استخاره و قرعه، پایان تردیدها

120استخاره در زبان عربی به معنای درخواست خیر از خداوند متعال کردن است؛ زیرا خداوند به عنوان پروردگار هستی تنها کسی است که می تواند خیر را به کسی ارزانی دارد چنان که در مقام آفریدگاری وجود وهستی را به هر آفریده ای ارزانی داشته است.

بنابراین درخواست خیر از خداوند معنای دیگری از توکل و تفویض امور از سوی شخص به خداوند دانا و تواناست. در کنار این معنا گاهی استخاره به معنای نوعی قرعه در هنگام تحیر است که با دعا و درخواست از خداوند متعال همراه می باشد؛ زیرا خداوند بهترین مشاوره در تمامی هستی است؛ زیرا او دانا به همه امور و عواقب کارهاست و بهترین کسی است که انسان می تواند از او یاری و مدد بخواهد تا به گونه ای در مقام اسم هادی وی را به سوی بهترین کارهای راهنمایی و هدایت کند. معمولا این نوع استخاره با تسبیح و قرآن انجام می شود.

اما نوعی دیگر از استخاره نیز وجود دارد که همان قرعه است. این نوع طلب و درخواست خیر کردن در حقیقت انتخاب بهترین کار در میان دو راهی های پرخطر و مشکلات و معضلات غیر قابل حل می باشد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های ثقلین کتاب و عترت ، و نیز نوشته هایی که در منابع گوناگون درباره استخاره و قرعه بیان شده ، تبیین کامل و جامعی از این مساله به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گستره معنایی استخاره

استخاره از ریشه «خ‌ـ‌ى‌ـ‌ر» و از باب استفعال، در لغت به معناى «طلب خیر در چیزى»( لسان‌العرب، ابن منظور، ج‌۴، ص‌۲۵۹، «خیر») و در اصطلاح عبارت است از واگذاردن انتخاب به خداوند با دعا و عمل مخصوص، در کارى که انسان در انجام دادن آن مردّد است. این واژه در قرآن نیامده است؛ ولى با توجه به اینکه مسلمانان در مواردى براى تصمیم‌گیرى در کارهایشان از روش استخاره با قرآن استفاده مى‌کنند، در حوزه مسائل پیرامون قرآن قرار مى‌گیرد و از آن جهت که برخى مفسّران آیه شریفه «اَن تَستَقسِموا بِالاَزلـم» (مائده، آیه ۳) را به استخاره تفسیر کرده‌اند، مى‌تواند در حوزه معارف قرآن قرار گیرد.( احکام القرآن، ابن‌العربى، ج‌۲، ص‌۵۴۴‌ـ‌۵۴۵.)

برای استخاره دو معنا گفته اند: معنای نخست همان معنای حقیقی استخاره است که به معنای درخواست و طلب خیر از خداوند کردن در امور زندگی است . انسان هر کاری را که می خواهد ا نجام دهد از خداوند می خواهد تا خیر باشد و آثار آن در زندگی دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی آشکار شود؛ زیرا بسیاری از کارهایی که انسان انجام می دهد هر چند که به ظاهر خوب و خیر است ولی می تواند در باطن شر و مکروه باشد، از این روست که شخص هنگام ا نجام کاری از خداوند می خواهد تا آن را خیر قرار دهد و آثار مطلوبی بر آن بار شود. خیرخواهی به ا ین معنا کاری است که همه اولیای الهی و خواص امت اسلام و مومنان واقعی انجام می دهند. در این موارد شخص متوجه ربوبیت و پروردگاری الهی است و بر این باور است که خداوند در همه لحظات زندگی او حضور مستقیم و تاثیرگذار دارد و اگر دمی و لحظه ای عنایت الهی از وی برداشته شود ، هیچ و پوچ و نابود می شود. بنابراین همان گونه که وجود و حیات خویش را هر دم از خدا می داند و می خواهد هم چنین از خداوند می خواهد تا هر دم از زندگی اش را خیر و برکت قرار داده و کارهایش را مدیریت و پروردگاری کند تا در مسیر درست و کمالی گام بردارد و از آثار این عنایات و توجه خاص الهی برخوردار شود. این همان معنای دیگر تفویض امور و توکل در کارهاست که خداوند در بسیاری از آیات از آدمی خواسته است. بر این اساس می توان گفت که چنین استخاره ای در کارها ، امری بسیار مطلوب بلکه واجب است و بیانگر ایمان واقعی شخص به ربوبیت و پروردگاری آفریدگار هستی است. پس طلب خیر نمودن از خدا در تمام کارهایی که انسان می‌کند، ‌خوب و‌ ‌مستحب و بلکه واجب است.‌‌ ‌‌

معنای دیگر استخاره این است که پس از آن ‌که انسان به کلی در امری متحیر و‌ ‌وامانده ‌شد، به طوری که نه عقل خودش وی را به خوبی و بدی آن راهنمایی می کند، و نه عقل‌‌ ‌دیگری راه خیر و شر را به او می شناساند و می فهماند، و نه خدای جهان در باره‌ی آن کار، تکلیفی و‌ ‌فرمانی ‌داشت تا راهنمایش در انجام آن باشد، در این صورت که هیچ راهی برای پیدا کردن خوب و بد‌ نیست؛ در این زمان مومنان به خدای دانا و حکیم که پناه بیچارگان و دادرس افتادگان است، در حالت‌ ‌تحیر و دو دلی، یک راه امیدی بر روی انسان باز کرده و اگر انسان با این حال اضطرار‌ ‌به او ‌پناه ببرد و از او راهنمایی جوید، خدای جهان که دانا به پیدا و نهان است و توانا به انجام هر کاری است، یا‌‌ ‌دل او را به ‌یک‌سو می‌کشاند و راهنمای قلب او می‌شود (در استخاره قلبی) که او مقلب‌ ‌القلوب ‌است، یا دست او را به یک طرف تسبیح می‌اندازد (در هنگام استخاره با تسبیح)‌‌ ‌یا به ‌وسیله‌ی قرآن، دل او را گرم می‌کند (در استخاره با قرآن)‌‌.

به هر حال ، استخاره اصطلاحی در حقیقت، درخواست شناخت بهترین گزینه از خداوند، هنگام تردید و دو دلى است و این معنا غیر از استخاره حقیقی یعنی خیرخواهی است.

استخاره در روایات

واژه استخاره در روایات فراوانى دیده مى‌شود و به گفته بحرانى در روایات به ۴ معنا به‌کار رفته است:

۱. ‌طلب ممکن شدن آنچه در آن خیر است،

۲. ‌طلب عزم بر آنچه در آن خیر است،

۳. ‌طلب خیر از خدا که نوعى دعا تلقى مى‌شود،

۴. ‌طلب شناخت چیزى که خیر در آن است. (الحدائق الناضره، بحرانی، ج‌۱۰، ص‌۵۲۴‌ـ‌۵۲۶. ) افزون بر این معانى، وجوه دیگرى را نیز در معناى استخاره گفته‌اند.( معجم‌المحاسن والمساوى، ص‌۴۴؛ المحاسن، ج‌۲، ص‌۵۹۹‌ـ‌۶۰۰.)

همه معانى یاد شده به دو معنا باز مى‌گردد:

۱. خیرجویى و درخواست دستیابى به خیر. این معناى استخاره، در همه رفتارهاى آدمى و در مواردى است که انسان در انجام دادن کارى نگران است که مبادا ضرر و شرّى بر انجام دادن آن مترتب شود و نتواند به منافع فعل مورد نظر دست یابد، ازاین‌رو با تضرع از خداوند مى‌خواهد تا نتیجه خیر بر کارش مترتب کند و ضررهاى احتمالى را از آن دفع کند. این معناى استخاره عام است و روایاتى متعدد نیز ناظر به این معناست.( وسائل الشیعه، حر عاملی، ج‌۸، ص‌۶۳‌ـ‌۶۸. ) در روایتى از امام‌صادق(علیه السلام) آمده که هرکس در کارى بدون خیرخواهى وارد گردد و گرفتار شود مأجور نخواهد بود.( وسائل الشیعه، ج‌۸، ص‌۸۰.)

۲. خیرشناسى و طلب شناخت خیر. این نوع از استخاره که شایع‌تر بوده، بیشتر مورد توجه عموم مردم است در جایى است که انسان خیر و شرّ عملى را حتى با مشورت نتواند تشخیص‌دهد.

قرعه یکی از راهکارهایی که در تحیر به کار می رود. این نیز همانند استخاره های سه گانه ، راهی است که شریعت در جلوی انسان قرار داده است.

قرعه در لغت به معنای آن چه به فال زنند است. (لغت نامه ، دهخدا، ج ۱۰، ص ۱۵۴۴۱) قرعه نیز مانند استخاره برای حل معضلات و مشکلات تشریح شده است.

