اطاعت در سایه توفیق الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

اطاعت و فرمانبری نیازمند تحقق مقتضیات و رفع موانع درونی و بیرونی است؛ زیرا اگر دل دارای خشوع و خضوع نباشد، در برابر فرمان مقاومت می کند و به معصیت و مخالفت می پردازد؛ و اگر دل نیز همراه شود، باز لازم است تا قوت در انجام فرمان باشد تا در قالب قدرت به انجام خودنمایی کند؛ و حتی اگر قوت و قدرت باشد، لازم است تا نشاطی باشد تا اطاعت انجام شود؛ از این ها نیز بگذریم، لازم است تا موانع بیرونی برداشته شود و اکراه و اجباری از سوی دیگران برای مخالفت نباشد؛ زیرا در صورت اکراه و اجبار امکان اطاعت فراهم نیست. از این جاست که موضوع توفیق الهی مطرح می شود تا همه شرایط را به گونه ای با هم موافق و سازوار و سازگار کند تا انسان به انجام طاعتی موفق شود.

حقیقت توفیق الهی

توفیق از مادّه «وفق»، ایجاد مطابقت و موافقت بین دو چیز در کار خیر و نیک،( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۸۷۷ – ۸۷۸ ، «وفق») و یا قرار دادن شخصى یا چیزى موافق با دیگرى است تا اندازه‌اى که تنافر و مخالفت از میانشان برود و موافقت و همدلى حاصل شود.( التّحقیق، حسن مصطفوی، ج ۱۳، ص ۱۵۹، «وفق».)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر توفیق الهی رفیق انسان نشود، انسان در هیچ کاری موفق نمی شود و موفقیتی حاصل نمی آید؛ زیرا برای تحقق هر چیزی نیاز است تا مقتضیات بسیاری فراهم آید و موانع بسیاری نیز از میان برداشته شود؛ بسیاری از مقتضیات یا موانع برای انسان شناخته شده یا در اختیار انسان نیست و انسان قوت و قدرتی در ایجاد آنها یا رفع و دفع آنها ندارد. از همین روست که در آیات قرآنی به این نکته توجه شده که همه هستی در ملک خدا است و خدا به عنوان مالک هستی، تنها وجود و موجودی است که می تواند تصرفات در هستی داشته باشد و کسی را نرسد در ملک و ملکوت یا ظاهر و باطن یا شهادت و غیب عالم تصرفی داشته باشد. از همین روست که عزت و ذلت، خیر و شر(آل عمران، آیه ۲۶)، دادن و گرفتن(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)، نگه داشت چیزی و عدم نگه داشت یا امساک و ارسال(فاطر، آیات ۲ و ۴۱)، مرگ و زندگی و امساک نفس یا ارسال آن به سوی بدن(زمر، آیه ۴۲) و هر چیزی دیگر تنها به دست اوست.

از نظر قرآن، پذیرش ایمان و معارف الهى(انعام، آیه ۱۲۵؛ حجرات، آیه ۱۷)، انجام دادن اعمال نیکو و کارهای خیر از سوى بنده(انبیاء، آیه ۷۳؛ احقاف، آیه ۱۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص ۳۰۵)، شکرگزارى در برابر نعمتهاى خداوند(نمل، آیه ۱۹؛ احقاف، آیه ۱۵)، صبر در برابر مصیبت ها و مشکلات و مزاحمت های دیگران(نحل، آیه ۱۲۷؛ مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۰۶)، شرکت در جهاد (توبه، آیه ۴۶) و هر عمل صالح دیگر در پرتو توفیقات الهى به دست می آید؛ زیرا این خدا است که شرایط را به گونه ای فراهم می آورد که جزم اندیشه ای و عزم انگیزه ای در فرد ایجاد شده و با ایمان به کاری اقدام می کند و خدا نیز شرایطی بیرونی را برای تحقق آن فراهم می آورد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، توفیق اطاعت برای کسانی است که اهل ایمان به خدا(بقره، آیه ۲۸۵؛ انفال، آیه ۱)، ترس از مقام جلال الهی و عظمت او(نحل، آیات ۴۹ و ۵۰)، آگاه و متوجه به علم الهی به انسان (نور، آیه ۳۵) از طریق رویت(علق، آیه ۱۴)، بلکه به سبب معیت قیومی و نهایت قرب حتی حبل الورید(نور، آیه ۳۵) و عقیده و ایمان به ربوبیت الهی در همه امور از خرد و درشت باشند.(بقره، آیه ۱۳۱) چنین شرایطی موجب می شود تا خدا تفضل به بنده کرده و توفیق دهد تا مقضتیات اطاعت و بندگی فراهم و موانع برطرف شود و شخص به اطاعت الهی بپردازد و مقصد و مقصود الهی خویش را دریابد.

