اسلام رحمانی از منظر قرآنی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

خداوند اسلام را تنها دین بشریت معرفی می کند که از آدم(ع) تا خاتم(ص) بدان دعوت کرده است. از نظر قرآن دین اسلام دین رحمانی است و پیامبران از جمله حضرت محمد مصطفی (ص) رحمت الهی برای بشر است. اما معنا و مفهوم رحمانیت اسلام چیست؟ چه دلایل و شواهدی برای رحمانیت اسلام و پیامبران (ع) و امامان معصوم(ع) آن می توان ارایه کرد. نویسنده در پاسخ به این پرسش به سراغ آموزه های قرآنی رفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اسلام، تجلی رحمت رحمانی خدا

یکی از نام های حسنای الهی رحمان است. بر اساس آیه ۱۱۰ سوره اسراء اسم رحمان همانند اسم الله نامی جامع برای خداوند است و می توان هر یک را در جای دیگری به کار برد؛ زیرا این دو نام الهی جامع همه اسماء و صفات الهی است. خداوند همه آیات تکوینی و تدوینی خود را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرده است که در بردارنده رحمت بی کران اوست. رحمت، به معنای نرمى و نرمخویى است که نیکى کردن به مورد رحمت را اقتضا مى کند. واژه رحمت گاهى درباره مهربانى و نرم دلى به طور مجرّد و گاهى در معناى احسان و نیکى کردن مجرّد از رقّت به کار مى رود. هرگاه خداى متعال با این واژه وصف شود چیزى جز احسانِ مجرّد و بدون رقّت و رحم دلى مراد و منظور نیست.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۴۷، «رحم»)

بر اساس آیه ۵۰ سوره روم همه هستی از آثار رحمت الهی است و انسان با مطالعه در آن می تواند وجه رحمانی مطلق خداوندی را درک و فهم کند.

از نظر قرآن بهره مندی از رحمت الهی علت خلقت هستی از جمله انسان است(هود، آیه ۱۱۹) و در نظام آفرینش، رحمت حاکمیت و اصالت دارد.(طه، آیه ۵)

وظیفه پیامبران از جمله پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) آن است تا سلام و رحمت پروردگار را به بشر ابلاغ کند تا مردمان بدانند که از خداوند جز رحمت چیزی صادر نمی شود: کَتَبَ رَبُّکُم عَلى نَفسِهِ الرَّحمَهَ.(انعام، آیه ۵۴) بر همین اساس دین اسلام و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی از جمله تورات و انجیل و قرآن جز بر اساس همین فرض الهی بر خود نیست.(مریم، آیه ۵۳؛ انبیاء، آیه ۷۴ و ۷۵؛ هود، آیات ۲۵ و ۲۸ و ۶۱ و ۶۳؛ مریم، آیات ۴۹ تا ۵۳؛ ص، آیات ۴ و ۷ و آیات بسیار دیگر)

خداوند درباره رحمت جهانی بودن محمد مصطفی(ص) می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ؛ و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.(انبیاء، آیه ۱۰۷) پس آن حضرت(ص) نمادی از تجلی رحمانیت خداوند نسبت به همه هستی است؛ از این روست که آن حضرت به عنوان رسول رحمانی خداوند برای همه هستی مطرح می شود.

خداوند به پیامبر(ص) ماموریت می دهد تا رحمانیت او را حتی نسبت به گناهکاران توبه کار ابلاغ کرده و به آنان گوشزد نماید.(انعام، ایه ۵۴) و همه بندگان خدا را به رحمانیت رحیمی و خاص او در دنیا و آخرت امیدوار سازد.(حجر، آیه ۴۹)

اصولا وقتی نظام هستی بر رحمانیت آفریده شده و اصالت و حاکمیت با رحمانیت خداوندی است، همه جنبه های آن از جمله حتی احکام کیفری و جزایی آن نیز بر اساس رحمانیت و رحمیت است. البته خداوند بر آن است تا زمانی که جا دارد از در رحمت با مردمان برخورد کند و هرگز غضب الهی بر رحمتش پیشی نمی گیرد؛ بلکه هماره رحمت الهی است که بر غضب و خشمش پیش گرفته و تقدم دارد.(انعام، آیه ۱۴۷؛ حجر، آیات ۴۹ و ۵۰؛ اسراء، آیه ۵۷)

بنابراین، اسلام و پیامبران از آدم (ع) تا خاتم(ص) که تنها دین هدایتی خداوند برای بشریت است(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ مائده، آیات ۳ و ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳) بر اساس رحمت رحمانی الهی است و دین چیزی جز رحمت رحمانی نیست.