در مواردی به قرعه مراجعه می شود که موضوعی مقرون به علم اجمالی باشد و احتیاط در آن ممکن یا جایز نباشد؛ به این معنا که امکان ندارد انسان در آن کار بتواند به شکل احتیاطی عمل کند یا این که اصولا از نظر شرعی احتیاط جایز و شرعی نباشد. در این صورت است که قرعه انداخته می شود تا یکی از دو کار انجام پذیرد.(القواعد الفقهیه ، بجنوردی، ج ۱ ، ص ۶۵ و ۶۶)

مشروعیت استخاره و قرعه

لازم به ذکر است که از روایات، صحّت هر دو‌ ‌معنای یاد شده یعنی خیرجویی و خیرشناسی استفاده می‌شود‌.‌ دایره المعارف اسلامی با اشاره به پیشینه استخاره به روایاتی که مشروعیت آن را نیز بیان می کند ا شاره می کند در این کتاب آمده است: از برخى‌ روایات‌ چنین‌ برمى‌آید که‌ در دوره پیش‌ از اسلام‌، نوعى‌ "استخاره‌ از الله‌" در میان‌ عرب‌ معمول‌ بوده‌ است‌ (نک: ابن‌ سعد، ۸/۱۷۱؛ ابوالفرج‌، ۱۹/۹۲)، ولى‌ درباره چگونگى‌ آن‌ شرحى‌ داده‌ نشده‌ است‌.

از نخستین‌ نمونه‌های‌ عمل‌ به‌ استخاره‌ در دوره اسلامى‌ روایتى‌ از حضرت‌ على‌ (ع‌) است‌، مبنى‌ بر اینکه‌ چون‌ پیامبر (ص‌) وی‌ را به‌ یمن‌ فرستاد، او را بر به‌کارگیری‌ استخاره‌، آنگاه‌ که‌ تصمیم‌گیری‌ دشوار گردد،ترغیب‌ کرد (طوسى‌، امالى‌، ۱/۱۳۵).

همچنین‌ به‌ هنگام‌ رحلت‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) و بروز اختلاف‌ نظر میان‌ صحابه‌ در کیفیت‌ دفن‌ آن‌ حضرت‌، به‌دنبال‌ دو کس‌ فرستادند که‌ یکى‌ به‌ شیوه مکیان‌ زمین‌ را مى‌شکافت‌ و یکى‌ به‌روش‌ مدنیان‌ لحد مى‌ساخت‌؛ آنگاه‌ عبارت‌ «اللهم‌ خِرْلِرَسولِک‌» را بر زبان‌ آوردند و امر را بر آن‌ نهادند که‌ هر یک‌ زودتر رسد، روش‌ او را به‌کار بندند (نک: ابن‌ سعد، ۲(۲)/۷۴- ۷۵؛ ابن‌ ماجه‌، ۱/۴۹۶؛ نیز نک: مجلسى‌، ۲۲/۵۱۸، ۵۲۹).

استخاره‌ و طلب‌ کردن‌ بهترین‌ از خداوند نزد مذاهب‌ گوناگون‌ اسلامى‌ امری‌ پسندیده‌ شمرده‌ شده‌، و در این‌ باره‌ احادیثى‌ چند از پیامبر (ص‌) و ائمه اطهار (ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ (نک: احمد بن‌ حنبل‌، ۱/۱۶۸؛ برقى‌، ۵۹۸ -۵۹۹ ).

در حدیثى‌ نبوی‌ به‌ روایت‌ جابر به‌ چگونگى‌ نماز استخاره‌ پرداخته‌ شده‌ است‌. در این‌ حدیث‌ که‌ از منابع‌ اساسى‌ در مباحث‌ فقهى‌ مربوط به‌ نماز استخاره‌ به‌شمار مى‌آید، دعای‌ ویژه‌ای‌ نیز برای‌ تعقیب‌ این‌ نماز آمده‌ است‌ (مثلاً نک: احمد بن‌ حنبل‌، ۳/۳۴۴؛ بخاری‌، ۷/۱۶۲؛ ترمذی‌، ۲/۳۴۵-۳۴۶).

در منابع‌ امامیه‌ به‌ علاوه‌، احادیث‌ دیگری‌ به‌ نقل‌ از ائمه‌(ع‌) در آداب‌ نماز استخاره‌ آمده‌ است‌ (نک: کلینى‌، ۳/۴۷۰ به‌ بعد؛ ابن‌ بابویه‌، ۱/۵۶۲ -۵۶۳؛ طوسى‌، تهذیب‌…، ۳/۱۷۹ به‌ بعد). نماز استخاره‌ نزد فقیهان‌ از نمازهای‌ مستحب‌ یا مسنون‌ شمرده‌ شده‌ است‌ (مثلاً نک: ابن‌ ادریس‌، ۱/۳۱۳؛ سید بکری‌، ۱/۲۵۷). به‌اتفاق‌ مذاهب‌ فقهى‌، نماز استخاره‌ دو رکعت‌ است‌ و بنا بر قول‌ مشهور نزد مذاهب‌ گوناگون‌، بهتر آن‌ است‌ که‌ در قرائت‌ این‌ نماز پس‌ از فاتحه الکتاب‌، در رکعت‌ نخست‌ سوره کافرون‌ و در رکعت‌ دوم‌ سوره اخلاص‌ خوانده‌ شود (مثلاً نک: غزالى‌، ۱/۱۸۵؛ نووی‌، «الاذکار»، ۳/۳۵۴؛ ابن‌ عابدین‌، ۱/۵۰۶؛ بدون‌ تصریح‌ به‌ ترتیب‌: کلینى‌، ۳/۴۷۲؛ ابن‌ بابویه‌، ۱/۵۶۲).

در یک‌ روایت‌ امامى‌ نیز قرائت‌ سوره‌ های‌ حشر و رحمن‌ در رکعت‌ نخست‌ و سوره‌های‌ معوذتین‌ و اخلاص‌ در رکعت‌ دوم‌ توصیه‌ شده‌ است‌ (نک: کلینى‌، ۳/۴۷۰؛ طوسى‌، همان‌، ۳/۱۸۰). افضل‌ آن‌ است‌ که‌ نماز استخاره‌ در اماکن‌ مقدس‌ چون‌ مساجد و مشاهد گزارده‌ شود (نک: شهید اول‌، ذیل‌ نماز استخاره‌؛ نیز نک: عوفى‌، ۱/۲۱۰ ). در روایات‌ امامیه‌، نمونه‌هایى‌ از توصیه‌ به‌ اقامه این‌ نماز در مسجد النبى‌(ص‌) (کلینى‌، ۳/۴۷۱) و نیز به‌جای‌ آوردن‌ آداب‌ استخاره‌ در مشهد امام‌ حسین‌ (ع‌) (حمیری‌، ۲۸) وارد شده‌ است‌.

علاوه‌ بر استخاره‌ با گزاردن‌ نماز، استخاره‌ به‌ معنى‌ دعا به‌ درگاه‌ خداوند و طلب‌ بهترین‌، در فرهنگ‌ اسلامى‌ جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌؛ گفتنى‌ است‌ که‌ ابن‌ ادریس‌ (۱/۳۱۴) با یاد کردن‌ این‌ نکته‌ که‌ استخاره‌ در زبان‌ عرب‌ اساساً به‌ معنای‌ دعاست‌ ،بر این‌ جایگاه‌ تأکیدی‌ ویژه‌ داشته‌، و بر لزوم‌ پیراستن‌ سنت‌ استخاره‌ از زوائد توصیه اکید کرده‌ است‌ (نیز نک: سطور بعد). دعای‌ ۳۳ از صحیفه سجادیه‌ نیایشى‌ برای‌ استخاره‌ است‌ و در آن‌ از خداوند درخواست‌ مى‌شود تا آنچه‌ مشیت‌ و خواسته حق‌ است‌، الهام‌ فرماید. در جوامع‌ روایى‌ به‌ آداب‌ و سنن‌ استخاره‌ پرداخته‌ شده‌، و روایاتى‌ در این‌ باب‌ به‌ نقل‌ از پیامبر اکرم‌ و ائمه اطهار گردآوری‌ شده‌ است‌ (نک: شوکانى‌، ۱۸۹-۱۹۰؛ حرعاملى‌، ۳/ ۲۰۴-۲۲۱؛ مجلسى‌، ۸۸/۲۲۲-۲۴۲). آثار مستقلى‌ نیز به‌خصوص‌ از سوی‌ عالمان‌ امامى‌ در موضوع‌ استخاره‌ تألیف‌ شده‌ است‌ که‌ از آن‌ میان‌ مى‌ توان‌ به‌ طور خاص‌ کتاب‌ فتح‌ الابواب‌ از ابن‌ طاووس‌ را یاد کرد ( برای‌ کتاب‌شناسى‌ این‌ آثار، نک: خفاف‌، ۴۷- ۵۵؛ نیز برای‌ یک‌ تألیف‌ کهن‌ با عنوان‌ الاستخاره و الاستشاره، نک: نووی‌، تهذیب‌…، ۱(۲)/۲۵۶).

