اسباب رجا به خدا از نظر قرآن

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهم ترین عوامل در ساحت روان شناسی، مساله امید و امیدواری است؛ زیرا انسانی که گرفتار نومیدی می شود، نه تنها از حالت تعادل خارج می شود، بلکه سعادت دنیوی و اخروی خویش را از دست می دهد و تباه می سازد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، خوف و رجا در انسان نسبت به خدا می بایست تحقق داشته باشد تا تعادل در روان و رفتار تحقق یابد. بسیاری از مردم این تعادل را با خوف و رجا ایجاد نمی کنند، بلکه گاه در دام جلال الهی و خوف افتاده و از خدا نومید می شوند؛ و گاه در دام جمال الهی و امید گرفتار می شود، و این گونه در جسارت می یابد و با جرأت به کارهای خلاف رو می آورد و آخرت خویش را تباه می کند.

از نظر قرآن، کسی که گرفتار قنوط و نومید از خدا است، گرفتار گناه کبیره است؛ بنابراین، هر کسی که اهل ایمان و اسلام است می بایست به خدا و نه خود امیدوار باشد و از خدا نومید نشود، حتی اگر بزرگ ترین گناهان را انجام داده و بدترین جسارت ها را کرده باشد؛ زیرا اسباب امید به خدا بسیار است که در این جا به برخی از آنها اشاره می شود.

صفات اکرامی خدا، مهم ترین اسباب امیدواری

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی که گرفتار قنوط می شود، گرفتار گمراهی است؛ زیرا خدا و راهش را نشناخته است که گرفتار قنوط و نومیدی شده است: قَالَ وَمَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ؛ گفت: چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید مى ‏شود.(حجر، آیه ۵۶)

انسان در هر حالی حتی اگر بدترین ظلم ها را انجام داده باشد که همان معصیت به جای اطاعت و بندگی است، اگر امید به خدا داشته باشد و توبه نماید و به اصلاح امر بپردازد و کار زشت را با کار نیک جایگزین سازد، دیگر جایی برای ترس از جلال و عظمت الهی و دوزخ او باقی نمی ماند؛ زیرا خدا نه تنها توبه او را می پذیرد، بلکه از او در می گذرد و گناهش را می بخشد و به پوشاندن خطا می پردازد و فراتر از آن بدی ها و زشتی هایش را با نیکی و حسنات جایگزین می کند؛ چنان که خدا می فرماید: إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ لیکن کسى که ستم کرده، سپس بعد از بدى نیکى را جایگزین آن گردانیده بداند که من آمرزنده مهربانم.(نمل، آیه ۱۱)

در جایی دیگر می فرماید: إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا  وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ؛ مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى ‏کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است ؛ و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى‏ گردد.(فرقان، آیات ۷۰ و۷۱)

اصولا انسان وقتی توبه کند و به دنبال اصلاحات کارهای نیک را جایگزین کارهای بد و زشت کند، با این کارهای نیک، بدی ها و زشتی ها گذشته حفظ می شود. خدا می فرماید: إِنَّ الْحَسَنٰاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئٰاتِ.(هود، آیه ۱۱۴)

در آیات قرآنی و روایات  اسلامی برای ایجاد امیدواری در مومنان و حتی کسانی که دچار قنوط و یأس و نومیدی شده اند، به اموری چون صفات جمالی و اکرامی خدا و نیز برخی از اعمال صالح و نیک توجه داده می شود تا انسان ضمن بازگشت به حالت تعادل در روان و رفتار، در مسیر سعادت ابدی گام بردارد؛ توجه به این که خدای تبارک و تعالی «ذوالجلال و الاکرام»(الرحمن، آیه ۸۲) است و رحمت الهی بر غضب او پیشی گرفته از مهم ترین عوامل امیدآفرین در انسان است.

خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که این خداشناسی و درک درست از خدا و معرفت به اوست که راه را برای توجه انسان به خدا باز می کند و او را برای رهایی از نومیدی و قنوط یاری می رساند و امید را در دل انسان نسبت به خدا می آفریند و از خشم و جلال الهی رهایی می بخشد و بستری برای تحقق خواسته ها و نیازهای انسانی فراهم می آورد و انسان را به مقصد و مقصودش می رساند.(یوسف، آیات ۸۶ و۸۷)

حضرت یعقوب (ع) در این آیات به این نکته توجه می دهد که او شناختی نسبت به خدا دارد که فرزندان به آن شناخت و معرفت نرسیده اند؛ این شناخت خدا به او کمک می کند تا هرگز گرفتار یاس از روح الله نشود؛ در حقیقت مقصود از جمله «أعلم من اللّه ما لاتعلمون» این است که من از رحمت خدا چیزى را مى‌دانم که شما نمى‌دانید. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) پس حضرت یعقوب(ع)  به دنبال این شناخت از روح الله است که فرزندان خود را از ناامیدى از رحمت خدا نهى مى‌کند. بنابراین می بایست که گفت که مهم ترین عامل در رهایی انسان از نومیدی همین شناخت به خدا و توجه یابی به اسمای جمالی و اکرامی است که امید را در دلها بر می افروزد و روشن می سازد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین اسباب امیدواری به خدا در انسان، توجه یابی به صفات اکرامی خدا است که شامل موارد زیر است:

  1. رحمت الهی: از مهم ترین صفات الهی که اسباب امیدواری است، توجه یابی به رحمت الهی و در خواست از خدای رحمان رحیم است. کسی که به این اسمای حسنای و جمالی و اکرامی خدا توجه یابد، هرگز مایوس نمی شود، بلکه هر چه خدا از خدا خواهد؛ زیرا خدا می فرماید که خلقت در سایه رحمت و برای همین امر است.(هود، آیه ۱۱۹) خدا به صراحت درباره ایجاد امید به سبب رحمت الهی در انسان می فرماید: قَالَ وَمَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ؛ گفت: چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید مى ‏شود.(حجر، آیه ۵۶)
  2. روحانیت الهی: خدا در مقام الوهیت خویش ، روحانیتی در فعل دارد که انسان را به خدا در هر حالی امیدوار می کند و از نومیدی و یأس رها می سازد. توسل به این سبب بسیار کارساز و کارآمد برای رهایی از نومیدی است؛ چنان که حضرت یعقوب به این امر توجه می دهد و از فرزندان می خواهد تا از «روح الله» مأیوس نشوند: وَلَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛ و از رحمت‏ خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏ خدا نومید نمى ‏شود.(یوسف، آیه ۸۷)
  3. اعطای الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدا دارای صفات اکرامی و جمالی است که انسان را به فضل و کرامت او امیدوار می سازد؛ یکی از این صفات، همین صفت اعطا است که خدا را به اسم معطی می شناسیم؛ وقتی انسان بداند که خدا هر چیزی را از خدا بخواهد اعطا می کند، دیگر نومید نمی شود؛ زیرا می تواند از خدا هر چیزی از مغفرت و رحمت را بخواهد و چیزهایی که احتمال دست یابی به طرق عادی وجود ندارد، از خدا بخواهد و به دست آورد؛ همین امر موجب می شود تا هرگز نومید از خدا نشود. چنان که حضرت یعقوب(ع) به فرزندان خویش می فرماید که از روح الله مأیوس نشوند و برای دست یابی به هدف متوجه این صفت الهی باشند.(یوسف، آیه ۸۷) امام سجاد(ع) در مناجات راجین می فرماید: یَا مَنْ إِذَا سَأَلَهُ عَبْدٌ أَعْطَاهُ، ای کسی که هر گاه بنده از او درخواستی کرد، به او عطا کرد.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، دعای راجین)
  4. توّابیت خدا: از نظر آموزه های وحیانی ، توجه به صفت الهی تواب موجب امیدبخشی در انسان می شود؛ زیرا براساس آموزه های وحیانی قرآن، پیش از این که بنده توبه و به سوی خدا بازگشت کند، این خدا است که به سوی انسان خلافکار بازگشت کرده و او را در شرایط توبه قرار می دهد و وقتی انسان خلافکار توبه کرد، باز این خدا است که توبه او را می پذیرد. در حقیقت توبه هر انسانی محفوف به دو توبه و بازگشت الهی است. پس توجه به این اکرام الهی می تواند شخص را به خدا امیدوار کند و از نومیدی برهاند. خدا در قرآن می فرماید: وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ و دانستند که پناهى از خدا جز به سوى او نیست، پس خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند. بى تردید خدا همان توبه‏ پذیر مهربان است. (توبه، آیه ۱۱۸)
  5. ربوبیت الهی: از نظر قرآن، خدا تنها خالق نیست، بلکه رب العالمین است؛ یعنی در مقام پروردگاری ظهور می کند تا هر کسی را به کمال بایسته و شایسته اش برساند. همین شناخت ربوبیت و پروردگاری و اهداف و فلسفه آن، موجب می شود تا انسان به خدا امید بسته باشد و در شرایطی که از خود نومید است، به خدا امیدوار بوده و هرگز گرفتار نومیدی از خدایی نشود که رب العالمین است و او را برای کمال پرورش می دهد؛ زیرا ربوبیت خدا در رحمانیت عام خدا تجلی می کند « رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَهٍ وَاسِعَهٍ »(انعام، آیه ۱۴۷) و هرگز خدا نمی پذیرد که بنده اش در قنوط و یأس از خدا دور شود و از کمالات باز ماند؛ چرا که خلقت در سایه و با مایه رحمت تحقق یافته است: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ.(هود، آیه ۱۱۹)

