استقامت کلید موفقیت

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

هر کسی در پی کلید موفقیت است و می کوشد تا درهای بهروزی و پیروزی و خوشبختی را به روی خود بگشاید؛ اما برای بسیاری چنین امری شدنی نیست و هر روز خود را ناکام تر از دیروز می یابند و امید خود به موفقیت را از دست داده و افسرده خاطر می شوند؛ اما قرآن کلید موفقیت را در استقامت بر اصولی می داند که ربوبیت الهی بنیادی ترین و پایه ترین اصل آن است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مبانی استقامت و پایداری از نظر قرآن

استقامت قَوَمَ به معناى استمرار و پایدارى،( اساس‌البلاغه، زمخشری، ص‌۵۳۸) راستى، ایستادن، راست شدن، راست بایستادن(لغت نامه دهخدا) و در اصطلاح قرآنی به معنای قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن و کژی است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قوم)

بر اساس آموزه های قرآنی کلید دست یابی موفقیت در همین استقامت است. از نظر قرآن استقامت حالتی در انسان است که او را نسبت به انجام عملی دارای عزم جدی و همت عالی و قوی می گرداند به طوری که هر گونه موانع را از پیش رو برداشته و همه شرایط تحقق هدف و مطلوب را فراهم می آورد.

ایستادگی و پایداری در مسیر راست در راستای رسیدن به هدف امری بسیار سخت برای بیش تر مردمان است؛ زیرا نیازمند آن است تا افزون بر فراهم آوری مقتضیات، موانع پیش رو برداشته شود، در حالی که هر کاری ارزش مند تر شرایط سخت تر و موانع بیش تری را با خود همراه دارد؛ چنان که گاه مخالفانی هستند که هر دم مانع تراشی کرده و سنگ پیش پای شخص انداخته و یا حتی درگیری پدید می آید که عبور از موانع و رسیدن به هدف را سخت تر می کند.

خداوند در قرآن بر آن است تا در تبیین کلید موفقیت، مبانی و اصولی را مطرح کند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود. مهم ترین مبانی استقامتی که کلید موفقیت است عبارتند از:

  1. معرفت و شناخت: انسان تا زمانی به امری شناخت نداشته باشد و ارزش و حکمت آن را نداند، گرایشی به آن امر پیدا نکرده و طالب آن نخواهد بود؛ در حقیقت این شناخت ارزشی امری است که موجب شوق و اشتیاق و انگیزه ای برای حرکت و عمل می شود. هنگامی که انسان نسبت به ارزش امری شناخت پیدا کرد نسبت به آن اشتیاق یافته و انگیزه ای در حوزه عقل نظری فراهم می آید تا او را به تصدیق آن واداشته و عزم نماید تا بر جزم یافته خویش دست یابد. همین رویه را خداوند نسبت به انگیزه بخشی در انسان درباره احکام و تکالیف الهی و انجام آن در پیش گرفته است. از همین روست که در بیان تکالیف و احکام و آموزه های دستوری به علل و حکمت های آن اشاره می کند تا با ایجاد شناخت نسبت به آثار و برکات هر عملی چون نماز، روزه(بقره، آیه ۱۸۳)، حج(حج، آیه ۳۷)، جهاد (حج، آیه ۴۰) ، قصاص(بقره، آیه ۱۷۹) و مانند آنها(بقره، آیه۲۱ و آیات دیگر)، انگیزه و اشتیاق عمل و انجام تکلیف را در انسان ها برانگیزاند و آنان را به انجام تکالیف با شوق و اشتیاق باطنی وادار سازد. پس آن چه می تواند حالت استقامت را در انسان پدید آورد، نخست شناخت و معرفت نسبت به کار و امری است که می بایست در آن استقامت ورزد و پایداری کند. بر همین اساس است که آموزه های قرآنی در گام نخست بر آن است تا معرفت و شناختی برای انسان نسبت به هستی و ارزش های آن به دست دهد و مثلا تبیین کند که زندگی دیگری غیر از زندگی دنیوی وجود دارد که از نظر ارزشی و اهمیت و پایداری و مانند آن ها بسیار فراتر از زندگی مادی و دنیوی است. از همین روست که پس از معرفی آخرت و زندگی جاودانه آن سرای دیگر، به مقایسه و سنجش پرداخته و متاع زندگی دنیوی را نسبت به اخروی قلیل و کم اهمیت ارزیابی می کند و مردمان را به سرای دیگر تشویق و ترغیب می کند تا این گونه اشتیاق و حرکت برای کسب زندگی اخروی در انسان ها برانگیخته شود.(عنکبوت، آیه ۶۴؛ آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۹۶ و ۱۹۷؛ نساء، آیه ۷۷)
  2. اعتقاد و ایمان: می دانیم که عقل نظری تنها در حوزه اندیشه و ذهن می تواند موجب جزم و یقین نسبت به امری شود و انسان را نسبت به قضیه ای به یقین برساند؛ اما این گونه نیست که تصدیق به امری و جزم بدان مساوی با عمل و حرکت در انسان باشد؛ زیرا چنین ملازمه ای وجود ندارد؛ زیرا انسان به سبب داشتن اراده و قدرت انتخاب در انجام یا ترک می تواند آن چه را جزم و یقین یافته را عمل نکند و حتی بر خلاف آن عمل کند. از همین روست بسیاری از مردم با آن که به اموری یقین و جزم دارند بر خلاف آن عمل می کنند(نمل، آیه ۱۴) چنان که فرعون با همه بهره مندی از شناخت و بصائری که در اختیار داشت به اسلام نگروید و به خدای موسی(ع) ایمان نیاورد.(اسراء، آیه ۱۰۲) از همین رو، لازم است که افزون بر عقد عقلی و تصدیق ذهنی و جزم اندیشه ای، عقد قلبی و تصدیق و عزم ارادی و عملی نیز فراهم آید تا آن جزم به اشتیاق عملی در آید و موجب حرکت و عمل در شخص شود. از همین روست که از مهم ترین مبانی و اصولی که هر استقامتی بدان نیازمند است، ایمان و اعتقاد قلبی است. خداوند در آیه ۳۰ سوره فصلت بیان می کند که کسانی اهل استقامت می شوند که نخست به حقیقت ربوبیت الهی شناخت جزمی پیدا کرده و سپس بدان ایمان و اعتقاد آورده باشند. در این صورت است که بستر برای تحقق استقامت فراهم می آید.

