استثمار و بهره کشی اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

روابط اجتماعی در گام نخست بر عدالت عقلانی بنیاد گذاشته می شود که بده و بستان متعادل دو سر سود است؛ بنابراین، ایجاد هر گونه روابطی که موجب شود یک سر هماره سود و دیگر زیان کند، روابط ناعادلانه و ظالمانه ای است که باید از آن اجتناب و پرهیز کرد. از جمله این روابط ناعادلانه بهره کشی به ویژه از اقشار مستضعفی چون کودکان و زنان است که از نظر قرآن گناهی بزرگ است و امت اسلام نه تنها وظیفه دارد این گونه روابط را از جامعه اسلامی دور کند، بلکه برای یاری دیگر جوامع بشری برای ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی در کنار دیگر اقسام و انواع عدالت تلاش کند و حتی به جنگ با بی عدالتی و ظالمان برود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا نگره قرآن را برای مبارزه با بهره کشی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی استثمار

اصطلاح استثمار در فرهنگ اقتصادی و اجتماعی به معنای بهره کشی یک طرفه و یک سویه(فرهنگ اصطلاحات معاصر، نجفعلى میرزایى، ص‌۶۱‌) و یا کسی را به کاری واداشتن و از دست رنج او بهره بردن آمده است.(فرهنگ فارسى معین)

استثمار همان بهره کشی یک طرفه و یک سویه است.( فرهنگ اصطلاحات معاصر، نجفعلى میرزایى، ص‌۶۱‌.) هم چنین استثمار به معنای آن است که کسى را به کارى واداشته و از دستْ رنج او بهره برد.(فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه) باید توجه داشت که اصل واژه استثمار واژه عربی «ثمر» به معناى میوه و انواع مال است.

پس بهره کشی و استثمار به این معنا است که شخص یا گروه یا طبقه ای در جامعه دیگری را به کار گیرد و از میوه کار و عمل او با هزینه ای اندک یا بی هیچ هزینه ای بهره گیرد. در حقیقت استثمارگر، میوه چین عمل دیگران است بی آن که خود کاری کرده یا هزینه ای پرداخته باشد. چنین روحیه و رویه اجتماعی موجب می شود تا حقوق عادلانه مردم از آنان گرفته شود و به سبب فقدان عدالت، فقر ایجاد شود و یا فاصله طبقاتی میان افراد اجتماع ایجاد شده یا افزایش یابد.

اصطلاح قرآنی استثمار

البته واژه استثمار به معنای بهره کشی یک سویه و طرفه بر خلاف قوانین عادلانه، در قرآن به کار نرفته است؛ بنابراین استثمار یک اصطلاح قرآنی نیست؛ اما واژگان و اصطلاحات دیگری در قرآن به کار رفته که همین معنا و مدلول را بیان می کند. از جمله واژگان و اصطلاحاتی که می توان از آن ها، همین مفهوم اصطلاحی استثمار را از آن استنباط کرد، واژه‌هایى چون «استحیا» و مشتقّات آن(بقره، آیه ۴۹؛ قصص، آیه ۴؛ غافر، آیه ۲۵؛ اعراف، آیه ۱۲۷؛‌ابراهیم، آیه ۶) واژه «عبّدت»(شعراء‌، آیات ‌۱۶‌ و‌۲۲)، و نیز عبارت‌هایى که مفید بهره‌کشى ظالمانه است، مانند: «لاتکرهوا فتیاتکم على البغاء»(نور،‌آیه ۳۳)، «لایحل لکم أن ترثوا النساء کرهاً»(نساء، آیه ۱۹) و «لتبتغوا عرض الحیوه الدنیا»(نور، ‌آیه ۳۳) است.

