اصلاحات اقتصادی در گام دوم انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

«اصلاحات» در هر چیزی یک ضرورت در نظام دنیوی است؛ زیرا تغییر در جهان مادی مقتضی اموری است که می توان گفت «فساد» به عنوان یکی از متقضیات در آن امری طبیعی است؛ بنابراین، لازم است تا هماره «اصلاحات» انجام شود و امور در مسیر صحیح و کمالی خویش قرار گیرد.

البته فعالیت های انسان در زمین به دلیل جهالت عقلی و علمی از اموری است که فساد را گسترش و تعمیق می بخشد؛ بنابراین، ضروری است تا عاقلان عالم در جامه «مصلحان» برای اصلاح اقدام کنند و نه تنها جلوی افساد جاهلان نادان بی خرد را بگیرند، بلکه فساد را به صلاح تبدیل کنند.

در حوزه های اساسی چون فرهنگ(مائده، آیه ۹۷) و اقتصاد (نساء، آیه ۵) که «قیام» و بنیاد اجتماع بر آن است، لازم است تا توجه ویژه ای از سوی مصلحان بدان مبذول شود و اصلاحات فرهنگی و اقتصادی انجام شود. بی گمان در ایجاد تمدن نوین اسلامی در گام دوم انقلاب این ضرورتی است که خود را تحمیل می کند و عدم توجه به اصل اصلاحات در این حوزه ها می تواند انقلاب اسلامی و گفتمان جهانی آن را با شکست یا ناکامی مواجه سازد و کارآمدی آن را زیر سوال برد و مشروعیت آن را از میان بردارد. از همین روست که امام خامنه ای مدظله العالی بارها در اهتمام نخبگان حوزه و دانشگاه و مسئولان انقلابی بر مهندسی فرهنگ و اصلاحات اقتصادی به عنوان عناصر اصلی «قیام» اجتماع تاکید کرده و «شعار» سالهای سه دهه اخیر انقلاب اسلامی را بر اساس آنها سامان داده است.

افسادگری انسان در ابعاد گوناگون

انسان از نظر قرآن دارای اراده اختیاری و حق انتخابی است که می تواند دو حالت متقابلی را برای انسان و اجتماع و حتی محیط زیست در دنیا و آخرت ایجاد کند. مشیت و اذن تکوینی الهی بر این قرار گرفته است که انسان دارای اراده و حق انتخاب باشد؛ هر چند که در مقام تشریع بر اوست تا تنها راه هدایت را انتخاب کند؛ زیرا در غیر این صورت با انتخاب راه ضلالت در دنیا و آخرت گرفتار عذاب ها و شقاوت ها خواهد شد.

انسان با انتخاب های نادرست خویش در ساحات گوناگون فساد و افساد می کند؛ زیرا راه هدایت الهی که به شکل فطری در او نهادینه و با هدایت تشریعی تقویت شده است(روم، آیه ۳۰) بر اساس عدالت سامان یافته است. عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیزی در جای حق خود و بخشیدن حق هر چیزی به صاحب آن، مقتضی همان چیزی است که از آن به «صلاح» یاد می شود؛ اما انسان به دلیل جهالت های علمی و عقلی خویش، به ظلم و بی عدالتی رو می آورد و چیزها را در جای حق خود قرار نمی دهد و به کار نمی گیرد، این گونه است که به جای توحید، شرک می ورزد که ظلم عظیم و بر خلاف عدالت است(لقمان، آیه ۱۳)، و به جای شکر نعمت و استفاده درست و عملی از آن، کفران نعمت می کند و آن نعمت را در جای نادرست به کار می برد که خود ظلم عظیم و خروج از دایره عدالت در استفاده از نعمت های الهی است.(نمل، آیات ۱۹ و ۴۰؛ لقمان، آیه ۱۲؛ احقاف، آیه ۱۵)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفتارهای برخاسته از نادانی و بی خردی موجب می شود تا چیزها را به گونه به کار گیرد که خروج از دایره عدالت است. بنابراین، به جای آن که «صلاح» و «اصلاحی» انجام شود، موجب فساد و افساد می شود.