اعمال اصلاحی، اسباب امیدآفرین

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که شناخت و معرفت نسبت به خدا و توجه یابی به صفات اکرامی و جمالی خدا موجب امیدوارآفرینی است. مهم ترین اسباب امیدآفرینی از نظر قرآن عبارتند از:

  1. اعمال صالح : از مهم ترین عواملی که موجب امید در انسان می شود، عمل صالح است که شامل اعمال عبادی محض مانند انجام نماز و روزه و نیز اعمال عبادی صالح یاری به دیگران از احسان و اکرام و زکات و مانند آنها است. از نظر آموزه های وحیانی این کار نه تنها به عنوان حسنات موجب می شود تا سیئات زدوده شود، بلکه انسان را به رحمت عام و بهره مندی از رحمانیت رحیمی خدا نیز یاری می رساند و رستگاری ابدی را تضمین می کند.(حج، آیه ۷۷؛ قصص، آیه ۷۶) از نظر قرآن، شناخت انسان از خدا و صفات جلالی و جمالی اش موجب می شود تا انسان گرفتار خشیت عالمانه و عاقلانه باشد و هرگاه خلافی کرد، از عظمت الهی ترسان باشد؛ اما وقتی بداند که خدای کریم از گناه و خطایش با انجام اعمال صالح عبادی چون نماز و زکات در می گذرد، هرگز گرفتار نومیدی نمی شود؛ چنان که خدا در این باره می فرماید: إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ ؛ مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏ اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند.(توبه، آیه ۱۸)
  2. توبه: از نظر قرآن، توبه یکی از تفضلات الهی به بشر خلافکار است تا گرفتار نومیدی نشود و به سوی خدا بازگردد و به اصلاح امر خلاف خویش بپردازد.(قصص، آیه ۷۶) این گونه اعمال موجب می شود تا انسان از خوف جلال الهی رها شود.
  3. تلاش نیک: انسان با تلاش و کار نیک می تواند خود را در شرایطی قرار دهد که از فضل الهی بهره مند شود و به چیزهایی که امید دارد برسد: وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَهٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَیْسُورًا ؛ و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى از ایشان روى مى‏ گردانى، پس با آنان سخنى نرم بگوى. (اسراء، آیه ۲۸)

اسباب امیدواری از نظر امام سجاد(ع)

امام سجاد در دعای راجین خویش به اسباب رجا و امیدواری اشاره می کند که شامل صفات الهی و رفتارهای نیک انسانی است. از نظر ایشان اسباب امیدواری عبارتند از:

  1. اعطای الهی : چنان که گفته شد صفت اعطا و اسم معطی در خدا موجب می شود تا انسان هماره به خدا امید داشته باشد که هر چه بخواهد خدا اجابت می کند: یَا مَنْ إِذَا سَأَلَهُ عَبْدٌ أَعْطَاهُ وَ إِذَا أَمَّلَ مَا عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُنَاهُ؛ اى آن‏که هرگاه بنده‏ اى از او بخواهد عطایش کند؛ و هرگاه چیزى را که نزد اوست آرزو کند به آرزویش برساند.
  2. تقریب الهی: خدا در ساختار ربوبیت بر آن است تا هر موجودی را به کمالی برساند که در قالب تقرب به خدا خود را به نمایش می گذارد، بنابراین، همین خود عامل امیدواری برای انسان است: وَ إِذَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ قَرَّبَهُ وَ أَدْنَاهُ ؛ و زمانى که به او روى آور مقرّب و نزدیکش کند.
  3. ستاریت خدا: از دیگر اسمای اکرامی خدا، صفت ستاریت است که موجب می شود تا بنده هماره به خدا امید داشته باشد:
  4. وَ إِذَا جَاهَرَهُ بِالْعِصْیَانِ سَتَرَ عَلَى ذَنْبِهِ وَ غَطَّاهُ؛ و هر گاه که تظاهر به گناه کند، گناهش را پرده ‏پوشى نماید.
  5. کفایت توکلی خدا: وکیل از اسماء اکرامی خدا است که انسان وقتی به این اسم توجه یابد، در هر کاری موفق خواهد شد؛ زیرا خدا به پیامبرش (ص) فرمود که هرگاه در کاری عزم کردی، توکل به خدا کند که او را کفایت می کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹) امام سجاد(ع) نیز وکالت و کفایت الهی را عامل امیدواری در هر امری و کاری می داند و می فرماید: وَ إِذَا تَوَکَّلَ عَلَیْهِ أَحْسَبَهُ وَ کَفَاهُ؛ و آنگاه که بر او توکل نماید او را بس باشد و کفایت کند.
  6. مهمان نوازی خدا: خدا بهترین کسی است که انسان می تواند به عنوان میزبان به سراغش برود؛ زیرا خدا همه چیز را بدون منت و اذیت به بشر بخشیده و کم نگذاشته است؛ پس اگر مهمان او شود، خدا هرگز او را نمی راند؛ بر این اساس همین امر موجب می شود تا انسان به خدا در هر حالی امیدوار باشد: إِلَهِی مَنِ الَّذِی نَزَلَ بِکَ مُلْتَمِسا قِرَاکَ فَمَا قَرَیْتَهُ؛ خداى من کیست که بر آستانت وارد شده و خواهان مهمان‏پذیرى ‏ات باشد و تو از او پذیرایى نکرده باشى.
  7. احسان الهی: خدا مردمان را به احسان دعوت می کند، زیرا خود اهل احسان و از محسنان است. پس کسی که به صفت اکرامی احسان الهی توجه یابد، هرگز نومید نمی شود: وَ مَنِ الَّذِی أَنَاخَ بِبَابِکَ مُرْتَجِیا نَدَاکَ فَمَا أَوْلَیْتَهُ. أَ یَحْسُنُ أَنْ أَرْجِعَ عَنْ بَابِکَ بِالْخَیْبَهِ مَصْرُوفا وَ لَسْتُ أَعْرِفُ سِوَاکَ مَوْلًى بِالْإِحْسَانِ مَوْصُوفا؛ و کیست که مرکب حاجت را با امید به‏ سخاوتت به درگاهت خوابانده باشد و تو احسانش ننموده باشى. آیا خوشایند است که از درگاهت با محرومیت بازگردم، درحالى ‏که جز تو سرورى که به‏ احسان متصّف باشد نشناسم.
