اسباب شوق و رغبت به خدا در اوج هراس

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، وقتی انسان به عظمت و جلال الهی و ذلت و خواری خود می نگرد، نسبت خویش را با خدا بس بعید می شمارد و به خود اجازه نمی دهد تا به محضر کبریایی و عزت و جلالش راه یابد و درخواستی از آن مقام عظمت داشته باشد، به ویژه که بسیاری از مردمان به دلایلی چون جهل علمی و جهالت عملی و بی خردی، خطاها، خطیئات و گناهانی را مرتکب شده اند که شرم و آزرم دارند تا به درگاه خدا باریابند و درخواستی مطرح کنند.

اما از نظر آموزه های وحیانی، اسباب و عللی در ذات الهی و در مقام اکرام و  جمال اوست که مورد رغبت به سوی او می شود و انسان گریزان خطاکار را تشویق می کند تا به سوی خدا برود و درخواست هایش را مطرح کند.

محبت مبنای شوق دو سویه خالق و خلق

انسانی وقتی به چیزی علاقه مند باشد و محبت آن در دلش جا گیرید، به آن چیز مشتاق می شود و گرایش می یابد تا به هر شکلی شده به آن تقرب جوید یا به دست آورد؛ همان طوری که کراهت از چیزی موجب می شود تا به جای رغبت به آن، از آن گریزش داشته باشد.

محبت به هر چیزی زمانی  تحقق می یابد که انسان از خوبی ها و محاسن آن آگاه باشد و آثار آن را به ویژه نسبت به خود مفید و سازنده بیابد. براین اساس، محبت به خدا تنها در سایه شناخت حقیقی اسماء و صفات نیک و حسنای الهی در شخص پدید می آید؛ یعنی زمانی که بداند که خدا همان آفریدگار و پروردگارش است که بی منت و اذیت ، وجودش را به او بخشیده و همه چیز را برای آسایش و آرامش و سعادت دنیوی و اخروی او فراهم کرده است. اینجا  است که به حکم فطرت عقلی خویش، نه تنها شاکر خدا می شود و در برابر عظمت او به طاعت و بندگی می پردازد، بلکه محبت خدا در دلش شکوفه و جوانه می زند و دم به دم رشد و نمو می کند تا به شوق دیدار و اشتیاق وصال و لقاء الله تبدیل می شود.

از همین روست که مومنان به شناخت و معرفت الله و نیز ایمان به خدا به جای انکار و تکذیب، سرشار از محبت و شوق و اشتیاق به خدا هستند؛  و خدا در وصف ایشان می فرماید: وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ؛ و کسانی که ایمان آوردند، شدیدترین محبت را به خدا دارند.(بقره، آیه ۱۶۵)

از آن جایی که این محبت دوسویه میان مومنان و خدا برقرار می شود: یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ(مائده، آیه ۵۴) یک رابطه و پیوند ناگسستنی است تا جایی که هر دو طرف به لقاء و وصال گرایش دارند و همه شرایط از سوی خدا برای این لقاء الله به اشکال گوناگون فراهم می آید و پیش از آن که مومن گامی بردارد، خدا به سوی او چند گام برمی دارد؛ البته مومنان نیز در محبت الهی چنان غرق هستند که اصولا سرزنش سرزنشگران را نمی شنوند و تاثیری در آنان ندارد. پس بی محابا به سوی محبوب می روند و همه هستی از جان و مال خویش را فدای محبوب می کنند و کاری به دشمنان و سرزنشگران ندارند؛ البته این خود نیز فضل الهی به این مومنان محبوب الهی است که در محبت الهی غرق شده اند و خدا نیز به آنان عنایت ویژه دارد: یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لاَئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ آنان در راه خدا مجاهدت و تلاش می کنند و از سرزنش سرزنشگران نمی هراسند؛ این حالت فضل الهی است که خدا به هر که خدا می دهد؛ چرا که خدا در بخشش واسع و به همه امور علیم است.(مائده ، آیه ۵۴)

اسباب اشتیاق و شوق انسان به خدا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدا دارای دو دسته صفات جلالی و اکرامی است: تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ؛ خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت.(الرحمن، آیه ۷۸)

انسان در برابر جلال خدا وعظمت او به خشوع و خضوع می افتد و تذلل و ذلت را نمودار می سازد؛ زیرا فاصله بس زیاد میان خود به عنوان فقیر و خدای غنی می یابد. همین جلال و عظمت الهی است که انسان را هراسان می کند؛ زیرا تجلیات جلالی در قالب خدای قهار و منتقم، غضب و خشم را موجب می شود که دوزخ نماد اخروی آن است. همین ترس است که برخی را به عبادت و طاعت سوق می دهد.

