استکبار فرعونی در تحلیل قرآنی

samamosفرعون و شیطان در قرآن دو نماد کامل انسانی و جنی از تکبر و استکبار هستند. تکبر و استکباری که ایشان را از حقیقت و کمال دور ساخت و در برابر خداوند و راه راست الهی قرار داد. از این روست که قرآن در آیات بسیاری به ابعاد و جهات مختلف استکبار و تکبری این دو توجه داده و تحلیلی جامع و کامل از علل و عوامل ایجادی و آثار آن در زندگی آنان و دیگران به دست داده است.

نویسنده با توجه به تاثیر مهم رفتار فرعونی در زندگی بشر که از آن به تفرعن یاد می شود، به سراغ آیات قرآنی رفته تا تبیین خداوند و قرآن را از رفتار فرعونی به ویژه در حوزه اجتماعی به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

روش تربیتی قرآن

قرآن کتاب هدایت است. ازاین رو بر مسایل تربیتی و آموزش های خاص توجه ویژه ای دارد. هر آیه از آیات قرآنی به هدف و فلسفه آموزش و تربیت وارد شده است؛ زیرا تعلیم و تزکیه فلسفه انزال کتب و ارسال رسل است(جمعه آیه ۲) بنابراین، قرآن علوم و دانش و یا داستان و قصه نیست، بلکه کتاب هدایتی است که با شیوه وروش خاص می کوشد تا این هدف را تحقق بخشد.

همین مساله موجب شده است که آیات قرآنی به شکلی غریب و ناآشنا با ادبیات و شیوه بیانی خاص باشد. به عنوان نمونه بخشی از آیه به یک مساله نظری می پردازد ولی در همان آیه نمونه های عینی و محسوس مطرح می شود. این شیوه در استثناهای قرآن به چشم می خورد، زیرا در مستثنی منه سخن از مساله نظری است ولی در مستثنی به نمونه عینی آن اشاره می شود؛ زیرا هدف از آیات قرآنی تربیت انسانی است.

اقتضای این شیوه آموزشی و تربیتی آن است که به مساله الگوسازی و الگوپردازی بسیار توجه شود، زیرا در الگوهایی مثبت و منفی است که آدمی می تواند مسایل کلی را به شکل جزیی و ملموس بیابد و به نوعی به اطمینان شهودی دست یابد و قلب و دلش آرام گیرد.

بر این اساس ، الگوسازی و معرفی نمادهایی از آن، برای تشخیص و توصیف زشت و زیبا و خوب و بد به عنوان یک شیوه اساسی و روش راهبردی مورد توجه قرار گرفت. این گونه است که گزارش های قرآنی از اقوام و اشخاص گذشته ، برای تبیین و توصیف نمادها و الگوهایی از افراد موفق و ناموفقی است که در راه راست قرار گرفتند یا در مقابل آن ایستادند.

در آموزه های قرآنی ابلیس نماینده و نماد همه زشتی ها و بدی هاست؛ زیرا به سبب تکبر و خودپسندی واکنش استکباری از خود حتی نسبت به آفریدگار خویش نشان داد و در مسیر هبوط تا سقوط راه را ادامه داد. فرعون نیز نمونه انسانی از این شیوه رفتاری است که خداوند در بسیاری از آیات به آن پرداخته است. بنابراین هنگامی که از فرعون سخن می گوید به هدف تبیین و توصیه مسایلی است که رفتار فرعون و تفرعن وی موجب شده است تا مقام مغضوب پیش رود و گرفتار خشم و غرق الهی شود.

بر این اساس ، شناخت فرعون به معنای شناخت یکی از مستکبران تاریخی نیست، بلکه شناخت از روش و نیز علل و عواملی است که فرعون را ساخت و او را به ورطه تباهی کشاند.

فرعون تاریخی

قرآن درباره فرعون همانند معرفی پیامبران به گونه ای عمل می کند که شخص ایشان کم تر مطرح است بلکه آن چه مهم و اساسی است شخصیت وی می باشد؛ زیرا شخصیت شناسی می تواند تحلیل و توصیفی از علل و عوامل رفتاری و نگرشی شخص بدهد و به عنوان یک مساله کلی و فراگیر در حوزه آموزش و پرورش مورد بهره برداری قرارگیرد و به عنوان الگوهای مثبت و منفی معرفی شود.

