اسباب توسل و آثار آن از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

توسل در فرهنگ قرآنی، به معنای فراهم آوری اسباب تقرب به خدا است. البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، توسل به دو قسم حق و باطل دسته بندی می شود؛ زیرا نمی توان برای تقرب جویی به خدا از هر اسباب و وسیله ای بهره گرفت؛ بلکه تنها مجاز به استفاده از برخی اسباب و وسایل هستیم.

نویسنده در این مطلب برآن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اسباب و وسایل مجاز برای تقرب جویی و آثار آن را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و ارزش توسل از نظر قرآن

واژه توسّل از ریشه «وسل»( لسان‌العرب، ج ۱۵، ص ۳۰۱، «وسل») به معنای «وسیله» جویی است. در فرهنگ اسلامی مراد از توسل، فراهم آوری وسیله یا وسایلی، در راستای تقرّب جستن به خدا است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، وسیله قرار دادن صفات الهی، یعنی تمسّک به اسما و صفات در دعا ، و هم چنین وسیله قرار دادن مظاهر اسمای الهی از ذوات مقدّس و اولیای الهی و هم چنین انجام  اعمال صالح از استعانت به صبر، نماز و دیگر اعمال  صالح موجب تقرب انسان به سوی خدا می شود؛ در همین راستا می توان گفت که شفاعت شافعان از اسباب توسل است؛ زیرا این شفعاء نیز یکی از اسباب و وسایلی هستند که خدا از آنان رضایت دارند و انسان می تواند به سبب همراهی آنان، رحمت و مغفرت الهی را به سوی خویش جذب و جلب کند و از مشکلات و پیامدهای خطا و گناه و مانند آنها رهایی یابد.

خدا در قرآن به صراحت از اهمیت توسل به وسایل و اسباب و استعانت از آنها برای تقرب جویی به سوی خود سخن به میان آورده و فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای الهی پیشه کنید و به سوی خدا وسیله بجویید و در راه خدا مجاهدت کنید شاید رستگار شوید.(مائده ، آیه ۳۵)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رستگاری در گرو و رهن توسل جویی انسان به اسباب و وسایلی است که خدا آنها را به عنوان وسیله تقرب جویی معرفی کرده است.

از نظر قرآن، کسانی که نیازمند بهره مندی از مغفرت الهی هستند، افزون بر این خود می بایست استغفار کنند، بلکه می بایست اولیای الهی از جمله پیامبر(ص) را وسیله تقرب جویی قرار دهند تا آن حضرت(ص) به پیشگاه خدا برای آنان استغفار کند تا این گونه از مغفرت الهی بهره مند شوند؛ زیرا استغفار آن حضرت(ص) به سبب مقام شفاعت و جایگاه رفیعی که در نزد خدا دارد، بسیار موثر و مفید است و خدا استغفار آن حضرت(ص) در حق دیگران را می پذیرد و دعای مغفرت جویی ایشان را اجابت می کند.

خدا به صراحت درباره نقش بسیار اساسی پیامبران از جمله پیامبراکرم(ص) به عنوان اسباب و وسایل مغفرت جویی می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّابًا رَحِیمًا؛ و ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آن که به اذن الهی اطاعت شود؛ و اگر آنان هنگامی که به خودشان ظلمی کردند، نزد تو آیند، پس طلب مغفرت از خدا کنند و رسول الله نیز برای آنان استغفار کند، هر آینه آنان خدا را تواب رحیم می یابند.(نساء ، آیه ۶۴)

پس از نظر قرآن، ترکیبی از استغفار ظالم و ستمگر با استغفار پیامبر(ص) موجب آن می شود که تا خدا در مقام «تواب رحیم» ظهور کند و توبه آنان بپذیرد و بر آنان به شکل رحمت رحیمی تجلی کند.

از نظر قرآن، منافقان مدعی اسلام و ایمان، این حقیقت را بی پایه و ارزش می شمارند و به توسل اعتنایی نمی کنند و بر خلاف توسل جویی عمل می کنند؛ خدا در این باره می فرماید: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَکْبِرُونَ؛ و  هر گاه به آنان گفته می شود: بیایید تا برای شما رسول الله استغفار کند، آنان سرهایشان را برمی گردانند و آنان را می بینی که راه حق را می بندند در حالی که آنان مستکبران هستند.(منافقون ، آیه ۵)

پس از نظر قرآن، کسی که اهل توسل نیست و با آن مخالفت می ورزد، از منافقانی هستند که نه تنها راه حق نمی روند و بدان پشت می کنند، بلکه راه حق را بر دیگران می بندند؛ زیرا آنان تکبر درونی خویش را به شکل استکبار ظاهری و برونی به نمایش  می گذارند. در حقیقت این تکبر باطنی و استکبار ظاهری آنان است که به عنوان مانع اصلی توسل جویی و نیز تاثیر آن در زندگی منافقان مطرح می شود.