در آیات قرآنی استثمار به معنای بهره کشی ظالمانه از دیگران و نادیده گرفتن حقوق طبیعی و اجتماعی آنان امری ناپسند و زشت دانسته شده است؛‌ زیرا نظام احسن آفرینش بر نظام عدالت است و پیامبران (ع) با آموزه های وحیانی برای آن فرستاده شده اند تا مردمان را به حقوق عادلانه خود آگاه کرده و با روشنگری از مردمان بخواهند تا خود قیام به عدالت کرده و بر اجرای آن اقدام نمایند.(حدید، آیه ۲۵)

در چنین نظامی که مبتنی بر نظام کامل عادلانه است هر گونه اجحاف و ظلم در حق دیگری نارواست و خداوند اجازه نمی دهد تا حقی تباه شود و چیزی از موضع و جای خود تغییر یابد به گونه ای که از مدار عدالت بیرون رود. آموزه های مطابق با فطرت و نظام احسن اسلام(روم، آیه ۳۰) بر آن است تا در یک مسیر راست و درست مردم را به کمالی برساند که در چارچوب عدالت قرار دارد.

انواع و اقسام استثمار و بهره کشی

استثمار و بهره کشی از دیگران دارای انواع و اقسام بسیاری است. در میان استثمارنوین می بایست مهم ترین و اصلی ترین را هم چون گذشته تاریخی آن، به استثمار جنسی زنان و کودکان اشاره کرد. البته باید توجه داشت که استثتمار و بهره کشی نسبت به کودکان از هر دو جنس برای انواع کارهای بدنی نیز استفاده می شود که امروز اصطلاح «کودکان کار» به عنوان یک نابهنجار اجتماعی در سطه رسانه ها و جامعه بسیار پرکاربرد است. بی گمان سوء استفاده از زنان و کودکان امروز بیش ترین و سودآورترین شغلی است استثمارگران از آن سود می برند. البته کارگران و کارمندان کارخانه ها و مراکز تجاری نیز گرفتار نوعی استثمار هستند که استثمار پنهان است، اما استثمار آشکار همان سوء استفاده از زنان و کودکان به عنوان بردگان جنسی است. شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان آمریکا گزارش داد؛ بهره‌کشی و تجارت جنسی از زنان و کودکان پردرآمدترین حرفه در این کشور است. شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در گزارشی به مسئله نگران‌کننده‌ای که توجه افکار عمومی این کشور را متوجه خود کرده است، پرداخت و اعلام کرد: متاسفانه بهره‌کشی و تجارت جنسی از زنان و کودکان در برخی آمریکا از جمله کالیفرنیا به ‌شدت افزایش یافته و به یک تجارت پرسود تبدیل شده است. بنابر این گزارش، پلیس آمریکا در ماموریت‌های خود به ویژه در عملیات شبانه سعی دارد کودکانی را که به خودفروشی وادار شده‌اند، جمع‌آوری و با کسانی که در این زمینه تجارت می‌کنند، به شدت برخورد کند. “سی‌ان‌ان” افزود: با فرا رسیدن شب و تاریک شدن هوا، حضور زنان خیابانی که برخی از آنان بسیار کم سن و سال هستند، در خیابان‌های بسیاری از شهرهای آمریکا مشهود است.

برخی در تعریف حقوقی بهره کشی جنسی آن را به : وادرکردن شخص در رابطه جنسی، به خواسته های بیشتر از آنچه طرف دیگر می خواهد دانسته اند؛ بهره کشی جنسی کردن به قصد اینکه یک نفر نشان بدهد که از قدرت بیشتری برخوردار است، جرم و غیر مجاز است. البته دایره استثمار جنسی فراتر است؛ زیرا مثلاً وقتی یک معلم پیشنهاد می کند که به شاگرد خود نمره بیشتر می دهد یا یک رئیس می گوید که در صورت عدم قبول کارمندش به رابطه جنسی، او را از کار اخراج می کند؛ در چنین مواردی اگر چه شکنجه یا خشونت یا اجباری نیست، اما یک به عنوان بهره کشی جنسی محسوب و غیر قانونی است.

استثمار جنسی از زنان و کودکان

چنان که گفته شد استثمار دارای ابعاد و مصادیق بسیاری است. اما بدترین استثمار همان بهره کشی جنسی از زنان و کودکان است؛‌زیرا اینان به سبب ناتوانی و ضعف فیزیکی نمی توانند از خود دفاع کنند و به همین دلیل مستضعف واقعی به شمار می روند.