آن چه از آیات قرآنی درباره شخص تاریخی فرعون به دست می آید، همزمانی وی با حضرت موسی(ع) است. همین ابهام در شخص فرعون موجب شده است که در تفاسیر اختلاف شدیدی در باره فرعون موسی پدید آید؛ زیرا فرون که اسمی غیر عربی است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ص ۶۳۲ ذیل واژه فرع) لقب پادشاهان کهن و دیرین مصر است(فرهنگ لغات قرآن ، دکتر قریب، ج ۲ ، ص ۲۳۱)

درباره نام وی نیز اختلاف بسیاری است. برخی وی را ولید به مصعب (تاریخ طبری، ج ۱ ،ص ۲۳۱) و برخی دیگر منفطاح دوم(تفسیر التحریر و التنویر، ج ۵ ، جزء ۹ ، ص ۳۵) و برخی رامسیس دوم و مانند آن گفته اند. ولی شک و تردیدی نیست که وی کسی بود که بنی اسرائیل را به بردگی و ذلت کشاند و سال ها قتل و شکنجه و جنایت را در حق آنان مرتکب شد و در برابر دعوت حضرت موسی (ع) ایستاد و در نهایت در هنگام تعقیب آن حضرت غرق شد و جسد وی به ساحل آورده شد تا درس عبرتی برای آیندگان باشد.( یونس آیات ۹۰ و ۹۲ و آیات بسیار دیگر)

شخصیت شناسی فرعون

چنان که گفته شد آموزه های قرآنی به جای پرداختن به شخص فرعون به شخصیت فرعونی به عنوان نماد طغیان و فساد و استکبار توجه داشته است؛ زیرا هدف از آیات الهی ، آموزش و پرورش انسان ها وهدایت آنان به سوی کمال و رسیدن به تقرب الهی و متاله و خدایی شدن است. بنابراین هر آن چه سد راه کمالات انسانی است و یا به عنوان موانع می تواند در برابر رشد آدمی قرار گیرد، مورد بررسی و تحلیل و تبیین قرار گرفته و در نهایت توصیه هایی نیز در ادامه هر آیه مطرح شده است.

شاید مهم ترین ویژگی شخصیتی فرعون، تکبر، خودپسندی و خودبزرگ بینی وی باشد. همین مساله نیز موجب می شود تا در مسیر هبوط و سقوط قرار گیرد و گام به گام همانند ابلیس از خداوند و مسیر حق و قرب الهی دور شود و در دوزخ جلال الهی گرفتار آید.

آیاتی بسیاری چون آیات ۴۵ و ۴۶ سوره مومنون و ۵۱ و ۵۲ سوره زخرف و ۱۵ و ۱۷ و ۲۴ سوره نازعات به مساله خود بزرگ بینی و خودپسندی فرعون اشاره دارد؛ زیرا چنان که گفته شد مهم ترین عامل سقوط فرعون به شمار می آید. خود بزرگ بنی وی موجب می شود تا در نهایت ادعای پروردگاری بزرگ را برای خود مطرح کرده وخود را به عنوان ربکم الاعلی به مردم بشناساند.(نازعات آیه ۲۴)

چنین بینشی موجب می شود که شخصیت فرعونی شکلی خاص بگیرد و رفتار وی در برابر حق و آموزه های وحیانی، رفتاری استکباری و ستیزه جویانه شود و در برابر آن قرار گیرد.(یونس آیه ۷۵ و نیز قصص آیه ۴ و عنکبوت آیه ۳۹ و آیات دیگر)

