استقساء و طلب آب و باران از خدا

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

آب و هوای جهان هماره بر یک حال نیست؛ تاثیرگرانشی ماه و سیارات دیگر بر زمین موجب می شود تا انحنایی برای مدار زمین پدید آید و موجب دور و نزدیک آن از خورشید و گردش حول محور خود شود؛ همین مساله موجب می شود تا فصول چهارگانه پدید آید و آب هوای زمین تحت تاثیر آن قرار گیرد. اما همه علل و عوامل این نیست، بلکه عوامل دیگری نیز وجود دارد که بیرون از توان ابزارهای معرفتی حسی است؛

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا برخی دیگر از علل وعوامل تغییرات آب و هوایی را بیان داشته و راه های بهره گیری از آن ها را بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

علل و عوامل تغییرات آب و هوایی

هر گاه انسان گرفتار مصیبت ها و بلایی طبیعی می شود، در صدد شناخت علل و عوامل آن بر می آید تا در حد استطاعت و توان خود از بروز و ظهور آن علل و عوامل جلوگیری به عمل آورد و میزان و درصد خسارات و زیان های بلایای طبیعی را کاهش دهد.

در دهه های اخیر تغییرات شگرف آب و هوایی موجب شده که توفان های سهمگین و بادهای با شتاب بیش از ۲۵۰ کیلومتر در ساعت ثبت شود که به نظر می رسد بی سابقه یا کم سابقه باشد. مثلا در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، توفان «ملور» با سرعتی حدود ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت جزایر اصلی ژاپن را در نوردید و خسارات زیادی را به شهرهای «ناگویا»، «توکای» در جنوب ژاپن و «اوکیناوا» وارد کرده است.

هم چنین گردباد نیرومند هایان در مرکز فیلیپین تلفات سنگینی وارد کرد و کشته شدگان بسیاری را ا زخود به جا گذاشت. در این توفان دست‌کم هزار نفر در «تاکلوبان TACLOBAN» و ۲۰۰ تن دیگر در استان «سامار SAMAR» کشته شدند. سرعت بادها و گردبادهای ناشی از این توفان در برخی موارد از مرز ۳۰۰ کیلومتر در ساعت گذشت و این توفان را در رتبه پنجم از نظر شدت قرار داد که بالاترین درجه برای اینگونه فجایع طبیعی‌ست. توفان‌هایی که بادهایی با سرعت بیش از ۲۵۰ کیلومتر در ساعت ایجاد می‌کنند در این رتبه قرار می‌گیرند. این توفان در عین حال سیلاب‌هایی نیز برجای گذاشته است که در مناطق مرکزی فیلیپین، به ویژه در روستاها خرابی‌های گسترده‌ای را سبب شده است.

ایجاد پدیده خشکسالی و سیل و توفان در مناطقی که پیش از این سابقه نداشته موجب شده تا دانشمندان در اندیشه علل این تغییرات و عوامل آن بر آیند و انگشت اتهام را نخست متوجه تغییرات گلخانه ای نمایند که به دست بشر به سبب استفاده از سوخت های فسیلی ایجاد شده است.

اما واقعا تنها علل و عوامل ایجادی این تغییرات همین مواردی است که دانشمندان علوم هواشناسی و مانند آن به آن دست یافته و اشاره می کنند؟

محدودیت های اثباتی معرفت های حسی

ابزارهای شناختی دانشمندان محدود به دایره معرفت حسی است. اصولا ابزارهای به کار گرفته شده در این نوع از معرفت و شناخت، بسیار محدود است؛ افزون بر این که این ابزارها و روش به کار گرفته شده، با توجه به این که در دایره محدود قضایای شخصی است، از تعمیم بخشی رنج می برد؛ زیرا قضایای شخصی هیچ گاه به تنهایی نمی تواند حکم عام و فراگیری را موجب شود؛ بلکه نیازمند آن است تا با معرفت دیگری که نیمه تجریدی و عقلی است همراه شود تا قابلیت تعمیم پیدا کند.

مشکل عمده معرفت های حسی آن است که محدود به دایره قضایای شخصی و غیر قابل تعمیم است؛ از سوی دیگر، این معرفت های به دلیل این که استقصای تام نیست، بلکه تنها به مواردی بسنده می شود، نمی تواند نفی کننده غیر خود باشد؛ بلکه اثبات می کند تنها در این موارد استقصا شده این گونه بوده است.