در طول تاریخ از زنان و کودکان به عناوین گوناگون سوء استفاده شده است. کودکان کار و کودکان سرباز در گذشته و اکنون بخش بزرگی از بردگان را تشکیل می دهند که در خدمت اصحاب قدرت و ثروت هستند. آمارها نشان می دهد که در بسیاری از جنگ ها به ویژه در آفریقا این کودکان هستند که به عنوان سرباز اسلحه در دست می گیرند و به کشته می شوند. در برخی از جوامع به ظاهر متمدن، کودکان برای سوء استفاده های جنسی و پیوند اعضا و مانند آن خرید و فروش می شوند.

همان گونه که در گذشته زنان برای سوء‌استفاده جنسی از سوی مردان به خدمت گرفته می شدند و مثلا فرعون زنان بنی اسرائیل را به استثمار جنسی کشانیده بود(قصص، آیه ۴) و به همین منظور آنان را زنده نگه می داشت و مردان ایشان را می کشت(همان) امروز نیز می بینیم که زنان برای استثمار جنسی قاچاق می شوند.

جالب این که در برخی از کشورهای مدعی اسلام، به طور رسمی زنان برای استثمار جنسی به عنوان جهاد النکاح به خدمت گرفته می شوند. امروز در بسیاری از کشورهای عربی از جمله شمال آفریقا، زنان برای جهادالنکاح به سوریه یا برخی دیگر از مناطق اعزام می شوند. در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس استثمار جنسی از زنان خاور دور و کشور سوریه به شدت رواج دارد. زنان آسیای میانه برای استثمار جنسی به کشورهای خلیج فارس آورده می شوند و در اروپای غربی و آمریکا شمالی زنان اروپایی شرقی و خاوردور به خودفروشی اجباری تن می دهند.

همان گونه که بهره‌کشى از کنیزان با واداشتن آنان به خودفروشى در دوره جاهلیّت رواج داشته است(نور، ایه ۳۳) امروز در کشورهای اسلامی با عنوان جهاد النکاح و در اروپا و آمریکا با عنوان فریبنده داشتن شغلی شرافتمندانه به روسپی گری کشیده و وادار می شوند.

اگر در گذشته دولت فرعونی با سلطه استکباری خود مردان را می کشت و زنان را زنده نگه می داشت تا از آنان بهره کشی جنسی و غیر جنسی کند، امروز نیز در تمامی جهان دولت های مستکبر و زورگو چنین اقداماتی را انجام می دهند و آن را عین تمدن و دمکراسی و لیبرالسیم و آزادی می دانند. عناوین فریبنده ای چون حقوق بشر و آزادی برای استثمار اکثریت مردم جوامع مورد استفاده قرار می گیرد و با ادعاهایی هم چون ادعای فرعونی که خود را بهترین و متمدن ترین شیوه و سبک زندگی معرفی می کرد،‌اینان سبک زندگی آمریکایی را طریق کامل هدایت و تمدنی معرفی می کنند.(غافر، ایه ۲۹ و ایات دیگر)

مهم ترین استثمارگران در طول تاریخی افراد مستکبری چون فرعون(اعراف، آیه ۱۲۷؛ شعراء، ایه ۲۲؛ قصص،‌ایه ۴)،‌ قدرتمندان و سیاست مدارانی چون هامان(غافر، آیات ۲۳ تا ۲۵) و ثروتمندانی چون قارون(همان) بوده اند. امروز نیز استثمارگران همان مستکبران و قدرتمندان و ثروتمندانی هستند که به سبب کفر و یا سست ایمانی به استثمار جنسی و غیر جنسی از کودکان و زنان می پردازند.

