اشک دم مشک

بسم الله الرحمن الرحیم

مصیبت اباعبدالله حسین(ع) چنان بر هستی گران آمده است که آسمان و زمین و فرشتگان و اولیای الهی در طول تاریخ بر آن گریستند. در گزارش های روایی از تاریخ پیامبران آمده است که این مصیبت گریه های بسیاری را به همراه داشته است و دل های بسیاری بر آن شکسته شده است. در این میان امام زمان(عج) هر روزه بامدادان و شامگاهان بر مصیبت جدش گریان است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آیات و روایات بر آن است تا فلسفه و آثار گریستن بر امام حسین(ع) را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اشک بر مصیبت

اشک آبی است که پس از دست دادن حالت تاثر در انسان از گوشه چشم خارج می شود. تاثر انسان می تواند از امر بسیار گوارا و خوشایندی باشد یا امری بسیار ناگوار و ناخوشایند. اگر خاستگاه حالت تاثر انسان امری خوشایند باشد، آبی خنک از گوشه ای چشم بیرون می آید که موجب روشنایی دیدگان می شود و در عربی به آن قره العین می گویند. قره از واژه قرر به معنای خنک و سرد است. عرب هنگامی که می گوید:«قرت عینه» به معنای آن است که دیدگانش خنک شد و از آن حرارتی که در اثر درد داشت، بهبودی یافت .

البته بعضی دیگر گفته‏اند : از باب بهبودی یافتن از حرارت درد چشم نیست، بلکه از این بابت است که اشک شادی خنک ، و اشک اندوه داغ و گرم است ، و به همین جهت به کسی که به او نفرین می‏کند می‏گویند : خدا چشمش را داغ کند. بعضی دیگر گفته‏اند : این کلمه از قرار به معنای مستقر شدن، آرام و مطمئن شدن گرفته شده ، و معنای جمله« قرت عینه» این است که : خدا به او چیزی داد که چشمش آرامش و قرار یافت ، و دیگر چشمش به دست این و آن نمی‏افتد.

راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن کریم می‏گوید : وقتی می‏گویند« فلان قرت عینه» ، معنایش این است که : فلانی خوشحال و مسرور شد ، و به کسی که مایه مسرت آدمی است نور چشم و قره عین گفته می‏شود ، همچنان که قرآن کریم فرموده :« قره عین لی و لک»(قصص، آیه ۹) و نیز فرموده :« هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین» .(فرقان، آیه ۷۴) و نیز فرموده است: فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ(سجده، آیه ۱۷)

مفسران تفسیر نمونه در ذیل آیه ۷۴ سوره فرقان نوشته اند: قره عین معادل نور چشم است که در فارسى مى گوئیم. و آن کنایه از کسى است که مایه سرور و خوشحالى است. این تعبیر در اصل از کلمه قر (بر وزن حر) گرفته شده که به معناى سردى و خنکى است ، و از آنجا که معروف است (و بسیارى از مفسران به آن تصریح کرده اند) اشک شوق همواره خنک ، و اشکهاى غم و اندوه داغ و سوزان است ، لذا «قره عین» به معناى چیزى است که مایه خنک شدن چشم انسان مى شود، یعنى اشک شوق از دیدگان او فرو مى ریزد، و این کنایه زیبائى است از سرور و شادمانى .

آیت الله جوادی آملی در شرح دعای ابوحمزه ثمالی درباره اشک شادی می نویسد: چَشم دو بار اشک می‌ریزد. یک وقت در حال حزن و غم و یک وقت در حال نشاط و سرور است. آن خنکی و سردی را می‌گویند: (قُرّه) . هوای سرد را می گویند: (قار) . و اگر گفتند‌: قُرَّهُ العِیْن یا قُرَّهُ الأعْیُن و مانند آن، یعنی شاد باش و نشاط مَند بودن شما را مسئلت می‌کنیم که شما مسرورانه اشک شوق بریزید. یعنی اشک خنک بریزید. و اگر کسی به سمت ذات أقدس إله حرکت کرد، آنگاه مشتاقانه اشک شوق می‌ریزد. در قرآن کریم دوبار سخن از اشک شوق ریختن است.که عدّه‌ای که معارف الهی را درک می‌کنند، «تَری أعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَمْع (مائده، آیه ۸۳). یک بار است . یک بار هم کسانی که عازم جبهه بودند و تدارکات صدر اسلام کافی نبود که آنها را اعزام بکند، اینها ناامید می‌شدند، اشک می‌ریزند که چرا به جبهه نرفتند. البتّه این اشک دوّم، اشک غم و اندوه است که چرا به جبهه نرفتند.