پس به علل گوناگون نمی توان تکیه و اعتمادی بر این نوع معرفت داشت و آن را کلی و فراگیر دانست و به آن اعتماد کرد و بر اساس آن تحلیل، تبیین ،داوری و توصیه ای داشت.

یعنی حتی اگر بخواهیم با معرفت دیگر عقلی این معرفت حسی را تعمیم دهیم می بایست در محدوده خاصی تعمیم دهیم و شرایط و متغییرات آن را در نظر گیریم.

از سوی دیگر، اثبات موارد ثبت شده و حتی تعمیم به مصادیق مشابه از طریق حکم عقلی، هرگز به معنای نفی دیگری نیست؛ یعنی معرفت حسی نمی تواند بگوید تنها راه همین است؛ بلکه می گوید این یکی از راه های اثبات شده است. بنابراین اثبات چیزی نفی ماعدا نمی کند.

به سخن دیگر، معرفت حسی و ابزارهای آن می گوید که این راهی که رفته درست است، اما این که راهی دیگر نباشد، اصولا بیرون از دایره شناختی اوست و نمی تواند در باره دیگری قضاوت و داوری و توصیه ای داشته باشد.

به عنوان نمونه اگر براساس روش های آزمایشگاهی و حسی گفته شود که یکی از راه های درمان فلان بیماری بهره گیری از فلان دارویی گیاهی یا شیمایی است، نمی تواند بگوید که مثلا دعا و خواندن سوره حمد راه درمان این بیماری نیست. یعنی علم و معرفت حسی نمی تواند راه ها دیگر را نفی کند؛ زیرا این امور بیرون از دایره توان اوست و نمی تواند اصولا در آن ورود کند و به قضاوت و داوری درباره آن به شکل اثبات یا نفی بپردازد. پس نمی تواند بگوید راه های دیگر درست یا نادرست است.

علل و عوامل غیر حسی

از آموزه های قرآنی به دست می آید که محدوده تغییرات آب و هوایی بلکه همه بلایا و حوادث طبیعی را نمی بایست به علل و عوامل مادی محدود کرد، بلکه علل و عوامل شبه مادی، غیر مادی و مانند آن وجود دارد که از راه روش های معرفتی دیگر چون معرفت عقلی، (ریاضی، فلسفی) تجریدی، شهودی و مانند آن قابل اثبات یا نفی است.

بر اساس آموزه های اسلامی، علل و عواملی چون گناه و تکذیب پیامبران یکی از موجبات بلایای طبیعی و تغییرات آب و هوایی است. خداوند در آیاتی از جمله آیات ۹۴ تا ۹۶ سوره اعراف بیان می کند که تکذیب پیامبران الهى، از عوامل کمبود باران و خشکسالى است. پس این که باران نمی بارد و یا آب های زیر زمینی خشک می شود، هر چند که به ظاهر مرتبط با گرم شدن زمین و مانند آن است، ولی وقتی به علل برتر آن نگاه می شود معلوم می گردد که تکذیب پیامبران و گناه و بی تقوایی موجب شده است تا شرایط آب و هوایی تغییر کند و باران نبارد و چشمه ها و قنات ها خشک شود.

خداوند در آیات ۵۰ و ۵۲ سوره هود از گرفتارى قوم عاد، به کمبود مستمرّ باران به سبب همان تکذیب و بی تقوایی سخن به میان می آورد و یا در آیات ۷ تا ۱۲ سوره نوح به قوم نوح اشاره می کند و می فرماید که اینان به همین سبب با کمبود آب و باران مواجه شدند؛ چرا که که نسبت به دعوت های حضرت نوح(ع) استکبار می ورزیدند وحاضر به پذیرش آموزه های وحیانی آن نبودند.

پس نباید تنها به علل مادی توجه یافت و علل بلایا و حوادث طبیعی را به اسباب طبیعی محدود ساخت؛ البته از آن جایی که خداوند دنیا را به گونه ای آفریده که در چارچوب اسباب مادی کار کند، به طور طبیعی علل غیر مادی در عوامل مادی اثر می گذارد و همین مساله موجب می شود که انسان گمان کند که ایجاد حالت گلخانه ای موجب سیل و بلا و خشکسالی و توفان و مانند آن است؛ در حالی که حالت گلخانه ای دارای یک علت فوق مادی به نام گناه و بی تقوایی است.