در برابر صفات جلالی، صفات اکرامی و جمالی خدا قرار دارد که شامل رحمت واسعه و مانند آنها و انسان را به وجد و شوق می آورد. تجلی اخروی این صفات را می توان در بهشت اخروی دید. این گونه است که برخی به شوق بهشت به عبادت می پردازند و طاعت خدا می کنند.

البته انسانی که خدا در قالب جلال و جمال می شناسد و می پذیرد، خود جلوه او می شود که از آن به وجه الله یاد می شود. چنین شخصی خدا را برای خدایش شایسته پرستش می داند و محبانه خدا را می پرستد.

امام صادق (ع) مى فرمایند: «بندگان سه گونه اند: ۱. گروهى از روى ترس (از جهنم و عذاب الهى) خداى عز وجل را عبادت مى کنند که این عبادت از آنِ بردگان است؛ ۲.  گروهى با دل خواهان ثواب (و دریافت پاداش و بهشت) خداى تبارک و تعالى را عبادت مى کنند که این عبادت ازآن مزدبگیران است؛ ۳. گروهى به خاطر محبت وعشق (حق تعالى) خداى عزوجل را عبادت مى کنند که این عبادت، بهره آزادگان (و وارستگان از بند غیرعشق) است و همین عبادت هم برترین عبادت ها است.»( میزان الحکمه، محمدی ریشهری، ج ۶، ص ۱۷)

از آن جایی که انسان کامل در جرگه اهل محبت است، حتی اگر خوف و ترسی بر او از خدا به سبب خشیت علمی حاکم می شود، دست از بندگی خدا بر نمی دارد، و هرگز از رحمت الهی نومید نمی شود، حتی اگر خود را در دوزخ غضب و خشم الهی بیابد؛ زیرا می داند رحمت خدای تبارک و تعالی از غضبش پیشی می گیرد و هماره اکرام الهی بر جلال و عظمتش مقدم است؛ به ویژه که می داند که خدا انسان را برای رحمت خلق کرده است: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ؛ گر کسانى که پروردگار تو به آنان رحم کرده و براى همین آنان را آفریده است.(هود، آیه ۱۱۹)

از مهم ترین اسبابی که موجب می شود  تا انسان در عین خوف به خدا، مشتاق به سوی خدا باشد و دنبال لقاء الله و وصال او برود و از درگاهش دور نشود، اموری از قبیل موارد زیر است:

  1. وکالت الهی: یکی از اسمای حسنای الهی وکیل است.(انعام، آیه ۱۰۲؛ زمر، آیه ۶۲؛ هود، آیه ۱۲) انسان مشتاق خدا، به سبب حسن ظنی که به خدای وکیل دارد، همه وجودش را به او می سپارد و با اعتماد بر خدا حرکت می کند، هر چند که می داند که ره توشه ای برای ملاقات ندارد؛ امام سجاد(ع) در دعای مشتاقین می فرماید: إِنْ کَانَ قَلَّ زَادِی فِی الْمَسِیرِ إِلَیْکَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِالتَّوَکُّلِ عَلَیْکَ؛ خدایا هرچند در آمدن به سویت توشه ‏ام اندک است، ولى گمانم بر توکّل به تو همواره نیکو است.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، دعای مشتاقین و راغبین)
  2. رجا و امید به رحمت واسعه الهی: از دیگر عواملی که انسان را در همه حال به سوی خدا می کشاند، امیدی است که از خدا در دل انسان به سبب رحمت واسعه الهی قرار دارد(مائده، آیه ۵۴؛ آل عمران، آیه ۳۱)؛ این امیدواری به خدا در همان اسمای اکرامی است که انسان را در اوج ترس و خوف به سوی خدا می کشاند و هرگز از خدا نومید نمی شود، بلکه هماره به اطاعت و بندگی خدا می پردازد و محبت خدا را در دل خویش روشن نگه می دارد.(همان) امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِنْ کَانَ جُرْمِی قَدْ أَخَافَنِی مِنْ عُقُوبَتِکَ فَإِنَّ رَجَائِی قَدْ أَشْعَرَنِی بِالْأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِکَ؛ و هرچند گناهم مرا از عذاب تو به هراس افکنده، ولى چشم امیدم ایمنى از انتقامت را به من خبر مى‏ دهد.
  3. وثاقت به ثواب الهی: انسان هر کاری کند به امید توجه خدا به اوست و این که خدای غنی پاداش او را بی کم و کاست بلکه با فضل و اضافه می دهد. این پاداش شامل بهشت و رهایی از دوزخ و مهم تر از همه لقاء الله و قرار گیری در جنت ذات است به سبب محبتی است که شخص به خدا دارد.(انسان، آیات ۸ تا ۱۲؛ فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰) از همین روست که با همه ترسی که از عقوبت الهی دارد، ولی شوق لقاء الله در او کاسته نمی شود؛ زیرا هماره امید به پاداش نیک الهی او را به سوی خدا می کشاند. امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِنْ کَانَ ذَنْبِی قَدْ عَرَضَنِی لِعِقَابِکَ فَقَدْ آذَنَنِی حُسْنُ ثِقَتِی بِثَوَابِکَ؛ و هرچند نافرمانى ‏ام مرا را در معرض عذابت قرار داده، ولی حسن اعتمادم مرا به پاداشت آگاهى مى‏ دهد.
  4. کرامت الهی : وقتی انسان به کرامت الهی و اسمای اکرامی می نگرد، هرگز نومید نمی شود و شوق وصال به خدا را از دست نمی دهد؛ هر چند که در عمرش سرشار از غفلت بوده و با همه حضور خدا در زندگی از او غافل بوده است. امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَهُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَهُ بِکَرَمِکَ وَ آلائِکَ؛ و هرچند بى‏ خبرى مرا از آمادگى براى دیدارت به خواب غفلت انداخته، ولى آشنایى به کرم و عطاهایت مرا بیدار نموده است.
  5. غفران و رضوان الهی: انسان از گناه و مجازات الهی وحشت زده است؛ اما کسی که خدا را به آمرزش گناه و غفاریت می شناسد و می داند که خدا به آسانی از بنده اش راضی و خشنود می شود، دل نگران نیست و هماره مشتاق خدا و وصال و لقاء الله است؛ زیرا بشارت و مژده الهی دل او را محکم می کند و ترس او را می زداید.(آل عمران، آیه ۳۱) امام سجاد(ع) می فرماید: وَ إِنْ أَوْحَشَ مَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ فَرْطُ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ فَقَدْ آنَسَنِی بُشْرَى الْغُفْرَانِ وَ الرِّضْوَانِ؛ و اگر زیاده ‏روى در گناه و سرکشى، میانه من و تو را تیره ساخته، ولى مژده آمرزش و خشنودى ‏ات با من انس‏ گرفته است.