ایشان در ذیل آیه ۱۳ سوره مریم می فرماید: می‌بینید بعضیها به یک سمت گرایش دارند. به یک دعا و نماز و مسجد علاقه دارند؛ ولی بعضیها گریزان‌اند. آن گرایشهای لطیفانه ی الهی، «حَنان» می‌شود و این «حنّان» بودن از اسمای فعلی خدای سبحان است. آنهایی که اهل ناله هستند و از مناجات لذّت می‌برند و حتی از ناله و گریه بیش از خنده لذّت می‌برند. او همیشه خوشحال است. با اشک خوشحال است لذا قرّهالعین دارد و اشکِ غم ندارد، بلکه اشک نشاط دارد. چطور وقتی که آدم دوست خودش را که می‌بیند از سفر آمده اشک شوق می‌ریزد این نشاطش با اشک است. هر اشکی غم‌بار نیست. وجود مبارک یحیی نشاطش در اشکش بود. قرّهالعین گفتن همین است. «قُرّه» یعنی خُنکی. هوای سرد را «قارّ» می‌گویند. می‌گویند فلان شخص قرّهالعین است، فلان پسر قرّهالعین است یعنی پدر وقتی این پسر را می‌بیند اشک شوق می‌ریزد؛ چون اشک شوق خنک و سرد است. این می‌شود قرّهالعین وگرنه قرّه به معنای نور عین که نیست.

اما اگر عامل تاثر انسان یک امر ناخوشایند و ناگواری باشد، اشکی که از چشمان آدمی سرازیر می شود اشک داغ، گرم و سوزانی است که حتی استمرار آن موجب کوری و نابینایی چشم می شود. خداوند در آیه ۸۴ سوره یوسف بیان می کند که گریه و اشکی که از غم و اندوه بر جان از چشم کسی فرو می ریزد می تواند موجب کوری و سفیدی چشم شود که ناتوان دیدن اشیا خواهد بود.

در آیه ۹۲ سوره توبه نیز روشن می کند که عامل حزن و اندوه که غم شدید است می تواند موجب ریزش اشک شود؛ چنان که عامل شادی و نشاط در قلب عامل ریزش اشک شوق است.

انسانی که دچار مصیبتی می شود به دلیل این که دل محزون و اندوهگین است، فشاری بر اعصاب انسان وارد می سازد که عامل ریزش اشک می شود. در همین چارچوب است که عوامل چون خوف از آینده ، حزن و اندوه از گذشته ، حسرت از دست دادن یا رفتن چیزی در گذشته و آینده ،‌ مصیبتی را بر دل آدمی وارد می کند که موجبات ریزش اشک و دمع در انسان است.(توبه، آیات ۸۱ و ۸۲ و ۹۲؛ نجم ،‌آیات ۵۷ و ۵۸)

احکام تکلیفی گریستن

گریستن دو حالت دارد: ۱. گاه طبیعی و غیر اختیاری است؛ ۲. و گاه دیگر اختیاری و غیرطبیعی است. به این معنا که گاه انسان به طور طبیعی تحت تاثیر عوامل نشاط آور یا اندوه آوری است که موجبات تاثر عواطف و احساسات او می شود و به طور طبیعی اشک شوق یا اشک غم از چشم بر گونه هایش روان می شود؛ ولی گاهی به اختیار با یادآوری خاطرات و تحت تاثیرگذاشتن احساسات خود را وادار به گریه می کند. امام سجاد علیه السلام می فرماید: انی لم اذکر مصرع بنی فاطمه الا خنقتنی لذلک عبره؛ من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.(بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۹)

از نظر اسلام، گریستن طبیعی، به عنوان یک فعل غیر اختیاری و طبیعی شناخته می شود و حکم خاصی برای آن نیست؛ زیرا امور طبیعی، فعل مکلف نیست تا احکام تشریعی برای آن وضع شود. پس اگر عامل طبیعی نشاط آور و یا اندوه زا موجب گریستن شود، به عنوان یک امر طبیعی حکمی ندارد. این که خداوند در آیه ۴۳سوره نجم منشاء و خاستگاه گریه انسان را به خود نسبت داده معلوم می شود که گریستن به عنوان یک امر طبیعی برای انسان از جعلیات الهی است و خداوند انسان را این گونه آفریده که بخندد و بگرید.

