اسباب پذیرش شفاعت از سوی خدا

somamusبسم الله الرحمن الرحیم
شفاعت یکی از اعتقادات اسلامی است که در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده است. اما بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، هر کسی به درجه شفیع نمی رسد، چنان که برای هر کسی و در هر مرتبه ای از مراتب تبدل الامثال و جهان های صعودی شفاعت نمی شود. پرسش این مطلب در باره اسباب پذیرش و این است که چه کسانی و در چه مرتبه ای شفاعت آنان پذیرفته و یا پذیرفته نمی شود و چه کسانی مشمول شفاعت اولیای الهی قرار می گیرد یا نمی گیرند؟ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
چیستی مفهوم قرآنی شفاعت
شفع به معنای جفت همراه است، از این روست که خداوند از دو رکعت و یک رکعت نماز شب به عنوان «الشفع و الوتر» سخن گفته است.(فجر، آیه ۳)
شفاعت به معنای خاص و اصطلاحی آن یک عمل و حرکت اجتماعی بود که در فارسی از آن به «پادرمیانی» یاد می شود. شفاعت در اصطلاح قرآنی و فرهنگ اجتماعی عرب، انضمام و پیوستن به دیگرى براى یارى رساندن به وى و درخواست [کمک] از او است.
کاربرد آن بیشتر در مورد قرار گرفتن مقامى برتر و گرامى تر در کنار شخصى پایین تر است تا این گونه با پادرمیانی شخص کریم ، نسبت به شخص پایین تر که گناه و خطای مرتکب شده از صاحب حق عفو و بخشش طلبیده و از او بخواهند تا از آن درگذرد و عفو نماید و صفحه دیگری برایش باز کند و از صفحه خطایش چشم پوشی کرده و با احسان و اکرام با او برخورد نماید. به نظر می رسد که اصطلاح شفاعت در قرآن نسبت به گناهکاران در قیامت از همین قبیل است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۵۷، «شفع»)
اصطلاح شفاعت به این معنا در مسایل اجتماعی، پیش از اسلام نیز در میان مردم رواج داشت. از این رو، همین معنا به مباحث قرآنی کشیده شد و در آیات قرآنی برخی از موارد شفاعت نفی و برخی دیگر اثبات می شود.
اقسام و انواع شفاعت در اصطلاح قرآنی
به نظر می رسد که شفاعت در اصطلاح قرآنی، دارای اقسام و انواعی است. دست کم می توان دو نوع اصلی و عمده برای شفاعت بر شمرد: ۱. شفاعت تکوینی؛ ۲. شفاعت تشریعی.
شفاعت تکوینى بر هر سببى در عالم اسباب اطلاق مى شود و اختصاص به شخص یا چیز خاصی ندارد؛ اما شفاعت تشریعى به عالم ثواب و عقاب مربوط است. به نظر علامه طباطبایی، موقف و محلّ شفاعت تشریعی، در آخرین موقف قیامت است؛ زیرا در این جا است که شفاعت کننده، تقاضاى مغفرت شفاعت شونده را مى کند تا بدین وسیله وارد دوزخ نشود یا با شفاعت او بعضى از کسانى که وارد دوزخ شده اند از آن خارج شوند.( المیزان، ج ۱، ص ۱۷۳ – ۱۷۴)
پس از نظر ایشان اولا شفاعت تشریعی اختصاص به آخرت و قیامت دارد؛ و شفاعت اصطلاحی در دنیا و عالم برزخ معنا و مفهومی پیدا نمی کند؛ ثانیا این شفاعت حتی پس از حکم الهی و ورود افراد به دوزخ برای رهایی آنان نیز شدنی است.
اصل اولی، عدم شفاعت
از آیات قرآنی به دست می آید اصل اولی عدم شفاعت است؛ به این معنا که اگر در موردی شک شود که امکان شفاعت وجود دارد یا ندارد؟ اصل آن است که در موارد مشکوک شفاعت نیست؛ پس اگر دلیل استوار و محکمی ارایه نشود که شفاعتی وجود دارد یا این شفاعت در مورد خاصی جریان پیدا نمی کند، باید پذیرفت که این حق است؛ زیرا خروج از اصل نیازمند دلیل قطعی است.
