استغاثه، مددخواهی ویژه از خدا

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان هماره در زندگی گرفتار انواع مشکلات و مصیبت ها و دردها می شود؛ گاه چنان این امور فشار وارد می آورد که دیگر صبرش لبریز شده و از آستانه تحمل او فراتر می رود. این جاست که زار می زند و می نالد و تضرع می کند و از خداوند می خواهد تا به او یاری و مدد رساند و کمک او باشد و او را از رنج برهاند و به عافیت و سلامت برساند. چنین عملی را استغاثه می گویند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا ابعاد و شرایط و آثار استغاثه را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اجابت استغاثه از سوی خدا

واژه استغاثه از غوث به معنای درخواست نجات از گرفتارى براى قرار گرفتن تحت حمایت مددکار است.( التّحقیق فى کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، ذیل واژه غوث)

البته واژه غوث در زبان عربی، به معنای یاری، مدد، فروفرستادن، زدودن و احاطه به کار رفته است؛ زیرا وقتی انسان در رنج و سختی است، غوث به معنای زدودن امری بد و زشت است که با کمک و یاری انجام می گیرد و مشکلی و رنجی برداشته می شود مانند رنج خشکسالی یا سختی قرار گرفتن در تاریکی و مانند آن.

واژه استغاثه در آیه ۱۵ سوره قصص به کار رفته است. خداوند در داستان حضرت موسی(ع) می فرماید:  فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ؛ آن کس که از پیروانش بود، بر ضدّ کسى که دشمن وى بود، از او یارى خواست.

کاربرد این واژه و مشتقّات آن، مثل «واغوثاه» نشان مى‌دهد که معناى آن، کمک‌خواهى براى رهایى از شداید همراه با تضرّع و زارى است؛ ازاین‌رو با واژه و اصطلاح استمداد یک‌سان نیست و نمی توان استغاثه را مددخواهی معنا کرد؛ بلکه نوعی مددخواهی ویژه و خاص همراه با تضرع و زاری است. پس جنبه های عاطفی و احساسی و روان شناختی در استغاثه بسیار قوی و روشن است و تنها جنبه صرف و محض استمداد نیست. نوع رفتار کسی که استغاثه می کند به همین دلیل از حالت طبیعی و متعارف بیرون است و شاید رفتارهایی را از خود بروز می دهد تا عواطف و احساسات طرف دیگر را بر انگیزد و او را به سمت حمایت از خود جلب و جذب نماید؛ چنان که رفتار پیرو موسی(ع) این گونه بود تا احساسات و عواطفش برانگیخته شود و موجب شود تا درگیر شده و با مشت خود مرگ طرف مقابل را نیز موجب شود.(قصص، آیه ۱۵)

از آن جایی که استغاثه نوعی پرسش و دعا و خواندن خداوند است، به طوری طبیعی خداوند به کسانی که او را می خوانند پاسخ داده و دعای آنان را اجابت می کند. استغاثه چون دارای ویژگی های خاصی است که در آداب دعا به آن اشاره شده ، از زمینه اجابت بهتری برخوردار است؛ زیرا خداوند در شرایط دعا اموری را بیان کرده که از جمله آن ها اضطرار(نمل، آیه ۶۲)، تضرع و انابه(اعراف، آیه ۵۵) و هم چنین خفیه با کسر خاء به معنای خوف و ترس است(اعراف، آیه ۲۰۵) و استغاثه کننده نیز این شرایط را داراست، پس دعا و درخواستش در مظان اجابت است.

البته اصل در دعا این است که هم چنین با خفیه با ضم خاء یعنی مخفی و نهانی(اعراف، ایه ۵۵) و دور از جهر و آشکار کردن کلامی (اعراف، آیه ۲۰۵) باشد؛ اما وقتی مشکل از حد استطاعت و توان بگذرد به طور طبیعی دیگر نهانی و مخفی نمی توان دعا کرد.