اما از آن جایی که گریستن اختیاری از افعال مکلف است، به طور طبیعی همان گونه که برای هر فعل اختیاری حکمی از سوی شریعت وضع شده برای گریستن اختیاری نیز حکم از سوی شارع بیان شده است. خداوند در آیاتی از جمله در آیه ۸۴ سوره یوسف اصل گریستن اختیاری را برای انسان امری مباح و مجاز دانسته است.

قرآن در آیه ۵۸ سوره مریم و ۸۳ سوره مائده یکی از صفات مومنان را گریستن در هنگام شنیدن آیات الهی می داند. این بدان معناست که نه تنها گریه امری مجاز است بلکه به یک معنا مستحب است که انسان تحت تاثیر آیات الهی و خشوع و خضوع قلبی دچار ابتهال شده و ناله و تضرع سر دهد از خوف جلال الهی و دوزخ و نیز عظمت خداوندی بگرید.

پس اگر گریستن اختیاری در مصیبت ها به ویژه فقدان عزیزان جایز است(یوسف، آیه ۸۴) گریستن اختیاری در پى تلاوت و شنیدن قرآن و آیات الرّحمان مستحب و پسندیده است،(مریم، ایه۵۸؛ مائده، آیه ۸۳؛ اسراء، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۹) چرا که پیامبران(ع) چنان که خداوند به صراحت گزارش کرده، این گونه بودند و خداوند این سنت و سیره آنان را پذیرفته و تایید نموده است.

از آیه ۵۸ سوره مریم بر می آید که گریستن در حالت سجده نه تنها امری جایز بلکه مطلوب و مستحب است به شرطی که این گریستن برای خداوند از خوف خدا و خشوع و خضوع در برابر جلال الهی و عظمت او باشد.

زمینه ها و عوامل گریه

گریستن و گریه کردن زمینه های دارد که اگر فراهم نیاید تحقق نمی یابد؛ زیرا اگر عاملی وجود نداشته باشد که عواطف و احساسات آدمی را تحت تاثیر قرار دهد، هیجاناتی در درون آدمی پدید نمی آید و حزن و اندوه یا نشاط و شادی دست نمی دهد که به دنبال آن گریه شادی یا غم باشد و اشکی روان شود.

از جمله عوامل و زمینه های گریستن می بایست به علم و دانش(اسراء ، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۹؛ مائده، آیه ۸۳)، محرومیت از چیزی (توبه، آیه ۹۲)، فقدان چیزی یا کسی(یوسف، آیه ۸۴)، گناه و احساس آن(توبه، آیه ۸۳)، خوف از آینده و حزن نسبت به گذشته(مریم ، آیه ۵۸ و آیات دیگر) بهره مندی از عنایات الهی چون هدایت و نعمت های دیگر(همان)، مرگ عزیزان(یوسف، آیات ۱۶ و ۱۷) و مانند آن ها اشاره کرد.

اندوه اشکبار مصیبت کربلا

بی گمان هیچ مصیبتی بزرگ تر از مصیبت کربلا و حیف و ظلمی که بر امام حسین(ع) روا شده نیست که انسان بر آن بگرید. از این روست که پیامبر گرامی(ص) درباره آتش عشق حسینی که در جان های مومنان هماره فروزان و روشن است می فرماید:ان لقتل الحسین علیه السلام حراره فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا؛ برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۶)

این اشک بر امام حسین(ع) به معنای فقدان بزرگ ترین عزیز و نعمتی است که خداوند به انسان داده ولی قدر آن دانسته نشده و با ظلم از بشریت سلب شده است، به گونه ای که تا قیام قائم آل محمد(ص) بشریت از بسیاری نعمت های الهی محروم شده که امامت و هدایت وحیانی الهی یکی از آن هاست.

