اصل تهدید در سیاست نظام سیاسی ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست خارجی نظام ولایی، دارای اصولی تغییرناپذیر ثابتی است که از جمله آن ها اصل تهدید و ارعاب دشمن است که از آن به اصل بازدارندگی نیز تعبیر می شود. اصل بازدارندگی یا تهدید از آن رو در سیاست خارجی بسیار مهم و اساسی است که نظام و امت اسلامی بدون پرداخت کم ترین هزینه جانی با رعب و تهدید می تواند دشمن را در سر جا خود نشاند.

بازدارندگی و نصرت با رعب و تهدید

تهدید، به معناى ترسانیدن(الصّحاح، ج‌۲، ص‌۵۵۶، «هدد».) و به لرزه درآوردن با وعید است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۸۳۴‌، «هدد».) واژه «هدد» در اصل به معنای صدای وحشت زا هم چون صدای ریختن دیوار و صدای گام های شدید محکم لرزه افکن است. پس تهدید صوت و صدای وحشت زا و لرزه افکن است که ترس را در کسی ایجاد می کند. کسی که تهدید می کند، ترس و وحشت را در جان مخاطب می افکند و شنونده را به لرزه در می آورد.

در زبان عربی و فرهنگ قرآنی، واژگان دیگری چون انذار برای ترساندن به کار رفته است؛ اما فرق لطیف و ظریفی میان این واژگان است. فرق تهدید با انذار این است که در انذار، اخبار و ابلاغ همراه با بیم و ترسانیدن از چیزى است که فرصت براى پرهیز و احتراز از آن وجود دارد،(مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۱۲۶)، ولى تهدید اعمّ از آن است؛ پس ممکن است که شخص فرصتی برای پرهیز و یا فرار نداشته باشد.

پس تهدید در لغت «قصد ابراز شده برای صدمه، یا آسیب‌رسانی یا دیگر اقدامات خصمانه علیه کسی یا گروه یا ملتی است.»

تهدید در اصطلاح سیاسی عبارت است از وضعیتی که در آن، خطر یا آسیب جدی، ارزش‌های اساسی و حیاتی ملتی را مورد هدف قرار می‌دهد.

خداوند نسبت به دشمنان خویش هم وعید می دهد و هم انذار می کند و هم تهدید. این سیاست الهی نسبت به دشمنان در مظاهر ولایتی او نیز بروز و ظهور می کند، و پیامبران و اولیای الهی و رهبران نظام اسلامی، از این ابزارها برای بازدارندگی و تغییر رویه و شیوه دشمن بهره می گیرند.

در آیات قرآنی از واژه‌هاى «تربّص»، «مرصاد»، «وعید» و جمله‌هایى همانند «لئن لم‌تنته لأرجمنّک»، «ویل لکلّ أفّاک»، «لأقعدنّ لهم صراطک»، «فبشّرهم بعذاب ألیم» و «لهم سوء الدّار» برای این مفهوم از تهدید استفاده شده است.

انواع و اقسام تهدید

تهدید همانند هر حرکت و فعلی از نظر شدت و شیوه های اجرایی در اشکال و انواع گوناگونی و از نظر فراگیری و عدم آن، نیز دارای اقسامی است. از این رو، تهدید محدود به یک نوع یا قسم نیست، بلکه دارای اقسام و انواع چندی است. از جمله مهم ترین آن ها عبارت است:

  1. تهدید عمومی: تهدید عمومی عبارت است از وضعیتی که در آن مناسبات اجتماعی بین افراد، نهادهای مدنی، و بوروکراسی دولتی، از ظهور، توسعه و نهادینه شدن فسادهای مختلف احتمالی صیانت نشده، در نتیجه شاهد کاهش ضریب امنیت افراد جامعه از ناحیه عملکرد سایر بازیگران درون جامعه هستیم؛
  2. تهدید امنیتی: به وضعیت‌هایی اطلاق می‌شود که موجودیت یک سیستم و نظام سیاسی را نشانه رفته باشد. در واقع تفاوت آن با تهدیداتی عمومی در این نکته نهفته است که تهدیدات امنیتی با موجودیت و بقای یک نظام سیاسی مرتبط است؛ در حالی که تهدیدات عمومی از چنین ویژگی برخوردار نیست؛
  3. تهدید سخت: تهدید سخت با دو مؤلفه خشونت‎آمیز بودن در روش اقدام و سخت‌افزاری در پیامد اقدام، شناخته و تعریف می شود. تهدیدات سخت اغلب با ابزارها و تجهیزات مرگبار انجام شده و نتیجه آن تخریب، انهدام، کشتار و وحشت‌آفرینی است؛
  4. تهدید نرم: تهدید نرم بر خلاف تهدید سخت فاقد رفتار خشونت‌آمیز در روش و نرم‌افزاری بودن در پیامد است.

البته همانگونه که ملاحظه می‌شود تعریف تهدید سخت و نرم معطوف به جنس تهدید نیست، بلکه با ملاک قراردادن منبع، روش، ابزار و پیامد اقدام، به تفکیک تهدید سخت از نرم پرداخته است. ازهمین رو، چنین تفسیر و تقسیم بندی از تهدید از ناحیه محققان دیگر مورد نقد قرار گرفته است؛ اما باید توجه داشت که می توان تهدید را بر اساس هر یک از ملاک ها و معیارها یعنی منبع، روش، ابزار، پیامد وسعت و مانند آن ها دسته بندی کرد.

به سخن دیگر، حقیقت تهدید، ماهیتی از جنس نرم دارد و تاثیر تهدید بر احساسات، عواطف، ذهن و قلوب مخاطب، شنونده و تهدیده شونده است. پس اگر از تهدید سخت سخن به میان می آید، فراهم آوری ابزارهای فیزیکی هم چون جنگ افزارها و به نمایش گذاشتن آن ها در قالب جنگ نرم روانی است؛ چنان که بهره گیری از دیگر شیوه ها و ابزارها نیز به همین هدف انجام می شود. توضیح بیش تر این مطلب در ادامه می آید.

تهدید، ابزاربرتر در جنگ نرم

با نگاهی به عناصر اصلی تهدید، باید توجه داشت که تهدید، در حوزه جنگ سخت معنا نمی یابد، بلکه در ساختار جنگ نرم تعریف و تبیین می شود؛ زیرا اگر ابزارهای جنگی از هر نوعی فراهم می آید، هدف از آن استفاده از آن ها به شکل واقعی نیست، بلکه ایجاد رعب و ارهاب در دل دشمنان است که خود عامل بازدارندگی است. خداوند در قرآنی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید؛ و هر چیزى در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود؛ و بر شما ستم نخواهد رفت. (انفال، آیه۶۰)

در این آیه فراهم آوری تجهیزات و نفرات کار آمد در سطح استطاعت و فراهم آوری قوت و نیروی نیازمند در راستای «ارهاب» و ایجاد ترس در دشمنان مطرح شده است و لزوما به معنای به کارگیری آن نیست؛ در حقیقت نقش بازدارندگی در ایجاد قوت و نیروی نظامی مثلا بیش تر مد نظر قرار گرفته است که در حوزه جنگ نرم تعریف می شود.

«تهدید نرم مجموعه اقداماتی است که باعث دگرگونی هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی شود.» «تهدید نرم» نوعی سلطه در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است، که از طریق استحاله و تغییر الگوهای رفتاری ایجاد شده در این حوزه‌ها، نمادها و الگوهای نظام سلطه جایگزین آن می‌گردد. با این نگرش، تمامی تحولاتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی به خطر افتد، یا باعث ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین کننده هویت ملی و دینی کشور شود، «تهدید نرم» به شمار می‌آید. در تهدید نرم، دشمن بدون هیچ منازعه و لشکرکشی فیزیکی، اراده خود را بر ملتی دیگر تحمیل و آن را در ابعاد گوناگون با روش‌های نرم‌افزاری اجرا می‌کند.