گفتنى‌ است‌ که‌ در برخى‌ منابع‌ علاوه‌ بر نماز استخاره‌ و دعا، به‌ روشهای‌ خاصى‌ نیز در این‌ مورد اشاره‌ شده‌ که‌ گاه‌ سندیت‌ آنها مورد بحث‌ و تأمل‌ بوده‌ است‌:

۱. استخاره‌ به‌ قرآن‌: نخست‌ باید به‌ روایت‌ الیسع‌ قمى‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) اشاره‌ کرد که‌ به‌ موجب‌ آن‌ شخص‌ استخاره‌ کننده‌ به‌ هنگام‌ آماده‌ شدن‌ و قیام‌ برای‌ نماز، مصحف‌ را مى‌گشاید و به‌ نخستین‌ امری‌ که‌ در آن‌ مى‌ بیند، عمل‌ مى‌کند (طوسى‌، تهذیب‌، ۳/۳۱۰؛ کفعمى‌، ۳۹۱، بدون‌ اشاره‌ به‌ نماز ). در شیوه‌ای‌ دیگر که‌ طبرسى‌ بدون‌ ذکر مستند، آن‌ را آورده‌ است‌، شخص‌ پس‌ از به‌جای‌ آوردن‌ نماز مخصوص‌ و دعا، مصحف‌ را مى‌ گشاید و ۷ برگ‌ را شمرده‌، پاسخ‌ خود را در برگ‌ هفتم‌ و سطر یازدهم‌ مى‌ جوید (نک: طبرسى‌، حسن‌، ۳۲۴؛ نیز ابن‌ طاووس‌، ۲۷۷). از اشارات‌ جسته‌ و گریخته‌ در منابع‌ برمى‌آید که‌ چنین‌ روشهایى‌ نزد گروههایى‌ از اهل‌ سنت‌ نیز تداول‌ داشته‌ است‌ (مثلاً نک: همو، ۱۵۶، به‌ نقل‌ از دعوات‌ مستغفری‌؛ ابن‌ حاج‌، ۱/۲۷۸؛ زبیدی‌، ۲/۲۸۵-۲۸۶).

در حدیثى‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) از تفأل‌ به‌ قرآن‌ کریم‌ نهى‌ شده‌ است‌ (کلینى‌، ۲/۶۲۹) و گاه‌ در بیان‌ وجه‌ آن‌ چنین‌ گفته‌اند که‌ مراد از تفأل‌ِ منهى‌ ، استفسار و پیش‌ بینى‌ حوادث‌ آینده‌ به‌ قرآن‌ است‌، یا اینکه‌ در نهى‌ نظر به‌ تشبه‌ به‌ مردم‌ جاهلیت‌ در تفأل‌ و تطیّر بوده‌ است‌. ملاک‌ نهى‌ هرچه‌ باشد، برخى‌ از علما سعى‌ داشته‌اند تا فرقهایى‌ را میان‌ تفأل‌ به‌ قرآن‌ و استخاره‌ به‌ آن‌ قائل‌ شوند (مثلاً نک: فیض‌، ۵/۱۴۱۶-۱۴۱۷). گفتنى‌ است‌ که‌ برخى‌ از عالمان‌ اهل‌ سنت‌ نیز با پرداختن‌ به‌ مسأله تفأل‌ به‌ قرآن‌، آن‌ را به‌ دور از سنت‌ دانسته‌، و مورد نقد قرار داده‌اند (ابن‌ حاج‌، زبیدی‌، همانجاها).

۲. استخاره‌ با رقاع‌: در یکى‌ از روشهای‌ استخاره‌ با رقاع‌ دو دستور «اِفْعَل‌ » و «لا تَفْعَل‌ » بر دو رقعه‌ نوشته‌ مى‌شود و استخاره‌ کننده‌ با به‌جای‌ آوردن‌ آدابى‌ خاص‌ یکى‌ از آن‌ دو را بر مى‌ دارد و به‌ مقتضای‌ آن‌ عمل‌ مى‌ کند (نک: کلینى‌، ۳/۴۷۳؛ طوسى‌، همان‌، ۳/۱۸۲؛ نیز نک: طبرسى‌،احمد،۳۱۴). در روشى‌ دیگر ۶ رقعه‌ به‌کار مى‌رود و آنچه‌ در ۳ رقعه‌ متفقاً دستور «افعل‌» آید، بدان‌ عمل‌ مى‌شود (نک: کلینى‌، ۳/۴۷۰؛ طوسى‌، همان‌، ۳/۱۸۱؛ نیز نک: طبرسى‌، حسن‌، ۲۵۶). روایت‌ نخست‌ بدون‌ ضبط اسناد به‌ یکى‌ از ائمه‌(ع‌) منسوب‌ گردیده‌، و روایت‌ دوم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌. ابن‌ ادریس‌ (۱/۳۱۳-۳۱۴) و محقق‌ حلى‌ (ص‌ ۳۰۴) استخاره‌ با رقاع‌ را مورد انتقاد قرار داده‌، و برگرفته‌ از اخبار غیرمعتبر دانسته‌اند. شیخ‌ مفید نیز بر شذوذ این‌ اخبار و ضعف‌ اسناد آن‌ اشاره‌ نموده‌ است‌ (نک: ص‌ ۲۱۹). برخى‌ نیز چون‌ علامه حلى‌ (۱/۱۲۸) و شهید اول‌ (همانجا) این‌ انتقاد را وارد ندانسته‌ اند .

۳. استخاره‌ با سبحه‌ (تسبیح‌): در این‌ نوع‌ استخاره‌، پس‌ از خواندن‌ دعایى‌ مخصوص‌، به‌ اندازه یک‌ قبضه‌ از تسبیح‌ را جدا کرده‌، دانه‌ ها را دو دو مى‌شمارند؛ در صورتى‌ که‌ بازمانده‌ یک‌ باشد، امر مورد نظر را خوب‌ مى‌انگارند. برپایه آنچه‌ شهید اول‌ (همانجا) یادآور شده‌، این‌ نوع‌ «استخاره‌ به‌ عدد» در سده‌های‌ نخستین‌ اسلامى‌ رواج‌ نداشته‌ است‌؛ تنها ابن‌ طاووس‌ (۲۷۲-۲۷۳) بر پایه روایتى‌ که‌ از امام‌ غایب‌ (ع‌) نقل‌ کرده‌، استناد این‌ سنت‌ را به‌ ائمه‌ (ع‌) باز گردانیده‌ است‌ (نیز نک: کفعمى‌، ۳۹۱-۳۹۲؛ صاحب‌ جواهر، ۱۲/۱۷۲-۱۷۳).

دلایل جواز استخاره با قرآن‌

در باره‌ی استخاره با‌ ‌قرآن روایاتی از پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ نقل شده است ‌که به برخی از آن‌ها‌ ‌اشاره می‌شود‌:

‌۱ـ روایت شده است که: یَسع بن عبدِالله قمی به امام صادق ـ علیه‌ ‌السلام ـ عرض کرد: ‌گاهی می‌خواهم کاری انجام دهم ولی متحیر هستم که آیا انجام دهم‌ ‌یا نه؟ امام صادق ‌ـ علیه السلام ـ به او فرمود: هنگام نماز ـ که شیطان از هر وقت‌ ‌دیگر از انسان دورتر ‌است ـ قرآن را بگشا، اولین آیه‌ای که در آغاز صفحه دست راست‌ ‌می‌بینی، عمل کن‌.‌‌(مجلسی، محمد باقر، مفاتیح‌ ‌الغیب، ص ۴۲ و ۴۳‌‌.)‌‌

‌۲‌‌ ‌ـ از رسول‌ ‌خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است که فرمود: هنگام ‌استخاره با قرآن،‌ ‌ابتدا سه بار سوره‌ی توحید را بخوان سپس سه بار صلوات بر محمد و ‌آلش بفرست، سپس‌ ‌بگو: «اللهم تفألتُ بِکِتابکَ و تَوکلتُ عَلیکَ فَأرِنی مِن کِتابکَ مَاهُو ‌مَکتومٌ مِن سِرکَ المَکنونِ‌ ‌فِی غَیبکَ». یعنی: خدایا به کتاب تو تفأل می‌زنم، و بر تو توکل ‌می‌کنم و از کتابت‌ ‌آنچه را که در نهان غیب تو، پوشیده شده به من بنمایان.» پس از این ‌دعا، قرآن را‌ ‌بگشا و از سطر اول، صفحه‌ی سمت راست، مقصود خود را به دست آور‌.‌‌(مجلسی،‌‌ ‌محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۴۱‌‌.)‌‌

‌۳ـ وقتی خبر تولد زید را به پدر بزرگوارش‌ ‌امام سجاد ـ علیه السلام ـ، امام ـ علیه السلام ‌ـ به اصحاب خود رو کرد و فرمود:‌‌ ‌نام این کودک را چه بگذارم؟ هر کس، نامی گفت، حضرت ‌قرآن طلبید قرآنی را به آن حضرت‌ ‌دادند، قران را باز کرد، این آیه آمد: «و فضل اللهُ ‌المجاهدینَ علی القاعدینَ اجراً‌‌ ‌عظیماً»(نساء ، ایه ۹۵)‌‌

بار دیگر قرآن را‌ ‌گشود، این بار در آغاز صفحه‌ی اول قرآن، این آیه آمد: «اِن اللهَ اشتَرَی مِنَ ‌المؤمنینَ‌ ‌اَنفسَهم وَ اَموالَهُم باَنَّ لَهُم الجَنّهَ یُقاتِلونَ فِی سَبیلِ اللهِ… وَ ذلک هِو الفَوزُ ‌العَظیم»( توبه، آیه ۱۱۱‌‌).‌‌ ‌امام سجاد ـ علیه السلام ـ به این‌ ‌دو آیه نظر انداخت و دید هر دو در مورد ‌جهاد در راه خدا است و از آنچه که رسول خدا‌ ‌ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و علی ـ ‌علیه السلام ـ در مورد «زید» فرموده بودند‌ ‌که در صلب امام سجاد ـ علیه السلام ـ پدید ‌می‌آید، دریافت که این کودک همان زید‌ ‌است، آنگاه مکرّر به حاضران فرمود: «سوگند به ‌خدا این همان «زید» است و نام او را‌ ‌زید گذاشت».( ابوالفضل طریقه‌دار، استخاره و تفأل، ص ۲۶ به نقل از عیون‌‌ ‌اخبار رضا، ج ۱، ص ۱۹۵‌‌)‌