عوامل و موانع توفیق از نظر قرآن

بی گمان شناخت بسترهای سازنده توفیق الهی می تواند به انسان کمک کند تا شرایطی را فراهم آورد که شامل عنایت و تفضل الهی قرار گیرد و خدا کارها را به گونه ای ساماندهی کند که او بتواند به آسانی به مقصد و مقصودش برسد. البته  همان طوری که ایجاد مقتضی لازم است، ولی کافی نیست، بلکه هم چنین لازم است تا موانع نیز از سر راه برداشته شود؛ زیرا نور الهی همانند خورشید در آسمان بر همگان می تابد، پس انسان می بایست برای بهره مندی از این نور خود را در شرایطی قرار دهد که از آن بهره مند شود؛ و اگر خود را در اتاقی زندانی کند که هیچ روزنه ای ندارد، نمی تواند از انوار تابناک خورشید حق بهره مند شود. بر این اساس، لازم است تا خود را در معرض انوار الهی و نفحات جان بخش و روح افزای آن قرار دهد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایجاد این شرایط با توجه به این که در ذات همگی اسباب آن فراهم است، چیزی جز همراهی و هماهنگی انسان با فطرت الهی انسان نیست؛ یعنی انسان بر خلاف فطرت گام برندارد، بلکه در چارچوب فطرت و هدایت های تکوینی و فطری حرکت کند.(طه، آیه ۵۰؛ بقره، آیات ۲ تا ۵)

از نظر قرآن، مهم ترین بسترهایی که لازم است فراهم آید ، عبارتند از :

۱ . استعداد کمال فطری : از نظر آموزه های وحیانی ، کسب توفیق الهی نیازمند بسترها و رفع موانعی از سوی انسان است؛ زیرا از نظر قرآن، انسان و جن بر خلاف آفریده های دیگر الهی، دارای اراده و اختیار و حق انتخاب آزاد ولو محدودی در چارچوب مشیت حکیمانه الهی هستند؛ بنابراین، می بایست اقداماتی را انجام دهند و موانعی بر طرف سازند که به توفیقات الهی برسند.

به عنوان نمونه خدا انسان را در حالت اعتدال و استواء آفریده و توانایی شناخت هستی و نیز حق و باطل و خیر و شر را به او داده است، بلکه حتی فراتر از آن شناخت، انگیزه و گرایشی در ذات و نفس انسان قرار داده تا به حق و خیر گرایش و از باطل و شر گریزش داشته باشد. پس این انسان است که با انتخاب آزاد خویش می تواند دنبال حق و خیر برود یا باطل و شر. اگر به دنبال خیر و حق برود، نور صفات الهی در او تجلی بیش تری می کند و از الهامات بیش تری بهره مند می شود که او را به انجام کار خیر وحی می کند و می گوید که کدام کار خیر است و چگونه انجام دهد؛ یعنی به شکل وحی درونی به این انسان های شریف و کریم وحی خیرات می کند که البته غیر از وحی تشریعی است که به پیامبران می کند؛ چنان که خدا می فرماید: وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ؛ و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند.(انبیاء، آیه ۷۳) علامه طباطبایی می فرماید که مراد از این وحی در آیه وحی غیر تشریعی است که به شخص گفته می شود که فعل خیر کدام است.(المیزان، ج ۱۴، ص ۳۰۵)

در برابر، کسی که بر خلاف فطرت رفتار کرده باشد و از الهام فطری و تکوینی(طه، آیه ۵۰) به درستی استفاده نکند، و به باطل و شرورهایی چون دروغ و خیانت و ناکثی و مانند آنها رو آورد، نور فطرت الهی خویش را دسیسه و دفن می کند و دیگر توفیق نمی یابد تا به کارهای خیر گرایش یابد و یا وحی از سوی خدا نسبت به این کارهای خیر به او برسد؛ زیرا چنین شخصی با فجور و دریدگی خطوط قرمز الهی و نیز مبانی و اصول فطرت الهی خویش را دفن و دسیسه کرده است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

