اعتماد به دیگران از نظر قرآن

پدر و پسر

بسم الله الرحمن الرحیم

اعتماد به دیگران در ارتباطات اجتماعی نقش کلیدی دارد؛ زیرا مباحث اعتماد به دیگران در ساحت روان شناسی اجتماعی مورد تحلیل و تبیین قرار می گیرد؛ زیرا بدون این حالت روانی و نفسانی نمی توان، روابط مثبت و سازنده ای از فرد در اجتماع انتظار داشت. اصولا اساس خانواده به عنوان کوچک ترین اجتماع بشری در سایه اعتماد متقابل شکل می گیرد؛ اگر اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، خانواده معنا و مفهومی نخواهد داشت. از همین روست که برخی در تبیین ارزش و اهمیت اعتماد، آن را ملات و سیمانی دانسته اند که باعث انسجام میان دو آجر یا بلوک می شود و بنیاد و سازه خانواده و هم چنین اجتماع را می سازد. بنابراین، اگر هر فرد انسانی به سبب شخصیت مختص خود، همانند یک جسم سخت افزاری چون آجر و بلوک است، اعتماد همان نرم افزاری است که میان آنها پیوندی مستحکم ایجاد می کند و انسجام اجتماعی را تحقق می بخشد.

آموزه های وحیانی قرآن، هر چند واژه اعتماد را به کار نبرده است، اما با واژگان و تعابیر دیگری به این حقیقت اشاره کرده است که شامل «اطمینان»، «ثقه»، «توکل»، «رکون»، «مودت»، «وفا»، «صداقت»، و مانند آنها است؛ زیرا با وفا به عهد و صداقت و راستی در سایه مودت و رحمت و دوستی می توان پایه های ارتباط اجتماعی را استوار و محکم کرد تا هیچ گونه خللی در آن راه نیابد و دیوار اعتماد فرو نپاشد.

اقسام اعتماد مثبت و منفی

از نظر آموزه های وحیانی ، اعتماد می تواند مثبت ، ارزشی و پسندیده یا منفی، ضد ارزشی و ناپسند باشد. اعتماد کاذب به خود از مصادیق اعتماد منفی و ضد ارزشی است؛ زیرا انسان می بایست اعتمادی را در خود ایجاد کند که بر اساس حقیقت و واقعیت های هستی شناسی و انسان شناسی باشد؛ اعتمادی که انسان به خود دارد، اگر مبتنی بر استعدادهای الهی باشد، اعتماد مثبت و سازنده است؛ اما اگر مبتنی بر استقلال از خدا باشد، منفی و غیر سازنده است.

هم چنین اعتماد انسان به خدا، اعتمادی مثبت و سازنده است که از آن به توکل یاد می شود؛ در برابر اعتماد انسان به دیگری اگر آن دیگری مومنان باشد، اعتمادی مثبت است؛ زیرا امت اسلام با اعتماد و تکیه به دیگر شکل می گیرد و هر یک از افراد امت اسلام وظیفه دارد تا به دیگری کمک و یاری رساند و تکیه گاه دیگری در مسایل فکری، فرهنگی، نظامی، اقتصادی، عاطفی و مانند آنها باشد. اعتمادی که میان همسران مومن ایجاد می شود، پایه زندگی و اجتماع امت را شکل می دهد. این اعتماد در سطح امت و امام، ولایت الهی سیاسی را شکل می بخشد.

از نظر قرآن اعتماد به کافران و «رکون» به سوی آنان به هر شکل از مصادیق گرایش مادی، معنوی، عاطفی، سیاسی، نظامی، اقتصادی باشد، اعتمادی منفی و غیر سازنده بلکه حرام است.(اسراء، آیه ۷۴؛ هود، آیه ۱۱۳؛ توبه، آیه ۲۸) پس اجتماع اسلامی و امت قرآنی نمی بایست دشمنان را «رکن» امت قرار دهد و به آنان اعتماد و تکیه کند یا گرایش یابد. رکن شدید انسان می بایست خدا باشد نه خلق خدا و آن هم از جنس دشمنان اسلام حتی از اهل کتاب.(همان)

