‎‏راهی که دارد می رود. راه ضلالت پیششان می گذارند. همین قدر مقصود‏‎ ‎‏این است که ملت را از آن راهی که می رفت منحرف کنند تا امریکا بتواند‏‎ ‎‏کارهایش را انجام بدهد.

وی می فرماید: ‏‏شیطان بزرگ برای رسیدن به چند سال مَسند جنایت، به هـر وسیلۀ‏‎ ‎‏ممکن دستاویز و به هر نقشۀ شیطانی متشبث می شود… او که گاهی با اشغال‏‎ ‎‏نظامی و پیاده کردن چتربازان در لانۀ جاسوسی و گاهی با محاصرۀ‏‎ ‎‏اقتصادی و منزوی کردن کشور، ما را تهدید می کرد و از آن نتیجه نگرفت،‏‎ ‎‏اکنون دست به یک نقشۀ سیاسی و یک نیرنگ شیطانی زده است و با‏‎ ‎‏نرمش و چاپلوسی می خواهد ما را اغفال کند و قمار سیاسی خود را از‏‎ ‎‏رقیبان خود با نیرنگ به ملت ما، ببرد.

هم چنین می فرماید: در آستانۀ قطع ایادی ستمگران غرب و شرق از ایران با رمز وحدت کلمه و‏‎ ‎‏اتکال به خدای بزرگ و اجتماع در زیر پرچم اسلام و توحید، شیطان‏‎ ‎‏بزرگ جوجه های خود را فراخوانده است تا با هر حیلۀ متصور، بین‏‎ ‎‏مسلمین تفرقه افکند و امت توحیدی و برادران ایمانی را به اختلاف و‏‎ ‎‏دشمنی کشاند و راه سلطه گری و چپاول را برای خویش هر چه بیشتر باز‏‎ ‎‏کند. شیطان بزرگ که خوف آن دارد که انقلاب اسلامی ایران به سایر‏‎ ‎‏کشورهای اسلامی و غیراسلامی صادر شود و دست پلید او را از‏‎ ‎‏کشورهای تحت سلطه قطع کند، در حالی که از حصر اقتصادی و حملۀ‏‎ ‎‏نظامی طَرفی نبست به حیلۀ دیگری دست زده است تا انقلاب اسلامی‏‎ ‎‏ما را در پیشگاه مسلمانان جهان خدشه دار کند و مسلمانان را به جان هم‏‎ ‎‏اندازد و خود به ستمگریها و چپاولهایش در کشورهای اسلامی ادامه‏‎ ‎‏دهد.

یا می فرماید: ‏‏مهمترین و دردآورترین مساله ای که ملتهای اسلامی و غیر اسلامی‏‎ ‎‏کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است موضوع امریکاست. دولت‏‎ ‎‏امریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن‏‎ ‎‏ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه، از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.‏ امریکا دشمن شمارۀ یک مردم محروم و مستضعف جهان است.‏‎ ‎‏امریکا برای سیطرۀ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر‏‎ ‎‏جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. امریکا مردم‏‎ ‎‏مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیلۀ صهیونیسم بین الملل‏‎ ‎‏سازماندهی می گردد، استثمار می نماید. امریکا با ایادی مرموز و‏‎ ‎‏خیانتکارش، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان‏ ‏هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.‏ ایران که خواسته است از هر جهت با این شیطان بزرگ قطع رابطه‏‎ ‎‏کند، امروز گرفتار جنگهای تحمیلی است. امریکا عراق را وادار نموده‏‎ ‎‏است خون جوانان ما را بریزد. و سایر کشورهای تحت نفوذش را وادار‏‎ ‎‏نموده است تا ما را با حصر اقتصادی از پای درآورد.

‏‏امام در جایی دیگر می فرماید: ‏‏در وضع فعلی کشور، که قوای مسلح ایران در مرزها با خلوص نیت و قلب‏‎ ‎‏سرشار از محبت به اسلام و کشور اسلامی به جنگ دفاعی با دشمنان‏‎ ‎‏اسلام ـ که در راس آنها امریکاست ـ بپا خاسته اند، و در زمانی که امثال‏‎ ‎‏صدام تبهکار به پیروی از شیطان بزرگ به کشور اسلامی ما هجوم آورده‏‎ ‎‏است و قوای مسلح ایران با فداکاری بی نظیر از کشور قرآن دفاع‏‎ ‎‏می نماید، بر همۀ ملت خصوصاً علمای اعلام لازم است از بازماندگان‏‎ ‎‏شهیدان اسلام دیدن نموده، و با عواطف اسلامی خود در خدمت آنان‏‎ ‎‏کوشا باشند و از کمکهای معنوی و عواطف روحی دریغ ننمایند.

بنابراین، هیچ تغییر در آمریکا این شیطان بزرگ رخ نداده که دولت مردان اسلامی بخواهند با این دولت شیطانی اعتماد کنند و با او مذاکره نمایند و قرار و عهدی را با او امضا کنند که قابل اعتماد نیست بلکه نقض و پیمان شکن است. این مطلب در جایی دیگر به تفصیل تبیین شده است.