دین اسلام به عنوان یک مجموعه کامل از معارف هستی شناسی، اخلاق و احکام و حقوق و قوانین از سوی خداوند نازل شده است تا انسان را در مسیر کمالی قرار داده و به جایگاه خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت برساند. در حقیقت همه ابعاد آن در راستای تبیین و تحلیل و توصیه یک حقیقت کمالی است. از همین روست که نمی توان جز رحمت از دین اسلام و پیامبران و راهنمایان آن توقع و انتظار داشت به طوری که حتی موارد کیفری و جزایی آن چون حدود و تعزیرات و موارد به ظاهر ضرری آن چون خمس، زکات، روزه و حج و جهاد در اقسام عملی و مالی و جانی آن نیز جز رحمت رحمانی نیست.

انسان از منظر قرآن

برای آن که تبیین درستی از رحمانیت اسلام و پیامبران آن از آدم(ع) تا خاتم(ص) داشته باشیم، می بایست دیدگاه اسلام را نسبت به انسان بدانیم تا آن گاه درک کنیم که چرا اسلام بر اصولی معرفت شناسی خاص چون معاد و حساب و کتاب آخرت یا اخلاق احسانی و اکرامی بشر و یا قوانین سخت گیرانه ای در چارچوب امر و نهی تاکید دارد؛ زیرا این مجموعه که از آن به دین اسلام یاد می شود، به هدف تامین آن مقاصد غایی سامان یافته است. درک درست از جایگاه انسان از منظر قرآن به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب الهی بدون تحریف و تصحیف در حقیقت می تواند رحمانیت اسلام را در همه ابعاد و زوایا حتی در موارد کیفر و مجازات های سختگیرانه تبیین و روشن نماید.

از منظر آموزه های قرآنی انسان دارای جایگاه خاص در میان مخلوقات و آفریده های هستی و به نوعی غایت آفریده های دیگر و اشرف آن هاست. خداوند برای انسان جایگاهی بلند قرار داده که شامل امور زیر است:

  1. خلافت عمومی انسان و مظهر اسما و صفات الهی : از نظر قرآن، انسان تنها موجودی است که توانسته به سبب دارا بودن همه روح الهی(سجده، آیه ۹؛ حجر، آیه ۲۹) و علم الهی (بقره، آیه ۳۱) به خلافت الهی برسد و جانشین خداوند در مقام مظهریت در ربوبیت شود تا هر آفریده ای را به کمال بایسته و شایسته آن ها برساند.(بقره، آیه ۳۰؛ آل عمران، آیه ۷۹ و آیات دیگر)پس همه انسان ها از منظر قرآن شایستگی دست یابی به خلافت الهی را دارا هستند و باید در این مسیر حرکت کنند و با عبودیتی که تقواساز و ایمان پرور و یقین آور است(بقره، آیه ۲۱؛ حجر، آیه ۹۹ و آیات دیگر) به این غایت دست یابند و بتوانند در مقام مظهریت الهی ربوبیت نمایند.(ذاریات، آیه ۵۶؛ آل عمران، آیه ۷۹) پس اسلام به عنوان یک مجموعه معرفتی و اخلاقی و دستوری بر آن است تا انسان ها را به کمالی شایسته و بایسته ایشان برساند.(بقره، آیه ۲ و آیات دیگر) البته خلافت الهی انسان به معنای تفویض و واگذاری از سوی خداوند نیست به طوری که در تفکر غربی مطرح است؛ زیرا انسان باید در چارچوب مسئولیت خلافت الهی عمل و رفتار کند و این گونه نیست که دنیا به انسان واگذار شده باشد تا هر گونه خود خواهد عمل کند؛ زیرا رفتاری بیرون از چارچوب خلافت الهی به معنای ظلم به خود است؛ زیرا هم حرکت بر خلاف غایت خلقت اوست و هم خیانت در امانت الهی است.(احزاب، آیه ۷۲ و بقره، آیه ۵۷؛ آل عمران، آیه ۱۱۷)
  2. کرامت ذاتی انسان: همه انسان ها از نظر قرآن دارای کرامت ذاتی هستند. خداوند در آیه ۷۰ سوره اسراء می فرماید: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا بر مرکبها برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم. پس کرامت انسان ها از نظر قرآن امری طبیعی است و هر انسانی به صرف انسان بودن دارای کرامت ذاتی است. پس اسلام به عنوان یک مجموعه رحمانی از سوی خداوند بر آن است تا این کرامت ذاتی انسان حفظ شده و جایگاه انسان هم چنان در هستی باقی و برقرار بماند.
  3. شرافت ذاتی انسان: از همین آیه به دست می آید که انسان ها دارای شرافت ذاتی هستند. به این معنا که از دیگر آفریده های الهی برتر و شریف تر هستند؛ البته همه انسان ها بر همه موجودات هستی برتری و تفضیل داده نشده اند؛ بلکه زمانی این برتری و اشرفیت بر همه هستی اثبات می شود که انسان در مسیر هدایتی قرار گیرد که برای او تعریف شده است و بتواند بر اساس آموزه های اسلامی در مقام متاله و خدایی(بقره، آیه ۱۳۸) قرار گیرد و ربانی شود.(آل عمران، ایه ۷۹) آن گاه است که به عنوان اشرف مطلق در هستی مطرح خواهد شد؛ چنان که پیامبر اکرم محمد مصطفی(ص) این گونه شد و به عنوان اشرف مخلوقات الهی معرفی شده است.
  4. کرامت اکستابی انسان: از نظر آموزه های قرآنی انسان ها می توانند کرامت اکستابی دست یابند که آنان را در والاترین جایگاه هستی قرار می دهد و مسجود فرشتگان و بلکه همه هستی قرار گرفته و همه طوق اطاعت بر گردن می افکنند تا مطیع فرمان های او در مقام مظهریت ربوبیت و خلافت الهی باشند. پس اگر انسان در مسیر هدایت الهی یعنی اسلام قرار گیرد، می تواند در مسیر درست حرکت کرده و با عبادت که راه هموار و صاف است به تقوایی دست یابد که معیار کرامت اکستابی او نسبت به دیگران و پذیرش طبیعی خلافت او خواهد بود.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۱۷۹ و ۱۸۳) براساس آیه ۱۳ سوره حجرات که می فرماید: ان اکرمکم عندالله اتقاکم؛ با کرامت ترین شما در نزد خدا، باتقواترین شماست، می توان دریافت که انسان قابلیت تغییر در دو جهت مثبت و منفی کفر و شکر، ایمان و کفر (انسان، آیه ۳؛ بلد، آیه ۱۰؛ کهف، آیه ۲۹) را داراست و می تواند تغییراتی را در نفوس و جان و جامعه و جهان ایجاد کند.(رعد، آیه ۱۱ و آیات دیگر)
  5. برابری و تساوی: همه انسان به سبب آن که از یک نفس آفریده شده اند، برابر هستند و در همه حقوق طبیعی یکسان و برابر هستند(نساء، آیه ۱؛ زمر، آیه ۶) و تفاوت ملل و نحل و فرهنگ و زبان و مانند آن ها هیچ تاثیری نداشته؛ چرا که این تفاوت ها برای اموری دیگر چون تعارف و معرفت و امور دیگر است.(حجرات، آیه ۱۳)  البته ممکن است گفته شود که گفتمان غربی نیز بر برابری تاکید دارد، ولی باید توجه داشت که همان طوری که اخلاق در فرهنگ و گفتمان غربی به مبانی است هم چنین برابری و دیگر اصولی که در حقوق انسان مطرح شده نیز بی مبانی است؛ اما در فرهنگ و گفتمان اسلامی، این اصول همه دارای مبانی است؛ زیرا خداوند آن را در قرآن مطرح و اثبات کرده و قرآن این کلام الهی و آفریدگار و پروردگار انسان به عنوان منبع حقوق انسانی مطرح است؛ در حالی که در گفتمان غربی چنین منبعی وجود ندارد.
  6. اراده و اختیار: از نظر قرآن انسان ها در کنار جنیان از اراده برخوردار بوده و می توانند به اختیار کاری را انجام داده و یا ترک نمایند و با آزادی و قدرت تمام کاری را بخواهند یا نخواهند. از همین روست که انسان تفکر دارد و مشورت می کند و خود را مسئول می داند و هنگام موفقیت شاد و هنگام شکست اندوهناک شده و خود را سرزنش می کند یا سزاوار سرزنش می داند. مسئولیت پذیری انسان و مسئول بودن او در برابر اعمالش خود گواهی روشن برای وجود اراده و اختیار و آزادی حق انتخاب اوست.(صافات، آیه ۲۴؛ رعد، آیه ۲۷؛ نحل، آیه ۹۳ و آیات دیگر)
  7. برادری ایمانی: انسان ها همه از یک نژاد و برابر هستند، ولی انسان ها افزون بر برادری خونی و هم نوعی در اصل ، می توانند از برادری ایمانی نیز برخوردار شوند که برادری مبتنی بر عقیده و ایمان است. این ویژگی موجب می شود تا انسان ها از یک موقعیت برتری و کرامت و شرافتی خاص برخوردار شوند و نوعی تعاون و همدلی و همکاری را در کارهای خیر و نیک در پیش گیرند و از اندوه و شادی یک دیگر تاثر بپذیرند. امام صادق(ع) می فرماید: الْمُومِنُ أَخُو الْمُومِنِ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَکَی شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَهٍ ؛ مومن برادر مومن است. آنان همانند تنی یگانه هستند. هر گاه یکی از آن ها از چیزی به شکایت و درد آید دیگر اعضای تن وی نیز به درد می آید؛ چرا که ارواح آن دو از یک روح است.(کافی، ج ۲، ص ۱۶۶)