روایتی که از تفأل به‌ ‌قرآن نهی می‌کند‌

شیخ بزرگوار کلینی (ره) از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت‌ ‌کرده است که «به قرآن ‌تفأل مکن».(‌کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۶۲۹‌‌.)‌‌

علامه مجلسی (ره) می‌فرماید: این حدیث را تأویل ‌کرده‌اند به این که از فال‌ ‌گشودن ‌قرآن برای استنباط احوال آینده از آیات (پیشگویی] نهی شده است، چنان که برخی از ‌جاهلان،‌ ‌این روش را وسیله‌ای برای کسب روزی خود قرار داده‌اند و به این صورت، مردم را ‌فریب‌ ‌می‌دهند و ممکن است مقصود، نهی از تفألی باشد که بیشتر مردم از دیدن یا ‌شنیدن بعضی‌ ‌امور اعتقاد پیدا می‌کنند و برخی را مبارک و برخی دیگر را شوم می‌گیرند، ‌بدین صورت‌ ‌که از آیات قرآن کریم نیز فال نیک و فال بد گرفته شود. و شاید یک حکمتش ‌این باشد که‌ ‌اگر موافق نیفتاد باعث کم اعتقادی مردم به قرآن نگردد‌.‌‌(مجلسی،‌ ‌محمد باقر، مفاتیح الغیب، ص ۴۲ و ۴۳‌‌.)‌‌

تذکر این نکته نیز لازم است که کسانی که با قرآن، انس و‌ ‌الفتی ندارند و محکم و ‌متشابه آن را نمی‌شناسند و از علم تفسیر، بهره‌ای ندارند،‌ ‌باید از استخاره و تفأل با ‌قرآن، سخت بپرهیزند و آیات خدا را به بازی نگیرند.

شاید‌ ‌این حدیث شریف در اصول ‌کافی، خطاب به این دسته از افراد باشد. زیرا استخاره و فال‌ ‌معمولاً معنای یکسانی ‌دارند، چنان‌که در دعای استخاره با قرآن می‌گوییم: «اللهم‌ ‌تفألتُ بکِتابکَ، یعنی خدایا به ‌کتاب تو فال می‌زنم»

شاید بتوان این فرق را هم قائل شد‌ ‌که از میان انواع استخاره، ‌استخاره‌هایی که ابزار محسوسی مثل قرآن، تسبیح، دیوان،‌ ‌شعر، کاغذ و…. دارند، آنها ‌را فال هم می‌گویند؛ و استخاره‌هایی که هیچ ابزاری جز‌ ‌دعا و قلب ندارند، آنها را فقط ‌استخاره می‌گویند؛ مثل استخاره‌های مطلق، قلبی،‌ ‌مشورتی‌.‌‌(ابوالفضل طریقه‌دار، کندوکاوی در باره‌ی‌ ‌استخاره و تفأل، قم، انتشارات مدین، چاپ ‌دوم، ۱۳۷۴، ص ۲۱‌‌.)‌‌

شخصی گوید از حضرت علی علیه السلام پرسیدم که چه کسی نزد خدا بیشتر مورد بغض قرار می گیرد؟ حضرت فرمودند: کسی که خداوند را متهم می سازد! راوی باتعجب می پرسد چگونه خداوند را کسی متهم می سازد؟ حضرت فرمودند: کسی که استخاره می گیرد و از خداوند طلب خیر می کند و سپس خیر او در خلاف آنچه که دلش می خواسته به او برسد به همین خاطر ناراحت می شود و غضب می کند پس این شخص خداوند را متهم ساختهاست.(بحارالانوار مجلسی، ج ۷۱، ص ۲۴۷)

استخاره به معنای طلب خیر از خداوند متعال در روایات ما بسیار سفارش شده است، و ائمه اطهار سلام الله علیهم شیعیان را ترغیب بسیاری فرموده‏اند که کارهای خود را بر اساس استخاره انجام دهند. ما در اینجا تنها دو روایت را نقل می کنیم: جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام عَنْ أَبِیهِ «علیه السلام» قَالَ: کُنَّا نَتَعَلَّمُ الِاسْتِخَاره کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَه مِنَ الْقُرْآنِ(وسائل‏الشیعه، ج: ۸، ص: ۶۶۲)

امام صادق از پدرش امام باقر «علیهما السلام» نقل می کنند که فرمودند: ما استخاره را آموزش می دهیم همانگونه که سوره قرآن را آموزش می دهیم. روایت دوم تصریح دارد که پس از طلب خیر از خداوند متعال، هر اتفاقی که برای استخاره کننده بیافتد، می بایست از آن راضی باشد. أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه السلام» قَالَ: کُنَّا نَتَعَلَّمُ الِاسْتِخَارَهَ کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَهَ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ قَالَ مَا أُبَالِی إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَی أَیِّ جَنْبِی وَقَعْتُ(همان پیشین)

امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: ما استخاره را آموزش می دهیم همان گونه که سوره قرآن را آموزش می دهیم. سپس فرمودند: آنگاه که استخاره کردم، باکی ندارم که چه بر من واقع می شود. دلیل این امر را بایست در این نکته جستجو کرد که استخاره کننده خود را به خدا سپرده است و خداوند متعال نیز به خیر او آگاه‏تر است، بنابراین در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقی که بیافتد، بایست ایمان داشته باشد که خیر او در آن بوده است.

اما طریقه استخاره در روایات متفاوت و متنوع است؛ غسل استخاره، نماز استخاره، دعاهای متعدد و مختلف برای استخاره در حالات و ساعات متعدد و استخاره با قرآن یا تسبیح از جمله روشهای استخاره است. از آنجا که معنای اصلی استخاره طلب خیر از خداوند متعال است، بهترین روش آن، دعاست؛ زیرا در حقیقت استخاره نوعی دعا و طلب خیر از پیشگاه خداوند متعال است که عالم به همه امور است و خیر و شر ما نیز به دست اوست.

ادعیه وارده در استخاره

دعاهای متعددی برای استخاره نقل شده است که ما دو دعا را بیان می کنیم و توصیه می کنیم که در هر کاری با یکی از این دعاها از خداوند متعال طلب خیر بکنید:

۱ – امام باقر (سلام الله علیه) می فرمایند: من هرگاه در کار مهمی اراده استخاره کنم در حال نشسته ۱۰۰ بار با دعای زیر از خدا طلب خیر می کنم. اما برای خرید چیزی و کارهای شبیه آن سه بار این دعا را در حال نشسته می خوانم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ کَذَا وَ کَذَا خَیْرٌ لِی فَخِرْهُ لِی وَ یَسِّرْهُ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِی فِی دِینِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی فَاصْرِفْهُ عَنِّی إِلَی مَا هُوَ خَیْرٌ لِی وَ رَضِّنِی فِی ذَلِکَ بِقَضَائِکَ فَإِنَّکَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ وَ تَقْضِی وَ لَا أَقْضِی إِنَّکَ عَلَّامُ الْغُیُوب»( وسائل‏الشیعه ج: ۸ ص: ۷۵۴)

تذکر: به جای کذا و کذا نوع کار چون خرید فلان جنس را بگویید.

۲- دعای دوم، از صحیفه سجادیه است: اللَّهُمَّ إِنِیِّ أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ ، فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَهِ؛ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ الِاخْتِیَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِکَ ذَرِیعَهً إِلَی الرِّضَا بِمَا قَضَیْتَ لَنَا وَ التَّسْلِیمِ لِمَا حَکَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَیْبَ الِارْتِیَابِ، وَ أَیِّدْنَا بِیَقِینِ الْمُخْلِصِینَ. وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَهِ عَمَّا تَخَیَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَکَ، وَ نَکْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاکَ، وَ نَجْنَحَ إِلَی الَّتِی هِیَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَهِ، وَ أَقْرَبُ إِلَی ضِدِّ الْعَافِیَهِ؛ حَبِّبْ إِلَیْنَا مَا نَکْرَهُ مِنْ قَضَائِکَ، وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُکْمِکَ؛ وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیَّتِکَ حَتَّی لَا نُحِبَّ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لَا تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لَا نَکْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لَا نَتَخَیَّرَ مَا کَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِی هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَهً، وَ أَکْرَمُ مَصِیراً، إِنَّکَ تُفِیدُ الْکَرِیمَهَ، وَ تُعْطِی الْجَسِیمَهَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ، وَ أَنْتَ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.( الصحیفهالسجادیه دعای ۳۳۵)

گفتیم که یکی از روشهای استخاره، استخاره با قرآن است. در روایات به این نوع روش نیز در کنار روشهای دیگر اشاره شده است؛ اگرچه طریقه‏های دیگر به ویژه نماز و دعا بیشتر ترویج شده است، با وجود این امروزه استخاره با قرآن بیشتر به کار برده می شود: «الْیَسَعِ الْقُمِّیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه السلام» أُرِیدُ الشَّیْ‏ءَ وَ أَسْتَخِیرُ اللَّهَ فِیهِ فَلَا یُوَفَّقُ فِیهِ الرَّأْیُ إِلَی أَنْ قَالَ فَقَالَ: افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَی أَوَّلِ مَا تَرَی فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ(وسائل‏الشیعه ج : ۶ ص :۲۳۳۶) ؛ الیسع قمی می گوید به امام صادق «علیه السلام» عرض کردم: کاری می خواهم انجام دهم و در آن کار از خدا نیز استخاره می کنم، اما به نظر ثابتی موفق نمی شوم.

