اصالت لذت در آخرت از نظر قرآن

آزادگی

بسم الله الرحمن الرحیم

لذت حالت روانی و ادراکی نفسانی است که در نفس و روان انسان از چیزی طیب به او دست می دهد؛ زیرا طیبات چیزهای سازگار و سازنده با تن و روان آدمی است؛ و هنگامی که شخص از آن بهره مند می شود، ادراکی خوشایند در وجود شخص بر انگیخته می شود که در بسیار اوقات قابل توصیف نیست؛ زیرا لذت همانند درد از حالات نفسانی و باطنی است که با انسان بدان علم حضوری دارد و بیان آن در قالب کلمات و واژگان یا حتی رفتار و حالات ظاهری بدن نمی تواند آن ادارک خوشایند را همانند ادراک درد به طور کامل منتقل کند. بنابراین، توصیف در قالب معلومات حصولی بس دشوار و گاه به دور از حقیقت و واقعیتی است که در درون و باطن شخص اتفاق می افتد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بسیاری از امور طیب و خوشایند در دنیا وجود دارد، و انسان دنبال آن  است، ولی نمی تواند لذت به تنهایی در زندگی انسان متعادل اصالت یابد؛ زیرا آن چه مد نظر خدای حکیم در دنیا است، اهداف حکیمانه ای است که فراتر از لذت به عنوان غایات تعریف شده است؛ اما در آخرت خود لذت می تواند اصالت یابد؛ زیرا خود لذت می تواند غایت امری قرار گیرد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا تفاوت میان لذت در دنیا و لذت در آخرت را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذارنیم.

مقدمی بودن لذت در دنیا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، لذت ادراک خوشایند نفسانی است که در زندگی دنیوی می تواند به عنوان یک ابزار مقدمی برای غایات و اهداف متعالی به کار گرفته شود؛ زیرا وجود لذت انگیزه ای قوی برای سعی و تلاش انسان برای حرکت و تحقق اهداف متعالی است. از همین رو، در چیزهای بسیاری که بر اساس مشیت حکیمانه الهی برای انسان مطلوب قرار داده شده، موجبات لذت نیز قرار داده شده تا هنگامی که انسان از آنها بهره مند می شود، حالت لذت را در خود ادراک کند.

بر اساس همین سنت و قانون الهی حاکم بر هستی به ویژه انسان، خدا در سعی و تلاش، نکاح و ازدواج، فرزندآوری، خوردن و نوشیدن و پوشیدن و بسیاری از امور زندگی، لذتی قرار داده تا به آنها گرایش یابد. در حقیقت اگر لذت موجود در این امور نبود، انسان انگیزه ای برای هیچ کاری نداشت؛ اما وجود لذت عامل اساسی است تا به آنها گرایش یابد و بخواهد از آنها بهره مند شود.

اما هدف و غایت اصلی در ایجاد چنین گرایشی با بهره گیری از لذت، خود لذت نیست؛ زیرا لذت خود مقدمه و بستری برای هدف غایی است که با بهره مندی از آن چیزها، آن غایت تحقق می یابد و حاصل می شود. به عنوان نمونه، از نظر قرآن، هدف غایی از نکاح و ازدواج، همانا تناسل و تولید نسل است؛ ولی با این همه در این امر زناشویی لذتی قرارداده می شود تا انگیزه ای برای انسان پدید آید تا به این کار رغبت نماید و گرایش یابد؛ زیرا اگر لذتی در زناشویی نباشد، انسان ها رنج و سختی فرزندآوری و تناسل را به جان و تن نمی خرند؛ بلکه با سرگرم شدن به اموری باطل، راه الهی برای تناسل را می بندند و نسل بشری را به نابودی می کشانند؛ اما خدا برای بقای نسل بشر از طریق نکاح و زناشویی، لذتی در آن قرار می دهد تا به آن گرایش یابند. (بقره آیات ۱۸۷ و ۲۲۳) بنابراین، اگر در نکاح و زناشویی جنسی لذتی قرار داده شده، خود لذت، هدف غایی نیست، بلکه امور مهم تر و اساسی تری چون فرزندآوری و تناسل برای ادامه حیات نسل بشری مد نظر قرار گرفته است.

