اطاعت از هواهای نفسانی و آثار آن

نجوا

بسم الله الرحمن الرحیم

اطاعت به معنای اجرای فرمان با رغبت و خضوع است که با فقدان هر یک از این سه گانه اطاعتی رخ نمی دهد، بلکه به جای آن عصیان قرار می گیرد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چند که همه هستی مطیع خدا هستند؛ اما انسان و جن دو آفریده الهی هستند که می توانند به جای اطاعت از خدا، عصیان ورزند و به جای آن مطیع امور دیگر از جمله هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی شوند. این گونه است که اطاعت از هواهای نفسانی و شیطانی جایگزین اطاعت از خدا شده و آثاری بر آن مترتب می شود که می تواند موجب شقاوت و بدبختی دنیوی و اخروی و ابدی انسان شود.

اطاعت از غیر خدا از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت اطاعت از خدا زمانی تحقق می یابد که سه گانه «اجرای فرمان الهی»، «رغبت به اجراء» و «خضوع در برابر فرمان الهی» تحقق یابد.(بقره، آیه ۲۸۵؛ آل عمران، آیات ۱۶ و۱۷؛ انفال، آیه ۱؛ نور، آیه ۵۱) این گونه است که اطاعت حقیقی تحقق می یابد؛ زیرا همه وجود شخص مطیع در قول و فعل هماهنگ با هم است(محمد، آیه ۲۱؛ تحریم، آیه ۱۲) بی آن که مخالفتی در آن راه یابد.(نحل، آیات ۴۹ و۵۰)

بی گمان مطیعان خدا کسانی هستند که مورد رحمت عام وخاص الهی قرار می گیرند(آل عمران، آیه ۱۳۲؛ توبه، آیه ۷۱؛ حجرات، آیه ۱۴) و فلاح و رستگاری و فوز عظیم را به دست آورده(نسآء، آیه ۱۳؛ نور، آیات ۵۱ و۵۲؛ احزاب، آیه ۷۱) و در مقام رضوان الله(آل عمران، آیات ۱۷۲ و۱۷۴) به خیر مطلق و نیکو می رسند(نساء، آیه ۵۹) و از خشم وغضب الهی و آتش دوزخ در امان می مانند.(احزاب، آیه ۶۶)

اما کسی که به جای اطاعت از خدا، عصیان او در پیش گیرد، مورد خشم و غضب و عذاب الهی در دنیا و آخرت می شود؛ زیرا عاصی از خدا، بی گمان مطیع غیر خدا خواهد بود؛ زیرا خلقت انسان و جن برای عبودیت و عبادت است(ذاریات، آیه ۵۶) و اگر کسی عبودیت و عبادت خدا نکند، به سبب گرایش فطرت به عبادت و عبودیت، دیگری را معبود خود قرار می دهد که شامل فرشتگان(سباء، آیه ۴۰)، جنیان(۴۱)، ستارگان(انعام، آیات ۷۶ تا ۷۸؛ نمل، آیه ۳۴)، بتان(نجم، آیات ۱۹ و۲۰؛ نوح، آیه ۲۳) و حتی هواهای نفسانی خودشان می شود.(جاثیه، آیه ۲۳)

البته از نظر قرآن، کسی که غیر خدا را معبود و الهه خویش قرار می دهد، به این علت است که می خواهد خود را از شریعت و قوانین آن نجات دهد و به فجور بپردازد و هیچ خط قرمزی در زندگی اش نداشته باشد؛ از همین روست که این افراد در قیامت شبهه می کنند، تا به این نتیجه برسند که حسابرسی قیامت نیست؛ پس می توانند هر کاری را انجام دهند، بی آن که پاسخگوی اعمال خویش باشند؛ خدا می فرماید: بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ ؛ انسان شک در معاد ندارد، بلکه او مى‏ خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت در تمام عمر گناه کند.(قیامت، آیه ۵)

واژه فجر به معنای دریده شدن است؛ چنان که نور نخستین خورشید که آسمان تاریک شب را می شکافد به عنوان فجر معروف است. فاجر کسی است که با دریدگی و شکستن خطوط مرزی از آن عبور می کند و تن به هیچ محدودیتی نمی دهد.