امام صادق «علیه السلام» فرمودند: قرآن را بگشا و به نخستین آیه که میبینی نگاه کن و آن را بگیر که اگر خدا بخواهد (خیر تو در آن است.)». اما درباره چگونگی فهم خیر از آیات قرآن دعاههای مختلفی وارد شده است که یکی از آنها را که به پیامبر گرامی اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم» داده شده است، در اینجا بیان می کنیم: هنگامی که خواستی به کتاب خدا تفأل بزنی و از تحیر بیرون بیایی سه بار سوره اخلاص (توحید) را بخوان و سه صلوات بر پیامبر اکرم و آل او «صلی الله علیه و آله و سلم» بفرست و سپس این دعا را بخوان: اللَّهُمَّ إِنِّی تَفَأَّلْتُ بِکِتَابِکَ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ فَأَرِنِی مِنْ کِتَابِکَ مَا هُوَ الْمَکْتُومُ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فِی غَیْبِکَ سپس قرآن را باز کن و بدون اینکه خطوط و صفحات را بشماری از خط اول عاقبت کار را بخوان.( مستدرک‏الوسائل ج : ۴ ص : ۳۰۴۷)

اما درباره استخاره و روش آن رعایت پنج نکته ضرورری است:

۱. استخاره هیچگاه جای اندیشه و مشورت را نمی گیرد. بلکه استخاره پس از اندیشه و مشورت است. یعنی ما هر کاری را که میخواهیم انجام بدهیم، ابتداء باید پیرامون آن اندیشه کنیم و سود و زیان آن را بسنجیم و در مرحله دوم با کسانی که در آن موضوع صاحب‏نظر هستند، مشورت کنیم و آنگاه یکی از دعاهایی که در استخاره وارد شده است، تلاوت کنیم و اگر تحیر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره کنیم.

۲. علیرغم اینکه در امروزه روز، استخاره با قرآن رواج بیشتری دارد، چنانکه بیان شد، بهترین راه و روش استخاره، قرائت دعاهای استخاره است. اما در استخاره با قرآن نیز باید دقت کرد که هرکس حق ندارد فهم خود را بر قرآن تحمیل کند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آیات آن عمل نماید. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماء آشنا با قرآن کمک گرفت تا خدای ناکرده دچار اشتباه‏کاریها در فهم قرآن و تحمیل آن اشتباهات به قرآن نشویم؛ زیرا الهام‏گیری از آیات قرآن کار آسانی نیست و نیازمند به کسانی است آگاهی ها و آشنایی های تخصصی نسبت به قرآن دارند و تسلط به معنی و تفسیر قرآن ضروری است و نمیتوان به خوب و بدی که در بالای برخی قرآنها نوشته شده است، اعتماد کرد. متأسفانه در سالهای اخیر برخی افراد سودجو یا ناآگاه کتاب هایی به نام استخاره منتشر کرده‏اند که نظر و برداشت خود را بر آیات تحمیل کرده‏اند که اصلاً درست نیست.

۳. در مقابل اینکه خواندن دعای استخاره برای هر کاری توصیه شده است، زیرا خیر ما به دستان خداوند متعال است و ما در هر کاری باید از خداوند خیر خود را بخواهیم. استخاره با قرآن نباید به صورت عادت و روش دائمی دربیاید و جایگزین اندیشه و مشورت و تحقیق شود.

۴. چنانکه در انجام واجبات و ترک محرمات، استخاره نباید کرد، در کارهایی که عقل آنها را تأیید میکند و همه شواهد و قرائن به خوبی آن گواهی میدهند، نیز نباید استخاره با قرآن کرد. بله خواندن دعاهای استخاره در این موارد نیز مناسب است و توصیه شده است. زیرا در دعا، ما خود و کار خود را به خداوند متعال میسپاریم و خیر خود را از خداوند متعال درخواست می کنیم.

۵. باید توجه داشت که استخاره به معنای طلب خیر از خداوند متعال است، اما تفأل به معنای فهم عاقبت کارهاست. به این دلیل در روایتی از تفأل زدن به قرآن نهی شده است: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه السلام» قَالَ: لَا تَتَفَأَّلْ بِالْقُرْآنِ (وسائل‏الشیعه ج : ۶ ص :۲۳۳) امام صادق «علیه السلام» میفرمایند: به قرآن تفأل نزنید. دلیل این امر در این نکته نهفته است که فهم عاقبت امور و استنباط آن تنها بر اهلش میسر است و هر کسی نمیتواند از قرآن به چنین استنباطی برسد. زیرا اگرچه استنباط عاقبت از آیات قرآن برای کسی که اهلش باشد امکان دارد، اما همه کس را بدان راه نیست. پس اکثریت مردم در همان حد استخاره با قرآن باید توقف کنند و اهل معرفت میتوانند به عواقب امور نیز پیببرند. بنابراین ما حق نداریم در استخاره با قرآن به دنبال فهم عاقبت امور و کارها باشیم و تنها باید خیر خود را از خداوند متعال درخواست کنیم.

پیشینه استخاره

تعیین تکلیف در موارد حیرت و آگاهى از آینده و گذشته همواره از نگرانیهاى بشر بوده است. (تاریخ‌الحضارات، ج‌۱، ص‌۱۶۹‌ـ‌۱۷۰؛ تاریخ تمدن، ج‌۳، ص‌۷۳‌ـ‌۷۴. ) اقوام و ملل گوناگون براى آگاهى از آینده و تعیین نیک و بد کارها از ابزارهاى گوناگون چون نگریستن در اجرام آسمانى و دقت در حرکت آنها، پرواز پرندگان، شعله‌آتش و‌… استفاده مى‌کردند. (تاریخ تمدن، ج‌۳، ص‌۷۳؛ تاریخ الحضارات، ج‌۱، ص‌۱۶۹‌ـ‌۱۷۰؛ تاریخ ادیان، ج‌۱، ص‌۱۵۰.)

یکى از کارهاى رایج در میان عرب جاهلى استقسام به ازلام و به سه منظور بود:

۱. تعیین برندگان وبازندگان، با اجراى عملیاتى مشتمل بر برد و باخت در تقسیم گوشت.

۲. یافتن راه حل مشکل.

۳. ‌استخاره و تعیین نیک و بد کارها؛ آنان براى آگاهى از اراده خدایان خود (بتها) در امور گوناگون زندگى و دانستن نیک و بد کارها و آگاهى از آینده و گذشته چون ازدواج، سفر، تجارت، جنگ و صلح، شروع به‌کار، بهبودى بیمار، بازگشت مسافر و پیدا شدن گمشده و‌… از ازلام استفاده مى‌کردند.( اخبار مکه، ج‌۱، ص‌۱۱۷‌ـ‌۱۱۸؛ جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶، ص‌۱۰۱‌ـ‌۱۰۴؛ الاصنام، ص‌۲۸؛ بلوغ الارب، ج‌۳، ص‌۶۲‌ـ‌۶۳، ۶۶.)

تیرهایى که به این منظور به‌کار گرفته مى‌شد سه عدد بود و بر روى آنها عباراتى مانند «افعل، لاتفعل و غَفْل (پوچ)» یا «اَمَرَنى ربّى، نَهانى ربّى و غَفْل» نوشته شده بود(جامع‌البیان، مج۴، ج‌۶، ص۱۰۱؛ بلوغ‌الارب، ج‌۳، ص‌۶۶ ـ۶۷.) استقسام در این موارد بدین گونه بود که متصدى یا خود شخص سه تیر را در ظرفى مخصوص قرار مى‌داد و رو برمى‌گرداند و آنها را به هم مى‌زد. سپس یکى ازتیرها را بیرون مى‌آورد. اگر امر یا نهى بیرون مى‌آمد بدان عمل مى‌کردند و اگر تیر پوچ بیرون مى‌آمد آن را به ظرف بازگردانده کار را ادامه مى‌دادند تا وضع روشن شود. (المیسر والقداح، ص‌۳۳؛ جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶، ص‌۱۰۱‌ـ‌۱۰۳؛ احکام‌القرآن، جصاص، ج‌۲، ص‌۴۴۰. ) آنان از این عمل به استخاره تعبیر مى‌کردند. (المحبر، ص‌۱۹۶؛ المنمق، ص‌۱۶۶)

اسلام با توجه به نیاز انسان به سببى که با آن در دو راهیهاى حیرت و سرگردانى، تردید خود را بزداید، جنبه‌هاى خرافى و شرک آلود این سنّت جاهلى را حذف کرده و به استخاره با صبغه‌اى الهى در مواردى خاصّ مشروعیت داده است(مجموعه‌الرسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۳‌ـ‌۱۳۴. ) ازاین‌رو پیامبر(صلى الله علیه وآله) به مسلمانان استخاره یاد‌مى‌داد. (صحیح البخارى، ج‌۲، ص‌۶۴؛ ج‌۷، ص‌۲۰۸؛ سنن ابن‌ماجه، ج‌۱، ص‌۴۴۰؛ سنن نسائى، ج‌۶، ص‌۸۰. )

پس از رسول‌خدا(صلى الله علیه وآله)، اهل‌بیت(علیهم السلام) در موارد تردید و دودلى به برخى انواع استخاره توصیه مى‌کردند. البته استخاره‌اى که در بیشتر روایات به آن توجه شده غیر از آن چیزى است که اکنون با تسبیح یا قرآن رواج دارد و این‌گونه استخاره در روایات کمتر به آن توجه شده است، هرچند در مشروعیت آن در موارد خاص تردیدى نیست. از امام باقر(علیه السلام)نقل شده که هرگاه پدر بزرگوارشان مى‌خواستند حجّ، عمره یا خرید و فروش انجام دهند یا برده‌اى را آزاد کنند وضو مى‌گرفتند و نماز استخاره مى‌گزاردند. (مصباح المتهجد، ص‌۵۳۳.)

