اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های وحیانی قرآن، دارای فلسفه واهدافی است که می توان براساس اولویت ها به سه دسته اصول اساسی، میانی و پایینی بخش کرد. این بدان معناست که معارف و دستورهای وحیانی قرآن در حوزه علم وعمل به سه دسته بخش می شوند و باید در آموزش و پرورش و در کنش ها و واکنش های فردی و جمعی و نیز شخصی و اجتماعی این اولویت ها مد نظر قرار گیرد. به عنوان نمونه در معارف قرآنی، توحید، نبوت و معاد سه اصل بنیادین و در حوزه عمل و تکالیف ولایت مداری، نماز، روزه، زکات و حج پنج گانه اصلی است؛ چنان که امام باقر علیه السلام می فرماید: بُنِیَ الإسلامُ علی خَمْسٍ : عَلی الصَّلاهِ ، وَ الزَّکاهِ ، وَ الصَّومِ ، وَ الحَجِّ ، وَ الوَلایهِ ، وَ لَمْ یُنادَ بِشَیْءٍ کَما نُودِیَ بِالوَلایهِ ؛ اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت؛ و بر هیچ چیز به اندازه ولایت تأکید نشده است.(الکافی ، ج ۲ ، ص ۱۸ ، حدیث ۳)

مبانی حجیت اصول قرآنی

انسان برای پذیرش هر چیزی نیازمند حجت قطعی است. این حجیت قطعی از دو طریق نقل و عقل به دست می آید؛ از این روست که خدا از مردمان می خواهد تا هر چیزی را در چارچوب آن پذیرا باشند تا امکان موفقیت یا نیز عذرخواهی در صورت ناکامی باشد.(ملک، آیه ۱۰)

آموزه های وحیانی بر این نکته تاکید می کند که دانش های نقلی زمانی معتبر است که براساس موازین معتبر عقلی سنجیده و داوری شده باشد؛(همان) زیرا نمی توان به هر نقلی اعتماد کرد و آن را حجت قطعی قرار داد؛ از همین روست که دانش های نقلی وحیانی را نیز به عقل انسانی ارجاع می دهد تا تایید و امضای عقلی بر پای آن گذاشته شود. قرآن بارها با عبارتی چون تدبر در قرآن برای اثبات عقلانیت آیات و معارف و آموزه های کلی آن فرمان می دهد.(محمد، آیه ۴۷؛ نساء، آیه ۸۲) از نظر قرآن، یکی از مهم ترین ادله برای حجت وحی قرآنی، عدم اختلاف در آیات قرآنی است: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا ؛ آیا در معانى قرآن نمى‏ اندیشند و تدبر نمی کنید! اگر از جانب غیر خدا بود، قطعا در آن اختلاف بسیارى مى‏ یافتند.(نساء، آیه ۸۲)

البته قرآن به این نکته توجه می دهد که آموزه های وحیانی قرآن، مطابق با فطرت سالم و سلیم است که تبدیل و تحویل و تغییر در آن راه نیافته است(روم، آیه ۳۰)؛ اما بسیاری از قلوب گرفتار زنگار گناه شده و از طبیعت اصلی خارج و دفن و دسیسه شده اند؛ بنابراین، الهامات فطری حق شناسی و حق گرایشی و باطل شناسی و باطل گریزی در آن ها مرده است و نمی تواند ژرف اندیش باشد و حقایق را ببیند و بشناسد و تحلیل عقلی و عقلانی کند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ نحل، آیه ۲۴؛ مطففین، ۱۴؛ توبه، آیات ۸۷ و ۹۳؛ اعراف، آیه ۱۰۱) این گونه است که به جای پذیرش حجت نقلی قرآن، به دنبال هواهای نفسانی و تقلید کورکورانه از سنت های نیاکان و توجیه گران می روند.(محمد، آیه ۴۸؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۲ و ۱۷۰؛ مائده، آیه ۱۰۴؛ شعراء، آیات ۷۴ و ۷۵؛ و آیات دیگر)

