استقلال فراگیر، تکلیف مسلمانان

اندیشه سیاسی قرآن بر محوریت استقلال همه جانبه و فراگیر به عنوان یک رویه و راهبرد توجه می دهد. این گونه است که قرآن ، به عنوان سیاسی ترین و اجتماعی ترین کتاب آسمانی مطرح می شود و به همان اندازه که به آخرت توجه می دهد به دنیا توجه دارد. این همسانی را می توان از تعداد تکرار دنیا و آخرت در آیات قرآنی نیز به دست آورد. بنابراین اگر چه اصالت در بینش اسلامی به آخرت است ولی راه آخرت تنها از دنیا می گذرد و کسی که دنیایش را آباد نکرده و نساخته است نمی تواند امیدی به آخرتی آباد داشته باشد.

استقلال فراگیر و همه جانبه در دنیا در نگرش و بینش اسلامی به این معناست که مومن از همین دنیا می بایست جایگاه خویش را از دوزخیان جدا ساخته و مرز واقعی میان خودی و دیگر ترسیم نماید. این گونه است که استقلال ایمانی به معنای هویت یابی مومنان و تعریف خود از دیگر به عنوان امت اسلامی است. بدین سان است که امت اسلامی با استقلال فراگیر خود، مرزهای خود را از دیگر جدا ساخته و هویت و شخصیت مستقل می یابد و دیواری بلند میان کفر و ایمان و جامعه قرآنی و جامعه کفری پدید می آید.

نویسنده با چنین فرضیه به سراغ قرآن رفته و بر آن است تا نقش استقلال را در بینش و اندیشه قرآنی شناسایی و ردگیری کند و آثار و پیامدهای آن را در زندگی دنیوی و اخروی امت به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

استقلال سازوکاری برای هویت بخشی

هر شخصی در یک دوره می کوشد تا نسبت خود با دیگری را تعریف کند. بازتعریف از خود زمانی رخ می دهد که شخص به یک درجه ای از معرفت و شناخت نسبت به خود و جهان می رسد که می بییند با همه مشترکاتی که با آن دارد تفاوت های جدی نیز میان او با آن نیز وجود دارد.

اگر در این دوره انسان نتواند باز تعریفی از خود داشته باشد، در تمام طولی زندگی اش با بحرانی مواجه است که از آن به بحران هویت یاد می شود. این گونه است که هرگز شخصیت سالم و کاملی از چنین فردی نمی توان سراغ گرفت؛ زیرا نتوانسته است مرزهای خود با دیگری را مشخص و ترسیم کند و نیازها و مقاصد و اهداف خویش را تعریف کند. این گونه است که معلق در آسمان و در نوسان دایمی است و هر دمی از شاخی به شاخی می پرد و رفتارها و رویه های متضاد و متقابلی را در پیش می گیرد. چنین حالتی که از آن به عدم ثبات شخصیتی نیز یاد می شود، موجب می گردد  تا اشخاص و یا جامعه نتواند به او اعتماد و اطمینان یافته و مسایل و مشکلات خویش را با او مطرح کند و از توانایی های وی به عنوان یک نقش اجتماعی سود برد.

به این معنا که فقدان ثبات شخصیتی موجب می شود تا جامعه بر روی او حسابی باز نکند و نقش کوچک و یا بزرگ اجتماعی به او محول کند. این گونه است که شخص نیز نمی تواند در یک فضایی قرار گیرد تا ظرفیت های خویش را بشناسد و توانمندی های بالقوه خویش را به فعلیت و ظهور رساند. نهایت این رویه وسیر وجودی چیزی جز انسانی فاقد کمال و توانایی و سرخورده نیست.

چنین وضعیتی را می توان برای جوامع بشری ترسیم کرد. جامعه نیز همانند هر فرد انسانی دارای چنین ویژگی ها و خصوصیاتی است. بنابراین نیازمند آن است تا خود را تعریف کند و مرزها و حدود اهداف و غایت آن را بشناسد و مشخص سازد؛ زیرا اگر چنین اتفاقی نیافتد ، نه تنها از جوامع دیگر باز شناخته نمی شود بلکه دچار بحران هویتی می شود که از آن به فقدان ملیت و فرهنگ یاد می شود؛ زیرا عناصر اصلی هر جامعه ای مسایلی چون فرهنگ می باشد که بر پایه آن زندگی اجتماعی هر جامعه ساخته، مشخص و هدفمند می شود. اهداف و رویه ها، نگرش ها و غایات هر جامعه در امری به نام فرهنگ تبلور می یابد و به شکل تمدنی تجسم عینی پیدا می کند. بنابراین ، بی هویتی هر جامعه ای چیزی جز بی فرهنگی و بی تمدنی آن نخواهد بود. از این روست که هر جامعه ای می کوشد تا نخست فرهنگ خویش را بیابد و آن را تعریف و به نسل های آینده منتقل سازد که از آن به جامعه پذیری یاد می شود.