جایگاه و قلمرو استخاره

استخاره به معناى خیرجویى در همه افعال و تروک انسان جارى است؛ ولى استخاره به معناى خیرشناسى محدودیت دارد و در هنگام تردید اگر شخص ‌نتواند با عقل خود خیر و شرّ کارها را بازشناسد و دین نیز بیانى نداشته باشد(کشف الاسرار، ص‌۹۰‌ـ‌۹۱؛ مجموعه الرسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۶) کاربرد دارد، ازاین‌رو در انجام دادن واجبات و ترک محرمات(منهاج الهدایه، ص‌۷۹) و در مواردى که عقل حکم قاطع و روشنى در مورد خیر و شرّ فعلى داشته باشد(مجموعه الرسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۶) یا جایى که بتوان با مشورت دیگران خیر را از شرّ بازشناخت(همان، ص‌۱۲۳) جاى استخاره نیست. استخاره در انجام دادن مکروه و ترک مستحب را برخى جایز شمرده‌اند(همان، ص‌۱۲۳) و برخى جایز نمى‌دانند. (رساله فى الاستخاره، ص‌۶۲)

مشروعیت استخاره

همه مذاهب اسلامى اصل استخاره را پذیرفته‌اند. (الموسوعه‌الفقهیه، ج‌۲، ص‌۲۸۱؛ موسوعه الفقه، ج‌۶، ص‌۱۱۶) البته بعضى، در برخى روشهاى آن با استناد به آیه‌۳‌مائده/۵ که بر حرمت استقسام با ازلام تصریح و تأکید دارد تشکیک کرده‌اند:«حُرِّمَت عَلَیکُمُ المَیتَهُ والدَّمُ… و اَن تَستَقسِموا بِالاَزلـمِ ذلِکُم فِسقٌ».

مفسّران در تفسیر استقسام به ازلام که قرآن کریم آن را حرام شمرده اختلاف نظر دارند. جمعى مقصود از آن را استخاره (‌=‌طلب شناخت خیر و شرّ) به وسیله ازلام(التفسیرالکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۳۵؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۱۳.) دانسته‌اند. طرفداران این رأى درباره علّت تحریم آن گفته‌اند: این عمل نوعى تلاش براى دستیابى به علم‌غیب است که از طرف خداوند حرام شده است. از نظر این مفسّران ازلام خصوصیتى ندارد و تحریم آیه هرگونه استقسامى، از جمله استخاره با قرآن یا تسبیح را شامل مى‌شود(احکام القرآن، ابن‌العربى، ج‌۲، ص‌۵۴۴‌ـ‌۵۴۵؛ تفسیر المنار، ج‌۶‌، ص‌۱۵۰‌ـ‌۱۵۱.)؛

ولى جمعى با ردّ این ادّعا مى‌گویند: استقسام به ازلام هیچ ارتباطى باعلم‌غیب ندارد، بلکه تلاش براى دستیابى به گمان به وسیله امارات و قراین متعارف است وگرنه باید علم تعبیر خواب و امثال آن نیز حرام و کفر باشد. (التفسیرالکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۳۶؛ روح‌المعانى، مج‌۴، ج‌۶، ص‌۸۸‌.) برخى نیز حکمت تحریم آیه را نفى خرافه‌پرستى و اوهام دانسته، مى‌گویند: این معنا مخصوص استقسام به ازلام نیست، بلکه شامل هرگونه استقسام، هر چند با تسبیح یا مصحف مى‌گردد، ازاین‌رو استخاره را مورد هجوم قرار داده، آن را عامل عقب‌ماندگى و مانع پیشرفت معرفى مى‌کنند. (تفسیر المنار، ج‌۶‌، ص‌۱۵۰‌ـ‌۱۵۱؛ تفسیر مراغى، مج‌۲، ج‌۶، ص‌۵۲‌ـ۵۳.)

برخى از معاصران با ردّ این سخنان با استناد به روایات جواز استخاره مى‌گویند: استخاره نوعى رجوع به خداوند در زمان حیرت و سرگردانى است و با اندیشیدن و تعقل منافاتى ندارد(من وحى القرآن، ج۸، ص۴۲‌ـ‌۴۳؛ مجموعه‌الرسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۶.)، افزون بر این، جمعى ازمحققان سبب حرمت استقسام به ازلام را تفکّرى شرک‌آلود دانسته‌اند که در پس این عمل وجود داشته است، زیرا مشرکان عرب این عمل را در کنار بتهاى خود و به فرمان آنها دانسته و براى یارى جستن از آنها در یافتن سرنوشت خویش انجام مى‌دادند و بر اثر همین تلقى شرک‌آلود بوده که قرآن‌کریم آن را حرام کرده است و گرنه این عمل به خودى خود حرام نیست. (التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۳۶؛ روح‌المعانى، مج‌۴، ج‌۶‌، ص۸۸‌.)

علامه طباطبایى و برخى دیگر معتقدند با توجه به سیاق آیه که درباره تحریم برخى خوردنیهاست استقسام به ازلام در تقسیم گوشت به وسیله تیرها که نوعى قمار بود، ظهور دارد و اساساً شامل استخاره و موارد مشابه آن مانند قرعه نمى‌شود.(بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۲۴؛ سنن ابن‌ماجه، ج‌۱، ص‌۴۴۰.)

به هر روى، علما در اینکه استخاره در مواردى خاص مشروعیت دارد و تحریم آیه شامل آن نمى‌شود اتفاق نظر دارند. براى‌مشروعیت و اعتبار استخاره به دلایلى استناد شده‌است:

۱. هر دو معناى استخاره (خیرجویى و خیرشناسى) نوعى دعا و درخواست از خداوند است که فرد متحیّر عاجزانه از خداى عالِم و قادر مى‌خواهد تا نتیجه خیر بر اعمال او مترتب کند یا خیر را در کوره راههاى زندگى به او بشناساند، ازاین‌رو عموم آیه «اُدعونى اَستَجِب لَکُم = مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم» (غافر/۴۰، ۶۰) شامل آن مى‌شود.

۲. روایاتى فراوان در منابع شیعى و سنى بر مشروعیت استخاره دلالت مى‌کند؛ مانند آنچه از جابر‌بن‌عبداللّه نقل شده و نزد همه مذاهب اسلامى پذیرفته است. او مى‌گوید: پیامبر(صلى الله علیه وآله)به‌ما استخاره مى‌آموخت، چنان که سوره‌هاى قرآن را آموزش مى‌داد. (المیزان، ج۵، ص۱۶۶؛ ج۶، ص۱۱۸؛ مواهب‌الرحمن، ج‌۱، ص‌۳۰۰‌ـ‌۳۰۱)

در روایتى دیگر فضیل از امام صادق(علیه السلام)نقل‌کرده که هیچ مؤمنى استخاره نکند، مگر آنکه خداوند، براى او خیر مقدر فرماید، حتى اگر حوادث ناگوارى براى او پیش آید. (فتح الابواب، ص‌۱۴۸‌ـ‌۱۴۹)

روشهاى استخاره

استخاره براى بازشناسى خیر به روشهاى مشروعى از طرف دین نیاز دارد، از این‌رو در روایات به روشهایى براى آن اشاره شده است(الرسائل العشر، ص‌۱۰۲) که به ۵ مورد اشاره مى‌شود:

۱. استخاره با نماز:

فقیهان امامیه(تذکره، ج‌۱، ص‌۷۵؛ جواهرالکلام، ج‌۱۲، ص‌۱۵۵‌ـ‌۱۵۷) و اهل‌سنت(المغنى، ج‌۱، ص‌۷۶۹؛ نیل الاوطار، ج‌۲، ص‌۸۷؛ موسوعه‌الفقه، ج‌۶، ص‌۱۱۷) نماز استخاره را از نمازهاى مستحب برشمرده‌اند. علامه حلّى مى‌گوید: نماز استخاره به اتفاق امامیه و بیشتر اهل سنت مستحب است. (منتهى‌المطلب، ج‌۱، ص‌۳۶۲. )این نماز به روشهایى گوناگون در روایات وارد شده است(مصباح المتهجد، ص‌۵۳۳.)؛ ولى همه روایات، نماز استخاره را دو رکعت همراه با دعاهاى مخصوص قبل یا بعد از آن، بیان کرده است. (فتح‌الابواب، ص‌۲۳۷؛ منتهى‌المطلب، ج۱، ص۳۶۲؛ موسوعه الفقه، ج‌۶، ص‌۱۱۷. ) در برخى ازاین‌روایات خواندن سوره‌هاى مخصوص نیز توصیه شده‌است. (وسائل الشیعه، ج‌۸، ص‌۶۳.)

