اشرافی گری در قدرت و ثروت

شایسته سالاری

یکی از مهمترین اصول جامعه قرآنی، رقابت سالم و سازنده بر اساس شایسته سالاری در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی است تا همگان بتوانند از توان و ظرفیت های خود برای رشد فردی و اجتماعی بهره گیرند. از این رو اصلی دیگر به عنوان اصل جا به جا آسان و سالم قدرت و ثروت بر اساس شایستگی مطرح شده است.
در نظام اجتماعی قرآنی، هر فرد انسانی از این استعداد برخوردار است که بتواند خلیفه الهی باشد و خلافت عمومی منحصر به فرد و خاندان و طبقه نیست؛زیرا همه انسانها از یک نفس آفریده شده اند.
بنابراین، اجتماع قرآنی باید شرایط را برای بهره‌برداری همگان از قدرت و ثروت فراهم و اجازه ندهد تا قدرت و ثروت در انحصار خاندان یا طبقه خاصی باشد. بر همین اساس خدا به عنوان یک راهکار در توزیع ثروت می فرماید : الحشر
مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنکُمْ؛ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻫﺎﻱ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﻱ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﺘﻤﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻥ ﺛﺮﻭتمندان ﺷﻤﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﺮﺩﺩ .(حشر، آیه ۷)
در این آیه به صراحت چگونگی توزیع ثروت های عمومی از نفت و گاز و معادن و مانند آن ها در راستای رهایی از انحصار ثروت و بهره مندی همگان سخن گفته شده است.
درباره گردش سالم و آسان قدرت و جا به جایی آن در اقشار مختلف اجتماع همانند جا به جایی آسان و سالم قدرت سیاسی نیز در آیاتی از قرآن کریم سخن به میان آمده است که از جمله آنها آیات ۲۴۶ و ۲۴۷ سوره بقره است. خدا در این آیات به نقد افکار و رفتار اشرافیت یهودی پرداخته است؛ زیرا اشراف یهودی قائل به انحصار قدرت در دست صاحبان ثروت بوده و اجازه جا به جایی و انتقال قدرت را نمی دادند. این در حالی است که در نظام قرآنی اصل شایسته سالاری در قدرت سیاسی و اجتماعی است. (همان)
به نظر می‌رسد امروز در جامعه ایرانی اسلامی همان تفکر اشرافیت یهودی حاکمیت یافته است به طوری که شایسته سالاری از میان رفته و اصول رقابت سالم و امکان انتقال و جا به جایی قدرت به شکل آسان و سالم فراهم نیست و عده خود را برابرتر از دیگران دانسته و نه تنها اجازه توزیع ثروت عمومی را نمی دهند و برای پرداخت یارانه ها عزا می گیرند بلکه با کاهش ارزش و اعتبار همان آب باریکه از طریق تورم و راه های دیگر، قدرت خرید مردم را کاهش داده و روز به روز با نظام بانکی ربوی دولتی شکاف میان فقیر و غنی را بیشتر می کنند.
اشرافی گری در نظام جمهوری اسلامی ایران به یک حرکت و جریان مشروعیت زدا از نظام سیاسی و تجربه جدید اسلام سیاسی تبدیل شده است. این جریان نفوذی و ضد انقلاب اسلامی نه تنها با انحصارطلبی خود افراد ناتوان و غیر شایسته را بر مسند قدرت و ثروت شهری و کشوری می نشاند، بلکه با ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیت های مختلف ناکارآمدی نظام سیاسی را به نمایش گذاشته و دلزدگی و نارضایتی مردم را موجب می شود. برآیند چنین روی کردی چیزی جز مشروعیت زدایی از نظام جمهوری اسلامی نیست.
امروز اشرافیت حاکم بر نظام جمهوری اسلامی علیه همه اصول گفتمان انقلاب اسلامی قرار گرفته است و اجازه توزیع قدرت و ثروت را نمی دهد و با اصل جا به جایی قدرت به شدت مقابله می‌کند چنان که از توزیع ثروت ملی و عمومی سر باز می زند و با همه امکانات از طریق نظام بانکی فاسد و ربوی و حقوق های نجومی و اختلاس اموال عمومی اجازه بهره مندی همه اقشار اجتماعی را نداده و بر قدرت و ثروت انحصاری خویش می افزاید. این جا است که مردم باید به عدالت قسطی قیام کننده و به سهم خواهی و مطالبه گری برخیزند و بر اساس فرمان الهی امر به معروف و نهی از منکر دست اشراف را کوتاه و دولت را از دست آنان خارج سازند و به توزیع قدرت و ثروت آسان و سالم بپردازند. قیام مردم به ویژه مستضعفین علیه اشرافیت حاکم یک ضرورت شرعی و قانونی است و آتش به اختیار و نیز بند میم وصیت نامه سیاسی امام خمینی رحمه الله مؤید چنین حرکت انقلابی مردم نسبت به هر گونه انحراف از مسیر اصلی گفتمان انقلاب اسلامی و مبانی قرآنی است.