اعتدال در شادی در سایه خوف و رجا

بسم الله الرحمن الرحیم

هیجاناتی چون اندوه و شادی می بایست مهار و مدیریت شود؛ زیرا افراط و تفریط در آنها انسان را حالت اعتدال و تعادل خارج می سازد و آثار زیانباری به جا می گذارد. هر چند که نمی توان علل و عوامل ایجادی آن را تحت مهار در آورد، اما می توان با بهره گیری از عقلانیت، هیجانات خویش را مهار کرد؛ چنان که با عقلانیت می توان شهوت و غضب را مهار نمود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، افراط و تفریط در ساحت هیجانات می تواند انسان را از عقلانیت خارج کرده و به سفاهت و حماقت سوق دهد. آموزه های قرآنی با بیان عوامل و زمینه های افراط خواهان مهار و مدیریت هیجانات می شود تا تعادل در رفتار بر اساس فطرت هم چنان باقی و برقرار باشد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، عوامل افراط و گرایش به سرور و شادی افراطی را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تغییر احوالات و روحیات انسانی و آثار افراط در آن

خدا در قرآن بیان می کند که نفس انسانی در حالت تسویه و اعتدال و تعادل آفریده شده و هیچ تبدیل و تحویل اساسی و بنیادینی در آن را نمی یابد؛ اما با این همه قابل تغییر است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ رعد، آیه ۱۱؛ روم، آیه ۳۰)

از نظر قرآن عواملی چند در تغییر احوالات و روحیات انسانی نقش دارد که از جمله آنها می توان به وضعیت اقتصادی اشاره کرد؛ زیرا بیش تر مردم تحت تاثیر بهبود وضعیت اقتصادی یا وخامت آن، دچار خوشحالی و فرحناکی یا نومیدی و یأس می شوند.(هود، آیه ۹؛ لقمان، آیه ۱۸؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

بر اساس آیات قرآنی، انسان ها هنگامی که با بهبود وضعیت اقتصادی مواجه می شوند، احساس تکریم به آنان دست می دهد و حتی از نظر هیجانی چنان افراط می کنند که فرحناک و بدمست می شوند؛ اما وقتی با وخامت اوضاع اقتصادی مواجه می شوند، احساس اهانت به آنان دست داده و گرفتار هیجان حزن و اندوه شدید می شوند.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۹؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

از نظر قرآن، احساس استغنای مالی موجب می شود که حتی انسان گرفتار کفر و کفران شود و گردن کشی نماید(علق، آیات ۶ و ۷) و در برابر وقتی با مشکلات اقتصادی مواجه می شود چنان سرخورده و مأیوس می شود که آن نیز به کفر و کفرگویی می انجامد؛ زیرا گرفتاری انسان به قنوط و یأس از خدا چیزی جز ضلالت و گمراهی نیست.(حجر، آیات ۵۵ و ۵۶) خدا می فرماید: وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُوا بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ؛ و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان بد مست و فرحناک مى‏ گردند؛ و چون به سزاى آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه‏ اى به ایشان برسد، بناگاه نومید مى ‏شوند. (روم، آیه ۳۶)

خدا در قرآن به انسان ها هشدار می دهد که افراط در هیجاناتی چون شادی و سرور می تواند موجب غفلت از خدا(غافر، آیات ۷۶ و ۷۷)؛ زیرا «مرح» به معناى شدّت افراط در شادمانى و سرور است(مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۸۲۷ ؛ روح المعانى، ج ۱۳، جزء ۲۴، ص ۱۳۲)، هم چنین شرک به اسباب و از دست رفتن توحید فعلی(غافر، آیات ۷۳ تا ۷۵)، ضلالت و گمراهی(همان)؛ زیرا مقصود از «ذلکم» اشاره به عذاب و اضلال و گمراه کردن است که به سبب شادمانى افراطی با گناهان بر روى زمین اظهار مى گردد(التّفسیر المنیر، ج ۲۴، ص ۱۶۳)، و در نهایت هلاکت و نابودی می شود(قصص، آیه ۵۸)؛ زیرا «بطر» به معناى نشاط و شادمانى بیش از حدّ است. (مفردات، ص ۱۲۹، «بطر»)

از نظر قرآن، کسانی که گرفتار افراط در هیجان شادی به شکل فرحناکی هستند، محبوب خدا نخواهند بود و از محبت الهی محروم می شوند(قصص، آیه ۷۶)؛ چرا که این افراد در رفتار اجتماعی نسبت به دیگران تکبر می ورزند و تفاخر می کنند(همان) و به استهزاء و تمسخر پیامبران می پردازند(غافر، آیه ۸۳)؛ چرا که مراد از فرحناکی آنان به علم خویش، غرور و شیفتگى شدید آنان به علم بشرى است که موجب رویگردانى آنان از معارف و تعالیم پیامبران و باعث استهزاى پیامبران از سوى آنان می شود.(المیزان، ج ۱۷، ص ۳۵۶)

