استعاذه؛ امنیت‌یابی از شُرور و خطرات انسی و جنی

انسان دارای دشمنان درون و برون بسیاری است که باید از آنها به خدا پناه ببرد  وبا استعاذه، در پناهگاه امن الهی از شرور دشمنان در امان ماند. استعاذه واقعی و حقیقی، تنها به ذکر سخنی چون«معاذالله» و «اعوذ بالله» یا «اعوذ بالرحمن» نیست؛ زیرا با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی‌شود و با لقلقه زبان پناهگاهی ساخته نمی شود، بلکه با اعمال است که انسان برای خود پناهگاهی امن بسازد؛ زیرا ایمان همان امنیت سازی است که با نیت پاک و عمل صالح انجام می گیرد. در قرآن به اشکال گوناگون درباره ضرورت پناهگاه سازی و پناه بردن از شرور مخلوقات سخن به میان آمده و حتی خداوند در قرآن خواسته برای قرائت و تلاوت قرآن نیز در گام نخست پیش از بسم الله، برای خود پناهگاهی امن بسازیم تا از هر‌گونه، وسواس، الهام و ایحاء شیاطین در امان باشیم. این در حالی است که برخی‌ها از روی جهالت و ضلالت به جای پناهجوئی به خدا، به دشمن پناه می برند و از دشمن می خواهند آنان را در امان نگه دارد. در مطلب حاضر چیستی و فلسفه استعاذه و خطرات و شروری که انسان را تهدید می‌کند و او باید از آنها به خدا پناه ببرد تشریح شده است.
استعاذه، نیاز انسانی
استعاذه، از ریشه «عَوْذ» به معناى پناه بردن به غیر از هرگونه شرّ و بدى، درخواست کمک و چنگ‌زدن آمده است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، لسان العرب، مصباح المنیر، ذیل واژه عوذ)
منظور از استعاذه در فرهنگ قرآن، پناه‌جوئی به خدا برای در امان ماندن از شرور مخلوقات الهی است؛ زیرا هر موجودی در دنیا دارای نواقصی است که این نواقص موجب زیان و ضرر به دیگری می شود. در قرآن برای بیان این مفهوم از مشتقّات «عوذ» و نیز عبارت‌هاى «لا ملجأ من اللّه إلاّ إلیه» و «لن‌تجد من دونه ملتحدًا» و مانند آنها استفاده شده است.
از نظر قرآن، هر انسانی باید همواره خود را در پناه خدا قرار دهد؛ زیرا دنیا و زندگی در آن، دارای شرایط و مقتضیاتی است که نمی توان از شرور دیگران در امان ماند؛ بلکه حتی نفس انسانی دارای ویژگی‌هائی است که خود می‌تواند عامل شری برای انسان باشد؛ زیرا نفس دارای قوای چندگانه ای است که دو قوه جاذبه و دافعه که از آنها به عنوان شهوت و غضب یاد می شود، همواره برای کسب نهایت و تمامیت کمال خویش، رفتاری ظالمانه در پیش  گرفته و هرگز به موازین عدالت پایبند نیست؛ مگر آنکه با پایبند عقل، عقال و در‌بند شود و اجازه تحرکات بیش از نیاز و اندازه به شهوت و غضب داده نشود؛ خروج شهوت و غضب در جذب و دفع موجب می شود که شرور آن دامن‌گیر شخص شود. البته انسان به شهوت برای جذب هر آنچه نیاز زندگی است یا به غضب برای دفع هر دشمن، نیاز دارد؛ اما این دو قوه باید مدیریت شود تا تنها در چارچوب نیازهای عادلانه عمل و رفتار کرده و تعدی و تجاوز و ظلمی نداشته باشد. شهوت برای آسایش، و غضب برای آرامش و امنیت است و نباید به‌گونه‌ای باشد که شهوت و غضب، آرامش و امنیت را از میان بردارد.
به هر حال، به سبب تهدیدهای بسیاری که هر لحظه انسان با آن مواجه است، باید پناهگاه مطمئنی پیدا کرده و به آن پناه برد؛ زیرا خطرات، از نظر کمیت، آنچنان زیاد و از نظر کیفیت آنچنان سهمگین است که اگر انسان در پناه امنی قرار نگیرد، ممکن است تباه شود و هرگز رنگ و بوی سعادت را نبیند و نچشد.