در آیات قرآنی خصوصیات دیگری برای بشر و انسان بیان شده که بیانگر جایگاه و ارزش و اهمیت انسان از منظر قرآن و اسلام به طوری که اسلام بر آن است با تبیین هستی شناسی حقیقی و الهی از نظام هستی و انسان و تحلیل و تجزیه آن جایگاه انسان را به خوبی تبیین و تحلیل کرده و توصیه ها و سفارش هایی را برای حفظ جایگاه و یا ارتقای کمالات و مقامامت به دست دهد تا انسان هم چنان که بر شرافت و کرامت ذاتی تکیه دارد به شرافت و کرامت دیگر دست یابد که او را بر همه هستی حاکم کند و در جایگاه خلافت تام و تمام نشاند.

آموزه های دستوری تجلی رحمانیت اسلام

خداوند برای اسلام در آیات قرآنی ویژگی هایی را بیان می کند که همه آن گواهی روشن برای رحمانیت اسلام است. البته برخی به دلیل برخورد گزینشی با آیات قرآنی یا فهم نادرست از احکام و آموزه های دستوری چون قصاص، جهاد، حدود و تعزیرات و مانند آن ها گمان برده اند که انسان دینی پر از خشونت و ضد صلح و صفاست؛ در حالی که همه این مواردی که به ظاهر پر از خشونت و سخت گیری و مجازات و کیفر است، در قالب رحمانیت خاص و عام الهی معنا و مفهوم می یابد.

به عنوان نمونه اگر خداوند حکمی چون قصاص را صادر کرده است برای حفاظت از جنبه رحمانی انسان و دفاع از آن است؛ چرا که زمانی قصاص به عنوان مایه حیات جامعه مطرح می شود که قتلی موجب فقدان امنیت اجتماعی شود؛ به این معنا که اگر قتلی انجام گیرد و زمینه ترس و وحشت در جامعه گردد، باید به گونه ای عمل کرد که هم نسبت به دیگران بازدارنده باشد و هم از جلوی افزایش قتل را گرفت.

در آیات قرآنی بیان شده که اگر قتل به حوزه امنیت اجتماعی صدمه وارد نکند، بهتر آن است که اولیای دم از در احسان و عفو وارد شده و اقدام به قصاص نکنند. خداوند همان طوری که در آیه ۱۷۹ سوره بقره می فرماید: وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ و اى خردمندان، شما را در قصاص زندگانى است، باشد که به تقوا گرایید.

در آیه ۷۸۸۷ سوره بقره فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در باره کشتگان، بر شما [حقّ‏] قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر کس که از جانب برادر دینى‏ اش یعنى ولىّ مقتول‏، چیزى از حق قصاص‏ به او گذشت شود، باید از گذشت ولىّ مقتول‏ به طور پسندیده پیروى کند، و با رعایت‏ احسان، خونبها را به او بپردازد. این حکم‏ تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى دردناک است.

پس اصل حکم قصاص که به ظاهر خشونت بار است، با دقت در جزئیات آن معلوم می شود که یک حکم رحمانی است؛ زیرا اولا در شرایطی حکم قصاص انجام بگیرد که امنیت اجتماعی تهدید شود و در غیر این صورت بهتر است که عفو و گذشت باشد؛ چرا که از نظر قرآن در صورت که قتل بازتاب اجتماعی نداشته است، عفو و گذشت بهتر از قصاص است.(در این باره به آیات و روایات دیگر نیز مراجعه شود.)