خداوند در آیات بسیاری بیان کرده که اگر حالتی چون استغاثه به هر انسانی دست دهد، خودش دستگیر او خواهد بود و به مدد و یاری اش می شتابد.(انعام، آیات ۶۳ و ۶۴؛ یونس، آیات ۱۲ و ۲۲ و ۲۳؛ نحل، آیات ۵۳ و ۵۵)

در آیات قرآنی از مفهوم استغاثه پیش گفته با واژه ها و جملات دیگری نیز استفاده شده و می توان از آن ها برای تبیین موضوع استغاثه وشرایط و آثار آن استفاده کرد. از جمله این واژگان می توان به واژه‌هاى «جأر»، «دعا»، «غوث»، «ندا» و مشتقّات آن‌ها استفاده کرد که البته در سیاق خاصی بیان شده و مفهوم استغاثه را می فهماند.

موارد استغاثه و مصادیق آن

این که درباره چه چیزی باید استغاثه کرد، یکی از پرسش هایی است که شاید مطرح شود. در پاسخ باید گفته موارد استغاثه اختصاص به چیزی ندارد بلکه انسان می تواند در هر امر مادی و معنوی، جسمی و روحی و روانی به درگاه خداوند استغاثه کند، بلکه حتی می تواند برای رهایی از امور اخروی چون وحشت قبر، رهایی از سکرات مرگ، عقبات قیامت، دوزخ و مانند آن دست به استغاثه بردارد و از خداوند یاری و مدد بجوید.

انسان وقتی گرفتار حزن می شود و به سبب از دست دادن چیز محبوبی اندوه به سراغش می آید می تواند با استغاثه از حزن و اندوه رهایی یابد؛ چنان که خداوند حضرت نوح(ع) را از کرب عظیم و اندوه سنگین به استغاثه اش نجات و رهایی داد.(انبیاء، آیه ۷۶) هم چنین می تواند برای هلاکت دشمنان و رهایی از آسیب های آنان به درگاه خداوند استغاثه کند و خود و مردمش را نجات دهد.(انبیاء، آیات ۷۶ و۷۷) و هم چنین می توان برای این که خداوند مال و فرزندی به او بدهد از استغاثه مدد گیرد.(انبیاء، آیات ۸۹ و۹۰)

استغاثه بی اثر و عدم اجابت خدا

البته برخی از استغاثه ها بی جواب خواهد ماند و هیچ اثری برای آن نیست؛ زیرا استغاثه همانند توبه شرایطی دارد که باید مراعات شود و اگر مراعات نشود موجب بی تاثیری و عدم اجابت از سوی خداوند می شود.

از جمله شرایط استغاثه آن است که پیش از نزول مصیبت و عذاب الهی باشد. از آن جایی که برخی از مصیبت ها ابتلاء و برخی به عنوان عذاب و بلای الهی در مقام کیفر و مجازات است، اگر کسی گرفتار نوع دوم شود، اگر استغاثه کند سودی نخواهد داشت؛ زیرا استغاثه تا زمانی تاثیر دارد که عذاب نازل نشده باشد.

از مواردی که استغاثه تاثیر ندارد می توان به دو مورد اصلی زیر اشاره کرد:

  1. هنگام نزول عذاب: خداوند در آیاتی از جمله آیات ۶۴ و ۶۵ سوره مومنون می فرماید که استغاثه مترفان هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى اثری ندارد؛ زیرا پس از فرود عذاب است و این همانند توبه است که در هنگام احتضار تاثیری نخواهد داشت. خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره ص می فرماید که استغاثه کافران هنگام فرارسیدن عذاب استیصال بی تاثیر است و موجب نمی شود تا عذاب از آنان برداشته شود. البته هنگامی که تنها نشانه های عذاب دیده شده می توان با استغاثه از آن رهایی یافت چنان که قوم یونس(ع) این گونه با استغاثه از چنگ عذاب الهی رستند.
  2. استغاثه در دوزخ: از دیگر مواردی که خداوند به استغاثه ها پاسخ نمی دهد، استغاثه کافران و مجرمان و ستمگران در دوزخ است.(زخرف، آیات ۷۴ و ۷۷؛ فاطر، آیات ۳۶ و ۳۷؛ کهف، آیه ۲۹) در آیه ۲۹ سوره کهف حتی بیان شده که استغاثه دوزخیان موجب افزایش عذاب آنان می شود نه کاهش یا رهایی آنان از عذاب الهی.