استعاذه باطل و استعاذه حق
چنانکه گفته شد، انسان ها نیازمند پناهگاه امن و مطمئن هستند و پناهجوئی برای آنان یک ضرورت و نیاز حقیقی و واقعی است؛ اما به سبب آنکه احاطه علمی به امور و چیزها ندارند، گاه امری را پناهگاه می بینند که پناهگاه نیست؛ و گاه پناهگاه واقعی و حقیقی را پناهگاه نمی‌بینند و بدان پناه نمی برند و آسیب می‌بینند. در این میان برخی از دشمنان در قالب دوستان وارد شده و نشانی غلط می دهند.
اصولا انسان وقتی خطر واقعی و فعلی را در برابر خویش می بیند یا خطر احتمالی را در پیش رو می یابد، بر آن می شود تا برای دفع و رفع آن اقدام کند و خطر واقعی را بردارد و خطر احتمالی را پیش از آنکه تاثیر منفی بگذارد، دفع کند. دفع خطر احتمالی همانند رفع خطر واقعی ، رفتاری عقلانی است و هر انسانی خواسته و ناخواسته به آن اقدام می کند؛ زیرا این گونه اعمال همانند اعمال غریزی و طبیعی است و انسان برای حفظ بقای خود می‌جنگد؛ پس برای جذب نیازهای بقایی و دفع و رفع تهدیدات تلاش می کند و از قوه شهوت و غضب برای فراهم آوری آسایش و آرامش بهره می برد.
همین نیاز شدید به پناهگاه و ضرورت پناهجوئی از خطرات بسیاری که انسان را تهدید می کند، موجب شده تا دیگرانی از این مساله سوء استفاده کنند و نشانی غلط بدهند و یا انسان به اشتباه به اموری یا کسانی استعاذه بجوید که نه تنها پناهگاه نیست، بلکه رفتن به درون خطر و تباهی است.
در جاهلیت پیش از اسلام و حتی امروز نیز کسانی هستند که به جای پناهجوئی به خدا، به دیگرانی همچون جنیان پناه می برند و به جای آنکه به امنیت و آرامش برسند، بر مشکلات‌شان افزوده شده و تباهی را برای خود رقم می زنند. خداوند می فرماید: وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ؛ و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى ‏بردند و بر سرکشى آنها مى‏ افزودند. (جن، آیه ۶)
از نظر قرآن نه تنها پناهجوئی به جن موجب رهائی از خطر و مشکلات نمی شود، بلکه موجب دوری از آرامش به سبب افزایش رفتارهای نادرست و غلط و حتی گناه می شود؛ زیرا در این آیه «رهقاً» به گناه نیز تفسیر شده است. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه)
پس از نظر قرآن، استعاذه به برخی از امور و افراد همچون جنیان نه تنها موجب رهائی از خطر و دفع و رفع آن نیست، بلکه خود موجب افزایش خطر و سلب آرامش و آسایش از انسان خواهد شد؛ بنابراین، بر انسان است که پناهگاه واقعی را بشناسد و بدان پناه برد.
از نظر قرآن بهترین و مطمئن ترین پناهگاه برای انسان، خود خدای تبارک و تعالی است که پناهگاهی حق است و آدمی باید بدان پناه برد و این گونه خود را از هر خطر فعلی و احتمالی در امان نگه دارد.