در باره حکم زنا نیز به اصل امنیت خانواده و اجتماع شده است. از همین روست که زنای محصنه را در شرایط بسیاری سخت که اثبات آن بسیار سخت تر است، حکم سنگسار را صادر می کند تا هم مجازاتی برای زناکاری باشد که امنیت خانواده و ریشه و اساس جامعه و اجتماع را به خطر می اندازد و هم تنبهی برای دیگران باشد تا دیگران نیز به این سمت و سو کشیده نشوند و جامعه در چارچوب اخلاق و احسان و قانون صیانت شود.

اصولا قوانینی که در اسلام به عنوان قوانین ضرری و یا خشن شناخته می شود، در باطن خود قوانین رحمانی است؛ چرا که پرداخت حقوق مالی چون خمس و زکات که در ظاهر از دست دادن مال و مثلا کاهش بیست درصدی در خمس است، نه تنها از نظر اسلام موجب تدارک خداوند و افزایش برکتی مال و نمو آن خواهد بود چنان که خود واژه زکات به معنای نمو و رشد بر آن دلالت می کند، بلکه موجب تامین نیازمندان می شود که از این طریق جامعه از فقر رهایی یافته و سطح رفاهی مردم تعدیل شده و از شکاف عمیق طبقاتی و سرمایه ای جلوگیری به عمل می آید. همین مطلب نسبت به قرض الحسنه و وام بی بهره نیز مطرح می شود.

هم چنین جهاد که به نظر یک عمل خشونت است تا زمانی مجوز آن داده می شود که برای دفاع از جان و مال و عرض مسلمانان باشد و هرگز جهاد ابتدایی مجوزی ندارد(مگر در صورت استنثایی و با حضور پیامبر(ص ) یا امام معصوم واجب الاطاعه).

در جهاد نیز آن چه مطرح است دفع ظلم ظالمان و اجرای عدالت است که خود نمادی را تجلیات رحمت رحمانی الهی است. در حقیقت جهاد مالی و جانی و علمی و مانند آن ها برای آن آست جامعه به امنیت برسد و همگان در یک برابری و فرصت های برابر بتوانند مسیر رشد و تکامل و تعالی خود را بپیمایند.

همه احکام اسلامی حتی در جامعه اسلامی چون حدود و تعزیرات برای آن صادر می شود تا به عنوان قوانین بازدارنده یا تامین کننده امنیت و آرامش و آسایش مردم باشد.

اصولا جامعه انسانی خواهان سعادت در قالب آرامش و آسایش است. تامین این دو عنصر اساسی سعادت وظیفه همه جوامع و رهبران و کارگزاران آن است. قوانین کیفری و حقوقی که در اسلام و حتی قوانین موضوعه بشری نوشته و اثبات می شود برای آن است تا سعادت فردی و جمعی بشر تامین گردد.

از همین روست که در قوانین اسلامی و غیر اسلامی تامین آرامش و آسایش مردم مد نظر قرار گرفته است و هر کسی به هر شکلی اگر مخل آن باشد مجازات و تنبیه می شود. این مجازات ها در قالب بازدارندگی نسبت به دیگران تا آنان نیز این گونه رفتار نکنند یا کیفر قانون شکن و مخل آرامش و آسایش مردم است تا راه و مسیر درست را بیابد و به مسیر درست قانونی و رفتار سعادت آفرین بازگردد.

اگر نیز در شرایطی بسیار سخت و با حفظ همه جوانب حکم قتل و حذف کسی صادر می شود، برای تامین امنیت جمعی و اجتماعی با حذف فرد مخل به آن است؛ زیرا زمانی این حکم داده می شود که دیگر راهی برای بازسازی و بازآفرینی و تامین امنیت جمعی و اجتماعی جز با حذف فرد قانون شکن باقی نباشد.