  8. خیر محض: از دیگر اسمای اکرامی الهی خیر است؛ زیرا او خاستگاه هر خیر است و اگر خیری به کسی می رسد از ناحیه و ساحت اوست؛ بنابراین، وقتی خدا خیر مطلق است(آل عمران، آیه ۲۶)، هرگز شری از او بر نمی خیزد؛ زیرا اگر شر «عندالله» است ولی «من الله» نیست، بلکه «من الناس» است؛ به سخن دیگر، گرچه خیرات وشرور همه من « عند اللّه » هستند و ریشه تکوینی شان از خداست ، امّا فرق خیر و شرّ این است که خیر ، هم «من عند اللّه» است وهم « من اللّه » ، امّا مصیبت و شرّ ، « من عند اللّه » است ولی « من اللّه » نیست.(نساء، آیات ۷۸ و ۷۹) به هر حال، عامل مهم امیدواری به خدا همین صفت خیر مطلق و محض بودن خدا است: کَیْفَ أَرْجُو غَیْرَکَ وَ الْخَیْرُ کُلُّهُ بِیَدِکَ؛ چگونه به غیر تو امید بندم درحالى ‏که هر خوبى به دست توست.
  9. خلق و امر الهی: از دیگر عوامل امیدواری به خدا این است که همه چیز از امر و خلق در دست اوست، به طوری که دیگر جایی برای غیر خدا باقی نیست: وَ کَیْفَ أُؤَمِّلُ سِوَاکَ وَ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ لَکَ؛ و چگونه جز تو را آرزو کنم درحالى‏ که‏ آفرینش و فرمان خاص تو است.
  10. احسان قبل از سوال: از دیگر اسباب امیدواری صفت احسان قبل سوال است که خدا بدان متصف است؛ زیرا همه پیش از آن که از خدا چیزی بخواهند از نعمت وجود و دیگر نعمت های بهره مند شده اند؛ بنابراین وقتی کسی سئوال کند حتما خدا امیدش را نومید نمی سازد: أَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ قَدْ أَوْلَیْتَنِی مَا لَمْ أَسْأَلْهُ مِنْ فَضْلِکَ؛ آیا امیدم را از تو ببرم درحالى که از روى احسان آنچه که از تو نخواستم به من عطا فرمودى‏.
  11. حبل الله: خدا ریسمانی را برای انسان قرار داده تا بدان بیاویزد. این ریسمان شامل قرآن و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است که مهم ترین چیزی است انسان بدان می آویزد(آل عمران، آیه ۱۰۳)؛ خدا این ریسمان را گذاشته تا انسان بهره مند شود، پس کسی که بدان بیاویزد، هرگز نومید نمی شود، به شرطی که به غیر این حبل الله نیاویزد و محتاج غیر آن نشود: أَمْ تُفْقِرُنِی إِلَى مِثْلِی وَ أَنَا أَعْتَصِمُ بِحَبْلِکَ؛ یا آیا به مانند خودم محتاج مى‏ کنى درحالى‏ که به رشته محکمت چنگ مى ‏زنم.
  12. رحمت الهی: چنان که گفته شد رحمت الهی مهم ترین عامل امیدواری انسان است: یَا مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقَاصِدُونَ؛ اى آن‏که قصد کنندگان به رحمتش خوشبخت شدند
  13. استغفار: صفاتی چون غفاریت خدا از مهم ترین اسباب امیدواری است : وَ لَمْ یَشْقَ بِنَقِمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ ؛ و آمرزش‏ خواهان به انتقامش بدبخت نشدند.
  14. ذکر الله: از آیات الهی به دست می آید که خدا کسی که او را یاد کند او را یاد می کند و مشکل او را برطرف می کند و این خود عامل امیدواری است: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلَا تَکْفُرُونِ ؛ پس مرا یاد کنید [تا] شما را یاد کنم و شکرانه‏ ام را به جاى آرید و با من ناسپاسى نکنید.(بقره، آیه ۱۵۲) امام سجاد(ع) می فرماید: کَیْفَ أَنْسَاکَ وَ لَمْ تَزَلْ ذَاکِرِی؛ چگونه فراموشت کنم که همیشه به یادم بوده ‏اى.