در تحقق و ایجاد چنین شخصیت نامتعادلی علل و عوامل درونی و بیرونی چند نقش داشته اند که یکی از مهم ترین علل و عوامل بیرونی را می بایست در قدرت و سلطنت بی چون و چرای وی (زخرف آیات ۵۱ و ۵۲) و رفتار خوارگونه اطرافیان از اشراف و ملا دانست که زمینه را برای تقویت روحیه خودبزرگ بینی فراهم آورد و خواری و ذلت قوم و ملت خویش را سبب شد. به این معنا که هر چه فرعون در خودبزرگ بینی خویش تقویت شد، به همان اندازه خوار و سخیف کردن مردم خویش را افزایش داد. عدم مقاومت ملت در برابر استخفاف فرعونی و استکبار وی موجب شد تا زمینه برای رفتارهای زشت تر و استخاف بدتر فراهم آید. خداوند در آیات ۵۱ تا ۵۴ به این مساله توجه می دهد که فریب و تحقیر مردم که زمینه استکبار فرعونی را فراهم آورد، با پذیرش و عدم واکنش آنان موجب تقویت چنین روحیه ای در وی شد.

آیه ۸۳ سوره یونس به مساله وحشت و ترس مردم نسبت به روش ها و رفتارهای فرعونی اشاره می کند که این ترس و وحشت چگونه بر استکبار و برتری جویی وی دامن زد. به سخن دیگر، پذیرش ذلت و خواری و استخفاف و در پیش گرفتن رویه هراس و وحشت از سوی مردم، موجب می شود تا مستکبران گستاخ تر از پیش عمل کنند و شکنجه و اذیت و آزار مردم را امری ساده و آسان بر شمارند.

خداوند در آیات ۲۶ و ۲۷ سوره غافر و نیز ۵۱ و ۵۲ سوره زخرف ، فرعون را فردی مغرور و متکبر معرفی می کند و در همین آیات تبیین می کند که تکبر وغرور وی به سبب قدرت روز افزون و سیر ناپذیری وی بوده است که با عدم مقاومت مردم و اشراف و ملا همراه بوده است.

قدرت بی حد و اندازه وی از سویی و نیز ثروت و دارایی بی پایانش موجب می شود تا فرعون با تفاخر و فخر فروشی و خودبزرگ بینی به سادگی در مقابل حق روشن و آشکار بیایستد و با همه معجزات دهگانه و یا بیش تر حضرت(ع) به وی ایمان نیاورد.

این گونه است که شخصیتی از فرعون شکل می گیرد که به هیچ چیز از اصول عقلی و عقلایی و اخلاقی پایبند نیست. حق ستیزی(غافر آیات ۲۳ و ۲۵) پس از ارایه آن از سوی حضرت موسی (ع) و حق ناپذیری وی در برابر اتمام حجت های بی شمار(یونس آیات ۷۵ تا ۸۲ و هود آیات ۹۶ و ۹۷ و آیات دیگر) موجب می شود تا به سادگی ظلم و ستم نماید و زیر بار حق نرود.(اعراف آیه ۱۰۳)

رفتاری خشونت آمیز وی که می توان به سبب وقاحت و جسارت بی پایان از آن به خشونت عریان فرعونی یاد کرد(بقره آیه ۴۹ و اعراف آیات ۱۲۷ و ۱۴۱) به اندازه ای بود که حتی نسبت به زن و فرزندخویش رحم و عطوفت نداشت(تحریم آیه ۱۱) و مخالفان با دلیل و برهان خویش را به صلیب کشیده و با شکنجه به قتل می رسانید.(اعراف آیات ۱۲۰ تا ۱۲۴ و طه آیه ۷۰ و ۷۱ و شعراء آیه ۴۹) وی کودکان را در درون زهدان مادرشان می کشت و بچه های شیرخوار را در دامن مادرشان به قتل می رسانید.(بقره آیه ۴۹)

جهل و نادانی (یونس آیات ۸۸ و ۸۹) و دروغگویی (غافر آیات ۲۶ و ۲۸) در کنار تقلید کورکورانه از هر آن چه سنت گذشتگان می شمرد(یونس آیات ۷۵ تا ۷۸) موجب شد تا در رفتارهایش بسیار نامتعادل نمایش دهد. وی مجموعه از متضادها بود به گونه ای که خود را برتر و عالم تر از دیگران بر می شمرد و در همان حال از رفتارهای سخیف و بی پایه گذشتگان به عنوان سنت قومی و ملی پیروی و اطاعت می کرد.