به عنوان نمونه اگر در آیات قرآنی سخن از اجرای حدود شرعی نسبت به زناکاران یا باغیان علیه نظم حاکم اجتماعی و حکومت و حاکمیت یا مرجفان و مانند آن هاست، جز زمانی نیست که دیگر راهکاری دیگر برای حل مشکل وجود نداشته باشد؛ در حقیقت زمانی که مرجفان با اراجیف بافی سعی می کنند تا امنیت اجتماعی جامعه را به خطر اندازند و آشوب و اختلال در نظام اجتماعی و حکومت ایجاد کنند با حکم شرعی با مراعات همه شرایط و موازین اقدام به قتل مرجفان می شود. یعنی پس از آن که اثبات قانونی ارجاف صورت گرفته باشد و تذکر مقدماتی و تهدید و طرد اجتماعی و محدودیت رفتاری و تبعید و مانند آن صورت گرفته باشد و شخص دوباره به شایعه سازی و خبرسازی و خبرپراکنی نماید به طوری که امنیت جامعه به خطر افتد آن است که به حکم حاکم شرع و در شرایط مشخص و محدود حکم قتل و اهدار دم مرجفان صادر می شود.(احزاب، آیات ۶۰ و۶۱ و آیات دیگر)

در جوامع غربی نیز از نگاه رحمت رحمانی و توجه به مساله امنیت عمومی و اجتماعی و غلبه آن بر مجازات شخص و یا اشخاص، احکام قتل افرادی که مخل نظم و امنیت عمومی و اجتماعی باشد صادر می شود؛ چرا که هماره امنیت عمومی و اکثریت مهم تر از حذف و قتل یک نفر یا چند نفر است.

از مهم ترین ویژگی های جامعیت و جهان شمولی و مطابق با فطرت بودن اسلام (روم، آیه ۳۰؛ توبه، آیه ۳۳؛ یونس، آیه ۱۰۸) می بایست به نقش اعتدال بخش اسلام توجه داشت؛ زیرا اسلام با روش اعتدالی بر آن است تا عدالت در قالبی اجرا شود که اهم و مهم در آن نادیده گرفته نشود و هیچ گونه افراط و تفریطی صورت نگیرد.

از نظر قرآن راه راست و مستقیمی که انسان و جامعه می تواند سعادت دین و دنیا را تامین کند، روش اعتدال و میانه ای است که به دور از افراط و تفریط باشد. (بقره، آیه ۱۴۳؛ انعام، آیه ۱۱۵؛ طه، آیه ۱۳۵) در این راه و روش هماره باید تبشیر و با انذار، مهر و محبت با شدت و خشونت به موقع و به جا همراه باشد. در حقیقت روش تشویق و تنبیه است که می تواند کارساز باشد و نمی تواند تنها با روش مهر و محبت یا خشونت و شدت جامعه را مدیریت و مهار و به سمت سعادت و خوشبختی هدایت کرد؛ زیرا هماره کسانی هستند که اهل بغی و تجاوز گری و ظلم هستند و به پیروی از شیطان بیرون و درون و هواهای نفسانی در حال دور زدن قانون و ظلم به دیگری هستند، به ویژه کسانی که طبیعت انسانی خود را با فسق و فجور از میان برده و چراغ عقل و فطرت خود را دفن و دسیسه کرده اند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) در مقابل چنین افرادی که به اصطلاح قرآنی کافر و فاسق و ظالم و مستکبر و مانند آن ها هستند چاره ای جز شدت عمل نیست؛ چرا که این شدت عمل عین رحمت رحمانی نسبت به آنان است تا بازگردند و درست عمل کنند یا بترسند و عقب نشینی کنند و دست به اقدام های خرابکارانه نزنند یا زمینه را برای آگاه سازی و تنبیه دیگران فراهم می آورد تا دیگران این مسیر غلط و نابهنجار و باطل را نروند.(انفال، آیه ۶۰؛ نساء، آیه ۷۵ و آیات دیگر)

با آن که پیامبر(ص) رحمت برای جهانیان (انبیاء، آیه ۱۰۷)و رحمن و رحیم و رووف(توبه، آیه ۱۲۸) و ناصح امین(اعراف، آیه ۶۸) است و هماره برای هدایت بشر و رهایی از شقاوت دنیوی و اخروی خود را به رنج می اندازد(کهف، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۳) ولی همان مقام رحمت رحمانی اوست که او را وادار می سازد تا نسبت به کسانی که بر قانون عمل می کنند و راه سعادت را در پیش می گیرند رحمت خاص رحیمی داشته باشد و نسبت به کسانی که خلاف قانون و در مسیر شقاوت خود و جامعه می روند و اختلال در جان و جامعه و جهان ایجاد می کنند و امنیت را به خطر می افکنند و سعادت را سلب و سد می کنند با شدت برخاسته از رحمانیت رحمانی رفتار کنند و آنان را تنبیه و مجازات کرده و به کیفر برساند.(فتح، آیه ۲۹)