از نظر قرآن، آموزه های وحیانی آن، به دلیل این که برخوردار از موازین عقلانی و عقلایی است، می بایست مورد پذیرش قرار گرفته و به عنوان حجت به نفع خود و علیه خدا در محکم عدل الهی در رستاخیز به کار گرفته شود. از مهم ترین دلایل وجوب پذیرش آموزه های معرفتی و دستوری قرآن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حکمت الهی: از نظر قرآن، خدای حکیم وحی را ارسال کرده است؛ خدایی که به حکمت و فلسفه اساسی، همه چیز را آفریده و ربوبیت می کند تا هر چیزی به کمال بایسته و شایسته خودش برسد. بر اساس، قرآن کتاب حکمت است و به انسان درس حکمت می آموزد تا در مسیر اهداف و فلسفه آفرینش زندگی و حرکت کنند و به آن دست یابند.(شوری، آیات ۳ و ۵۱)
  2. ربوبیت الهی: خدای تبارک تعالی همان گونه که خالق و آفریدگار هستی و بشر است، هم چنین ربّ العالیمن و پروردگار جهانیان است. بر این اساس همه هستی را هم چنان که آفریده از دو طریق فطری تکوینی و وحی تشریعی پروردگاری می کند و با هدایت های تکوینی و تشریعی بر آن است تا هر چیزی به کمال بایسته و شایسته خویش برسد. خدا در باره هدایت باطنی و فطری و تکوینی هر آفریده ای می فرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛ موسی گفت: پروردگار ما کسی است که خلقت هر چیزی را عطا کرد سپس آن را هدایت کرد.(طه، آیه ۵۰) البته از نظر قرآن، هدایت های تشریعی خاص دو آفریده دارای اراده انسان و جن است که باید به اراده خویش راه عبودیت را بپیمایند و میان ایمان و کفر و کفران و شکر یکی را انتخاب کنند.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۳۸؛ انسان، آیه ۳؛ جن، آیه ۱۳ و ۱۴) پس وحی قرآنی مانند وحی توراتی و انجیلی از جمله هدایت های تشریعی خدا است.(شعراء، آیه ۱۹۲ ؛ شوری، آیه ۳؛ احزاب، آیه ۲)
  3. رحمت الهی: همه هستی برخاسته از مقام رحمت ذاتی الهی است، به طوری که حتی دوزخ که تجلی رحمت واسعه الهی است، به الرحمن نسبت می دهد و می فرماید چرا که نعمت های خدا را تکذیب می کند؟(الرحمن، آیات ۳۵ و ۳۶ و ۴۴) پس از نظر قرآن، دوزخ نیز نعمت است، همان طوری که قصاص نعمت است.(بقره، آیه ۱۷۹) خدا می فرماید: یَا أَبَتِ‌ إِنِّی‌ أَخَافُ‌ أَنْ‌ یَمَسَّکَ‌ عَذَابٌ‌ مِنَ‌ الرَّحْمٰنِ‌ فَتَکُونَ‌ لِلشَّیْطَانِ‌ وَلِیّاً؛ ای پدرم! همانا من از این می‌ترسم که از سوی خداوند رحمان عذابی به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشی!.(مریم، آیه ۴۵) امام سجاد علیه السلام نیز می فرماید: أَنْتَ الَّذِی تَسْعَی رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِه‏؛ تو خدایی هستی که رحمت تو جلوی غضبش در حرکت است. به هر حال همین رحمت الهی است که خدا قرآن و وحی تشریعی و هدایتی را برای بشر فرستاده است. (رعد، آیه ۳۰؛ اسراء، آیات ۸۶ و ۸۷؛ شوری، آیات ۳ و ۵)
  4. عزت الهی: وحى خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله و انبیاى پیش از او، جلوه عزّت الهى است و کسی که در کلاس وحی شرکت می کند، در درس عزت می نشیند و عزیز شده و از ذلت و خواری رها می شود.(شوری، آیه ۳)
  5. فضل الهی: وحی نسبت به انسان بیانگر فضل الهی است و خداوند یک عنایت ویژه و فزون تری نسبت به بشر داشته است که از وحی قرآنی و مانند آن ها برخوردار شده و افزون بر هدایت تکوینی و فطری از هدایت تشریعی وحیانی نیز بهره مند می شود.(اسراء، آیات ۸۶ و ۸۷)
  6. مالکیت خدا: از نظر قرآن، وحی الهی بیانگر مالکیت خدا بر هستی از جمله جان انسان ها است. در حقیقت رب العالمین و مالک یوم الدین بودن است که وحی را اقتضا می کند تا بشر در مسیر هدایت تکوینی از هدایت تشریعی نیز برخوردار شود.

