اطاعت از ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اطاعت و انقیاد از روی اراده و اختیار، از مهم ترین تکالیف و وظایف امت در برابر امام و ولی الله است. امت اسلام مکلف است در برابر امام و ولی الله، با نیت انجام عبادت و اطاعت خدا، مطیع و منقاد باشد و فرمان ها و دستور امام را به عنوان دستور خدا بپذیرد و انجام دهد؛ چرا که ولایت امام معصوم(ع) و در همین راستا، ولایت فقیه دارای شرایط، استمرار ولایت الهی است و هر گونه کراهت و ناخشنودی باطنی و عصیان و نافرمانی عملی، به معنای خروج از ولایت الهی و طغیان و عصیان است.

اطاعت ، اجرای فرمان با رغبت و خضوع

یکی از واژگان و اصطلاحات سیاسی قرآن، واژه اطاعت است. اطاعت از مادّه «طوع» در مقابل کَرَه به معناى انقیاد است. غالباً این واژه در پذیرش و قبول فرمان از دیگری به کار مى‌رود.(نگاه کنید: لسان العرب، ابن منظور؛ مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ذیل واژه طوع)

فرهنگ شناسان بر این باورند که اطاعت دارای سه عنصر به عنوان مقوم است که شامل: اجرای فرمان، رغبت و خضوع است به طوری که فقدان هر یک موجب می شود تا اطاعت واقعی تحقق نیابد. پس اطاعت زمانی تحقق می یابد که اجراى‌فرمان همراه با رغبت و خضوع باشد. پس نافرمانی، یا انجام فرمان با کراهت و ناخشنودی یا انجام فرمان با رغبت ولی بدون نشانه های خضوع در حقیقت اطاعت نیست؛ زیرا فاقد مقومات اطاعت است.(نگاه کنید: التّحقیق فى کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ذیل واژه طوع)

در فرهنگ قرآنی، اطاعت در دو بخش تکوینى و تشریعى مطرح است و برای بیان این معنا و مفهوم غیر از واژه اطاعت، واژه‌هاى دیگری چون «اتّخذ»، «اجاب»، «اذعن»، «اذن»، «اقتدا»، «تبع»، «سجد»، «سخّر»، «سلم»، «فعل»، «قنت» و مشتقّات آن‌ها استفاده شده است؛ اما آن چه در این جا مطرح است، اطاعت تشریعی است که در حوزه قوانین و احکام مطرح شده است.

مشروعیت اطاعت از امام

مشروعیت به معنای حکم الهی بر چیزی است. این مشروعیت بدان معناست که شارع مقدس به عنوان ولایت مطلقه بر انسان ها، تکلیف و قانونی را وضع کرده و مردم باید از آن اطاعت کنند. راه کشف این حکم شرعی نقل معتبری از قرآن و پیامبر(ص) است که دلالت بر یکی از احکام پنج گانه دارد.(حشر، آیه ۷ و آیات دیگر)

خداوند در آیات قرآنی بر لزوم اطاعت و پیروى از امامان معصوم(علیهم السلام) همانند پیامبر(ص) تاکید کرده است. از جمله این آیات آیه ۵۹ سوره نساء است. خدا می فرماید: یـاأیّها الّذین ءامنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرّسول وأولى الأمر منکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید. امام باقر(علیه السلام) در تفسیر این آیه فرموده است: اولواالامر، امامان از نسل على علیه السلام و فاطمه علیها السلام هستند. (نورالثقلین، ذیل‌آیه)

خداوند در این آیه اطاعت خود را با فعلی جدا خواسته و اطاعت پیامبر(ص) و امامان (ع) را با هم خواسته است. این دلالت بر این دارد که اطاعت از ائمّه(علیهم السلام) هم‌سنگ اطاعت از پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.

نکته دیگری نیز در این آیه مطرح شده است. از نظر قرآن، اطاعتی که در این جا برای پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مطرح است، اطاعت در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی است، نه تشریع؛ زیرا امامان معصوم(ع) حق تشریع و قانونگذاری را ندارند و وحی تشریعی با پیامبر(ص) خاتمه یافته است.(احزاب، آیه ۴۰)

دلیل بر این مدعا آن است که خداوند در آیاتی دیگر از جمله ۳۲ سوره آل عمران، با آوردن یک فعل، وجوب اطاعت از خدا و پیامبر را هم سنگ دانسته و فرموده است: أَطِیعُوا اللَّهَ و الرَّسُولَ؛ زیرا این اطاعت در حوزه تشریع است. از نظر قرآن، حق تشریع تنها از آن خدا است(یوسف، آیه ۶۷) و پیامبر(ص) به عنوان مظهر نطق و سمع و بصر الهی و هر چه می گوید در مقام قرب فرائض است: وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى؛ و از سر هوس سخن نمى‏ گوید. این سخن به جز وحیى نیست که وحى مى ‏شود.(نجم، آیات ۳ و ۴)