علل عدم اجابت استغاثه

از آن چه گذشت معلوم شد که چرا خداوند به استغاثه های افراد در برخی از شرایط پاسخ نمی دهد؛ زیرا زمان از دست رفته و دیگر قابل برگشت نیست.

البته علل دیگری موجب می شود که افرادی در همین دنیا در شرایط زمانی مناسب استغاثه کنند ولی با این همه به دلایل دیگری به آنان پاسخ مثبت داده نشود. از جمله دلایل و عوامل عدم استجابت استغاثه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استکبار: استکبار در برابر آیات الهى، سبب عدم اجابت استغاثه مترفان هنگام نزول عذاب استیصال که خداوند در آیه ۶۴ تا ۶۷ سوره مومنون به آن اشاره کرده است.
  2. اتراف و رفاه زدگان : در همین آیات پیش گفته مترفان را انسان هایی معرفی می کند که اگر در هنگام نزول عذاب و بلا و مصیبت استغاثه کنند پاسخ مثبت نمی گیرند.
  3. زشت گویان: بدگویى از حق و گفتن سخنان ناروا و زشت درباره آن از عوامل عدم اجابت استغاثه است. البته در این میان مستکبران و مترفان گوی سبقت از دیگران ربوده اند و همین دو روحیه و خصلت است که آنان را به زشت گویی نسبت به حق می کشاند و هجر و بدزبانی را به دنبال می آورد و موجب می شود تا استغاثه های آنان در هنگام عذاب بی پاسخ بماند.(همان آیات)
  4. کفر: هم چنین کفر افراد موجب می شود که استغاثه های آنان در دنیا هنگام عذاب استیصال و در آخرت و دوزخ پاسخ داده نشود.(کهف، آیه ۲۹؛ فاطر، آیات ۳۶ و ۳۷؛ مومنون، آیات ۶۴ تا ۶۶)

انسان ناسپاس، خصلتی ناپسند

البته چنان که گفته شد عموم مردم هنگامی که استغاثه کنند خداوند به آنان پاسخ می دهد مگر آن که گرفتار چند ویژگی پیش گفته و در شرایطی همانند آنان باشند.

انسان هنگام مصیبت به ویژه زمانی که همه اسباب و وسایل عادی بر روی وی بسته شده باشد به سمت خداوند آمده و به استغاثه و تضرع و دعای بسیار رو می آورد. خداوند در آیه ۵۱ سوره فصلت به این ویژگی انسان اشاره می کند و می فرماید که انسان هنگام گرفتارى و محنت، استغاثه شدید و فراوانی دارد.

اما شگفت انگیزتر این که انسان ها پس از استغاثه و پاسخ مثبت گرفتن و رهایی از مصیبت و مشکل، ناسپاسی پیشه می کنند و دوباره به همان راه پیشین می روند.

خداوند در آیاتی بیان می کند که انسان در حال محنت و گرفتارى در‌پیشگاه خدا استغاثه می کند ولی پس از رفع آن گرفتاری دوباره ناسپاسى و بى‌اعتنایى را آغاز کرده و به مسیر پیشین وباطل و غلط خود باز می گردد.(انعام، آیات ۶۳ و ۶۴؛ یونس، آیات ۱۲ و ۲۲ و ۲۳؛ نحل، آیات ۵۳ و ۵۴؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)

آثار و پیامدهای استغاثه

استغاثه آثار و برکاتی دارد که از جمله آن ها می توان مواردی اشاره کرد که در آیات قرآنی به آن ها توجه داده شده است . از جمله این موارد عبارتند از :