ریشه ها و عوامل بهره کشی و استثمار

عقل و نقل بر عدالت به عنوان بنیاد اجتماع سالم تاکید دارد؛ زیرا بده و بستان ها اگر در چارچوب قوانین و مقررات عادلانه انجام گیرد، هر کسی به میزان مساوی از تبادلات و تعاملات سود می برد و به کسی ظلم و جفا و بی عدالتی نمی شود و حقی ضایع و تباه نمی گردد؛ اما با همه تاکیدات عقل و وحی بر اجرای نظام عادلانه و وضع هر چیزی در جای مناسب و اعطای حق هر صاحب حقی، باز انسان ها به سبب عوامل درونی و بیرونی، نظام ستمگرانه ای را اجرا می کنند و حقوق طبیعی مردمان را تضییع و تباه کرده و بهره کشی و سوء استفاده از قدرت و ثروت خود می پردازند.

در گرایش استثماری انسان باید به عوامل درونی و بیرونی اشاره کرد.

  1. خواهش نفس و طغیان نفسانی : مهم ترین عوامل درونی را می بایست طغیان قوای شهوت و غضب در انسان دانست که تحت مدیریت عقل عمل نمی کند. هواهای نفسانی بشر مهم ترین دشمن عدالت و اجرای آن است. پس از آن وسوسه های شیطانی نیز موجب می شود تا انسان مسیر درکات را بپیماید و به ظلم و اجحاف در حق خود و دیگران اقدام نماید.