خداوند به صراحت به اصل اولی عدم شفاعت توجه داده است. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از آنچه به شما روزى داده‏ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران خود ستمکارانند.(بقره، آیه ۲۵۴) همین معنا و مفهوم در آیاتی دیگر از جمله ۴۸ و ۱۲۳ سوره بقره نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
از آن جایی که اصل عدم شفاعت است، در موارد مشکوک نمی توان به شفاعت کسی یا چیزی تمسک یا امید بست. از جمله کسانی که مشکوک هستند و خداوند به صراحت شفاعت آنان را نفی کرده، شفاعت بتان است که اصولا بت پرستان به امید شفاعت آنان در دنیا و آخرت به این ها متوسل می شوند. خداوند می فرماید: أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَهً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلاَ یُنقِذُونِ؛ آیا به جاى او خدایانى را بپرستم که اگر [خداى‏] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مى‏دهد و نه مى‏توانند مرا برهانند؟(یس، آیه ۲۳)
تخصیص و تقیید اصل عدم شفاعت
اما در آیات دیگر قرآن، این اصل اولی با بیان مواردی از اطلاق و عموم خارج می شود و در آن موارد این اصل تخصیص و تقیید شده است به طوری که دیگر نمی توان به اطلاق و عموم آن استناد کرد؛ اما این بدان معنا نیست که در موارد مشکوک می توان از عموم و اطلاق دست برداشت، بلکه هم چنان در موارد مشکوک، اصل همان عدم جریان شفاعت خواهد بود.
خداوند در آیات بسیاری، اصل اولی عدم شفاعت را با استثنا کردن و آوردن کلماتی چون«الاّ» عمومیت آن را تخصیص زده و اطلاق آن را تقیید می کند. پس عدم شفاعت نه نسبت به همه کس و همه چیز است و نه در همه احوال از احوالات، بلکه ممکن است همان طوری که از آیات بر می آید نسبت به برخی از افراد در برخی از احوالات شفاعت انجام گرفته و مقبول درگاه الهی شود.
البته خداوند بر این نکته تاکید دارد، ریشه و خاستگاه و منشای هر شفاعتی همان خدای رحمان است؛ از این رو می فرماید: قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَهُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ بگو: «شفاعت، تنها و یکسره از آنِ خداست. فرمانروایى آسمانها و زمین خاصّ اوست سپس به سوى او باز گردانیده مى‏شوید.»(زمر، آیه ۴۴)
پس اگر شفاعتی برای کسی یا چیزی در موردی یا حالتی اثبات می شود؛ ریشه در همان شفاعت الهی دارد و این گونه نیست که چیزی بیرون از این صفت الهی باشد. در حقیقت شفاعت، صفت فعلی خداوند است و دیگران مظاهر این صفت هستند، نه آن که خودشان به طور مستقل دارای این صفت باشند.
به سخن دیگر، اصولا شفاعتی اگر برای کسی یا چیزی مطرح می شود در طول شفاعت الهی است نه در عرض آن و هم چنین از باب مظهریت و تجلیات صفت خداوند در آن شخص یا چیز است نه آن که آن شخص مستقل حتی در طول دارای چنین صفتی باشد.
هم چنین خداوند درباره استثنا شدن مواردی به طور کلی در آیه ۴۸ سوره مدثر می فرماید: فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَهُ الشَّافِعِینَ؛ و شفاعت شفاعتگران آنها را سود نبخشد! این آیه دلالت دارد که شفاعت کنندگانی هستند که شفاعت می کنند ولی برای برخی و در مواردی و حالاتی این شفاعت سودی به حال شفاعت شونده نمی کند.