از همین روست که خدا فرقی میان تشریع خود و پیامبر(ص) نمی گذارد و می فرماید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه را پیامبر به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.(حشر، آیه ۷)

بنابراین، اطاعتی که در آیه ۵۹ سوره نساء مطرح است، غیر از اطاعتی است که در آیه ۳۲ سوره آل عمران مطرح است؛ زیرا متعلق اطاعت در آیه ۳۲ آل عمران، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) در اصل تشریع قوانین است و اجرای آن با مقومات سه گانه است؛ اما اطاعت در آیه ۵۹ سوره نساء، اطاعت از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به عنوان صاحبان امر و رهبران است. بنابراین، هر آن چه پیامبر(ص) در امور قضایی، نظامی، سیاسی و اجتماعی فرمان می دهد و در چارچوب تشریع الهی است ، باید اطاعت شود و این اطاعت باید دارای همه مقومات سه گانه از اجرای فرمان، رغبت و خضوع نیز باشد.

با توجه به مطالب پیش گفته دانسته شد، اطاعت ولی الله، یک واجب شرعی است و شخص می بایست آن را به عنوان یک عبادت تقوایی و مقرب ساز با رغبت و خضوع انجام دهد. از همین روست که چنین اطاعتی از امام و ولی الله، دارای پاداش اخروی است و تنها کسانی به اطاعت از ائمّه(علیهم السلام) می پردازند که به چنین مشروعیتی باور داشته باشند. از نظر قرآن، چنین اطاعتی از نشانه‌هاى ایمان به خدا و قیامت است(نساء، آیه ۵۹) و هر کسی که می خواهد زندگی دنیوی و اخروی اش فرجام نیک بیابد باید این امر را بپذیرد و به چنین اطاعتی قیام کند؛ چرا که اطاعت از ائمّه(علیهم السلام)، سبب سعادت در آخرت و فرجامی نیک در دنیا و آخرت است؛ از این روست که خداوند در آیه آن را خیر مطلق و برترین و نیکوترین بازگشت و فرجام دانسته است: ذلک خیر وأحسن تأویلا.(همان و نیز نگاه کنید: توبه، آیات ۷۱ و ۷۲)

خداوند اطاعت از پیامبر(ص) و نفوس ایشان یعنی امامان معصوم علیهم السلام (آل عمران، آیه ۶۱) را به سبب آن صراط مستقیم و شریعت کامل الهی است، بر همگان فرض و واجب دانسته و بر تشریع این حکم در آیاتی تاکید نموده است.(جاثیه، آیه ۱۸؛ انعام، آیه ۱۵۳)

از نظر قرآن، اطاعت از پیامبر(صلى الله علیه وآله) راه اطاعت از خدا است و راهی دیگری برای اطاعت از خداوند نیست. از همین رو، در آیه ۸۰ سوره نساء می فرماید: من یطع الرّسول فقد أطاع اللّه؛ هر کسی رسول را اطاعت کرد، به تحقیق خدا را اطاعت کرده است. این اطاعت باید به شکل تسلیم و انقیاد کامل در همه امور زندگی مادی و معنوی (انعام، آیه ۷۱؛ بقره، آیه ۱۳۱) برای کسب رضایت و خشنودی خدا(آل عمران، آیه ۱۶۲) در قالب سمعا و طاعه(بقره، آیه ۲۸۵) تا واپسین لحظات عمر (آل عمران، آیه ۱۰۲) در همه شرایط سخت و آسان(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۴)، با خضوع و خشوع(آل عمران، آیه ۴۳، تحریم، آیه ۱۲، بقره، آیه ۲۳۸) و مانند آن باشد.

به هر حال، مومنان و امت اسلام باید راه ولی الله و امامان معصوم(ع) را همانند راه پیامبر(ص) و خدا پذیرا شده و از ایشان اطاعت کنند و راهی غیر از راه مومنان واقعی یعنی معصومان (ع) را انتخاب نکنند.(نساء، آیه ۱۱۵)

البته هرگز در این نوع اطاعت، ولی الله حتی پیامبر(ص) مانند معبود قلمداد نمی شود؛ چنان که برخی از اهل کتاب این گونه با پیامبران خویش عمل کردند و اطاعت پیامبران را در عرض اطاعت خدا قرار داده اند، بلکه باید در طول اطاعت خدا دانست و مظهری از اطاعت خدا بدانند.(آل عمران، آیه ۶۴؛ توبه، آیه ۳۱)

از نظر قرآن اطاعت در عرض به معنای اطاعت از طاغوت قلمداد می شود.(مائده، آیه ۶۰) و چنین اطاعتی موجب گمراهی جامعه و امت می شود.(بقره، آیه ۱۶۶)