فلسفه و وحی قرآنی

با نگاهی به مبانی قرآنی درباره وحی تشریعی و اهداف آن می توان به فلسفه و اهداف وحی تشریعی دست یافت. از جمله مهم ترین فلسفه و اهداف وحی قرآنی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. عبادت: از آن جایی که فلسفه آفرینش انسان و جن، عبادت و بندگی الهی و کسب تقوای در چارچوب عبادت است(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) به طور طبیعی باید گفت هر گونه هدایت تکوینی و تشریعی از جمله وحی قرآنی، تامین این هدف و فلسفه است. از همین روست که در قرآن بر گرایش انسانها به عبادت خداى یگانه، به عنوان فلسفه نزول وحى قرآنی توجه داده شده است.(انبیاء، آیه ۲۵)
  2. تقوا: ایجاد زمینه‌هاى تقوای الهی و تربیت انسانهاى متقى، فلسفه نزول وحى قرآنی است. بنابراین، هدف آن است که پروردگار جهانیان انسان های متقی و پرهیزگاری را بپروراند و آنان را در مسیر آفرینش این گونه یاری رساند.(نحل، آیه ۲)
  3. ذکر خدا: ذکر خدا فلسفه نزول وحى و آموزه های وحیانی قرآن است. (زخرف، آیات ۴۳ و ۴۴) ظاهر این است که مقصود از «لذکر» ذکر خدا است چنان که مفسران گفته اند. در حقیقت وحی قرآن انسان را به سمت و سویی هدایت می کند که هماره خدا را جهت هر کار و رفتار خویش قرار دهد و هرگز از خدا و اهداف الهی دور نماند یا پشت نکند.

اصول اساسی آموزه های معرفتی و دستوری قرآن

اینک که با مبانی و فلسفه آفرینش و وحی از جمله آموزه های وحیانی قرآن آگاه شده و به مهم ترین اصول و اهداف آن توجه داده شده است؛ نگاهی گذرا به اصول اساسی این آموزه ها می شود تا جهت گیری فرد و اجتماع در عمل به این آموزه ها معلوم و دانسته شود و اصول فدای فروع نشود؛ زیرا اگر خدا می فرماید همه گناهان را با توبه می پذیرم حتی اگر شرک باشد؛ یعنی همه گناهان از کفر و شرک که ظلم عظیم (لقمان، آیه ۱۳) با توبه و اسلام آوری پذیرفته می شود، و یا همه گناهان مسلمان ممکن است به غفران الهی حتی بی توبه آمرزیده شود؛ زیرا خدا می فرماید: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ؛ بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید، از رحمت‏ خدا نومید مشوی!د در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است. (زمر، آیه۵۳) و اگر گناهی را نمی بخشد به سبب کفر و شرک است. پس از نظر قرآن، با توبه همه گناهان بخشیده می شود حتی شرک و کفر؛ اما ممکن است خدا همه گناهان مسلمان را ببخشد حتی اگر نسبت به آن گناهان توبه نکرده باشد.(نساء، آیات ۴۸ و ۱۱۶؛ آل عمران، آیه ۱۲۹) بنابراین، میان مسایل باید اولویت هایی قایل شد و همه امور هستی را در یک سطح ارزیابی نکرد؛ زیرا از نظر قرآن، کفر و شرک گناه نابخشودنی بی توبه است؛ در حالی که هر گناهی دیگر غیر از شرک و کفر بی توبه ممکن است بخشیده شود به شرطی که شخص مسلمان باشد.بر این اساس، آن چه در اسلام و آموزه های وحیانی قرآن، اصالت می یابد، ایمان و اسلام است و خدا خواهان توحید محوری به عنوان اصل اول در میان همه اصول اساسی اسلام است. پس باید در دعوت تمام تلاش آن باشد که مردم به توحید گرایش یابند و مسایل دیگر در درجات دوم اهمیت است. این درجه دوم همانند معقول ثانوی یا اصطلاح دست دوم در بازار، مراد هر چیزی است که دست اول نباشد؛ پس ممکن است اموری باشد که دست سوم یا چندم باشد، و نباید آن را در درجه اول اهمیت و همانند دست اول دانست.