خطرهای فعلی و احتمالی
لازم است مهمترین خطرها و شروری که انسان با آن مواجه است شناخته شود تا بدانیم با چه خطرها و شروری مواجه هستیم و به کجا و به چه اسم و صفتی از صفات الهی پناه ببریم تا در بهترین حالت در پناهگاه امن قرار گیریم و از شرور، خود را در امان نگه داریم. مهمترین خطرها و شروری که انسان با آن مواجه است عبارت است از:
۱- غضب الهی: شاید بدترین خطری که دامنگیر بشر می‌شود، غضب الهی است که موجب اضلال کیفری و عقاب دنیوی و اخروی می شود. اصولا انسان در شرایط دنیا به گونه ای است که بسیار محتمل است که غضب خداوند را بر‌انگیزد و شرّ آن دامنگیر او شود. انسان به دلیل آنکه گرفتار وسوسه و تسویل گری نفسانی است و قوای غضب و شهوت، زیاده خواهی و اسراف و ظلم و تعدی دارد، موجبات خشم الهی را فراهم می آورد. البته در این میان دشمنان سوگند خورده‌ای چون ابلیس و اولیای او هستند که با تزیین‌‌گری و وسوسه گری بر آن هستند تا انسان از دایره رحمت به دایره غضب الهی در آید. این گونه است که خطاها و اشتباهات درونی و خواسته‌های نفسانی از یک سو و وسوسه و تزیین گری ابلیس و شیاطین جنی و انسی از سوی دیگر، انسان را به گناه می کشاند و غضب الهی را موجب می شود. در این شرایط بهترین چیز آن است که انسان با استغفار و استعاذه، خودش را از غضب الهی در امان نگه دارد. در روایت است که انسان باید همواره بگوید: «انّی اَعُوذُ بِکَ مِنْکَ؛ خدایا از خودت به خودت پناه می‌برم.» یعنی از غضب تو به رحمت و غفرانت پناه می‌برم؛ زیرا از نظر قرآن هیچ پناهگاهی امن تر از خود خدا نیست و اصولا هیچ چیزی نمی تواند پناهگاه برای انسان باشد؛ از همین رو می‌فرماید: قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا ؛ بگو: هرگز کسى مرا در برابر خدا، پناه نمى‏ دهد و هرگز پناهگاهى غیر از او نمى‏ یابم.(جن، آیه ۲۲) پس هر گاه خطا و اشتباه و گناهی مرتکب شده و یا احتمال آن را دادیم، به سرعت به پناهگاه دامن امن الهی پناه بریم و با توبه و استغفار و استعاذه، خود را در امنیت از غضب او قرار دهیم:  و بدانیم که خدا از هر مادری مهربان‌تر است و هر گاه خطا و گناهی کردیم از خشم و غضبش به دامن مهر و رحمت و مغفرتش پناه بریم تا این گونه در امان باشیم. پس پناهجوئی به جنیان نه تنها مانع غضب الهی نیست و خطر را دفع نمی کند، بلکه غضب الهی را بیشتر کرده و خطر را برای خود نزدیک تر و شدیدتر می‌کنیم.
۲- شرور نفسانی: از امور دیگری که انسان باید به خدا پناه برد، شرور نفسانی است که بارها به آن توجه داده شده است؛ زیرا دشمن ترین دشمنان انسان خود نفس انسانی و زیاده خواهی و اسراف دو قوه غضب و شهوت است که حاضر نیست تحت مدیریت عدالت محور عقل و قلب قرار گیرد. پیامبر(ص) می فرماید: اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛ دشمن ترین دشمنان، نفس خودت است که در میان توست (مجموعه ورام، انتشارات مکتبه فقیه، ج۱، ص۵۹.) از همین رو در تعقیبات نماز آمده است: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ یَخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ وَ مِنْ صَلاَهٍ لاَ تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ یُسْمَعُ‏ خدایا پناه به تو مى ‏برم از نفسى که از دنیا سیرى ندارد و از قلبى که خاشع نباشد و از علمى که نفع نبخشد و از نمازى که بالا نرود و از دعائى که به اجابت نرسد.(مفاتیح الجنان؛ تعقیبات نماز عصر منقول از مصباح المتهجد) .
۳- شرور شیطان: از امور دیگری که انسان باید از آن به خدا پناه برد، شرور شیاطین از جن و انس است که تحت فرمان شیطان بزرگ، ابلیس هستند. شیاطین جنی و انسی همواره در اطراف ما می گردند تا راه نفوذی بیابند. خداوند می‌فرماید: وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ ؛ و اگر از شیطان وسوسه‏ اى به تو رسد به خدا پناه ببر، زیرا که او شنواى داناست؛ در حقیقت کسانى که تقواپیشه هستند، چون وسوسه‏ اى از جانب شیطان به آنان رسد، خدا را به یاد آورند و بناگاه بینا و بصیر نسبت به آنان شوند و خود را حفظ کنند.(اعراف، آیات ۲۰۰ و ۲۰۱) بنابراین، انسان باید مواظب و مراقب این شیاطین جنی باشد و به خدا پناه برد؛ زیرا آنان وسواس خناس هستند: مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ؛ از شر وسوسه‏ گر نهانى؛ آن کس که در سینه‏ هاى مردم وسوسه مى‌کند، چه از جن و چه از انس.(ناس، آیات ۴ تا ۶) پیامبر(ص) به مردم هشدار می دهد که باید مواظب و مراقب شیاطین باشند؛ آن حضرت (ص) می فرماید: هیچیک از شما نیست، مگر اینکه برای او شیطانی است. به آن حضرت(ص) گفتند: برای شما هم یا رسول‌الله(ص) شیطانی است؟ حضرت(ص) فرمود: و من هم شیطانی دارم؛ جز آنکه خداوند مرا کمک کرده است تا بر او مسلط شوم. پس آن شیطان من تسلیم من شده است و اینک او مرا جز به خیر و خوبی امر نمی کند.(بحار الانوار، چاپ بیروت، ج۶۷، ص۴۰.)