ویژگی ها و زمینه های اطاعت

از نظر قرآن هر کسی به چنین اطاعتی دست نمی یابد، بلکه تنها کسانی به این اطاعت اقدام می کنند که شرایط و زمینه های آن را دارا باشند. از جمله ویژگی های مطیع می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ایمان به خدا: مهم ترین زمینه برای اطاعت در مطیع، ایمان به خدا است.(بقره، آیه ۲۸۵؛ انفال، آیات ۱ و ۲۰ و ۲۴ و ۴۵ و ۴۶؛ توبه، آیه ۷۱؛ نور، آیه ۵۱؛ محمد، آیه ۳۳)
  2. ایمان به قرب خدا به انسان: باور نزدیک بودن خدا به بندگان و توان او بر اجابت درخواست‌ها، گرایش‌دهنده آدمى به ایمان و اطاعت از او و اولیای الهی است.(بقره، آیه ۱۸۶)
  3. خوف از خدا: خوف و ترس از خدا، موجب اطاعت است؛ حال چه فرشته باشد یا انسان.(نحل، آیات ۴۹ و ۵۰)
  4. توجه به علم خدا: توجّه به علم و نظارت همه جانبه خدا بر عملکرد انسان، زمینه‌ساز اطاعت از او است.(نور، آیه ۵۳)
  5. ایمان به ربوبیت خدا: عقیده به پروردگاری و ربوبیّت خدا بر جهان آفرینش، وادارکننده آدمى به تسلیم و طاعت خداوند است؛ زیرا می داند این خداست که همه چیز را پرورش می دهد و ملک طلق خداوند است.(بقره، ایه ۱۳۱)

موانع اطاعت

موانعی نیز وجود دارد که اجازه نمی دهد تا انسان در مسیر اطاعت قرار گیرد و گرایش به عصیان و طغیان پیدا می کند. از جمله این موانع می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اطاعت از طاغوت: اطاعت از رهبران گمراه‌کننده و طاغوتی، از موانع اطاعت از خداوند و ولایت الهی است.(احزاب، آیات ۶۶ و ۶۷)
  2. بدگمانی به خدا: سوء ظن و بدگمانى به خدا از موانع اطاعت از او است.(نور، آیات ۴۸ و ۵۰)
  3. بیماردلی: بیماردلى از موانع اطاعت از خدا است و کسانی که گرفتار بیماردلی هستند هرگز مطیع محض نخواهد بود.(نور، آیات ۴۸ تا ۵۱)
  4. اطاعت شیطان: از مصادیق اطاعت از طاغوت ، اطاعت از شیطان است و کسی که مطیع و پیرو شیطان است هرگز مطیع خدا و ولی الله نخواهد شد.(بقره، آیه ۲۰۸؛ مائده، آیات ۹۰تا ۹۲)
  5. ظلم و ستمگری: ظلم و ستم موجب می شود تا انسان مطیع خدا و ولی الله نباشد.(نور، آیات ۴۸ تا ۵۰)
  6. شک : شک علمی و تردید عملی موجب می شود تا انسان مطیع نباشد و دستورهای خدا و ولی الله را انجام ندهد.(همان)

بیعت برای اطاعت

از نظر قرآن، همه انسان ها در گزینش رهبر و پیروى از او مسؤول هستند.(اسراء، آیه ۷۱) بنابراین، نمی توان از جامعه ای بی رهبر سخن به میان آورد. پس از شناخت رهبری لازم است تا اطاعت در قالب پیمان و عهدی سامان یابد و امت خود را در برابر امام مکلف بداند. از این روست که در آیات قرآنی از بیعت را ولی الله سخن به میان آمده است. بیعت دارای پیشنه کهن در شرایع اسلامی است و در گذشته نیز امت ها با امام خویش بیعت می کردند تا مطیع ایشان باشند. خداوند در آیه ۲۴۶ سوره بقره از پیمان گرفتن یکى از پیامبران بنى‌اسرائیل از مردم براى پایبندى بر تبعیّت از آنان در جنگ و غیر آن سخن به میان آورده است.

مومنان با چنین بیعتی می توانند دنیا و آخرت خود را تضمین کنند؛ چرا که از نظر قرآن، اطاعت از رهبران الهى، شرط بهره‌مندى از پاداشى دوچندان و روزى کریمانه است.(احزاب، آیه ۳۱)

تاکید بر بیعت از آن روست که برای رسیدن به وحدت امت در مسیر امام، لازم است که همگان تعهداتی را در قالب پیمان نامه و منشور بپذیرند و در انجام آن تلاش کنند؛ چرا که اطاعت از رهبرى در کنار اتّحاد صفوف و پایدارى، شرط رسیدن جامعه به پیروزى و کسب موفقیت ها است(آل عمران، آیه ۱۵۴) و اگر امت چنین نباشد، موفقیتی نیز نخواهد بود.