باید توجه داشت که اعتماد می تواند شامل اعتماد به خدا، اعتماد به خود، اعتماد به خلق، اعتماد به دیگران، اعتماد یک جانبه، اعتماد متقابل و مانند آنها باشد. بنابراین، این که گفته شود اعتماد امری هماره مثبت و سازنده است، هم سخنی بی پایه و مبنا است و هم کلامی بر خلاف حقیقت و بلکه واقعیت؛ زیرا حالت نفسانی و روانی اعتماد هماره شکل نمی گیرد بلکه نیازمند اموری است تا اعتماد شکل گیرد. بر این اساس، همان طوری که اعتماد از نظر ارزشی می تواند مثبت و منفی یا سازنده و غیر سازنده باشد، هم چنین اعتماد می تواند از نظر حکم فقهی واجب و مستحب یا حرام و مکروه یا مجاز باشد؛ زیرا هر چند که اعتماد حالت روانی و روحی است، ولی باید توجه داشت که انسان با فلسفه و سبک زندگی خویش می تواند موجب تحقق آن حالت نفسانی در خود یا دیگران شود؛ بر این اساس نمی توان دیگران را به اعتمادی باطل و حرام چون رکون به دشمنان تشویق کرد که امری حرام و گناهی نابخشنودنی است. تشویق و ترغیب دیگران از طریق رسانه ها و بمباران رسانه ای و خبری به اعتماد به دشمنان از جمله موارد گناهی است که می بایست آن را مد نظر قرار داد. کسی که به دشمن اعتماد می کند، در حقیقت از اعتماد به خدا دور شده است و به جای ولایت الله گرفتار ولایت طاغوت است؛ در حالی که هر مسلمانی مامور به تولی ولایت الله و تبری از ولایت طاغوت است.(بقره، آیه ۲۵۶ ؛هود، آیه ۱۱۳)

هم چنین باید توجه داشت که روابط اجتماعی مبتنی بر وجود اعتماد متقابل عمیق و ژرف است؛ زیرا در ارتباط اجتماعی میان امت، لازم است تا به قول و قرار همانند یک عهد و پیمان محکم و استوار بسنده شود تا ارتباطات به سادگی و آسانی شکل گیرد؛ بنابراین، اعتماد سطحی یا یک جانبه نمی تواند موجب امت سازی شود؛ زیرا امت زمانی ایجاد می شود که انسان ها بر اساس فلسفه و سبک زندگی خاص هم چون اسلامی چنان به هم اعتماد کنند که نیاز به هیچ وثیقه ای دیگر جز قول و قرار آنان نباشد.

اعتماد، امری دیریاب و سخت یاب

واژه اعتماد از ریشه «عمد» به معنای ستون قراردادن چیزی یا امری است که بتواند تکیه گاه محکم و استواری باشد. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ستون اصلی هر انسانی که فقرات وجودی او را شکل می دهد، همان خدای غنی حمید است.(فاطر، آیه ۱۵) بنابراین، انسان پیش و بیش از هر چیزی به خدای غنی نیاز دارد تا همان طوری که حدوث و ایجادش به اوست، بقایش را نیز تضمین کند.

از نظر قرآن، احساس استغنا که حالت کاذب و دروغین است، می تواند انسان را از مسیر صراط مستقیم عبودیت بیرون برد، و با آن که انسان در ذات و هویت خویش فقیر ذاتی است، در فکر و رفتار به گونه ای عمل کند که چنین نیست و مستقل است و نیازی به ستونی به نام خدا ندارد؛ همین فلسفه و نگره به خویش و خدا موجب می شود تا شخص در سبک زندگی عاصی شود و عصیان ورزد.(علق، آیات ۶ و۷) از همین روست که قرآن بارها و به اشکال گوناگون این حقیقت را گوشزد می کند که انسان در همه هستی خویش در حدوث و بقا نیازمند افاضات وجودی خدایی است و می بایست تنها به او اعتماد داشته باشد.

بر اساس همین فلسفه هستی شناسی و انسان شناسی است که خدا به انسان ها هشدار می دهد که اعتماد به نفس به معنای این که احساس غنا و یا استغنا کنند، احساسی کاذب و دروغین است؛ زیرا هیچ انسانی موجودی مستقل و غنی بالذات نیست، بلکه همه هستی از جمله انسان مظاهر صفات و اسماء الهی است؛ یعنی چیزی شبیه سایه نسبت به صاحب سایه است. این بدان معناست که هیچ استقلالی در وجود ندارند و می بایست سایه و مظهر بودن خویش یعنی همان آیه بودن را بپذیرند و بر اساس آن تحلیل و توصیه در زندگی داشته باشند.