اگر گفته می شود: ان الله ابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ خداوند پرهیز دارد امور غیر از اسباب مادی آن جریان یابد، به این معناست که نباید فریب ظاهر اسباب مادی آن را خورد، بلکه از آن جایی که برای هر چیزی ملکوتی است، ملکوت این اسباب طبیعی همین رفتار خوب و بد ماست. از این روست که تقوای بشر موجب می شود تا باران مناسب فرستاده شود (اعراف، آیه ۹۶) و بادها به باروری ابرها کمک کند(حجر، آیه ۲۲) و آن ها را به شکل مناسبی به مناطق مورد نظر منتقل کرده تا در آن جا ببارد.(اعراف، آیه ۵۷؛ فاطر، آیه ۹ و ایات دیگر)

عوامل غیر مادی خشکسالی و ترسالی

از آن چه گفته شد دانسته می شود که عواملی مادی که به نظر عوامل و علل اصلی هستند، تنها اسبابی هستند که متاثر از علل اصلی و ملکوتی و غیر مادی عمل می کنند.

در آیات قرآنی علل اصلی خشکسالی و ترسالی عبارتند از:

  1. ایمان و بی ایمانی : به این معنا که ایمان به خدا و فرستادگان الهی موجب تغییرات آب و هوایی است. اگر امتی به خدا ایمان آورد از برکات آسمانی بهره مند شده و آسمان هماره پرباران و مفید و سازنده برای آنان می بارد.(اعراف، آیه ۹۶؛ نوح، آیات ۱۰ و ۱۱) استقامت بر ایمان موجب می شود که مردمان از باران پر برکت و مفیدی بهره مند شوند.(جن، آیه ۱۶) اما اگر این گونه نبود، دچار خشکسالی خواهند شد.
  2. تقوا و بی تقوایی: مردمی که اهل تقوا باشند خداوند به آنان توجه کرده و شرایط را برای آسایش و ارامش آنان فراهم می آورد و اسباب مادی را در خدمت آنان قرار می دهد که از جمله آن ها ابرها و بادهای باران زاست.(اعراف، ایه ۹۶) اما اگر گناه و بی تقوایی پیشه کنند از باران محروم خواهند شد یا باران به شکل بلا و توفان و سیل به آنان آسیب می زند.
  3. توبه : از دیگر عوامل غیر مادی می توان به توبه و بازگشت به خدا و ترک گناه اشاره کرد که خداوند در آیاتی از جمله ۵۲ سوره هود به آن اشاره کرده است.
  4. عمل به کتب آسمانی: عمل به کتابهاى آسمانى، از عوامل نزول باران و دیگر مواهب آسمانى است؛ چنان خداوند در آیه ۶۶ سوره مائده به صراحت از این عامل غیر مادی سخن به میان آورده است.
  5. استغفار: از دیگر علل و عوامل غیر مادی که می تواند رحمت الهی را جلب کند و باران رحمت را نازل نماید، استغفار است. خداوند در آیاتی از جمله ۵۲ سوره هود و ۱۰ و ۱۱ سوره نوح از استغفار و طلب آمرزش به درگاه خداوند، به عوامل نزول بارانهاى مفید و مستمرّ اشاره کرده است.

استقساء و طلب باران

از آن جایی که علل و اسباب واقعی در بسیاری از امور و زندگی انسان ها ارتباط تنگاتنگی با رفتار و اعمال و عقاید آنان دارد، نمی بایست تغییر مادی در جهان را به علل و عوامل مادی و طبیعی محدود کرد. خداوند بارها تغییرات مهم اجتماعی و غیر اجتماعی و حتی تغییرات زیست محیطی را به دستاوردهای خوب و بد بشر نسبت داده است.

خداوند در آیه ۴۰ سوره روم می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشکى و دریا نمودار شده است، تا سزاىِ‏ بعضى از آنچه را که کرده‏اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند.

بنابراین، اگر رفتار آدمی در تغییرات طبیعی نقش کلیدی و اصلی را داراست، باید در هر گونه ایجاد تغییر مثبت به آن توجه داشت. به این معنا که با تغییر در عقاید و رفتارهای مردمان موجب تغییرات مثبت و سازنده در شرایط طبیعت و محیط زیست شد و آن را برای آسایش و آرامش بهتر خود به کار گرفت.

امیرالمومنین (ع) می‌فرماید: “وقتی بندگان کارهای زشت انجام دهند و دست به گناه بزنند، میوه کم می‌شود و برکات و خیرات نازل نمی‌شوند تا هنگامی که آنان از راه خطا برگردند و توبه کنند.”