اشک و ماتم در عزای اباعبدالله(ع) توجه یابی به این مهم است که ما در مسیر تاریکی قرار گرفته ایم که می بایست تنها با دعا و توسل و توکل به امامان معصوم(ع) و خداوند تبارک و تعالی از ظلمات رهایی یابیم و در کشتی نجات در آییم و چراغ راهی در اختیار داشته باشیم و خود را نجات دهیم. یعنی ما می دانیم که چه مصبیتی بزرگ بر بشریت از جمله ما رفته است که اگر توسل به اهل بیت(ع) نباشد هیچ کس از خسران فقدان بزرگ امام(ع) رهایی نخواهد یافت.

همین توجه است که ما را به کشتی نجات سوار می کند؛ زیرا گناه بزرگی که در کربلا واقع شده محرومیت بشر از هدایت وحیانی و دولت کریمه اهل بیت(ع) است و این که بدانیم که در حالت طبیعی به سر نمی بریم و نمی بایست آرام و قرار داشته باشیم بلکه هم چون یعقوب(ع) در فراق یوسف زهرا(عج) بسوزیم و دمی آرام نگیریم تا گرفتار غفلت نشویم.

از صفات مومن است که همان طوری که از جلال الهی و دوزخ خشم خداوندی خوفناک و هراسناک است و در سجده و غیر سجده بر آینده خود هراسان بوده و می گرید ، بر مصیبت اباعبدالله(ع) گریه کند. امام حسین (ع) خود می فرماید: انا قتیل العبره لا یذکرنی مؤمن الا بکی؛ من کشته اشکم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه به خاطر مصیبتهایم گریه می کند.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۹)

البته این در چارچوب امر کلی ارتباط روحی میان امام و امت است؛‌زیرا ولایت معصوم(ع) ولایت محبت است و همین ارتباط عاطفی است که اطاعت بی چون و چرا را موجب می شود. پس دو طرف نسبت به شادی و غم یک دیگر واکنش نشان می دهند. همان طور که امام نسبت به اندوه ماموم دل نگران و مشفق است، ماموم نسبت به امام چنین حالتی دارد. امام علی (ع) پیشوای نخست مومنان در این باره فرموده است: ان الله…اختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا؛ خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.(غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۵)

از آثار این توجه این است که خود را هماره در فتنه و ظلمات می بینیم و دست به عصا راه می رویم و احتیاط پیشه می گیریم و همین مساله موجب می شود که در قیامت خود را نسبت به دیگران موفق تر بیابیم و شاد و مسرور به عنایت آن بزرگواران شویم.

امام رضا (ع) فرمود: من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامه یوم فرحه و سروره؛ هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴)

امامان (ع) نه تنها در کلام و سنت خویش بلکه در سیره عملی خود به امت نشان داده و آموختند که باید بر مصیبت کربلا گریان باشند ؛ زیرا اگر سیره معصوم(ع) گریه بر مصبیت است ، ما به عنوان پیروان می بایست از اسوه های خود یاد بگیریم و بدان سنت و سیره برویم، چنان که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲۱ سوره احزاب فرمان داده است.

امام رضا (ع) درباره سیره خود و امامان معصوم(ع) در این موضوع فرموده است:کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابه تغلب علیه حتی یمضی منه عشره ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه؛ هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالی صدوق، ص ۱۱۱)

پس اگر می خواهیم در آخرت خندان و مسرور باشیم و از فزع آن روز در امان مانیم می بایست توشه آخرت را با گریه بر مصیبت کربلا فراهم آوریم. چنان که پیامبر(ص) در توصیف وضعیت بشر در قیامت می فرماید: یا فاطمه! کل عین باکیه یوم القیامه الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکه مستبشره بنعیم الجنه؛ فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۳)

از روایات بر می آید که نه تنها می بایست بر مصیبت کربلا گریست بلکه به پیروی از سنت و سیره معصومان(ع) می بایست ناله کرد و نوحه خواند و بلند گریست و آن مصیبت را آشکار کرد. حضرت صادق (ع) گزارش می کند که: نیح علی الحسین بن علی سنه فی کل یوم و لیله و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه؛ یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.(بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۱۰۲)

