اسلام ستیزی، فرار به جلو

samamosدر سالیان اخیر، اصطلاحاتی چون بنیادگرایی اسلامی، اسلام هراسی و اسلام ستیزی در رسانه های استکباری و صهیونیستی بسیار تکرار می شود به گونه ای که در هر بخش خبری رسانه ها و صفحات روزنامه ها، مطلبی در این باره گفته و یا نوشته می شود به گونه ای که فقدان مطلبی در این باره شگفت انگیز می نماید.

به نظر می رسد که آن چه در جهان امروز به اوج خود نزدیک می شود همان چیزی است که در ادبیات و فرهنگ قرآنی از آن به جنگ نهایی حق و باطل از آن یاد می شود. هر چه چهره حق روشن تر می شود، باطل خشمگین تر می شود و در نهایت استیصال، به حربه های پست و زشت رو می آورد. قرآن سوزی، بیانگر اوج پستی و زشتکاری اهل باطل است، به گونه ای که دیگر نمی تواند در جامه حق خود را پنهان سازند. این گونه است که خداوند ایشان را رسوا ساخت؛ زیرا تاکنون آنان در جامه حق و با دروغ ها و فریب های بزرگی چون آزادی بیان و عقیده، دمکراسی و لیبرالیست و مانند آن، کالای باطل خود را به مردمان عرضه می کردند.

نویسنده در این مطلب بر آن تا کینه و حقد دیرین باطل از حق را با مراجعه به آموزه های قرآنی تبیین کند و روش ها و شیوه های پست و زشت ایشان را روشن نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ایمان اسلامی، ایمان و احترام به همه شرایع آسمانی

یکی از آموزه های اساسی و فرمان های بنیادین اسلام، ایمان به همه شرایع آسمانی و لزوم احترام و تکریم به همه پیامبران الهی می باشد. خداوند در آیه ۱۳۶ سوره بقره از زبان مومنان و مسلمانان این مطلب را مورد تاکید و توجه خاص قرار می دهد که مسلمان واقعی، کسی است که به همه پیامبران ایمان داشته و هیچ تفرقه و جدایی را میان ایشان قایل نمی شود و در برابر همه پیامبران و آموزه های وحیانی آنان ، سر تسلیم فرود می آورد.

همین معنا در آیه ۸۴ سوره آل عمران تکرار می شود و ایمان اسلامی به گونه ای تعریف می کند که جز به ایمان به همه آموزه های وحیانی و کتب آسمانی و تسلیم در برابر پیامبران و فرمان های ایشان، تحقق نمی یابد. بنابراین نه تنها انکار هر یک از پیامبران و آموزه های وحیانی و کتب آسمانی نارواست بلکه به معنای کفر به اسلام و دین محمد(ص) است؛ زیرا دین اسلام، بر اصول و پایه های استوار است که ایمان به پیامبران آسمانی و کتب وحیانی، یکی از آن ها می باشد. انکار هر یک یا تفرقه و جدایی میان پیامبران به معنای انکار اسلام و خروج از آیین محمدی(ص) است.

بنابراین، لازم است که مسلمان برای اثبات اسلام خویش، به همه کتب آسمانی و پیامبران الهی ایمان آورده و تسلیم و مطیع ایشان و آموزه های وحیانی آنان باشد. براین اساس است که بر مسلمان واجب است تا تورات و انجیل به عنوان کتب آسمانی نازل شده بر حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی بن مریم(ع) ایمان آورند و در مواردی که بر ایشان اثبات وحیانیت آیات آن شده بر پایه آن عمل و رفتار نمایند.

البته از آن جایی که در کتب آسمانی پیشین تحریفات گاه لفظی و گاه معنوی انجام شده، نمی توان به سلامت متن اعتماد کرد و بر اساس آن رفتار نمود، ولی این بدان معنا نیست که این کتب را انکار کرد و یا خدای ناکرده به آن ها اهانت و توهین روا داشت. از این روست که تقدیس و تکریم و احترام کتب آسمانی و همه پیامبران بر مسلمانان واجب شده و به عنوان بخشی از آموزه های وحیانی اسلام و قرآن شناخته شده است.