خداوند در آیه‌ ۱۰ سوره‌ نوح می‌فرماید: “نوح عرض کرد خداوندا، من به این مردم گفتم از گناهان خود توبه کنید، تا آسمان بر شما ببارد.” (ماجرا به زمانی مربوط می‌شود که قوم نوح دعوت او را نپذیرفتند و بر گناهان خود اصرار ورزیدند، و به مدت ۴۰ سال بر آنها باران نبارید.)

امام محمد باقر (ع) می‌فرماید: “مقدار باران در همه‌ی سال‌ها به یک اندازه است، لیکن وقتی قومی معصیت کنند بارانی که باید بر زمین‌های آنها ببارد، بر بیابان‌ها و دریاها و کوه‌ها می‌بارد.”

در حدیث دیگری رسول خدا (ص) فرمود: “ندادن زکات، موجب نیامدن باران می‌شود؛ و اگر رحمت خداوند به چهارپایان نبود، هرگز باران نمی‌آمد.” ( من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۲۴)

رسول خدا (ص) فرموده است: “وقتى خداوند بر امتى غضب کند و عذاب بر آنان نفرستد،نرخ‏هاگران مى‏شود و عمرها کوتاه مى‏گردد، تجار سود نمى‏برند و درخت‏ها میوه ‏نمى‏دهند و نهرها پر آب نمى‏شود و باران از مردم قطع مى‏شود و اشرار برآنان تسلط مى‏یابند.” (همان)

در حدیث دیگرى، امام صادق (ع) فرموده است: وَ اِذا جارَالحُکام فىِ القَضاءِ امسِک القَطرُ مِنَ السَّماء؛ هر گاه زمامداران و حاکمان، در دادرسى ستم کنند، باران‏از آسمان قطع مى‏شود.”( من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۲۴)

طبق روایات، غیر از آنچه یاد شد، شیوع گناه، کفران نعمت، منع حقوق، کم‌فروشى، ظلم و حیله، ترک امر به معروف و نهى از منکر، ندادن ‏زکات و… نیز، گاهى سبب قطع باران مى‏شود.

در حدیث آمده است: حضرت سلیمان (ع) با اصحاب خود براى نماز باران ‏بیرون مى‏رفت. در راه، به مورچه‏اى برخورد کرد که یکى از پاهایش را به ‏آسمان بلند کرده بود و مى‏گفت: “خدایا! ما مخلوقات ضعیف تو هستیم و از روزى تو بى‌نیاز نیستیم، پس به سبب گناهان بنى‌آدم، ما را به هلاکت ‏مرسان.

حضرت سلیمان (ع) به اصحاب خود فرمود: برگردید! همانا به‌خاطر دعاى غیر خودتان سیراب شدید.( من لایحضره الفقیه، صدوق، ج ۱، ص ۵۲۴)

در آموزه های قرآنی و روایی، توبه و استغفار و دعا از علل و عوامل مثبتی دانسته شده که می تواند تغییرات مثبت و سازنده آب و هوایی را موجب شود.

استسقا، از واژه سقی به معنای طلب سقى یا آب‌خواستن است؛ زیرا سقی به معنای آب دادن است و فعل استفعال به معنای طلب و درخواست به کار می رود، پس به معنای درخواست آب دادن می شود.

نماز ‌استسقا در میان مردم و بین عرف شرعى شهرت دارد. نماز استقساء درخواست رفع کمبود آب از خداوند است که در روایات به عنوان یکی از راه‌هاى برطرف ساختن کمبود آب و خشکسالی معرفی شده است.

البته در قرآن بیان شده که یهودیان در هنگام رهایی از فرعون و ورود به سرزمین فلسطین، از حضرت موسی(ع) درخواست آب کردند و ایشان به معجزه با شکافتن آب از سنگ سخت برای آنان چشمه هایی را ایجاد کرد که هر قبیله از یکی از این چشمه استفاده می کرد.(بقره، آیه ۶۰؛ اعراف، آیه ۱۶۰)

کیفیت‌ نماز استسقاء

این‌ نماز دو رکعت‌ است‌ و آن‌ مانند نماز عیدین‌ است‌ ( عید فطر و عید قربان‌ ) . در هر رکعت‌ یک‌ حمد و یک‌ سوره‌ توحید ، و در رکعت‌ اول‌ ، پنج‌ تکبیر دارد و در رکعت‌ دوم‌ چهار تکبیر ، پس‌ از هر تکبیر در هر رکعت‌ ، یک‌ قنوت‌ است‌ . بهتر است‌ در قنوت‌ ، دعایى‌ خوانده‌ شود که‌ طلب‌ باران‌ در آن‌ است‌ .