در حقیقت اموری چون تغییر خوی و گرایش به زشتی(حج، آیه ۴۶، مهر شدن و مختوم شدن(بقره، آیه ۷) مهم ترین مانع در برابر پذیرش ایمان و بهره مندی از توفیق الهی در شخص است.(یونس، آیه ۸۸) چنین شخصی گرفتار تنگدلی و ضیق صدر و سینه است و نمی توان به اسلام و ایمان گرایش یابد و به کارهای خیر و نیک توفیق یابد.(انعام، آیه ۱۲۵) بنابراین با شک در خدا و معاد به کفر گرایش می یابد(مائده، آیه ۴۱؛ توبه، آیات ۴۴ و ۴۵) و این گونه از انسانیت و عبودیت خدا دور شده و به جرگه حیوانیت، بلکه پست از آن سقوط می کند.(انفال، آیات ۲۲ و۲۳)

  1. دعا و نیایش : از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان می بایست با دعا و نیایش به درگاه خدا از او بخواهد تا توفیق فهم حق و خیر و گرایش به آن را بدهد و با الهام و وحی او را به سوی کارهای خیر سوق دهد و امکان اطاعت الهی را برایش فراهم آورد(احقاف، آیه ۱۵؛ نمل، آیه ۱۹؛ بقره، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)؛ زیرا اگر دعای انسان به درگاه خدا نباشد، خدا هیچ عنایت و توجهی به انسان نمی کند و این دعا و نیایش است که موجب توجه الهی به بنده و قرار گیری در شرایط بهره مندی از توفیق الهی می شود.(فرقان، آیه ۷۷)

امام سجاد(ع) در دعای مطیعین می فرماید: اللّٰهُمَّ أَلْهِمْنا طَاعَتَکَ، وَجَنِّبْنا مَعْصِیَتَکَ، وَیَسِّرْ لَنا بُلُوغَ مَا نَتَمَنَّىٰ مِنِ ابْتِغاءِ رِضْوانِکَ، وَأَحْلِلْنا بُحْبُوحَهَ جِنانِکَ، وَاقْشَعْ عَنْ بَصائِرِنا سَحابَ الارْتِیابِ، وَاکْشِفْ عَنْ قُلُوبِنا أَغْشِیَهَ الْمِرْیَهِ وَالْحِجابِ، وَأَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَمائِرِنا، وَأَثْبِتِ الْحَقَّ فِى سَرائِرِنا، فَإِنَّ الشُّکُوکَ وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ، وَمُکَدِّرَهٌ لِصَفْوِ الْمَنائِحِ وَالْمِنَنِ؛ خدایا، فرمانبری‌ات را به ما الهام فرما و ما را از نافرمانیت دور کن و راه رسیدن به آنچه از خشنودی‌ات آرزومندیم آسان کن و ما را در میان بهشت‌هایت جای ده و از برابر دیدگان دل‌هایمان، ابرهای شک و دودلی را بزدای و از قلوبمان پرده‌های تردید و کوردلی را کنار زن و از نهادمان باطل را نابود کن و حق را در درون ما استوار گردان، زیرا شک‌ها و گمان‌ها، بارور کننده‌ی آشوب‌ها و تیره کننده‌ی عطاها و بخشش‌های زلال و بی‌آلایش‌اند.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، دعای مطیعین)

از نظر امام سجاد(ع) این توفیق الهی است که انسان به سوی هدایت می رود و از ضلالت دور می شود و اندیشه های باطل و شک علمی و تردید عملی از دلش زوده می گردد؛ زیرا اگر عنایت الهی نباشد انسان نمی تواند خود را مهالک وسوسه های شیطانی و تزیین گریش در امان نگه دارد و از هواهای نفسانی رهایی یابد و به مقام قرب الهی در مقام طاعت وارد شود.