تغییرات حاصل از تهدید نرم، درونی، آرام، ذهنی و تدریجی است و ملت هدف، خود به اختیار و اراده مسیری را انتخاب می کند که دشمن خواسته است. همدلی و همراهی مورد هدف با دشمن نهایت سلطه نرم است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روش‌های فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکل‌های صنفی و قشری و شیوه القا و اقناع انجام می‌پذیرد.

در حالی که برخی دیگر از محققان معتقدند که تهدید چیزی نیست جز مخاطره‌ای که در نسبت بین (حداقل) دو تصویر موضوعیت پیدا می‌کند و سپس مبنای عمل در مناسبات عینی قرار می‌گیرد. در این جا مناسبات عینی بین واحدها دیگر اصالت ندارد آنچه اصالت دارد در ورای آن یا همان تصویر طرفینی است که خود رابر عالم عینی تحمیل می‌کند.

از مجموع مباحث مربوط به مفهوم شناسی تهدید چند نتیجه می‌توان استنباط کرد:

الف. گاهی اوقات در مطالعات امنیتی میان تهدید یا منبع تهدید اختلاط صورت می گیرد؛ در حالی که تهدیدات فی‌نفسه از یک جنس است. بر این اساس همه تهدیدات اعم از آنچه که نرم یا سخت خوانده می‌شود، دارای هویتی اجتماعی و در نتیجه تهدید نرم محسوب می‌شود و نرم بودن یک تهدید یک تلقی از حیات تهدید است، نه یک گونه از تهدید.

ب. تهدیدات با توانایی یک بازیگر مرتبط است. قوت و توانایی، جوهره اصلی یک تهدید را شکل می‌دهد. به این دلیل که بر حسب تعریف ارائه شده، تهدید زمانی ادراک می‌شود، که منافع تهدید شونده مورد مخاطره قرار گیرد. از همین رو است که جنس تهدید، قابلیت انفکاک به سخت و نرم را ندارد، بلکه همه تهدیدات چه با ابزار سخت یا نرم، تنها با ادراکات و احساسات سروکار داشته، لذا دارای ماهیتی نرم است.

ج. همان طوری که قدرت چه با منابع سخت و چه نرم اعمال گردد، به معنای تأثیرگذاری بر اندیشه، عواطف و اراده و سرانجام به تسلیم کشاندن حریف است. بنابراین نقطه مشترک همه تهدیدات، تحمل اراده به نیروی مقابل است. تفاوت‌های تهدیدات، در به کارگیری روش‌ها، ابزارها و منابع است. تهدید می‌تواند با تأکید بر توان فیزیکی هم چون لشکرکشی، اشغال خاکریز و سرزمین، نابودی و کشتن انسان‌ها و ویران نمودن مراکز اقتصادی اجرا شود؛ یا می‌تواند با تکیه بر روش‌های سیاسی، روانی و شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز و با به کارگیری قدرت نرم برای تأثیرگذاری بر اراده حریف و نیروی مقابل انجام گیرد.

بی‌تردید اگر فکر، اراده و قدرت روحی حریف تسخیر شود، کاربرد قدرت سخت و لشکرکشی ضرورتی نخواهد داشت. از همین رو، توجه در دنیای معاصر بیش از گذشته به تهدید نرم معطوف شده، زیرا کاربرد تهدید نرم به راحتی قابلیت شکستن مقاومت ملت‌ها و نظام‌های سیاسی را پیش از عملیات نظامی دارد یا برای سرعت بخشیدن در اهداف عملیات نظامی، اقتصادی و سیاسی از تهدید نرم به منظور سلب اراده و انگیزه نبرد در نخبگان یک کشور، مردم و نیروهای مسلح بهره می‌گیرند و عملاً خاکریزهای دفاعی کشور بدون خونریزی سقوط می‌کند.