مستحبات‌ نماز استسقاء

۱ – بلند خواندن‌ حمد و سوره‌ .

۲ – مستحب‌ است‌ سوره‌ اعلى‌ در رکعت‌ اول‌ و سوره‌ الشمس‌ در رکعت‌ دوم‌ .

۳ – و نیز مستحب‌ است‌ این‌ که‌ نماز را بعد از گرفتن‌ سه‌ روز روزه‌ بخوانند ، یعنى‌ امام‌ امر کند مردم‌ را که‌ سه‌ روز روزه‌ بگیرند و آنگاه‌ به‌ صحرا روند براى‌ نماز ، به‌ نحو سه‌ روز روزه‌ ، روز اول‌ روزه‌ شنبه‌ و آخرش‌ دوشنبه‌ باشد و یا روز اول‌ چهارشنبه‌ و آخرش‌ جمعه‌ باشد .

۴ – و نیز مستحب‌ است‌ این‌ که‌ نماز باران‌ پس‌ از توبه‌ مردم‌ از گناهان‌ به‌ سوى‌ خدا و بعد از تطهیر اخلاق‌ خود از صفات‌ پست‌ نفسانى‌ باشد .

۵ – بیرون‌ رفتن‌ امام‌ جماعت‌ همراه‌ با نمازگزار به‌ صحرا ، در نهایت‌ وقار و آرامش‌ و خشوع‌ و حالت‌ نیاز و انتخاب‌ جایى‌ تمیز براى‌ نماز ، و داشتن‌ حالتى‌ نیازمندانه‌ و ترحم‌ انگیز ، مثلا پا برهنه‌ بودن‌ .

۶ – منبر را با خود به‌ صحرا ببرند ، مؤذنها همراه‌ مردم‌ باشند ، پیران‌ و کودکان‌ و چهارپایان‌ را هم‌ با خود ببرند ، و بچه‌ها را از مادرانشان‌ جدا سازند تا گریه‌ها و ضجه‌ها زیاد شود و سبب‌ نزول‌ رحمت‌ گردد .

۷ – پیشنماز ، پس‌ از نماز ، رداى‌ خود را دگرگون‌ سازد ، یعنى‌ قسمت‌ راست‌ را به‌ سمت‌ چپ‌ را به‌ راست‌ بگرداند و با صداى‌ بلند صد مرتبه‌ تکبیر به‌ طرف‌ راست‌ و صد بار تسبیح‌ به‌ سمت‌ چپ‌ بگوید و صد بار حمد و شکر خدا بگوید ، مردم‌ هم‌ همصدا با او ذکر بگویند و آنگاه‌ دعا کند ، مردم‌ هم‌ دعا کنند و آمین‌ بگویند و بسیار تضرع‌ و ناله‌ نمایند .

۸ – بهتر است‌ در دعاها ، از آنچه‌ از امامان‌ معصوم‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ استفاده‌ شود ، از جمله‌ دعاى‌ ۱۹ در صحیفه‌ سجادیه‌ .

۹ – دعاى‌ حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) در مورد نماز باران‌ .

۱۰ – چنانچه‌ بعد از خواندن‌ نماز با آن‌ همه‌ مقدمات‌ دعاى‌ ایشان‌ مستجاب‌ شد و باران‌ بارید و سیراب‌ شدند پس‌ مطلوب‌ حاصل‌ است‌ ، و اگر استجابت‌ دعا تاخیر افتاد و باران‌ نبارید ، دوباره‌ و سه‌ باره‌ به‌ صحرا برگردند و نماز بخوانند و از رحمت‌ خداوند مایوس‌ نشوند؛ چون‌ براى‌ پیغمبران‌ گذشته‌ هم‌ چنین‌ اتفاقى‌ افتاده‌ که‌ در بار اول‌ باران‌ نباریده‌ و بار دوم‌ یا سوم‌ باریده‌ است .(نگاه کنید: تحریرالوسیله، امام خمینى، ج ۱، ص ۲۴۵ قسمت نمازهاى مستحبى و توضیح المسائل مراجع تقلید)