بنابراین، می توان گفت افرادی که غیر خدا را معبود و الهه قرار می دهند، در حقیقت هواهای نفسانی خویش را «الهه» خویش قرار داده اند؛ زیرا این گونه می توانند قوانینی را بسازند که مطابق هواهای نفسانی آنان است؛ پس معبودان دیگر چون قانونگذار نیستند، مورد اقبال کسانی قرار می گیرند که معبود حقیقی آنان همان هواهای نفسانی است.

به سخن، بازگشت عبودیت غیر خدا، به عبودیت هواهای نفسانی است، هر چند که به ظاهر فرشته پرست، خورشید پرست ، جن پرست و بت پرست باشند.

این افراد هواپرست، در همه چیز به ویژه قیامت تشکیک می کنند؛ زیرا این گونه می توانند هر رفتاری را توجیه کنند، بی آن که ترس از حسابرسی و بازخواست داشته باشند؛ خدا می فرماید: أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ؛وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ؛ پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده، و خدا دانسته او را گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‏ اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت‏ خواهد کرد آیا پند نمى‏ گیرید؛ و گفتند: غیر از زندگانى دنیاى ما چیز دیگرى نیست؛ ما مى‏ میریم و زنده مى ‏شویم؛ و ما را جز دهر و روزگار هلاک نمى ‏کند، ولى آنان به این مطلب هیچ دانشى ندارند و جز طریق ظن و گمان نمى‏ سپرند.(جاثیه ، آیات ۲۳ و۲۴)

آثار اطاعت از هواهای نفسانی

چنان که گفته شد، هواپرستان کسانی هستند که نه براساس علم، بلکه بر اساس ظنون(جاثیه، آیات ۲۳ و۲۴)، به انکار قیامت می پردازند(همان؛ قیامت، آیات ۳ تا ۵)، تا این گونه بتوانند به فجور بپردازند و هیچ قانونی و محدودیتی را نپذیرند.(همان)

هم چنین گفته شد که هواپرستان به ظاهر معبودان دیگری دارند که خودساخته هواهای نفسانی آنان است؛ زیرا هیچ دلیل سلطان و حاکمی بر تسمیه و نامگذاری چیزهای دیگر به عنوان معبود و الهه ندارند.(اعراف، آیه ۷۱؛ یوسف، آیه ۴۰؛ نجم، آیه ۲۳) از همین روست که خدا می فرماید: إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى ؛ این بتان جز نامهایى بیش نیستند که شما و پدرانتان به عنوان معبود نامگذارى کرده‏ اید ، و خدا بر حقانیت آنها هیچ دلیل و سلطانی نفرستاده است. آنان جز از گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروى نمى کنند، با آنکه قطعا از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است.(نجم، آیه ۲۳)

به سخن دیگر، هر چه غیر از خدا به عنوان معبود و الهه قرارداده می شود، براساس هواهای نفسانی است که از دشمن بیرونی یعنی ابلیس و شیطان نیز خطرناک تر است؛ زیرا شیطان سلطنتی برانسان ندارد، بلکه خود این انسان است که با هواهای نفسانی حتی شیاطین را معبود خویش قرارمی دهد تا رفتار شیطانی خویش را توجیه کند. از همین رو، شیطان می گوید: مَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ؛ و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید.(ابراهیم، آیه ۲۲)

در روایات آمده است که انسان باید بیش ازآن که از دشمن بیرونی بهراسد، از هواهای نفسانی خویش بترسد؛ زیرا دشمن بیرونی هرچند که کید می ورزد، ولی کید و مکرش ضعیف است: إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا.(نساء، آیه ۷۶) پیامبر(ص) می فرماید: أَعْدَى‏ عَدُوِّکَ‏ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ‏؛ سرسخت‌ترین دشمنت نفس تو هست که در میان دو پهلویت قرار دارد. (تنبیه الخواطر، ورام بن ابى فراس‏، ج‏ ۱، ص ۵۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۶۷، ص ۶۴؛ حکمت نامه پیامبر اعظم صلَّی الله علیه و آله، محمدی ری شهری، ج ۷، ص ۴۱۸)