با نگاهی گذرا به مفهوم تهدید به سادگی و آسانی می توان دریافت که تهدید اصولا در ذات خویش در قالب جنگ نرم و جنگ روانی سامان می یابد؛ زیرا تهدید ایجاد رعب و ترس در روان دشمن است تا در شرایط انفعالی قرار گرفته و بدون هزینه ای جان و مالی سنگین، عقب نشینی کرده یا حتی سرزمین و اهداف مورد نظر را واگذارد یا به عنوان بازدارنده از هر گونه عمل نظامی از سوی دشمن جلوگیری کند.

خداوند به مومنان یاد آور می شود دشمنان با همه قوت و توانی که دارند، در برابر تهدید الهی و ایجاد رعبی که می کند، ناتوان هستند و می توان به سادگی بزرگترین دشمنان را با ارعاب الهی و ارهاب نظامی و قوای ممکنه به زانو در آورد و فتح جان و سرزمین کرد بی آن که هزینه ای پرداخت شود. خداوند می فرماید: هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ؛ اوست کسى که از میان اهل کتاب کسانى را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج از مدینه بیرون کرد. گمان نمی کردید که بیرون روند؛ و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود؛ ولى خدا از آن جایى که تصور نمی کردند، بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند، به طورى که خود به دست ‏خود و دست مؤمنان خانه ‏هاى خود را خراب می کردند. پس اى دیده‏وران و صاحبان بصیرت، عبرت گیرید. (حشر، آیه ۲)

ابزارهای تهدید، ارعاب و ارهاب

خداوند از مومنان می خواهد غیر از امدادهای غیبی و حمایت های الهی از طریق ایجاد رعب در دل دشمنان، از همه قوا و ابزارهای تهدید، ارعاب و ارهاب باید سود جست تا در مقام بازدارندگی عمل کند و امنیت را حفظ کند. اگر تهدید موجب زوال امنیت و بحران و خطر افکنی در آن می شود، تهدید دشمن می تواند افزون بر این حفظ امنیت، موجب گریز و عقب نشینی و حتی واگذاری امتیازات بسیار شود. البته در طول تاریخ دشمنان از این حربه به خوبی استفاده کرده اند و بزدلان از مسلمانان را همراه خود ساخته و تحت ولایت خویش در آورده اند تا جایی که امتیازات سنگینی را برای رهایی از تهدید پرداخت کردند که در نمونه آن در تعاملات با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهان خوار دیده شده است. تجربه سختی که برخی از بزدلان بر نظام سیاسی اسلامی تحمیل کرده و آثار آن تا سالیان سال ادامه خواهد داشت. ترس موهوم یا واقعی مجوزی برای واگذاری امتیازات از سوی مسلمانان و نظام سیاسی اسلامی نیست که اعتمادش بر خدا است.

نظام سیاسی ولایی موظف است تا قوای خود را چنان بسیج کند تا نه تنها تهدیدزدا باشد، بلکه خود عامل تهدید برای دشمنان شود.(انفال، آیه ۶۰)

در تهدید باید همه ابزارهایی که موجب ناامنی در حوزه جغرافیایی سیاسی، فکری و فرهنگی دشمن می شود، مورد استفاده قرار گیرد. تهدید می تواند نسبت به اموری باشد که امنیت دشمن را به خطر اندازد. تهدید به آوارگی، اسارت، قتل، تبعید، جنگ، زندان، طرد اجتماعی و مانند آن ها می تواند نقش بازدارندگی را داشته باشد و دشمن را از هر گونه اقدامی بازدارد. تهدید می تواند عملی شود و می تواند در همان مقام ارعاب و ترس و ارهاب باقی بماند. هماره «بلند کردن سنگ بهتر از پرتاب آن است؛ زیرا ممکن است به هدف نخورد».