خدا در قرآن به این دسته از افراد بشر هشدار می دهد که افراط در شادی به شکل فرحناکی و مانند آن ها موجب می شود تا عاقبت و فرجام بدی را در دنیا و آخرت تجربه کنند و هلاکت آنان در دنیا و عذاب دوزخ در آخرت برای آنان رقم بخورد.(انشقاق، آیات ۱۰ تا ۱۳)

خاستگاه افراط در شادی و سرور

از نظر قرآن، کسی که گرفتار افراط در شادی و سرور می شود که از نظر فکری و رفتاری از حالت اعتدال و تعادل خارج شده باشد؛ در حقیقت این افکار و رفتاری که شاکله و شخصیت فرد را تحت تاثیر قرار داده و او را از حالت فطری استواء و اعتدال خارج کرده، موجب می شود تا شخص رفتارهایی را در پیش گیرد که افراط در شادی و بدمستی و فرحناکی است.

بنابراین، تا زمانی که شخص در حالت فطری استواء و اعتدال است، رفتارهایش معتدل و به دور از هیجانات شدید و افراطی خواهد بود؛ اما با تغییر شاکله و شخصیت و خروج از تعادل، رفتارهای شخص نیز تغییر می یابد؛ چرا که هر کسی بر اساس شاکله خویش عمل می کند.(اسراء، آیه ۸۴)

از نظر قرآن، مهم ترین عامل در افراط گرایی در هیجانات را می بایست در خیال بافی و «اختیال» شخص دانست؛ زیرا وقتی شخص از عقلانیت بیرون رود و قوه خیال که مرتبه پایین تر از عقل است زمام امور نفس را به دست گیرد، شخص به خیال پردازی و خیال بافی می پردازد و امور را به گونه تفسیر وتبیین و تحلیل می کند که بر خلاف حقیقت است. بر این اساس توصیه هایی که ارایه می دهد و سفارش هایی که در سبک زندگی به آن پای بند می شود، به دور از عقلانیت و برخاسته از خیال بافی یا به تعبیر قرآنی «اختیال» است. این گونه است که در رفتار و گفتاربیرونی و نیز هیجانات باطنی و درونی گرفتار افراط در شادی می شود که از آن به «مرح و فرح و بطر» و مانند آن ها یاد می شود که محبوب خدا نیست.(لقمان، آیه ۱۸؛ قصص، آیه ۷۶)

خدا درباره قارون می فرماید که او گرفتار خیال بافی و اختیال بود و همین امر باعث می شود که دچار فرحناکی شود که افراط در هیجان شادی و سرور است.(همان)

دومین عامل اساسی در ایجاد هیجانات افراطی و فرحناکی را می بایست در تکبری دانست که به شخص احساس «فخر» دست می دهد و در برابر دیگران «تفاخر» می ورزد و با فخرفروشی رفتار می کند.(همان)

از نظر قرآن، مشرکان و کافران و منافقان به سبب همین افکار و نگرش باطل خویش گرفتار فرحناکی و شادی افراطی می شوند(غافر، آیات ۷۳ تا ۷۸) در حالی که این فرحناکی بسیار ناپایدار و زودگذر است.(قصص، آیات ۷۹ و ۸۱؛ لقمان، آیه ۸۱؛ انشقاق، آیات ۱۲ تا ۱۵؛ رعد، آیه ۲۶)

خدا در قرآن هشدار می دهد که خاستگاه فرحناکی مردمان ، غفلت از حقیقت و گرفتاری به «بلس» است که حقیقت بر آنان به شکلی دیگر و نادرست جلوه داده شده است.(انعام، آیه ۴۴)

توهم این که چیزی که دارند خیلی ارجمند و ارزشمند است ، موجب می شود که گرفتار فرحناکی و افراط در هیجان شادی شده و حقیقت بر آنان پوشیده بماند؛ چنان که فرستادگان ملکه سباء به گمان که هدایای مالی ارزشمند در نزد حضرت سلیمان(ع) است، بدان فرحناک بودند، در حالی که برای حضرت سلیمان (ع) این اموال دنیوی اصلا هیچ ارزشی نداشت که فرستادگان گمان می کردند؛ زیرا هدف آن حضرت (ع) تبلیغ دین اسلام و تسلیم اسلامی آنان است نه چیز دیگر.(نمل، آیات ۳۵ و ۳۶)

