اطاعت از ولی الامر با علم به عدم عصمت

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از پرسش های اساسی در فلسفه و فقه سیاسی اسلامی، جواز یا وجوب اطاعت از ولی الامر است، در حالی که به عدم عصمت آنان یقین است؛ زیرا می دانیم جز چهارده معصوم(ع) کسی از عصمت تفضلی الهی برخوردار نیست، هر چند دیگر افراد امت اسلام ممکن است در سطحی از سطوح از عصمت اکتسابی برخوردار باشند که این سطح از عصمت می تواند بازدارنده از گناهان عمدی باشد؛ اما هرگز موجب بازدارندگی مطلق از اشتباه و خطا نمی شود.

به سخن دیگر، از رهبران و اولیای امر مسلمین کسانی هستند که از عصمت تمام و کمال برخوردار نیستند و یقین به اشتباه و خطای آنان داریم، آیا با این علم و یقین قطعی به عدم عصمت می توان از آنان اطاعت کرد؟ آیا این اطاعت واجب یا جایز است؟

نصب خاص و نصب خاص اولیای امور

به نظر می رسد که اولیای امور به دو گروه تقسیم می شوند؛ زیرا گاه خدا یا معصوم(ع) مستقیم کسی یا کسانی را نصب می کنند؛ و گاه دیگر غیر مستقیم و به طور عام از سوی آنان نصب می شوند.

در نصب خاص، شخص به طور مشخص معرفی و حکم می گیرد؛ این نوع نصب همانند نصب مالک اشتر یا دیگر استانداران و فرماندهان از سوی امیرمومنان امام علی(ع) است؛ در حالی که در نصب عام تنها با بیان شرایط نصب انجام می شود و شخص معینی مطرح نیست؛ بلکه مجاز است به هر کسی مراجعه شود که دارای این شرایط باشد. در زمان غیبت امام زمان(عج)، نصب نائب الامام به عنوان «ولیّ فقیه» این گونه است.

همان طوری که در نصب خاص افرادی انتخاب می شوند که از عصمت مطلق و کامل و تمام برخوردار نیستند، بلکه شرایطی عمومی را دارا هستند؛ هم چنین در نصب خاص نیز چنین است.

لزوم اطاعت با علم به احتمال اشتباه

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در اطاعت و اتباع لازم نیست که شخص دارای عصمت کامل باشد، بلکه همان عصمت اکتسابی که او را از گناه عمدی باز می دارد کفایت می کند؛ زیرا در برخی از موارد مصالح عمومی و اهم موجب می شود تا برخی از امور نادیده گرفته شود؛ به عنوان مثال با آن که فرشتگان علم به عدم عصمت حضرت آدم(ع) داشتند و خدا نیز آن را تایید می کند، ولی به سبب مصالح برتر وجوب اطاعت از حضرت آدم(ع) صادر شده است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)

نسبت به اولیای اموری که از سوی معصوم(ع) به طور خاص یا عام نصب می شوند، داشتن شرایط عمومی کفایت می کند، حتی احتمال اشتباه و خطا از سوی آنان داده شود و یقین داشته باشیم که آنان به سبب عدم عصمت تفضلی الهی ، اشتباه و خطا می کنند؛ زیرا نصب آنان برای این امور با مصالح عالی و برتری مربوط است که احتمال اشتباه و خطای غیر عمدی را جبران می کند.

در روایات درباره اولیای امور غیر معصوم(ع) شروطی بیان شده است که از جمله در روایت امام حسن عسکری(ع) به خوبی بیان شده است: و اما من کان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظه لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه، و ذلک لا یکون الا بعض فقهاء الشیعه لا جمیعهم ؛ اما کسی که دارای مقام فقاهت است: خود نگهدار، نگهبان دین، مخالف با هوای نفس، فرمانبردار مولا و خداوند متعال است. با این ویژگی ها بر عامه مردم است که از او پیروی نمایند، البته تمام فقهای شیعه چنین نیستند، بعضی از آنها چنین اند.( وسائل الشیعه، ج ۱۸، باب ۱۰، ح ۲۰)

از نظر آموزه های وحیانی اسلام همین عصمت اکتسابی که در این روایت به عنوان شروط بیان شده خود کفایت می کند و آنان حجت های الهی بر انسان هستند و کسی نمی تواند به احتمال یا قطع اشتباه از آنان از ایشان پیروی و اطاعت نکنند؛ زیرا امام زمان (ع) با علم به عدم عصمت کامل آنان را برای این منصب قرار داده است؛ چنان که خدا حضرت آدم(ع) را با علم به اشتباه و خطا و گناه برای خلافت بر هستی انتخاب کرده و فرشتگان را مامور اطاعت از حضرت آدم(ع) به عنوان خلافت الله کرده است.

به سخن دیگر، وقتی امام زمان (عج) می فرماید: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله؛ و اما در حوادث و رخدادهای واقع شده پس باید به روایات کنندگان احادیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر شما هستم.(اکمال الدین، ج ۱، ص ۴۸۳) یا وقتی امام صادق علیه السلام می فرماید: قد جعلته علیکم حاکما؛ به تحقیق او را حاکم بر شما قرار دادم.( اصول کافی، ج ۱، ص ۶۷) می بایست گفت که براساس مصالح عالی تر، امام زمان(عج) صلاح دانسته است تا با آن که ممکن بلکه یقین به اشتباه و خطای غیر عمدی است، ولی لازم است تا چنین اولیای اموری اطاعت شود، به ویژه که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی تلاش کند تا بر اساس آموزه های وحیانی تقوای الهی را کسب کند و خود را حفظ و صیانت کند، خدا به امدادهای غیبی او را یاری می رساند و در هنگام فتنه ها «فرقان» برایش قرار می دهد تا توانایی تشخیص حق و باطل را بیابد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر از خدا پروا دارید براى شما نیروى تشخیص حق از باطل قرار مى‏ دهد و گناهانتان را از شما مى‏ زداید و شما را مى ‏آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است. (انفال، آیه ۲۹)

هم چنین این افراد از سوی خدا مورد تعلیم خاص قرار می گیرند ؛ چنان که خدا می فرماید: وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ ؛ تقوا پیشه گیرید تا خدا افزون بر چیزهای دیگر خود تعلیم شما را به عهده گیرد.(بقره، آیه ۲۸۲)

این افراد به شکل های گوناگون از وحی و الهامات الهی بهره مند می شوند و خدا به آنان راه درست انجام کارها را نشان می دهد ؛ چنان که به مادر موسی (ع) و دیگران وحی کرد.(طه، آیه ۳۹)

فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی

شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!

آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.

پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.

تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.( قصص العلماء، تنکابنی، ص ۳۹۹؛ داستان‏‌هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم، با اندک تصرف و ویرایش؛ (برکات حضرت ولی عصر(ع)، سید جواد معلم ، انتشارات تکسوار حجاز، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳، ص۲۱۶)