بی گمان عوامل و شرایط گوناگونی در ایجاد و تقویت روحیه فردی و رویه اجتماعی استثمار نقش دارد. در آیات قرآنی به عوامل و بسترهای آن توجه داده شده و راهکارهایی نیز برای درمان بیان شده است. از نظر قرآن عواملی در ایجاد چنین رویه اجتماعی نقش دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. انکار آخرت: نخستین عامل همان فلسفه زندگی و بینش ها و نگرش ها و باورهای شخص است. کسی که اعتقاد و باوری به خدا ندارد و منکر خدا و نظام احسن عادلانه است، برای آفرینش هستی و انسان، هیچ هدف و حکمتی را نمی بیند. بنابراین، همه چیز را مبتنی بر تصادف دانسته و همه زندگی را در همین زندگی دنیوی خلاصه می کند. بر اساس این بینش و نگرش فلسفی است که لذت و تلذذ از مواهب دنیوی اصالت می یابد و شخص می کوشد بیش ترین بهره و استفاده را از مواهب آن بکند. از آن جایی که اعتقادی به معاد و حساب و کتاب آن ندارد، هر گونه عملی را که لذات او را تامین کند،‌عملی اخلاقی و قانونی می داند و این گونه است که بهره کشی و استثمار مانند هر عمل دیگری که لذت های او را تامین کند،‌ به عنوان عمل ضد اخلاقی و فسادآمیز تلقی نمی شود؛ زیرا زندگی دنیوی و بهره بری بیش تر از آن هدف غایی هر فرد است و اگر ملاحظاتی را نسبت به دیگران و جامعه دارد تنها در چارچوب جلوگیری از تنازع است؛‌زیرا تضاد منافع می بایست به گونه ای کنترل و مدیریت شود که کم ترین آسیب را به لذت او وارد سازد. پس اگر لازم است تنها در همین محدوده اجتناب از تنازع،‌آزادی عمل خود را محدود می کند و اگر بتواند بی آن که ضرری متوجه خود سازد،‌ با دور زدن قانون از تنازع اجتناب کند، این کار را می کند و آن را عین عقلانیت و ذکاوت و هوش و زیرکی می داند؛ ‌زیرا توانسته با زیرکی تمام خود را به هدف برساند بی آن که ضرر و زیانی متوجه او شود. از این روست که از نظر آموزه های قرآنی مهم ترین عامل هر حرکت افسادی،‌ضد اخلاقی، ضد قانونی، استثماری و ظالمانه، همان کفر اعتقادی است.(غافر، آیه ۲۵) به هر حال، از نظر قرآن کفر و حق ناپذیری از مهم ترین عوامل ایجادی روحیه و رویه استثمارگری است؛ زیرا چنین افرادی به آخرت و پاسخگویی اعتقادی ندارند و در پی آن تلاش می کنند تا به هر وسیله ای وسایل آسایش و آرامش دنیوی و لذت آفرینی را فراهم آورند.(غافر، آیه ۲۵؛ ابراهیم، آیه ۱۳) پس فلسفه زندگی و نگره هستی شناختی غلط و نادرست افراد موجب می شود تا سبک زندگی را در پیش گیرند که ظلم و ستم و فساد و استثمار و مانند آنها از پیامدهای طبیعی چنین فلسفه و نگره نادرست است. پس نباید به حوزه معرفت شناسی افراد کم توجه بود؛ زیرا این حوزه است که شاکله شخصیت افراد را می سازد و سبک زندگی و اعمال آنان را تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود قرار می دهد. خداوند به صراحت می فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلًا؛ بگو هر کس بر حسب ساختار روانى و بدنى خود عمل مى ‏کند و پروردگار شما به هر که راه‏یافته‏ تر باشد داناتر است.(اسراء، آیه ۸۳)
  2. دنیاطلبی: دومین عامل هم در بستر سازی ظلم و فساد و استثمار را می بایست در گرایش دنیا طلبی بشر جست و جو کرد. البته این عامل می توان برخاسته از همان عامل نخست یعنی کفر باشد؛ زیرا کفر به خدا و آخرت و اصالت دادن به زندگی مادی دنیوی، موجب گرایش انسان به دنیاست؛ اما گاهی افراد مسلمان و مومن نیز گرایش به دنیا پیدا می کنند بی آن که مانند گروه نخست کافر باشند؛ بلکه تنها سست ایمانی و یا فقدان عزم و اراده جدی و همت قوی است که ایشان را به سوی دنیا می کشاند. انسان های مسلمانی را می توان یافت که گرایش به دنیا پیدا می کنند و می خواهند از مواهب دنیوی استفاده کنند. همین گرایش به دنیاست که موجب استثمار از دیگران و رفتارهای ظالمانه و فسادآمیز آنان می شود. البته چنان که گفته شد ریشه این دنیا گرایی انسان را نیز می بایست در حقیقت به کفر بازگرداند که البته می تواند کفر در مقام عمل و اراده باشد. به این معنا که با جزم نسبت به خدا و آخرت ولی به سبب سست ایمانی در مقام عمل،‌از عزم جدی برخوردار نیست و گرایش به دنیا می یابد. به هر حال، دومین عامل که می تواند از همان خاستگاه کفر بر آمده باشد، دنیاطلبی و دنیاگرایی انسان است که موجب رفتارهای فسادانگیز، ظالمانه و استثتمارگرایانه بشر شود.