اصول استقامت و پایداری

همان طوری که قرآن به مبانی استقامت پرداخته است، اصولی را نیز مطرح کرده است که استقامت بدان تحقق می یابد. این اصول عبارتند از:

  1. پذیرش ربوبیت الهی : مهم ترین اصلی که در استقامت قرآنی مطرح است، ربوبیت شناسی است. به این معنا که انسان افزون بر خالق شناسی می بایست به این شناخت و باور برسد که همان آفریدگار، پروردگار هستی است و همان طوری که بر اساس علم و قدرت و حکمت آفریده است هم چنین بر اساس علم و قدرت و حکمت به پروردگاری و ربوبیت موجودات می پردازد تا آنان را به کمال بایسته و شایسته ایشان برساند. اصولا مشکل اساسی که مردم در حوزه معرفتی و شناختی دارند نسبت به ربوبیت و پروردگاری خداوند است؛ چرا که اکثریت مردم آفریدگاری خداوند را پذیرفته و قبول دارند(عنکبوت، آیات ۶۱ و ۶۳؛ لقمان، آیه ۲۵؛ زمر، آیه ۳۸؛ زخرف، آیات ۹ و ۸۷) ولی نسبت به پروردگاری خداوند شک داشته و به انکار آن پرداخته و دیگران را به عنوان پروردگار مطرح می کنند که شامل فرشتگان، جنیان، انسان، ستارگان، بتان و مانند آن هاست.(نساء، آیه ۱۷۲؛ سباء، آیات ۳۹ و ۴۰ ؛ زمر، آیه ۳؛ انعام، آیات ۷۶ تا ۷۹ و آیات دیگر) انسانی که به این شناخت و باور رسیده باشد در مقام جزم و عزم دیگر شک و تردیدی نخواهد داشت. پس هر شک و شبهه ای را در مقام علمی کنار می زند و تشکیکات و شبهات دوست و دشمن در او تاثیری به جا نمی گذارد؛ چنان که در مقام عمل نیز تردیدی به خود راه نمی دهد و در برابر مشکلات و موانع عقب نشینی نمی کند و تمام قدرت به پیش می رود و در حرکت خویش پس و پیشی ندارد بلکه هماره به پیشرویی خود ادامه می دهد. از همین روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۳۰ سوره فصلت بر صفت ربوبیت تکیه می کند و می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا..؛ در حقیقت، کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى کردند…
  2. پذیرش معاد و آخرت: از نظر قرآن زمانی انسان می تواند به استقامت حقیقی برسد که خداوند را به عنوان پروردگار پذیرفته و ایمان داشته باشد. نتیجه چنین پذیرشی به معنای پذیرش حکمت و هدف در خلقت و آفرینش هستی و انسان است که خداوند بر آن است تا انسان را به آن برساند. پس کسی که معاد و آخرت را پذیرفته و دنیا را مقدمه آخرت می داند تا در این جا در مسیری گام بردارد تا او را به هدف برساند، اهل استقامت واقعی و حقیقی خواهد بود و هرگز نسبت به شرایط سخت و مخالفان تسلیم نشده و تردید و تشکیکی در اندیشه و عمل او راه نمی یابد.
  3. پذیرش صراط مستقیم: از دیگر اصول استقامت و پایداری می بایست به صراط شناسی اشاره کرد. به این معنا که آدمی وقتی نسبت به هدف و مطلوب خویش آگاه شد و به معاد و آخرت ایمان آورد می داند که راهی وجود دارد که به آسانی و سادگی وی را به مقصد و مقصود می رساند. این راه می بایست چونان بزرگراهی باشد که از همه جا و همه سو قابل دیدن و رویت باشد و دسترسی برای همگان در هر سطح فهم وادراک و علم و عمل فراهم باشد. یعنی نمی بایست راهی باشد که تنها نخبگان یا توانمندان بتواند در آن گام بردارند و به مقصد برسند بلکه هر انسانی در هر سطح از توان علمی یا عملی می بایست به سادگی و آسانی نسبت به آن شناخت یافته و در آن مسیر گام بردارد. این همان چیزی است که از آن به پذیرش صراط مستقیم یعنی بزرگراه راست تعبیر می شود.
  4. ایستادگی بر اصول و اوامر الهی: وقتی انسان مقصد و راه را شناخت و آن را پذیرفت می بایست در این راه بر اساس روشی گام بردارد که پروردگار جهانیان تعیین کرده است. این همان چیزی است که از آن به دین اسلام یاد می شود و از آدم(ع) تا خاتم (ص) همه پیامبران در قالب شیوه ها و سبک های زندگی یعنی مناهج و شرایع به آن دعوت کرده اند.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ شوری، ایه ۱۳) پس استقامت ورزی در اصول دین که ماموریت پیامبر(ص) در ابلاغ رسالات الهی است از مهم ترین اصولی است که در استقامت حقیقی لازم و ضروری است؛ زیرا چنین استقامتی است که موفقیت آمیز خواهد بود وانسان را در دین و آخرت به پیروزی و فلاح و رستگاری و سعادت می رساند. استقامت بر دین و شریعت اسلامی و ایستادگی بر پایه آن مهم ترین اصلی است که باید در بحث استقامت قرآنی و حقیقی بدان توجه و اهتمام ورزید. خداوند در آیه ۱۱۲ سوره هود در این باره می فرماید: فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ؛ پس بر آن چه مامور شدی استقامت ورز!