از مواردی که از این اصل استثناء شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. صاحبان عهد الهی: خداوند در این باره می فرماید: لَا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا؛ [آنان‏] توان و اختیار و مالکیت شفاعت را ندارند، جز آن کس که از جانب [خداى‏] رحمان پیمانى گرفته است(مریم، آیه ۸۶)؛
۲. صاحبان اذن الهی: کسانی که از سوی خداوند ماذون هستند، از این اصل استثنا شده اند. خداوند می فرماید: یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا؛ در آن روز، شفاعت [به کسى‏] سود نبخشد، مگر کسى را که [خداى‏] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید.(طه، آیه ۱۰۹؛ نیز سباء، آیه ۲۳؛ نجم، آیه ۲۶؛ بقره، آیه ۲۵۵؛ انعام، آیات ۵۱ و ۷۰؛ یونس، آیه ۳؛ مریم، آیات ۸۵ و ۸۷؛ زمر، آیه ۴۳)
۳. رضایت الهی: از همین آیه ۱۰۹ سوره طه به دست می آید که کسی که قولش در نزد خداوند مورد رضایت و پسند و خشنودی است، می تواند شفاعت کند. هم چنین از آیه ۲۶ سوره نجم به دست می آید که مرضی خداوند، اهل شفاعت خواهد بود: وَکَم مِّن مَّلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَاء وَیَرْضَى؛ و بسا فرشتگانى که در آسمانهایند [و] شفاعتشان به کارى نیاید، مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد. از این آیه هم چنین معلوم می شود که شفاعت اختصاص به انسان ندارد بلکه حتی فرشتگان دارای ویژگی هایی می توانند شفاعت کنند.
۴. شاهد به حق: از دیگر موارد استثنایی برای شفاعت، آن است که شفاعت کننده خود شاهد و عالم به حق باشد ؛ زیرا خداوند می فرماید: وَلَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ و کسانى که به جاى او مى‏خوانند [و مى‏پرستند] اختیار شفاعت ندارند، مگر آن کسانى که آگاهانه به حقّ گواهى داده باشند.(زخرف، آیه ۸۶) این صفات بر اساس آیات قرآنی برای خدا و پیامبر(ص) و برخی از مومنان یعنی اهل بیت عصمت و طهارت است که خداوند درباره آنان می فرماید: وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و بگو: «[هر کارى مى‏خواهید] بکنید، که به تحقیق خدا و پیامبرش و مؤمنان در کردار شما خواهند می نگرند، و تحقیق به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‏شوید پس شما را به آنچه انجام مى‏دادید آگاه می کند.»(توبه، آیه ۱۰۵) خداوند هم چنین می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.(بقره، آیه ۱۴۳) پس این پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است که شاهد اعمال بوده و در روز قیامت شفاعت می کنند و جزو همان شفاعت کنندگان مقبول و مرضی و ماذون الهی هستند. شکی نیست که حضرت فاطمه(س) نیز جزو این اهل بیت(ع) است. حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:  إذا حشرت یوم القیامه أرفع هذا إلى یدی و أشفع فی عصاه أمّه أبی‏؛ آن گاه که در روز قیامت برانگیخته شوم،دستم را بلند می کنم گناهکاران امّت پدرم را شفاعت خواهم کرد.(عوالم العلوم و المعارف ج۱۱ ، ص۴۵۱)
۵. علم به حق: آیه ۸۶ سوره زخرف علم به حق را به عنوان یک شرط در شفاعت کننده مطرح می کند. پس شفاعت کننده باید عالم به حق باشد. این صفت تنها برای پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است؛ زیرا آنان به علم غیب به اذن الهی آگاه هستند و از سر و اخفی مردم و نیات آنان آگاه هستند و می دانند که آنان چه می کنند و با چه نیتی انجام می دهند.(توبه، آیه ۱۰۵ و آیات دیگر)