  1. رهایی از مشکل و جلب منفعت : این مشکل هر چیزی باشد برطرف شده و به جای آن شرایط به گونه ای فراهم می آید که نعمت و رحمتی جلب می شود. این نعمت می تواند شامل فرزند دار شدن (انبیاء، آیات ۸۹ و ۹۰) و مانن آن باشد. به این معنا که شخصی گرفتار مشکلی چون عقیم بودن است و با استغاثه نه تنها بیماری از میان می رود بلکه خداوند فرزندی نیز به او می دهد. هم چنین در آیه ۲۱۴ سوره بقره خداوند بیان کرده که مومنانی که گرفتار رنج و بلای جنگ هستند با استغاثه می توانند از آن رهایی یابند و به پیروزی دست یابند و صلح را برای خود به ارمغان آورند.
  2. امدادهای غیبی و فضل الهی: نه تنها استغاثه موجب می شود که گرفتاری از راه های طبیعی برطرف شود بلکه حتی اگر شرایط به گونه ای بود که به طور طبیعی چنین امری شدنی نیست مثل این که فرد افزون بر عقیم بودن گرفتار پیری باشد که شرایط دیگر برای فرزندداری فراهم نیست، خداوند به امدادهای غیبی و راه های غیر طبیعی او را یاری می رساند و مشکل او را برطرف می سازد، چنان که در همین آیات بیان شده که چگونه حضرت زکریا(ع) فرزنددار می شود و یا در آیات ۹ سوره انفال و ۷۶ و ۷۷ سوره انفال مومنان به امدادهای الهی و غیبی از راه کمک فرشتگان در جنگ پیروز می شوند.
  3. دفع و رفع مشکلات: گاه مشکلات انسانی پیش از آمدن با استغاثه برطرف می شود یعنی مشکلی که می خواست بیاید و جا خوش کند با دیدن نشانه های آن و دست به استغاثه برداشتن، نمی آید و شخص و یا اشخاص را گرفتار نمی کند و گاه دیگر وقتی نیز آمده برطرف می شود. حال این مشکل و گرفتاری یک بیماری(انبیاء، آیات ۸۳ و ۸۴؛ ص، آیات ۴۳ و ۴۴) یا اندوه روحی (انبیاء، آیات ۸۷ و ۸۸؛ قلم، آیات ۴۸ و ۴۹) یا هلاکت دشمن و گرفتاری او باشد(قمر، آیات ۱۰ و ۱۱)بنابراین، کارکردهای بسیاری دارد و با توجه به شرایط و نیازها و نیز مصلحت ها خداوند به انسان مدد و یاری می رساند و او را کمک می کند.
  4. به هر حال، استغاثه شرایطی را فراهم می آورد که انسان همانند بهره گیری از آن می تواند نقصی را اصلاح، بیماری را به سلامت، دشمنی را دفع، صلح و آرامشی را جلب، مرگ و هلاکی را برای دیگران رقم زند.

استغاثه به غیر خدا، از باب توسل

چنان که گفته شد پاسخ خداوندی به استغاثه دو نوع است: طبیعی و غیر طبیعی. طبیعی آن است که با وسیله اسباب عادی و طبیعی مشکل را حل می کند و بلا و مصیبتی را می زداید. از آن جایی که دنیا داراسباب است خداوند بسیاری از پاسخ ها را قالب بهره گیری از اسباب عادی و طبیعی می دهد. این همانند استغاثه و پاسخی است که حضرت موسی(ع) به پیرو خویش می دهد و با جنگ و درگیری به کمک دوست پیرو می رود تا او را نجات دهد. مشت زدن و درگیر شدن برای کمک یک امر طبیعی برای دفاع از کسی که به او حمله شده باشد.(قصص، آیه ۱۵)

دومین نوع از پاسخ های الهی غیرطبیعی و از راه های غیر متعارف است. در بسیاری از آیات پیش گفته که به آثار و پیامدهای استغاثه به خدا پرداخته شده بود، پاسخ های الهی از راه های غیر متعارف بوده است؛ یعنی درمان بیماری حضرت ایوب (ع) هر چند که با بهره گیری از چشمه ای برای شست و شو و آب خنک برای نوشیدن(ص، آیات ۴۱ تا ۴۳) یا پیروزی در جنگ با امدادهای غیبی و حضور فرشتگان فراهم آمده است(انفال، آیه ۹)

هم چنین استغاثه می تواند از خدا و غیر خدا اتفاق افتد. چنان که پیرو موسی(ع) به آن حضرت (ع) استغاثه کرد و آن حضرت نیز به کمک او شتافت و پاسخ استغاثه اش را داد. اصولا در اسلام بیان شده که هر یک باید به دیگر در کارهای خیر و نیک و تقوا مدد و یاری رساند و تعاون و همکاری داشته باشد. « وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» بنابراین، درخواست استغاثه با فریاد و تضرع و زاری به دیگران غیر از خدا در کارهای عادی جایز است.