بر اساس آموزه های قرآنی، کتاب تورات از سوی خداوند در میقات حضرت موسی(ع) پس از چهل شب مناجات به درگاه الهی در بخش غربی وادی کوه طور بر آن حضرت (ع) در الواح نگارش یافته و مکتوب به صورت طومار نازل شده است.(اعراف، آیات ۱۴۲ تا ۱۴۵ و نیز بقره ، آیات ۵۳ و ۱۳۶ و قصص ، آیه ۴۴ و طور، ایات ۲ و ۳ آیات دیگر)

خداوند در آیات ۷۵ تا ۷۸ سوره بقره به مشکل یهودیان در ارتباط با کتاب آسمانی تورات اشاره می کند و می فرماید که ایشان بر اساس خیالات واهی و تفکرات توده های بیسواد و ناتوان از خواندن و نوشتن ، اعتقادات خود را سامان دادند و از معارف تورات دور ماندند و دراین جهل و نادانی و خرافات دست و پا می زنند. این بدان معناست که مشکل از کتاب تورات نیست بلکه در امتی است که حق تورات این کتاب آسمانی را ادا نکرده و نمی کنند و با رفتارهای باطل خویش، به تورات اهانت روا می دارند.

آیات ۸۳ تا ۸۵ سوره بقره نیز تبیین می کند که یهودیان استاد تحریف و برخورد گزینشی با تورات و دیگر آموزه های وحیانی هستند. از این روست که به برخی از آموزه های تورات ایمان می آورند و به برخی دیگر کفر می ورزند؛ زیرا ایمان به همه آموزه های وحیانی تورات به معنای دور شدن از هواهای نفسانی و پشت کردن به دنیا و لذات زودگذر آن است، در حالی که ایشان دوست دارند با افزایش عمر خویش از دنیا بهره مند گردند. این گونه است که با تبعیض در آموزه های وحیانی گرفتار خفت و ذلت و خواری در دنیا می شوند و این گونه در دنیا و آخرت کیفر می بینند.

در حقیقت دنیا طلبی یهودیان اجازه نمی دهد تا واقعا به تورات و آموزه های وحیانی آن ایمان آورند(همان آیات) و حتی برخلاف آموزه های وحیانی تورات از خدا پرستی به گوساله پرستی رو آورند(بقره ، آیه ۹۳) و به تحریف و کتمان حقایق بپردازند.(بقره ، آیه ۱۷۴ و آل عمران، آیه ۷۱ و مائده، آیه ۱۵)

به هر حال از نظر قرآن، کتب آسمانی چون تورات، دارای ارزش و جایگاه بسیار والاست و بر مومنان است که به آن ایمان آورده و احترام و تکریم و تقدیس آن را مراعات کنند.(مائده، آیه ۴۴ و بقره ، آیه ۱۳۶ و آیات دیگر)

همین مطلب نیز از نظر قرآن نسبت به انجیل و پیامبران بزرگواری چون حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی بن مریم(ع) مطرح شده و از مسلمانان خواسته شده است که هرگز همانند یهودیان و مسیحیان رفتار نکنند و اگر آنان به قرآن و حضرت محمد(ص) کفر ورزیدند و اهانت روا داشتند، مسلمانان حق ندارند که رفتاری مشابه داشته باشند، زیرا مسلمان در حقانیت پیامبران و کتب آسمانی چون تورات و انجیل شک و تردیدی ندارد. بنابراین نمی تواند به جز تکریم و تقدیس و احترام در حق ایشان کلامی بگوید و رفتاری داشته باشد.

بر اساس آیه ۱۲ سوره مائده، احترام به انبیا و پیامبران الهی چون حضرت موسی(ع) و عیسی بن مریم(ع) در پى دارنده بخشش گناهان و ورود در بهشت است. بنابراین هر مسلمانی می کوشد برای بهره مندی از بخشش و مغفرت الهی و رهایی از آتش دوزخ و ورود به بهشت رضوان الهی، با احترام گذاری و تکریم پیامبران الهی، از این نعمت ها برخوردار گردد. از این روست که همان تکریم و احترامی را که نسبت به حضرت محمد(ص) روا می دارد در حق دیگر پیامبران الهی و کتب ایشان روا داشته و حق ایشان را به درستی ادا نماید.

از نظر مسلمانان، پیامبران الهی به ویژه اولوالعزم از پیامبران که حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی بن مریم(ع) از جمله ایشان است، اسوه ها و الگوهای هدایتی هستند که می بایست از ایشان و آموزه های وحیانی آنان تبعیت و پیروی کرد(انعام، آیات ۳۳ و ۳۴ و ۳۵ و ۹۰ ) و تمسخر و استهزای پیامبران، مصداقی از جرم و تبهکاری و کفر است.(کهف، آیه ۱۰۶ و نیزحجر آیات ۱۱ و ۱۲ و آیات دیگر)

اسلام ستیزی یهود و مسیحیت، مصداقی از کفر

در جهان امروز بیش از آن که کافران و بت پرستانی چون هندوان و بوداییان علیه اسلام و آموزه های توحیدی آن قیام کند و در صف اسلام ستیزان قرار گیرند، کافران یهودی و مسیحی قرار گرفتند؛ زیرا این دسته از اهل کتاب به جای این که در صف واحد ایمان قرار گیرند به کافران بت پرست ملحق شده و در برابر اسلام توحیدی و آموزه های وحیانی آن قد علم کرده اند.