کسی که از هواهای نفسانی اطاعت و پیروی می کند، دچار انواع مشکلات و گرفتارهایی دنیوی و اخروی می شود؛ زیرا چنین شخصی از هدایت های الهی تشریعی و تشویقی وحیانی (قصص، آیه ۵۰؛ روم، آیه ۲۹)، ولایت و نصرت الهی(بقره، آیه ۱۲۰؛ رعد، آیه ۳۷) و نعمت های بهشتی(محمد، آیات ۱۴ تا ۱۶) محروم می شود؛ و گرفتار انواع اسراف وتجاوزگری(کهف، آیه ۲۸)، خسران و زیان(مائده، آیه ۳۰) و درنهایت پشیمانی و ندامت می گردد(مائده، آیات ۳۰ و۳۱) ؛ زیرا اطاعت از هواهای نفسانی به جای اطاعت از خدا، افزون بر این که کفر و کفران را به دنبال دارد(طه، آیات ۱۵ و ۱۶) انسان را به ظلم وستم سوق می دهد که  خشم و غضب الهی را در دنیا و آخرت به دنبال خواهد داشت.(بقره، آیه ۱۴۵؛ قصص، آیه ۵۰)

از نظر قرآن، این اطاعت از هواهای نفسانی به تبع پیروی از ظنون است(جاثیه، آیات ۲۳و۲۴) که کفر را برای آنان رقم می زند و رفتاری را انجام می دهند که خشم وغضب الهی را به دنبال می آورد(محمد، آیات ۱ تا ۳ و ۱۶ و ۲۸؛ قمر، آیه ۳)؛ زیرا این گونه همه اعمال آنان تباه می شود(محمد، آیات ۱ و ۳) و حسرت و افسوس در قیامت را برای آنان به دنبال می آورد.(احزاب، آیات ۶۴ تا ۶۷)

خدا در قرآن به انسان ها هشدار می دهد که از استواء و اعتدال نفس فطری الهی بهره مند باشند و بگذارند تا این فطرت براساس هدایت فطری(طه، آیه ۵۰) عمل کند؛ زیرا فطرت مستوی ومعتدل انسانی، حق شناس بوده و بدان گرایش فطری دارد(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) اما انسان با تغییر در آن به سبب هواهای نفسانی، آن را مریض می کند و از سلامت فطری خارج می سازد؛ این گونه است که نفس سالم و قلب سلیم از دست می رود و توانایی شناختی و گرایشی فطری خود را از دست می دهد(همان) و دیگر نمی تواند تفقه و تعقل داشته و حق از باطل باز شناسد و به حق گرایش و از باطل گریزش داشته باشد.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵)

در حقیقت نفس بیمار گرفتار شک علمی(نور، آیات ۴۸ و ۵۰) است و به جای اطاعت از خدا، از آن اعراض می کند(نور، آیات ۴۸ تا ۵۱) و به اطاعت و پیروی از شیطان کشیده می شود وهر جرم و فسق و فحشایی را مرتکب می شود و از راه حق و سلامت خارج می شود و به ظلم وستمگری می پردازد.(همان؛ بقره، آیه ۲۰۸؛ مائده، آیات ۹۰ تا ۹۲) پس از اطاعت از گمراهان و رهبران باطل و معبودان دروغین (احزاب، آیات ۶۶ و۶۷) و بدگمانی نسبت به خدا (نور، آیات ۴۸ تا ۵۰) تنها بخشی از آثار پیروی از هواهای نفسانی واز تجلیات آن است.

به سخن دیگر، انسان اطاعت از غیر خدا را از اطاعت از هواهای نفسانی آغاز می کند؛ یعنی وقتی هواهای نفسانی خویش را خدا و معبود خویش قرار می دهد، گام در گمراهی می گذارد که سرانجام آن هر نوع اطاعت از غیر خدا و رفتن به سوی انواع و اقسام گناهان و فسق وفجور و فحشاء است که سرانجام آن نیز غضب وعذاب الهی در دنیا و آخرت است.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «إِنَّمَا أَخَافُ عَلَیکمُ اثْنَتَینِ اتِّبَاعَ الْهَوَى وَ طُولَ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَإِنَّهُ یصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَینْسِی الْآخِرَهَ؛  من بر شما از دو چیز می‌ترسم: پیروی از هوای نفس و طولانی بودن آرزو، پیروی از هوای نفس شما را از حق باز می‌دارد و طولانی بودن آرزو آخرت را از یاد می‌برد».( اصول کافی، ج۲، ص۳۳۵ و ۳۳۶)