بنابراین، اگر اعتماد به نفس به این معنا استقلال باشد، سخنی یاوه و پوچ و بی معنا است؛ اما اگر به این معنا باشد که انسان می بایست به استعدادها و ظرفیت های خداداد خویش توجه و التفات داشته و از آن ها برای خود کفایی بهره برد، سخنی مثبت و ارزشی است؛ زیرا خدا به هر انسانی توانایی و استعدادی بخشیده که بتواند خود را به کمال برساند.

البته خدا به انسان هشدار می دهد که موجودی اجتماعی است؛ از همین روست که بی درنگ پس از بیان خلقت آدم(ع) از جفت و زوج او سخن می گوید و بر این نکته توجه می دهد که انسان ها از جمله آفریده های هستند که جفت و زوج آفریده شده اند.(نساء، آیه ۱؛ ذاریات، آیه ۴۹؛ قیامت، آیه ۳۹؛ شوری، آیه ۱۱)

از نظر قرآن مقتضای اجتماعی بودن انسان در دنیا آن است که نیازهای مادی، معنوی، جمسی و عاطفی خویش را می بایست از طریق اجتماع و تسخیر و استخدام یک دیگر برآورده سازند.(زخرف، آیه ۳۲)

در نگره قرآنی، ایجاد اجتماعات بشری در سایه اشتراک قومی، قبیله ای، نژادی، فرهنگی، زبانی و مانند آنها تحقق می یابد(حجرات، آیه ۱۳)؛ زیرا فلسفه و سبک زندگی هر اجتماع انسانی بر اساس روش و هدف تعیین کننده تحقق می یابد. این گونه است که اقسام و انواع اجتماعات بشری تحقق می یابد که مهم ترین و اساسی ترین آنها پس از اجتماع همسران و خانواده می توان به امت اشاره کرد؛ زیرا امت اجتماعی است که اصالت در آن فلسفه و سبک زندگی خاصی است که افراد آن فراتر از علاقات خویشی و خانوادگی یا حتی فرهنگی و زبانی، آن را ایجاد می کنند. به عنوان نمونه امت اسلام از جمله امت هایی انسانی است که در سایه فلسفه و سبک زندگی اسلامی در مدار آموزه های فلسفی قرآن و سبک زندگی شریعت مدارانه شکل گرفته است؛ زیرا این فلسفه و سبک زندگی اسلامی انسان را در مدار تقوایی قرار می دهد که کرامت انسانی بدان وابسته است.(همان) این گونه است که اقوام گوناگون، با فرهنگ ها و زبان ها و حتی جغرافیای مختلف تحت امت اسلام فلسفه و سبک زندگی اسلامی را مد نظر قرار داده و اجتماع بزرگ انسانی به نام امت اسلام را شکل داده اند.

البته از نظر قرآن، تحقق چنین اجتماعی بزرگ بسیار سخت و دشوار یاب و حفظ و نگه داشت آن نیز سخت تر و دشوار یاب تر است؛ زیرا امت اسلام برای تشکیل چنین امتی بزرگ خون دلها بسیار خورده و رهبران آن زجرها و شکنجه ها و اذیت و آزارهای بسیاری متحمل شده و در برابر دشمنان خون های بسیار در میادین جهاد داده اند تا این شجره طیبه امت اسلام شکل بگیرد و تومند شود.(کهف، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۳؛ بقره، آیه ۱۹۳؛ انفال، آیه ۳۹)

دست یابی به اعتماد اجتماعی در سطح کلان نیازمند تلاش گسترده ای در سایه وفاداری، امانت، صداقت، محبت، مودت، احسان و مواردی از این دست است؛ زیرا برای تالیف میان دلهای مردمان که عامل انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی است، نیاز است تا این مسیر سخت و دیربازده پیموده شود؛ زیرا انسانها به سادگی به کسی اعتماد نمی کنند؛ از همین روست که اعتماد به دیگری امری دیریاب و سخت یاب است.