اصولا دنیا پرستان چون دنیا را حقیقت مطلق دانسته و هیچ ایمانی به آخرت ندارند، به این گمان باطل می رسند که داشته های مادی دنیوی و ثروت و نعمت، ارزشی است که می بایست بدان فاکهین و شادان باشند و راه شادی و بدمستی را بپیمایند چنان که فرعونیان این گونه بودند.(دخان، آیات ۱۷ و ۲۷)

سرور باطنی کافران از مال و ثروت ریشه در همین پندار غلط و نادرست دارد که مال و ثروت را ارزشمندترین متاع در زندگی دانسته و به هیچ چیزی جز آن اهمیت نمی دهند. این گونه است که گرفتار کفر و کفران می شوند و برای خویش عذاب اخروی را به جان می خرند.(رعد، آیات ۲۶ و ۲۷؛ انشقاق، آیات ۱۲ تا ۲۰)

از نظر قرآن، منافقان به سبب شدت در کفر و فتنه گری، به سبب همین حالت فکری و روحی نفاق دچار فرحناکی می شوند تا جایی که از شکست مومنان چنان به شادی افراطی و فرحناکی می پردازند که از یاد می برند خود را جزو امت اسلام معرفی کرده اند و با آنان زندگی می کنند؛ این افراد از پیروزی مومنان ناخشنود و خشمگین می شوند و از شکست آنان فرحناک.(توبه، آیه ۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰)

منافقان به داشته های مالی و دنیوی خویش فرحناک هستند و دوست دارند تا از آنان تعریف و تمجید شود؛ زیرا حقیقت مقدرات الهی را نمی دانند و هیچ ایمانی به حکمت و مشیت و مقدرات الهی ندارند.(آل عمران، آیه ۱۸۸) آنان از این که در جهاد حضور نیافتند و یا از شکست و زخمی و کشته شدن در امان ماندند چنان فرحناک هستند که فراموش می کنند با این کار خویش دوزخ را برای خویش خریده اند.(توبه، آیه ۸۱) خنده های بلند آنان از رهایی از جهاد و شکست نمی بایست موجب توهم در امت اسلام شود و گمان کنند که آنان واقعا شاد و مسرور هستند؛ زیرا این شادی و فرحناکی آنان ناپایدار است و در نهایت گرفتار وضعیت می شوند که هماره می بایست گریان باشند.(توبه، آیات ۸۱ و ۸۲)

بنابراین، با توجه به آموزه های وحیانی قرآن مجموعه ای از عوامل فکری و روحیه در فکر و ذهن و نفس این افراد موجب می شود که شخص رویه ای در پیش گیرد که افراط در هیجان شادی را به شکل فرحناکی نشان دهد و در رفتار اجتماعی از تعادل خارج شود و بدمستی کند و به بزن و برقص بپردازد و در خیابان و شوارع عربده بکشد و به شادی دروغین حتی به دیگران آسیب های جانی و مالی برساند؛ چنان که این امر در برخی از شادی های افراطی هم چون هنگام پیروزی در ورزش، یا سنت ها و آداب و رسوم های قومی و قبیله ای چون چهارشنبه آخر سال، جشن کریسمس ، جشن ها و اعیاد مذهبی و ملی خود نمایی می کند و حتی به جان و مال مردمان آسیب سنگین و جدی وارد می شود.

درمان افراط در هیجان شادی و سرور

از آن جایی که افراط در هیجان شادی و سرور، آثار زیانباری برای شخص و اجتماع در دنیا و آخرت به دنبال دارد، خدا ضمن نهی از افراط گرایی در این ساحت (اسراء، آیات ۳۷ و ۳۸؛ لقمان، آیه ۱۸)، خواهان اجتناب از این بیماری خطرناک نفسانی و باطنی (هود، آیات ۱۰ و ۱۱) و درمان آن می شود؛ با تغییر در افکار و رفتار می شود؛ زیرا اگر نگرش آدمی به حقایق تصحیح شود و رفتارها نیز تحت تاثیر نگرش های اصلاح گردد، درمان هیجان زدگی افراطی شدنی است.