خدای سبحان می‌فرماید: وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیضِلَّک عَنْ سَبیلِ اللَّه؛ از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا گمراه می‌کند.»(ص، آیه ۲۶)

در جایی دیگر می‌فرماید:«وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ؛ کیست گمراه‌تر از کسی‌که پیروی کند از هوای خود بدون راهنمایی از خدا»(قصص، آیه ۵۰)

پیامبر اکرم (ص) نیز در مذمت این امر فرمودند: «یقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ عَظَمَتِی وَ کبْرِیائِی وَ نُورِی وَ عُلُوِّی وَ ارْتِفَاعِ‏ مَکانِی لَا یؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَای إِلَّا شَتَّتُّ عَلَیهِ أَمْرَهُ وَ لَبَّسْتُ عَلَیهِ دُنْیاهُ وَ شَغَلْتُ‏ قَلْبَهُ بِهَا وَ لَمْ أُؤْتِهِ مِنْهَا إِلَّا مَا قَدَّرْتُ لَهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ عَظَمَتِی وَ نُورِی وَ عُلُوِّی وَ ارْتِفَاعِ مَکانِی لَا یؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَای عَلَى هَوَاهُ إِلَّا اسْتَحْفَظْتُهُ مَلَائِکتِی وَ کفَّلْتُ‏ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ رِزْقَهُ وَ کنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَهِ کلِّ تَاجِرٍ وَ أَتَتْهُ الدُّنْیا وَ هِی رَاغِمَهٌ؛ خدای عزوجل می‌فرماید: قسم می‌خورم به عزت و جلال و عظمت و کبریایی و علو و بلندی جایگاهم که بنده‌ای هوا و خواست خویش را بر هوای من ترجیح ندهد، مگر آنکه کارش را پراکنده سازم و دنیایش را درهم افکنم و قلبش را به دنیا مشغول دارم، به او از دنیا غیر از آن اندازه‌ای که برای او مقدّر کردم ندهم و به عزت و جلال و عظمت و نور و بزرگی و رفعت مکانم قسم می‌خورم که بنده‌ای هوای من را بر هوای خود اختیار نکند مگر آنکه ملائکه من او را حفظ کنند و آسمان‌ها و زمین‌ها متکفل روزی او شوند و من برایش دنباله‌ تجارت هر تاجر می‌شوم (یعنی من برای او تجارت کنم و به او روزی می‌رسانم) و دنیا به او رو آورد، درحالیکه دنیا رام و ذلیل اوست؛ یعنی با آنکه قلبش به دنیا تمایلی ندارد، ولی با این وجود دنیا به وی رو کند و خوار و ذلیل او شود.»( نهج البلاغه، خطبه ۲۸، ص۸۹)

امام صادق (ع) تبعیّت از هوای نفس را مذموم ‌دانسته و مردم را از آن برحذر داشته و فرمودند: «احْذَرُوا أَهْوَاءَکمْ کمَا تَحْذَرُونَ‏ أَعْدَاءَکمْ فَلَیسَ شَی‏ءٌ أَعْدَى لِلرِّجَالِ مِنِ اتِّبَاعِ أَهْوَائِهِمْ وَ حَصَائِدِ أَلْسِنَتِهِمْ؛ از هوای نفستان بترسید همانطور که از دشمنتان می‌ترسید پس چیزی برای مردم دشمن‌تر از متابعت از هوای نفسشان و آنچه با زبان درو می‌کنند؛ یعنی آنچه زبانشان برای آنها تحصیل می‌کند، نیست.»(اصول کافی، ج۲، ص۳۳۵)

هم چنین پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده: «ما عُبِدَ تَحْتَ السَّماءِ اِلهٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّهِ مِنَ الْهَوى؛ هرگز در زیر آسمان معبودى مبغوض تر نزد خدا از هواى نفس پرستش نشده است. »( تفسیر «قرطبى»، ج ۹، ص ۵۹۸۷)

امام رضا علیه السلام می فرماید:إیّاکَ أن تَتبَعَ النَّفسَ هَوا‌ها فَإنَّ فی هَوا‌ها رَدا‌ها؛ مبادا از هواى نفس پیروى کنى که در آن نابودى نهفته است.( مشکاه الأنوار، ص ۴۵۵)