خدا در قرآن بیان می کند که بسیاری از مردم در اندیشه بر اساس ظنون عمل می کنند که انسان را به بی نیازی نمی رساند؛ زیرا تنها «علم» است که دریچه حق را به سوی انسان می گشاید. هم چنین در حوزه انگیزه و اراده و عمل به جای بهره گیری از «عقل»، تابع «شهوت» است(نجم، آیات ۲۳ و ۲۸) که نتیجه آن نیز خروج از دایره حق به سوی باطل از جمله خیر به شر، خوب به بد، صلح به فساد، ایمان به کفر، شکر به کفران، طیب به خبیث، حلال به حرام ومانند آنها است.

با نگاهی به ساحات گوناگون زندگی انسان حتی محیط زیست می توان دریافت چرا این همه فساد گسترش یافته است؛ زیرا این فسادها حتی در محیط زیست خشکی و دریایی چیزی جز دستاوردهای انسان نیست که با انتخاب غیر عالمانه و غیر عاقلانه تحقق یافته است؛ زیرا به جای آن که بر اساس «عدالت» رفتار کند، به «ظلم» گرایش یافته که نتیجه آن فساد در محیط زیست و دیگر ساحات زندگی انسان است.(روم، آیه ۴۱)

مصلحان فرهنگی و اقتصادی

چنان که معلوم شد، مفسدان کسانی هستند که فاقد عقل و علم هستند. از نظر قرآن، کسانی فاقد عقل و علم می شوند که «نفس» خویش را با فجور و بی تقوایی «دسیسه و دفن» کرده (شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و «قلب» این قوه تعقلی، ادراکی و شناختی و حرکتی(حج، آیه ۴۶؛ اعراف، آیه ۱۷۹) خویش را با ظلم شرک و گناه «مختوم» کرده باشند.(بقره، آیه ۷)

خدا به انسان ها هشدار می دهد که بی خردان سبک مغز و سفیه که قلب این قوه ادراکی خویش را مختوم و مهر کرده اند، هرگز نمی پذیرند که بی خرد و سفیه هستند؛ زیرا دچار نوعی وارونگی می شوند که نه تنها خود را عاقل و دیگران را سفیه بلکه بر اساس همین نگرش رفتارهای ظالمانه و مفسدانه خویش را عادلانه و مصلحانه می دانند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵)

بنابراین، مصلحان واقعی که «عاقل عالم» هستند می بایست بی توجه به مدعیان دروغین، اقدامات اصلاحی خویش را در حوزه ها و ساحات فرهنگی و اقتصادی انجام دهند و به «اقامه» آن اقدام کنند تا بتوانند بشریت را در مسیر هدایت عدالت محور توحید مدار قرار دهند.

از نظر قرآن، مصلحان که پیامبران از جمله امامان و پیشگامان آن هستند می بایست مردم را به «توحید» بخوانند که ریشه در نگره درست نسبت به هستی دارد؛ زیرا هستی محدود به عالم محسوس و شهادت نیست، بلکه شامل عالم غیب نیز است که خدا، فرشتگان، رسالت، قیامت و آخرت از جمله آن ها است.

این فلسفه هستی شناسی، موجب می شود تا هستی دارای اهدافی باشد که هر چیزی به سمت آن، هدایت فطری و تکوینی یافته است.(طه، آیه ۵۰) البته انسان از هدایت تشریعی مطابق هدایت فطری در قالب شرایع وحیانی اسلام نیز برخوردار است.(روم، آیه ۳۰) بر همین اساس، هر کسی که بخواهد به کمال بایسته و شایسته خویش برسد می بایست مطابق هدایت های تکوینی و تشریعی عمل کند. نتیجه چنین چیزی تقوای الهی است.(بقره، آیه ۲۱)

پیامبران به عنوان مصلحان واقعی بر اساس اصل عدالت، مردم را به توحید و تقوا می خوانند؛ زیرا تقوای الهی همان عمل بر اساس عدالت الهی است که عالمان عاقل آن را می پذیرند. در حقیقت فلسفه توحیدی موجب می شود تا سبک زندگی خاصی به نام سبک اسلامی شکل گیرد که بر مدار و محور عدالت و اقامه آن به شکل عینی و ملموس به نام عدالت قسطی است.(حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸)

مهم ترین عوامل فسادانگیز اقتصادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، فساد اقتصادی زمانی تحقق می یابد که از سوی انسان رفتارهای نادرستی انجام شود که بر اساس جهالت عقلی و علمی است. شناخت این عوامل فسادانگیز اقتصادی می تواند برای اصلاح امور اقتصادی بسیار مهم و اساسی باشد.