از نظر قرآن برای درمان افراط در شادی می بایست به این نکات توجه یافت:

  1. ایمان به تقدیر حکمیانه الهی: چنان که گفته شد از مهم ترین عوامل در ایجاد افراط هیجانی می بایست به فکر و اندیشه و عقیده ای اشاره کرد که مبتنی بر خیال بافی شکل گرفته است. شخص در این خیال بافی به این نتیجه می رسد که ثروت مالی به معنای اکرام و فقدان آن به معنای اهانت است(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۹)؛ در حالی که از نظر قرآن، هر چیزی در دنیا بر اساس حکمت و هدفی است که برای آفرینش یا هر مخلوقی تعیین و مقدر شده است. بنابراین، در ساختار سنت های ابتلاء الهی، بسط و قبض روزی و کاهش یا افزایش آن، یا دادن و گرفتن روزی، به معنای تکریم و توهین نیست؛ بلکه براساس سنت ابتلاء است تا معلوم شود که هر کسی با داشته ها و نداشته ها چگونه رفتار می کند. بر این اساس ابتلاء به شرور همانند نقص در اموال یا خیر و افزایش نعمت و روزی، بر اساس مقدراتی است که حکمت الهی و مشیت خداوندی اقتضا می کند.(انبیاء، آیه ۳۵؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) از نظر قرآن کسی که به مقدرات الهی اعتقاد و ایمان داشته باشد، هر گز در دام «اختیال و فخور» نمی افتد و از فرحناکی و شادی افراطی در امان می ماند.(همان) به سخن دیگر، توجّه انسان به مشیّت خداوند در تقدیر روزى انسانها و ناپایدارى نعمتهاى دنیایى، موجب دورى از سرور ناپسند و شادی افراطی در امان باشد.
  2. توجه به مالکیت خدا: همان طوری که توجّه به مقدرات الهی موجب می شود تا انسان در حالت تعادل و اعتدال رفتاری باشد، هم چنین توجّه به مالکیّت مطلق خداوند بر آسمانها و زمین، موجب دورى از سرور ناپسند و افراط در شادی می شود. این بدان معنا خواهد بود که انسان در هر حالی فقیر است و غنای او وابسته به اتصال به غنای حمید الهی است(فاطر، آیه ۱۵)؛ بنابراین، احساس استغنا که سرخوشی و بدمستی فرحناکی و عصیانگری را به دنبال دارد(علق، آیات ۶ و ۷) از میان می رود و شخص با توجه یابی به ملکیت حقیقی خدا و ملکیت اعتباری خود، هرگز احساس استغنا نخواهد کرد و فقر هویتی و ذاتی خویش را هماره در برابر چشم دل خواهد داشت و به دام شادی افراطی نمی افتد.(شوری، آیات ۴۸ و۴۹)
  3. صبر و استقامت: انسان هایی که دچار خیال بافی هستند، داشتن و نداشتن را به معنای تکریم و توهین می دانند، اما کسی که به تقدیر الهی توجه دارد، هرگز چنین تفکر و نگرشی نخواهد داشت. از این روست که در برابر مشکلات صبر می کند و در اطاعت نیز استقامت می ورزد و هرگز در دام شیطنت شیاطین نمی افتد تا از اعتدال و تعادل در شادی و غم خارج شده و به حزن و یأس یا فرح و مرح دچار شود. در حقیقت انسان مومن به سبب ایمان خویش به حقایق هستی، در سه گانه معصیت، اطاعت و مصیبت صبر پیشه می کند و از حالت تعادل خارج نمی شود.(هود، آیات ۱۰ و ۱۱)
  4. عمل صالح: از رفتارهایی که موجب می شود تا انسان حالت تعادل خویش را حفظ کرده و دچار افراط و تفریط در شادی و غم نشود و راه اندوه شدید و فرحناکی را در پیش نگیرد، عمل صالح و کارهای نیک است؛ زیرا کسی که حقایق هستی را به درستی می شناسد در مقام عمل به علم خویش، کارهای نیک را در دستور کار قرار می دهد تا بتواند حالت تعادل را حفظ کرده و صیانت نماید؛ زیرا اگر به این کارهای نیک خود را مشغول دارد، در هنگام ضرر و گرفتاری بر بدی و زشتی ها و نیز افزایش نعمت و بهره مندی از امکانات خود را نمی بازد و همه را به حکمت مقدر الهی پیوند می زند و این گونه خود را با عمل صالح در مسیر سلامت و صلاح نگه می دارد.(هود، آیات ۱۰ و ۱۱) این افراد دنیا طلب نیستند هر چند که دنبال حسنات دنیا می روند و از سیئات آن اجتناب می کنند، ولی آن چه برای آنان اهمیت دارد آخرت است؛ بنابراین نه تنها از شادی و سرور حقیقی بی بهره نیستند، بلکه از هیجان افراطی و فرحناکی نیز در امان خواهند بود.(همان؛ قیامت، آیات ۲۰ تا ۲۴)