  5. ایستادگی در برابر موانع و مخالفان: اگر مقتضی درونی و بیرونی بر استقامت فراهم باشد، باز هماره دشمنانی اجازه نمی دهند تا مسیر عدالت و حق و شرع پیموده شود. از همین رو، لازم است تا انسان هم نسبت به موانع طبیعی و غیر طبیعی استقامت و ایستادگی داشته باشد و هم نسبت به مخالفان و دشمنانی که سد راه می شوند ایستادگی به خرج دهد و کوتاه نیاید. این مطلب را از آیاتی از جمله آیه ۱۵ سوره شوری نیز می توان به دست آورد. هم چنین اصحاب کهف در برابر مخالفان و دشمنان استقامت و پایداری ورزیده و از اصول خود کوتاه نیامدند.( کهف‌، آیات ‌۱۴‌و‌۱۶‌و‌۲۰) خداوند در آیات ۸۸ و ۸۹ سوره اعراف بیان می کند که پیروان شعیب بر عقیده توحیدى خویش استقامت داشتند و همین نیز عامل موفقیت آنان بوده است. البته پیامبران و امت های دیگر نیز این گونه بودند چنان حضرت ابراهیم(ع) در برابر مخالفان استقامت ورزید و پایداری کرد.(انبیاء، آیات ۵۲ تا ۵۷ و ۶۶ تا ۶۸) حضرت نوح(ع) هم استقامت ورزید (یونس، آیه ۷۱؛ هود‌، آیات ‌۲۵‌و‌۲۶‌و‌۲۸‌-‌۳۱‌و‌۳۳‌-‌۳۵) و موسی (ع) و هارون(ع) نیز این گونه بودند (یونس، آیه ۸۹) و هم چنین رسولان الهی در انطاکیه تا پای جان بر حق استقامت ورزیدند و جان را در راه اصول تسلیم حق کردند.(یس، آیات ۱۳ تا ۱۹)
  6. پرهیز از کژی: خداوند در آیه ۱۱۲ سوره هود می فرماید: فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ پس، همان گونه که دستور یافته‏اى ایستادگى کن، و هر که با تو توبه کرده نیز چنین کند، و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.خداوند در آیه ۱۵ سوره شوری می فرماید: فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ لَا حُجَّهَ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ اللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ؛ بنا بر این به دعوت پرداز، و همان گونه که مأمورى ایستادگى کن، و هوسهاى آنان را پیروى مکن و بگو: «به هر کتابى که خدا نازل کرده است ایمان آوردم و مأمور شدم که میان شما عدالت کنم خدا پروردگار ما و پروردگار شماست اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست میان ما و شما خصومتى نیست خدا میان ما را جمع مى‏کند، و فرجام به سوى اوست.به هر حال، از جمله اصول استقامت پایداری بر اساس اصول عقلی و شرعی است به طوری که هر گونه کژی و کژروی و کژتابی را کنار بزند و هرگز استکانت و کوتاهی در عمل و فکر و رفتار نداشته باشد و از خداوند توفیق تحمل سختی را بخواهد تا بتواند استقامت ورزد و مسئولیت خویش را انجام دهد.(آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۷ و ایات دیگر) پس هر گونه کژی و انحراف از اصول حنیف و راست الهی که در قالب ماموریت اسلام مطرح شده ، جایز و روا نیست ، حال این به سبب فشار بیرونی باشد یا درونی. البته پیامبر(ص) از هواهای نفسانی به سبب عصمت مبرا و پاک است و تنها عاملی که می تواند موجب شود که آن حضرت(ع) در مسیر تغییر رویه دهد همان فشار بیرونی است که از نظر قرآن برخاسته از هواهای نفسانی دیگران است و به طور طبیعی پیامبر(ص) همان طوری که مبتنی بر هواهای نفسانی خودش به سبب عصمت عمل نمی کند نمی بایست بر اساس هواهای نفسانی دیگران برود؛ زیرا اگر عقلانی بود که خداوند آن را تایید می کرد. این بدان معناست که بر خلاف ماموریت نمی بایست گام بردارد و باید از هر گونه کژی و انحراف پرهیز کند. حال این انحراف و کژی دارای اسباب و عوامل درونی چون هواهای نفسانی باشد یا آن که تحت فشار دیگران از شیاطین جن و انس این کژی و انحراف و طغیان از اصول و فرامین رخ دهد.