معیار و شرایط اطاعت از رهبران

از آن جایی که اطاعت از رهبران در چارچوب مظهریت از اطاعت خدا است؛ زیرا ولایت آنان مظهر ولایت الهی است، شرایطی برای اطاعت از رهبران در قرآن بیان شده که از جمله مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. امانتداری: رهبرانی مظهر ولایت و اطاعت خدا هستند که امین الله باشند. همه پیامبران و رهبران الهی به این نکته توجه داده اند.(شعراء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸؛ ۱۲۵ و ۱۲۶؛ ۱۴۳ و۱۴۴؛ ۱۶۲ و ۱۶۳؛ ۱۷۸ و۱۷۹)
  2. پرهیز از مزد و اجرت: از دیگر ویژگی های رهبران الهی، پرهیز ایشان از مزد و اجرت برای فعالیت ها وکارهایشان است. پس پرهیز از اجرت‌طلبى از سوی رهبران، شرط اطاعت از ایشان است.(شعراء، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰؛ ۱۲۷ و ۱۳۱؛ ۱۴۵ و ۱۵۰؛ ۱۶۳ و ۱۶۴؛ ۱۷۹ و ۱۸۰؛ یس، آیه ۲۱)
  3. سلوک راه خدا: سلوک راه خدا از سوى رهبران، شرط پیروى از آنان است.(لقمان، آیه ۱۵)
  4. هدایت یافتگی: هدایت‌یافتگى رهبران، شرط پیروى از آنان است.(یس، آیه ۲۱) بنابراین، اطاعت از گمراهان، از جمله شاعران کافر بى‌هدف و سخن‌پرداز بدون عمل جایز نیست(شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۶)؛ زیرا از مصادیق طاغوت خواهند بود. قرآن به صراحت در آیه ۶۰ مائده به صراحت فرمانبرى از طغیان‌گران را درپى‌دارنده بدترین کیفر نزد خداوند دانسته است.(نگاه کنید: هود، آیه ۹۷)
  5. هدایت گری: رهبر نه تنها باید هدایت یافته بلکه هدایت گر باشد. از این رو، در قرآن آمده که هدایت‌گرى به سوى حق، ملاک شایستگى براى پیروى و اطاعت است.(بقره، آیه ۱۷۰؛ مائده، آیه ۱۰۵؛ یونس، آیه ۳۵)
  6. علم الهی: از دیگر شرایط اطاعت از رهبری، داشتن علم الهی در رهبران است.(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷؛ مائده، آیه ۱۴۰؛ مریم، آیات ۴۱ و ۴۳؛ جاثیه، آیه ۱۸)
  7. حق گرایی: حق گرایی معیاری برای اطاعت از رهبری است.(نساء، آیه ۱۲۵)
  8. پرهیز از استخفاف: رهبری باید موجبات عزت امت را فراهم آورد و رهبری که موجب استخفاف مردم می شود، شرط رهبری را ندارد و اطاعت از او جایز نیست.(زخرف، آیات ۵۱ و ۵۴)
  9. عقل: برخورداری از عقل و استفاده از تعقل و به کار گیری از آن، از مهم ترین شرایط رهبری و اطاعت از اوست.(بقره، آیه ۱۷۰)

از نظر قرآن اطاعت از افرادی چون کافران(فرقان، آیه ۵۲)، اشراف ثروتمند کافر(کهف، آیه ۲۸؛ قلم، ایات ۱۰ و ۱۴)، از اکثریت به جهت اکثریت بودن نه حق بودن(انعام، آیه ۱۱۶)، اهل هوی و هوس (مائده، آیات ۴۸ و ۴۹، ص ، آیه ۲۶، نساء، آیه ۱۳۵)، اهل باطل(انعام، آیه ۱۵۳)، انسان‌هاى بداخلاق و بدسیرت(قلم، آیات ۱۰ و ۱۳)، تحریف گران دین(مائده ، آیه ۴۱)، جاهلان نادان و بی خرد(یونس، آیه ۸۹) ، جباران عنود(هود، آیات ۵۹ و ۶۰)، سخن چینان(قلم، آیات ۱۰ و ۱۱)، سوگند خوران پست و خوار(قلم، آیه ۱۰)، غافلان(کهف، آیه ۲۸)، گناهکاران(مریم، ایه ۴۴)، مانعان خیر(قلم، آیات ۱۰ و ۱۲)، متجاوزان(همان)، مسرفان(شعراء، آیات ۱۴۲ و ۱۵۱)، مفسدان(اعراف، آیه ۱۴۲؛ شعراء، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲)، مکذبان(انعام، آیه ۱۵۰)، منافقان(احزاب، آیات ۱ و ۳۳)،