خدا به پیامبر(ص) توصیه می کند تا برای ایجاد اعتماد اجتماعی و امت سازی به نکاتی توجه یابد که در این آیه بیان شده است: فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ؛ پس به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى ‏شدند. پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه! و در کارها با آنان مشورت کن! و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن! زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى دارد. (آل عمران، آیه ۱۵۹)

از نظر قرآن، نمی توان اعتماد دیگران را با پول به دست آورد، بلکه کسب اعتماد تنها از طریق امور پیش گفته و مانند آن شدنی و دست یافتنی است. از همین روست که هشدار می دهد و می فرماید: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ؛ و میان دلهایشان الفت انداخت که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج می کردى، نمى‏ توانستى میان دلهایشان الفت برقرار کنى؛ ولى خدا بود که میان آنان الفت انداخت؛ چرا که او تواناى حکیم است. (انفال، آیه ۶۳)

باید توجه داشت که اعتماد به همان سختی و دیری که به دست می آید، به سادگی از دست می رود؛ زیرا این حالت نفسانی و روانی همانند موضوع اخلاقی است که تحقق آن با هزار دل کندن و جان دادن و کسب فضایل و پرهیز از رذایل است؛ اما از دست رفتن آن تنها با یک رذیلت تحقق می یابد. در امور مثبت انسان مثلا سالها به دیگری احسان می کند، اما یک بار رفتار ضد احسانی همه آن سرمایه های چند و چندین ساله را از میان می برد. اگر بخواهیم برای آن مثالی بزنیم، اعتماد همانند شیری است که قطره قطره با دوشیدن به دست می آید، اما با یک لگد زدن از دست می رود.

راه های کسب اعتماد دیگران

بی گمان درنگ و تامل در مطالب پیش گفته معلوم می دارد که کسب اعتماد دیگران به سادگی شدنی نیست، بلکه لازم است تا انسان از راه های گوناگون اعتماد دیگران را به دست آورد؛ زیرا اعتماد حالتی روانی و نفسانی است که جز با ایجاد شرایط خاص در انسانی نسبت به دیگری شکل نمی گیرد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که اطمینان به خدا با پذیرش مقام خالقیت و ربوبیت تحقق می یابد، اعتماد به دیگران نیز نیازمند پذیرش اموری است که از جمله آنها باور به صداقت، امانت، تقوا و خداترسی، وفاداری، حسن ظن و مانند آنها است. وقتی شخص در دیگری به این نتیجه برسد که انسانی براساس معیارها و فضایل اخلاقی است، به او اعتماد می کند و در امور زندگی به سخن و رفتارش تکیه می کند.

البته تحقق این باور و اعتقاد که دیگری دارای چنین مکارم اخلاقی و فضایل انسانی است، زمانبر و تجربه محور است؛ به این معنا که هم از نظر زمانی وقت زیادی را می گیرد تا شخص به دیگری اعتماد کند و هم نیازمند بارها تکرار و تجربه است که شخص به این باور برسد که شخص مقابل انسانی دارای مکارم اخلاقی پیش گفته است. بر این اساس اگر کسی بخواهد به دیگری این اعتماد را ایجاد کند که او انسانی قابل اعتماد است، می بایست به این نکته توجه داشته باشد که گفتار و رفتار او در ایجاد چنین حالتی نقش اساسی دارد. از همین روست که خدا ضمن بیان این که پیامبر(ص) دارای خلق عظیم است(قلم، آیه ۴) به این نکات توجه می دهد که مردم به این حقیقت رسیدند که ایشان نسبت به خودشان از خودشان دلسوزتر و مهربان تر است و اگر کاری انجام می دهد تنها برای صلاح و خیر و خوشی و سعادت خود آنان است. وجود مکارم اخلاقی بسیار بالا در پیامبر(ص) هم چون عبور کریمانه از برخورد جاهلانه (فرقان، آیات ۶۳ و ۷۱) و رافت و رحمت بسیار ایشان(آل عمران، آیه ۱۵۹) تا اندازه ای بود که حتی منافقان ایشان را «اذن» یعنی حرف شنو می دانستند که خدا آن را «اذن خیر» معرفی می کند که این حرف شنوی پیامبر(ص) تنها برای خیر رسانی به بشر بوده است.(توبه، آیه ۶۱)

بنابراین، ایجاد اعتماد در قلب دیگران نیازمند اتخاذ رفتارها و گفتارهای خاصی است که بتواند نشان دهد که شخص قابل اعتمادی هستید. شکی نیست که رفتار و گفتار کریمانه و عمل به تعهدات، وفاداری، امانت داری، صداقت و مانند آنها کلید بازگشایی قلب دیگران است تا در آن جا گیرد و بتواند به عنوان فردی مورد اعتماد مورد پذیرش قرار گیرد.