از نظر قرآن، اعراض از ذکر الهی(طه، آیه ۱۲۴؛ سباء، آیات ۱۵ تا ۱۷)، تجاوزگری به حقوق دیگران(بقره، آیه ۶۱)، ترک انفاق (قلم، آیات ۱۷ تا ۳۱)، ترک یتیم نوازی(فجر، آیات ۱۶ و ۱۷)، تصاحب ارث دیگران(فجر، آیات ۱۶ تا ۱۹ و روایات تفسیری)، تنوع خواهی و تجمل گرایی (بقره، آیه ۶۱)، حکومت ناصالح(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵)، رباخواری(روم، آیه ۳۹؛ بقره، آیه ۲۷۶؛ نساء، آیه ۱۶۱)، ظلم و ستمگری(ابراهیم، آیه ۳۴؛ نساء، آیه ۱۶۰)، سلطه سفیهان و سبک مغزان(نساء، آیه ۵)، وعده های شیطانی(بقره، آیات ۲۶۷ و ۳۶۸)، عدم تشویق دیگران به انفاق (فجر، آیات ۱۶ تا ۱۸)، کفر به خدا(بقره، آیه ۶۱، کهف، آیات ۳۵ تا ۴۲)، کفران نعمت(ابراهیم، آیات ۷ و ۳۴)، کم فروشی(اعراف، آیه ۸۵)، گردش نادرست ثروت(حشر، آیه ۷)، گناه (انفال، آیه ۵۲) مال دوستی(فجر، آیات ۱۶ تا ۲۰) و مانند آن ها از مهم ترین عوامل فسادانگیز در حوزه اقتصادی است؛ زیرا این عوامل موجب می شود تا اقتصاد از حالت رشد و پیشرفت باز بیایستد و برکات الهی بر مردم و آن جامعه جاری نشود.

در یک کلمه آن چه اقتصاد را به اصلاح می کشاند، ایمان همراه با عمل صالح است که از آن به تقوای الهی یاد می شود، در حالی که بی ایمان و بی تقوایی موجب فساد در همه ابعاد از جمله فساد اقتصادی می شود.(اعراف، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲)

مهم ترین اصلاحات اقتصادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برخی از اعمال انسانی در حوزه اقتصادی به سبب آن که خروج از دایره عدالت است، موجب فساد اقتصادی می شود. بنابراین، مصلحان واقعی به مقدار استطاعت و توان خویش می بایست بر اساس عدالت محوری عالمانه و عاقلانه وارد میدان شوند و اصلاحاتی را انجام دهند که فساد را بردارد.(هود، آیه ۸۸) البته گاه لازم است برای حذف فساد و ایجاد اصلاحات، مفسدان را از میدان بیرون کنند که می تواند به حذف یا طرد آنان منجر شود. مهم ترین اصلاحات اقتصادی که می بایست انجام شود تا امکان و بستر لازم برای ایجاد «تمدن اسلامی» فراهم آید، عبارتند از:

  1. مبارزه با مفسدان اقتصادی: از آن جایی که فساد ریشه در مفسدان اقتصادی دارد، لازم است تا به گونه ای عمل شود که مفسدان اقتصادی حذف یا طرد شوند و مسئولیت اقتصادی از آنان گرفته شود.

از نظر قرآن، سفیهان و بی خردان سبک مغز به سبب آن که اهل «تعقل» نیستند نمی توانند عهده دار مسئولیت های مهم و اساسی بشوند. از آن جایی که «قیام» اجتماع به اقتصاد است، لازم است تا اموال و اقتصاد در اختیار کسانی باشد که از «عقلانیت» برخوردار و آن را به کار می گیرند.