  6. عواطف رحمت الهی: از دیگر اسباب اشتیاق انسان به سوی خدا، عواطف رحمت الهی است که همه هستی را فراگرفته به طوری که اگر انسان کوچک ترین ابتهال و زاری به درگاه او کند، خدا به عواطف رحمت خویش او را به خود می پذیرد و رها نمی سازد. امام سجاد(ع) می فرماید: أَسْأَلُکَ بِسُبُحَاتِ وَجْهِکَ وَ بِأَنْوَارِ قُدْسِکَ وَ أَبْتَهِلُ إِلَیْکَ بِعَوَاطِفِ رَحْمَتِکَ؛ از تو مى ‏خواهم به درخشش هاى جلوه ‏ات و به انوار قدست، و هم به سویت زارى مى‏ کنم به عواطف‏ رحمت و مهرت.
  7. لطائف برّ الهی: از اسمای نیک و اکرامی الهی، «بارّ» است. همین اسماء الهی است که انسان را به سوی خدا مشتاق می سازد و از هراس رها می کند؛ زیرا می داند که خدایی که در وسعت نیکوکاری کسی به او نمی رسد، هرگز بنده اش را به گناه و خطای خرد و کوچک از خود نمی راند، به شرطی که بنده به سوی خدا بازگردد و گمان نیک به خدا داشته باشند و توبه کنند و اصلاح کار با اعمال صالح بپردازد.(بقره، آیه ۱۷۷) امام سجاد(ع) می فرماید: وَ لَطَائِفِ بِرِّکَ أَنْ تُحَقِّقَ ظَنِّی بِمَا أُؤَمِّلُهُ مِنْ جَزِیلِ إِکْرَامِکَ وَ جَمِیلِ إِنْعَامِکَ فِی الْقُرْبَى مِنْکَ وَ الزُّلْفَى لَدَیْکَ وَ التَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إِلَیْکَ؛ و لطایف احسانت، که تحقق بخشى گمانم را در آنچه از تو آرزومندم از بزرگى اکرامت و زیبایى‏ انعامت؛ در راه تقرّب به تو و نزدیکى به درگاهت و بهره ‏مندى از نگاه به سویت.
  8. عطوفت و لطف و روح الهی : از عوامل و اسبابی که اشتیاق را در انسان برای لقاء الله تقویت می کند، عطوفت الهی و نفحات روح الله است که انسان را از هر گونه یاس و نومیدی می رهاند.(یوسف، آیه ۸۷) امام سجاد(ع) نیز می فرماید: وَ هَا أَنَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحَاتِ رَوْحِکَ وَ عَطْفِکَ وَ مُنْتَجِعٌ غَیْثَ جُودِکَ وَ لُطْفِکَ فَارٌّ؛ هم اینک متعرّض‏ نسیم هاى رحمت و توّجه تو، و خواهان باران جود و لطف بى‏ پایان تو هستم.
  9. رضوان الهی : رضوان الهی چنان وسیع است که انسان را در هر حالی به سوی خود می کشاند(آل عمران، آیات ۱۶۲ و ۱۷۴؛ توبه، آیه ۷۲؛ حدید، آیه ۲۷)، همان طوری که فرزند از خشم مادر به دامن مادر می گریزد، مومنان از خشم خدا به رضای او پناه می برند و می گویند: اعوذ بک منک، از خودت به خودت پناه می بریم، چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: مِنْ سَخَطِکَ إِلَى رِضَاکَ هَارِبٌ مِنْکَ إِلَیْکَ رَاجٍ؛ و از خشمت به سوى خشنودى ‏ات‏ گریزان، و از تو به سوى خودت فرارى ‏ام.
  10. موهبت الهی: خدا افزون بر عدالت بر اساس احسان و اکرام به بندگان خویش لطف می کند و عطوفت می ورزد و چیزهایی را که مستحق نیستند، هبه می کند و می بخشد.(انبیاء، ایه ۹۰؛ فرقان، آیه ۷۴؛ آل عمران، آیه ۸) همین خود موجب می شود تا انسان به سوی خدا هماره مشتاق باشد و هرگز گرفتار نومیدی نشود. امام سجاد(ع) می فرماید: أَحْسَنَ مَا لَدَیْکَ مُعَوِّلٌ عَلَى مَوَاهِبِکَ مُفْتَقِرٌ إِلَى رِعَایَتِکَ؛ إِلَهِی مَا بَدَأْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِکَ فَتَمِّمْهُ وَ مَا وَهَبْتَ لِی مِنْ کَرَمِکَ فَلا تَسْلُبْهُ؛ نیکوترین چیزى را که نزد توست امید دارم، بر بخشش هایت اعتماد مى‏ نمایم، به عنایتت نیازمندم؛ خدایا آنچه را از فضلت بر من آغاز کردى به انجام رسان، و آنچه را از کرمت به من دادى‏ از من مگیر.
  11. حلم الهی : خدا فراتر از صبور بودن ، خدای حلیم و بردباری است(بقره، آیه ۲۲۵؛ حج، آیه ۵۹) که انسان را به سوی خود می کشد تا جایی که گناهکار و خطاکار نیز به سبب حلیم خدا هرگز از خدا دور نشده و به سوی خدا می آید؛ زیرا می داند که حلم الهی او را می پوشاند و هرگز رسوا نمی سازد. امام سجاد می فرماید: وَ مَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ بِحِلْمِکَ فَلا تَهْتِکْهُ وَ مَا عَلِمْتَهُ مِنْ قَبِیحِ فِعْلِی فَاغْفِرْهُ؛ و آنچه را با بردبارى‏ ات بر من پوشاندى آشکار مکن، و آنچه را از زشتى کردارم دانستى بیامرز.