اسلام از همان روز آغاز با سه دسته مخالف مواجه شد که غیر از بت پرستان، کافرانی از اهل کتاب به ویژه یهودیان بود. با این که یهودیان برای همراهی و همگامی با پیامبر آغاز زمان به مدینه کوچ کرده و در آن جا ساکن شدند، ولی از آن جایی که پیامبر آخر زمان، به جای فردی عبری، مردی عرب بود، به مخالف با وی پرداختند و نبوت و پیامبری اش را انکار کردند.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۵۷ سوره مائده به حرکت اسلام ستیزانه یهود اشاره می کند و می فرماید که یهودیان از همان آغاز اعلام رسالت، به استهزای پیامبر(ص) پرداختند و به تمسخر مومنان و مسلمانان و قرآن ادامه داده و حاضر به پذیرش و ایمان به اسلام و قرآن نشدند؛ زیرا ایمان به اسلام با دنیاطلبی ایشان سازگار نبوده و ناسخیت قرآن و اسلام نسبت به تورات ایشان را ناخوش می آمد.(آل عمران، ایات ۱۹ و ۸۵ و توبه، آیه ۳۳ و آیات دیگر)

یهودیان و مسیحیان از اهل کتاب، همراه مشرکان و منافقان تلاش کردند تا به هر شکلی شده از گسترش و نفوذ اسلام و قرآن جلوگیری کنند. این گونه است که به انواع توطئه ها رو آوردند(آل عمران، آیه ۷۲) ولی بر خلاف آن چه ایشان خواستند، اسلام رشد کرد و زمینه برای جهانی شدن و تسلط کامل بر همه ادیان و شرایع فراهم آمد.(آل عمران، آیه۱۹)

در این میان عالمان و روحانیون یهودی و مسیحی به عنوان پیشگامان مبارزه با اسلام و قرآن پا به میدان گذاشتند و به تمسک به توطئه ها و رفتارهای زشت و اهانت آمیز کوشیدند تا مردمان را نسبت به اسلام بیزار کرده و هراس دروغین در دل های ایشان افکنند و گرایش به اسلام را سد کنند.(آل عمران، آیه ۷۲) ولی خداوند عالمان و روحانیون ایشان را رسوا ساخت و توطئه های ایشان را آشکار نمود به گونه ای که از رسوایی خویش هراسان شدند و دست از توطئه آشکار برای مقطعی کشیدند.(آل عمران، آیات ۷۲ و ۷۳)

یکی از روش هایی که عالمان یهودی برای تضعیف اسلام و رشد فزاینده آن پیشنهاد می کردند، ایمان در دوره ای زمانی و ارتداد و کفر پس از مدتی است تا این گونه برخی از مومنان و مسلمان گمان کنند که ارتداد ایشان به سبب مشکلاتی است که در اسلام و آموزه های آن وجود دارد. این ترفند همواره از سوی دشمنان در جنگ روانی به کار گرفته شده و می شود. گروه هایی از مردم با این شیوه دچار تردید می شوند و گمان می کنند که اسلام و آموزه های آن دارای مشکل است ؛ زیرا چرا کسانی از اهل کتاب و دانشمندان آنان به آن ایمان آورده ولی دوباره آن را رها کرده و به دین خود بازگشتند. این ارتداد به سبب آن است که اسلام دارای نقص است و نمی تواند همه خواسته های مومنان را برآورده سازد. این مکر و توطئه ای بود که عالمان یهودی در پیش گرفتند تا روحیه مسلمانان را تضعیف کنند، ولی خداوند مکر و توطئه ایشان را آشکار ساخت و ایشان را رسوا نمود.(آل عمران،آیات ۷۲ و ۷۳)

از نظر خداوند ، اهل کتاب به سبب حسادتی که نسبت به رشد اسلام و حقانیت آن دارند، همواره به مکر و توطئه اقدام می کنند و می کوشند تا از دامنه نفوذ و گسترش اسلام جلوگیری نمایند.(بقره ، آیه ۱۰۹) به نظر قرآن، اهل کتاب از یهود و مسیحی هیچ علاقه ای برای هدایت دیگران ندارند، بلکه هدف ایشان، تنها گمراه ساختن دیگران از حق و حقیقت است؛ زیرا یهودیان، تنها خود را قوم برتر و قوم خداوندی می شمارند و دیگران را اصولا از دایره انسانیت بیرون می دانند. بنابراین ، تلاش ایشان هدایت دیگران به حق و توحید نیست ، بلکه دعوت دیگران به ضلالت و گمراهی است.(ال عمران،آیه ۶۹)