حتی روایت است که برای برگزاری مصبیت و مجالس نوحه خوانی بودجه و اعتباری در نظر گرفته شده بود. آن حضرت(ع) در این باره می فرماید: قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی؛ پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.(بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۲۰)

برای این که عوامل و زمینه های گریستن بر مصیبت فراهم آید، باید شرایط آن تحقق یابد تا دل متاثر شده و در غم و اندوه حادثه جانگداز بگرید. از این روست که نوحه خوانی و سرودن اشعار و مرثیه سرایی در دستور کار قرار گرفت تا انسان نسبت به حادثه علم یافته و عظمت آن را دریابد و عواطف و احساسات متاثر گشته و بر آن اندوه بگرید. ابو هارون مکفوف می گوید: عن ابی هارون المکفوف قال: دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره؛ خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷)

امامان (ع) هم خود رفتاری را در پیش گرفتند که موارد جواز و مجاز تاثیرگذاری بر دل ها و اشک ریزی را فراهم آورند و هم با بیان پاداش و آثار دنیوی و مادی هر کاری بر آن شدند تا شاعران و نوحه خوانان و نوحه سرایان را تشویق و ترغیب کنند تا عواطف مردمان را تحت تاثیر قرار دهند. امام صادق(ع) به جعفر بن عفان می فرماید: ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنه و غفر له؛ هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.(رجال شیخ طوسی، ص ۲۸۹)

آن حضرت در سخنی دیگر می فرماید: الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا؛ خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۶۹)

امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) درباره شعر خوانی در ایام عزا فرموده است: یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام؛ : ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۶۷)

ایشان هم چنین درباره عامل مرثیه برای تحت تاثیر قرار دادن عواطف مومنان می فرماید: یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت؛ امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.( جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۶۷)

احادیث در این باره بسیار است. بیان همه آن ها در حوصله این مقاله نیست ولی از همین میزان فهمیده می شود که امت مومن اشکش دم مشک است و هماره برای خوف از خدا و نیز مصیبت هایی که بر اولیای الهی در مسیر هدایت انسان رفته می گریند به ویژه بر مصبیت ثارالله و ذبیح الله که مصیبت اعظم است؛ چرا که امام زمان ما(عج) صبح و شام بر جد بزرگوارشان سیّدالشّهدا علیه‌السلام گریه و ناله و بی تابی می کنند، چنان که آمده است: فلئن أخَّرَتنِی الدُّهور وَ عاقَنی مِمَّن نَصَرکَ المَقدور وَ لَم أَکُن لِمَن حارَبَکَ مُحارِباً وَ لِمَن نَصَبَ لَکَ العَداوَۀََ مُناصِباً فلأندُبَّکَ صَباحاً وَ مَساءً و لأبکیَّنَّ لکَ بَدَلَ الدُّموعِ دَماً حَسرَۀً عَلَیک وَ تَأسُفاً عَلی ما دَهاک وَ تَلَهُفّاً حَتَّی أَموت بِلَوعَۀِ المُصاب و غُصبه الإکتیاب. امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف، در زیارت ناحیۀ مقدسه خطاب به جدّ بزرگوارشان می فرمایند: اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر حکیمانۀ خداوند، مرا از یاری تو بازداشت و به همراهتان نبودم، تا با حق ستیزانی که با تو دشمنی کردند، مقابله و پیکار کنم، اینک هر صبح و شام، برای تو ندبه و سوگواری می نمایم و در مصیبت جانسوزت از روی حسرت و تأسف و اندوه، به جای اشک، خون گریه می کنم تا آنجا که از این سختی بلا و مصیبت و غصۀ دشوار بمیرم. (بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۳۲۰)

احادیث

یک قطره اشک

قال الحسین علیه السلام: من دمعت عیناه فینا قطره بوأه الله عز و جل الجنه.

حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.(احقاق الحق، ج ۵، ص .۵۲۳)

بهشت، پاداش عزاداری

قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنه غرفا .

امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.ینابیع الموده، ص .۴۲۹

 

حدیث هیجدهم

سوگواری در خانه ها

قال الباقر علیه السلام:

ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.

امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.کامل الزیارات، ص .۱۷۵

 

اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا

قال الباقر علیه السلام:مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربه علیک تهراق دماء الأحبه.

امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۵۸

 

اشک، حجاب دوزخ

قال الباقر علیه السلام:ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضه الا بنی الله له بیتا فی الجنه و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.

امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.الغدیر، ج ۲، ص .۲۰۲

 

بیست سال گریه

قال الصادق علیه السلام:بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنه و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.

امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.بحار الانوار، ج ۴۶، ص .۱۰۸

 

ادب سوگواری

قال الصادق علیه السلام:لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.

امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.بحار الانوار، ج ۲۲، ص .۱۵۷

 

چشمهای اشکبار

قال الصادق علیه السلام:من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.

امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.بحار الانوار، ج ۴۴، ص .۲۸۵

 

احیاء خط اهل بیت علیهم السلام

قال الصادق علیه السلام:تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.

امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.بحار الانوار، ج ۷۱، ص .۳۵۲

 

مجالس حسینی

قال الصادق علیه السلام للفضیل:تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.

امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص .۳۹۲

 

اشکهای ارزشمند

قال الصادق علیه السلام:..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک…

امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص .۳۹۷

 

دلهای سوخته

قال الصادق علیه السلام:اللهم…و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخه التی کانت لنا.

امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا…آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.بحار الانوار، ج ۹۸، ص .۸

 

گریه بر مظلومیت شیعه

قال الصادق علیه السلام:من دمعت عینه فینا دمعه لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنه حقبا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.امالی شیخ مفید، ص .۱۷۵

 

ثواب بی حساب

قال الصادق علیه السلام:لکل شیی ء ثواب الا الدمعه فینا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد). جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص .۵۴۸

 

کوثر و اشک

قال الصادق علیه السلام:ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص .۵۵۴

 

گریه آسمان

عن الصادق علیه السلام:یا زراره! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.

امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص .۵۵۲

 

گریه و اندوه مطلوب

قال الصادق علیه السلام:کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.بحار الانوار، ج ۴۵، ص .۳۱۳

 

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید

قال الصادق علیه السلام:ان النبی لما جائته وفاه جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! …من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۷۷

 

نفسهای تسبیح

قال الصادق علیه السلام:نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! امالی شیخ مفید، ص .۳۳۸

 

فرشتگان سوگوار

قال الصادق علیه السلام:اربعه الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامه.

امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.کامل الزیارات، ص .۱۱۹

 

گریه بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.

امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند .بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶

 

مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام

قال الرضا علیه السلام:من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.بحار الانوار، ج ۴۴، ص .۲۷۸

 

آثار گریستن بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.

امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.بحار الانوار، ج ۴۴، ص .۲۸۴

 

اشک و آمرزش گناه

قال الرضا علیه السلام:یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.امالی صدوق، ص .۱۱۲

 

همدلی با عترت

قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.

امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۴۹

۱. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت به جهت سختى‏ها، گریان است؛ مگر چشمى که بر امام حسین(ع) گریسته باشد، این چشم خندان و بشاش است».الخصائص الحسینیه، ص ۱۴۰. ۲. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «گریه بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ را محو مى‏کند».مسند امام رضا(ع)، ج ۲، ص ۲۷ . ۳. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى، اشک از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۱. ۴. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر که بگرید یا بگریاند یا حالت اندوه و گریه داشته باشد، بر مصیبت امام حسین(ع)، بهشت براى او واجب مى‏شود».الخصائص الحسینیه، ص ۱۴۲. ۵. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «… پسر شبیب! اگر مى‏خواهى براى چیزى گریه کنى، پس براى حسین بن على(ع) گریه کن که او را ذبح کردند؛ چنان که گوسفند را ذبح مى‏کنند … پسر شبیب! اگر براى حسین چنان گریه کنى که اشک‏هایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ تو را مى‏آمرزد، اندک باشد یا بسیار …».بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۵.