اما تضرع و استغاثه به غیر خدا در کارهای غیر متعارف چگونه است؟ در پاسخ باید گفت که استغاثه به شکل توسل جایز است؛ یعنی شخص او را شفیع خود قرار می دهد و با بهره گیری از عظمت نام او در پیشگاه خداوندی او را شفیع خود قرار می دهد تا او واسطه شود و خداوند به شفاعت چون محمدی(ص) او را یاری رساند و پاسخ او را دهد. البته این استغاثه در اصل به سوی خداست و تنها واسطه کردن دیگری به معنای او را غوث خود قرار دادن نیست. هم چنان می توان اولیای الهی را وسیله قرار داد و به آنان توسل جست؛ چنان که خداوند می فرماید: وابتغوا الیه الوسیله، به سوی خدا وسیله بجویید.(مائده، ایه ۳۵)

نماز استغاثه

وقتى خواستى بخوابى ، نزد خود ظرف آب تمیزى بگذار و رویش را بپوشان و هنگامى که براى نماز شب بیدار شدى ، سه جرعه از آن بنوش و با بقیه آن وضو بگیر و رو به قبله ، اذان و اقامه بگو و دو رکعت نماز به هر سوره اى که خواهى ، بخوان . در رکوع و بعد از آن و در سجده اول و بعد از آن و در سجده دوم و بعد از آن ، در هر یک بیست و پنج مرتبه بگو: یا غیاث المستغیثین . در رکعت دوم نیز مثل رکعت اول ، آن را انجام بده و بعد از سلام رو به آسمان کن و سى مرتبه بگو: من العبد الذلیل الى المولى الجلیل . سپس حاجتت را بخواه که ان شاء اللّه برآورده مى شود.( به نقل از حجه الاسلام و المسلمین حسین انصاریان از کتاب مکارم الاخلاق، شیخ حسن ابن فضل طبرسى؛ و نیز قبس المصباح ، بلد الامین ، ص ۱۵۹، به نقل از بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۵۴، ح ۱۳، ب ۱۰)

از حضرت رضا (ع) نقل شده است: چون گرفتاری شدیدی برایتان پیش آید که شما را غمگین نمود دو رکعت نماز بخوانید، در رکعت اول فاتحه و آیه الکرسی، و در رکعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو: «اَللهُمَ بِحَقّ مَن اَرسَلتَهُ اِلی خَلقِکَ وَ بِحَقِّ کُلِّ آیَهٍ وَ بِحَقّ کُلَّ مَن مَدَحتَهُ فیهِ عَلَیکَ وَ بِحَقِکَ عَلَیهِ وَ لاتَعرِفُ اَحَدا اَعرَفُ بِحَقِکَ مِنک». پس ده بار بگو: «یا سَیِدی یا الله» ده بار «بِحَقِ مُحَمَدِ» ده بار «بِحَقِ عَلیٍ» ده بار «بِحَقِ فاطمه» ده بار «بِحَقِ الحَسَن» ده بار «بِحَقِ الحُسین» و همین طور تمام ائمه را می شماری تا حضرت ولی عصر (عج).همانا از جای خود برنخاسته باشید تا حاجتتان روا شود، ان شاءالله.

در جایی دیگر از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است که ایشان در پاسخ فردی گرفتار بیان داشته اند: دو رکعت نماز بخوان و در هر رکعت بعد از حمد سیزده بار سوره قدر. چون فارغ شدی سجده کن و بگو: «اَللهُمّ یا فارِجَ الهَمّ وَ کاشِفَ الغَمّ وَ مُجیبَ دَعوَه المُضطَرّین وَ رَحمنَ الدّنیا وَ رَحیمَ الآخِرَه صَلّ عَلی مُحَمد وَ آل مُحَمد وَ ارحَمنی رَحمَه تُطفِئ بِها عَنّی غَضَبَکَ وَ سَخَطَکَ وَ تُغنِیَنی بِها غَمّن سِواک» بعد گونه راست را به زمین بچسبان و بگو: «یا مُذِلّ کُلّ جَبّار عَنید وَ یا مُعِزّ کُلّ ذَلیلِ وَ حَقّکَ قَد بَلَغَ المَجهُودُ مِنّی فی اَمرٍ کَذا فَفَرّج عَنّی». پس گونه چپ را به زمین بچسبان و بگو مانند آن را، بعد به سجود برگرد و مانند آن را بگو، پس بدان خداوند غم تو را فرج می دهد و حاجتت را روا می سازد.