البته اهدافی والاتر چون تقوای الهی و مانند آنها نیز در این امور مد نظر قرار گرفته است که فراتر از لذتی است که از طریق نکاح و زناشویی و ازدواج به دست می آید.(بقره،  آیه ۲۲۲؛ مجمع البیان، ذیل آیه)

از آن جایی که اهداف غایی فراتر از لذت برای هر امر دنیوی مد نظر است، لازم دانسته شده تا این برای تحقق آن اهداف از لذت های حلال و طیب استفاده شود؛ از همین روست که در آیات قرآنی بر دو عنصر اساسی در هر چیزی «حلال» و «طیب» بودن تاکید شده و از مردمان خواسته شده تا برای استفاده این دو امر را به عنوان ملاک و معیار اصلی مد نظر قرار دهند و به کار گیرند. از همین روست که قرآن از انسان طیب، حیات طیب، مواد طیب، زن طیب، مرد طیب، خانواده و شجره طیب، خوراک طیب، و مانند آنها سخن به میان آمده و خواسته شده تا از خبیثات متقابل آنها پرهیز شود؛ زیرا لذتی که در آن ها است، لذتی پایدار نیست و نمی تواند اهداف غایی را نیز برآورده سازد.(بقره، آیات ۱۷۲ و ۲۶۲؛ نور، آیه ۲۶؛ طه، آیه ۸۱؛ ابراهیم، آیات ۲۴ و ۲۶؛ نحل، آیه ۹۷ و آیات دیگر)

خدا برای تحقق اهداف غایی از طریق قرار دادن لذت در امور و چیزها بر آن است تا انسان در مسیر درست و راستی قرارگیرد که به آسانی به آن ها دست یابد. از همین روست که احکام ناظر به مسائل جنسی و لذت های آن، به گونه ای سامان یافته تا اهداف غایی و متعالی تحقق یابد. از همین روست که لذت جنسی را محدود به مشروع و حلال می کند(نساء، آیه ۲۴)؛ زیرا خدا می داند که بشر برای هدف ابتدایی و مقدمی یعنی لذت بردن ممکن است به سمت رفتار حرام و نامشروع کشیده شود. ازهمین روست که تمتع و استمتاع جنسی از زنان برای لذت مشروع تایید می کند(همان)؛ البته نه برای آن که استمتاع هدف غایی باشد، بلکه برای این که بسیاری از مردم برای همان لذت و هدف مقدمی ممکن است به کاری نامشروع، حرام، خبیث و غیر طیب رو آورند.(همان)

از نظر آموزه های وحیانی، خدا برای دست یابی به اهداف غایی لذت ها را در بسیاری از امور قرار داده است. لذت های چشمی که انسان را به وجد می آورد تا به کشاورزی و دامداری بپردازد و از آن لذت ببرد(آل عمران، آیه ۱۴؛ ص، آیات ۳۱ و ۳۲؛ نحل، آیه ۶)؛ چنان که حضرت سلیمان از اسبان رهوار(ص، آیات ۳۱ و۳۲) و حضرت موسی(ع) از چوپانی و گله داری لذت می برد (طه، آیات ۱۷ و ۱۸؛ اعراب‌القرآن، درویش، ج ۶ ، ص ۱۷۷؛ روح‌المعانى، ج ۹، جزء ۱۶، ص ۲۵۸)

و هم چنین در مساله خوردن و نوشیدن که لذت بسیاری است که انسان را به خوردن و نوشیدن انواع خوراکی ها و نوشیدنی ها سوق می دهد تا لذت چشمی از زیبایی ها پوشاک ها و مانند آنها (فاطر، آیه ۱۲) همگی بیانگر آن است ، اگر لذتی در آن قرار داده شده، هدف غایی یا اهداف متعالی دیگر مد نظر بوده که شامل  بقای انسان و کسب تقوای الهی از طریق فلسفه و سبک زندگی الهی است؛ زیرا اگر در خوردن و نوشیدن و پوشیدن لذتی نبود، انسان تلاشی برای آن نمی کرد و این گونه بقای انسان در معرض خطر قرار می گرفت.

از آن جایی که لذت در دنیا اصالت ندارد و هدف غایی و اساسی برای امور نیست، خدا در هنگام مقایسه با لذت های اخروی که اصالت دارد، آن را هیچ و کم اهمیت و بی ارزش می شمارد.(آل عمران، آیه ۱۴؛ جمعه، آیه ۱۱)

البته خدا به مومنان هشدار می دهد که راه افراط و تفریط را در پیش نگیرند؛ یعنی گاه به این فلسفه و سبک زندگی گرایش نیابند که لذت اصالت دارد و می بایست به هر طریقی حتی نامشروع آن را کسب کرد؛ یا در مسیر تفریط آن را کنار بگذارند و لذت مشروع و حلال ولو مقدمی را کنار بگذارند و آن را بر خود به هر شکلی از جمله قسم حرام کنند؛ زیرا چنین قسم و سوگندی بی اثر و لغو است و هیچ آثاری برای آن مترتب نیست و مردمان نمی تواند حلال خدا را بر خود حرام کنند؛ بنابراین لذت های حلال را نمی توان بر خود تحریم کرد.(مائده، آیات ۸۷ و۸۸؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۵ ، ح ۳۲۰)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، لذت در دنیا اصالت ندارد، بلکه امری مقدمی است؛ از همین روست که لذت برای لذت در فرهنگ قرآنی، امری ناپسند و غیر انسانی – غیر الهی است. بر همین اساس، از نظر قرآن، کامجویی و لذت بردن کافران و مشرکان به عنوان لذتی مذموم مطرح است؛ زیرا فلسفه و سبک زندگی آنان، لذت اصالت دارد؛ و لذت برای لذت است.(محمد، آیه ۱۲)