هویت هر جامعه ای با استقلال فرهنگی آن همراه است. به این معنا که جامعه نیز همانند هر فردی می کوشد تا خود را نسبت به دیگری تعریف کند و رویه ها و اهداف خود را مشخص سازد و در آن چارچوب قوانین ، آداب و سنت های خود را وضع نماید. اگر جامعه ای نتواند هویت و استقلال فرهنگی خویش را به دست آورد و یا بشناسد در حقیقت در میان جوامع و فرهنگ های دیگر گم می شود و اثری از آن باقی نمی ماند.

امت سازی ، هدفی قرآنی

یکی از اهدافی که قرآن از همان آغاز در پیش گرفته است، امت سازی است. امت سازی به معنای هویت بخشی مستقل به جامعه قرآنی و ایمانی است؛ زیرا از این طریق است که می توان رویه ها و اهداف امت را از دیگر جوامع و امت جدا کرد و مشخص نمود.

بسیاری از سوره ها و آیاتی قرآنی به هدف ترسیم این وضعیت و هویت بخشی و مستقل کردن امت نازل شده است. بی گمان سوره کافرون یکی از شاخصه های این عمل می باشد؛ زیرا در این سوره مرزهای تفکر و نظریه اسلام نسبت به کفار مشخص می شود و هویت جدیدی به مردمانی می دهد که در یک جامعه زندگی می کنند ولی رویه ها و اهداف مختلفی را دارند.

قرآن از همان آغاز می کوشد تا جامعه قریش را به دو دسته مشخص تقسیم کند و در یک مسیر امت سازی و جامعه قرآنی پیش رود. هر چند که به ظاهر مومنان و کافران در یک شهر زندگی می کنند و به عنوان شهروندان مکه شناخته می شوند و این پیوند و اتحاد تا جایی است که بسیاری از مومنان و کافران برادران و فرزندان و خواهران و مادران و پدران یک دیگر هستند و نسبت های خویشاوندی بسیار قوی و محکمی میان آنان افزون بر پیوندهای سببی و قبیله ای وجود دارد؛ با این همه نخستین گام برای امت سازی و هویت بخشی آن است که مرزهای عقیدتی مشخص شود تا در یک فرآیند مرزهای دیگر چون شیوه های زیست و قوانین اجتماعی و نظام فرهنگی و مانند آن مهندسی جدیدی شود.

پیامبر (ص) پس از آن که ماموریت نخست خویش را به عنوان یک تکلیف وجوبی (قل) انجام می دهد ، در یک فرایند بیست و سه ساله می کوشد تا امت را از همه جهات هویت مستقل بخشد و جامعه جدیدی با اهداف و رویه ها و قوانین نو بسازد. این فرآیند پس از هجرت در مدینه و جداسازی شهروندان در مقام عمل نیز به شتاب هر چه بیش تر ادامه می یابد.

هدف قرآن از همان آغاز حرکت در مسیر امت سازی بود. این گونه است که هر چه مسلمانان بیش تر و قوی تر می شوند، مرزهای هویت و استقلال در عرصه های مختلف نیز مشخص تر می شود. از این رو، حتی در مسایل بسیاری ساده و ریز و جزیی نیز آموزه هایی برای هویت بخشی و استقلال وارد می شود و جامعه مکلف است تا آن را به عنوان امت اسلامی عملیاتی سازد. در همین دوره کوتاه در مدینه است که جامعه مستقل در همه ابعاد و جهات شکل می گیرد و این انتظاری به حق از سوی خدا و پیامبر(ص) نسبت به امت و وظیفه و تکلیف آنان بود.

قرآن گزارش می کند که هماره پیامبر دغدغه هویت بخشی و استقلال داشته است. نمونه بارز و آشکار این مطلب را می توان در ساخت و بنا مسجد برای جداسازی از دیگر امت ها سراغ گرفت. وی در یک دوره ای ناچار است تا مرزهای خود را به طور مشخص با کافران و مشرکان تبیین کند. در این دوره است که قبله از مکه به بیت المقدس تغییر می کند؛ زیرا اکثریت اجتماعی در این دوره مشرکان و کافران می باشند و وجود هر گونه اتحاد و یگانگی در رویه ها و اشکال رفتاری و ظاهری می تواند فریب دهنده و گول زننده باشد. اما زمانی که این اکثریت می شکند و در مدینه اکثریت با مومنان می شود، پیامبر (ص) در انتظار فرمانی دیگر برای مشخص شدن مرزهای جدیدی است تا امت اسلامی ، هویت مشخص تر و آشکارتری از دیگر امت ها چون یهودیان و مسیحیان یابد. خداوند در آیات ۱۴۳ تا ۱۴۵ سوره بقره به این دغدغه هویت بخشی و استقلال یابی امت اسلام از یهودیان و مسیحیان اشاره می کند و این که آن حضرت (ص) هماره چشم به آسمان و وحی داشت تا این بخش از مشکل امت نیز حل و فصل شود.