۲. استخاره با دعا:

در این روش باید استخاره کننده یکى از دعاهاى وارد شده را بخواند. سپس ذکر «اَستَخیرُ الله» را در امور عادى ۷ بار و در امور مهم ۱۰۰ بار بگوید و آنگاه به قلب خود رجوع کند و به هریک از راههایى که قلبش به آن میل کرد عمل کند. گفتنى است که دعاهایى که در روایات وارد شده مضامینى متنوّع دارد. (الحدائق، ج‌۱۰، ص‌۵۲۶؛ بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۵۶. ) یکى از آن دعاهاچنین است: «یا أبصر الناظرین و یا أسمع السامعین و یا أسرع الحاسبین و یا أرحم الراحمین و یا أحکم الحاکمین صلّ على محمّد و على أهل بیته و خرلى فى کذا و کذا». (المقنعه، ص۲۱۸؛ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵۶۳؛ وسائل‌الشیعه، ج‌۸، ص‌۷۵.) این نوع استخاره که بیشتر روایات درباره آداب آن دستور داده‌اند فقط دعا و طلب خیر است(کشف الاسرار، ص‌۹۰) و در مشروعیت آن تردیدى نیست.

۳. استخاره ذات الرقاع:

کیفیت آن چنین است که بر روى سه برگه نوشته مى‌شود: «بسم‌الله الرحمن الرحیم. خیره من‌الله العزیز الحکیم، لفلان‌بن‌فلان. اِفْعَل» و بر سه برگه دیگر همان ذکرنوشته شده به جاى افعل «لاتفعل» نوشته مى‌شود آنگاه استخاره کننده هر ۶ برگه را زیر سجاده گذارده، دو رکعت نماز مى‌گزارد و بعد از نماز، در سجده ۱۰۰ بار مى‌گوید: «أستخیر الله برحمته خیرهً فی عافیه». سپس آن برگه‌ها را به هم زده، آنها را یکى یکى تا سه برگه بیرون مى‌آورد. چنانچه هر سه «اِفْعَل» داشت آن را انجام مى‌دهد و چنانچه هرسه «لاتفعل» داشت آن را انجام نمى‌دهد؛ ولى اگر یکى «اِفْعَل» بود و دیگرى «لاتفعل»، تا ۵ برگه بیرون مى‌آورد و بر طبق اکثریت عمل مى‌کند. (الکافى، ج‌۳، ص‌۴۷۰؛ تهذیب، ج‌۳، ص‌۱۹۹) استخاره ذات‌الرقاع مورد توجه بسیارى از بزرگان بوده و روایات پرشمارى از امامان معصوم(علیهم السلام)، درباره آن وارد شده است. بیشتر فقیهان امامیه مشروعیت آن را پذیرفته‌اند. (الذکرى، ص‌۲۵۳؛ جواهرالکلام، ج‌۱۲، ص‌۱۶۸)

۴. استخاره با قرآن:

امروزه این نوع استخاره رایج‌تر است و شرط اساسى آن داشتن طهارت جسمى و روحى و آشنا بودن به معنا و تفسیر قرآن و درک مناسبت آیات با موضوع مورد استخاره‌است. (بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۶۵)

در استخاره با قرآن روشهایى گوناگون روایت شده است؛ از جمله اینکه امام صادق(علیه السلام)به کسى که گفت: گاه تصمیم به انجام دادن کارى مى‌گیرم و درباره آن از خدا طلب خیر مى‌کنم؛ اما فکرم به جایى نمى‌رسد، فرمود: قرآن را بگشاى و به اولین آیه‌اى که نگاهت به آن افتاد، به خواست‌خدا عمل کن. (جامع احادیث الشیعه، ج‌۸، ص‌۲۷۲؛ تهذیب، ج‌۳، ص‌۳۴۲)علامه مجلسى در شرح این روایت گفته است: مراد از اولین آیه، اولین آیه صفحه سمت راست است. (بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۴۴) سیره علما و تجربه عملى آنان نشان مى‌دهد که استمداد از قرآن با استخاره ثمرات عملى فراوانى براى راهگشایى کارها داشته است، به‌گونه‌اى که برخى شگفت‌انگیز بودن نتایج آن را از معجزات قرآن دانسته‌اند. (قاعده‌القرعه، ص۸۰؛ رساله‌فى‌الاستخاره، ص۷۲ـ۸۳؛ دانشنامه قرآن، ج‌۱، ص‌۱۹۹) برخى استخاره با قرآن را با روایتى از امام صادق(علیه السلام) که مى‌گوید: «با قرآن تفأل نزنید» منافى دانسته‌اند. به این اشکال پاسخ داده شده که اولا این روایت ضعیف است. ثانیاً استخاره با تفأل فرق دارد؛ زیرا استخاره چنان‌که گذشت، این است که انسان در کارى مردد باشد و از خداوند بخواهد او را در گزینش یکى از دو کار راهنمایى کند و خیر او را در آن قرار دهد؛ اما تفأل زدن به معناى پیش‌بینى کردن فرجام کارها و پیشامدهاى آینده و غیبگویى است. (جواهرالکلام، ج۱۲، ص۱۷۰ـ۱۷۱؛ مجموعه‌الرسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۰) البته تفأل به معناى استخاره و فال نیک زدن نیز در روایات و عبارات‌عالمان به‌کار رفته(النهایه، ج۳، ص۴۰۶؛ مجمع‌البحرین، ج۳، ص۳۵۳؛ لغت‌نامه، ج‌۴، ص‌۶۰۱۲) که به معناى اول، حکم استخاره را دارد(بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۴۲) و به معناى دوم اگر به قرآن نباشد نه تنها از آن نهى نشده(جواهرالکلام، ج‌۱۲، ص‌۱۷۱. ) بلکه بر پایه برخى‌نقلها پیامبر(صلى الله علیه وآله) فال نیک زدن را دوست‌مى‌داشت. (المستطرف، ص‌۵۱۵؛ بحارالانوار، ج‌۹۲، ص‌۳.)

۵. استخاره با تسبیح:

این روش نیز اقسامى دارد که به دو مورد آن‌که منسوب به امام‌زمان(عج) است اشاره مى‌شود:

الف. استخاره کننده تسبیح را گرفته پس از سه بار صلوات بر پیامبر و آل‌او مقدارى از تسبیح را جدا مى‌کند و دو تا دو تا مى‌شمارد، چنانچه یک دانه ماند نشان امر به آن عمل و اگر دو تا باقى ماند نشان نهى از آن است. (بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۵۰.)

ب. پس از قرائت دعا قبضه‌اى از تسبیح را بگیرد و هشت هشت جدا کند، پس اگر یکى بماند به‌طور کلى خوب است و اگر دو تا بماند یک نهى دارد و اگر سه تا بماند فعل و ترکش یکسان است و اگر ۴ تا بماند دو نهى دارد و اگر ۵ تا بماند بعضى گفته‌اند که تعب و رنج دارد و بعضى گفته‌اند: در آن ملامت است و اگر ۶ تا بماند نهایت خوبى را دارد و باید شتاب کرد و اگر ۷ تا بماند حکمش مانند ۵ تاست و اگر ۸ تا ماند ۴ نهى دارد. (جواهر الکلام، ج‌۱۲، ص‌۱۷۲‌ـ‌۱۷۳. ) شایان ذکر است که روایاتِ برخى انواع استخاره نظیر استخاره با تسبیح ضعیف است( مصطلحات الفقه، ص‌۶۶.) ؛ ولى بر پایه روایات تسامح در ادلّه سنن عمل به آن جایز دانسته شده(جواهرالکلام، ج‌۱۲، ص‌۱۷۴؛ العروه الوثقى، ج‌۲، ص‌۲۲۳) و حتّى برخى ادعاى اجماع برآن کرده و آن را از شعائر امامیه‌دانسته‌اند. (الاستخاره من‌القرآن، ص‌۶)

آداب استخاره

استخاره نوعى دعا و نیایش با خداست، ازاین‌رو در روایات براى آن آدابى بیان شده که به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

۱. ‌وضو داشتن و نماز خواندن. امام صادق(علیه السلام)مى‌فرمود: هرگاه پدرم مى‌خواست استخاره کند وضو مى‌گرفت. سپس دو رکعت نماز مى‌گزارد. (بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۶۲؛ المحاسن، ص‌۵۹۹)

۲. ‌صدقه دادن. امام موسى‌بن‌جعفر(علیه السلام)مى‌فرمایند: هرگاه امر بزرگى بر تو سنگینى کرد در همان روز به ۶۰ مسکین به هر کدام نصف صاع خرما یا گندم یا جو صدقه بده. سپس مى‌گویى: خدایا با علم تو استخاره مى‌کنم. آنگاه خدا را به هر یک از نامهایش که مى‌خواهى بخوان. (مکارم الاخلاق، ص‌۳۲۶)

۳. ‌استخاره زمان ویژه‌اى ندارد؛ اما در روایات برخى زمانها زمان فضیلت استخاره دانسته شده است؛ از جمله پس از نمازهاى مستحب و واجب(مستدرک‌الوسائل، ج‌۶، ص‌۲۵۴؛ فتح‌الابواب، ص‌۲۳۸)، نماز صبح(بحارالانوار، ج‌۸۸، ص۲۵۸؛ فتح‌الابواب، ص۲۳۴) در آخرین سجده آن(من لایحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۵۶۳)، آخرین رکعت نماز شب(من لایحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۵۶۳.) و هنگام زوال خورشید. (وسائل‌الشیعه، ج‌۸، ص‌۸۳؛ فتح‌الابواب، ص‌۲۶۰‌ـ‌۲۶۱.)