(نور، آیه ۳۳) در این آیه بیان شده که برخی از مسلمانان برای کسب درآمد کنیزکان خود را وادار به خودفروشی می کنند. به این معنا که اقدامات نادرستی را تنها برای کسب اموال مادی دنیا انجام می دهند با آن که ایمان به خدا و قیامت دارند ولی دنیا آنان را فریفته و به این کارهای زشت سوق داده است. هر چند که خودشان به کار زشتی چون خودفروشی اقدام نمی کنند ولی دیگران را وادار به این کار کرده تا خود در آمدی داشته باشند. چنین سوء استفاده و بهره کشی جنسی از کنیزکان که مال ایشان است،‌امر خلاف مکارم اخلاقی است و از همین روست که نهی شده است. از نظر قرآن کسانی که گرفتار روحیه دنیاطلبی هستند، اقدام به استثمار دیگران می کند. از همین روست که زنان و دختران کنیز خویش را به فاحشه گر می دهند و با استفاده از خودفروشی آنان کسب درآمد می کنند. خداوند می فرماید: وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ؛ و کنیزان خود را در صورتى که تمایل به پاکدامنى دارند براى این که متاع زندگى دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید.(نور، آیه ۳۳)
  3. افساد: سومین عامل که ارتباط تنگاتنگی با دو عامل پیشین دارد، ملکه شدن صفت فساد در شخص است. کسانی که گرفتار فسق و فجور باشند، در فرآیندی صفت فساد در آنان ملکه می شود. کسی که به تعبیر قرآن مفسد شد، دیگر نمی تواند رفتاری عادلانه داشته باشد. واژه مفسد هر چند اسم فاعل از ثلاثی مزید است، ولی در این جا به معنای صفت مشبهه به کار رفته است. به این معنا که صفت فساد در وی ملکه شده است و این گونه نیست که یک یا چند بار خواسته و ناخواسته فساد کند؛‌ زیرا اگر این گونه بود او را فاسد می دانستند نه مفسد. به هر حال، ‌کسی که صفت فساد در او ملکه شده و به عنوان مفسد شناخته می شود، نمی تواند رفتاری عادلانه داشته باشد. از همین روست که به طور طبیعی به هر گونه ظلم و فسادی چون استثمار از دیگران کشیده می شود.(قصص،‌آیه ۴) روحیه افساد از مهم ترین عوامل استثمارگری است که در قرآن به آن توجه داده شده است.(قصص، آیه ۴)
  4. استبداد سیاسی: بی گمان مهم ترین عامل تاثیرگذار در ایجاد استثمار اجتماعی و اقتصادی و جنسی، همان استبداد سیاسی است. استبداد سیاسی با خودکامگی، زمینه عدالت و اجرای آن را از میان می برد و از مشارکت مردم در حوزه های عمل اجتماعی و سیاسی می کاهد. مستبدان کسانی را که خواهان عدالت باشند، اذیت و آزار می رسانند(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۹) و مخالفان و بی گناهان را محبوس کرده (یوسف، آیات ۳۲ و ۳۵؛ شعراء، آیات ۲۳ و ۲۹) و با ابزارهایی چون تهمت، تهدید و شکنجه و حتی قتل مخالفان(اعراف، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴و ۱۲۷؛ یونس، آیه ۸۳؛ طه، آیه ۷۱؛ قصص، آیه ۴) نوعی خفقان اجتماعی را بر جامعه حاکم کرده (یونس، آیه ۸۳؛ قصص، آیه ۷) و انواع آزادی های سیاسی و اجتماعی را از مردم سلب نموده (اعراف، آیه ۸۸ و ۱۲۳ و ۱۲۴؛ یونس، آیه ۸۳) و مردم را به طبقات و گروه های متعدد دسته بندی کرده تا امکان فشار و سلطه بیش تر فراهم آید.(قصص، آیه ۴) این گونه است که افراد جامعه به عنوان استثمارشدگان در خدمت مستبدان در می آیند و از کودکان و زنان به ویژه برای اهداف خویش از جمله بهره کشی جنسی سوء استفاده می کنند.(بقره، آیه ۴۹؛ اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۴۱؛ ابراهیم، آیه ۶؛ غافر، آیه ۲۵)
  5. قدرت طلبی: کسانی که دنبال قدرت هستند، به استثمار دیگران در اشکال گوناگون می پردازند و از همه ابزار و وسیله ای سود می برند.(نمل، آیات ۳۳ و ۳۴؛ بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵؛ یونس، آیه ۸۳)
  6. استکبار: روحیه و رویه استکباری از دیگر عوامل ایجادی استثمارگری است.(همان؛ اعراف، آیه ۸۸) خداوند در آیات ۲۳ تا ۲۵ سوره غافر بیان می کند که مستکبرانی چون هارون و قارون و فرعون، سیاست هایی را به کار می گرفتند تا به استثمار مردمان بپردازند. این استثمارگری به ویژه نسبت به زنان بیش تر اعمال شده است؛ زیرا نیازهای جنسی مردمان و امکان سوء استفاده از ضعف زنان برای استثمار موجب می شود تا زنان بیش تر تحت استثمار مستکبران و سوء استفاده های جنسی آنان در آیند.