مهم ترین اصول اساسی در آموزه های وحیانی قرآن عبارتند از:

  1. توحید : چنان که بیان شد، توحید بنیاد آموزه های اسلامی است که همه پیامبران در همه شرایع اسلامی به آن دعوت می کردند. در همه آیات قرآنی، توحید، از تعالیم اساسى و شاخص وحى معرفی شده است.(انعام، آیه ۱۰۶؛ رعد، آیه ۳۰؛ اسراء، آیات ۲۲ و ۲۳ و۳۹؛ کهف، آیه ۱۱۰؛ طه، آیات ۱۳ و ۱۴؛ انبیاء، آیات ۲۵ و ۱۰۸)
  2. احسان به والدین: احسان و نیکى به پدر و مادر و خوش‌رفتارى با آنان، از اصول اساسی آموزه‌ هاى وحیانى قرآن است، از همین رو، پس از توحید و عبادت خدا بیان شده است.(اسراء، آیات ۲۳ و ۳۹) خدا در این آیات پس از بیان اصول اساسی آموزه های وحیانی، در آیه ۳۹ با «ذلک» کلیه حکمت های علمی و عملی و اوامر و نواهى که قبلاً در آیات پیشین ذکر را به عنوان اصول وحی برمی شمارد.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶، ص ۶۴۲)
  3. اعتدال و میانه روی در رفتار اقتصادی: رعایت میانه روى و اعتدال در عمل اقتصادی از جمله انفاق و مصرف، حکمتى وحیانى از اصول اساسی وحی قرآنی است که در همین آیات بیان شده است.(اسراء، آیات ۲۹ تا ۳۹)
  4. پرداخت حقوق : پرداخت حقوق خویشاوندان، مساکین و در راه ماندگان، به ویژه حقوق اقتصادی و تامین نیازها از جمله مهم ترین اصول اساسی وحی قرآنی است.(اسراء، آیات ۲۶ تا ۳۹)
  5. پرهیز از اسراف : هر گونه اسراف در هر حوزه ای از اعتقادی چون شرک، رفتاری چون هم جنس بازی یا اقتصادی چون اسراف و تبذیر و ریخت و پاش از اصول اساسی است که وحی قرآنی برآن تاکید دارد(همان) زیرا این گونه رفتارها به اقتصاد که مایه قوام اجتماع است ضربه می زند.(نساء، آیه ۴)
  6. حفظ اخلاق جنسی و خانواده و پرهیز از زنا: از جمله اصول اساسی در رفتار اجتماعی، بهره مندی جنسی در محدود شریعت است که عقل و نقل آن را بیان کرده است. از همین روست که زنا به عنوان رفتاری نادرست محکوم شده و اسلام در همه شرایع آن را حرام دانسته است.(اسراء، آیات ۳۲ تا ۳۹)
  7. حفظ نسل و پرهیز از قتل فرزندان: از دیگر اصول آموزه های وحیانی قرآن، حفظ نسل و پرهیز از هر گونه قتل فرزندان از طریق سقط جنین یا رویه های دیگر است. بنابراین، نمی توان به صرف فشار اقتصادی و گرسنگی یا احتمال گرسنگی و فقدان آسایش و رفاه در حد املاق و غذاهای چرب ، فرزندان را کشت.(اسراء، آیات ۳۱ و ۳۹)
  8. حفظ نسل بشر: همان طوری که انسان ها نباید نسل خویش را منقطع سازند، نمی بایست کاری کنند که موجب تباهی نسل بشر باشد. از این روست که جنگ و قتل دیگران حرام دانسته شده است. بنابراین، حفظ جان انسان و پرهیز از قتل انسانهاى بى گناه و محترم شمردن جان آنها، دستورى وحى شده از جانب خدا است و به عنوان یکی از مهم ترین اصول اساسی در وحی قرآنی مورد تاکید است.(همان)
  9. دفاع از مظلوم و پرهیز از وساطت برای ظالم: از مهم ترین آموزه های اسلام در همه شرایع دفاع از مظلوم و پرهیز از وساطت براى نجات ظالمان است.(مومنون، آیه ۲۷؛ نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیه ۱۷ و آیات دیگر)
  10. عدالت اقتصادی: از اصول مهم در زندگی بشری در نگره قرآنی، عدالت اقتصادی در قالب اجرای عدالت قسطی (حدید، آیه ۲۵) و بهره مندی همگان از سهم و سهمیه نعمت های الهی است. بنابراین، هر گونه رفتار اقتصادی که حق و حقوق دیگران در آن تادیه و ادا نشود، حرام و گناه است. از همین روست که کم فروشی و گران فروشی و عدم استفاده از ابزار کیل و وزن گناه و حرام دانسته شده است. از نظر قرآن، پرهیز از کم فروشى و پرکردن پیمانه‌ها و استفاده از ترازوها، از اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن است.(اسراء، آیات ۳۵ و ۳۹)