  15. رقیب: یکی از اسمای الهی رقیب است که به معنای مراقبت است؛ یعنی زیر نظر گرفتن به تمام معنا بدون هیچ خطا و اشتباه. این شرایط موجب می شود که انسان امید داشته باشد که خدا به عنوان رب العالمین مراقب اوست و او را رها نمی کند؛ هم چنین موجب می شود تا خود را زیر نظر کامل خدا بداند و به خطا و بیهودگی نرود و از خدا دور نشود؛ زیرا خدا را در هر حال ناظر کارش می بیند.(علق، آیه ۱۴) امام سجاد(ع) می فرماید: وَ کَیْفَ أَلْهُو عَنْکَ وَ أَنْتَ مُرَاقِبِی؛  و چگونه از تو غافل شوم که تو نگهبان و مراقب هستى.
  16. اکرام الهی: چنان که گفته شد توجه به اکرام و کرم الهی است که انسان را حتی جسور می کند. همین توجه نیز موجب می شود تا انسان امید به رحمت و غفران الهی داشته باشد واز خدا هر چیزی را بخواهد: إِلَهِی بِذَیْلِ کَرَمِکَ أَعْلَقْتُ یَدِی وَ لِنَیْلِ عَطَایَاکَ بَسَطْتُ أَمَلِی …وَ یَا أَکْرَمَ مَدْعُوٍّ وَ یَا مَنْ لا یُرَدُّ سَائِلُهُ [یَرُدُّ سَائِلَهُ‏] وَ لا یُخَیَّبُ آمِلُهُ [یُخَیِّبُ آمِلَهُ]‏؛ … أَسْأَلُکَ بِکَرَمِکَ أَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ مِنْ عَطَائِکَ بِمَا تَقِرُّ [تَقَرُّ] بِهِ عَیْنِی ؛ وَ مِنْ رَجَائِکَ بِمَا تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسِی وَ مِنَ الْیَقِینِ بِمَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلَیَّ مُصِیبَاتِ الدُّنْیَا؛ وَ تَجْلُو بِهِ عَنْ بَصِیرَتِی غَشَوَاتِ الْعَمَى بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ ؛ خداى من دستم را به دامن کرمت آویختم؛ و براى رسیدن به عطایت سفره آرزویم را گستردم… اى کریم ‏ترین خوانده، اى آن‏که پرسنده‏ اش برگردانده نشود، و آرزومندش محروم نگردد… از تو مى ‏خواهم به بزرگواریت‏ که ببخشى از عطاى خود بر من آنچنان‏که دیده ‏ام به آن روشن شود. و از امید به تو سرشارم سازى به اندازه‏ اى که نهادم آرامش یابد، و از یقین‏ آنچنان بر من منّت نهى که با آن ناگواری هاى دنیا را برایم آسان نمایى؛ و با آن از دیدگانم دلم پرده‏ هاى نابینایى را برگیرى‏ به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.
  17. توحید و وحدانیت خدا: شناخت انسان به وحدانیت خدا موجب می شود تا تنها او را همه کار و همگان را بنده دانسته به جای توسل و تمسک به دیگران به خدا مراجعه کند و از به او امید داشته باشد: فَأَخْلِصْنِی بِخَالِصَهِ تَوْحِیدِکَ وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَفْوَهِ عَبِیدِکَ؛ یَا مَنْ کُلُّ هَارِبٍ إِلَیْهِ یَلْتَجِئُ وَ کُلُّ طَالِبٍ إِیَّاهُ یَرْتَجِی یَا خَیْرَ مَرْجُوٍّ؛ مرا به خلوص توحیدت خالص کن، و از بندگان برگزیده ‏ات قرار ده؛ اى آن‏که هر گریزانى به او پناه مى ‏جوید، و هر جوینده ‏اى به او امید مى ‏بندد، اى بهترین امیدبخش.
  18. فتاح: از اسمای اکرامی خدا فتاح است که همه درها به سوی باز می شود و اوست که هر گره ای باز می کند و هر دری را می گشاید: یَا مَنْ بَابُهُ مَفْتُوحٌ لِدَاعِیهِ وَ حِجَابُهُ مَرْفُوعٌ لِرَاجِیهِ؛ اى آن‏که در رحمتش به روى خوانندگان باز است، و پرده درگاهش براى امیدواران گشوده است.