۶. صاحب مقام محمود: صاحب مقام محمود کسی است که می تواند شفاعت کند. خداوند می فرماید: وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَى أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا؛ و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند (اسراء، آیه ۷۹)؛ چرا که در روایتى «مقام محمود»، مقام شفاعت نامیده شده است. (تفسیر عیّاشى، ج ۲، ص ۳۱۳ – ۳۱۴؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۱۱، ح ۴۰۲)
۷. اصحاب اعراف: اینان نیز کسانی هستند که می توانند شفاعت کنند. خداوند می فرماید: وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّهِ أَن سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ؛ میان بهشتیان ودوزخیان حائلی است و بر بالای آن مردمی هستند که همه مردم را به سیما ورخسارشان می شناسند و اهل بهشت را ندا می دهند که سلام بر شما باد،اینان داخل بهشت نشده اند، اما طمع آن را دارند).(اعراف، آیه ۴۶) این طمع و امید به شفاعت این مردان است. سعد بن سعد گفت: از امام جواد علیه السلام راجع به آیه «و علی الأعراف رجالعرفون کلا بسیماهم» پرسیدم؛ حضرت جواب فرمود: ای سعد! امامان از آل محمد صلی الله علیه و اله هستند.( بصائر الدرجات: ۵۲۰ ح ۱۸) و در روایتى از امام صادق علیه السلام  آمده است: منظور از «لم یدخلوها و هم یطعمون» گناهکاران اند که وارد بهشت نشده اند و امید دارند با شفاعت اصحاب اعراف وارد آن شوند. (التّبیان، ج ۴، ص ۴۱۱)
۸. اهل خشیت و مشفقان: خداوند در این باره می فرماید: ولا یَشفَعونَ اِلاّ لِمَنِ ارتَضى وهُم مِن خَشیَتِهِ مُشفِقون؛ و شفاعت نمی کند مگر برای کسی که مورد رضایت خداوندی و آنان از خشیت الهی نگران و مشفق هستند.(انبیاء، آیه ۲۸)
۹. مالکیت : اَمِ اتَّخَذوا مِن دونِ اللّهِ شُفَعاءَ قُل اَو لَو کانوا لا یَملِکونَ شیــًا ولا یَعقِلون؛ یا آن که غیر از خداوند شفعیانی را گرفتند؛ بگو حتی اگر مالک چیزی نباشند و عقل نداشته باشند.(زمر، ایه ۴۳) پس باید شفاعت کننده خودش مالک باشد یا مظهر مالکیت خداوند باشد؛
۱۰. عقل: از آیه ۴۳ سوره زمر به دست می آید که کسی که عقل ندارند شفاعت نمی کند.
شرایط شفاعت شوندگان
همان طوری که شفاعت کنندگان باید دارای شرایطی باشند ، هم چنین شفاعت شوندگان باید دارای شرایطی باشند. در آیات قرآنی بیان شده چه کسانی شفاعت می شوند. از نظر قرآن این افراد باید دارای شرایطی باشند که در این جا به آن ها اشاره می شود:
۱. توحید: از مهم ترین شرط در شفاعت شونده توحید است. یعنی کسانی مشمول شفاعت هستند که اهل توحید ولی گناهکار هستند.(آل عمران، ایه ۱۵۹؛ نساء، آیه ۶۴؛ محمد، آیه ۱۹؛ اعراف، آیات ۴۶ و۴۷)
۲. اذن الهی: همان طوری که شفاعت کننده باید ماذون باشد هم چنین باید شفاعت شونده نیز ماذون باشد و خداوند اذن داده باشد تا درباره اش شفاعت شود.(بقره، آیه ۴۸)
۳.  اهل خشیت: از آیه ۲۸ سوره انبیاء این معنا به دست می آید، چنان که گذشت.
۴. عمل صالح و عبادت : یکی از شرایط شفاعت شونده است؛ به این معنا که شخص باید اصل توحید و نیات وی درست باشد و تنها خطاهایی داشته باشد که حتی اگر کبیره باشد آن گناهان با شفاعت مورد عفو و بخشش قرار گیرد. امام رضا علیه السلام می فرماید: لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَهِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمدٍ (ص) وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ مُحَمـدٍ (ص) لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَهِ فَـاِنَّـهُ لایَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر؛مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد (ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد (ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود.(فقه الرضا ص۳۳۹ – بحارالانوار، ط-بیروت، ج۷۵، ص ۳۴۷ و ۳۴۸)