راه های مبارزه با استثمارگران

از آن جایی که عوامل و اسباب استثمارگری و بهره کشی دانسته و معلوم است، بهترین کار آن است که با این عوامل مبارزه شود و اجازه داده نشود تا مفسدان، مستکبران، ظالمان، دنیاطلبان و مانند آن ها بر جامعه حاکمیت یابند. از نظر قرآن، قیام توده های مردم بی توجه به عناوین دیگر از جمله دین و مذهب و رنگ و نژاد وجنسیت موجب می شود تا عدالت قسطی در جامعه جاری شود و جامعه به عدالتی دست یابد که بده و بستان ها میان اقشار گوناگون مردم به شکل سود دوسویه باشد نه یک سویه و یک طرفه.(حدید، آیه ۲۵)

بنابراین، مهم ترین راه های مبارزه با استثمار را باید موارد زیر دانست:

  1. ایمان به خدا و رستاخیز: کسانی که به خدا و رستاخیز ایمان داشته باشند، هرگز دیگران را استثمار نمی کنند. بر این اساس باید در گام نخست تلاش کرد تا همگان را به رستاخیزباوری سوق داد و آن را تقویت کرد تا این گونه افراد دست از استثمار دیگران و بهره کشی بردارند؛
  2. آخرت گرایی: اگر مهم ترین عامل در استثمارگرایی دنیاطلبی باشد، باید مردمان را به سوی آخرت گرایی دعوت و تشویق کرد تا این گونه دست از استثمار دیگران بردارند؛
  3. استبداد ستیزی: چنان که گفته شد استبداد از عوامل تاثیرگذار در ایجاد روحیه و رویه استثمارگری است. بنابراین، باید تلاش کرد تا روحیه استبداد ستیزی در جامعه ایجاد شود و مردم اجازه ندهند تا مستبدان بر سر کار آیند و زمام امور اجتماعی را دست گیرند؛
  4. استکبار ستیزی: از آن جایی که روحیه و رویه استکباری عامل مهم و تاثیر گذار در استثمار دیگران است، باید علیه مستکبران و ظالمان به قیام پرداخت و مستکبران و ظالمان را بر سر جا خود نشاند. خداوند می فرماید: وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ و چرا شما در راه خدا و در راه نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى ‏جنگید همانان که مى‏ گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏ اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.(نساء، آیه ۷۵)
  5. ستم ستیزی: چنان که گفته شد، ریشه استثمار در ظلم و بی عدالتی است که در جامعه اعمال می شود و گروهی به ظلم و ستم، حقوق دیگران را غصب کرده و بهره یک سویه و یک طرفه را به نفع خود اعمال می کنند. بنابراین، مهم ترین راهکار برای مبارزه با استثمار ریشه کنی ظلم و ستم با ستم ستیزی و جنگ علیه آن است.(نساء، آیه ۷۵)
  6. استمداد و یاری از خدا: انسان ها هر تدبیری کنند، بی تکیه و توکل بر خدا نمی توانند مقدرات را تغییر دهند؛ بنابراین لازم است که برای عبور از هر بحران و مشکلی از جمله مساله استثمار و بهره کشان، از خداوند یاری و استمداد جست.(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)
  7. تقوای الهی: انسان وقتی با عبادت و بندگی خدا به تقوای الهی می رسد از بردگی و بندگی دیگران رها می شود و همین امر موجب می شود تا مشکلاتی از جمله مشکل بهره کشی حل و فصل شود؛ زیرا خداوند به یاری متقین می شتابد و آنان را یاری می رساند؛ چرا که عاقبت برای متقین و پرهیزگاران رقم می خورد.(همان)
  8. صبر و استقامت: مقابله و مبارزه با ظالمان و ستمگرانی که به بهره کشی می پردازند و از همه ابزارها و وسایل خوب و بد بهره می گیرند، بسیار سخت و دشوار است؛ بنابراین لازم است تا برای مقابله انسان با روحیه صبر و استقامت به میدان برود و هرگز نومید نشود، بلکه با توکل بر خدا و استمداد از او به تلاش و کوشش خود برای برقراری عدالت فراگیر و همه جانبه بپردازد و دست از مبارزه بر ندارد؛ چرا که خداوند وعده داد در نهایت پیروز این میدان ستم ستیزان صابر و صالح هستند.(همان)