البته همین معنا را از آیات ۶۱ و۶۴ سوره نساء نیز می توان استنباط کرد؛ زیرا خدا در آن جا می فرماید: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُودًا… وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّابًا رَحِیمًا ؛ و هرگاه به آنان گفته می شود: به سوی آن چه خدا فرو فرستاد و به سوی رسول الله بالا بیاید، می بینی منافقان به شدت علیه تو موضع می گیرند و راه را می بندند… درحالی که ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آن که به اذن الهی اطاعت شود؛ و اگر آنان هنگامی که به خودشان ظلمی کردند، نزد تو آیند، پس طلب مغفرت از خدا کنند و رسول الله نیز برای آنان استغفار کند، هر آینه آنان خدا را تواب رحیم می یابند. (نساء ، آیه ۶۱)

شگفت این که برخی از این منافقان گاه تظاهر به توسل به آن حضرت(ص) برای استغفار می کنند، در حالی که هیچ اعتقادی به آن ندارند: سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعًا بَلْ کَانَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ به تحقیق تخلفان کنندگان از بادیه نشینان به تو می گویند: اموال و خانواده ما را به خود مشغول کرده بود که در جهاد حاضر نشدیم. پس برای ما استغفار کن! آنان به زبان چیزی را می گویند که در قلب آنان نیست؛ بگو: چه چیزی می تواند شما را از خدا نگه دارد هرگاه بخواهد به شمار ضرری برساند یا بخواهد به شما نفعی برساند؛ بلکه خدا به هر چه می کنید خبیر و کارشناس است.(فتح ، آیه ۱۱)

از نظر قرآن، توسل به پیامبر(ص) به ویژه برای استغفار کردن برای مومنان، افزون بر کسب مغفرت الهی، موجب جلب رحمت رحیمی خاص نیز می شود؛ چرا که آن حضرت(ص) از نظر قرآن از اسباب مشروع برای توسل و تقرب جویی به سوی خداست.(نساء، آیه ۶۴؛ ممتحنه، آیه ۱۲؛ فتح، آیه ۱۱؛ محمد، آیه ۱۹؛ منافقون، آیه ۵)

به هر حال از این آیات به دست می آید که توسل به اسباب و وسایل مشروع می تواند اسباب رستگاری(مائده، آیه ۳۵)، مغفرت و آمرزش و توبه (نساء، آیه ۶۴؛ ممتحنه، آیه ۱۲ ) و جلب رحمت رحیمی(همان) و رهایی از پیامدهای گناه و بلایا(همان) را فراهم آورد.

از نظر قرَآن، برای این که انسان اهل توسل باشد و توسل او مقبول درگاه الهی شود، می بایست دست از تکبر و استکبار بردارد و به خطا و گناه خویش اقرار کند(یوسف، آیه ۹۷) و به سوی خدا توبه کرده و بازگردد تا خدای توّاب او را بپذیرد و تقوای الهی را پیشه کند و به مجاهدت در راه خدا بپردازد.(مائده، آیه ۹۳)

وسایل مشروع و غیر مشروع در توسل

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، توسل به خدا می تواند به اسباب مشروع یا غیر مشروع انجام شود. شکی نیست که توسل به اسباب غیر مشروع نه تنها سازنده و مفید نیست، بلکه حرام است. به عنوان نمونه خدا از توسل به اسباب و وسایلی چون بتان برای تقرب جویی به خود را نهی کرده است؛ زیرا برخی برای تقرب جویی به خدا، بتان را به عنوان اسباب و وسایل تقرب به کار می برند و می گویند: أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ ؛ آگاه باشید آیین پاک از آن خداست و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏ اند [به این بهانه که] ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا تقرب و نزدیک گردانند، نمى ‏پرستیم؛ البته خدا میان آنان در باره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد کرد. در حقیقت‏ خدا آن کس را هدایت نمى ‏کند که دروغ‏پرداز ناسپاس است.(زمر، آیه ۳)

در حقیقت توسل به اسباب باطل چون بتها یا اعمال غیر صالح و مانند آنها، توسل به حرام برای رسیدن به تقربی است که حلال است؛ انسان نمی بایست برای رسیدن به مقصد و مقصود حلال، از ابزار حرام استفاده کند؛ زیرا هدف مشروع و مقبول و معقول، وسیله غیر مشروع و باطل و حرام را توجیه نمی کند و اجازه نمی دهد تا انسان برای رسیدن به هدف متعالی از هر ابزار و وسیله ای استفاده کند؛ چرا که هدف مقدس، ابزار نامشروع را وجاهت نمی بخشد.