۵. محافظت بر نماز: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: لا یَنالُ شَفاعَتی مَن اَخَّرَ الصَّلوهَ بَعدَ وَقتِها؛ کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید.(محاسن ج۱ ، ص۸۰ ؛  وسایل الشیعه ج۴ ، ص۱۱۴ )
۶. رضایت خدا: امام صادق (ع) می فرماید: «من سره ان ینفعه شفاعه الشافعین عند الله فلیطلب الى الله ان یرضى عنه؛  هر کس دوست دارد مشمول شفاعت اولیای الهی واقع گردد، باید خشنودى خدا را جلب کند.(بحارالانوار، ج۳، ص۳۰۴، چاپ قدیم)
۷. رضایت شوهر : امام باقر علیه السلام می فرماید: لا شَفیعَ لِلمَرأَهِ أَنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها؛ هیچ شفیعى براى زن نزد پروردگارش نجات بخش تر از رضایت شوهرش نیست.(وسایل الشیعه ج۲۰ ، ص۲۲۲ ؛ خصال ج۲ ص ۵۸۸)
۸. پذیرش ولایت اهل بیت(ع): رسول خدا صلی الله علیه و آله: اَلرّوحُ وَ الرّاحَهُ وَ الفَلَجُ وَ الفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ البَرَکَهُ وَ العَفوُ وَ العافیَهُ وَ المُعافاهُ وَ البُشرى وَ النَّصرَهُ وَ الرِّضا وَ القُربُ وَ القَرابَهُ وَ النَّصر وَ الظَّـفَرُ وَ التَّمکینُ وَ السُّروُر وَ المَحَبَّهُ مِنَ اللّه‏ِ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلى مَن اَحَبَّ عَلىَّ بنَ اَبى طالِبٍ علیه‏السلام وَ والاهُ وَ ائتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصیاءَ مِن بَعدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَن اُدخِلَهُم فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَن یَستَجیبَ لى فیهِم وَ هُم اَتباعى وَ مَن تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛ آسایش و راحتى، کامیابى و رستگارى و پیروزى، برکت و گذشت و تندرستى و عافیت، بشارت و خرّمى و رضایتمندى، قرب و خویشاوندى، یارى و پیروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر کسى باد که على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولایت او را بپذیرد، به او اقتدا کند، به برترى او  اقرار نماید، و امامانِ پس از او را به ولایت بپذیرد. بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم. بر پروردگار من است که خواسته مرا درباره آنان اجابت کند. آنان پیروان من هستند و هر که از من پیروى کند، از من است. (بحارالأنوار، ط-بیروت، ج ۲۷، ص ۹۲ ، شبیه این حدیث در المحاسن ج۱ ، ص۱۵۲)
عدم قبولی شفاعت
درباره برخی از افراد شفاعت قبول نمی شود و اصولا اذنی صادر نمی شود تا درباره آنان شفاعت شود. از جمله کسانی که شرایط قبولی را نداشته باشند از مصادیق این کسان هستند. البته در برخی از روایات و آیات شفاعت نسبت به کسانی رد شده که از جمله موارد زیر است:
۱. سبک شماری نماز: کسی که نماز را سبک شمارد در حقش شفاعت نخواهد شد. امام صادق علیه السلام فرمودند: لا یَنالُ شَفاعَتَنا مَن استَخَفَّ بِالصَّلاهِ؛ هرکس نماز را سبک بشمارد ، به شفاعت ما دست نخواهد یافت.( کافی، ط-الاسلامیه ج۳، ص۲۷۰)
۲. گرفتاران به عذاب استیصال: کسی را که خداوند حکم قطعی به استیصال و ریشه کنی آنان با عذاب کرده، شفاعت در حق آنان جاری نمی شود؛ چنان شفاعت حضرت ابراهیم (ع) در حق قوم لوط تاثیری نداشت.(هود، آیات ۷۴ تا ۷۶) هم چنین شفاعت حضرت نوح(ع) در حق فرزندش تاثیری نداشت.(هود، آیات ۳۵ تا ۴۵)
۳. مستکبران: در حق مستکبران شفاعتی صورت نمی گیرد.(نساء، آیه ۱۷۳) این دسته مشمول شفاعت نمی شوند ؛ زیرا شرایط آن را دارا نیستند؛
۴. اعراض از قرآن: کسانی که از قرآن اعراض می کنند نیز مشمول شفاعت نیستند.(اعراف، آیات ۵۲ و ۵۳)