نژاد پرستی وی همانند ابلیس موجب می شود که خود را از نظر نژادی برتر از قوم یهود بداند و به کشتار بیرحمانه ای دست بزند تا نژاد پست را از صفحه روزگار محو و نابود سازد.(مومنون آیات ۴۶ و۴۷) از این روست که یهودیان را مردمانی بر می شمرد که به عبادت وی مشغول هستند و برده و بنده وی می باشند.(مجمع البیان ، طبرسی ، ج ۷ و۸ ، ص ۱۷۲ و کشاف ، زمخشری ، ج ۳ ، ص ۱۸۹)

چنین بینش و نگرشی است که وی را به سوی فسق و فجور(نمل آیه ۱۲ و قصص آیه ۳۲ ) ، گناه و خطا و تبهکاری(قصص آیه ۸ و عنکبوت آیات ۳۹ و ۴۰ و حاقه آیات ۹ و۱۰) و طغیان (قصص آیات ۱۰ تا ۱۲) می کشاند. وی در هر امری به طغیان رو آورد به گونه ای که در فسق و فجور همانند مسایل عقیدتی به اسراف و زیاده روی گرایش یافت چنان که خداوند وی را حتی در قتل و کشتار مردمان شخصی مسرف و زیادرو معرفی می کند.(یونس آیات ۷۹ تا ۸۳)

فرعون نسبت به هر کسی که مخالف وی بود به شدت برخورد می کرد و برهان و استدلالی را بر نمی تابید با آن که بر حقانیت آن آگاه و دانا بود. از این روست که به سرعت نسبت به دعوت موسی (ع) واکنش نشان می دهد و نسبت به وی خشم و غضب می کند.( شعراء آیات ۵۲ تا ۵۵)

فساد وی جلوه های بسیاری یافت به گونه ای که اسارت زنان (قصص آیه ۴) بهره کشی جنسی (همان ) استضعاف (قصص آیه ۴) برتری جویی و سلطه طلبی(نمل آیات ۱۲ و ۱۴) تفرقه اندازی (قصص آیه ۴) ظلم و قتل (همان) و فسق و فجور (نمل آیات ۱۲ و ۱۴) از آثار آن به شمار می آید.

خداوند در آیات ۴۶ و ۵۰ سوره زخرف ، فرعون را حاکمی پیمان شکن و فرصت طلب بر می شمارد. بنابراین می توان گفت که استکبارگری و قدرت طلبی فرعونی موجب می شود که اشخاص و دولت ها نسبت به پیمان ها و عهدهایشان وفادار نبوده و با فرصت طلبی زیر بار عهدها و عقود بزنند.

فرعون به سبب عوامل پیش گفته انسانی مستبد و انحصار طلب بود. همین انحصار طلبی موجب شد تا ادعای الوهیت نیز کرده و خدایی را منحصر به خود بداند(شعراء آیه ۲۹ و قصص آیه ۳۸ ) انحصار قدرت موجب شد تا ملت مصر را برده و بنده خویش بداند(زخرف آیه ۵۱) و در اهانت و خواری ملت خود کوتاهی نکند.(زخرف آیات ۵۱ و ۵۲)

استهزا و تمسخرگری از صفات فرعونی است، زیرا خود را برتر از همگان دانسته و حق و حقیقت را در خود می جوید و هر کسی که ادعای حقانیت کند به تمسخر می گیرد(غافر آیه ۲۶) این گونه است که فرعون به تمسخر و استهزای منطق موسی(ع) درباره ربوبیت خدا می پردازد(شعراء آیات ۲۳ و ۲۵ و ۲۷) و به ریشخند آیات الهی اقدام می کند(زخرف آیات ۴۶ و ۴۷)