آثار استقامت و پایداری الهی

اگر انسان در چارچوب مبانی و اصول استقامت قرآنی و الهی گام بردارد، آثار و برکاتی نمایان خواهد شد که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

  1. موفقیت و پیروزی: از مهم ترین آثار و برکات استقامت حقیقی می بایست به پیروزی در همه ابعاد از جمله پیروزی بر دشمنان و مخالفان اشاره کرد. خداوند در آیاتی از جمله ۲۴۹ تا ۲۵۱ سوره بقره و آیات ۱۴۶و ۱۴۸ سوره آل عمران ، استقامت و پایدارى را عامل پیروزى بر دشمنان معرفی می کند و بیان می کند که هر کسی چنین رویه ای را در پیش گیرد بی هیچ شک و تردیدی موفق به توفیق الهی خواهد بود.
  2. امدادهای غیبی : استقامت بر اصول حق الهی در مسیر تکامل و سعادت نوع بشری یکی از مهم ترین عوامل نزول فرشتگان و بهره مندی از امدادهای غیبی الهی است که خداوند در آیاتی از جمله آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت بدان به صراحت اشاره و تاکید کرده است.
  3. رستگاری: از آیه ۴۵ سوره انفال به دست می آید که فلاح و رستگارى، از آثار پایدارى و استقامت در برابر دشمنان الهی است.
  4. محبت الهی: پایدارى و استقامت در راه خدا، منشأ جلب محبّت و دوستى خداوند است.(آل عمران، آیات ۱۴۶و ۱۴۸؛ صف، آیه ۴)
  5. مقام احسان: از دیگر آثار پایداری می بایست به مقام احسان اشاره کرد؛ زیرا خداوند اهل استقامت را به عنوان محسنان یاد کرده و بیان نموده که خداوند آنان را دوست می دارد و آنان محبوب خداوند هستند.(همان)
  6. بشارت و مژده الهی: دریافت بشارت‌هاى فرشتگان الهى از سوى مؤمنان پایدار در راه عقیده از جمله آثاری است که خداوند در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت به آن توجه داده است.
  7. آرامش : ایستادگى بر ایمان، سبب آرامش و امنیت انسان و جامعه خواهد بود.(فصلت، ایه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۳)
  8. رهایی از خوف و ترس: از همین آیات به دست می آید که استقامت واقعی موجب رهایی انسان از هر گونه خوف و ترس نسبت به آینده خواهد بود.
  9. رهایی از اندوه و حزن: هم چنین همین آیات بیان کرده اند که عامل رهایی انسان از اندوه و حزن نسبت به گذشته و از دست داده ها را می بایست در استقامت واقعی جست.