از همین روست که خدا با آن که شفاعت را به عنوان یکی از وسایل و اسباب مشروع تقرب جویی به خود پذیرفته است؛ ولی آن را مشروط به شفاعت کسانی دانسته است که «مأذون» از سوی خدا و «ِمَنِ ارْتَضَى» و مورد رضایت تمام الهی باشد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ؛ کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟!(بقره، آیه ۲۵۵) و نیز می فرماید: وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ؛ جز براى کسى که خدا رضایت دهد شفاعت نمى کنند و خود از بیم او عالمانه هراسان هستند.(انبیاء، آیه ۲۸)

بنابراین، اگر از شفاعت اولیای الهی از پیامبران و امامان معصومان(ع) یا شفاعت فرشتگان سخن به میان می آید، به سبب آن است که آنان ماذون و مرتضی الهی هستند.

در روایات معتبر از اهل سنت درذیل آیه ۳۷ سوره بقره از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: کلماتى که آدم (علیه السلام)دریافت نمود، درخواست و توسّل به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم‌السلام براى قبولى توبه‌اش بود. (الدّرالمنثور، سیوطی شافعی مصری، ج ۱، ص ۱۴۷)

بنابراین، برای بتان و دیگران که از این دو شرط برخوردار نیستند، هیچ شفاعتی نیست و نمی توان به آنها برای تقرب جویی به خدا به عنوان وسایل تقرب بهره گرفت.(اسراء، آیات ۵۶ و ۶۷؛ زمر، آیات ۳ و ۴۳)

از آن جایی که توسل به این اسباب و وسایل از صفات الهی، اولیای الهی، اعمال صالح و مانند آنها ماذون به اذن الهی است و تاثیرگذاری اسباب به اراده و اذن اوست، هیچ تنافی با توحید ندارد؛ چرا که از از امر خداوند به «ابتغاء وسیله» و اجازه توسّل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى آمرزش گناهان و توسّل فرزندان یعقوب به آن حضرت(ع) براى بخشش خطایشان استفاده مى‌شود که توسّل، با توحید منافات ندارد.(نساء، آیه ۶۴؛ مائده، آیه ۳۵؛ یوسف، آیه ۹۷) یعنی همان طوری که از نظر قرآن، مجاهدت در راه خدا از اسباب رستگاری است، توسل جویی نیز از اسباب رستگاری است و همان خدایی که اعمال صالح را به عنوان اسباب توسل مطرح کرده، توسل به اولیای الهی از جمله پیامبر(ص) را نیز به عنوان اسباب توسل مطرح کرده و آن را مشروع دانسته است؛ به ویژه که جریان امور در دنیا هماره برمدار و محور اسباب است؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: أبَى اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِأسبابٍ ، فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیءٍ سَبَبا و جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحا ، و جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلما ، و جَعَلَ لِکُلِّ عِلمٍ بابا ناطِقا ، عَرَفَهُ مَن عَرَفَهُ ، و جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ ، ذاکَ رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله و نَحنُ؛ خداوند ابا دارد از این که چیزها (امور) را جز از طریق اسباب فراهم آورد. از این رو ، براى هر چیزى ، سببى قرار داده، و براى هر سبب، بیانى، و براى هر بیان ، دانشى، و براى هر دانشى، درى. گویا هر که آن در را شناخت، علم را فهمید و هر کس آن را نشناخت، جاهل ماند. آن در، همان رسول خدا صلى الله علیه و آله و ما هستیم.( الکافی ، ج ۱، ص ۱۸۳، حدیث۷)

اسباب و وسایل توسل از نظر امام سجاد(ع)

امام سجاد(ع) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اسباب و وسایل مشروع توسل را همه موارد پیش گفته دانسته و بدان توسل جسته است. این موارد عبارتند از:

  1. اسماء و صفات الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، یکی از مهم ترین اسباب توسل، توسل به اسماء و صفات الهی است. آن حضرت (ع) در دعای خویش به درگاه خدا از اسباب صفات برای تقرب جویی بهره می گیرد و می فرماید: إِلٰهِى لَیْسَ لِى وَسِیلَهٌ إِلَیْکَ إِلّا عَوَاطِفُ رَأْفَتِکَ، وَلَا لِى ذَرِیعَهٌ إِلَیْکَ إِلّا عَوَارِفُ رَحْمَتِکَ؛ معبودم، به پیشگاهت وسیله‌ای جز عواطف مهرت ندارم و به درگاهت دست‌آویزی جز از آنچه از رحمتت شناخته شده.(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، مناجاه المتوسّلین) از این فقره به دست می آید که صفاتی چون رأفت و رحمت یکی از نخستین و اصیل ترین صفاتی است که انسان می تواند برای جلب عنایت و تفضل الهی به آن به آویزد و تمسک و توسل بجوید.
  2. شفاعت اولیای الهی: چنان که گذشت توسل به اولیای الهی از جمله توسل به اصل شفاعت و شفیع قرار دادن آنان یکی از مهم ترین اسباب مشروع توسل از نظر قرآن است. امام سجاد(ع) در این باره می فرماید: وَشَفَاعَهُ نَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ، وَمُنْقِذِ الْأُمَّهِ مِنَ الْغُمَّهِ، فَاجْعَلْهُما لِى سَبَباً إِلَىٰ نَیْلِ غُفْرانِکَ، وَصَیِّرْهُما لِى وُصْلَهً إِلَى الْفَوْزِ بِرِضْوَانِکَ؛ و جز شفاعت پیامبرت، پیامبر رحمت و رهایی‌بخش امت از رنج و ناراحتی ندارم، خدایا! این دو وسیله را برای من سبب رسیدن به آمرزشت قرار ده و آن دو را رابطه‌ای برای دست‌یابی به خشنودی‌ات گردان.(همان)

آثار توسل به اسماء و صفات الهی از نظر امام سجاد(ع)

امام سجاد(ع) در نیایش خویش به آثار توسل به اسماء و صفات الهی اشاره می کند و براین باور است که هر چه از خیر دنیا و آخرت می خواهیم با توسل به این امر دست یافتنی است. ایشان می فرماید: وَقَدْ حَلَّ رَجَائِى بِحَرَمِ کَرَمِکَ، وَحَطَّ طَمَعِى بِفِنَاءِ جُودِکَ، فَحَقِّقْ فِیکَ أَمَلِى، وَاخْتِمْ بِالْخَیْرِ عَمَلِى، وَاجْعَلْنِى مِنْ صَفْوَتِکَ الَّذِینَ أَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَهَ جَنَّتِکَ، وَبَوَّأْتَهُمْ دَارَ کَرامَتِکَ؛ وَأَقْرَرْتَ أَعْیُنَهُمْ بِالنَّظَرِ إِلَیْکَ یَوْمَ لِقائِکَ، وَأَوْرَثْتَهُمْ مَنَازِلَ الصِّدْقِ فِى جِوارِکَ ؛ همانا امیدم به حریم کرمت فرود آمده و مرکب طمع و آز من به آستانه جودت بار انداخته است، پس درباره خودت آرزویم را محقّق ساز و کارم را به خیر پایان ده و مرا از آن برگزیدگانی قرار ده که در میان بهشت قرارشان دادی و در خانه کرامتت جایشان؛ و دیده آنان را در روز قیامت با نگاه به‌سوی جمال خود روشن نمودی و جایگاه راستی را در جوارت به آنان واگذار نمودی.(همان)

از نظر امام سجاد(ع) بهترین اسباب توسل، توسل به اسمای الهی است؛ زیرا توسل به اسماء و صفات جمالی و اکرامی خدا، موجب می شود تا انسان از آثار اسماء و صفات جلالی در امان باشد؛ و در حقیقت از خدا به خدا پناه جوید: اعوذ بک منک. آن حضرت (ع) می فرماید: یَا مَنْ لَایَفِدُ الْوَافِدُونَ عَلَىٰ أَکْرَمَ مِنْهُ، وَلَا یَجِدُ الْقَاصِدُونَ أَرْحَمَ مِنْهُ، یَا خَیْرَ مَنْ خَلَا بِهِ وَحِیدٌ، وَیَا أَعْطَفَ مَنْ أَوَىٰ إِلَیْهِ طَرِیدٌ، إِلَىٰ سَعَهِ عَفْوِکَ مَدَدْتُ یَدِى، وَبِذَیْلِ کَرَمِکَ أَعْلَقْتُ کَفِّى، فَلا تُولِنِى الْحِرْمَانَ، وَلَا تُبْلِنِى بِالْخَیْبَهِ وَالْخُسْرانِ، یَا سَمِیعَ الدُّعاءِ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ ای آن‌که باریافتگان بر کریم‌تر از او بار نیابند و قصدکنندگان مهربان‌تر از او را نیابند، ای بهترین کسی که شخص تک و تنها با او خلوت کند و ای مهربان‌ترین کسی که انسان رانده به‌جانب او روی می‌آورد، به‌سوی گستردگی گذشت و بخششت دست گدایی دراز کردم و به دامن کرمت چنگ آویختم، مرا سزاوار محرومیت مکن و به ناامیدی و زیان دچار مساز، ای شنوای دعا، ای مهربان‌ترین مهربانان.