  1. توبه و اصلاح کار: از دیگر بسترهایی که موجب می شود تا انسان در شرایط بهره مندی از توفیق الهی قرار گیرد، توبه و اصلاح امر است؛ زیرا توبه هر چند خوب است، ولی در برخی از موارد نیازمند اصلاح امر است؛ از همین روست که خدا افزون بر نقش توبه در بهره مندی از توفیق الهی(احقاف، آیه ۱۵)، به مساله اصلاح امر خطایی اشاره می کند و می فرماید که شخص می بایست به اصلاح خطا و جبران و تبدیل آن به نیک اقدام کند.(بقره، آیه ۶۰) اصولا زمانی در برخی از امور مقصد و مقصود تامین می شود که با اصلاح گری همراه باشد، چنان که در دعوای زن و شوهر این قصد اصلاح است که توفیق الهی را به دنبال خواهد داشت.(نساء، آیه ۳۵)
  2. توکل : توکل بر خدا و اعتماد بر او عامل دیگری برای کسب توفیق الهی است.(قصص، آیه ۲۲)؛ زیرا منظور از «یهدینى» در این آیه توفیق است. (روح‌المعانى، ج ۱۱، جزء ۱۹، ص ۸۹) در حقیقت انسان با اعتماد به خدا و توکل بر او گام در راه می گذارد تا خدا به ارایه طریق یا ایصال به سوی مطلوب او را به انجام عملی یاری رساند و به تحقق آن توفیق دهد. خدا در قرآن می فرماید هر کسی توکل بر خدا کاری را مجاهدانه آغاز کند، خدا او را هدایت کرده و به مقصد و مقصود می رساند.(عنکبوت، آیه ۶۹) بر این اساس است که امام سجاد(ع) در قالب دعا از خدا می خواهد تا شرایطی را فراهم آورد تا به طاعت و اطاعت توفیق یابد؛ زیرا هیچ وسیله ای جز خود خدا برای تحقق و کسب توفیق طاعت وجود ندارد. ایشان می فرماید: اللّٰهُمَّ احْمِلْنا فِى سُفُنِ نَجاتِکَ، وَمَتِّعْنا بِلَذِیذِ مُنَاجَاتِکَ، وَأَوْرِدْنا حِیَاضَ حُبِّکَ؛ وَأَذِقْنا حَلاوَهَ وُدِّکَ وَقُرْبِکَ، وَاجْعَلْ جِهادَنا فِیکَ، وَهَمَّنا فِى طَاعَتِکَ، وَأَخْلِصْ نِیَّاتِنا فِى مُعامَلَتِکَ، فَإِنَّا بِکَ وَلَکَ وَلَا وَسِیلَهَ لَنا إِلَیْکَ إِلّا أَنْتَ ؛ إِلٰهِى اجْعَلْنِى مِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ، وَأَلْحِقْنِى بِالصَّالِحِینَ الْأَبْرارِ، السَّابِقِینَ إِلَى الْمَکْرُماتِ، الْمُسارِعِینَ إِلَى الْخَیْراتِ، الْعامِلِینَ لِلْباقِیاتِ الصَّالِحاتِ، السَّاعِینَ إِلَىٰ رَفِیعِ الدَّرَجاتِ، إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ، وَبِالْإِجابَهِ جَدِیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ خدایا ما را بر کشتی‌های نجاتت سوار کن و از لذّت راز و نیازت بهره‌مند گردان و به حوض‌های دوستی‌ات وارد کن؛ و شیرینی محبّت و مقام قربت را به ما بچشان، کوششمان را در راهت و همّتمان را در طاعتت قرار ده و نیّت‌هایمان را در معامله با خود خالص گردان، چراکه ما با تو و از توییم و برای ما وسیله‌ای جز به‌سوی تو نیست؛ معبودم، مرا از گزیدگان بندگان خوبت قرار ده و به شایستگان نیکوکار ملحق کن، هم آنان‌که به کار نیک و جوانمردی پیشی گرفتند و به‌سوی خیرات شتافتند و برای کارهای خداپسند ماندگار تلاش کردند و برای رسیدن به درجات بلند کوشش نمودند، همانا تو بر هر چیز توانایی و به اجابت دعا سزاواری، به مهربانی‌ات ای مهربان‌ترین مهربانان.(دعای مطیعین)
  3. تبری از باطل و اهل باطل: انسانی که بخواهد از توفیق الهی بهره مند شود می بایست از باطل و اهل باطل تبری جسته و از آنان جدا شود و در قالب اعتزال و عزلت گیری از آنان در شرایطی خود را قرار دهد تا مورد عنایت قرار گیرد؛ زیرا کسی که در میان دشمنان و مخالفان است، توفیق اطاعت نمی یابد و مزاحمت های آنان نمی گذارد که به درستی از طاعت حق بر آید؛ بودن در میان دیگران نوعی امیدواری به آنان را موجب می شود چنان که موجب مزاحمت هایی نیز می شود؛ بنابراین، رهایی از غیر خدا و دشمنان خدا موجب می شود تا خدا عنایت خاص کرده و توفیق دهد تا در شرایطی آسان و هموار بتواند به کار اطاعت بپردازد و به مقصد و مقصود برسد.(کهف، آیه ۱۶)