۴- شرور مخلوقات: از نظر قرآن، آفریده‌های الهی به دو دسته اصلی: امر و خلق  تقسیم می‌شود: أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ. (اعراف، آیه ۵۴) آفریده های امری هرگز شری ندارد، اما آفریده های خلقی به سبب ظرفیت ها و استعدادهای متفاوت آن، دارای شروری هستند. البته باید توجه داشت که خداوند از چهار حالت: خیر مطلق، شرّ مطلق، خیر اکثری و شرّ اکثری؛ تنها خیر مطلق و خیر اکثری را خلق کرده است و هرگز شر مطلق و شر اکثر را نمی آفریند؛ بنابراین، باید توجه داشت که در هر مخلوقی شرّی است که باید از آن به خدا پناه برد. خداوند می فرماید: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ؛ بگو پناه مى برم به پروردگار شکافنده تاریکی و ایجاد کننده سپیده دم. از شر مخلوقات و آنچه آفریده است.(فلق، آیات ۱ و ۲) شرور مخلوقاتی که باید حتما از آنها به خدا پناه برد بسیار هستند که برخی از آنها در ادامه بیان می‌شود.
۵- ظلمت و تاریکی فراگیر: خداوند می‌فرماید:  وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ؛ و پناه می‌برم از شر تاریکى چون فراگیرد (فلق، آیه ۳)؛
۶- دمندگان افسونگر در گره ها: خداوند می‌فرماید: وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ؛ و پناه می‌برم از شر دمندگان افسون در گره ‏ها. (فلق، آیه۴)؛
۷- حسادت فعلی : حسادت فعلی غیر از حسادت قلبی است؛ یعنی حسادتی که به شکل عمل خودنمایی کند؛ چنانکه حسادت قابیل(مائده، آیات ۲۷ تا ۳۰) و حسادت برادران یوسف(ع) این گونه بود.(یوسف، آیات ۸ تا ۱۸) خداوند می‌فرماید:  وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ؛ و پناه می برم از شر هر حسود از جن و انس آنگاه که حسد ورزد. (فلق، آیه ۵)
۸- وسوسه گران نهانی در سینه ها: این وسوسه گران همان شیاطین جنی و انسی هستند که انسان‌ها را برده خود کرده و با نفوذ معنوی بر ذهن و قلب آنان، تصویری نادرست ارائه می‌دهند؛ چنانکه حضرت آدم(ع) را به جاودانگی فریب دادند. خداوند می فرماید: مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ؛ پناه می برم از شر وسوسه‏ گر نهانى ؛ آن کس که در سینه‏ هاى مردم وسوسه مى ‏کند؛ چه از جن و چه از انس.(ناس، آیات ۴ تا ۶)
۹- نسبت‌های ناروا: انسان باید از نسبت‌های ناروای دیگران به خدا پناه برد: عذت بربّى وربّکم أن ترجمون؛ از سنگسار و بستن نسبت های ناروا به پروردگار خودم و خودتان پناه می برم.(دخان، آیه ۲۰)
۱۰- دوری از رفتار جاهلانه و بی خردانه: انسان ممکن است رفتارهایی را بر اساس جهل و نادانی و جهل سفاهتی انجام دهد؛ لذا برای رهائی از این شرور باید به خدا پناه برد. خداوند می‌فرماید: اى نوح! او در حقیقت از کسان تو نیست او عملی ناصالح است؛ پس چیزى را که بدان علم ندارى، از من مخواه! من به تو اندرز  می‌دهم که مبادا از نادانان باشى! گفت: پروردگارا من به تو پناه مى برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم.(هود، آیات ۴۶ و ۴۷) پس باید مواظب بود تا سخن و رفتاری نداشته باشیم که خاستگاه آن جهالت باشد. از این رو حضرت موسی(ع) به خدا پناه برده و می فرماید: قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ؛ موسی گفت: به خدا پناه می برم از اینکه از جاهلان باشم.(بقره، آیه ۶۷)