  11. تواضع و فروتنی اخلاقی: از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هدف بعثت پیامبر(ص) رساندن مردم به سطح عالی از اخلاق یعنی در سطح محاسن و مکارم اخلاقی است. از همین روست که اصولی چون تواضع و فروتنی در رفتار به عنوان یکی از مهم ترین اصول اخلاقی مورد تاکید قرار دارد و از هر گونه تکبر و استکبار در گفتار و رفتار نهی شده است.(اسراء، آیات ۲۴ و ۲۷ و ۳۹)
  12. یتیم نوازی: مراعات بی کسان از جمله یتیمان از جمله اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن است. بنابراین، بر امت اسلام است تا حقوق یتیم را شناخته و مراعات کنند.(اسراء، آیات ۳۴ و ۳۹)
  13. خوش رفتاری: از مهم ترین اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن در عمل اجتماعی خوش رفتاری با دیگران به ویژه نیازمندان است. از نظر قرآن، خوشرفتارى با نیازمندان و عذرخواهى از آنان، با زبانى نرم و دلپذیر، هنگام عدم امکان تأمین آنها، از اصول اساسی آموزه‌اى وحیانى قرآن است.(اسراء، آیات ۲۶ تا ۳۹)
  14. دعوت به حق و عبادت: هم چنین از مهم ترین اصول اساسی آموزه های وحیانی دعوت دیگران به حق و عبادت خدا است. همان طوری که دعوت به عبادت خداى یگانه، از آموزه‌هاى شاخص وحى است، هر یک از انسان ها باید دیگران را به خدای یگانه دعوت کنند.(اسراء، آیات ۲۳ تا ۳۹؛ طه، آیات ۱۳ و ۱۴؛ انبیاء، آیه ۲۵)
  15. زکات: پرداخت زکات و نیز دعوت دیگران به این عمل نیک عبادی و صالح اقتصادی در راستای تامین نیازهای نیازمند از اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن است.(بقره، آیه ۳؛ انبیاء، آیه ۷۳)
  16. شکرگزاری: شکر در قالب زبانی و عملی از مهم ترین دعوت های الهی و اصول اساسی قرآن است. شکر باید عملی باشد و آن زمانی انجام می گیرد که انسان نعمتی را قدر شناسد و در مسیر درست و متناسب که مایه رشد خود و دیگران می شود به کار گیرد. (انسان، آیه ۳؛ اعراف، آیات ۱۳۳ و ۱۳۴)
  17. عمل صالح و خیر: از دیگر اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن انجام عمل صالح و خیر است.(عصر، آیه ۳)
  18. اقامه نماز: برپایی نماز از دیگر اصول اساسی وحی قرآنی در راستای عبودیت تقوایی است.(بقره، آیه ۳؛ انبیاء، آیه ۷۳)
  19. وفای به عهد: ضرورت وفاى به عهدها و پیمانها و مسئول بودن انسان در برابر آنها، اصول اساسی آموزه های وحیانى است.(اسراء، آیات ۳۴ تا ۳۹)

آن چه بیان شد برخی از مهم ترین اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن است که مراعات آن می تواند جامعه اسلامی را به کمال برساند. اگر ما نظام اسلامی داشته باشیم اما نتوانیم این اصول اساسی آموزه های وحیانی قرآن را در دو سطح نظام سیاسی و دولت از یک سو و امت از سوی دیگر نهادینه و اجرایی کنیم، هرگز نمی توانیم به برکات و آثار دنیوی و اخروی این آموزه ها برسیم. عمل نیم بند یا تعطیلی بسیاری از این اصول اساسی می تواند مشکلات امت و دولت را بیش تر از بیش کند. بنابراین باید امت و دولت اسلامی با شناخت و اهتمام به این اصول اساسی اجازه ندهد در ورطه خشم و غضب الهی قرار گیرد.