از نظر قرآن، این لذتی که کافران برای آنان اصالت قائل شده اند، از نظر کمی و کیفی از مشکلات عدیده ای از جمله رنج پس از لذت، عذاب و شکنجه(احقاف، آیه ۲۰)، توبیخ و سرزنش الهی(همان) رنج می برد؛ زیرا این لذت های دنیوی، اندک و بی کیفیت به قیاس لذت های اخروی است.(توبه، آیات ۶۸ و ۶۹)

از آن جایی که لذت در دنیا اصالت ندارد، بلکه مقدمه برای دست یابی به اهداف متعالی و غایی دیگری است، خدا از برخی از لذت ها منع کرده است؛ زیرا بهره مندی از آن لذت ها بر خلاف حکمت و مشیت الهی و اهداف غایی و متعالی است. از همین روست که لذت خمر و گوشت های حرام و قمار و مانند آنها را حرام کرده(انعام، آیه ۱۴۵؛ مائده، آیه ۹۰؛ نحل، آیه ۶۷)، چنان که خدا لذت های جنسی مانند استمناء، زنا و لواط را حرام کرده است.(اعراف، آیه ۸۰؛ معارج، آیه ۳۱)

اصولا نگاه قرآن به مساله لذت در دنیا نگاهی توصلی و مقدمی برای رسیدن به اهداف غایی دیگر است و از همین رو، بسیاری از لذت ها را حرام می داند؛ زیرا برخلاف حکمت الهی است.

اصالت در لذت های اخروی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چند که لذت در دنیا، توصلی و مقدمی است و هدف از لذتی که در چیزها یا امور قرار داده شده برای ایجاد انگیزه جهت دست یابی به اهداف غایی و متعالی دیگر است؛ اما در آخرت این گونه نیست، بلکه خود لذت در بهشت اصالت دارد و لذت برای لذت است؛ زیرا در آخرت نظام دیگری بر هستی از جمله انسان حاکم است که با نظام دنیوی کاملا فرق دارد؛ خدا در قرآن بیان می کند که نظام کنونی برداشته و نظامی دیگری جایگزین آن می شود: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ؛ روزی که زمین و آسمان تبدیل به غیر این زمین و آسمان می شود.(ابراهیم، آیه ۴۸)

بر اساس آموزه های قرآنی، در نظام اخروی انسان برای بقای خویش نیاز به خورد و خوراک و نوشیدن ندارد؛ چنان که نیازی به پوشاک ندارد؛ زیرا انواع پوشش ها برای رهایی انسان از گرما و سرما ، جنگ و مانند آن ها  است که پس از تغییر ماهیت بدن انسان به سبب چشیدن از میوه ممنوع لازم و ضروری شده است.(اعراف، آیه ۲۶؛ نحل، آیه ۸۱) بنابراین، ماهیت اخروی انسان در بهشت به گونه ای است که نیازی به این امور برای حیات و بقای خویش ندارد؛ زیرا انسان به گونه می شود که خورد و خوراک او برای زنده ماندن نیست؛ به ویژه که مرگی پس از ورود به بهشت و دوزخ نیست.(اعلی، آیه ۱۴)

از آن جایی که در آخرت بقای نسلی نیز نیازی به نکاح و زناشویی ندارد، نکاح و زناشویی با حور العین و بهشته های بهشتی برای تناسل و بقا نیست؛ چنان که برای اهداف دیگری چون کسب تقوا یا مانند آن نیست که انسان به زناشویی اقدام می کند، بلکه همه چیز برای کسب لذت است؛ از همین روست که لذت در آخرت اصالت می یابد و انسان هر کاری که انجام می دهد تنها برای لذت است. از همین روست که خدا به صراحت درباره نوشیدنی ها می فرماید: مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ؛ مثل بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده چون بوستانی است که در آن نهرهایى است از آبى که رنگ و بو و طعمش برنگشته و جویهایى از شیرى که مزه‏ اش دگرگون نشود و رودهایى از باده‏ اى که براى نوشندگان لذتى است و جویبارهایى از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان فراهم است؛ و از همه بالاتر آمرزش پروردگار آنهاست.(محمد، آیه ۱۵)

و هم چنین در جایی دیگر می فرماید: یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ بَیْضَاءَ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ؛ با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى ‏آیند؛ باده‏ اى سخت‏ سپید که نوشندگان را لذتى خاص مى‏ دهد.(صافات، آیات ۴۵ و ۴۶)