در حقیقت تاکید بر نمادهای هویت و استقلال بخشی چون مسجد و قبله و اذان و دیگر شعایر اسلامی آن روست که جامعه خود را از دیگر جوامع بازشناسد و گرفتار مشترکاتی نشود که موجبات فریب و نیرنگ گردد و بسیاری از مسلمانان ساده در دام افتند. طرز پوشش و نماز خواندن و غذا خوردن و بسیاری دیگر از رفتارهای جزیی مسلمانان با دیگر امت ها و ملت ها که از آن به فرهنگ یاد می شود در حقیقت نمادهایی است تا امت در جا بتواند خود را از دیگر باز شناسد حتی اگر گروهی از آنان در میان کافران و مشرکان و اهل کتاب زندگی کنند.

وجود خرده فرهنگ های اسلامی موجب می شود تا امت در هر جایی که هست بتواند خود را از دیگران تعریف و بازشناسد و هدف و رویه خویش را مشخص دارد و استقلال خود را حفظ کند.

از نظر حکم و قانون اسلامی ، حفظ هویت مستقل از طریق نمادها و امور دیگر فرهنگی و اجتماعی ، وظیفه و واجب اسلامی است. از این روست که خداوند در آیاتی چون ۲۸ و ۱۱۸ سوره آل عمران و ۱۴۴ نساء و ۵۱ و۵۷ سوره مائده  و ۱ و۲ سوره ممتحنه حفظ استقلال و پرهیز از هر گونه ولایت غیر مسلمانان و کافران را از وظایف مومنان و امت اسلامی بر می شمارد و نسبت به هر گونه رفتاریی که استقلال و هویت امت را به خطر افکند هشدار می دهد و تهدید می کند.

آیه ۱۴۱ سوره نساء با بیان این که استقلال سیاسی امت خواست الهی است بر این نکته تاکید می کند که هرگونه ولایت پذیری کافران و مشرکان به معنای مخالفت با خواست و اراده الهی است و نتیجه آن در دنیا جز عذاب و گرفتاری ها و در آخرت دوزخ نخواهد بود. آیه ۱۱۳ سوره هود هر گونه گرایش به کافران و مشرکان را به معنای مخالفت با استقلال امت می داند و به عنوان ظلم و گرفتاری دوزخ از آن یاد می کند. بنابراین نه تنها امت می بایست نسبت به عدم استقلال خود حساس و نگران باشند بلکه مواظبت کنند تا هیچ گونه گرایشی در ایشان نسبت به کافران و مشرکان پدید نیاید.

خداوند در آیه ۸۱ سوره مائده به نکاتی مهم اشاره می کند که تاثیر شگرف و به سزایی در هویت یابی و استقلال امت دارد. در این آیه اموری چون ایمان به خداوند ، پیامبر و کتاب اسمانی قرآن به عنوان عامل و راه رسیدن مسلمانان به استقلال و رهایی از ولایت و حکومت طاغوت و کافران معرفی شده است.

به سخن دیگر ، امت اسلام اگر بخواهد به استقلال واقعی دست یابد می بایست ایمان به خدا ، اطاعت از رسول (ص) و اولواالامر در ادامه اطاعت از رسول (ص) و تمسک به قرآن و آموزه های آن را به عنوان یک اصل اساسی بپذیردو بدان پای بند باشد.

جوامع کنونی اسلامی به سبب ترک این امور است که دچار تشتت و تفرقه هستند و استقلال و هویت خویش را از دست داده اند به گونه ای که یهودیان و مسیحیان و کافران بر آنان حکومت می کنند.

اهمیت و آثار استقلال

در اهمیت و استقلال امت از دیگر جوامع همین بس که خداوند در آیه ۲۰ سوره مائده استقلال را به عنوان نعمتی الهی یاد می کند که شایسته یاد آوری و جشن گرفتن به عنوان ایام الله است. به این معنای که امت می بایست روز استقلال خویش را گرامی داشته و جشن بگیرد و شادی کند ؛ زیرا در این روز است که خداوند نعمت بزرگی را به ایشان بخشیده و آنان را در شرایطی قرار داده تا بتواند در محیط و فضایی مناسب تمامی ظرفیت ها و توانمندی های انسانی خویش را آشکار سازند و در مسیر تقرب الهی و متاله شدن گام بردارند.

در روز استقلال است که جامعه ای متولد می شود. همان گونه که متاله شدن یک نفر و تولد دوباره وی قابل ارج و ارزش گذاری و جشن گرفتن است، روز استقلال امت مهم تر و ارزشی تر است ؛ زیرا شرایط برای امتی جهت تقرب و متاله شدن و خلافت یابی فراهم می آید.