در همین راستا می بایست حتی اگر اموال شخصی سفیهان بی خرد است، این عامل قیام اجتماع از دستان آنان خارج و در اختیار عاقلان قرار گیرد.(نساء، آیه ۵)

در مساله اموال عمومی مانند بیت المال و انفال و فیء و اقتصاد کشور می بایست در اختیار عالمانی عاقل قرار گیرد که البته از عنصر اخلاقی امانت نیز برخوردار باشند.(قصص، آیه ۲۷؛ یوسف، آیه ۵۵ و آیات دیگر)

خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که حاکمان و قضات رشوه گیر و رانت خوار به سبب بی خردی واقعی و ظلمی که بر خود و اجتماع وارد می سازند، نمی توانند مسئولیت های اقتصادی اجتماع را به عهده گیرند. هم چنین اهل تکاثر و کنزاندوزی حتی اگر به ظاهر عالم و عاقل باشند، به سبب فقدان عقل و علم حقیقی که بازدارنده از فجور و ظلم است، می بایست کنار گذاشته شوند و نباید فریب عناوین پرطمطراق آنان را خورد و آنان را بر مسند امور اقتصادی قرار داد یا ابقا کرد.(بقره، آیه ۱۸۸؛ توبه، آیه ۳۴)

  1. مبارزه با بی عدالتی: از مهم ترین آسیب های اقتصادی که فسادبرانگیز است، بی عدالتی اقتصادی است که می تواند همه فرآیند اقتصادی را در بر گیرد.

به سخن دیگر، ظلم اقتصادی محدود به توزیع و خرید و فروش نیست، بلکه می تواند در توزیع منابع ملی و ثروت تا مصرف را در بر گیرد. از این روست که خدا در آیات قرآنی خواهان «گردش سالم و عادلانه ثروت» در همه ابعاد و ساحات و فرآیندهای عمل اقتصادی است. پس همان طوری که اجازه نمی دهد تا در هنگام خرید و فروش، کم فروشی یا گران فروشی انجام شود(مطففین، آیات ۱ تا ۳؛ هود، آیه ۸۴؛ اعراف، آیه ۸۵)، هم چنین اجازه نمی دهد تا ثروت و نعمت های الهی در دست یک عده قرار گیرد و دست به دست شود؛ برای همین منظور با ایجاد مالکیت عمومی جلوی این محدودیت گردش ظالمانه را گرفته است.(حشر، آیه ۷؛ انفال، آیات ۱ و ۴۲)

هم چنین خدا خواهان رهایی از ظلم در مصرف است و اجازه نمی دهد تا اشخاص با تبذیر و ریخت و پاش یا اسراف و زیاده روی در حوزه مصرف کالا و خدمات اقتصادی به اقتصاد زیان وارد کرده و فسادی نمایند.(اسراء، آیه ۲۶؛ انعام، آیه ۱۴۱)

مبارزه با بی عدالتی در حقیقت تامین کننده اصلاحات اقتصادی خواهد بود؛ زیرا این امکان فراهم می آید تا همگان بتوانند از ثروت بهره گیرند و هیچ کالا و خدماتی بیهوده به دست سفیهان سبک مغز و جاهلان نادان هدر نرود و به فساد کشیده نشود.

از نظر قرآن، عدم استفاده از ابزارهای تعدیل کننده چون کیل و میزان و پیمانه و ترازو می تواند فسادبرانگیز باشد و به جای عدالت، این ظلم و فساد باشد که در محیط زیست بشر گسترش می یابد و آثار آن عدم دست یابی بشر به کمالات و تقرب به خدا به عنوان مهم ترین هدف هستی است.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۵ تا ۸۸ ؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳ و آیات دیگر)

از آن جایی که همگان می بایست از ثروت و مواهب الهی در سطح نیاز بهره مند شوند، لازم است تا نظام سیاسی ولایی و امت اسلام، همه اسباب بهره مندی عمومی و همگانی را فراهم کنند و افزون بر مالکیت عمومی انفال می بایست هر کسی بخشی از ثروت و درآمد خویش را به عنوان «حق الهی» محرومان و سائلان در اختیار آنان قرار گیرد تا این گونه از هر گونه فساد در عرصه اقتصادی جلوگیری و عدالت اجرایی شود.(بقره، آیات ۱۷۷ و ۲۱۵ و ۲۷۳؛ نساء، آیه ۸؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹)

از مصادیق بی عدالتی و ظلم اقتصادی می توان به «ربا» اشاره کرد که ظلم در حوزه تامین منابع اقتصادی است؛ زیرا اگر کسی نیاز اقتصادی دارد کسی نمی تواند با بهره گیری از توان مالی خویش ، اجحاف نماید و فراتر از آن چه داده به «درصد» اخذ کند.(بقره، آیه ۲۷۹)