لذت های بهشتی چنان اشتهاآور است که انسان برای شهوت نه چیز دیگری بدان گرایش می یابد؛ زیرا هدف آن است که نفس از آن لذت ببرد و اشتهایش را برآورده سازد و شهوت خویش را بر طرف نماید. در حقیقت شهوت برای شهوت و لذت برای لذت است.(زخرف، آیه ۷۱)

از نظر قرآن، همه بهشت برای لذت انسان آفریده شده است و چیزی جز لذت از آن انتظار نمی رود و لذت در آن چنان اصالت دارد که خدا از بهشت به عنوان لذت محض یاد می کند که همه اشتهای بشر را برآورده می سازد(روم، آیه ۱۵) زیرا از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسش شده است: «حبر» چیست؟ آن حضرت فرمود: لذّت و سِماع است. الدرالمنثور، ج ۵، ص ۱۵۳) پس در بهشت همه چیز لذت آفرین است و انسان چنان از لذت ها لذت می برد که قابل توصیف نیست. این لذت ها نیز برای اهداف دیگری نیست؛ زیرا هیچ انگیزه ای جز لذت بردن در آن جا نیست.

خدا در قرآن درباره اصالت لذت برای بهشتی ها می فرماید: یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ؛ سینیهایى از طلا و جام‏هایى در برابر آنان مى‏ گردانند و در آنجا آنچه نفس اشتها داشته و آن را بخواهد و دیدگان را خوش آید ، هست؛ و شما در آن جاودانید. (زخرف، آیه ۷۱)

این لذت ها و شهوت ها هم مادی و هم معنوی است یعنی هم تن و هم روان انسان از آن لذت می برد. امیرمومنان امام علی(ع) در توصیف بهشت می فرماید: اگر با دیده دل بدان چه از بهشت برایت توصیف کرده‌‏اند بنگرى از هر چه مربوط به دنیاست دل خواهى کند، هر چند جالب و زیباست و خواهش هاى نفسانى و خوشی هایش از امورى است که انسان را به خود جلب می‌‏کند. اگر در حرکت درخت ها که در کنار جوی هاى بهشت است و در برخورد برگ ها به یکدیگر و صداى زیبایى که از آن بر می‌‏خیزد و ریشه‌‏هاى درخت ها که در تپه‌‏هایى از مشک پنهان گردیده اندیشه کنى از خود بی‌‏خود خواهى شد. همچنین است آویزان بودن خوشه‌‏هاى مروارید تر و تازه بر شاخه‏‌هاى با طراوت و محکم و میوه‌‏هاى رنگارنگ در پوست شکوفه‌‏ها و شاخه‌‏ها که بدون زحمت چیده می‌‏شود و طبق میل هر کس در دسترس قرار می‌‏گیرد. قصرهاى اهل بهشت، عسل پاک و خالص و شربت هاى تصفیه شده گردش داده می‌‏شود. ساکنین بهشت افرادى هستند که هماره عنایات الهى شامل حالشان می‌‏گردد تا آن گاه که در خانه جاوید خویش جاى گیرند و از این جا و آن جا شدن آسوده گردند. پس اى شنونده بدان که اگر دل خود را به رسیدن به آن منظره‏‌هاى زیبا که تصور می‌‏کنى مشغول نمایى از شوق رسیدن به بهشت جان خواهى داد و از همین محفل به همسایگى اهل گورستان خواهى رفت و از دنیا دل خواهى کند.( نهج البلاغه، خطبه ۱۶۵)

البته انسان از هر چیزی در یک سطح لذت نمی برد، بلکه بهره مندی از لذت سطوح متفاوت و مراتب و  درجات متعدد و متنوعی دارد، برخی از لذت ها قوی تر و شدیدتر و برخی ضعیف تر است؛ امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: إنَّ أطیَبَ شَیءٍ فِی الجَنَّهِ وألَذَّهُ حُبُّ اللّه ِ ، وَالحُبُّ فِی اللّه ِ ، وَالحَمدُ للّه؛ بهترین و لذیذترین چیز در بهشت، دوستى خدا، دوستى در راه خدا و ستایشِ خداست.(مصباح الشریعه ، ۵۲۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۹ ، ص ۲۵۱ ، حدیث ۳۰)

 و نیز آمده است: [نَحنُ] فیمَا اشتَهَت أنفُسُنا ولَذَّت أعیُنُنا مِنَ النِّعَمِ ، فی جِوارِ الکَریمِ؛ ما در جایى هستیم که هرچه نفس هایمان از نعمت ها بخواهد و چشمانمان لذّت ببرد ، در جوار خداى کریم فراهم است.(تفسیر فسیر العیّاشی ، ج ۲ ، ص ۹۶ ، حدیث ۸۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۸ ، ص ۱۴۰ ، حدیث ۵۷ )