خداوند در همین آیه اصولا یکی از ماموریت های اصلی و وظایف پیامبران را ایجاد شرایط و بسترهای لازم برای استقلال یابی امت می شمارد.

هشدار خداوند نسبت به عدم اهتمام به علل و عوامل استقلال و هویت بخشی امت، خود دلیل دیگری بر اهمیت و ارزش آن است. خداوند هم چنین در آیه ۱۲۰ سوره بقره به مومنان هشدار می دهد که نمی بایست حتی در امور ریز و به اصطلاح خرده فرهنگ ها و مسایل جزیی به سوی اهل کتاب از یهود و مسیحی گرایش یابند؛ زیرا آنان با شیوه تغییر گام به گام و فتح سنگر به سنگر فرهنگی می کوشند تا امت را از استقلال و هویت خویش تهی کنند و زمینه برای سلطه خویش فراهم اورند.

در این آیه به خوبی اهداف دشمنی یهودیان و مسیحیان نسبت به امت  اسلام روشن شده است. خداوند در این آیه می فرماید که آنان هرگز خشنود و رضایت نمی دهند تا امت ا سلامی باشد؛ از این رو گام به گام جلو می آیند و هر عقب نشینی امت در بخشی از مسایل ریز و درشت موجب می شودتا آنان گستاخ تر شده و حرکت های مهم تر و خطرناک تری را انجام دهند تا امت را از میان بردارند. بر این اساس بر امت است که همواره هوشیار و بیدار باشند و استقلال خویش را در دین و امور دیگر حتی نمادهای کوچک و شعایر اسلامی حفظ کنند و هیچ حرکتی در موافقت اهل کتاب بر ندارند.

آیه ۱۱۸ سوره آل عمران افزون بر این که به آثار استقلال مسلمانان اشاره دارد به این نکته نیز توجه می دهد که هدف دشمن از ارتباط و رابطه با امت اسلامی آن است که در روند پیشرفت و شکوفایی فرهنگی و تمدنی آنان اخلال ایجاد کرده و با افساد در اجتماع ، زمینه های فروپاشی را از داخل فراهم آورند.

از نظر قرآن چنان که آیه تاکید دارد، قطع رابطه مسلمانان با کافران موجب می شود تا جامعه نسبت به توطئه ها و افسادهای آنان در امنیت و مصونیت باشد و به دلیل عدم اطلاع و آگاهی از وضعیت درونی جامعه نتوانند نقاط ضعف را شناسایی و از آن جا نفوذ کنند.

از دیگر آثار استقلال آن است که جامعه در همه مسایل و امور بر روی پا خود خواهد ایستاد و همه علل و عوامل وابستگی را از میان بر می دارد و به دانش و علوم جدید و خاصی به عنایت پروردگار دست می یابد؛ زیرا هنگامی که جامعه و امت اسلامی در مسیر الهی گام بر می دارند و اهل تقوا و پیروی و اطاعت از خداو رسول (ص) هستند ، خداوند درهای آسمان و زمین را به روی آنان می گشاید و برکات الهی از همه جهت بر ایشان فرود می آید.

خداوند در آیه ۲۸ توبه استقلال جامعه اسلامی را عامل بهره مندی آنان از فضل الهی و توجهات خاص بر می شمارد و بیان می کند که خداوند در این صورت آنان از هر چیزی بی نیاز می کند و غنای ذاتی و خودکفایی را به ایشان ارزانی می دارد.

در زمان کنونی که بسیاری از مشکلات در داخل جامعه پدید می آید به سبب وابستگی به ویژه در حوزه های فرهنگی و اعتقادی می باشد. از این روست که خداوند در آیه ۱۴۱ سوره نساء به استقلال همه جانبه و فراگیر در همه حوزه ها و در آیه ۱۲۰ سوره بقره و ۱۱۳ سوره هود و آیات ۱۴۳ تا ۱۴۵ سوره بقره و ۲۸ آل عمران به استقلال فرهنگی و اعتقادی توجه ویژه ای مبذول می دارد و در آیه ۷۵ و ۷۶ سوره نحل بر این نکته تاکید می کند که هرگز استقلال با وابستگی در یک تراز قرار نمی گیرند و اگر جامعه ای نتواند به استقلال دست یابد نمی تواند امید به رهایی از همه قیودهای ظالمانه و استکباری داشته باشد و بتواند به اهداف خویش دست یابد. بی گمان استقلال است که به جامعه و افراد و آحاد آن فرصت می بخشد تا تمامی ظرفیت ها و توانمندی های خویش را آشکار کنند و در مسیر تعالی و شکوفایی و تقرب الهی گام بردارند.