۱۱- ستمگری: انسان باید مواظب باشد که مظلوم واقع نشود در عین حال ستمگری هم نکند. خداوند می فرماید که لازم است انسان براى دور ماندن از ستم، به خدا پناه برد: قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ؛ گفت: پناه به خدا که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته‏ ایم بازداشت کنیم زیرا در آن صورت قطعا ستمکار خواهیم بود. (یوسف، آیه ۷۹)
۱۲- ارتکاب فحشاء و انحراف جنسی: از مهمترین مشکلات بشر شهوت بویژه شهوت جنسی است که باید خیلی مواظب باشد که فریب نخورد و بهتر از آن اینکه خود را در پناه خدا قرار دهد تا همواره زنگ خطر به صدا در آید و انسان از فجور دور شود: و آن بانو که وى در خانه‏ اش بود و مراوده و آمد و شد داشت، خواست از او کام گیرد و درها را پیاپى چفت کرد و گفت: بیا که از آن توام ! یوسف گفت: پناه بر خدا! به راستی که پروردگارم به من جاى نیکو داده است. قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند. (یوسف، آیه۲۳) پس برای رهائی از انحراف جنسی  و حفظ عفت و حیا باید به خدا پناه برد.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴؛ مریم، آیه ۱۸)
۱۳- هنگام احساس خطر: هنگام احساس خطر بویژه خطر جنسی باید تنها به خدا پناه برد. پس هنگام حضور مرد و زنی نامحرم در خلوتگاه تنها خدا است که بهترین پناهگاه است: قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا ؛ مریم گفت: اگر پرهیزکار هستی، من از تو به خداى رحمان پناه مى برم. (مریم، آیه ۱۸)
۱۴- متکبّر منکر قیامت: چنین افرادی به هیچ آئین و قانونی پایبند نیستند؛ زیرا وقتی قدرت و ثروت داشته باشند و از مواخذه قانون نترسند، هیچ چیزی جلو دار آنان نیست؛ زیرا ترس از قیامت و حساب و کتاب آنجاست که بازدارنده انسان از اعمال ستمگرانه است؛ وقتی این امر وجود نداشته باشد و شخص، متکبر و مستکبر و فراقانون شد، دیگر بسیار خطرناک است. از این رو، تنها باید به خدا پناه برد: وَقَالَ مُوسَى إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لَا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ ؛ و موسى گفت: من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‏ ام. (غافر، آیه ۲۷)
ذکر استعاذه به خدا
انسان باید استعاذه عملی داشته باشد، ولی از مقدمات آن همین ذکر و گفتن زبانی است که کم کم به قلب راه می یابد و ذکر قلبی می شود. البته ذکر زبانی آثار  و تاثیراتی دارد که نباید از آن غافل شد. از این رو هم قول زبانی و هم قول اعتقادی بسیار مهم دانسته شده و خداوند بارها با تعبیر «قل» بر آن است تا هر دو نوع از قول یعنی زبانی و اعتقادی و عملی در دستور کار مردم قرار گیرد.
خداوند خود به تعلیم این رویه پرداخته است. در آیات قرآن چگونگى استعاذه از سوى خداوند به پیامبر(ص) تعلیم داده شده است: و قل رّبّ أعوذ بک من همزت الشّیـاطین و أعوذ بک ربّ أن یحضرون. (مؤمنون، آیات ‌۹۷‌و‌۹۸) همچنین فرموده است: قل أعوذ بربّ الفلق. (فلق‌، آیه ۱) قل أعوذ بربّ النّاس. (ناس‌، آیه ‌۱)
به نظر می رسد که برای رهائی از شرور مخلوقات از نظام تکوین گرفته تا جادوگران و ساحران که با گره زدن‌، گره در کار مردم می‌افکنند تا شر فعلی حسودان، باید به پروردگار فلق پناه برد؛ زیرا خداوند پرده ظلمت اینها را می درد و انسان را از تاریکی این شرور در امان نگه می دارد و در روشنایی قرار می دهد. (فلق، آیات ۱ تا ۵)