همچنین از امام سجاد (ع) روایت شده است که فرموده اند: هرگاه گرفتاری برای یکی از شما پیش می آمد، تمیزترین جامه هایش را بپوشد و وضو بگیرد و به پشت بام رود و چهار رکعت نماز بخواند. در رکعت اول حمد و سوره زلزلت، و در رکعت دوم حمد و سوره نصر، و در رکعت سوم حمد و سوره کافرون، و در رکعت چهارم حمد و توحید را. بعد سر به آسمان بردارد و بگوید:«خداوندا! تو را قسم می دهم به اسمائی که اگر بر درهای بسته آسمان بخوانی باز می شود، و اگر برای گشاده شدن تنگی های زمین ها بخوانی گشاده می گردد، و به اسماء تو که اگر برای مشکلات بخوانی آسان گردد و به اسمائی که اگر بر قبرها بخوانی برانگیخته می شوند. بر محمد و آل او درود فرست و مرا حاجت روا باز گردان».

سپس حضرت زین العابدین (ع) فرمودند: به خدا هیچ کس پس از این عمل قدم بر نمی دارد، مگر آن که حاجت او روا می گردد، ان شاء الله تعالی.

شیخ حسن ابن فضل طبرسى در کتاب مکارم الاخلاق فرموده است : نماز استغاثه به بتول (علیها السلام ): دو رکعت نماز مى کنى پس به سجده مى روى و مى گویى «یا فاطمه » صد مرتبه ، پس جانب راست رو را بر زمین مى گذارى و صد مرتبه مى گویى ، پس جانب چپ مى گذارى و صد مرتبه مى گویى ، پس دوباره به سجده مى روى و صد و ده مرتبه مى گویى ، پس از آن مى گویى :

یا آمِناً مِنْ کُلِّ شَیْى ءٍ وَ کُلُّ شَیْى ءٍ مِنْکَ خآئِفٌ حَذِرٌ اَسْئَلُکَ بِاَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَىْءٍ وَ خَوْفِ کُلِّ شَىْءٍ مِنْکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِیَنى اَماناً لِنَفْسى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى حَتّى لا اَخافَ اَحَداً وَ لا اَحْذَرَ مِنْ شَىْءٍ اَبَدَاً اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْى ءٍ قَدیرٌ .( مکارم الاخلاق ، ج ۲، ص ۱۱۸، به نقل از بحار الانوار، ج ۹۱، ص ۳۵۶)

نماز استغاثه به سوى خدا

و نیز در این کتاب شریف از حضرت صادق (ع ) روایت کرده که فرموده : هرگاه یکى از شماها خواهد استغاثه کند به سوى خداوند، پس دو رکعت نماز کند پس به سجده رود و بگوید: یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللّهِ یا عَلِىُّ یا سَیِّدَىِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِکُما اَسْتَغیثُ اِلَى اللّهِ تَعالى یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ اَسْتَغیثُ بِکُما یا غَوْثاهُ بِاللّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فاطِمَهَ .

و مى شمارى هر یک از امامان را، پس مى گویى: بِکُمْ اَتَوَسَّلُ اِلَى اللّهِ تعالى ؛ یعنی به شما توسّل مى جویم به سوى خداى تعالى . پس به درستى که در همان ساعت به فریاد تو خواهند رسید انشاء اللّه تعالى .( مکارم الاخلاق ، ج ۲، ص ۱۱۹، ف ۴، ح ۲۳۲۴، به نقل از بحار، ج ۹۱، ص ۳۵۷)