بسیاری از عالمان اهل کتاب نسبت به حقانیت اسلام و اصول وحیانی آن آگاهی تمام و کاملی دارند، ولی حسادت و روحیه تجاوزگری و دنیا طلبی و مانند آن به ایشان اجازه نمی دهد تا اسلام را تایید کنند و به آن ایمان آورند(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۶)، از این روست که به هر شکلی می کوشند تا جلوی رشد اسلام و ایمان دیگران را بگیرند.

از نظر قرآن، ریشه این عناد و ستیز نسبت به اسلام را می بایست در اموری هم چون خباثت و ناپاکی ایشان (انفال،آیات ۳۶ و ۳۷) و حسادت و دنیا طلبی آنان جست. بنابراین لازم است که با این دشمنان به گونه ای منطقی مبارزه کرد و اگر فتنه کردند در برابر فتنه ایشان ایستاد و مقاومت کرد و به آنان اجازه نداد تا به اهداف شوم و پلید خویش برسند.(بقره ،آیه ۱۹۳ و نیز انفال،آیه ۳۹)

اهل کتاب بر آن هستند تا با توطئه های مستمر خویش اجازه ندهند تا اسلام بر جامعه جهانی مسلط شود (توبه ، آیه ۳۴) با این همه توطئه های ایشان شکست خواهد خورد و اسلام بر همه جهان مسلط خواهد شد و دین جهانی چیره می شود(آل عمران،آیه ۱۹) و ستیزه جویان خود ناکام خواهند ماند و زیانکار واقعی خواهند شد.(انفال،آیات ۳۶ و ۳۷)

دشمنان اسلام از کافر و مشرک و اهل کتاب بر آن هستند تا نور الهی اسلام و قرآن را خاموش کنند ولی این نور الهی هرگز خاموش نخواهد شد ، زیرا همه توطئه های دشمنان اسلام و قرآن همانند آن است که کسی بخواهد خورشید را با فوت کردن خاموش کند.(توبه، ایه ۳۲)

خداوند در آیاتی از عناد و ستیز یهودیان خبر می دهد و بیان می کند که بیش تر یهودیان نسبت به اسلام و قرآن کینه و حقد شگفتی دارند و به هر شکلی شده می کوشند تا اسلام را ریشه کن کنند.(بقره ، ایه ۱۲۰) برخی از ایشان با ایمان دروغین می کوشند تا جنگ روانی علیه اسلام و قرآن راه بیاندازند و با اظهار دروغین اسلام در اسلام و آموزه های آن تصرف کنند و یا تشکیک و تردید در ایمان مومنان اندازند.(بقره ،آیات ۷۵ و ۷۶) این دسته با آن که نسبت به حقانیت آن آگاهی دارند ولی حقد و حسادت و کینه به ایشان اجازه نمی دهد تا بدان ایمان آورند؛ زیرا دل هایشان مهر خورده و در حجاب لجاجت قرار گرفته است.(نساء ، آیه۱۵۵)

به هر حال، اهل کتاب به ویژه یهودیان، همواره درصدد ضربه زدن به اسلام، به وسیله طعن و ناسزاگویى به پیامبر(ص) و اهانت به قرآن می باشند ولی مسلمانان می بایست هوشیار باشند و اجازه ندهند.(نساء ، آیه ۴۶)

اکنون قرآن سوزی نمادی کوچک از همه حقد و عنادی است که یهودیان صهیونیست و صهیونیست های مسیحیان نما، به نمایش می گذارند. رسانه های ایشان با بمب های خبری گوناگون چنان فضای جهان را آلوده کرده است تا گوش های مردمان جهان حقانیت اسلام را نشنود و حقایق قرآن را نبیند. با این همه این اسلام و قرآن است که حقانیت خود را در اوج تاریکی ها و فضا و گفتمان آلوده صهیونیست آشکار خواهد کرد و بر همگان تسلط خواهد یافت و حقانیت آن هم چون خورشیدی از پس ابرهای تیره و تار دروغ های رسانه ای آشکار خواهد شد. باشد با درایت و تدبر از این جنگ روانی و فتنه عظیم رهایی یابییم و در پناه قرآن و اسلام در مسیر تعالی بشر گام برداریم.