۴. در روایات به استخاره در مرقد امام حسین(علیه السلام) و مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله)( فتح الابواب، ص‌۲۴۰؛ تفسیر قمى، ج‌۲، ص‌۲۸۶.) توصیه شده‌است.

مباحث فقهى استخاره

درباره لزوم عمل بر طبق استخاره سه دیدگاه متفاوت وجود دارد:

۱. ‌اوامر و نواهى در باب استخاره اقتضاى وجوب موافقت و حرمت مخالفت دارد.

۲. ‌اوامر و نواهى در این باب حداکثر بر استحباب موافقت و کراهت مخالفت دلالت دارد.

۳. ‌این‌گونه اوامر ونواهى براى ارشاد به مصالح و مفاسد است و بر الزام دلالت ندارد. (کشف‌الغطاء، ج‌۱، ص‌۲۶۲؛ رساله فى الاستخاره، ص‌۶۴؛ منهاج الهدایه، ص‌۷۹)

مطابق برخى روایات نباید به نتیجه استخاره بدبین بود و باید به قضاى الهى راضى بود(وسائل الشیعه، ج‌۸، ص‌۷۹‌ـ‌۸۱)، ازاین‌رو موافقت با استخاره امرى مطلوب تلقى مى‌شود.

درباره تکرار استخاره گفته‌اند: در صورتى که با مراعات شرایط، استخاره شود دلیلى براى تکرار آن نیست(منهاج الهدایه، ص‌۷۹؛ صراط النجاه، ج‌۲، ص‌۴۱۹) و در صورت تکرار به اولین استخاره عمل شود، مگر آنکه اوضاع و شرایط تغییر کرده باشد.

نکته پایانى اینکه دلیلى بر وکالت در استخاره وجود ندارد، زیرا در زمان ائمه(علیهم السلام)معمول نبوده است که یارانشان براى استخاره گرفتن به آنان مراجعه کنند و در روایات استخاره نیز به استخاره خود افراد توصیه شده است؛ ولى احادیث فراوانى درباره دعا براى مؤمنان و برآوردن حاجاتشانوارد شده که پذیرش نیابت در استخاره براى مؤمنان مى‌تواند از مصادیق آن‌باشد.

منابع

احکام القرآن، ابن‌العربى؛ احکام القرآن، جصاص؛ اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار؛ بحارالانوار؛ بلوغ الارب فى معرفه احوال العرب؛ تاریخ ادیان و مذاهب جهان؛ تاریخ تمدن، ویل‌دورانت؛ تاریخ الحضارات العام؛ تذکره الفقهاء؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ تفسیر القمى؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر المراغى؛ تفسیر المنار؛ تهذیب‌الاحکام؛ جامع احادیث الشیعه فى احکام الشریعه؛ جامع‌البیان عن تأویل آى‌القرآن؛ جواهرالکلام فى شرح شرایع الاسلام؛ حاشیه ردالمحتار على الدرالمختار؛ الحدائق الناضره فى احکام العتره الطاهره؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى؛الذکرى؛ الرسائل العشر؛ رساله فى الاستخاره من القرآن المجید و الفرقان الحمید؛ روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ سنن‌ابن‌ماجه؛ سنن النسائى؛ صحیح البخارى؛ صحیفه سجادیه؛ صراط النجاه؛ العروه الوثقى؛ فتح الابواب بین ذوى الالباب و بین رب الارباب فى الاستخارات؛ قاعده القرعه؛ الکافى؛ کتاب الاصنام؛ کتاب السرائر؛ کشف الاسرار؛ کشف الاسرار و عده الابرار؛ کشف الغطاء عن مبهمات شریعه الغراء؛ کنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال؛ لسان العرب؛ لغت‌نامه؛ مجمع‌البحرین؛ مجموعه الرسائل؛ المحاسن؛ المحبر؛ مختلف الشیعه فى احکام‌الشریعه؛ مستدرک الوسائل؛ المستطرف فى کل فن مستظرف؛ مصباح المتهجد؛ مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیه؛ المعتبر فى شرح المختصر؛ معجم المحاسن و المساوى؛ المغنى و الشرح الکبیر؛ المقنعه؛ مکارم الاخلاق؛ منتهى‌المطلب؛ من لا یحضره الفقیه؛ المنمق فى اخبار قریش؛ من وحى القرآن؛ مواهب الرحمن فى تفسیر القرآن، سبزوارى؛ موسوعه الفقه الاسلامى؛ الموسوعه الفقهیه المیسره؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ المیسر و القداح؛ النهایه فى غریب‌الحدیث والاثر؛ نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار؛ وسائل‌الشیعه.

ابن‌ ادریس‌، محمد، السرائر، قم‌، ۱۴۱۰ق‌؛ ابن‌ بابویه‌، محمد، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، به‌ کوشش‌ على‌اکبر غفاری‌، قم‌، جماعه المدرسین‌؛ ابن‌ حاج‌، محمد، المدخل‌، قاهره‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌؛ ابن‌حجر عسقلانى‌، احمد، فتح‌الباری‌، بولاق‌، ۱۳۰۱ق‌؛ ابن‌سعد، محمد، کتاب‌ الطبقات‌ الکبیر، به‌کوشش‌ زاخاو و دیگران‌، لیدن‌، ۱۳۲۱ق‌؛ ابن‌ طاووس‌، فتح‌ الابواب‌، به‌کوشش‌ حامد خفاف‌، قم‌، ۱۴۰۹ق‌؛ ابن‌ عابدین‌، محمد، ردالمحتار، بولاق‌، ۱۲۷۲ق‌؛ ابن‌ ماجه‌، محمد، سنن‌، به‌کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقى‌، قاهره‌، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م‌؛ ابن‌ منظور، لسان‌؛ ابوالفرج‌ اصفهانى‌، الاغانى‌، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌؛ احمد بن‌ حنبل‌، مسند، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌؛ بخاری‌، محمد، صحیح‌، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌؛ برقى‌، احمد، المحاسن‌، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، ۱۳۲۸ش‌؛ ترمذی‌، محمد، سنن‌، به‌کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۶ق‌/۱۹۳۷م‌؛ حر عاملى‌، محمد، وسائل‌ الشیعه، بیروت‌، ۱۳۹۱ق‌؛ حمیری‌، عبدالله‌، قرب‌ الاسناد، تهران‌، ۱۳۶۹ق‌؛ خفاف‌، حامد، مقدمه‌ بر فتح‌الابواب‌ (نک: هم ، ابن‌ طاووس‌)؛ زبیدی‌، محمد، اتحاف‌ الساده المتقین‌، قاهره‌، ۱۳۱۱ق‌؛ سیدبکری‌، ابوبکر، اعانه الطالبین‌، قاهره‌، ۱۳۵۶ق‌؛ شوکانى‌، محمد، تحفه الذاکرین‌، بیروت‌، عالم‌الکتب‌؛ شهید اول‌، محمد، الذکری‌، چ‌ سنگى‌، ۱۲۷۱ق‌؛ صاحب‌ جواهر، محمدحسن‌، جواهر الکلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌؛ صحیفه سجادیه‌؛ طبرسى‌، احمد، الاحتجاج‌، به‌کوشش‌ محمدباقر خرسان‌، نجف‌، ۱۳۸۶ق‌/۱۹۶۶م‌؛ طبرسى‌، حسن‌، مکارم‌ الاخلاق‌، به‌کوشش‌ محمد حسین‌ اعلمى‌، بیروت‌، ۱۳۹۲ق‌/۱۹۷۲م‌؛ طوسى‌، محمد، امالى‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌؛ همو، تهذیب‌ الاحکام‌، به‌کوشش‌ حسن‌ موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، ۱۳۷۹ق‌؛ علامه حلى‌، حسن‌، مختلف‌ الشیعه، تهران‌، ۱۳۲۳ق‌؛ عوفى‌، محمد، لباب‌ الالباب‌، به‌ کوشش‌ ادوارد براون‌، لیدن‌، ۱۳۲۴ق‌/ ۱۹۰۶م‌؛ غزالى‌، محمد، احیاء علوم‌الدین‌، قاهره‌، ۱۲۸۹ق‌؛ فیض‌ کاشانى‌، محمدمحسن‌، الوافى‌، اصفهان‌، ۱۴۰۶ق‌؛ کفعمى‌، ابراهیم‌، المصباح‌، تهران‌، ۱۳۴۹ش‌؛ کلینى‌، محمد، الکافى‌، به‌کوشش‌ على‌اکبر غفاری‌، تهران‌، ۱۳۹۱ق‌؛ مجلسى‌، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت‌،۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌؛ محقق‌ حلى‌، جعفر، المعتبر، چ‌ سنگى‌، ۱۳۱۸ق‌؛ مفید، محمد، المقنعه، قم‌، ۱۴۱۰ق‌؛ نووی‌، یحیى‌، «الاذکار»، همراه‌ الفتوحات‌ الربانیه ابن‌ علان‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌؛ همو، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، قاهره‌، ۱۹۲۷م‌. عبدالامیر سلیم‌