  12. شفاعت الهی: بی گمان هیچ شفاعتی برتر از شفاعت خود خدا از خود خدا نیست(سجده، آیه ۴؛ انعام، آیه ۵۱)؛ یعنی انسان با اکرام الهی به سوی جلال الهی برود و از جلال الهی بخواهد تا نسبت به او اکرام کند؛ بنابراین ، بهترین پناهگاه و شفیع و پناه بخش همان خدا است؛ در حقیقت انسان به امید اسمای اکرامی الهی است که به سوی خدا می شتابد و هرگز دست از دامن کرامت الهی برنمی دارد و هماره به آن می آویزد و به احسان و اکرام الهی دل خوش می دارد و مشتاق لقاء الله و وصال او می شود. امام سجاد(ع) می فرماید: إِلَهِی اسْتَشْفَعْتُ بِکَ إِلَیْکَ ، وَ اسْتَجَرْتُ بِکَ مِنْکَ أَتَیْتُکَ طَامِعا فِی إِحْسَانِکَ؛ خداى از تو به تو شفاعت مى ‏جویم، و از تو به تو پناهنده مى‏ شوم، با امید بسیار به احسانت به سوى تو آمدم.
  13. منت الهی : خدا هر چه به انسان داده بی منت داده و اگر منت نهاده انسان را از غیر خود بی نیاز کرده است(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ حجرات، آیه ۱۷)؛ زیرا منت های الهی چنان انسان را بی نیاز از غیر می کند که از آن به قطع کننده و منون یاد می شود؛ انسان وقتی به این صفت الهی می نگرد و هرگز نومید نمی شود و به سوی خدا رغبت می ورزد و مشتاقانه به سوی خدا می شتابد و به درگاهش می رود؛ چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: رَاغِبا فِی امْتِنَانِکَ مُسْتَسْقِیا وَابِلَ طَوْلِکَ مُسْتَمْطِرا غَمَامَ فَضْلِکَ طَالِبا مَرْضَاتَکَ قَاصِدا جَنَابَکَ وَارِدا شَرِیعَهَ رِفْدِکَ مُلْتَمِسا سَنِیَّ الْخَیْرَاتِ مِنْ عِنْدِکَ؛ ؛ به خوبیهایت که بر من منّت گذارى دل‏بسته ‏ام، به فراوانى کرمت تشنه‏ ام، ابر فضلت را باران طلبم، خشنودى‏ ات را خواهانم، آهنگ آستانت را دارم، به جویبار عطایت وارد آمدم، برترین خیرات را از پیشگاهت خواهشمندم؛
  14. جمال الهی: چنان که بارها گفته شده این صفات حسنای جمال الهی و اکرام و احسان اوست که انسان را به سوی خویش می کشاند ؛ هر چند که در برابر جلال الهی درمانده باشد، ولی جمال الهی همه امور را آسان می کند و دل انسان را مشتاق به لقاء الله می کند؛ زیرا جمال الهی به گونه ای است که از هر کسی که بگذرد، صفحه ای جدید و سپید برایش می گشاید و دیگر چیزی از گذشته برایش نمی ماند که شرمسار باشد. مومنان در روابط اجتماعی این گونه هستند(حجر، آیه ۸۵) پس خدا به این صفت اولی است و حتما این گونه عمل می کند. از همین روست که در آیات قرآنی از تکفیر و پوشاندن سیئات(طلاق، آیه ۵) و جایگزین و تبدیل حتی بدی ها و سیئات با حسنات(فرقان، آیه ۷۰) از سوی خدا سخنبه میان آمده است. از همین روست که انسان به این اکرام الهی دل می بندد و به سوی اشتیاق دارد؛ چنان که امام سجاد می فرماید: وَافِدا إِلَى حَضْرَهِ جَمَالِکَ مُرِیدا وَجْهَکَ طَارِقا بَابَکَ مُسْتَکِینا لِعَظَمَتِکَ وَ جَلالِکَ؛ به جانب حضرت‏ جمالت روانم، ذاتت را اراده دارم، کوبنده در رحمتت هستم، درمانده‏ ام در برابر شکوه و جلالت.
  15. امید به کرامت الهی: خدا به انسان کرامت ذاتی بخشیده و بر همگان برتری و خلافت داده است.(اسراء، آیه ۷۰) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از دیگر اموری که انسان را به سوی خدا در هر حال مشتاق می کند، امید به کرامت الهی و بهره مندی از آن است؛ زیرا انسان می داند که کریم بر اساس کرامت خویش عمل می کند نه بر اساس دنائت بنده و رفتار پست او؛ از همین روست که انسان با چنین نگاهی به درگاه خدا می رود و مشتاقانه از او می خواهد: فَافْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ لا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ النِّقْمَهِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ با من از آمرزش و رحمت آنگونه کن که شایسته آنى؛ و نه آنگونه که سزاوار عذاب و انتقامم، به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.