واکنش نظام ولایی نسبت به تهدید دشمنان

همان طوری که نظام سیاسی ولایی باید دشمنان را تهدید کند و در جنگ نرم و روانی آنان را زمین گیر کرده و از حرکت و تحرکات ضد امنیتی بازدارد، هم چنین باید کاری کند تا کنش های تهدید آمیز آنان را پاسخی درخور دهد. این واکنش ها می تواند شامل اموری چند باشد:

  1. استقامت: پایداری و استقامت در برابر تهدیدهای دشمن وظیفه نظام سیاسی ولایی و امت اسلام است. از نظر قرآن، بسیاری از این تهدیدها، عملی نمی شود و تنها یک جنگ روانی است؛ اگر امت مقاومت کند و استقامت ورزد، به طور طبیعی سایه تهدید از سر آنان برداشته می شود. خداوند بیان می کند، استقامت بر ایمان، موجب بى‌تأثیر بودن تهدیدهاى دشمنان است، چنان که تهدیدهای فرعونی این گونه بی تاثیر شد.(اعراف، آیات ۱۲۲ تا ۱۲۶) البته باید توجه داشت که ممکن است در این میان برخی هزینه ها داده شود، ولی نسبت به وازدگی و هزینه های آن خیلی کم تر است.(همان؛ طه، آیات ۷۱ تا ۷۳؛ شعراء، آیات ۴۹ و ۵۱)
  2. بی اعتنایی: از دیگر واکنش های مفید و سازنده در برابر تهدید دشمنان، بی اعتنایی نسبت به آن است.(انعام، آیات ۸۰ و ۸۱)
  3. تبری : ابزار تنفر و بیزاری و اعلان انزجار نسبت به تهدیدهای دشمن و حتی برخی از رفتارهایی برخاسته از تهدید یعنی تهدیدات عملی شده، خود بهترین واکنش است که باید امت و نظام سیاسی ولایی نسبت به دشمنان در سیاست خارجی در پیش گیرند.(شعراء، آیات ۱۶۷ و۱۶۸)
  4. توکل : انسان مومن بر توحید فعل است و بر این اساس فکر و رفتار می کند. بنابراین، امت و نظام سیاسی ولایی باید در برابر تهدید دشمن بر اساس اصل توکل رفتار کرده و با حفظ قوت و شوکت خود امید خویش را به خدا داشته و امور خویش را به خدا واگذار کنند و از او یاری جویند.(آل عمران، آیه ۱۷۳)
  5. ذکر و یاد خدا: امت باید هماره یاد خدا را در دل داشته باشد که موجب اطمینان و آرامش است و هر گونه اضطراب و ترس را از دل ها می زداید. از آن جایی که تهدید به حوزه جنگ نرم و جنگ روانی مربوط است و بر احساسات و عواطف تاثیر دارد و اذهان و قلوب را درگیر می کند، یاد خداوند بهترین عامل آرامش و سکونت و اطمینان بخش است.(یوسف، آیات ۳۲ و ۳۳) خداوند می فرماید: الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد.(رعد، آیه ۲۸)
  6. مهرورزی: انسان مومن عاقل و موقعیت شناس است. حق گرایی در کنار واقع بینی به او این امکان را می دهد تا در شرایط مختلف ، راهکارهای متفاوتی را در پیش گیرد. از جمله راهکارها در برابر دشمنانی که تهدید می کنند، مهرورزی است؛ زیرا گاهی تالیف قلوب می تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند. البته این راهکار در هر شرایطی به کار گرفته نمی شود، بلکه بر اساس دشمن شناسی و امکان تغییر در رفتار انجام می گیرد.(مریم، آیات ۴۶ و ۴۷)
  7. اقدام متقابل: از جمله واکنش ها نسبت به تهدید دشمنان، اقدام متقابل ومقابله مثل است که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است. البته گاه می توان دشمن را به سرنوشت گذشتگان و تکرار آن تهدید کرد و از سابقه برای لاحقه سود برد. تهدید به گرفتار شدن دوباره و مجازات و مانند آن ها، یک راه برونرفت از تهدید دشمنان است.(انفال، ایات ۷۰ و ۷۱)

در آیات قرآنی هم چنین واکنش هایی دیگر در برابر تهدیدهای دشمنان بیان شده که اهم آن ها موارد پیش گفته است و موارد دیگر نیز در همین چارچوب قابل تبیین و دسته بندی است.