۵. بازیچه قرار دادن دین: از آیه ۷۰ سوره انعام به دست می آید که بازیچه قرار دادن دین، موجب محرومیت از شفاعت است؛
۶. باطل گرایی: باطل گرایى، مانع شفاعت در قیامت می شود.(مدثر، ایات ۴۲ تا ۴۸)
۷. ترک اطعام مساکین: ترک اطعام مساکین، مایه محرومیّت از شفاعت در قیامت است(مدّثر، آیات ۴۲ و ۴۳ و ۴۴ و ۴۸)
۸. ترک نماز: ترک نماز، از موجبات محرومیّت از شفاعت در قیامت است.(همان)
۹. تکذیب قیامت: تکذیب قیامت، مانع شفاعت در قیامت است.(همان)
۱۰. ظلم و ستم: ظلم، سبب محرومیّت قوم نوح از شفاعت خواهى آن حضرت، براى نجات آنان از هلاکت و غرق شدن است.(هود، آیات ۳۶ و ۳۷) رسول الله صلی الله علیه وآله می فرماید : أمّا شَفاعَتِى ففى أصحابِ الکبائرِ ما خَلا أهلَ الشِّرکِ والظُّلمِ ؛  شفاعت من درباره مرتکبانِ گناهان کبیره است ، به جز مشرکان وستمگران .( میزان الحکمه، ج۵، ص۵۸۸ به نقل از الخصال : ۳۵۵/۳۶)
۱۱. قدرتمند مستبد و غالیان در دین:  رسول الله صلی الله علیه وآله می فرماید: رَجُلانِ لا تَنالُهُما شَفاعَتى : صاحِبُ سُلطانٍ عَسُوفٌ غَشُومٌ ، وغالٍ فى الدِّینِ مارِقٌ ؛  شفاعت من به دو کس نمی رسد : قدرتمند مستبد وستمگر، وغلوّ کننده خارج شده از دین.( میزان الحکمه، ج۵، ص۵۸۸ به نقل ازالخصال : ۶۳/۹۳)
۱۲. خیانت کار و فریب دهنده  : در روایتی از رسول خدا آمده است: «من غش اخاه المسلم نزع الله برکه رزقه و أفسر علیه معیشه و وکله الی نفسه»، هر کس به برادر دینی خویش خیانت نماید، خداوند برکت را از روزیش بر می‌دارد و زندگیش را ویران می‌سازد و او را به خودش واگذار می‌کند و شفاعتی از او نخواهد شد.( وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۱۰، ح۱۱)
۱۳. بی اعتقاد به شفاعت: پیامبر(ص ) می فرماید: «من لم یۆمن بشفاعتی فلا اناله شفاعتی»، هر کس به شفاعت من ایمان نداشته باشد شفاعت من به او نمی‌رسد.( مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت دارالوفاء، ج۸، ص۵۸؛ میزان الحکمه، ج۵، ص ۵۸۷ به نقل از عیون أخبار الرِّضا : ١/١٣۶/٣۵)
۱۴. آزار اهل بیت(ع): در روایت است: «إذا قمت المقام المحمود تشفعت فی اصحاب الکبائر من امتی فتشفعنی الله لا تشفعت فیمن آذی ذریتی»، هنگامی که در مقام شفاعت قرار گیرم برای گناهکاران امتم شفاعت می‌کنم و خداوند شفاعت مرا می‌پذیرد، بخدا سوگند برای کسانی که ذریه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمی‌کنم.( مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، شفاعت، قم، انشارات موسسه در راه حق، ص۱۶۹)
اهل گناهان کبیره: انسان گاهی گناه کبیره را عمدی ولی موردی انجام می دهد یا از روی خطا و اشتباه مرتکب می شود که این قابل اغماض است ؛ ولی کسی که اهل گناهان کبیره نه گناه کبیره شد دیگر امیدی به شفاعت نداشته باشد.  از امام کاظم (علیه السلام) از على (علیه السلام) نقل شده که مى فرماید: از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم) شنیدم: «شفاعتى لاهل الکبائر من امتى» یعنی شفاعت من براى مرتکبین گناهان کبیره است.( البرهان، ج ۳، ص ۵۷)
البته در آیات و روایات موارد دیگری نیز بیان شده که بازگشت آن به همان کفر و فسق و فجور است. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: الشَّفاعَهُ لا تَکونُ لِأهلِ الشَّکِّ والشِّرْکِ ، ولا لِأهلِ الکُفرِ والجُحُودِ ، بل یَکونُ لِلمؤمنینَ مِن أهلِ التوحیدِ ؛  نه شکّاکان ومشرکان شفاعت شوند ونه کافران ومنکران ؛ بلکه شفاعت مخصوص مؤمنان یکتا پرست است.( میزان الحکمه، ج۵، ص۵۸۷ به نقل از بحار الأنوار ، ج  ٨، ص ۵٨، ح ٧۵)