فرعون برای دست یابی به اهداف پلید و اضلالی خویش هم مردم را به گمراهی می کشانید(طه آیه ۷۲) و هم اقدام به دسته دسته کردن مردم و ایجاد اختلاف در میان آنان می پرداخت(قصص آیه ۴) وی که خود فردی مرتجع و دلبسته به آیین باطل نیاکان و سنت های خرافی و نادرست گذشتگانش بود(یونس آیات ۷۵ و ۷۸ و قصص آیات ۳۲ و ۳۶) استثمار و بهره کشی مردم را بر اساس این تفکر و رویه ادامه می داد(شعراء آیات ۱۶ و ۲۲و اعراف آیه ۱۲۷ و قصص آیه ۴) و روحیه استکباری خویش را این گونه ارضا می کرد.(مومنون آیات ۴۵ و ۴۶ و ایات دیگر)

ملاک های ارزش گذاری فرعونی

از نظر فرعون ملاک ارزش و خیر هر کسی و هر چیزی ، قدرت و ثروت است(زخرف آیات ۵۱ تا ۵۳ ) از این روست که وی زر و زیور زرین را ملاکی برای ارزش گذاری انسان ها قرار می داد(همان)

وی با قدرت و ثروت های خویش چون نهرها و باغ ها و بوستان ها می کوشید تا ملاک ارزش گذاری را تغییر دهد و هر کسی را که دارای ثروت و قدرت است به نزد خویش آورده و گرامی دارد. در برابر هر کسی که از قدرت و ثروت بی بهره بود بی ارزش می شمرد. مخالفت شدید با بنی اسرائیل از آن رو صورت می گرفت که ایشان را ضعیف و بی سرمایه می شمرد.

وی با استفاده از همین قدرت و ثروت خویش به ویژه زینت ها و امکانات عطا شده به او، در جهت گمراهی و فریب مردم تلاش می کرد.(یونس آیه ۸۸) و با تحمیق مردم مصر با تبلیغات گسترده گمراه کننده و فریبنده مقاصد خویش را پیش می برد.(زخرف آیات ۵۱ و ۵۲) در حقیقت قدرت و ثروت ابزاری کارآمد در دست وی برای گمراهی و بهره کشی و تحمیق توده های ملت در دست وی بود. وی با پول و امکانات بی پایان خویش مردم را به سوی مقاصدی خویش می کشاند و آنان را با خود همراه می ساخت.

خداوند در آیات ۵۱ تا ۵۴ سوره زخرف تبیین می کند که چگونه فرعون با استفاده از احساسات مردم و عواطف قومی و نژادی برای برتری جویی علیه حق و حضرت موسی (ع) فعالیت می کرد و چگونه توانست با این شیوه بسیاری از مردم را علیه حق و حقیقیت بسیج کند.

خرید افراد با نفوذ و تغییر نگرش و بینش دادن آنان از طریق پول و ثروت و قدرت از روش های فرعونی است که در آیات مختلف از آن سخن به میان آمده است. فرعون با قدرت و ثروت خویش به ساحران نیز وعده می دهد تا در صورت پیروزی از امکانات دولتی و قدرت و ثروتی بسیاری بهره مند می شوند. این گونه است که ابزارهای رسانه ای قدرتمند آن زمان یعنی جادوگران و ساحران را به جرگه خویش در می آورد. البته این عمل شیطانی ابلیس در نهایت با شکست مواجه می شود و روشنگری های موسی (ع) با بینات و معجزات روشن همه آن تبلیغات رسانه ای ساحران را از میان می برد و حتی آنان را به جرگه خود در می آورد که موجبات قتل آنان نیز این گونه فراهم می آید.(اعراف آیات ۱۲۰ تا ۱۲۴ و نیز طه آیات ۷۰ و ۷۱)

وی با پول و ثروت و قدرت خویش می کوشد تا به ترور شخصیت افرادی مخالف از جمله حضرت موسی (ع) اقدام کند که این مساله در آیه ۱۰۱ سوره اسراء تبیین و تحلیل شده است.

به هر حال شخصیت شناسی و روش شناسی اعمال فرعونی به ما این امکان را می دهد که در زمان حاضر بتوانیم شخصیت های مستکبران و روش های آنان را شناسایی و در مقابله با آنان آگاهانه و خردمندانه وارد اقدام عملی شویم.