پیامبر اعظم(ص) در باره عوامل اعتماد ساز به برخی از این عوامل توجه داده و فرمودند: اذا رَأَیتَ مِن أَخیک ثَلاثَ خِصالٍ فَارجُهُ: اَلحَیاءُ وَالأَمانَهُ وَالصِّدقُ؛ هر گاه در برادر (دینى) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش: حیا، امانتدارى و راستگویى.(نهج الفصاحه، حدیث ۲۰۵) این امیدواری به معنای این است که می توان به چنین شخصی به عنوان ثقه مطمئن شد و اعتماد کرد.

آن حضرت(ص) با اشاره به موارد مخالف فضایل اخلاقی به این نکته توجه می دهد که به انسان منافق نمی توان اعتماد کرد، پس اگر در کسی رذایل خاصی وجود دارد که بیانگر نفاق اوست، نمی توان به چنین شخصی اعتماد کرد؛ ایشان می فرماید: پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ فَهُوَ مُنَافِق‏: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان؛ نشانه شخص دو چهره سه چیز است: ۱ . درسخن گفتن دروغ بگوید؛ ۲ .هرگاه وعده‌ای دهد، خلف وعده کند؛ ۳ . در امانت خیانت نماید.(تحف‌العقول، ص ۳۱۶)

از نظر قرآن، نمی بایست به دشمن اعتماد کرد ، چنان که در میان امت اسلام نیز نمی بایست به منافقان اعتماد کرد. برای شناخت مومن از منافق نیز راه های بیان شده است که از جمله موارد پیش گفته و نیز توجه به گفتار و رفتار و الحان و آهنگ کلام آنان است. (محمد، آیه ۳۰)

اصولا اعتماد اجتماعی حالت و احساسی درونی است که بازتاب آن در عمل اجتماعی خودنمایی می‌کند. این اعتماد در ذات خودش خطرپذیری را به دنبال دارد؛ زیرا به اعتماد قول و قرار و سخن دیگری، اقدامی ‌را انجام می‌دهد که می‌تواند به خود شخص یا دیگران آسیب‌های گوناگونی وارد سازد. بر همین اساس، لازم است که در اعتماد اجتماعی به دیگران، این احساس و حالت با عقلانیت همراه شود و بدون عقلانیت و آموزه‌های عقلی اقدامی‌انجام نشود. از همین‌رو امام جواد(ع) می‌فرماید: مَنِ انقَادَ إلَى الطُّمأنینَهِ قَبلَ الخُبَرهً فَقَد عَرَضَ نَفسَهُ لِلهَلَکَهً و العاقِبَهً المُتعِبَهً؛ هر که پیش از آزمودن، به کسى اطمینان کند، خود را در معرض هلاکت و فرجامى رنج آور قرار داده است. (بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۶۴)

بنابراین، نمی‌توان به هر فردی از اجتماع بدون آزمودن وی و به صرف اینکه مسلمان است اعتماد کرد و مسئولیتی سپرد، بلکه باید آزمود تا معلوم شود که قابل اعتماد است یا نه؟ خدا حتی در دادن اموال یتیم، خواهان آزمودن سرپرست اوست تا پس از اعتماد و اطمینان به توانمندی وی، مال را در اختیار مالک آن قرار داد. (نساء، آیه ۶)

ایجاد چنین سرمایه اجتماعی می تواند انسان را در اجتماع چنان قابل قبول قرار دهد که به عنوان شریک مال و جان و عرض و ناموس آنان تلقی شود و مردم او را هم چون خویش بپندارند و با حسن ظن و نیک گمانی با او رفتار نمایند.